![]() |
|
سوالات در جلسات خواستگاری - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: سبک زندگی اسلامی-ایرانی (/forum-32.html) +--- بخش: خانواده (/forum-73.html) +--- موضوع: سوالات در جلسات خواستگاری (/thread-35164.html) |
پاسخ به: سوالات در جلسات خواستگاری - یاســین - ۳۰/تیر/۹۳ ۱۱:۳۵ سلام حالا خانوم موزه خودشون میان کامل توضیح میدن اما معمولا اینطوریه که در خاستگاری سنتی،اول مادر و پسر میرن(حالا اگه خواهر دیگه خیلی دلش خواست اونم میبرن)،بعد که از کلیت هم خوششون اومد،حالا قیافه و خانواده و .... بعد دوباره میرن،به همراه پدر(حالا بعضی جاها بزرگ فامیل رو هم میبرن و خواهر و برادرا) در واقع این احترام به پدر هست که وقتشو الکی نمیگیریم. چون خیلی پیش میاد که در جلسه اول مورد پسند واقع نمیشه،(حالا از هر طرف) حالا فکر کنید ده بار برید خاستگاری،مامانا خوششون میاد ولی باباها حوضله ندارن،مطمئن باشید واسه بار یازدهم بابا ها میگن برید،قطعی شد به من بگید. بعد جواب مثبت نسبی یبارم خانواده دختر میرن خونه پسر. بعدشم که عروس جواب مثبت بده،بله برون میشه که حالا تو رسوم های مختلف متفاوته ما در بله برون مهریه تعیین میکنیم و زمان عقد و صیغه میکنیم.که اینجا میشه نامزدی که در بله برون مهمانهای بیشتری دعوتند حالا باید ببینید رسومتون چه مدلیه ............................................. موزه جان سرعتش بیشتر بود
پاسخ به: سوالات در جلسات خواستگاری - mahdy30na - ۳۰/تیر/۹۳ ۱۱:۵۹ (۳۰/تیر/۹۳ ۱۱:۳۲)moze84 نوشته است: خوب!پدرها کلا باهیچی مشکل ندارن ، بابای همون پسر هستن دیگه ![]() خو باید ورود کرد تا دوستان هم که روشون نمیشه یجوری وابهاشون و بگیرن. دوستان برای سلامتی مادرها هم اول یه صلوات بفرستین (۳۰/تیر/۹۳ ۱۱:۳۲)moze84 نوشته است: این کارا در حیطه توانایی های مامان هاست...چرا توجه نکنه ؟ دیگه باید یه عمر زندگی کنه و شوخی نیست پس باید همونقدر که احتمال میده زیر تو دید هست و حرکاتش کنترل میشه همونقدر هم باید خوش همه رو کنترل کنه. مگه بوغه؟ تو این مواقع هواسها جمع میشه حتی کوچکترین حرکت معنا پیدا میکنه جدی میگم - دوستان داستانش نکنینا ![]() اون پرسشنامه و دیگه باتوجه به شناخت میشه مرحلشو مشخص کرد.جون بعضیا ممکنه حرفشونو نتونن مستقیم بگن بخاطر هر دلیلی . کلا بد به خال اونایی که فقط پدر و مادر دارن و دیگه هیچکیو ندارن تا کمی دلگرمی بده به شون
پاسخ به: سوالات در جلسات خواستگاری - زینب خانوم - ۳۰/تیر/۹۳ ۱۲:۰۸ آقا سینا! قشنگ معلومه که یکی یه دونه اید که اینقدر دلتون پره... ![]() اینجور وقتا دوستان، علی الخصوص از نوع مجرب و متاهلش خیلی میتونه کمک کنه... ما هم داریم میگیم توی جلسات خواستگاری چشما کاملاً باز بشن... این وسط مامانا چون پیچش مو میبینن، بیشتر میتونن هم به دختر و هم به پسر کمک کنن... علی الخصوص پسرا که دیدشون کلی و محدوده، مامانشون میتونه چیزایی رو ببینه که بعداً توی زندگی خیلی به دردش خواهد خورد... به شرطی که عشق چشماتون رو کور نکنه و حرف مامان رو گوش بدین... اعتماد کنین به مامانا! باباها مثل خودتونن... خیلی نمیتونن تو این زمینه ها کمک کنن... به قول یاسین جان، از حوصله شون خارجه... پاسخ به: سوالات در جلسات خواستگاری - شیدا - ۳۰/تیر/۹۳ ۱۳:۲۶ (۳۰/تیر/۹۳ ۱۰:۵۳)moze84 نوشته است: یه نکته دیگه این که جلسه اول اگر گل یا شیرینی نیاوردن، واقعاً نشاندهنده خست و یا اهمیت ندادن به عروسه... سلام ، وقت همه عزیزان به خیر ضمن احترام به نظر موزه ی عزیز، من اینو کاملا رد میکنم ![]() تو جلسه اول نیارن بهتره، حتی تا زمانی که به جواب قطعی و تفاهم نرسیدنم نیارن. به نظرم اصلا دلیل بر خست نیست. پاسخ به: سوالات در جلسات خواستگاری - زینب خانوم - ۳۰/تیر/۹۳ ۱۳:۳۸ خوب شیدا جان! من نظرم اینه که احترام به خانواده دختره که برای اولین بار به خونه شون میرن، دست خالی نباشن... من دلیلم رو گفتم... شما هم بگو چرا به نظرت نیارن بهتره؟ مثلاً هر جلسه خانواده دختر 50 تومن خرج میوه و شیرینی میکنه، چرا خانواده یه پسر 20-30 هزار تومن خرج یه دسته گل یا یه جعبه شیرینی رو نکنن که نشاندهنده آمدن با صلح و شیرینی و زیباییه؟ چون گل رو آدم به کسی که براش احترام قائله میده... من حالا قیمت هم ندارما!!! همینجوری گفتم... پاسخ به: سوالات در جلسات خواستگاری - یاســین - ۳۰/تیر/۹۳ ۱۳:۴۹ منم با موزه موافقم اتفاقا چیز بدی رو نشون میده،یعنی خودتون اهمیتی ندارید،اگه فامیل شدیم واستون پول خرج میکنیم. حالا شیرنی نه اما یه دست گل ساده و قشنگ در جلب افکار عروس موثره و از اون نظرم حساب کنیم مثل اینه که خانواده عروس میوه شیرنی نزارن بعد دیدن احتمال ازدواج رفته بالا،بیارن تعارف کنن،بگن فامیل نشدیم حیف و میل نشه حالا رسومات متفاوته اما واسه ما معنی جالبی نمیده پاسخ به: سوالات در جلسات خواستگاری - شیدا - ۳۰/تیر/۹۳ ۱۳:۵۵ حالا ازدواج سربگیره یا نگیره ، مهمون که خونه آدم اومده، پس مثال شما رد میشه یاسین جان ![]() گل آوردن یا نیاوردن نشونه ی احترام نمیتونه باشه و اینکه اصلا به نظرم دلیل بر خست نیست پسر بیچاره شاید صد جا بره خاستگاری حالا به دلایل مختلف صورت نگیره چقدر این بنده خدا پول گل و شیرینی بده تو این وضع گرونی( انجمن حمایت از آقایون) از چیزای دیگه هم میشه احترام و ادب و اخلاقشونو فهمید، یعنی واقعا نمیشه
پاسخ به: سوالات در جلسات خواستگاری - یاســین - ۳۰/تیر/۹۳ ۱۴:۰۵ همه مثل شما خوب و مهربون نیستن
پاسخ به: سوالات در جلسات خواستگاری - mahdy30na - ۳۰/تیر/۹۳ ۱۴:۱۵ سلام همکار شیدا راس میگه ، شما فکرکن 5 جا بخوای بری ، مثلا دارم میگم هرجا دیگه 1 کیلو نمیشه برد که ( کیلویی 10 -15 تومن ) کی بخوره کی ببینه- نمیشه شیرینی خشک برد که ؟میشه/ حد اقل باید تر باشه و اونم که برای سن بالا خوب نیست چون خیلیا دیگه بخاطر قند و چربی و کلسترول و ... پرهیز میکنن ![]() یدونه از این بیسکویتاببرین( اقا من اینجور خسیس نیستما فکرای بد نکنین ) حالا گل چه مصنوع یباشه چه یک شاخه ( هر نوع که دوست دارین ) ممکنه تو چشم طرف بخوره و بگه چه خوش سلیقه و ... ولی باید دید که ایا فقط برای خود نمایی این کار صورت میگیره ؟ همون کاغذ بازی و ... تو ادارات/ ![]() اقا خوشتون اومد دیگه به این چیزا دقت نکنین. پسر خوب کمه ها از ما گفتن. دختر خوب هم کمه اینطرفیم بگم. ببخشینا اینو میگم دیگه کسی که میخواد بره خونه یکی مهمونی درسته دست خالی نمیره ولی دیگه این مهمونی نیستا اگه من باب اشنایی باشه دفعه دوم میشه مهمونی .چون ممکنه دفعه اول همون اخریش باشه اگه به خیری تموم شد که دیگه بازم میریم مهمونی اگه دفعه اول و اخر بود _ خوشتون نیومد_ دیگه رفتن نداره که خیلیا 100 بار میخوان یجا برن خواستگاری خو دختر بهت نمیده پسرم ![]() (۳۰/تیر/۹۳ ۱۳:۵۵)شیدا نوشته است: چقدر این بنده خدا پول گل و شیرینی بده تو این وضع گرونی( انجمن حمایت از آقایون) شیداخانوم دستتون درد نکنه پاسخ به: سوالات در جلسات خواستگاری - رضوانه - ۳۰/تیر/۹۳ ۱۴:۲۱ یادمه اون زمانی که خواستگارا برای آبجیم میومدن(الان که متاهلن) و قرار بود select کنن !!! آقو یکی از اینا وقتی اومد نه گل آورد نه شیرینی!!!!!آبجیم اصلا خوشش نیومد! یعنی حالا طرف هم خوب بودا یعنی شاید هم منظوری نداشتن یا این از رسومشون بود ولی بعد از اینکه رفتن آبجیم گفت: اصلا از این حرکتشون خوشم نیومد!! نمیخوام! ![]() بابا یه شیرینی که این حرفارو نداره! ![]() با زندگیتون بازی نکنید ![]() حالا بماند که اون خواستگارش که الان دامادمون هستن هرررر بار که میومدن دوباره شیرینی میگرفتن!!! اصلا همه چی تموم هم شده بود قطعی شده بود...بازم اینا هربار شیرینی تر میاوردن!!! همیشه به آبجیم میگم ما سر هیییچ ازدواج و خواستگاری انقدر شیرینی نخوردیم!!! بعد یه موردی هم من بگم جلسه اول به غیر از پدر و مادر و نهایتا فرزند بزرگ خانواده کسی توی خواستگاری نباشه واااای خدا برای آبجیام که خواستگار میومد ٬ من توی اتاق محبوس بودم!!! اینا هم چونشون گررررم مگه بس میکردن جلسه های آخر آبجیم داشت صحبت میکرد من خسته شده بودم از توی اتاق بهش اس میدادم: تو رو خدا بسته دیگه!!! حالا یه شبه میخواید برای کل عمرتون حرف بزنید؟؟؟؟! ماشاا... شروع به صحبت میکردن دیگه ما بیچاره بودیم...!!!
|