تالار گفتگوی بیداری اندیشه
درد دلی با کربلا - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: مهدویت (/forum-18.html)
+--- بخش: قرارگاه منتظران (/forum-69.html)
+---- بخش: مناسبت ها و دعوت ها (/forum-38.html)
+---- موضوع: درد دلی با کربلا (/thread-3750.html)



پاسخ به: درد دلی با کربلا - عبدالرحمن - ۲۶/آبان/۹۴ ۰:۳۵


زخمی ام التیام می خواهم

التیام از امام می خواهم

السلام وعلیک یا ساقی

من علیک السلام می خواهم

مستی ام را بیا دوچندان کن

جام می پشت جام می خواهم

گاه گاهی کمی جنون دارم

من جنونی مدام می خواهم

تا بگردم کمی به دور سرت

طوف بیت الحرام می خواهم

لحظه مرگ چشم در راهم

از تو حسن ختام می خواهم

در نجف سینه بی قرار از عشق

گفت لایمکن الفرار از عشق...........



پاسخ به: درد دلی با کربلا - علی املشی - ۲۶/آبان/۹۴ ۱۴:۲۱

[تصویر: w480]


پاسخ به: درد دلی با کربلا - غریب - ۲۶/آبان/۹۴ ۱۴:۳۲

دركربلا تحريم آب را زمانی برداشتند:
كه سرها را بريدند؛
خيمه ها را سوزاندند،
و اهل بيت را به اسارت بردند...
...........
به این فکر می کنم که اگر تحریم ها رو برداشتند و ما هنوز زنده بودیم یعنی اینکه عاشورایی نبودیم...



پاسخ به: درد دلی با کربلا - مجنون العباس - ۲۹/آبان/۹۴ ۱:۰۷

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-37021-post-355079.html#pid355079

بسم الله الرحمن الرحیم
اصلا حسین ع
جنس غمش
فرق
میکندHeart



پاسخ به: درد دلی با کربلا - عبدالرحمن - ۲۱/آذر/۹۴ ۲۲:۵۹

[تصویر: yar.jpg]



پاسخ به: درد دلی با کربلا - عبدالرحمن - ۲۹/آذر/۹۴ ۱:۰۲

یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست
کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرایی شده ام، راه گدایی بلدم
لقمه نانی بده، از دست شما نان کم نیست

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند
بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

یازده بار به جای تو به مشهد رفتم
بپذیرش، به خدا حج فقیران کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خونابه
ماجرایی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار
خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

از همان دم پسر کوچکتان باران شد
تا همین لحظه که خون گریه ی باران کم نیست

در بقیع حرمت با دل خون می گفتم
که مگر داغ همان مرقد ویران کم نیست؟


سید حمید رضا برقعی

از مجموعه ''قبله مایل به تو''



پاسخ به: درد دلی با کربلا - عبدالرحمن - ۲۲/دی/۹۴ ۰:۵۳

از در خویش خدا را به بهشتم مفرست

که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس


پاسخ به: درد دلی با کربلا - عبدالرحمن - ۲/بهمن/۹۴ ۱۵:۰۲

پرسیدند چه خبر؟
گفت: حسین
گفتند دیگر چه؟
گفت: فقط حسین


پاسخ به: درد دلی با کربلا - mahdy30na - ۳/بهمن/۹۴ ۱۴:۴۰

بابا!
عمو ی من رفته کجا بابا؟

نفس ندارم به خدا بابا

دیدم سرت بر نیزه ها بابا

بابا!
افتاده ام دیگر ز پا بابا

دلم شده ماتم سرا بابا

دیدم سرت بر نیزه ها بابا
CryingCryingCryingCryingCryingCryingCryingCrying
تقدیم به دردانه ارباب



پاسخ به: درد دلی با کربلا - عبدالرحمن - ۱۶/بهمن/۹۴ ۹:۲۷

به سینه هر که تمنای کربلا دارد
همیشه در دل خود روضه‌ای به پا دارد
کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد
بدون عشق تو عالم کجا بها دارد
به غیر تو که کَرَم می‌چکد ز انگشتت
کجا پادشهی این همه گدا دارد
تو همچو من سر کویت هزارها داری
ولی بدان که گدایت فقط تو را دارد
بزن به تیغ و بسوزان دست بادم ده
بیا که این دل عاشق سر بلا دارد
اگر چه پا نزدم صحن کربلای تو را
دلم خوش است حضوری به روضه‌ها دارم
به عرض یار رسانید ای سبک‌روحان
میان قافله جایی برای ما دارد
چو می‌رسد دلم از گردش زمانه به تنگ
دعا و عرض سلامی به کربلا دارد
همه ز لطف حسین است آبرو داریم
گدا هر آنچه که دارد ز پادشاه دارد