![]() |
|
درخواست مشاوره برای ازدواج - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: سبک زندگی اسلامی-ایرانی (/forum-32.html) +--- بخش: خانواده (/forum-73.html) +--- موضوع: درخواست مشاوره برای ازدواج (/thread-41119.html) |
پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - فاطمه خانم - ۲۸/بهمن/۹۴ ۲۱:۴۶ سلام. من جای شما تصمیم نمیگیرم که با ایشون ازدواج بفرمایید یا نه! حتی توصیه هم نمیکنم به ازدواج کردن یا نکردن! 1-عشقی که بعد از عقلانی فکر کردن و پیداکردن اهداف و روش زندگی مشترک با آدم مورد نظر به دست بیاد، عشق و علاقه خوب و مفید و به درد بخور و پایا هست ان شاء الله. از چهل سال هم بیشتر گرما داره و روز به روز هم بیشتر میشه. اما زیبایی و قیافه و چشم و ابرو زود تموم میشه! 2-هیچ وقت روی این سرمایه گذاری فکر نکنید کسی رو برای بعد از ازدواج میتونید عوض کنید. زیاد دیدم آدمهایی که مذهبی شدن به خاطر همسرانشون! این احتمال وقوع داره و رد نمیکنم. اما اگر کسی به خاطر "شما" مذهبی شد دنبال پاداش از طرف شماست که مسائل پیش میاره. اما اگر این مذهب درونی باشه یا درونی بشه میشه روی طرف از این بابت حساب کرد. دین و اعتقادات و ذهنیات شما "جهانبینی" شماست. یعنی از دریچه دین به مسائل نگاه میکنید. باید کسی همراه شما باشه که دریچه نگاهش به شما نزدیک باشه. ان شاء الله راه درست رو پیدا کنید. پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - Silence - ۲۸/بهمن/۹۴ ۲۳:۳۲ (۲۸/بهمن/۹۴ ۱۷:۵۴)Silence نوشته است: سلامسلام منم عرض کردم نمیشه نسخه واحد برا همه داد.. ولی اینجوری حداقل با طرز فکر هم بیشتر آشنا میشن... پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - سدرة المنتهی - ۲۸/بهمن/۹۴ ۲۳:۳۶ برا چی از ما می پرسی عزیز؟!! ما که جای شما نیستیم. من اعتقاد دارم میتونه عوض بشه به شرط اینکه شما خودت آدم محکم و با یقینی باشی تا تاثیر بذاری. به پیامبر درونت (عقل) توجه کن و ازمردهای خدایی مشورت بگیر نه مشاور های بی دین. موفق باشی و خوشبخت. پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - Islam - ۲۹/بهمن/۹۴ ۱:۱۲ همین الان باهم صحبت کردیم. گفت که نمیتونه چادر سر کنه و ارایش لایت هم میکنه. رابطش با نامحرم رو هم خیلی محدود نمیکنه. میگه که من دختر شادی هستم و نمیتونم یهو اینقدر تغییر کنم.حتی خانوادم هم موافق نیستند من اینهمه تغییر کنم. من ازشون خواستم که بیشتر فکر کنند و ایشون گفتند که تا فردا فکر میکنم و خبر میدم. نمیدونم چرا احساس کردم که با قبول نکردن حرف من احساس شادی داشت.احساس میکرد از زیر بار یک مسئولیت اومده بیرون!! حالم خوب نیست رفقا...همینجوری دارم عرق سرد میریزم...تو رو خدا دعام کنید پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - Silence - ۲۹/بهمن/۹۴ ۱:۳۴ (۲۹/بهمن/۹۴ ۱:۱۲)Islam نوشته است: همین الان باهم صحبت کردیم.باید درکش کنی اون تو همچین محیطی بزرگ نشده... نمی تونه یک دفعه 380 درجه تغییر کنه..اون فکر می کنه قرار با ازدواج با تو محدود بشه...باید تو حرفات بهش ثابت می کردی همچین قصدی نداری... خب معلومه هر دختری جای اون باشه و با این شرایط بزرگ شده باشه یهو بهش بگی چادر سر کن با نامحرم دست نده مقاومت می کنه و نه میگه... باید یه چیزی داشته باشی که به این کارش بی ارزه... هیچ چیزی اونجوری که اولش نشون میده نیست حتی تاریکی... امیدوارم بتونی باهاش کنار بیای ![]() هرچند... پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - عبدالرحمن - ۲۹/بهمن/۹۴ ۱:۴۰ یسری حرفامو الان تو خصوصی بهت گفتم لیک من ایشون رو که نمیشناسم ولی این اسمش صداقت نیست این مرز تعیین کردن برای شما گل پسره ینی اگر منو میخوای اینه البته ببخشید رک گفتما ببینید قبلا موردی بود که یه انسان محترمی واسطه شد و ایشون به خواست بنده چادری شد(من نمیدونستم چادری نیستن) ولی خب فهمیدم اختلاف ما بیشتر از یه چادره و البته ایشون بسیار شرافتمند و محترمن و بودن بحثم اینه که این نشد (این مورد هم استثنایی بود چون واقعا آدم خوبی بود) بعد این بنده خدا که عملا داره مرز تعیین میکنه.... ضمناً اگر بتونم برای شما آستین بالا میزنم با وجودی که وظیفه متاهلان تالاره دستشون بازتره چرا گفتم مرز تعیین کردن چون شما توقع ویژه ازش نداشتی من مثلاً توقعم اینه که زنم کار نکنه و... ولی چیزی که شما خواستی فوق بدیهی بوده برای یه مذهبی ایشون از خداشم باشه شما بهش یه نگاه بکنی فرق بین دختر و پسر نیست حرفام کسی دوباره داستان نسازه ضمناً حق داری تو لک باشی منم تجربه شو داشتم ![]() انقد کیف میده پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - سدرة المنتهی - ۲۹/بهمن/۹۴ ۷:۱۲ (۲۹/بهمن/۹۴ ۱:۱۲)Islam نوشته است: همین الان باهم صحبت کردیم. صادقانه بگم ، اگه نمی تونه بخاطرت از یک سری عادت هاش دست بکشه متاسفانه این عشق یک طرفه است! تو واقعا پاکباخته ی بی نظیری هستی و بهت افتخار می کنم ، پس ایشونن که باید لیاقت این عشقی که داری به پاش میریزی و براش تب و لرز کردی رو ثابت کنن. تا اینجا که نظر خودش براش اهمیت بیشتری داره تا با هم بودنتون. یجوری باهاش تا کن هم بدونه میخوایش هم سبک زندگی اسلام واست خیلی مهمه ، تو ماله اون میشی و به نامحرم نگاه نمی کنی ، مثلا نمیری خالشون رو نگاه کنی که ، بنابراین ایشون هم نباید جلوی شوهرخالشون بدون حجاب ظاهر شن. یه بحث منطقیه. قراره برین تو یه فاز جدید زندگی ، بنابراین هردوتون باید از یک سری از عادت هاتون دست بکشین و تغییر ایجاد کنین تا به آرامش برسین. و الا ازدواج بدون تغییر برای هیچکی بدرد نمیخوره. تو مساله حجاب همسرتون شما نباید تغییر کنی و چون دوستش داری بحث غیرت خیلی خیلی شدیدتر از حالت عادی شه. به محض اینکه عقدتون کنن غیرتت سر به فلک میزنه. حتما پیگیرش باش و زود ام خسته نشو و گردن این ننداز که آری تقدیر خدا این بود! اول توکل و بعد همه تلاشت رو بکن. اگه نخواست بخاطر تو هم که شده با این مساله کنار بیاد و نشد انقدر خودتو ناراحت نکن عزیزم. هنوز پخته نیست ، بذار بره سرش به سنگ بخوره برگرده.
پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - عـرفان - ۲۹/بهمن/۹۴ ۱۱:۰۳ عشق خیلی زیباست ![]() ولی خب این رو مطمئن باش برادر هر کسی کو دور ماند از اصل خویش ...باز جوید روزگار وصل خویش اگر طلبه هستی حتی در شریط بازگشت بسم الله اگر نیستی فراموش کن، اولش یه خرده سختی داره اما به مرور اوکی میشی اینو که میگم الان که نمیفهمی(شرمنده) موقعی که با این خانم زندگیتو شروع کردی و دوبار موقع حاضر شدنش واسه بیرون رفتن لباسشو دیدی و بحث شد میفهمی میگی کاش درست انتخاب میکردم تا نه اونو اذیت میکردم نه خودمو به حرفای بی ارزش بقیه هم که میگن به مرور درست میشه فکر نکن ببین دوست من شاید این شرایط این خانم برای تو قابل قبول نباشه و برای یک نفر دیگه عالی باشه اجازه بده زندگیشو بکنه نقل قول:اما اگر کسی به خاطر "شما" مذهبی شد دنبال پاداش از طرف شماست که مسائل پیش میاره. اما اگر این مذهب درونی باشه یا درونی بشه میشه روی طرف از این بابت حساب کرد.خیلی زیبا بود فاطمه خانم....جمله سنجیده و پخته ای بود پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - Islam - ۲۹/بهمن/۹۴ ۱۶:۲۰ ممنون از حرف هاتون دوستان. یک حالتی برای من به وجود اومده که خودم هم نمیفهمم چیه! کل بدنم داغ کرده و عرق میریزم...دیشب هم 6 ساعت تو تخت خواب به خودم میپیچیدم اما اصلا خوابم نمیاد! واقعا نمیدونم این چه حالتیه. نه نگاه به قیافه ی طرف میکنم و نه نگاه جنسی دارم بهش و نه... . اما حالم بده. همه چی برام دردناک شده. من فکر میکردم لذت داره عشق اما همش درده. نمیفهمم چمه...یا فاطمه ی زهرا ! مادر هممون خودتی...خوشبختی رو برای هممون رقم بزن
پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - افشین - ۲۹/بهمن/۹۴ ۱۶:۲۴ سلام دوستان بعضا نکات مهمی رو اشاره کردن.اینکه نباید بخاطر خودتون مذهبی بشه و اینکه اصلا دلیل علاقتون به ایشون چیه و اینکه ایشون به قول عبدالرحمن بنظر من داره واستون مرز تعیین میکنه یه نکته خیلی مهم رو شاید حواستون بهش نباشه.مطمئنید بخاطر علاقه بوده که اومده با شما حرف زده؟چه بسا بخاطر اینه که با دیدن شخصیتی که دارین بهتون اعتماد کرده.اینکه چندین خواستگار داشته و حتی حاضر نشده باهاشون حرف بزنه باید ریشه یابی بشه دلیلش چیه.آیا قبلا از اعتماد کردن به کسی ضربه خورده و به دنبالش موجب ایجاد ترس و یا تنفرش از یه تیپ از آدما شده یا نه،اصلا توی یه دوره قصد ازدواج نداشته.در هر دو صورت نمیشه گفت بابت علاقه به شما بوده که حاضر به حضور در جلسه خواستگاری شده.برای من گرایش چنین آدمی به شما یکم سوال برانگیزه،شمایی که قصد دارین تحصیلاتتونو توی حوزه علمیه ادامه بدین.اینا مسائلیه که نمیشه براحتی ازش عبور کرد.شاید به دنبال کسیه که بتونه بهش اعتماد کنه و از اعتمادش قبلا ضربه خورده،هرچند ممکنه هیچکدوم از موارد گفته شده هم صحیح نباشه و واقعا موردی توی گذشته ایشون نباشه یه مورد خیلی مهم دیگه که ندیدم کسی بهش اشاره ای بکنه در مورد خانواده های شماست.آیا خانواده های شما هم کفو هستن؟مخصوصا به لحاظ اعتقادی بنظر میرسه اختلافات فقط به شما دو نفر محدود نمیشه چرا که اگه اشتباه نکنم گفتید خانواده ایشون هم تغییرشون رو نمیپذیره و اما یه چیز دیگه هم که عزیزان کمابیش گفتن مربوط به حس شما نسبت به ایشون قبل و بعد از ازدواج هست.فعلا شما بیشتر خوبیهای ایشون رو میبینید و نکات مثبتشون رو توی ذهنتون ناخودآگاه بزرگ میکنید و چه بسا جنبه های مثبتی رو هم نداشته باشن ولی شما توی ذهنتون بهش فکر کنید بعنوان یه امتیاز و نکته مثبت.این ویژگی ما جوونا توی چنین سنی هست.یعنی سعی میکنیم یکی رو توی ذهنمون خیلی بزرگش کنیم.اگه بهش نرسیدیم که دیگه واویلا!دقیقا میشه یه بت.اما مطمئن باشید بعد از ازدواج چون جنبه های منفی ایشون هم دیده میشه دیگه اون جذابیت اولیه رو واستون نداره(نه اینکه علاقتون رو از دست میدید بلکه بجای اینکه علاقتون بیشتر بشه چه بسا اوایل ازدواج یکم کمرنگ بشه نسبت به روز اول) اما اگه منطقی به ایشون نگاه کنید علاقه روز به روز بیشتر میشه فکر میکنم اگه جواب سوال دوستمون رو که گفتن دلیل اصلی علاقتون به ایشون چیه بدید راحت تر بتونید با این مساله برخورد کنید یه اشتباه توی گفته هاتون دیدم "بعد من بهشون گفتم ببینید اگر چیزی رو الان قبول کردید حتی 10 سال دیگه که احساسات ضعیف تر شده و چهره ی مرد زشت تر شده (!) و...هم باید بهش عمل کنید چون اینها خطوط قرمزی برای بنده هستند که اصلا جای مانور روشون ندارم! ایشون به شدت با این حرف من موافق بودند." ببینید،،زندگی متاهلی تقریبا مثل رفاقت با دوستتون میمونه.شما علاقه ای که به دوستتون دارید روز اول بیشتره یا به مرور زمان بیشتر میشه؟یه زندگی ایده آل هم همینطوره،یعنی با گذشت زمان نه تنها علاقه کمتر میشه بلکه علاقه و دلبستگی طرفین به هم بیشتر هم میشه.البته تفاوتهایی دارن با هم دیگه،مثل اینکه علاقه ما به دوستمون در همون ابتدا قابل قیاس با علاقمون به جنس مخالف که همون نامزدمون باشه نیست!اما توی زندگی که برید روز به روز علاقه بیشتر میشه.ولی نباید روی این مورد حساب کنید که میتونم توی زندگی ایشون رو تغییر بدم خدمتتون عرض کنم اگه از این میترسید که از ایشون صرف نظر کنید و بعدها با کسی ازدواج کنید و در حسرت مورد فعلی بمونید باید بگم زندگی اونقدر بالا و پایین و پستی و بلندی داره که این چیزا دیگه واستون مهم نیست که توی گذشته پیش اومده.هرچند این مورد خیلی بستگی به خودتون داره.بله ، اگه مدام بخواید حسرت بخورید و از زندگی کردن باز بمونید و زمین و زمان رو مقصر بدونید تا هزار سال هم بگذره فکر ایشون از ذهنتون بیرون نمیره ولی اگه منطقی برخورد کنید میبینید آدم نباید حسرت گذشته ها رو بخوره ضمن اینکه توی زندگی باید قانع بود.(اگه با مورد فعلی به توافق نرسید)همه اینا در صورتیه که شریک آینده شما پایین تر از ایشون باشه که اینم فکر نکنم بتونید با قطعیت در موردش صحبت کنید چون شما با ایشون زندگی نکردید.همیشه یادتون باشه آدمی حریصه و ""مرغ همسایه غازه"" در نهایت بگم که اگه حتی یه ذره شک دارید در مورد ایشون،روزه شک دار نگیرید.برید دنبال کسی که از همین اول بهتون بها بده و بال پروازتون بشه و با هم به کمال برسید ببخشید پرحرفی کردم موفق باشید ان شاءالله (۲۹/بهمن/۹۴ ۱۶:۲۰)Islam نوشته است: ممنون از حرف هاتون دوستان. خب این تقریبا طبیعیه واسه کسی که تا به حال احتمالا با یه نامحرم در این مورد حرف نزده.فریب این حالتتون رو نخورید.درسته در نگاه اول ممکنه بخاطر مسائل دنیوی نباشه اما اینو فراموش نکنید که نباید با این حالتون تصمیم بگیرید چون احساسات بر شما غلبه پیدا کرده و این برای کسی مثل شما که در رابطه با نامحرم احیانا تجربه نداشتید چیز عجیبی نیست.خواسته من از شما اینه که به یک مشاور معتقد و متدین مراجعه کنید.در ضمن این سوالاتی و نکاتی که هم که اینجا عنوان شده رو با ایشون مطرح کنید چون اگه خود شما بخواید بهشون پاسخ بدید ممکنه ناخواسته اشتباه کنید بخاطر احساسی برخورد کردن |