![]() |
|
درد دلی با کربلا - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: مهدویت (/forum-18.html) +--- بخش: قرارگاه منتظران (/forum-69.html) +---- بخش: مناسبت ها و دعوت ها (/forum-38.html) +---- موضوع: درد دلی با کربلا (/thread-3750.html) صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 |
RE: درد دلی با کربلا - حسن عزتي - ۱۶/مهر/۹۰ ۱۷:۰۵ بنام ستار معاصی عاصیان با سلام به دو همسنگری که قراره عازم حرم شریف ارباب بشن. با مشخص شدن اعزام این دو نفر ،من رو سیاه به بی لیاقتی و سیاهی گناه بر دلم بیشتر پی بردم. چراکه سلب توفیق زیارت حرمین شرفین چیزی نیست مگر کوه گناهی که بر صفحه عملکرد بنده است. ارباب کریمی داریم... کم لیاقتی از خود منه که نمیتونم دوباره به پابوس ارباب برم. یه استادی زیبا می فرمود: هرچه هست از قامت ناصاف و بی اندام ماست ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست برا شفای دل بیمار من هم دعا کنید،انشالله که ماهم مسافر بشیم ...یا علی (علیه السلام) مدد است. RE: درد دلی با کربلا - saloomeh - ۱۶/مهر/۹۰ ۱۷:۴۶ بال بگشایید اینجا کربلا ست [align=-WEBKIT-CENTER] [/align] ![]() ![]() RE: درد دلی با کربلا - حسن عزتي - ۱۶/مهر/۹۰ ۱۸:۲۶ بنام ستار معاصی عاصیان در ارسال قبلی یه مصرع از استاد حسان فرستاده شد که عجیب هواییم کرد: بار بگشایید اینجا کربلاست آب و خاکش با دل و جان آشناست بر مشام جان رسد بوی بهشت به به از این تربت مینو سرشت ماه اینجا واله و سرگشته است و آن شهاب ثاقب از خود رفته است اربعین است اربعین کربلاست هر طرف غوغایی از غم ها به پاست گویی از آن خیمه های نیم سوز خود صدای العطش آید هنوز هرکجا، نقشی ز داغ ماتم است هر چه ریزد اشک در اینجا کم است باشد از حسرت در اینجا یادها هان به گوش دل شنو فریادها تا قیامت کربلا ماتم سراست حضرت مهدی «حسان» صاحب عزاست ![]() RE: درد دلی با کربلا - ريحانه الرسول - ۱۹/مهر/۹۰ ۱۷:۱۴ در ازل پرتو حسنش ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد [b] جلوه ای کرد رخش دید ملک عشق نداشت
با سلام به همگي عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد[/b] يه خواهش از همه ي دوستان خوب و همسنگراي عزيز دارم ميشه لطفا راجع به بي لياقتي يا با لياقتي من و خودتون اينطور صحبت نكنيد [color=#ff0000][b]شيطان كه بيكار نميشينه يه وقت آدم رو وسوسه ميكنه و بعد ميشه اون چيزي كه نبايد بشه. از لطف همگي بسيار بسيار ممنون اميدوارم كه توي همين تاپيك تك تكتون بيايد بگيد كه مسافرم. سعي ميكنم كمتر خودخواه باشم و بيشتر براي ديگران دعا كنم. اما ترس .... [color=#006400][b]ترس من از عظمت بين الحرمين يا نديدن فضا نيست . [color=#006400]ترسم از يك بام و دو هوا بودن دل خودمه .[color=#006400]ترسم از اينه كه نتونم حق مطلب رو ادا كنم.[color=#006400]ترسم از اينه كه دست خالي برم و برگردم.[color=#006400] [color=#006400]و ترسم از اينه كه دم مسيحايي ارباب عشق اين بنده ناچيز رو زنده نكنه.[color=#006400]مي ترسم كه اين سفر فقط خواب خوشي باشه [color=#006400]مي ترسم برم و بيام و بازم آب برام همون آب باشه[color=#006400]مي ترسم از پيش استاد ادب برگردم و باز هم بي ادب باشم. دلم از اين ترس ها پر شده آخه همه اول عاشق امام حسين ميشن بعد دلشون هوايي حرمش ميشه و بعد ميرن پابوس. اما من اول عاشق پدرش شدم ، عاشق اولين امام عشق . همه ي آرزوم سرگذاشتن به ديوار حرمش بود و يه هوا درد دل. راستش اسم نجف بيشتر از كربلا هواييم مي كرد. و از شما چه پنهان هنوز هم هواييم ميكنه. وصفش سخته و توضيحش سخت تر . برام دعا كنيد [b][color=#6b8e23]دعا كنيد كه شرط ادب زيارت رو به خوبي به جا بيارم . زائر بودن رو در كنار حرم امام رئوف كمي ياد گرفتم. هميشه قلبم زودتر از خودم زائر آقا ميشه . گرچه همش دعوت و اگر دعوت نكنن تا امام زاده شهر هم نمي شه رفت . اما ..... ............................................................................................ فقط ميتونم بگم دعا كنيد و اگر خدا خواست و زنده و سالم به حرمشون رسيدم براي فرج آقا و گشايش كار همه مسلمان ها و شيعه ها ، مردم كشورم و دوستان و همسنگر هاي خوبم دعا خواهم كرد. يه قول يواشكي : انشاالله به جاي شما و به نيابت همه ي شما هر جا كه فرصتي بود زيارت ميكنم و نماز ميخونم . شرطش اينه كه شما هم براي من خيلي دعا كنيد. RE: درد دلی با کربلا - montazer_rm - ۱۹/مهر/۹۰ ۱۸:۰۱ به نام یگانه معبود عالم. سلام من تا حالا کربلا نرفتم وخیلی دوست دارم برم اما ازتون نمیخوام برای من دعا کنین بلکه یکی هست که از همه ماها واجب تره.برا فرجش دعا کن.برا سربازاش دعا کن.برا سلامتیش دعا کن.... خوشا بحالت ریحانه الرسول...... RE: درد دلی با کربلا - میثاق - ۱۹/مهر/۹۰ ۱۸:۵۲ mall">من این سروده mall">ابوالعلا معری، شاعر معروف عرب رو خیلی دوست دارم... در سراسر روزگار از خون دو شهید، علی و فرزندش(حسین) گواه باقی ست فجر که در پایان شبها سینه تاریک مشرق را می شکافد و شفق سرخ فام که غروب ها افق خاور را در خون می کشد این دو نقش خونین همیشه بر پیراهن زمان ثابت است تا در محشر به پیشگاه خداوند رحمان رسد و دست تظلم برآورد.
RE: درد دلی با کربلا - حسن عزتي - ۱۹/مهر/۹۰ ۱۹:۵۸ بنام ستار معاصی عاصیان برای بزرگواران عازم کربلا کربلا هدیه خداست به هرآنکه درعالم وجود وجود گرفته است....!!!! نوش جان وگوارای وجودتان التماس دعا واماجاماندگان: ای خدای آب ! ماراچنان تشنه بخواه،که هیچ آبی جزعطش کربلا سیرابمان نکند.... یا علی(علیه السلام) مدد است. RE: درد دلی با کربلا - F_R - ۱۹/مهر/۹۰ ۲۰:۰۳ سلام به همه بعد از یک ماه دوری قربون صفای دلتون با این تاپیک هایی که میزنید خدا میدونه چند وقته دلم هوای کربلا کرده هی بیتابم که برم تا حالا نرفتم برام دعا کنید خدا قسمتم کنه روز تولد امام رضا از امام مهربونمون عیدی زیارت امام حسینو خواستم ان شاءالله برم اونجا و اونجایی که همه حاجت هارو خدا میده فقط برای ظهور آقامون دعا کنم. الهی آمین خدا قسمت همه کنه RE: درد دلی با کربلا - أین المنتظر - ۲۰/مهر/۹۰ ۱۴:۳۱ خانم ريحانه الرسول خیلی خوشحالم کردی اما حسابی اشکمو در آوردی. برو کربلا از طرف من به آقا بگو جلال هر شب میره تو حرم امام رضا و برای دوری و دلتنگی کربلا گریه میکنه. پس کی میخوای دوباره دعوتش کنی؟؟؟ چقدر باید صبر کنه؟؟؟
بعد این بیت رو بخون:
تو که آخر گره رو وا میکنی پس چرا امروز و فردا میکنی؟؟؟ RE: درد دلی با کربلا - paradise - ۲۰/مهر/۹۰ ۱۷:۱۷ ![]() با عرض سلام خدمت سروران گرامی... خیلی خوشحالم در این تالار، در کنار عزیزانی هستم که هر کدوم شون، به نوعی معلم اند... هروقت که تاپیکهای اینچنینی رو مطالعه میکنم، احساس خیلی خوبی بهم دست میده چراکه عاشق بودن رو یاد میگیرم. در پستِ اول این تاپیک حقیر یه آرزویی داشتم: نقل قول:ان شاء الله برسه روزی که یه کاربری بیاد اینجا و فریاد بزنه، که تونسته برات کربلا بگیره... الهـــی آمیــــن... خدای بزرگ رو صدهزار مرتبه شکر، که چنین توفیقی رو به دوستان مون عطا فرموده که بتونن گام در سرزمینی آسمانی بگذارند... خدایا شکرت... نمیدونم الان چی باید بگم و از کجا بگم، ماشاء الله همه دوستان اهل دل هستند... فقط چیزی که به ذهنم میرسه اینه که، کربلا فقط یک شهر نیست! حد و مرز جغرافیایی به هیچ وجه توان در بر گرفتنش رو نداره... برای رسیدن به کربلا نیازی به هواپیما و اتوبوس نیست! فقط کافیه دلمون هوایی بشه... احساس فقر کنیم، حس شیرین نیاز رو احساس کنیم... شما با هربار خوندن زیارت عاشورا، طوری که از ته دلت باشه و صرفا به روخوانی اکتفا نکنی، یه کربلایی تمام عیار هستی... وقتی در زندگیت همیشه به یاد حسین (علیه السلام) و خدای حسین (علیه السلام) باشی، یک کربلایی هستی... وقتی اشکی گوشه ی چشمات بشینه و باعث بشه چشم سرت رو ببندی و با چشم دل به کربلا نگاه کنی، اونوقته که یه کربلایی هستی... کربلا همون چیزیه که بعضیها عمریه دنبالش میگردن! چیزی که بهش میگن کیمیا ... کربلاست که مس وجودی مارو تبدیل میکنه به طلای ناب ... گرچه خدا همه ی مارو طلایی میآفرینه، این ماییم که رفته رفته گوهر وجودیمون رو فدای خواسته های نفسانی مون میکنیم! و کربلا همون کیمیایی ست که اگر خودمون بخوایم و البته خدا لطفش رو شامل حالمون کنه، ان شاء الله طلایی که چه عرض کنم، آسمونی میشیم. قربون دلای با صفاتون... تقاضایی داشتم از عزیزانی که ممکنه هر لحظه کربلایی بشن، اینکه برا paradise و امثال paradise دعا کنید که بتونن لیاقت بندگی رو کسب کنن. اینکه بتونن روز قیامت سرشون رو با افتخار بلند کنن که ما عمری دلسوخته و دلباخته اهل بیت (علیهم السلام) بودیم. به امید لحظه ای که مفتخر زیارت چهارده معصوم در خانه ی قبر باشیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم التماس دعا
|