![]() |
|
آقا مصطفی رفیق ما رو کشتند. دیدی؟ - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: مهدویت (/forum-18.html) +--- بخش: دفاع مقدس و شهدا (/forum-54.html) +--- موضوع: آقا مصطفی رفیق ما رو کشتند. دیدی؟ (/thread-11779.html) |
RE: آقا مصطفی رفیق ما رو کشتید. دیدی؟ - saloomeh - ۲۲/دی/۹۰ ۱۱:۰۴ و این یعنی درهای شهادت هنوز باز است .... خدایا مرگ ما را در شهادت قرار بده . آمین یا رب العالمین
RE: آقا مصطفی رفیق ما رو کشتید. دیدی؟ - zohur - ۲۲/دی/۹۰ ۱۵:۳۵ محکم مینویسم برادرم شهادتت مبارک
RE: آقا مصطفی رفیق ما رو کشتید. دیدی؟ - انصارالمهدی - ۲۲/دی/۹۰ ۲۱:۱۲ ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس ، چه سفرها کرده ایم ، چه سفرها کرده ایم ... ما برای بوسیدن خاک سر قله ها ، چه خطرها کرده ایم ، چه خطرها کرده ایم ... ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود ، رنج دوران برده ایم ، رنج دوران برده ایم ... ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود ، خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم ... ما برای بوییدن بوی گل نسترن ، چه سفرها کرده ایم ، چه سفرها کرده ایم ... ما برای نوشیدن شورابه های کویر ، چه خطرها کرده ایم ، چه خطرها کرده ایم ... ما برای خواندن این قصه ی عشق به خاک ، رنج دوران برده ایم ، رنج دوران برده ایم ... ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک ، خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم ... RE: آقا مصطفی رفیق ما رو کشتید. دیدی؟ - MohammadSadra - ۲۲/دی/۹۰ ۲۱:۴۶ انتخاب آدمهایی که باید از بین برن با حساسیت و دقت انجام میشه. در انتخاب افردای که باید کشته بشن معیار دانشمند بودن نیست، بلکه معیار، تاثیر گذار بودن فرده. پروفسور بی خاصیت یه عالمه داریم، توی دانشگاه ها برای AIAA، IEEE و ... مقاله میدن رتبه علمی می گیرن و سر سوزنی هم حالیشون نیست. اونها خوب میدونن چه کسایی رو باید بزنند. اونها می دونند کشتن یه نفر چه عواقبی براشون داره و خوب می دونند که نباید شهید بسازن. اولین اولویت اونها کشتن نیست. اولین کاری که می کنن جذبه، یا با وعده حقوق یا تحصیلات یا ... مرحله دوم بی اثر کردن فرده، یعنی کاری شبیه به ورشکسته کردن، خونه نشین کردن، جذب افراد موثر مجموعه طرف و ... مرحله سوم، اگر هیچ کدوم امکان پذیر نباشه، کشتن. دوستان خیلی از آدمهای مفید الان خونه نشین و بی اثر شدن، ای کاش میشد عاجزانه از مسئولین درخواست کرد که شما رو به خدا این افراد رو هم به فیض شهادت برسونید. (کافیه شما این آدم ها رو زنده کنید دشمن مجبور به کشتن اونها میشه.) شهادت بهتر از نشستن توی خونه و غصه خوردنه. شهید شدن خوبه چون تمام داستان در عرض چند دقیقه تمام و فرد سعادتمند میشه ولی بی خاصیت شدن یک عمر سوختن و ساختنه وقتی باشی و ببینی و بدونی راه حل مشکل چیه، وقتی بتونی حلش کنی ولی مجبور باشی توی یه اتاق خونت کتابهای حوزه رو ورق بزنی. بی خاصیت شدن یعنی زندانی شدن توسط خودی ها برای کارهایی که ده سال بعد شعور اونها قدرت درکش رو پیدا می کنه. کارهایی که شما انجام میدی ولی مجبوری توی تلویزیون تماشا کنی، مخالف شما توی اون کار داره به جای شما جایزه جشنواره خوارزمی رو می گیره.
RE: آقا مصطفی رفیق ما رو کشتید. دیدی؟ - Agha sayyed - ۲۳/دی/۹۰ ۱۶:۰۳ بسم الرب الحسین السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات سلام علیکم باز هم جا ماندی . نمی دانم تا بحال مزه جاماندگی کشیده اید. نمی دانم تا به حال شده که نظاره گر رفتن عزیزانتان باشید و تنها و تنها نظاره گر بوده باشید . دوستانت علی اصغر شکوری راد و مشیری و.. رفتند و تو هنوز مانده ای آقا سَید. معلمینت مجید حقشناس و صدیق و دیگر آسمانیان رفتند و تو هنوز مانده ای آقا سَید. نمی دانم چه شد که در آخرین سفر آقا سَید مرتضی جا ماندم و آقا سَید قول سفر بعدی داد و او رفت و من حقیر ، بازهم زمینی شدم. وقتی به چهره شهید کاظمی نظاره کردم که میگرید نفهمیدم که چرا ؟برای آنان که رفتند یا برای خود که مانده است؟ وخوشا به حالت مصطفی جان که چه به سرعت خود را به قافله کرببلاییان رساندی ، آنهم در سالروز عروج متقدمینت در کربلای 5. و من حقیر بازهم جا ماندم ، که این جاماندن به لحاظ دنیایی شدنم است و زمینی شدنم ، و یا نه ، بابت آنکه او میخواهد بمانیم ؛ بمانیم و ادامه دهنده راه آنانی باشیم که رفتند اما سپردندِمان امامی چون سید علی را تا جان فدایی کنیم برایش و آماده نماییم خود و جهانیان را برای ظهور مولا ، مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ؛ دوستان بیاییم دعا نماییم برای هم تا ما نیز به قافله کربلاییان برسیم و زیباترین آرزویمان تحقق یابد ، انشاءالله . الّلهم انّی اَشهُدکَ اَنّی ولیٌ لِمن والاهُ و عدوٌ لِمن عاداهُ موفق باشید و خدایی. شرط شهیداحمدی برای ازدواج با همسرش - أین المنتظر - ۲۴/دی/۹۰ ۱۹:۴۸ شهید مصطفی احمدی روشن متولد سال 1358 و دانشآموخته دانشگاه صنعتی شریف، که یکی از مدیران نیروگاه نطنز اصفهان در بخش تامین کالا و خرید تجهیزات هسته ای در بخش غنی سازی بود، هفته گذشته به طور ناجوانمردانه توسط عوامل دشمنان نظام جمهوری اسلامی ترور شد و به شهادت رسید. پس از شهادت این دانشمند جوان نخبه، به سراغ یکی از دوستان شهید مصطفی احمدی روشن رفتیم تا درباره خصوصیات اخلاقی و علمی این شهید بیشتر بدانیم؛ این دوست شهید، با وجود اینکه وضع روحی مناسبی نداشت اما به سؤالات ما پاسخ گفت. دوست شهید احمدی روشن در طول گفت وگوی خود با فارس، حتی یک لحظه هم اشک از چشمانش پاک نشد. میگفت: دوستی او با تمام دوستیهای دیگر مصطفی فرق داشت و برای این گفته خود این طور استدلال کرد که همه دوستان مصطفی حزبالهی و بسیجی بودند اما من خط و ربط سیاسی متفاوتی با مصطفی داشتم. *مصطفی میدانست شهید میشود وی میگفت مصطفی میدانست شهید میشود؛ تقریباً مصطفی هیچ وقت تهدید نشد و من به او میگفتم که فکر میکنی زرنگ هستی که تهدیدت نمیکنند؟ ولی مصطفی همه چیز را میدانست؛ مصطفی را تهدید نمیکردند چون آن کسی را که میخواهند بکشند تهدید نمیکنند. وقتی زنگ میزنند و من را تهدید میکنند قطعاً جایگاهم از آن کسی که میخواهند از بین ببرندش پایینتر است. "مصطفی هر چه میتوانست و از دستش برمیآمد برای هر کسی که میتوانست کار انجام میداد؛ من دوست ندارم پشت سر کسی که الان نیست غلو کنم و بیدلیل از مصطفی تعریف نمیکنم. اما مصطفی واقعاً اهل خدمت به مردم بود." وی افزود: پیش هر کسی که بروید و در مورد مصطفی بپرسید خصوصیات اخلاقی او را میداند؛ حتی بچههای بسیج دانشگاه شریف هم به خوبی مصطفی را میشناسند. *جسارت، شجاعت،هوش،سواد بالا و ایمان قوی از صفات مصطفی بود این دوست شهید احمدی روشن زمانی که میخواست پشتکار و تلاش مصطفی را مورد اشاره قرار دهد میگفت: مصطفی واقعا آدم قدبلندی بود؛ چندین خاصیت داشت که به اعتقاد من خیلی از افراد شاید دو یا سه تا از این خاصیتها را بیشتر نداشته باشند و تقریبا این خاصیتها را در کنار هم هیچ کس با هم ندارد. مصطفی جسور بود، شجاع بود، باهوش بود، باسواد بود و با ایمان بود. شاید من همه این صفات را داشته باشم اما مثل مصطفی با ایمان نیستم. مصطفی را هیچ وقت تهدید نکرده بودند؛ در حالی که خیلیهای دیگر بودند و هستند که تهدید میشوند. مصطفی از خیلی از همکارانش یک سر و گردن بالاتر بود. *کار سازمان انرژی اتمی برای مصطفی خیلی مهم بود "مصطفی اگر میخواست یک کار پیش برود به هر طریقی مینشست و نقشه میکشید؛ کار سازمان برای مصطفی خیلی مهم بود و همیشه می خواست که کار سازمان پیش برود." *شرط مصطفی برای ازدواج با همسرش/عموی شهیدش برای او اسطوره بود این دوست شهید احمدی روشن گفت: یکی از دوستان نقل میکرد که شرط ازدواج مصطفی با همسرش این بوده که اگر یک روز ازدواج کردیم و من خواستم به لبنان بروم و شهید شوم حق نداری جلوی من را بگیری. مصطفی یک عموی شهید داشت که برای مصطفی اسطوره بود. *همیشه به مصطفی میگفتم قدر تو را نمیدانند "خط و ربط سیاسی ما کاملا متفاوت بود و همیشه با هم سر این موضوعها دعوا داشتیم؛ اما مصطفی با وجود اینکه برای روی کار آمدن دولت نهم تلاش کرده بود بعد از انتخابات مثل بعضیها پست و مقام نگرفت. من همیشه به مصطفی میگفتم قدر تو را نمیدانند چرا که واقعا فاصله مصطفی با بقیه زیاد بود. یعنی اصلا ملاحظه کاری نمیکرد. خیلی کارهایش حساب و کتاب داشت." *بیتالمال برای مصطفی خیلی مهم بود/حقالناس برایش مهم تر بود "از آن روز که به یاد دارم مصطفی همیشه رشد میکرد و دلیل این مسئله آن بود که تا آنجا که میتوانست مبارزه میکرد و برای پیشبرد اهدافش میجنگید و هیچ وقت عقبنشینی نمی کرد. مصطفی میگفت باید تا آنجا که میشود صرفهجویی کرد؛ بیتالمال برای مصطفی خیلی مهم بود اما بیش از بیتالمال حقالناس برایش مهم بود. مصطفی میگفت که نباید مدیون کسی باشد. برخی از مدیران دولتی برای پیشرفت خود حق مردم را نمیدهند ولی مصطفی هرگز این کار را نمیکرد و همیشه میخواست حق مردم را بدهد. مصطفی وقتی میدید حق با کسی است یک لحظه هم غفلت نمیکرد. مصطفی برای همه ما مثل یک کوه بود. مصطفی واقعا جنگجو بود و وقتی میخواست هدفش را به سرانجام برساند هیچ چیز جلودارش نبود." *پشت تمام افکار مصطفی منطق وجود داشت به گفته این دوست شهید احمدی روشن، مصطفی این طور نبود که کورکورانه یک مسئلهای را قبول کند. مثلا اگر به ولایت فقیه اعتقاد داشت اعتقادش روی تفکر بود و همواره در حال استدلال برای مسائل بود. مصطفی همیشه با اعتقاد پیش میرفت و برای پیشرفت شغلی مسائل را مثل بعضیها مطرح نمیکرد و آگاهانه نسبت به این مسائل اعتقاد داشت. مصطفی برای کارهایش فکر میکرد و پشت فکرش منطق داشت. وقتی هم که من با مصطفی حرف میزدم مصطفی حرفهایم را کاملا گوش میکرد و بعد رد یا تائید میکرد. *مصطفی همیشه به فکر نابودی آمریکا و اسرائیل بود "خیلی به مصطفی اصرار کردم از سازمان بیرون بیاید. میدانستیم که بالاخره یک بلایی سر مصطفی میآورند ولی فکر مصطفی چیز دیگری بود و همیشه میگفت باید کاری کنیم که آمریکا و اسرائیل نابود شوند. میگفت اگر ما نباشیم چه کسی این کار را انجام دهد؟ مصطفی ارزش خودش را خوب میدانست. مصطفی خیلی به پدر و مادرش علاقه داشت و همیشه میگفت دوست دارد آنقدر کار کند که پدرش دیگر کار نکند؛ پدر مصطفی یک راننده مینیبوس بود یعنی از فقیرترین اقشار جامعه." *مصطفی در کودکی در مینی بوس پدرش شاگردی می کرد این دوست شهید مصطفی احمدی روشن ادامه داد: زمانی که مصطفی کوچک بود میگفت کنار پدرش شاگردی میکرده. مصطفی میگفت مادرش همه چیز او است. مصطفی الان به آن آرزویی که داشت رسیده است. مصطفی خوار چشم دشمنان بود؛ من به مصطفی میگفتم که از این کار بیرون بیاید. چرا که همه چیز را میدانستیم. حتی یک بار پیشنهاد معاون استانداری به وی داده بودند و این مربوط به زمانی بود که یک کارشناس معمولی بود و هنوز مدیر نشده بود. *مصطفی جزء 5-6 نفری بود که اولین بار غنیسازی را انجام دادند "مصطفی جزء 5-6 نفری بود که اولین بار توانسته بودند غنیسازی را انجام دهند ولی اسمش برای جایزهای که ریاست جمهوری داد نرفت." *مصطفی می خواست پست بگیرد تا کار انجام دهد "مصطفی کاری که فکر میکرد درست است انجام میداد؛ هیچ کس نیست بگوید مقام را دوست ندارد؛ مصطفی هم دوست داشت پست بگیرد ولی پست را برای این میخواست که کار انجام دهد؛ البته مصطفی به خاطر پست و مقام حاضر نبود با هیچ کس ببندد." *اگر مصطفی در یک تصادف کشته می شد خیلی غصه میخوردم مصطفی با آقای عباسی همکار بود؛ آقای عباسی آن خاطرهای که به او سوء قصد کرده بودند را برایش تعریف کرده بود و میخواست مصطفی حواسش باشد. آقای عباسی به مصطفی گفته بود وقتی بمب را به در ماشینش چسباندند از قبل آن موتورسوار را کنترل میکرد. ابتدا با خودش میگوید بروم و موتورسوار را بگیرم یا اینکه مواظب بمب باشم و در نهایت در را باز میکند و از ماشین بیرون میآید و در دیگر ماشین را هم باز میکند و خانمش را بیرون میآورد. مصطفی هم همیشه میگفت اگر روزی اتفاقی افتاد باید حواسش باشد. اگر مصطفی در یک تصادف کشته می شد خیلی غصه میخوردم ولی واقعا به آرزویش رسید. مصطفی با وجود اینکه از خطرات کارش مطلع بود همیشه میخندید و هیچ وقت غم به دلش راه نمیداد و همیشه میگفت: "ترسو مرد" مصطفی به آرزوی قلبی خودش رسید؛ مصطفی از قبل میدانست که شهید میشود. منبع: جهان نیوز RE: شرط شهیداحمدی برای ازدواج با همسرش - علی 110 - ۲۵/دی/۹۰ ۰:۲۸ سلام دوستان من و seyed mohsen توفیق شد برای شب اربعین رفتیم به امام زاده علی اکبر چیزر گویا این شهید بزرگوار از قبل با خانواده اش قرار گذاشته بودند که برای اربعین بیایند همین امام زاده برای عزاداری و به وعده اش وفا کرد اما چه آمدنی که رفتنی نداشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شب اول قبر این شهید بزرگوار مقارن شده بود با شب اربعین سید و سالار شهیدان حاج محمود کریمی اول مراسم گفت: هر کس میخواد ثواب عزاداریش رو امشب تقدیم این شهید بکنه یک صلوات بفرسته و فرستادند همگان صلواتی چه صلواتی مو بر تنم سیخ شد و چه مراسمی گویا خانواده ی بزرگوار ایشان هم آن شب در امام زاده بودند در جوار قبر این شهید بزرگوار و چه عزتی دارند نوکران سید الشهدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا مستشهدین بین یدیه یا علی و صد البته در محرم و صفر یا حسین RE: شرط شهیداحمدی برای ازدواج با همسرش - aghah - ۲۵/دی/۹۰ ۱:۲۰ خوش به حالش شهید شد! ما که لیاقت نداریم! مصطفی عزیز دعامون کن آرزوت رو که نابودی آمریکا و اسرائیل بود رو محقق کنیم! خدا روحت رو شاد کنه شهید بزرگوار! همه ما رو دعا کن . . . اثر تصویری " شهید روشن " - amin015 - ۲۵/دی/۹۰ ۱۵:۱۵ باز شوقِ یوسفم دامن گرفت… و این بار شهید مصطفی احمدی روشن ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاءٌ عند ربهم یرزقون… این ترور بزدلانه که عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند کرد به جنایت کثیف و پلید خود اعتراف کنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبکهی تروریزم بینالملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویس های سیا و موساد عمل شده و نشانهی به بنبست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشروندهی ایران اسلامی است. رشد شتابندهی علمی و فتح قلههای دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خللناپذیر ملی است. ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و ارادهی راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشکآور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید، و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنهی آن هم هرگز چشمپوشی نخواهیم کرد…
کاری از مرکز مستند سفیر RE: آقا مصطفی رفیق ما رو کشتند. دیدی؟ - MohammadSadra - ۲۶/دی/۹۰ ۱۷:۵۵ خانواده شهید مصطفی احمدی روشن در پاسخ به پیام محبت و بصیرت آمیز مقام معظم رهبری در رابطه با شهادت این دانشمند جوان ایران اسلامی ، طی نامه ای خطاب به حضرت آیت الله خامنه ای ، تاکید کردند:هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمینهای اسلامی میپروراند متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته ، به شرح ذیل است: من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا محضر مبارک حضرت آیتالله العظمی امام خامنه ای (مدظلّه العالی) سلام علیکم؛ سرخم می سلامت، شکند اگر سبویی پیام سراسر شور، محبت و بصیرت افزای حضرتعالی در رابطه با شهادت سرباز صراط مستقیم ولایت،دانشمند جوان ایران اسلامی، مصطفای شما موجب تسلّی خاطر و آرامش قلبی خانواده و بستگان گردید. اعتقاد راسخ داریم شجره طیبه انقلاب اسلامی، این یادگار حضرت امام (رحمة الله علیه)، بار دیگر با تأسی به مکتب سیدالشهداء علیهالسلام، یکی از ثمرات جاودان خود را تقدیم اسلام عزیز کرد. مصطفای شهیدمان که تنها افتخار خویش را حرکت در سایهسار ولایت، بدون وابستگی به هیچ جریان و گرایشی، و عمل به تکلیف خود در جبهه های نبرد علمی میدانست، بدست ایادی استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و صهیونیسم بین الملل به آرزوی دیرینه خود، فوز عظیم شهادت نایل گردید؛ لکن این دشمنان زبون و یزیدیان زمان بدانند که با شهادت رساندن مصطفی، از حنجر این خانواده ندایی جز «ما رأیت الا جمیلا» و از حلقوم ملت شریف ایران جز فریاد «یا لثارات الحسین» نخواهد شنید. دشمنان عنود داخلی و خارجی ملت سرافراز ایران اسلامی بدانند که هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمینهای اسلامی می پروراند که آرامش را از اردوگاه استکبار و نظام سلطه خواهد ربود. «ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها» رهبرا ما پای بیعتنامه خویش را با خون فرزندمان امضاء کرده ایم و از شما مسئلت داریم در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولیعصر (ارواحنا له الفداء) شهادت دهید که ما ذره ای از پیمودن راه اعتلای مکتب اسلام عزیز کوتاه نخواهیم آمد و در پایان عرضه میداریم: «ربنا تقبل منا هذا القلیل» خانواده شهید مصطفی احمدیروشن یکشنبه 25 دیماه 1390 |