تالار گفتگوی بیداری اندیشه
مشاعره - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اخبار و سایر موضوعات (/forum-46.html)
+--- بخش: سایر موضوعات (/forum-48.html)
+---- بخش: اوقات فراغت (/forum-63.html)
+---- موضوع: مشاعره (/thread-9787.html)



RE: مشاعره ... - N.Mahdavian - ۲۳/دی/۹۰ ۱۷:۲۰

جان بيگانه ستاند ملک‌الموت به زجر

زجر حاجت نبود عاشق جان‌افشان را


چشم همت نه به دنيا که به عقبي نبود

عارف عاشق شوريده‌ي سرگردان را
(سعدی)

آفاق



RE: مشاعره ... - دیدگاه نوین - ۲۳/دی/۹۰ ۲۳:۱۳

بگفت او آنِ من شد زو مکن یاد / بگفت این کی کند بیچاره فرهاد؟
بگفت ار من کنم در وی نگاهی؟ / بگفت آفاق را سوزم به آهـــــی
نظامی ( منظومه خسرو و شیرین )
واژه بازو


RE: مشاعره ... - fighters - ۲۴/دی/۹۰ ۰:۵۳

ای که تو اگاه شدی از روش ما .کنون ............................. در بر بازوی خود شعر بده در جنون
در همه دیوان بگرد با نفس شور عشق ................................ با کلمات جنون ساز بکن شور خون


RE: مشاعره ... - علمدار133 - ۲۴/دی/۹۰ ۱:۱۹

" محمد علی اسلامی "
برد آرزوی شکیب ز کف دریاب
ای هر دو مرگدار و جاندار و
بر گردنم بپیچ و بجانم کوش
ای مار تشنه اوخ ، ای بازو
زینب(سلام الله علیها)



RE: مشاعره ... - یا ثارالله - ۲۴/دی/۹۰ ۲:۱۲

به یاد سرپناه خود بیفتد
کنار خیمه‌گاه خود بیفتد
متاب ای ماه بر دستان زینب
مبادا یاد ماه خود بیفتد


"نیزه"



RE: مشاعره ... - فاطمه خانم - ۲۴/دی/۹۰ ۲:۱۴

(۲۴/دی/۹۰ ۰:۵۳)fighters نوشته است:  ای که تو اگاه شدی از روش ما .کنون ............................. در بر بازوی خود شعر بده در جنون
در همه دیوان بگرد با نفس شور عشق ................................ با کلمات جنون ساز بکن شور خون


اشتباه فنی اتفاق افتاد!
فکر کنم مقصود شعر رو دریافت نکردید!
کلمه قبلی هم که بازو بوده
و کلمه جنون رو هم در خواست دادن کاربر fighters
و گویا شعر هم از خودشون هست . اشکالی هم فکر نکنم داشته باشه .شما باید با جنون شعر بفرمایید که نفرمودید! .
خودم عرض می کنم!

مباحثی که در آن مجلس جنون می‌رفت

ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود
فکر کنم یک شاعر خاصگو وارد جمع ما شدند!!!
کلمه بعد : آسان و مشکل (هر دو )
(یک کمی تخصصی تر شد ببخشید ! )



RE: مشاعره ... - وحید110 - ۲۴/دی/۹۰ ۲:۱۹

زینب ای شمع وجود علقمه .......... ای دو صد پروانه بر گردت همه پر سوخته

ای که در عشق خدایت سوختی ......... ای که در دنیا حسین افروختی



عقل
مشکلی نیست که اسان نشود ...........پس کی اسان می شود مشکل ما

شاید این مشکل نبودش در ورا ...............یا که شاید من شدم مشکل ترا


RE: مشاعره ... - فاطمه خانم - ۲۴/دی/۹۰ ۲:۳۱


عقل می سازد سبب در وصل و عشق

تا کند واصل همی سوزد سبب
بیدل شیرازی
کلمه بعد قلم



RE: مشاعره ... - N.Mahdavian - ۲۴/دی/۹۰ ۲:۳۳

قضا رفت و قلم بنوشت فرمان
تو را جز صبر کردن چیست درمان

کلمه بعدی: گریزان



RE: مشاعره ... - یا ثارالله - ۲۴/دی/۹۰ ۲:۳۶

در گریز نبستست لیکن از نظرش
کجا روند اسیران که بند بر پایند

ز خون عزیزترم نیست مایه​ای در تن
فدای دست عزیزان اگر بیالایند


"طوفان"