کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی دوباره به نظریه تکامل یا فرگشت
۱۰:۳۱, ۱۲/مهر/۹۶
شماره ارسال: #1

مدیر محترم
سلام در یکی از تاپیک ها بنده در موضوع تکامل یا فرگشت درخواست کردم که خلاصه ای از نظریات داروین وتکامل نوشته شود تا درباره اون بحث بشه اما تمایلی نشون داده نشد .بنده خودم در مورد آنها مروری کردم وبطور خلاصه درزیر می نویسم. اگر موافق نیستید میتوانید حذف کنید ویا بجای دیگر منتقل کنید ویا اینکه دوستان محبت کنند نظر بنویسند در هرحال تشکر میکنم
براساس نظریه تکامل یا فرگشت
همه موجودات از (یک ریشه) اند وبمرور زمان ودر(تنازع بقا) و (انطباق با محیط) دچار(جهش )شده وموجود جدیدی بوجود می آد و این جریان بسوی کمال پیش میره. این حاصل همه نظریات داروین ویاران اوست
اعلام این نظریه تحولی در دنیای علم پدید آوردو دانشمندان را در جهت کشف آفرینش جهان وموجودات بسیج نمود اما دوامر موجب واکنش شدیدنسبت به این نظریه شد
یکی اینکه برخی چنین برداشت کردند که نظریه تکامل وجود خدارا منتفی نموده است ومادیت را جایگزین کرده
ودیگری مساله خلقت انسان از میمون بود که با آموزه های دینی ادیان ابراهیمی درتضاد بود.
بنظر بنده تکامل محصول دانش تجربی بوده وارتباطی با منشا آفرینش ندارد وخداوند آغاز گر آفرینش بوده وتکامل نیز از مخلوقات الهی است ودوم اینکه مساله پدید آمدن انسان امروزی از میمون هنوز اثبات نشده ویک حلقه مفقوده است ونباید سریعا با نظریه مقابله کرد .اگر روزی این امر حل شود مفسران ما حتما در تفسیر آیات مسیر علمی را پی میگیرند .بنابراین نظریه تکامل داروین موثر دررشد علم بوده ودر برخی جهات ناقص است وباید مرتفع شود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 12 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۲۲, ۲۷/مهر/۹۶
شماره ارسال: #111

(۲۷/مهر/۹۶ ۲۲:۰۴)mahdy30na نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم
و إذ قال إبراهیم رب أرنی کیف تحی الموتی قال أ و لم تؤمن قال بلی و لکن لیطمئن قلبی قال فخذ أربعة من الطیر فصرهن إلیک ثم اجعل علی کل جبل منهن جزءا ثم ادعهن یأتینک سعیا و اعلم أن الله عزیز حکیم
بقره 260

شوما با حکمت و فلسفه به توحید رسیدی ؟
من شرمندم که بهت ادرسو اشتباه دادن .
این ایه رو دیدی ؟
الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ Huh
این از فلسفه و حکمت هست یا ثقل اکبر ؟
شب بخیر وتشکر
خداراشکر که از5 مورد سه مورد حلشد اما درمورد دومورد دیگر
1-در مورد آیه 260 بقره همانگونه که ابراهیم درخواست کرده برای اطمینان قلبی اوبود والا بدون آن آزمایش ایمان داشت وایمان اوهم با این عمل تقویت شد
2-در مورد آیه بعدی اساسا استناد به قرآن خود نیز نیاز به دلیل عقلی است که اول به خدا ایمان بیاوری وسپس به پیامبر او وبعد کتاب وحی بنابراین دراینجا هم آیه قرآن مستند اول نیست
در هردو مورد تنهاراه شناخت عقل وعرفان است که ایندو در فلسفه وحکمت میاید موفق باشی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۳۴, ۲۸/مهر/۹۶
شماره ارسال: #112
آواتار
واقعا چگونه می توان این را باور کرد؟


[تصویر: 634313_ESL1czlB.jpg]
آیا تفاوتهای انسان و شامپانزه ناچیز است؟
واقعا چگونه می توان برخی ادعاها را باور کرد؟ برخی به قدری با موضوع فرگشت سطحی و بدون تعمق برخورد می کنند که از یک سو سبب خنده و شوخی و از سوی دیگر سبب حیرت می شود. موضوع وقتی حالت جدی می گیرد و به نگارش این ایده ها و ادعاها در سایتها تبدیل می شود درجه این حیرت بیشتر می شود. به عنوان مثال هنگام مشاهده سایت فرگشت(که در مقاله قبلی معرفی شد) به مطلب کوتاهی در باره شباهت انسان و شامپانزه برخوردم که برای من خیلی عجیب بود لذا در صدد بر آمدم تا این مطلب را در این وبلاگ منتشر کنم. همچنین تصمیم گرفتم تا با جستجویی در مقالات و نوشتجات، لیستی از تفاوتهای انسان و شامپانزه را تهیه کنم . قاعدتا آن چیزی که در اینجا ارائه می شود همه مطلب نیست و دوستان محترم نیز ممکن است به برخی مطالب و تفاوتها اشاره کنند.
تصویر گرافیکی نصف انسان نصف شامپانزه. برای اینکه متوجه شباهت انسان با دیگر ایپ‌ها Ape (کَپی) مانند شامپانزه؛ گوریل و اورانگوتان شویم لازم نیست زیست‌شناس باشیم. به جز برخی تفاوت‌ها در اندازه و موی اضافه، اندام‌های ما به وضوح به هم شباهت دارند.
[تصویر: 634313_FM7NHIBM.png]
البته این شباهت تنها ظاهری نیست. برای نمونه شمپانزه‌ها از ابزار استفاده می‌کنند و استفاده از آنرا به کودکان خود می‌آموزند. آنها سلسله مراتب اجتماعی خاص خود را دارند. و اگرچه نمی‌توانند سخن بگویند ولی قادر به یادگیری زبان اشاره هستند. نیاکان مشترک ما و آنها چیزی در حدود ۶ میلیون سال پیش زندگی می‌کرده‌اند و کم‌کم از هم منشعب شده‌اند. مواد ژنتیکی انسان و شامپانزه تنها چند درصد با هم اختلاف دارد.
پاسخ:

اگر همین طور به طور سطحی به ظاهر شامپانزه و انسان نگاه کنیم و مقالات را سهل انگارانه و با نساهل و تسامح مرور کنیم نتیجه ای جز این عایدمان نمی شود ولی اگر عمیقتر به موضوع نگریسته و اطلاعاتی که تاکنون در باره تفاوتهای انسان و شامپانزه منتشر شده است را به دقت بررسی کنیم نتیجه ای که عاید می شود خیلی متفاوت است.
قبل از آنکه دلایل اصلی را ارائه دهم بد نیست به یک لطیفه قدیمی اشاره کنم. از کسی پرسیدند که هواپیما رباها چگونه یک هواپیما را با این عظمت می دزدند..او گفت این کار خیلی ساده است...آنها اجازه می دهند تا هواپیما به آسمان برود و وقتی کوچک شد آن را می گیرند و در جیب خود می گذارند!!!( ببخشید اگر نتوانستم آن را به صورت خنده دار و اصیل بنویسم!! ولی امیدوارم مفهوم مطلب را منتقل کرده باشم)..غرض از این لطیفه این است که برای درک تفاوتهای دو موجود نباید از دور و سطحی به قضیه نگاه کرد بلکه بر عکس باید خیلی جزیی و دقیق به موضوع نگاه کرد زیرا امکان زیادی وجود دارد که نتیجه متفاوت و بلکه متضادی به دست آید ،یعنی اتفاقی که این نوشتار نمونه ای از آن است. با این مقدمه به تفاوتهای انسان و شامپانزه اشاره می کنم:
تفاوتهای انسان و شامپانزه
1- وزن: شامپانزه بالغ بین 40 تا 60 و انسان بالغ بر اساس گونه های مختلف بین 60 تا 80 کیلوگرم،
2- قد: شامپانزه نر تا 160 و ماده ها تا 130. انسان مذکر تا 190 و ماده تا 180 سانتی متر،
قدرت بدنی: ماهیچه های شامپانزه ها بسیار قوی است و لذا زورشان 5 تا 6 برابر انسانهاست. مثلا در سال 1924 در باغ وحشی در نیویورک، یک شامپانزه 75 کیلوگرمی 384 کیلوگرم نیرو بر دستگاه نیروسنج وادر کرد در حالیکه همین مقدار را یک انسان 95 کیلوگرمی توانست وارد کند،
3- پوشش بدن: شامپانزه: موههای تیره و ضخیم در سرتاسر بدن به جز کف دستها و پاهها، صورت ، انگشتان و پنجه پا. صورت شامپانزه در حین رشد موههای خاکستری رنگ در می آورد، انسانها فقط بر روی سر و اندکی صورت و زیر بغل و ظهار و در مردان بیشتر از زنان بر روی پاهها و دستها. موههای پوشاننده بدن انسانها اغلب ظریف هستند.
4- دنده ها: انسان 12 جفت دنده و شامپانزه 13 جفت دنده،
5- شست پا: شامپانزه در هر پا دو شست دارد و انسان یک شست،
6- دوره آبستنی: انسان 9 ماه ، شامپانزه: 8 ماه،
7- دوره شیر دهی: انسان دو سال و شامپانزه سه سال،
8- زمان بلوغ: انسان مذکر 15 سالگی و مونث 9 سالگی و در شامپانزه 8 تا 10 سالگی،
9- طول عمر: شامپانزه حداکثر 50 سال، انسان تا یکصد سال،
10- تغذیه: شامپانزه گیاهخوار و گهگاه گوشتخوار، انسان گیاهخوار و گوشتخوار،
11- قدرت ابزار سازی: شامپانزه: ساخت ابزارهای ساده مثل نیزه های کوچک ..قدرت انسان: نامحدود،..
این موجودات بسیار هوشمند و قادر به انجام بازی های نمادین، حل مسائل و همچنین انجام رفتارهای پیچیده ای همچون Social Signal و یادگیری هستند به عنوان مثال استفاده از ابزار برای نمونه های مختلف در بین اینان اثبات شده است. این اعمال شامل استفاده از طناب، سنگ، شاخه ها و گیره ها و... بوده است. ولی هرگز مشاهده نشده است که میمونی قادر به ساخت و یا اختراع وسیله باشند (گرچه حداقل یک بیولوژیست قادر شده است که به شامپانزه طرز ساختن سنگ چخماق و طریقه استفاده از آن را همانند هوموها آموزش دهد)
[b]
12- همزیستی اجتماعی: هر دو به صورت اجتماعی زندگی می کنند،
13- نحوه راه رفتن بر روی زمین: شامپانزه: چهار دست و پا. آنها فقط مسافت کوتاهی را می توانند بر روی دو پا راه بروند..انسان: راه رفتن بر روی دو پا و فقط مقدار کمی به صورت چهار دست و پا . شامپانزه پنجه رو هستند ولی انسانها بر روی کف پا قدم راه می روند. شامپانزه ها از قسمت بیرونی کف پایشان استفاده می کنند و انسانها از همه کف پای خود،( مقاله تکمیلی در خصوص تفاوت پای انسان و میمون) (مقاله تکمیلی در باره تفاوت دست انسان و میمون)
14- سلسله مراتب قدرت: در شامپانزه و انسانها وجود دارد. شامپانزه ها امکان تشکیل حکومت !!! منطقه ای یا جهانی ندارند و ادعایی هم ندارند ولی انسانها قادر به چنین کار سختی هستند و یا اینکه لااقل ادعا و آرزوی آن را دارند!!!
15- بزرگترین دشمن: شامپانزه: پلنگ (انسان: شیطان و نفسی که در سینه اوست...نویسنده)
16- واکنش سوگ در مرگ عزیزان: در شامپانزه ها و انسانها وجود دارد و حتی می توان گفت که در شامپانزه ها از بسیاری از انسانها پیشرفته تر و سوزناکتر است!!،
17- تعداد کروموزوم: انسان 23 جفت و شامپانزه 24 جفت،
18- تفاوت ها در ژنها:[/b]در خصوص تفاوتها و شباهتهای نقشه ژنوم انسان و شامپانزه توجه شما عزیزان را به مقالات قبلی این وبلاگ و بالاخص مقاله
»
آیا شامپانزه ها اجداد انسان هستند؟ :: ۱۳٩۱/۵/٢٧ جلب می کنم. به طور خلاصه تفاوت ژنی بین انسان و شامپانزه مربوط به ۳۵ میلیون تک نوکلوئونید ٬ ۵ میلیون حذف و ایجاد در کروموزوم‌ها و ترکیب‌های جدید کروموزومی است. کسانی که این مطلب را می خوانند نباید این تفاوتها زا اندک بشمارند زیرا حتی تفاوتهای اندک در ژنها می تواند سبب اختلافات چشمگیر در سطح توانائیها شود. به عنوان مثال
به نوشته روزنامه تایمز، جدید ترین تحقیقات نشان داده است تغییراتی در دو ژن کوچک مرتبط با سخن گفتن، علت امر را این که چرا انسان برخلاف حیوانات قادر به سخن گفتن است....گرچه ژن موسوم به فاکس پی دو در انسان و شامپانزه تفاوت های اندکی دارد، دانشمندان کشف کرده اند که چطور این تفاوت های کوچک تاثیر عمده ای بر مهارت های زبانی برجا می گذارد....
پروتئین حاصل از فاکس پی دوی انسان فقط در سه اسید امینه با موش تفاوت دارد
....
( لینک مطلب) . یک نکته جالب دیگر این است که برخی محققان به این نتیجه رسیده اند که از منظر تغییر و فرگشت ژنها در طول تاریخ، شامپانزه ها تکامل یافته تر از ما هستند( لینک مطلب)
منبع مورد استفاده برای نگارش مطلب تا اینجا:
مقاله
دیگر تفاوتها:
19- قدرت نوشتن: انسان: عالی شامپانزه: نزدیک به صفر،
20-قدرت خواندن: شامپانزه: نزدیک به صفر ...انسان: عالی،
21 قدرت یادگیری : شامپانزه: کم.... انسان: عالی،
22-قدرت تکلم: آنها به زبان خود تکلم می کنند و انسانها به زبان خود و هیچیک قادر به تکلم به زبان دیگری و دیگر حیوانات نیستند،
23-قدرت یاد دهی: شامپانزه: محدود و در حد غریزه...انسان: عالی،
24-قدرت تغییر و بهبود شرایط زندگی: شامپانزه: نزدیک به صفر...انسان: عالی،
25-قدرت تسخیر و تسلط بر منابع زمینی و دریایی و هوایی و موجودات و کائنات: شامپانزه: نزدیک به صفر ..انسان: عالی،
26-خطرات جهانی: شامپانزه:...نزدیک به صفر انسان: خطرناکترین موجود در جهان ،
27-قدرت حافظه نزدیک: در شامپانزه ها به نحو شگفت انگیز و باور نکردنی بهتر و عالی تر از انسان ها ( رفرانس)
28-اندازه، وزن و شکل مغز: وزن مغز در یک شخص 14 کیلوگرمی 400 گرم است؛ اما وزن مغز یک شمپانزه 15 کیلوگرمی تقریبا" 100 گرم است. شیارهای مخ در انسان فراوان و عمیق است اما در شمپانزه شیارهای مخ کمتر است و چندان عمیق نیستند.
29-
دندانها:
بین دندان نیش و کناری شامپانزه فاصله وجود دارد. در صورتی که بین این دو دندان در انسان فاصله نیست به علاوه روی سطح دندان آسیاب (Molar) شامپانزه با سطح دندان آسیاب انسان فرق دارد.
30-تفاوتهای فوق العاده بین انسان و شامپانزه در محتوای ژنتیک کروموزوم Y: ...
کروموزوم Y در شامپانزه تنها دو سوم ژن‌های تفریقی یا ژن‌های متعلق به این گونه را نسبت به انسان در اختیار دارد و علاوه بر این تنها شامل 47% پروتئین‌های رمزگذاری ژن ها در انسان است. این در حالی است که تفاوت میان ساختار ژنوم انسانی و شامپانزه در سایر کروموزوم‌ها کمتر از 1% پیش‌بینی می‌شود.
این تفاوت زمانی که توالی بخش بزرگی از کروموزوم Y در انسان و شامپانزه مقایسه شود به مراتب مشهودتر است. بیش از 30% از ژن‌های این کروموزوم در انسان فاقد همتا در کروموزوم مشابه متعلق به شامپانزه هستند و باز هم این در حالی است که تفاوت ساختاری باقی‌مانده ژنوم این دو جاندار کمتر از 2% است.(لینک مطلب)
31-تاثیر پیری بر اندازه مغز: مغز انسانها در اثر پدیده پیری کوچک و آتروفی می شود ولی وغز میمون نمی شود( لینک مطلب)
32-خصلتهای روانی:...
انسانها 5 خصیصه اصلی دارند در حالیکه شامپانزه ها 6 خصیصه شامل: برونگرایی،سازگاری،پذیرش( که با خصایل انسانها یکسان اند)،تسلط و تحریک پذیری و روشمندی ( که با خصایل انسانها مطابقت ندارد). تحریک پذیری چیزی شبیه روان رنجوری در انسان ها است اما دقیقاً یکی نیست. روشمندی مربوط می شود به برخورد آنها نسبت به مسائلی چون خانه، جای خواب، ابزار و مانند اینها که این خصایل شبیه همان وظیفه شناسی در انسانها است و خصلتی که شامپانزه ها دارند و انسانها ندارند خصلت تسلط است.( لینک مطلب[/b])
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۴۳, ۲۸/مهر/۹۶
شماره ارسال: #113

(۲۸/مهر/۹۶ ۲۰:۳۴)vahrakan نوشته است:  واقعا چگونه می توان این را باور کرد؟

آیا تفاوتهای انسان و شامپانزه ناچیز است؟
سلام وشب بخیر
سپاسگزارم که بحث را شما ادامه می دهید وان شاء الله به نتیجه خوبی میرسیم
بنده درمورد مطالب تخصصی مطروحه نمی توانم نظر بدهم اما سوالاتی برای من مطرح است . فرض بگیریم که بین انسان وشامپانزه اشتراکی وجودندارد
اولا در درخت حیات که قبلا مطرح شد انسان ومیمون هریک در شاخه ای جدا هستند یعنی این دو از یکدیگر بوجود نیامده اند واز ریشه دیگری هستند
ثانیا فرض بگیریم که این دو اساسا نمی توانند با هم پیوندی داشته باشند سوال اصلی اینستکه مگر براساس تعریف ارسطو انسان حیوان ناطق نیست؟ یعنی جنس انسان با جانوران یکی است فصول آن متفاوت است .در این صورت ابتدا جانوری بصورت انسان وجود داشته وسپس دردوره تکامل به انسان امروزی بدل شده است (البته مقوله حضرت آدم بعنوان اولین نبی بجای خود). اگر انسان خود حیوانی است با قوه ناطقه باید در دوران های گذشته بدنبال موجود نزدیک به انسان بگردیم .اگر تا کنون نیافته ایم بمعنای فقدان نیست تلاش ما باید بیشتر گردد. وجود مشترکات میان جماد گیاه جانور وانسان بنوعی تسلسل آنهارا نشان میدهد کما اینکه در شعر مولانا آمده است ویا بنوعی در آفرینش هستی در شش دوره که در کتب مقدسه ذکر شده است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۳۳, ۲۹/مهر/۹۶
شماره ارسال: #114
آواتار
(۲۸/مهر/۹۶ ۲۲:۴۳)mbanki نوشته است:  
سلام وشب بخیر
سپاسگزارم که بحث را شما ادامه می دهید وان شاء الله به نتیجه خوبی میرسیم
بنده درمورد مطالب تخصصی مطروحه نمی توانم نظر بدهم اما سوالاتی برای من مطرح است . فرض بگیریم که بین انسان وشامپانزه اشتراکی وجودندارد
اولا در درخت حیات که قبلا مطرح شد انسان ومیمون هریک در شاخه ای جدا هستند یعنی این دو از یکدیگر بوجود نیامده اند واز ریشه دیگری هستند
ثانیا فرض بگیریم که این دو اساسا نمی توانند با هم پیوندی داشته باشند سوال اصلی اینستکه مگر براساس تعریف ارسطو انسان حیوان ناطق نیست؟ یعنی جنس انسان با جانوران یکی است فصول آن متفاوت است .در این صورت ابتدا جانوری بصورت انسان وجود داشته وسپس دردوره تکامل به انسان امروزی بدل شده است (البته مقوله حضرت آدم بعنوان اولین نبی بجای خود). اگر انسان خود حیوانی است با قوه ناطقه باید در دوران های گذشته بدنبال موجود نزدیک به انسان بگردیم .اگر تا کنون نیافته ایم بمعنای فقدان نیست تلاش ما باید بیشتر گردد. وجود مشترکات میان جماد گیاه جانور وانسان بنوعی تسلسل آنهارا نشان میدهد کما اینکه در شعر مولانا آمده است ویا بنوعی در آفرینش هستی در شش دوره که در کتب مقدسه ذکر شده است.

فقط میتونم بگم متاسفم برای اونهایی که شما رو اینطور تعلیم دادن .
امضا از قزان میخوای برای این نظریه بعد از کتاب مقدس کمک میگیری و ارسطو .
نقل قول :
نقل قول:حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي نيز تعريف انسان به «حيوان ناطق» را تعريف كامل و جمعي از انسان نمي دانند زيرا اين تعريف جامع افراد و مانع اغيار نيست فلذا تعريف صحيحي از انسان نمي تواند باشد .

تعريف جامع از انسان همان تعريف انسان به «حی متأله» است؛ يعنی زنده‏ای كه به سوی خداوند در حركت است. در حقيقت ايشان فصل‌الفصول وجود انسان را همين تعريف قرار می‏دهد و به آمادگی انسان برای طی طريق مسير رحمانی اشاره می‏كند.

تعريف انسان به «حيوان ناطق» تعريف منطقيون است در تعريف ايشان نطق معناي خاصي دارد كه در ذيل به اين معني اشاره مي كنم:
معنای ناطق بودن انسان

بعضی گفتند که معنی نطق در اینجا سخن گفتن نیست، ادراک‏ کلیات است، یعنی حیوان احساس می‏کند، درک می‏کند ولی جزئیها یعنی فرد را درک می‏کند. در ذهن حیوان فقط فرد وجود دارد، مثلا صاحب خودش را می‏شناسد، آن انسان دیگر را می‏شناسد، آن خانه را می‏شناسد، آن خانه دیگر را می‏شناسد، صد خانه را ممکن است بشناسد ولی از همه اینها نمی‏تواند یک‏ معنی کلی بسازد و با آن کلیات در ذهن خودش قانون تشکیل بدهد. انسان‏ ادراک معانی و مفاهیم کلی می‏کند.

این درست، ولی چرا ادراک کلیات را با لفظ " ''ادراک کلیات'' " نگفته‏اند، بالفظ " ''سخنگو'' " گفته‏اند؟ به‏ خاطر ارتباط قطعی‏ای که میان ایندو هست، یعنی انسان اگر مدرک " ''کلی'' " نمی‏بود سخنگو هم نمی‏بود. سخن گفتن فقط این (حالت ظاهری) نیست، طوطی‏ هم ممکن است چهار کلمه‏ای حرف بزند. یک معنی را که انسان احساس می‏کند، (اگر فقط بتواند لفظ آن معنی را بگوید)، فرض کنید که انسان پدر خودش را می‏بیند، بعد فقط بتواند لفظ "'' پدر'' " را بگوید، این سخن گفتن‏ نیست.

سخن گفتن با ارتباط دادن و نسب برقرار کردن میان معانی و مفاهیم‏ و دیده‏هاست، می‏گوییم این ایستاده است، آن نشسته است. است و نیست‏ وقتی که آمد، هست و نیست اگر آمد، هست و نیست " ''جزئی'' " ندارد، همیشه در ذهن انسان " کلی " است، یعنی اگر انسان استعداد ادراک‏ کلیات را نمی‏داشت نمی‏توانست حرف بزند. انسان که حرف می‏زند نه از باب این است که جهازات جسمانی انسان با حیوان فرق می‏کند، یعنی زبان انسان را بر خلاف حیوان طوری ساخته‏اند که بتواند حرف بزند.

به زبان مربوط نیست، به جسم مربوط نیست، به روح مربوط است. این‏ زبان و دهان و مخارجی که انسان دارد حیوان هم عینا اینها را دارد ولی‏ حیوان که نمی‏تواند حرف بزند به دلیل این است که ادراکش برای سخن گفتن‏ کافی نیست. پس منشأ و ریشه سخن گفتن آن استعداد فطری انسان در ادراک‏ کلیات است.
جناب بانکی ، دوست عزیز من
ایات و نصوص حدیثی رو باز گذاشتی کنار به کتب تخریف شده و اشعار ... پناه بردی ؟
یعنی برای شما هم باید از پایه باز باید صحبت کرد ؟
قشنگ هر چیزی رو ک نیاز میبینی باهم خلط میکنی . از منطق و فلسفه و عرفان حدیث کتب مقدس ( عهدین و قران ) و .... تا بتونی نتیجه بگیری و خوشا بحال امثال اتیسمو گل ک چنین لفرادی بهشون چراغ سبز نشون بدن Big Grin
موفق باشید .

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۳۸, ۲۹/مهر/۹۶
شماره ارسال: #115

(۲۹/مهر/۹۶ ۶:۳۳)mahdy30na نوشته است:  امضا از قزان میخوای برای این نظریه بعد از کتاب مقدس کمک میگیری و ارسطو .
نقل قول :
جناب بانکی ، دوست عزیز من
ایات و نصوص حدیثی رو باز گذاشتی کنار به کتب تخریف شده و اشعار ... پناه بردی ؟
موفق باشید .
سلام روز بخیر
اولا مرا ببخشید اگر در نوشته هایم ایرادی هست بخاطر جوانی وشوق یادگیری است وثانیا هرکس درسایت پاسخ سوالات مرا بدهد مشکلی نیست ومن صمیمانه از ایشون تشکر می کنم
1-اگر شما در تعریف آیت الله جوادی آملی دقت کرده باشید ایشان در جنس تعریف سخنی نگفته اند یعنی انسان همان حیوان یا حی است بلکه در فصل انسان تعریف کاملتری نموده اند که عبارت از متاله است وکاملا درست هم هست وبعید است که ارسطو در تعریف انسان منظورش از ناطقیت سخن گفتن صرف باشد بلکه مرادش همان ادراک کلیات است بنابراین تعریف این دو بزرگوار همسان است.
2-مراد از حی یا حیوان اشتراک جانوران در 6 امر خوردن راه رفتن رشد کردن زایش حس کردن ومردن است که همه اینها در انسان هم هست جز اینکه انسان ناطق متاله ومتفکر است واین فصل اوست
3- روح یا نفس در همه موجودات زنده اعم ازگیاه جانوروجن و انسان وجوددارد منتها درجه آن متفاوت است واین امر خود نشانه دیگری از تکامل موجودات از پائین به بالاست.
بنا به آنچه گفته شد سوالات بنده همچنان نیاز بجواب دارد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۲۷, ۲۹/مهر/۹۶
شماره ارسال: #116
آواتار
(۲۹/مهر/۹۶ ۱۰:۳۸)mbanki نوشته است:  
سلام روز بخیر
اولا مرا ببخشید اگر در نوشته هایم ایرادی هست بخاطر جوانی وشوق یادگیری است وثانیا هرکس درسایت پاسخ سوالات مرا بدهد مشکلی نیست ومن صمیمانه از ایشون تشکر می کنم
1-اگر شما در تعریف آیت الله جوادی آملی دقت کرده باشید ایشان در جنس تعریف سخنی نگفته اند یعنی انسان همان حیوان یا حی است بلکه در فصل انسان تعریف کاملتری نموده اند که عبارت از متاله است وکاملا درست هم هست وبعید است که ارسطو در تعریف انسان منظورش از ناطقیت سخن گفتن صرف باشد بلکه مرادش همان ادراک کلیات است بنابراین تعریف این دو بزرگوار همسان است.
2-مراد از حی یا حیوان اشتراک جانوران در 6 امر خوردن راه رفتن رشد کردن زایش حس کردن ومردن است که همه اینها در انسان هم هست جز اینکه انسان ناطق متاله ومتفکر است واین فصل اوست
3- روح یا نفس در همه موجودات زنده اعم ازگیاه جانوروجن و انسان وجوددارد منتها درجه آن متفاوت است واین امر خود نشانه دیگری از تکامل موجودات از پائین به بالاست.
بنا به آنچه گفته شد سوالات بنده همچنان نیاز بجواب دارد

داداش گلم ، عزیز من ، همکار من ، اگه حرفی بهت میگم نه دوست دارم درگیر بشم باهات نه چیزی ؛ دوستان قدیمی میدونن من حرفم چیه . حالا شما هم کم کم متوجه حتما شدی .
اما برسیم سر بحث
شما اگه فرض دیگه ای دارید بفرمایید . بعدشم ما کاری به منظق ارسطو نداریم ؛ اونم سر بحثش اگه بشه نقدش رو علمی و ( بقول سعدی گل منطقی ) بیان میکنم .
اما اینجا حرف چیز دیگست .
خوب درباره اون بخش که گفتی فصلش هست ، بر فرض صخت ادعا ، خوب این عقل اینجا چرا یهو شروع کرد به کار کردن ؟ مگه موشکه که موتور چند منظوره داشته باشه که بخواد تیکه تیکه روشن بشه . نکنه یه چند تریلیون سال دیگه هم یچی دیگه فصل الفصل بشه . داداش من مراقب الفاظ علم باش که چیو کجابرای مغالطات استفاده میکنه . بزار یچی بگم شاید اتیسمو هم بخونه و اگه نخوند برای اونم میگم .
ببین خود این گرامیان فرگشتی ( همون داروینی فقط ظاهر رو عوض کردن به تطور _ خوب اینم که عربیه Big Grin ) _ از اوزان ثلاثی مزید تفعل که برای مداومت بکار میره و ریشه هم ط و ر هست بقیش در کلاس خصوصی Wink .
خود داوکینز میگه من و میمون یکی هستیم بعد شما و اتیسمو چی میگین ؟ بحث اصل شروع رو چرا علم به اصطلاح پاسخ نمیده ، علت میاره که زمانی طولانی گذشته و دسترسی نداریم ، این کلکه ، خود داروین هم به این پاسخ نداد نه اینکه نخواد بده بلکه نمیتونست بده ، بعد میگن شانسی یهو بقول اراکی های گل ، الله بختکی ما ( اون اولین موجود زنده که سلول _ یا هرچیزی که اینها میگن (چرون چیزایی کفتن که همو رد کردن)) یهویی اومدین توی زمین . خوب داداش من داروین جان ، ببین اگه این بخواد بشه و یه موجود بخواد شروع به زندگی کنه چی نیاز داره ؟ برای خودت میشینی نقاشی طبیعت میکشی ؟ خوبه تو زمان ایشون یچیزایی مد بود که پاستور خدا بیامرز اومد و رد کرد ولی یه روس اومد مثلا اول کار رو درست کنه که اخرش گفت ببخشین غ ل ط زیادی کردم . چی میخواست بگه که موجود زنده برای خودش چطور میتونه از یه موجود غیر زنده بدست بیاد .
اینو علم بمیره هم پاسخ نمیتونه بده ، نمیخوام بگم این دروغه نه ، این درسته ولی نیاز به حلقه گمشده داره که علم نمیتونه برسه بجز اینکه دست به گریبان هرچیزی بشه که اونم باز Big Grin ، خدا باور ها میدونن چیه . خدا . برای نمونه ادم از یک موجود بیجان خلق شد ، خاک . شما انسان رو تجزیش کنی خیلی بیشتر به زمین شبیه هست تا چیزای دیگه . اینو گفتم تا بدونین اگه علم نمیتونه پاسخ بده میره دنبال خیلی چیزای دیگه بجای اینکه سکوت کنه . بابا قبول کنین یچیزایی مربوط به شما نیست . بله تفکر و کاوش عالیه ولی در حوزه خودش . بیایی بگی من میتونم اول رو بگم من میگم شما نمیتونی و بمیری هم نمیرسی Blush

خوب بریم قسمت بعد ، داداش اون روح با این که میگی جور و هم عرض نیستا .
تعریف روح رو بفرما شما . منتظرم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۲, ۲۹/مهر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مهر/۹۶ ۱۱:۴۴ توسط mbanki.)
شماره ارسال: #117

(۲۹/مهر/۹۶ ۱۱:۲۷)mahdy30na نوشته است:  خود داوکینز میگه من و میمون یکی هستیم بعد شما و اتیسمو چی میگین ؟ بحث اصل شروع رو چرا علم به اصطلاح پاسخ نمیده ، علت میاره که زمانی طولانی گذشته و دسترسی نداریم ، این کلکه ، خود داروین هم به این پاسخ نداد نه اینکه نخواد بده بلکه نمیتونست بده ،
بعد میگن شانسی یهو بقول اراکی های گل ، الله بختکی ما ( اون اولین موجود زنده که سلول _ یا هرچیزی که اینها میگن (چرون چیزایی کفتن که همو رد کردن)) یهویی اومدین توی زمین . شروع به زندگی کنه چی نیاز داره ؟ برای خودت میشینی نقاشی طبیعت میکشی ؟ خوبه تو زمان ایشون یچیزایی
روز بخیر وتشکر
اولا داوکینز یک ماتریالیسته عقاید او باطل است بنابراین از کسانی سخن بگوئید که با باورهای بنده سنخیت داشته باشد.مثلا ارسطو ومولاناو...
ثانیا کسی معتقد نیست که امور الابختکی انجام میشود بلکه همه تحولات قانون دارد ومقنن اصلی هم خداست
ثالثا اینکه انسان از خاک ساخته شده ودر او دمیده شده بیشتر الا بختکی است تا اینکه برای آن تبیین علمی شود البته اگر شما تبیین علمی آنرا نمیدانید دیگران بنویسند
رابعا بفرض که شما همه نظرات را رد کردید آخر آن چه میماند شما آن آخر کاررا بنویسید چرا وقت می گذرانید
بنابراین سوالات بنده کماکان بدون پاسخ مانده است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۸, ۲۹/مهر/۹۶
شماره ارسال: #118
آواتار
(۲۹/مهر/۹۶ ۱۱:۴۲)mbanki نوشته است:  روز بخیر وتشکر
اولا داوکینز یک ماتریالیسته عقاید او باطل است بنابراین از کسانی سخن بگوئید که با باورهای بنده سنخیت داشته باشد.مثلا ارسطو ومولاناو...
ثانیا کسی معتقد نیست که امور الابختکی انجام میشود بلکه همه تحولات قانون دارد ومقنن اصلی هم خداست
ثالثا اینکه انسان از خاک ساخته شده ودر او دمیده شده بیشتر الا بختکی است تا اینکه برای آن تبیین علمی شود البته اگر شما تبیین علمی آنرا نمیدانید دیگران بنویسند
رابعا بفرض که شما همه نظرات را رد کردید آخر آن چه میماند شما آن آخر کاررا بنویسید چرا وقت می گذرانید
بنابراین سوالات بنده کماکان بدون پاسخ مانده است

شما بفرما شما ( اون نسل اول ) از چی ایجاد شد . منشا رو بفرما .
اینم که میگی از هم باور ، بنده میبینم شما یدونه به نعل میزنی یدونه به میخ . بعدشم دادا ، حرف سر مادی گرا و .. بیخوده . داروین چی ؟ اونم بیخدا بود ؟ Dodgy از اونم برات بیارم باز یچی میگی .
شما تبیین علمی کن . منشا خلقت رو تبیین کن . زحمت تبیین با کل فرگشت گراها و شما .
شما نگران اخرش نباش . اخرش همه یجا جواب میدیم ، نگران اون کارنامه باش .
سوالات شما اساسا رد میشه Big Grin
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۷, ۲۹/مهر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مهر/۹۶ ۱۲:۱۹ توسط mbanki.)
شماره ارسال: #119

(۲۹/مهر/۹۶ ۱۱:۴۸)mahdy30na نوشته است:  شما بفرما شما ( اون نسل اول ) از چی ایجاد شد . منشا رو بفرما .
شما تبیین علمی کن . منشا خلقت رو تبیین کن . زحمت تبیین با کل فرگشت گراها و شما .
شما نگران اخرش نباش . اخرش همه یجا جواب میدیم ، نگران اون کارنامه باش .
روز بخیروتشکر
اولا درمورد منشا حیات همانطور که دوست ما آتئستمو نوشت در نظریه تکامل یا تطور کاری به مبدا ومعاد ندارد دلیل آن هم آشکار است پرواز به دوردست مثلا تا 30 میلیارد سال پیش امر ساده ای نیست وآینده هم که در دسترس دانشمندان نیست پس تمام تلاش علمای علم الحیات بررسی موجودات از طریق یافتن فسیلها میباشد بنا براین آنان جوابی ندارند اما بنده براساس همین تحقیقات وبرداشتی که از بزرگان دین دارم عرض میکنم که حیات در یک نقطه یا نقاط براثر شرایط موجود درخاک جهشی صورت پذیرفته وموجودزنده (سلول گیاهی ویا حیوانی) ایجاد شده است وقطعا این امر در مشیت الهی بوده وادامه دارد در مسیر جهشهای دیگری روی میدهد که انواع گیاهان وجانوران وانسان وجن پدید میاید که این موارد اخیر در تحقیقات نظریه پردازان تکامل وجوددارد مانند همان درخت حیات . الان هم در مسیر تکامل بسوی انسان کامل وحکومت عدل پیش میرویم واین هم برداشت از کلام بزرگان دین است.
بنابراین سوالات بنده همچنان بدون جواب می ماند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۳۹, ۲۹/مهر/۹۶
شماره ارسال: #120
آواتار
(۲۹/مهر/۹۶ ۱۲:۱۷)mbanki نوشته است:  روز بخیروتشکر
اولا درمورد منشا حیات همانطور که دوست ما آتئستمو نوشت در نظریه تکامل یا تطور کاری به مبدا ومعاد ندارد دلیل آن هم آشکار است پرواز به دوردست مثلا تا 30 میلیارد سال پیش امر ساده ای نیست وآینده هم که در دسترس دانشمندان نیست پس تمام تلاش علمای علم الحیات بررسی موجودات از طریق یافتن فسیلها میباشد بنا براین آنان جوابی ندارند اما بنده براساس همین تحقیقات وبرداشتی که از بزرگان دین دارم عرض میکنم که حیات در یک نقطه یا نقاط براثر شرایط موجود درخاک جهشی صورت پذیرفته وموجودزنده (سلول گیاهی ویا حیوانی) ایجاد شده است وقطعا این امر در مشیت الهی بوده وادامه دارد در مسیر جهشهای دیگری روی میدهد که انواع گیاهان وجانوران وانسان وجن پدید میاید که این موارد اخیر در تحقیقات نظریه پردازان تکامل وجوددارد مانند همان درخت حیات . الان هم در مسیر تکامل بسوی انسان کامل وحکومت عدل پیش میرویم واین هم برداشت از کلام بزرگان دین است.
بنابراین سوالات بنده همچنان بدون جواب می ماند

داداش گل ، کار ندارد یعنی چه ؟ مبدا رو کار داریم به معاد کار نداریم ، شما میخوای شاخه به شاخه بشی به من ربطی نداره ، اول چه بود . پاسخ دارید بفرمایید ، اگر هم خیر لطف کنین اظهار نظر فقهایی نفرمایید .
شما باید از یچی موجود شده باشی یا نه ؟ از ایجاد تکامل پیدیدار میشه دیگه و از هیچ که تکامل نمیشه .
بر اساس کدام تحقیقات ؟ تحقیقاتی که یکی در میون میره زیر چرخ رد ؟ خوب اون نقطه اغاز کی و چطور بود ؟ میتونین بیان کنین ؟
سلول گیاهی یا حیوانی ، خوب اینها از کجا و چطور ؟
Big Grin دادا ، تا گیاه و حیون رو میشه باز یجور علم حرف بزنه ولی جن و .. رو نیار وسط که دیگه اونم بار اثباتیش گردنت میمونه . بعد میگی سینا چقدر حرف به من میزنه .
حکومت عدل ؟ داداش مادی گرایی و عدل ؟ یکم ببین چیو به چی وصل میکنی و فصلی براش قائل نیستی ولی ادعای ... هم داری
لطف کن بازم فکر کن بعد تظریه و کلام جاری کن .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نظریه زمین تخت! -Ali- 43 3,723 ۲۴/آبان/۹۶ ۱۷:۴۷
آخرین ارسال: سعدی
  آیا تکامل علم است ؟ عمار94 30 4,078 ۱۳/تیر/۹۵ ۱۳:۲۱
آخرین ارسال: عمار94
Lightbulb نظریه آشوب...نظریه شیطان asier 67 36,619 ۱۴/خرداد/۹۳ ۲۲:۰۱
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  نظریه فرانسیسکو فوکویاما(جالب) PARADOX 10 6,121 ۳۱/فروردین/۹۱ ۱۹:۵۳
آخرین ارسال: Behnam-Az

پرش در بین بخشها:


بالا