![]() |
|
نقد و تحلیل فیلم Hugo ( هوگو ) - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: افشای صنعت سرگرمی (/forum-25.html) +--- بخش: صنعت سینما و هالیوود (/forum-26.html) +--- موضوع: نقد و تحلیل فیلم Hugo ( هوگو ) (/thread-13739.html) صفحه: 1 2 |
RE: نقد و تحلیل فیلم Hugo ( هوگو ) - Admirer - ۳۰/خرداد/۹۱ ۱۱:۱۹ (۲۸/اسفند/۹۰ ۱۲:۴۶)ELENOR نوشته است: این فیلم رو به صورت سه بعدی در جشنواره فیلم فجر دیدم .... به نام خدا سلام علی جان! این تصویر مربوط میشه به فیلم سفری به ماه ( به انگلیسی : A Trip to the Moon ) که اولین فیلم علمی_تخیلی ای هست که در سال 1902 توسط ژرژ ملیس ( به انگلیسی : Georges Méliès ) پدر ژانر علمی_تخیلی ساخته شده! اسکورسیزی در واقع در فیلم هوگو تولد سینمای سه بعدی رو با روایتی تاریخی از تولد سینمای دو بعدی جشن می گیره و از تمثیل های زیبایی استفاده می کنه! برای مثال همون صحنه ی معروف قطاری که از رو به رو رد میشه و برای اولین برای در سینمای دو بعدی همه از رویتش وحشت می کنن، در همین فیلم هوگو هم این بار در سینمای سه بعدی مخاطبین از دیدن همون صحنه وحشت زده میشن و ... در مجموع هوگو و آرتیست دو فیلم اسکاری ای بودن که به تولد تاریخی سینما می پرداختن! امیدوارم مفید بوده باشه! در پناه حق RE: نقد و تحلیل فیلم Hugo ( هوگو ) - medad.sefid - ۳۰/خرداد/۹۱ ۱۱:۳۲ سلام دوستان عزيز ![]() متن زير رو از سايت tebyan.ir براتون كپي كردم و فكر ميكنم براتون جالب باشه، به زودي نظرات خودمو در رابطه با اين فيلم باهاتون شير ميشم. به اميد مؤفقيت همه تون: هوگو و روایت کلاسیک نقد و بررسی فیلم هوگو آخرین ساخته ی مارتین اسکورسیزی ![]() سینمای امروز دنیا اگر پیشرفتی هم کرده باشد در تکنولوژی ساخت و پخش فیلم است. هنر دیجیتال، جلوه های ویژه ی بصری و جلوه های ویژه ی میدانی به کمک سینما می آید تا سینما مخاطبش را از دست ندهد. سینمای سه بُعدی، تلفیق انیمیشن و سینمای اصیل از نمونه های این تغییر است. اما داستان فیلم ها، قوام نمی یابند. اشکال به تکراری بودن داستان ها نیست. حکایت زندگی آدم ها تقریباً تکراری است. مطالعه ی تاریخ هم حوادث مشابهی را نشان می دهد. اشکال در الگوبرداری های داستانی از نمونه فیلم های قبلی است و این شیوه ی پرداخت داستانی بر اساس معیارهای اولیه در عناصر داستان نویسی نیست. مهم ترین اتفاق ناخوشایندی که در این مسیر می افتد چفت و بست نداشتن شخصیت هاست. شخصیت پردازی درستی که صورت نگیرد، عملی از شخصیت های داستان سر می زند که مطابق روان شناسی از پیش ارائه شده ی آن ها نخواهد بود. اگر اتفاقی در نوآوری های داستان فیلم ها وجود داشته باشد، در انتخاب شیوه ی روایت است. مثل نوآوری های تارانتینو در پالپ فیکشن و یا روایت پست مدرن در فیلم بولوار مولهولند ساخته دیوید لینچ. هوگوی مارتین اسکورسیزی هم در روایت و داستان گویی بسیار ساده است. پیروی از شیوه ی کلاسیک داستان گویی در فیلم نامه ی هوگو کاملاً مشخص و برجسته است. اگر اتفاقی هم در هوگو صورت گرفته باشد، این اتفاق در تکنیک های بصری سینماست. بدون این که به صورت مشخص انیمیشنی ببینیم در دنیایی کارتونی وارد می شویم. شیوه ی فیلم برداری در هوگو منحصر به فرد است. این منحصر به فرد بودن را در صحنه های تعقیب و گریز هوگو و سگ پلیس ایستگاه قطار به صورت مشخص می توان حس کرد. حتی اگر شیوه های پیشرفته ی اصلاح رنگ و نور کامپیوتری را هم در نظر بگیریم با این حال در همان صحنه ی فیلم برداری، در مورد همه چیز فکر شده است. کارگردان های مطرح سینمای جهان معمولاً در یک یا دو ژانر کار می کنند. سبک ویژه ی خود را دارند و به جهت عدول نکردن از این شیوه، خیلی ژانر کاریشان را تغییر نمی دهند. البته استثناهایی هم هستند که در هر ژانری فیلم ساخته اند، آن فیلم نمونه ای مثال زدنی شده است. بیلی وایلر و اسپلیبرگ از این نمونه فیلمسازها هستند. در کارنامه ی بیلی وایلر بهترین نمونه ی فیلم های کمدی و در عین حال بهترین نمونه ی فیلم نوآر دیده می شود. آپارتمان بیلی وایلر با بازی درخشان جک لمون، از بهترین نمونه های فیلم کمدی ناطق است و غرامت مضاعف هنوز نماد سینمای موفق نوآر محسوب می شود. اگر زمان برای انسان مفهوم دارد نوعی شهود است اما بی زمانی برای انسان حتی با شهود هم قابل بسط و حتی درک نیست. لزوم پرداختن به مفهومی این چنین مبهم و مناقشه برانگیز در سینمای کودک، جای تعجب دارد. در مورد اسپیلبرگ هم، همین خلاف قاعده وجود دارد. اسپیلبرگ هم در ژانرهای متعددی فیلم ساخته است. برای مارتین اسکورسیزی هم، پیروی از ژانر شخصی وجود داشته است. دست کم فیلم های دوره ی دوم فیلم سازی اسکورسیزی، در گونه های سینمایی شباهت های زیادی دارد. اما ساخت هوگو برای اسکورسیزی پا به سن گذاشته، نقطه ی عطفی خواهد بود. رسیدن به سینمای لطیف کودکانه ی هوگو برای کارگردان هوانورد و دار و دسته ی نیویورکی، قطعاً زمان و نیروی زیادی گرفته است. نکته ی مهم دیگر در هوگوی اسکورسیزی، بازی های فیلم است. بازیگران اصلی فیلم کودک اند. ولی بازی ها، بازی هایی حرفه ای است. در بعضی لحظات فیلم این شیوه ی بازی حرفه ای کاملاً درک می شود. تکنیک هایی در سینمای رئال ایتالیا برای بازی گرفتن از کودک و نوجوان نابازیگر وجود دارد. تکنیک هایی که در سینمای کودک ونوجوان فرانسه هم از آن اصول پیروی می شود و حتی برخی از کارگردان های جهانی ایرانی هم در تکمیل تکنیک های سینمای رئال ایتالیا، نمونه های موفقی ارائه داده اند. شیوه ی بازی گرفتن عباس کیارستمی در خانه ی دوست کجاست؟ دونده و سازدهنی امیر نادری و بچه های آسمان مجید مجیدی از این نمونه است. اما در هوگوی اسکورسیزی بچه های فیلم، بازی می کنند، انگار که تعلیمات بازیگری دیده باشند و مثل بازیگری باتجربه، نشانه های انتقال حس را رعایت می کنند. ![]() با این همه هوگوی اسکورسیزی در روایت داستانی دچار مشکل می شود. از همان ابتدای فیلم در شخصیت پردازی قهرمان داستان از عناصر داستان گویی دیکنز استفاده می کند. شخصیت پردازی شبیه آنچه در الیور تویست یا آرزوهای بزرگ سراغ داریم یا نیم نگاهی به داستان های علمی تخیلی ژول ورن دارد و حتی در مسیر روایت فیلم، این اقتباس و وام گیری با آمدن نام این دو نویسنده کاملاً واضح و روشن می شود و این ذکر نام،شاید نوعی ادای دین فیلم به نویسندگان مشهور ادبیات کودک و نوجوان باشد. ولی پرداختن به چند مضمون توأمان از نیمه ی داستان، فیلم را به لکنت می اندازد. تعلیق و معمایی که مطرح می شود آن گونه که نیاز این غلیان و هیجان است، پاسخ داده نمی شود. فیلم نوعی ادای دین به سینما هم هست. به کسانی که در سینمای جهان و شکل گیری آن نقش داشته اند ولی نام و یادی از آن ها وجود ندارد، از طرفی پرداختن به مفهومی که انتزاعی است، ناخودآگاه تماشاچی را دچار سردرگمی می کند. مفهوم زمان، بازه ها و گستره هایش نوعی بُعد چهارم استنباطی را شامل می شود چون هر پدیده ای به عنوان مجموعه ای که اعضای مشخص دارد باید در مجموعه ی تهی آن هم قابل بررسی باشد مفهوم مکان و بی مکانی یا زمان و بی زمانی هم از همین دست پدیده هاست. اگر زمان برای انسان مفهوم دارد نوعی شهود است اما بی زمانی برای انسان حتی با شهود هم قابل بسط و حتی درک نیست. لزوم پرداختن به مفهومی این چنین مبهم و مناقشه برانگیز در سینمای کودک، جای تعجب دارد. مجتبی شاعریبخش سینما وتلویزیون تبیان |