تالار گفتگوی بیداری اندیشه
«تا ثریا» زیر ذره بین - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: افشای صنعت سرگرمی (/forum-25.html)
+--- بخش: صنعت سینما و هالیوود (/forum-26.html)
+---- بخش: سینمای ایران (/forum-58.html)
+---- موضوع: «تا ثریا» زیر ذره بین (/thread-11364.html)

صفحه: 1 2 3 4


RE: «تا ثریا» زیر ذره بین - Maysam-1st - ۲۷/دی/۹۰ ۱۲:۲۱

سلام
این فیلم رو توی کسایی که دور و بر ما هستند اکثرا کسی نمیبینه و فقط من هستم که به صورت توفیق اجباری Big Grin با خانواده اونو نگاه میکنم!
بنابراین به نظرمن این فیلم اکثرا برای قشر سنتی و سالخورده جامعه ساخته شده و نکات مثبت بسیاری داره که قطعا تا آخر فیلم مشخصم میشه!
اما به نظرم قبلا فیلم ها روابط دختر و پسرهای جوون رو نشون میداد و تبلیغ می کرد که اون قشر الان دیگه تی وی نگاه نمیکنند و اکثرا پای ماهواره هستند
بنابراین این فیلم داره برای قشر مسن و سنتی جامعه مدل سازی می کنه و روابط سرهنگ و سریا و بعد هم برادر شوهر اون به خوبی روشنه که هدف اصلی ثریا و آموزش دادن به قشر مذکور است!
اینکه حس تصمیم های ثریا را به قشر مذکور القا کند به نظرم نکته ی بسیار منفی است! که باید بیشتر روش دقت بشه!
این نظر من بود حالا نمیدونم چقدر درست باشه! Angel


RE: «تا ثریا» زیر ذره بین - Lord_Contemno - ۲۷/دی/۹۰ ۱۴:۰۳

من این فیلم رو زیاد پایه ش نیستم ولی به هر حال برداشتش برمیگرده به خودمون، بعضیا چادر سر میکنن، بعدش جانماز هم آب میکشن ولی صدهزار گناه دیگه انجام میدن. یه دید مسخره از دین که از بچگی تو سر ما فرو شده، از دین هیچی نمیدونیم ولی خودمون رو دیندار میدونیم. از بچگی ظاهر دین به ما نشون داده شده! این دید اشتباه نی؟ این کار که به این نحوه آموزش و تربیت انتقاد کرده اشتباهه؟ شما بگو اشتباهه اصلا... انتقاد پذیریت کجا رفته؟
والّاDodgy


چه کسی سرهنگ را کشت؟ جواب: چادر ثریا! - انتصـار - ۲۷/دی/۹۰ ۲۰:۴۷

به گزارش مشرق، حضور سیروس مقدم در مقام کارگردانی این سریال هم امیدوارترمان می‌کرد به اینکه شاید موفقیت سریال «پایتخت» دوباره تکرار شود و بسیاری از کدورت‌های اخیر بین قشر مذهبی و رسانه‌ی ملی مرتفع شود؛ کدورت‌هایی که به دلیل ضعف مفرط رسانه‌ی ملی در جریان وقایع فتنه‌ی 88 کلید خورد و با پخش سریال‌هایی همچون «ساختمان پزشکان» و دفاع جانانه‌ی معاون سیما از آن بیشتر و بیشتر شد.

سریال که شروع شد، تمرکز قسمت‌های اول بر روی موضوع ربا و مال شبهه‌دار نشان می‌داد که ظاهراً حدس‎مان غلط نیست و قرار است به جای دیدن فیلم‌فارسی‌هایی همچون خیانت یک مرد ایرانی به زنش و بعد فلج شدن او به سبک سریال کلید اسرار(!) و یا حکایت نخ‌نما شده‌ی دوستی چندین ساله‌ی دو دوست قدیمی که بر سر هیچ و پوچ به دشمنی تبدیل می‌شود و موضوعات بی‌خاصیت دیگری از این دست، با یک سوژه‌ی جدید، با رنگ و بوی مذهبی و از جنس دغدغه های مردم روبرو شویم.

اگرچه در همان قسمت‌های اول و در اوج خوش‌بینی، نحوه‌ی تصویربرداری کار برای‎مان سوال بود و اینکه چرا کارگردان تا این حد بر زشت و ترسناک جلوه دادن کاراکتر اصلی از طریق گرفتن کلوزآپ‌های متعدد و حتی اکستریم کلوزآپ‌های غیرمرسوم اصرار دارد. در کنار آن، رو گرفتن‌های افراطی و نحوه‌ی عجیب چادر سر کردن کاراکتر «ثریا» هم با علم به اینکه او در قسمت‌های بعدی قرار است بلغزد، مشکوک‌مان می‌کرد.
[تصویر: 127587_508.jpg]
کمی که کار جلو رفت، سوال‌های‌مان در مورد برخی ریز داستان‌های فرعی سریال بیشتر شد. اینکه برادر شوهر ثریا با وجود اینکه تقریباً شخصیتی منفی دارد و در زمان مرگ برادرش آشکارا با خواستگاری زودهنگامش از ثریا بی‌حیایی کرده است، چرا همیشه تسبیح به دست می‌گیرد؟ اینکه قرار است از رابطه‌ی ثریا و سرهنگ چه چیزی عايد بیننده شود؟ و در کنار این سوال‌ها، مسئله‌ی رابطه‌ی پویا -پسر ثریا- با دختر همکلاسی‌اش هم برای‎مان آزاردهنده شده بود. اینکه چرا در یک خانواده‌ی مذهبی کسی از دوستی پسر خانواده با یک دختر نامحرم ناراحت نمی‌شود و یا اگر هم نارحتی و مخالفتی هست، از آن جهت است که این دوستی به درس‌خواندن پویاخان لطمه می‌زند! اما در همین خانواده‌ی مذهبی همه در برابر رسمی شدن این رابطه و بهتر بگویم در برابر شرعی شدن آن موضع می‌گیرند؟ از آنجا که به سیروس مقدم خوش‌بین بودیم و نیز هنوز هم دغدغه‌ی سازندگان سریال را بابت پرداخت به موضوع «ربا» در آشفته بازار سریال‌های بی‌خاصیت مغتنم می‌دانستیم، سکوت کردیم.

اما هنگامی که ثریا با سرهنگ ازدواج کرد و بعد در اثر یک اتفاق او را کشت، راستش را بخواهید دیگر یادمان رفت که این سریال در مورد چه بوده و قرار بوده چه بگوید! بیش از موضوع ربا، ذهن‌مان را این موضوع به خود مشغول کرد که راستی این خانواده‌ی مذهبی دوباره می‌تواند سروشکلی به خود بگیرد؟ آیا با مادری که پنهانی ازدواج کرده و بعد شوهرش را کشته است، می‌توان دوباره مثل قبل سر یک سفره نشست؟ آیا با دامادی چنین حریص (مسعود) می‌توان دوباره روابط خانوادگی برقرار کرد؟ اما از سوی دیگر قسمت خوش‎بین‌ ذهن‎مان مدام یادآوری می‌کرد که این اتفاقات به شدت تلخ، حاصل همین گرفتن رباست و اتفاقاً نویسنده پازل خوبی را برای عبرت مخاطب طراحی کرده است.

بعد ازفکر کردن به این موضوع، اگرچه کمی قانع شده بوديم، اما هنوز چند سوال بی‌جواب داشتيم. اول اینکه اگر ورود به مقوله‌ی ربا تا این حد می‌تواند خطرناک باشد، پس چرا خانواده‌ی «آقا رضا» که تا گردن در این لجن‎زار ربا فرو رفته‌اند، سهم‌شان از مجازات‌ها کمتر از «ثریا» است؟ چرا مثلاً زن آقا رضا که با زیاده‌خواهی‌هایش ظاهراً عامل اصلی رو آوردن همسرش به نزول‌خواری بوده است، مثل ثریا تنبیه نمی‌شود؟ چرا دوربین فقط با ثریا نامهربان است و در مورد آقا رضا و همسرش قرار نیست چهره‌ی ترسناک و یا حداقل زشتی ترسیم شود؟ راستی چرا بقیه‌ی طلب‌کاران آقا رضا مثل «ثریا» بی‌آبرو و قاتل نشده‌اند؟ مگر «ثریا» بر خلاف بقیه، ابتدا راضی به مشارکت به‎جای ربا نشد؟ پس چرا بیش از دیگرانی که از همان ابتدا ربا را برگزیدند، مورد مجازات قرار گرفت؟

اگرچه اصلاً این منطق را که «گناه» آن هم از نوع «کبیره» به این دلیل بد است که زندگی دنیایی آدم را خراب می‌کند، قبول نداشتیم و این را در زمره‌ی نگاه برده‌وار به دین می‌دانستیم که از ترس آثار گناه، انسان را به رعایت حریم‌های الهی وا می‌دارد (چنان که از امام حسین در مورد سه نوع دینداری روایت شده است)، اما باز هم به همین منطق غلط راضی بودیم تا این بلاهایی را که سر ثریا آمده، توجیه کنیم و به ربا ربط دهیم اما ته دلمان هنوز قانع نشده و هم چنان مشکوک بودیم، چرا که سوال‌هایی مثل سوال های بالا بود که جوابی برایش نداشتیم و از طرفی فکر می‌کردیم چرا گناهی که معادل دشمنی با خداست، در رسانه‌ی ملی به گناهی که فقط زندگی را ویران می‌کند، تقلیل یافته است؟ و بعد به ذهن‎مان می‌رسید که اگر در چنین شرایطی ثریا از ارتکاب به ربا پشیمان شود، کار شاقی کرده است؟ خب هر کس دیگری هم بود، با دیدن این آثار زشت گناه پشیمان می‌شد! اما آیا دین خدا به همین آسانی است؟ یعنی با این منطق که هر کس به سراغ ربا برود، دنیایش تا این حد خراب می‌شود، می‌توان مردم را از نزدیک شدن به این محاربه‌ی الهی بر حذر داشت؟ یعنی مردم نمونه‌ای از انسان‌هایی که با ربا زندگی می‌گذرانند و اتفاقاً در ظاهر زندگی خوبی هم دارند و قتلی هم مرتکب نشده‌اند، سراغ ندارند؟ و آیا بهتر نبود آثار باورپذیر دیگری برای ربا همچون سقوط معنوی و خراب شدن نسل‌ها مد نظر قرار گیرد تا ارتکاب قتل؟ تا شاید مردم بیشتر هم‌ذات پنداری کنند؟
[تصویر: 127586_889.jpg]
اما شب گذشته (دوشنبه) ماجرا برای‎مان فرق کرد، اگرچه تا همین قسمت قبلی از اینکه چطور یک زن مذهبی به بدترین وجه جلوی مخاطب خرد و بی‌آبرو می‌شود، حرص می‌خوردیم ولی با این وجود، همه چیز را به دلیل خوش‌بینی به آثار ربا ربط می‌دادیم. اما دیشب متوجه شدیم که نه! انگار چادر ثریاست که برای او عامل دردسر شده است نه ربا! چرا که اگر چادر ثریا نبود و زیر پای سرهنگ گیر نمی‌کرد، سرهنگ هم نمی‌مرد و این همه دردسر به وجود نمی‌آمد و فقط ثریا می‌ماند و یک ازدواجی که فاش شدنش هم خیلی ترسناک نبوده است و البته مقداری مشکل اقتصادی! و انگار فرق ثریا با بقیه عاملین ربا، در همین چادر است و لاغیر!

راستی نویسنده‌ی سریال چرا در صحنه‌ی تشریح قتل توسط ثریا، پای چادر او را وسط کشید؟ چرا ثریا که قرار است در این سریال نماد یک زن نگون‌بخت باشد، نیمی از صورتش را زیر چادر پنهان می‌کند و ادای سوپر مذهبی‌ها را در می‌آورد؟ آیا این نوع حجاب، با نحوه‌ی زندگی او و فرزندانش متناسب است؟ این نماهای غیر عادی از صورت ثریا به چه معناست؟ چرا نویسنده ماجرای ازدواج «پویا» و مخالفت ثریا با آن را در تقابل با ازدواج پنهانی ثریا قرار داده است؟ برای آنکه یک مادر مذهبی را به دلیل تناقض در گفتار و عملش جلوی چشم میلیون‌ها نفر از مخاطبین و در برابر فرزند جوانش لجن‌مال کند؟ تأثیر این سریال بر نوع نگاه جوانان به مادر خود چیست؟ آیا مسائلی از این دست، در قسمت‌های اخیر به جای مسئله‌ی ربا، به محوریت کار تبدیل نشده تا آنجا که اصلاً ماجرای مال شبهه‌ناک به فراموشی سپرده شده است؟ آیا اصلاً این مسائل در صداوسیما مورد توجه قرار می‌گیرد یا آنکه به بهانه‌ی توجه به موضوع ربا، می‌توان هر بلایی بر سر یک زن چادری محجبه آورد تا جایی که او به یک شخصیت ترحم برانگیز بیچاره تبدیل شود؟

حالا می‌توان با صراحت اعلام کرد که «ربا» در این سریال موضوع اصلی نیست و خود ثریاست که برای نویسنده جذابیت دارد. به همین خاطر او برای حفظ اصول دراماتیک، هر بلایی را که می‌خواهد سر ثریا آوار می‌کند و اصلاً به تاثیرات آن توجهی ندارد. و این نه مختص این سریال که به یک روال در صداوسیما تبدیل شده است. به سریال‌های اخیر صداوسیما دقت کنید. در «شیدایی» تمام اتفاقات بد بر سر خانواده‌ی «حاج آقا سپاهان» -به عنوان یک فرد مذهبی- تلنبار شده است. لیلا -دختر چادری همین سریال- در هر دو ازدواجش شکست خورده تا جایی که با وجود خیانت همسر دومش، خجالت می‌کشد برای دومین بار سرشکسته به خانه‌ی پدری بازگردد و به همین دلیل پای همسر دروغ‎گویش می‌ایستد! راستی شما باشید از چادری بودن زده نمی‌شوید؟ نه! ظاهراً هرکه در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیشترش می دهند!

در «فرات» بین دو شخصیت به شدت مذهبی کدورت بی‌موردی ایجاد می‌شود و دو دوست قدیمی به جان هم می‌افتند؛ تا جایی که یکی از آنها که بر روی مسجد رفتن و خرج دادن او تأکید زیادی می‌شود، به بی‌منطق ترین و کینه‌ای‌ترین آدم زمین تبدیل می‌شود! کمی عقب‌تر، در سریال‌های ماه مبارک رمضان، خانواده‌ی «حاج بابا» در سریال «سقوط یک فرشته» چنان از هم می‌پاشد که فقط با یک پایان هندی می‌توان آنها را دوباره دور هم جمع کرد! که البته همین اتفاق هم می‌افتد. استدلال همه‌ی این اتفاقات هم این است که اگر سقوط یک فرد مذهبی را نشان دهیم، بیشتر تأثیر دارد تا نمایش لغزیدن یک غیر مذهبی. البته راست می‌گویند، اما اصلاً به این فکر می‌کنند که چرا این طور است؟ برای آنکه مذهبی‌های راستین به دلیل داشتن قدرت ایمان، کمتر و سخت‌تر به گناه تن می‌دهند و از این رو وقتی یکی از آنها از لحاظ معنوی سقوط می‌کند، نتیجه می‌گیریم که کید شیطان و نفس انسان تا چه حد فریبنده و آدمی تا چه میزان در معرض لغزیدن است. اما اگر قرار باشد هر روز و هر شب طی یک سریال، این خانواده‌های مذهبی کلکسیونی از گناه را ردیف کنند، دیگر چگونه می‌توان این مهارت شیطان و قدرت نفس اماره و جایگاه متزلزل انسان را نشان داد؟ آیا نمایش مدام سقوط یک خانواده‌ی مذهبی و فروپاشی آن در سریال‌های متعدد، تاثیرات بدی بر روی ذهن بیننده ندارد؟

نمی‌خواهیم بگوییم سیروس مقدم و یا سعید فرهادی (نویسنده‎ی سریال) عنادی با مذهب دارند. نه! هدف‎مان این نیست. بلکه می‌خواهیم در مورد برخی از انحرافاتی که ناخواسته اما به صورت پرتکرار در سریال‌ها رخ می‌دهد و کم کم می‌رود که به یک جریان تبدیل شود، هشدار دهیم و نظارت طلب کنیم. آیا توقع زیادی است؟

و در پایان یک دغدغه‌ی جدی! آقای ضرغامی! آقای دارابی! نگرانیم شکاف بین صداوسیما و مردمی که به چادر، به ریش تیغ نخورده، به شرعی شدن روابط دختر و پسر، به خانواده، به مفهوم مادر و به امثال آن تعصب دارند، به زودی به دره‌ای تبدیل شود. آیا شما نگران این موضوع نیستید؟ آیا از این سریال هم به خاطر توهین به چادر تقدیر خواهید کرد؟ آيا شما كه خودتان خانواده‌هاي محجبه‌اي داريد، از اينكه در پر مخاطب‌ترين برنامه‌ي مجموعه‌ي تحت امر شما، اين‌طور حجاب برتر به لجن كشيده شد، خجالت نكشيديد؟ آيا مدعي العموم كه به‌درستي با ويژه‌نامه موهن روزنامه ايران (خاتون) برخورد كرد، با خاتون صداوسيماي ضرغامي هم برخورد خواهد كرد؟ راستی آقاي دارابي کی مراسم تقدیر از «تا ثریا» را برگزار خواهد كرد؟






*رجا/ مهدي آذرپندار


اصرار سیما در نمایش بی وقفه مصیبت و بدبختی مردم - sarallah - ۱/بهمن/۹۰ ۱۸:۵۸

اصرار سیما در نمایش بی وقفه مصیبت

تنش، استرس، نگرانی،ترس، نا امنی، جرم، دلتنگی، غم، بدبختی و مصیبت، ارمغان این شب های صدا و سیمای ملی به هم وطنان عزیز است.
[تصویر: 1311081355717724117619612470238104168146236197.jpg]


به نظر می رسد هیچ زمانی وجود نداشته که تلویزیون ملی به طور همزمان، سه مجموعه تلویزیونی سرشار از مصیبت و بدبختی را به طور همزمان پخش کند. واقعا دست مریزاد به این حسن انتخاب. به نظر می رسد مسئولین سیمای ملی و تهیه کنندگان و کارگردانان محترم این مجموعه های تلویزیونی فراموش کرده اند که رسالت واقعی شان چیست و یا اینکه این روزها در میان مردم و مشکلات متعددی که با آن روبرو هستند، زندگی نمی کنند.


برای همه واضح است که مردم جامعه ما روزهای سختی را سپری می کنند. مشکلاتی از قبیل تورم، عدم توازن میان هزینه ها و درامدها، افزایش نرخ دلار و سکه و...مشکلاتی هستند که به مشغله هر روزه مردم تبدیل شده اند. از طرف دیگر اخبار جرم و جنایت و دزدی های رخ داده نیز از طرق مختلف به گوش مردم می رسد.

وقتی مردم لحظاتی را بعد از سپری کردن یک روز کاری پرمشغله، به خانه بازمی گردند و دوست دارند لحظات فراغتی خود را به تماشای تلویزیون بنشینند، سراغ هر سریالی که می روند، به نوعی با غم و بدبختی مواجه شوند
پس با وجود چنین اوضاعی چه اصراری است که وقتی مردم لحظاتی را بعد از سپری کردن یک روز کاری پرمشغله، به خانه بازمی گردند و دوست دارند لحظات فراغتی خود را به تماشای تلویزیون بنشینند، سراغ هر سریالی که می روند، به نوعی با غم و بدبختی مواجه شوند.

[تصویر: 1002318317113200416231216573214324435.jpg]

گل سرسبد این سریالها مجموعه "تا ثریا" می باشد. تصور می کنم هیچ صحنه روشنی در این مجموعه به چشم نمی خورد. از همان ابتدای سریال همه چیز با غم و غصه و بدبختی آغاز شد. انگار مشکلی وجود نداشت که شخصیت اصلی این داستان یعنی ثریا خانوم، به آن دچار نباشد.
موضوع این سریال با نحوه عجیب تصویر برداری آن، مجموعه ای پرتنش را پدید آورده که به نظر می رسد صحنه به صحنه این مجموعه به نوعی به قدم زدن بر روی اعصاب بینندگان شبیه است. صحنه هایی همچون اعتراف گرفتن در زندان از ثریا خانوم، بازجویی از دخترها و دامادهای ثریا خانوم، عبور ثریا خانوم در برابر دیدگان خانواده اش و سوار شدن به ماشین زندان و...گه گاه آنچنان غم انگیر و خاکستری است که مخاطب را وادار می کند تا لحظاتی برای تسکین ا عصاب، شبکه را عوض کند.


[تصویر: 2167422401232042041148087231111893315746.jpg]

ای کاش می شد از نویسنده محترم این مجموعه های تلخ و سیاه، پرسید که به واقع در میان جمعیت هفتاد و پنج میلیون نفری ایران، چند نفر وجود دارند که همچون ثریا خانوم، شوهر از دست داده باشند و سه بچه را با سختی بزرگ کنند، وقتی بچه ها بزرگ شدند، به اصرار آنها خانه مسکونی را بفروشند و پول خانه را به کسی واگذار کنند تا با ان کار کند، بعد پول آنها در جریان کار از بین برود،این خانوم با مردی که پرستارش بوده ازدواج پنهانی کند، در یک مشاجره معمولی موجب قتل شوهر تازه اش شود، پسر نوجوانی هم داشته باشد که عاشق شده و دختری را می خواهد و...

قطعا منکر این موضوع نیستیم که از این قبیل مشکلات در جامعه ما فراوان است اما سوال ما این است که واقعا هدف از به تصویر کشیدن این همه اتفاق سیاه چیست؟ اصلا فرض بر اینکه نیمی از مردم جامعه ما دچار چنین مشکلاتی هستند،این جریان رقابت و اصرار سیما در نمایش بی وقفه مصیبت و بدبختی و غم و غصه چیست؟ تا کی قرار است دائما شاهد پخش کلکسیونی از نقاط منفی باشیم؟

[تصویر: 3872196233982162422790233148190314119106.jpg]

وضعیت فیلم های ما به گونه ای شده که گویا اگر مجموعه ای ساخته شود که در آن نقاط روشن و مثبت بیشتر از نقاط منفی و سیاه باشند، نمی توانند در جذب مخاطب موفق عمل کنند.
کارگردانان عزیز و گرانقدر ما گویا تصور می کنند هر کس بتواند نمایش پررنگ تری از فجایع اخلاقی و خانوادگی را به تصویر بکشد، گوی سبقت و موفقیت را از دیگران ربوده است. اما آنچه مشخص است اینکه این مجموعه های تلویزیونی مردم را خسته تر و کسل تر می کنند. تماشای بی اعتمادی میان یک زن و شوهر جوان، ان هم در ابتدای زندگی، چه تاثیر مثبت و ارزنده ای را بر نسل جوان و نوجوان ما بر جای خواهد گذاشت(سریال شیدایی) ؟

[تصویر: 18252152222111802451321461755723699192164165.jpg]

تماشای غصه و ماتم پدر و مادری که با هزاران امید، فرزندشان را برای ادامه تحصیل به شهرستان می برند و در این مسیر بر اثر تصادف، فرزندشان فوت می کند،(سریال پنجره) جز نگرانی و ترس در دل مادران این جامعه، چه چیزی را به ارمغان می آورد؟ تماشای این مسائل حتی برای اقلیتی که به این مصائب و مشکلات دچار شده اند نیز، جز یادآوری یک اتفاق تلخ و خاکستری، ثمره ای در بر ندارد.
ای کاش این امکان وجود داشت تا مردم بگویند دوست دارند چه برنامه هایی را با چه موضوعاتی از تلویزیون تماشا کنند. انوقت شاید مسئولین متوجه می شدند که ذهن خسته مردم را با پخش مجموعه هایی شاد و در عین حال اموزنده، می توانند تسکین دهند و نه اینکه با نمایش بدترین رویدادها به بدترین شکل ممکن، غم و غصه شخصیت های داستان تلویزیونی را هم به غصه های شخصی مردم اضافه کنند.

رسانه ای همچون تلویزیون ملی در شرایط کنونی وظیف خطیری را عهده دار است. مسئولین سیما با در نظر گرفتن همه شرایط باید تجدید نظری بر روند تولید مجموعه های تلویزیونی داشته باشند
بارها گفته ایم و باز هم می گوئیم که رسانه ای همچون تلویزیون ملی در شرایط کنونی وظیف خطیری را عهده دار است. مسئولین سیما با در نظر گرفتن همه شرایط باید تجدید نظری بر روند تولید مجموعه های تلویزیونی داشته باشند. در غیر این صورت نمی توان انتظار داشت که مردم با میل و رغبت، در لحظات فراغت شان، سراغی از تلویزیون ملی و برنامه هایش بگیرند.
و در پایان فیلم هم تمام مصیبت ها در 5 دقیقه و به صورت ابگی پایان میابد.


نقدی بر سریال تا ثریا - sinasafaee - ۱۳/بهمن/۹۰ ۱۹:۲۸

تا ثریا موروث دایی جان ناپلئون
حاصل دست و پنجه ی سیروس مقدم و سعید فرهادی (نویسنده) را به مدت یک ماه در قالب هجمه هایی، علیه دین از شبکه یک سیما دیدیم. هجمه هایی که با هنرنمایی کم نظیر آزیتا حاجیان، در کنار دیگر عوامل فیلم، آرمان هایی مقدس را هدف قرار دادند. هر چند که مدت زمانی از پخش این سریال می گذرد اما تاثیرات و اثرات آن به حدی بوده است که نگاهی دوباره و از دورتر را بی نیاز نگذاشته است. پخش تا ثریا (که جامعه را به دنبال پول نشان داد) در ایام محرم و صفر حال و هوای روحانیمان را غبارآلود کرد. اشکی که بر چشم هامان نشست اشکی بود بر رسانه ی به یغما رفته. رسانه ای که تفاوت سریال هایش با سریال های فارسی وان در پرداخت محتوا مثل “رویاهای شیشه ای”، “در جستجوی پدر”، “ویکتوریا” و “همسایه ها” فقط در نوع حجاب بازیگرانش است. دور از انتظار نیست هنرمندانی که استاندارد تکنیکشان را آثار ماهواره ای در نظر می گیرند به سمتگیری محتواهایی آن ها نیز دچار شوند. البته ساخت چنین چیزی از دستیار صحنه پرداز سریال “دایی جان ناپلئون” (پخش شده ی قبل از انقلاب که در همان زمان به دلیل توهین به مقدسات پخشش متوقف شد) بعید نبود.
[تصویر: IMAGE634454538978125000.jpg]
“تا ثریا”داستان گشتن بود؛ گشتن ثریا به دنبال پول و گشتن پویا به دنبال دختری ثروتمند و گشتن طبلکاران به دنبال رضای بدهکار و … گشتن هایی که دین و مظاهرش دست و پاگیر و مانع است و همه را به بن بست رسانده. نقش اول این گشتن ها ثریا، مادری متدین و چادری بود که به انواع و اقسام گناه ها آلوده شد (هر چند غیر منطقی و نامعقول!). با نگاهی دقیق تر در سریال متوجه می شویم که رضا، فرزند سرهنگِ نظام طاغوتی ، مردی ریش تراشیده ، بیشتر این گناهان را مرتکب شد. نزول گرفتن از بازاریان، فروش جنس قاچاق، کلاهبرداری و نارو زدن به دوستان صمیمی فقط گوشه ای از گناهانش بود. رضا مصداق آیه ۲۷۵ سوره بقره؛ مظلوم جلوه کرد و ترحم ما را به سوی خود جلب کرد. علیرغم انتظارمان و به دلیل تعصب سازندگان تکفیر نشد وحتی از حیث اخلاقی هم به مجازات و کیفر نرسید.
[تصویر: 1279455284_deia_napeloon1-500x500.jpg]
در یکی از قسمت های سریال ثریا برای تکمیل پرونده، حادثه ی مرگِ سرهنگ را بازسازی کرد و با چشمانی اشک آلود بر روی پله ها افتاد و گفت: چادرم. چادری که حاجیان به زبان آورد فقط یک واژه نبود، تکفیری بود بر عفاف و حجاب. نگاه سازندگان فیلم به چادر نگاهی جاهلانه است که چادر آلت قتاله ای می شود (به زعم بی غرض!! ما ابزار پرداخت دراماتیک ) در قضیه مرگ سرهنگ، جایی خواندم که آزیتا حاجیان در زمان پخش سریال، نسبت به صبر مسئولین ابراز تعجب کرد. برای من هم جای تعجب است که چطور می توان مسئول بود و ناظر نبود و یا شاید هم مسئول بود و ناظر بود و سکوت کرد؟ شبکه سراسری جمهوری اسلامی ایران از چادر که صدفی ست برای مروارید دامی ساخت برای گرفتن آزادی و به زندان انداختنش. این در حالی ست که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت “روح الله” می فرماید: « باید توجه داشته باشید که حجابى که اسلام قرار داده است، براى حفظ ارزشهاى شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه براى زن و چه براى مرد- براى این است که، آن ارزشهاى واقعى که این ها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه‏هاى شیطانى یا دستهاى فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال مى‏شدند، این ارزش ها زنده بشود. » (صحیفه نور ج‏۱۹ ۱۸۵).
[تصویر: wtdvpnvx6ddncs5bi3ed1.jpg]
در ساختار فیلمنامه سعید فرهادی (فیلمنامه نویس) زمانی که داستانش تمام میشود، شانزده قسمت دیگر بدهکاری اش را مثل دیگر سریال های ایرانی که در چنین موقعیتی قرار می گیرند کاری نمی کنند جز شیفت به خط داستانی تکراری و نخ نمای دیگری مانند سریال زیر تیغ (نوشته محلوجیان)، یک قتل غیرعمد و کما و زندان، تا پایان خوش را هم از همین جا تضمین داشته باشد.
[تصویر: 1314603483_8.jpg]
وقتی دکوپاژها، موسیقی ها و کادر بندی های آنونس سریال را دیدم به خودم گفتم که اینکار، کارِ سیروس مقدم است. منتظر تیتراژش بودم که آیا باز هم المان مستقیم به کار می برد یا نه. تیتراژ سریال با آیه ۲۷۵ سوره بقره شروع شد. آیه ای که عاقبت رباخواران را بیان می کند. کم کم که از پخش سریال گذشت و بازخورد اطرافیانم را دیدم؛ سوالی در مورد حکم ربا برایم پیش آمد و به دنبال جوابش پرس و جو کردم و نتیجه این شد: قراداد مشارکت و مضاربه در شرایطی که عامل یعنی رضا تعدی و تفریط نداشته باشد، در سود و ضرر شریک هستند و الا در موارد غیر متعارف و بخصوص موارد غیر قانونی ای مثل قاچاق، اصلا اجازه خرج کردن ندارد و نه تنها ضامن اصل سرمایه هست بلکه احتمالا ضامن سود متعارف نیز هست. اینجا بود که متوجه شدم در “تا ثریا” بدعتی گذاشته شد. ثریا نه ربا گرفته و نه ربا خورده بود. در حالی که مقدم و فرهادی آدرس غلط دادند. مقدم و فرهادی ناخواسته از رهنمود “سون تزو”(نویسنده چینی کتاب هنر جنگ) مبنی بر اینکه « برای وارد شدن به جنگ به طور مستقیم حمله کنید، برای پیروزی به طور غیر مستقیم » بهره بردند. آیه ی اول تیتراژ آغازین، وارد شدن به طور مستقیم بود و ضربه های غیر مستقیمِ آن به دین و آرمان ها و متدینین در طول یک ماه وارد شد. چه بگویم؟ شاید فلسفه المان مستقیم سیروس مقدم در تیتراژ هایش همین باشد.
[تصویر: IMAGE634483966799218750.jpg]
نکته ای جالب در مورد کج فهمی فرهادی و مقدم نیز توجه ام را جلب کرد: در قسمت اول زنی چادری با دخترش به بیمارستان آمدند. آن ها پولی برای پرداخت به بیمارستان نداشتند و در آشپزخانه پنهان شدند. ثریا آن ها را دید و به جای آن که به نگهبانی گزارش دهد، مرتکب گناهی شد و آن ها را فراری داد. به نوعی در دزدیشان شریک شد. در یک صحنه آن زن به ثریا می گوید که اجر این کارش را خواهد دید. حالا سوال من این جاست که آیا ارتکاب گناه اجری را به دنبال دارد؟ وقتی چند قسمت از این قضیه گذشت دوباره آن زن را به طور خیلی غیر اتفاقی و بی دلیل در زندان، کنار ثریا دیدیم. فلاش بک مقدم به دیالوگ آن زن به ثریا در هنگام فرار از بیمارستان خنده به لبانم آورد که چه جالب، تا به حال ندیده بودیم در پس گناهی اجری نهفته باشد.
نویسنده: محمد مهدی انصاری



RE: «تا ثریا» زیر ذره بین - revenger - ۱۳/بهمن/۹۰ ۲۰:۱۶

نقدی به پاسخ 25



باسلام
ظاهرا منتقد گرامی اصلا فیلم را ندیده
تاثریا یکی از ارزشمندترین اثار به معنای واقعی دینی صدا و سیما بود که گذشته از بازی های خیره کننده بازیگران و کارگردانی جذاب سیروس مقدم اهدافی کاملا دینی را به بیننده القا می کرد
منتقد گرامی نوشته اند که فیلم "جامعه را دنبال پول نشان میدهد" که کاملا درست میفرمایند ولی حرف من این است کجای این حقیقت اشکار ایراد دارد که سرماییه گرایی ریشه های ملت ما را هدف گرفته؟
و تازه نقطه ضعفی که ایشان اشاره کردند خودش از بزرگترین نقاط قوط فیلم بود چون هیچکدام از سرمایه گرایان به پول نرسیدند و این خودش نقدی به تفکرات سرمایه گرایانه ی غربی بود که به شکل اثباتی تناقضی بیان ش

منتقد در بند دوم سخنانشان عرض کردند که همه دنبال مادیات بودند که بازهم این حقیقتیست در تمام دنیا و همچنین الوده شدن ثریا به گناهان را غیر منطقی توصیف کردند در حالی این نقد کاملا باطل است زیرا در ابتدای فیلم در کلاس قران بانوان حاج خانمی که صحبت میکرد داستان بلعم باعورا را بیان کرد که حقیر از همانجا پی بردم ثریا نیز سرنوشتی چون باعورا دارد و اشتباه بزرگ ثریا خانم گذاشتن کلاه شرعی سر خودش بود پس از اینکه از اخوند مسجد در مورد مسائله شراکت پرسید و ایشون با سخنانشون این اقدام رو تهدید کننده دونستند باز هم ثریا به کارش ادامه داد و پس از ورشکست شدن بین خدا و پولش پول را انتخاب کرد و به دامادش اجازه داد چک را وصول کند درحالی که درهمان سکانس داماد دومش گفته بود من پول نزول رو نمیگیرم
درمورد رضا فرمودند رضا تکفیر شد و به مجازات نرسید و من از این سخن ایشان بازهم مطمئن تر شدم سریال را ندیدند چون تنها پایان بد فیلم برای رضا بود که هم پدرش را از دست داد هم همه دارایی خود را و در قسمت اخر وقتی به خانه جدیدش که در محلی شلوغ و... بود رفت دیدیم در خانه کوچک و بهم ریخته جدید شروع کرد به گریه کردن به طوری که گویی پای در جهنم نهاده
درمورد قتل سرهنگ که چادر قاتل او بود باید بگویم منتقد عزیز سفسطه میکنند
بر همه اشکار بود که قتل کاملا اتفاقی رخ داد و هیچکس مقصر نبود پس بیخود برای خودتان فرضیه باطل نتراشید
در قسمتی دیگر منتقد عزیز به سبک فیلمسازی مقدم اشاره کرده که از نظر حقیر سبکی توام با واقعیت است یعنی به خاطر شخصیتهای خاکستری داستان سبک فیلم برداری این کارگردان بیننده کارکترهای فیلم را درک میکند و از بدبختیهایشان احساس ناراحتی و از پیروزی انان خوشحال میشود که این سبک فیلم سازی قابل تحسین است
درمورد مسئله ربا نخوردن ثریا خانم باز منتقد عزیز دچار تند روی شده و با پرسیدن از اخوند محلشون به نتیجه رسیده بدون ارائه هیچ سند و مدرک معتبری در حالی که فقط کافی بود ایشان فیلم را میدیدند تا در تیتراژ پایانی اسامی کارشناسان دینی را نظاره گر باشند.
ایشان در این قسمت هم فیلم را اصلا ندیدند چون این کار ثریا یکی از بزرگترین پیامهای فیلمساز بود
همه ما داستان ضامن آهو را شنیده ایم که امام رضا چه اقدام خارق العاده ای انجام دادند درمقابل یک حیوان حال مقدم همین را در فیلم پیاده کرد که زنی که دخترش در بیمارستان بود و چند روزی برای تهیه پول مهلت میخواست برای اینکه هزینه تصاعدی افزایش نیابد دست به اقدامی هرچند اشتباه ولی منطقی زد و از بیمارستان فرار کرد و ثریا درمقابل زنی که جلویش قسم خورد که پول را پس بدهد حرکتی انسانی کرد و با اعتماد به او گذاشت تا بگریزد و جالبتر اینجاست که ان زن تمام پول را پرداخت میکند و این گذشت ثریا باعث تحول در ان زن میشود تا جایی که ان زن برای اینکه فرزندان زن همسایه که معتاد بود بی سرپرست نشوند جرم را به گردن میگیرد و به زندان میافتد


RE: «تا ثریا» زیر ذره بین - revenger - ۱۴/بهمن/۹۰ ۱:۰۹

سریال تاثریا اثری دینی و ارزشمند در تلوزیون

سریال تاثریا سریالی بود که مهمترین ویژگی ان پس از بازی خیره کننده بازیگرانش القای مفاهیمی به بیننده بود که در این قسمت به این مفاهیم می پردازیم

1_اولین و مهمترین پیام سریال در مورد مسئله مهمی به نام "ربا" بود که همانطور که دیدید تمامی کارکترهای شاخص این مجموعه از ربا اسیب دیده بودند و از جهت های مختلف از اقتصادی گرفته تا ابرو و ایمانشان به تاراج رفته بود و با توجه به اینکه شخصیت اصلی ثریا در دامن این مشکل غرق شده بود کارگردان به زیبایی تک تک تبعات مادی و معنوی این گناه را برای ما به نمایش گذاشت.ضمنا این سریال در سال جهاد اقتصادی نیز اثری ارزشمند بود که به یکی از خانه مان سوزترین افات اقتصادی اشاره داشت.

2_پیام دیگر تبعات "پنهان کاری" بود که باز هم ثریا با ان دست و پنجه نرم میکرد و سرانجام هم از این نقطه گزیده شد و با قتل همسرش برای حفظ ابرو همان چیزی را که ترس از دست دادنش را داشت از دست داد.

3_پیام سوم مربوط به مسئله ای بود به نام "کلاه شرعی" که دیدید با اینکه روحانی محل به ثریا هشدار داد اینکار را نکند ثریا اقدام به معامله کرد و ماجرای کلاه شرعی جایی واضح شد که ثریا به دامادش اجازه داد تا چک را اجرا بگذارد یعنی تا جایی که پول بود حرف خدا هم بود و همه چیز شرعی و جایی که پول نبود خدا هم...

4_نکته بعدی مربوط به تقابل 2 داماد ثریا یکی تندرو و بی اعتماد و فرصت طلب و دیگری صبور و با اعتماد و ساکت که در فیلم مشاهده کردیم که هر دو داماد در فیلم شکستشان علنی شد که نتیجه و پیامش اعتدال گرایی بود مخصوصا درنقض رفتار داماد دوم که فردی صبور بود که نشان داد صبر بیش از حد هم خوب نیست

5_مورد بعدی در نقد "توقع بیش از حد است" که باعث شد ثریا دست به این معامله بزند مخصوصا درمورد فرزندان که ضریب نفوذی چند برابر دارد و همانطور که علی(علیه السلام) در خطبه ای گفت :" زبیر از ما اهل بیت بود تا فرزند نحسش عبدالله متولد شد" که باز هم نشان دهنده نفوذ فراوان فرزند بر والدین است که از نظر حقیر این مورد خیلی خوب بود چون به شخصه پس از انتخابات 88 دیدم فرزندانی را که پدر و مادر سجاده نشین خویش را به طرفداران پر و پا قرص BBC تبدیل کردندBig Grin

6_شخصیت قابل بررسی دیگر پسر ثریا بود که به خاطر یک دختر دانشگاه سراسری خود را به ازاد فروخت و باعث فشارهای زیادی به مادرش شد ولی در انتهای فیلم پس نه تنها به دختر نرسید خودش هم فهمید که واقعا خریت کرده و بی خیال ماجرا شد که نکته مهمی که در کمتر فیلمی مشاهده شده همین فهمیدن اشتباه در انتخاب همسر بود که در این فیلم مشاهده کردیم

7_مفهوم بعدی که به ان پرداخته شد این بود که خدا ثریا را دوست داشت به خاطر تمام عباداتش که با بدترین بلایا شرط رهایی از خود را برای او فراهم اورد تا از بتهایی به نام فرزند و ابروی بیخود و پول رهایی پیدا کند و در نهایت رزقی حلال پیش پایش گذاشت

8_زنی که در ابتدا ثریا به او کمک کرد تا قرضش به بیمارستان افزایش نیابد و در انتهای فیلم همان زن در زندان به ثریا کمک کرد تا راه خدا را پیدا کند و از لغزشهای دینی در امان بماند که این مورد نیز نشان دهنده این امر است که بعضی وقتها بعضی کارها هر چند کوچک روزی ان چنان انسان و نجات میده که 1000 رکعت نماز کارساز نیست

درپایان اینها به عقل حقیر رسید که امیدوارم مورد پذیرش دوستان قرار گیرند

یاعلی


اوشینی به نام ثریا! - hosseingmn - ۱۶/بهمن/۹۰ ۲:۱۳

با سلام به دوستان
سریال به پایان رسید و رو سیاهیش برای صدا و سیما ماندAngry
در روزگاری که آثاری چون جدایی نادر از سیمین و ورود آقایان ممنوع در مبارزه با دین ساخته می شود باید هم صدا و سیما دست به رقابت با فارسی1 بزند!
نقل قول:شخصیت قابل بررسی دیگر پسر ثریا بود که به خاطر یک دختر دانشگاه سراسری خود را به ازاد فروخت و باعث فشارهای زیادی به مادرش شد ولی در انتهای فیلم پس نه تنها به دختر نرسید خودش هم فهمید که واقعا خریت کرده و بی خیال ماجرا شد که نکته مهمی که در کمتر فیلمی مشاهده شده همین فهمیدن اشتباه در انتخاب همسر بود که در این فیلم مشاهده کردیم
پسری که می توان با پاکن سبیل هایش را پاک کرد در پی دوستی با دختر هم کلاسیش است و خواهرش هم که از این موضوع مطلع می شود آن را تایید می کند.
مادرش ثریا هم پس از آن که به ظاهر از اعتماد بیجا به خواسته های نابجای فرزندانش سرش بر سنگ خورده بار دیگر به خواسته نامربوط پسر دسته گلش گوش فرا می دهد تا ثابت کند که راه پینوکیو همچنین ادامه دارد
نقل قول:نکته بعدی مربوط به تقابل 2 داماد ثریا یکی تندرو و بی اعتماد و فرصت طلب و دیگری صبور و با اعتماد و ساکت که در فیلم مشاهده کردیم که هر دو داماد در فیلم شکستشان علنی شد که نتیجه و پیامش اعتدال گرایی بود مخصوصا درنقض رفتار داماد دوم که فردی صبور بود که نشان داد صبر بیش از حد هم خوب نیست
حواشی را کوتاه و مختصر کنید.
داماد تندرو ثریا خواست تا با پول مادرزنش یک فست فود بزند و داماد موجه و متین ثریا او را دعوت به شراکت با رضا کرد. رضا نامرد از آب در آمد و ثریا که به حرف داماد متین و موجهش گوش کرده بود خاک وچوک شد. بعد از آن که ثریا اکثر سرمایه و تمام آب رویش را در این قمار باخت برادر شوهر سابقش به به صورت غیر مستقیم سرمایه ای در اختیارش داد تا با آن کارو کاسبی حلال را شروع کند و برای آن کار و کاسبی حلال فست فود را مثال زد که همان پیشنهاد داماد تندرو ثریا بود!!؟!
نقل قول:درمورد قتل سرهنگ که چادر قاتل او بود باید بگویم منتقد عزیز سفسطه میکنند
گلی به گوشه جمال شما
همه چیز در این صدا و سیما دیده بودیم الا این که چادر مشکی آلت قتاله شود! به هر حال بعد ار نوآوری در نحوه فیلم برداری که حاصلش ورود تماشاچی به سبیل، بینی و سوراخ گوش و دهان بازیگران بود شاهد نوآوری در آلت قتاله هم بودیم. احتمالا در آثار بعدی باید شاهد کشته شدن افراد با سجاده و یا رحل هم باشیم.
نقل قول:تنها پایان بد فیلم برای رضا بود که هم پدرش را از دست داد هم همه دارایی خود را و در قسمت اخر وقتی به خانه جدیدش که در محلی شلوغ و... بود رفت دیدیم در خانه کوچک و بهم ریخته جدید شروع کرد به گریه کردن به طوری که گویی پای در جهنم نهاده
گویی شما لبخند اطمینان بخش همسر آقا رضا را که به اطمینان داد که با او در بدبختیش هم همراه است را ندیده اید

جناب انتقامجو به خاطر داشته باشید اگر 12 قسمت معادل 500 دقیقه از این سریال به اصتلاح دینی توسط صدا و سیما حذف نشده بود همین مختصر تار و پود دینی هم قابل رویت نبود. گو اینکه اینگونه کارها توسط صدا و سیمای ما تازگی ندارد و سالها پیش هم با سانسور گسترده سریال سالهای دور از خانه خانمی نه چندان موجه به نام اوشین را به الگوی زن ایرانی بدل کرد!


RE: «تا ثریا» زیر ذره بین - منتظراقا - ۱۶/اسفند/۹۰ ۱۴:۵۱

به نظر من تاثریا از لحاظ بازیگری و کارگردانی بسیار بسیار عالی بود
فکر نمی کنم که قرار ملاقاتهای ثریا و سرهنگ قبل از زمان عقدشان بوده بلکه بعد از عقد بوده
است ولی این را قبول دارم که چرا شخصیت مثبت فیلم دروغ میگویدویا بعد از اینکه میفهمد
رضا ورشکست شده با اینکه قرارداد شرعی بسته باز هم برای گرفتن پولش تلاش میکند
در مورد ضعیف النفس بودن ثریا هم باید بگویم که هرکس دیگری جای او بود با پیشنهاد ازدواج
سرهنگ موافقت میکرد
زنی که 15 سال به تنهایی فرزندانش را بزرگ کرده و در برابر بیشتر خواسته های غیر منطقی
انها کوتاه امده و از نظر مالی هم وضع خوبی ندارد بالاخره کم می اورد به هر حال او هم
انسان است و حق زندگی دارد
زنهای زیادی مثل ثریا هستند که بچه هایشان با ازدواج مجدد انها مخالفند به نظر من وقتی
خدا ازدواج دوم را گناه نمیداند چرا ما بدانیم این مشکل جامعه ماست چرا از نظر جامعه
ازدواج دوم غیر اخلاقی است اگر ثریا از همان اول با برادر شوهرش ازدواج کرده بود به این
مشکلات دچار نمیشد.


RE: «تا ثریا» زیر ذره بین - ترنم - ۱۶/اسفند/۹۰ ۱۴:۵۷

من یه چیزی شنیدم نمیدونم صحت داره یا نه.دوستان اگه جوابمو میدونید بگید.

راسته که 500 دقیقه فیلم تا ثریا سانسور شد؟؟[تصویر: huh.gif][تصویر: huh.gif]