![]() |
|
متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: اخلاق اسلامی و سیره معصومین (/forum-44.html) +--- موضوع: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام (/thread-16576.html) |
RE: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - mahdy30na - ۶/تیر/۹۱ ۱۳:۵۹ سلام چیزی تا نیمه شعبان نمونده ها ، حواسا جمع که امسال رو از دست ندیم تا میتونیم دعا کنیم برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ادعيه وارده هنگام وضو [b]اين مطلب در سراسر معارف دينى جلوه گر است ؛ حتى از اميرالمومنين عليه السلام نقل شده است كه فرمودند: هنگام وضو و ريختن آب به صورت اين دعا را بخوانيد: اللّهم بيِّض وجهى يوم تسودُّ فيه الوجوه و لا تسودُّ وجهى يوم تبيضُّ فيه الوجوه ( تهذيب الاحكام ، ج 1، ص 53، حديث 153.). ((خدايا! روزى كه به چهره انسان ها نشان مى زنى و عده اى سپيدروى و جمعى روسياهند، مرا با روسفيدها محشور كن )). و هنگامى كه آب به دست راست مى ريزى ، بگو: اللّهم اعطنى كتابى بيمينى ، و الخلد فى الجنان بيسارى و حاسبنى حسابا يسيرا( وسايل الشيعه ، ج 1، ص 402، حديث 1046.). ((خدايا! آن نامه عمل مرا كه تعيين كننده سرنوشت نهايى من است به دست راست من بده ؛ تا در زمره اصحاب يمين محشور شوم )). و موقعى كه آب را به دست چپ مى ريزى ، بگو: اللّهم لا تعطنى كتابى بشمالى و لا تجعلها مغلولة الى عنقى و اعوذ بك من مقطَّعات النيران ( وسايل الشيعه ، ج 1، ص 402، حديث 1046.). ((خدايا! نامه عمل مرا به دست چپم مده ؛ و آن را وبال گردن من قرار نده و من از عذاب آتش تو، به تو پناه مى برم )). و هنگامى كه مسح سر را مى كشى ، بگو: اللّهم غشنى برحمتك و بركاتك و عفوك ( وسايل الشيعه ، ج 1، ص 402، حديث 1046.). ((خداوندا! رحمت و بركات و عفوت را بر من فراگير كن )). و هنگامى كه مسح دو پا را مى كشى ، بگو: اللّهم ثبتنى على الصراط يوم تزل فيه الاقدام و اجعل سعيى فيما يرضيك عنى ( وسايل الشيعه ، ج 1، ص 402، حديث 1046، بحارالانوار، ج 77، ص 319، حديث 12.). ((خدايا! هنگامى كه قدم ها بر پل صراط دچار لغزش مى شوند مرا استوار و راسخ بدار؛ و سعى مرا در اين دنيا به گونه اى قرار بده كه رضاى تو را تحصيل كنم )). در تفسير آيه شريفه : و ان منكم الا واردها كان على ربك حتما مقضيا#ثم ننجى الَّذين اتقوا و نذر الظالمين فيها جثيا(321). ((همه شما بدون استثنا وارد جهنم مى شويد؛ اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت . سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند، از آن رهايى مى بخشيم و ظالمان را در حالى كه از ضعف به زانو در آمده اند در آن رها مى سازيم )). RE: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - mahdy30na - ۷/تیر/۹۱ ۱۵:۳۰ سلام تا نیمه شعبان میعادگاه عاشقان چند قدم مانده پس شتاب کنیم برای .... ! شناخت جهنم و اهل آن هم از قول عامه و هم از قول خاصه آمده است كه : همه افراد بشر از اين گذرگاه و معبر عبور خواهند كرد؛ به عبارت ديگر، گذرگاه صراط، معبر همه اهل محشر است . منتها اين يك امرى است كه خداوند متعال بر خود فرض فرموده و تخلف ناپذير است كه آتش ، افراد گناهكار و صاحبان معصيت را به دليل شاءن و تناسب گناه و گناهكار با آتش ، به سمت خود مى كشاند؛ چرا كه آنها طعمه آتشند. در روايتى از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله نقل شده است كه فرمودند: فَوَ الَّذى نفسى بيده لهى اءعرف باصحابها من الوالدة بولدها( تفسير مجمع البيان ، ج 4، ص 63 (جزء 16).). ((قسم به خدايى كه جان من در قبضه اوست ، شناخت جهنم نسبت به اصحاب آتش ، از شناخت مادر نسبت به فرزند بيشتر است )). مومنان و نيكوكاران كه درست نقطه مقابل اهل جهنم هستند، به سلامت عبور مى كنند. به نقل از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم آمده كه فرمونده اند: تقول النار للمومن يوم القيامة : جز يا مومن فقد اءطفاء نورك لهبى ( تفسير مجمع البيان ، ج 4، ص 63 (جزء 16).). ((آتش ، روز قيامت به انسان مومن خطاب مى كند و مى گويد: زود گذر كن كه نور تو شعله هاى مرا خاموش كرد)). در روايت ديگرى جابر بنن عبداللّه انصارى نقل مى كند رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم فرمودند: اذا ادخل اهل الجنة ، الجنة قال بعضهم لبعض : اَلَيسَ قَد وَعَدنا ربَّنا ان نَرِد النار؟ فيقال لهم : قد وردتُموها و هى خَامِدَة (بحارالانوار، ج 8، ص 250.). ((وقتى اهل بهشت وارد بهشت شدند، عده اى به عده ديگر مى گويند: آيا خدا وعده نكرده بود كه ما از ميان آتش عبور خواهيم كرد؟ به آنها پاسخ داده مى شود كه شما عبور كرديد و آتش خاموش بود)). يعنى آن چنان از ميان جهنم عبور مى كنند كه اصلا حرارت جهنم را احساس نمى كنند. در خبر ديگرى از جابر بن عبداللّه انصارى از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم روايت شده است كه : الورود الدخول لا يبقى بر، و لا فاجر الا يدخلاها تكون على المومنين بردا و سلاما كما كانت على ابراهيم حتى اءنّ للنار - اءو قال لجهنم - ضجيجا من بردها ثمّ ينجى الَّذين اتقوا(بحارالانوار، ج 8، ص 249.). ((مراد از ورود، داخل شدن است و هيچ شخص خوب يا بدى باقى نمى ماند؛ مگر اين كه داخل در جهنم شده باشد و آتش بر مومنان سرد و سالم است ؛ همان طور كه براى ابراهيم اين چنين بود، چنان سرد كه ناله آتش از سرمايش بلند مى شود و تقواپيشگان نجات مى يابند)). موقعى كه نمروديان تصميم گرفتند در پاسخ بت شكنى ابراهيم او را مجازات كنند و بسوزانند؛ او را ميان آتش انداختند. فرمانى از جانب خدا صادر شده كه آتش بر ابراهيم گلستان و سرد شد، به نقل قرآن : قلنا يا نار كونى بردا و سلاما على ابراهيم ( سوره انبياء، آيه 69.). ((ما گفتيم : اى آتش ! بر ابراهيم سرد و سالم باش )). اگرچه خاصيت جدا ناشدنى آتش سوزاندن است ، اما آن خدايى كه اين خصوصيت را براى آتش قرار داده است ، به خاطر ابراهيم از او سلب كرد. در اين جا نيز چنين است ؛ گر چه آتش جهنم خاموش ناشدنى است ،اما تاثير نور و قوت ايمان مومن چنان بر آتش اثر مى گذارد كه آتش را خاموش مى كند و مومن به سلامت از صراط مى گذرد. از مجموع روايت و آيات در باب صراط، چنين استفاده مى شود كه پيمودن و يافتن صراط مستقيم دنيا و راه صحيح زندگى باعث آسان گذشتن از آن صراطى مى شود كه به نص صريح قرآن : و ان منكم الا واردها كان على ربك حتما مقضيا(سوره مريم ، آيه 71.). ((همه شما بدون استثنا وارد جهنم مى شويد؛ اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت )). خداوند متعال ان شاءاللّه به همه ما اين توفيق را عنايت كند كه با چشم بستن و عبور از تمايلات نامشروع دنيوى از مسير پر خطر صراط آخرت به سلامت بگذريم . التماس دعا [/b] RE: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - mahdy30na - ۸/تیر/۹۱ ۶:۲۸ چند قدم تا نیمه شعبان .... 7 - حق دست [b]و اءَمَّا حَقُّ يَدَك فانَّ لا تبسطها الى ما لا يحلُّ لك فتنال بما تبسطها اليه من اللّه العقوبة فى الاجل و من النَّاس بلسان اللائمة فى العاجل و لا تقبضها ممَّا افترضَّ اللّه عليها و لكن تُوَقِّرُها بقبضها عن كثير ممَّا يُحِلُّ لها و تبسطها الى كثير ممّا ليس عليها فاذا هى قد عقلت و شرفت فى العاجل وجب لها حسن الثواب من اللّه فى الآجل . ((و اءما حق دست تو اين است كه آن را به ناروا دراز نكنى ؛ كه با اين كار عقاب آخرت را براى خود تدارك ديده اى و در دنيا نيز زبان ملامت گران را به روى خود گشوده اى و هيچ گاه دست خود را از واجبات باز ندارى ، بلكه احترام نهادن به دست ها اين است كه آن را حتى از بسيارى از آنچه كه حلال است باز داشته (مثل موارد شبهه و مكروهات ) و بسيارى از آنچه واجب نيست به جاى آور (مثل مستحبات ) در نتيجه به عقل و شرافت اين دنيا شهره مى گردى ضمن اين كه ثواب اخروى را نيز براى خود تضمين نموده اى )). در اعضاى ظاهرى انسان ، دست مظهر جابه جايى و وسيله نقل و انتقال اشياى خارجى است و يقينا در تعبير و بيان امام عليه السلام ، هم معناى واقعى دست و هم آثار و افعال مترتب بر آن موردنظر است ؛ مثلا دست درازى به اموال ، سرقت و تصرف مال ديگران بدون اجازه ، دست اندازى به نواميس و يا هر حقى از حقوق ديگران ، از گناهان دست است . يك معناى كنايى هم از بيان امام عليه السلام محتمل است ؛ كه با سرانگشت تدبير و شيطنت ، حقى را تضييع و به حريم ديگران تجاوز كردن ؛ و يا به تعبير كنايى ديگر، گشاده دستى و بسته بودن دست ، كه مراد همان سخاوت ، و نقطه برابرش خسّت طبع است ، اين سخن امام سجاد عليه السلام برگرفته از اين آيه شريفه است كه : و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا(سوره اسراء، آيه 29). ((هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن ، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد نيز دست خود را مگشاى كه مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى )). در همه تعليمات و آداب اخلاقى اسلام ، طورى اعتدال و ميانه روى رعايت شده است كه براى هر عقل سليمى ، قابل درك است ، تعاليم دينى ، انسان را از هرگونه افراط و تفريط، تندروى و كندروى نهى كرده است . در فرمايشى از اميرالمومنين عليه السلام نقل شده كه فرمودند: لاترى الجاهل الا مفرطا اءو مفرّطا( نهج البلاغه ، ص 194، حكمت 70). ((نمى بينى جاهل را مگر در حال تندروى يا كندروى )). تندروى و كندروى ريشه در جهل انسان دارد و اين خصيصه افراد جاهل است . بنابراين ، به اعتدال و ميانه روى در امر معيشت و تنظيم صحيح زندگى توصيه فراوان شده است . در آيه شريفه ديگر آمده است : و الَّذين اذا اءنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما(سوره فرقان ، آيه 67.). ((و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سختگيرى ؛ بلكه در ميان اين دو، حد اعتدالى دارند)). RE: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - mahdy30na - ۹/تیر/۹۱ ۱:۵۶ شعبان همه یک سو نیمه آن .... ! سخاوت و بخشش [b]نقطه مقابل اين رذيله اخلاقى ، سخاوت و گشاده دستى است ، كه در معارف تربيتى ما، سخاوتمندى را قرين ايمان دانسته اند. پيغمبر صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم مى فرمايند: انّ السخاء من الايمان و الايمان فى الجنّة (كنزالعمال ، ج 6، ص 393، حديث 16217.). ((همانا سخاوت از ايمان است ، و جايگاه مومن ، بهشت است )). از جمله تاثيراتى كه ايمان در روح و دل انسان مى گذارد اين است كه مؤ من سخى الطبع پرورش مى دهد و طبعا انسان سخى مورد محبت و عنايت ذات پروردگار قرار مى گيرد و جايگاه او بهشت است . همچنين روايت شده است : ان اللّه تعالى جواد و يحبُّ الجواد(بحارالانوار، ج 89، ص 184، حديث 21.). ((خداوند بخشنده است و بذل و بخشش را دوست دارد)). تعبير بسيار جالب توجهى از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم در اين باره وارد شده كه در ساير مسائل اخلاقى كمتر يافت مى شود: شابّ سخىّ مرهق فى الذنوب اءحبّ الى اللّه مِن شيخ عابد بخيل (342). ((جوان سخاوتمند متهم به گناه ، نزد خدا محبوب تر از پيرمردى است كه عمرى را در عبادت گذرانده اما بخيل است )). اين نشانه رفعت جايگاه و منزلت اين خلق نيكو است . در سخن ديگرى از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم روايت شده است كه : ان اللّه عبادا يخصُّهم بالنعم لمنافع العباد فمن بخل بتلك المنافع عن العباد نقلها اللّه عنه و حولها الى غيره (محجَّةُ البيضاء، ج 6، ص 61.). ((خدا گاهى تفضل كرده و افرادى را نعمت و مال و ثروت ارزانى مى دارد تا ديگر بندگانش هم از آن بهره مند شوند؛ حال اگر او بخل ورزيده ، از اين ثروت خدادادى به ديگران بهره اى نرساند، خدا اين نعمت را از او سلب كرده و به ديگرى عنايت مى كند)). در مجموعه روايات اخلاقى مى بينيم كه مى فرمايند: الجنّة دار الاسخياء(بحارالانوار، ج 68، ص 356، حديث 18.). ((بهشت ، خانه سخاوتمندان است )). در روايت ديگرى از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ، نكته مقابل آن ذكر شده : لا يدخل الجنّة بخيل (مجموعه ورام ، ص 179.). ((افرادى كه اين خصيصه سخاوت را نداشته باشند، راهى به بهشت ندارند)). در روايتى آمده است كه از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ، سوال شد: اءىُّ النَّاس اءَفضلهم ايمانا؟ قال صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم اءبسطهم كفَّا( وسايل الشيعه ، ج 21، ص 544، حديث 27821.). ((كدام مردم ايمانشان برتر است ؟ جواب فرمودند: آنان كه در بذل مال و ثروت بر ديگران پيشى گيرند)). در حديثى از امام صادق عليه السلام وارد شده است كه : خِيارُكم سُمَحاؤ كم و شراركم بُخلائكم (بحارالانوار، ج 70، ص 307، حديث 34.). ((خوبان شما افراد گشاده دستند و بدهاى شما كسانى اند كه بخل مى ورزند)). RE: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - mahdy30na - ۱۰/تیر/۹۱ ۴:۴۱ سلام میلاد اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله " علی اکبر (سلام الله علیها) " به همه جوانان مبارک برترى عدل نسبت به جود در اواخر كلمات قصار نهج البلاغه روايتى نقل شده كه سخن عميق و قابل توجهى است ؛ فردى كه از نحوه سوال او مى توان فهميد فرد باهوش و نكته سنجى بوده است به حضور اميرالمومنين عليه السلام شرفياب شد و سوال كرد: اءيّهما اءَفضل العدل اءو الجود فقال عليه السلام : العدل يضع الامور مواضعها و الجود يخرجها من جهتها و العدل سائس عام و الجود عارض خاص فالعدل اشرفهما و افضلهما( نهج البلاغه ، ص 226، حديث 437.). ((عدالت بالاتر است يا جود و سخاوتمندى ؟ امام عليه السلام فرمودند: تعريف عدل اين است كه حق به صاحب حق برسد، اما جود، اغماض از حق مسلم است . در مديريت ، عدل و عدالت ، طريق و سياستى است كه همگان از آن بهره مندند؛ اما جود و ايثار يك حالت استثنايى است كه براى همه كس و در هر حال پيش نمى آيد؛ لذا جود، ايثار و سخاوت نمى تواند مبناى زندگى عمومى قرار بگيرد و نمى تواند براى زندگى اجتماعى به عنوان يك قانون درآيد)). جالب اين است كه اين سخن را كسى بيان كرده است كه در شاءن او سوره(( هل اءتى )) نازل شده و خود مظهر ايثار است ، نان سفره خود را به يتيم ، مسكين و اسير مى دهد و با آب افطار مى كند( تفسير فخر رازى ، ج 30 ص 244.)؛ و اصلا شعار ((الجار ثمّ الدّار)) شعار رسمى اميرالمومنين و خانواده او عليهم السلام است . در روايت معروفى آمده است : كانت فاطمة سلام اللّه عليها اذا دعت تدعو للمومنين والمومنات و لا تدعو لنفسها، فقيل لها: يا بنت رسول اللّه انك تدعين للناس و لا تدعين لنفسك فقالت : الجار ثمّ الدّار(بحارالانوار، ج 43، ص 82، حديث 4، كشف الغمه ، ج 1، ص 468.). ((حضرت فاطمه سلام اللّه عليها هميشه هنگام دعا، دوستان ، بستگان و همسايگان را دعا مى كرد، از ايشان پرسيده شد: چرا ديگران را دعا كردى ، خودت را دعا نكردى فرمودند: الجار ثمّ الدارّ. معصومين عليهم السلام حتى در امور معنوى هم ، ديگران را بر خود مقدم مى داشتند؛ به عنوان نمونه در خطبه متقين نهج البلاغه ، امام عليه السلام اوصاف انسانهاى كامل را بيان كرده ، مى فرمايند: نفسه منه فى عَناء و النَّاس منه فى راحَة ( نهج البلاغه ، ص 121، خطبه 193.). ((انسانهايى كه خود را به زحمت مى اندازند تا ديگران را به آرامش و آسايش برسانند)). اين انسان كامل كه هم در مقام تربيت انسانهاى با كمال قرار دارد و هم در مورد مسائل شخصى افراد، سخاوتمندى و كرم از خود نشان مى دهد. مى فرمايند: الجود عارض خاص ( نهج البلاغه ، ص 226، خطبه 437.). ((جود يك عارضه استثنايى و خاص است )). اگر بخواهد قانونمند شود، پايه و اساس بگيرد و به صورت قانون درآيد، ديگر جود نخواهد بود؛ وقتى به آن جود مى گويند كه اجبار و الزام قانونى در كار نباشد و تنها از سر كرامت و علو طبع واقع شود. در كلام ديگرى از اميرالمومنين عليه السلام آمده است كه مى فرمايند: العدل سائس عام والجود عارض خاص فالعدل اءشرفهما و اءفضلهما( نهج البلاغه ، ص 226، خطبه 437.). ((عدالت ، روش و سياستى است كه همگان از آن بهره مند هستند، اما جود ايثار يك حالت استثنايى است كه براى همه كس پيش نمى آيد، پس عدالت ، برتر است )). با محاسبه و سنجش اجتماعى ، عدل برتر و شايسته است ؛ يعنى اگر عدل و جود را در ترازوى شرافت بگذاريم ، عدل رجحان دارد و اگر اين دو را در ميزان فضيلت نيز قرار دهيم باز عدل برترى دارد. عادل به كسى گفته مى شود كه مثلا مال كسى را نمى دزدد، به نواميس ديگران نظر ندارد. دستش به خود ديگرى آلوده نمى شود، اما جواد و سخى ، كسى است كه نه تنها مال ديگرى را نمى دزدد، بلكه از مال خود هم به ديگرى مى دهد. عادل كسى است كه به نواميس ديگران نظر ندارد، اما جواد كسى است كه حاضر است براى حفظ نواميس ديگران ، تا آخرين قطره خون دفاع كند، با اين همه ، باز عدل والاتر است . از نظر ملكات اخلاقى و اوصاف شخصى ، جود با عدل قابل قياس نيست . بنابراين اميرالمومنين عليه السلام ، كه در پاسخ اين مرد سوال كننده ، اينگونه مى گويد؛ وقتى پاى منافع شخصى به ميان مى آيد، تنها نان سفره اش را به ديگران مى دهد كه آيه نازل مى شود: و يُطعمون الطَّعام على حُبِّهِ مسكينا و يتيما و اءَسيرا(سوره انسان ، آيه 8.). ((بنابر دوستى با خدا، به فقير، اسير و طفل يتيم طعام مى دهند)). و وقتى پاى منافع خودش در ميان است ، در ركوع نماز، حلقه انگشترى را به نيازمند مى دهد كه آيه نازل مى شود: انَّما وَليُّكُمُ اللّه و رسوله و الَّذين آمنوا الَّذين يقيمون الصلاة و يؤ تون الزكوة و هم راكعون ( سوره مائده ، آيه 55.). ((همانا ولى شما، تنها خدا و رسول خدا و آن مومنانى هستند كه نماز به پا داشته و در حال ركوع زكات مى دهند)). وقتى سخن از منافع شخصى است در شب خطر به جاى رسول خدا صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم مى خوابد و از جان مايه مى گذارد تا اين كه آيه نازل مى شود: و مِن الناس مَن يَشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه و اللّه رؤُف بالعباد(سوره بقره ، آيه 207.). ((بعضى از مردم هستند كه از جان خود در راه رضاى خدا مى گذرند و خدا دوستدار چنين بندگانى هستند)). وقتى منافع شخصى در ميان است تاريخ به سند مطمئن مى نويسد: ان اميرالمومنين عليه السلام اءعتق اءلف مملوك من ماله و كدّ يده (وسايل الشيعه ، ج 17، ص 37، حديث 21918.). ((اميرالمومنين عليه السلام با دسترنج خود هزار بنده آزاد كرد)). بيل مى زند، كشاورزى مى كند، عرق مى ريزد تا با دسترنج خود، هزار برده را از زير يوغ بردگى آزاد كند. چاه حفر مى كند و همه را وقف مى كند و خلاصه وقتى پاى منافع عمومى در ميان است همين انسان رئوف ، كريم ، جواد، دست برادرش عقيل را براى درخواست مقدارى سهم اضافى از بيت المال مى سوزاند؛ و حتى بر زندگى شخصى خود و فرزندانش تنگ مى گيرد. هنگامى كه همه دارايى صندوق بيت المال را بين اهلش تقسيم مى كند، در محل آن دو ركعت نماز مى خواند: رجاء اءن يشهد له يوم القيامة (كشف الغُمّه ، ج 1، ص 173.). ((به اميد آن كه زمين بيت المال در قيامت شهادت بدهد)). بنابراين آنچه كه مبنا و اساس بنيان اجتماع واقع مى شود عدل است ؛ اما جود و سخاوتمندى مى تواند زيبايى و نماى اين ساختمان باشد، اگر ساختمانى اساسش ويران باشد، تزيين و زيبايى آن سودى ندارد. در اين كلام ، همه توجه امام سجاد عليه السلام به رعايت اعتدال در زندگى است و هرگونه تخلف در اين مسير در بسط و گشاده دستى را مايه ملامت ملامتگران عاقل در دنيا و عقوبت در آخرت ذكر مى فرمايند؛ بخل ورزيدن و خوددارى در انجام واجبات را موجب ندامت و حسرت اخروى مى دانند. RE: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - mahdy30na - ۱۱/تیر/۹۱ ۲:۰۳ با سلام تبریک اعیاد شعبانیه بسی پادشاهی کنم در گدایی چو باشم گدای گدایان زهرا(سلاماللهعلیها) چه شب ها که زهرا دعا کرده تا ما همه شیعه گردیم و بی تاب مولا(علیهالسلام) درآمدهاى نامشروع و پيامدهاى آن دست اندازى به مال ديگران به هر طريق و راهى اعم از سرقت و دزدى ، به طور مستقيم و يا غيرمستقيم ؛ خيانت در امانت ، غش در معامله ، رشا و ارتشا و مطلق كسب و درآمدهاى حرام و مصاديق فراوانى كه بر اين عنوان كلى ، اطلاق مى شود؛ مثل تحصيل درآمد از راه فروش اموالى كه شرع مقدس ممنوع كرده ، مانند مسكرات با مال كسب شده از راه قمار، ريا، احتكار و مطلق درآمدهاى نامشروع ، همه حرام است . رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله فرمودند: انَّ اَخوف ما اَخافَ على اُمَّتى مِن بعدى هذا المكاسب المحرّمة (مستدرك الوسايل ، ج 13، ص 66، حديث 14763.). ((بيشترين چيزى كه مرا نسبت به حال امتم بعد از من سخت نگران مى كند، اشتغال به درآمدهاى ناروا و حرام است )). روشن است كه همه اين موارد و مصاديق ، صرف نظر از اين كه مصداق ظلم و تعدى به حقوق ديگران است و كسى كه به آن دست زند، مجرم شرعى است ، مانع رشد ملكات اخلاقى و نفسانى انسان مى شود و چه بسا باعث سقوط از عالى ترين مرتبه انسانى به پست ترين مرتبه حيوانى ميگردد؛ زيرا اين حيوان است كه براى پر كردن شكم خود، باكى ندارد كه طعمه را از چه منبعى به دست آورد؛ و حال آنكه قرار بر اين شد كه در همه شوون و جهات زندگى انسان ، شرايط و هدف او با حيوان متفاوت باشد، بر اين اساس رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله فرموده اند: منَ لم يُبال مِن اءين اكتسب المال لم يبال اللّه من اءَين ادخله النار( محجَّةُ البيضاء، ج 3، ص 204.). ((اگر كسى در تحصيل مال بى باك باشد، بر خداوند هم باكى نيست كه او را از چه سمت وسويى به آتش داخل كند)). نتيجه اين كه : انسان اگر نسبت به اين امور پروا نداشته و مراعات نكند، همه قابليت هاى نفسانى و استعدادهاى بالقوه او كه خداوند براى رشد و كمال او براى تحصيل مال و درآمد مشروع در اختيارش قرار داده است از بين مى رود. دل بى پروايى كه مالامال از حرام شده است چگونه قابليت نور معنويت و ضياء روحانيت را خواهد داشت ؟ اصلا گوشت ، استخوان و پوست روييده از حرام ، چگونه استعداد پذيرش فيوضات عالم ملكوت و معنويت را خواهد داشت ؟ در روايتى از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله وارد شده است كه فرمودند: ان اللّه ملكا على بيت المقدس ينادى كل ليلة من اءكل حرام لم يقبل منه صرف و لا عدل ( محجَّةُ البيضاء، ج 3، ص 204.). ((خداوند را ملكى است كه هر شب و روز مى گويد: از كسى كه با مال حرام زندگى خود را مى گذراند، نه فريضه اى پذيرفته مى شود و نه نافله اى )). اعمال واجب و مستحبى را كه انجامى مى دهد مقبول نيست ؛ زيرا شكم او مالامال از حرام است . در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرموده اند: اذا اكتسب الرجل مالا من غير حلة ثمّ حجّ فلبّى نودى لا لبّيك و لا سعديك (محجّة البيضاء، ج 3، ص 207.). ((اگر كسى در جهت كسب حرام باشد، سپس به حج برود لبيك كه مى گويد، منادى مى گويد: لبيك تو پذيرفته نيست )). افرادى كه به حج مشرف مى شوند، براى اداى مناسك حج در ميقات محرم مى شوند و يكى از اعمال و فرايض در مقدمه احرام ، گفتن دو ((لبيك )) و ((سعديك )) است . اين روايت تصريح مى كند كسى كه كسب حرام داشته و دعوت خدا را اجابت كرده است ، مى گويد: خدايا من براى پاسخ آمدم تو را لبيك مى گويم . در جواب گفته مى شود كه اين صدا كردن و خواند خدا پذيرفته نيست . در آيه شريفه قرآن آمده است : و قَدِمنَا الى ما عَمِلوا مِن عَمَلِ فَجعلناه هَبَاء مَنثُورا(سوره فرقان ، آيه 23.). ((و ما به سراغ اعمالى كه انجام داده اند مى رويم ، و همه را همچون ذرات غبار پراكنده در هوا قرار مى دهيم )). انسانى كه شكم خود را از مال حرام پر كرده است ، كار او مثل غبار پراكنده است كه هرگز توان جمع آوريش را ندارد تا از آن حاصلى بربندد. امام سجاد عليه السلام ذيل اين تعبيرات اميرالمومنين در دعاى كميل : اللّهم اغفرلى الذنوب التى تهتك العصم ، اللّهم اغفرلى الذنوب التى تنزل البلاء، اللّهم اغفرلى الذنوب التى تحبس الدعاء(مفاتيح الجنان ، ص 102 (دعاى كميل ).). ((بار خدايا! آن گناهان مرا كه پرده ها را مى درند بيامرز؛ بار خدايا! آن گناهان مرا كه بدبختى ها را فرو مى بارند بيامرز؛ بار خدايا! آن گناهان مرا كه از استجابت دعا جلوگيرى مى كنند بيامرز)). فرموده اند: ((از گناهانى كه موجب حبس دعا مى شود، پر بودن شكم از مال حرام است ))(بحارالانوار، ج 90، ص 372 - 373.). در روايت ديگرى دارد: انَّ اءَحَدكُم ليرفع يَدَيهُ الى السَّماءِ فيقول يا ربِّ يا ربِّ و مَطعَمَهُ حرام و مَلبَسَهُ حرام فاءَى دعاء يستجاب لهذا( ارشاد القلوب ، ص 69.). ((انسان ، دست ها را به طرف آسمان بلند مى كند و خدا را مى خواند ولى شكم او از حرام پر شده و لباسش را از حرام تدارك ديده است ، پس چگونه خدا سخن چنين كسى را بپذيرد)). با بررسى اخلاقى و صرف نظر از جهات فقهى ، اقتصادى و آثار سوءاجتماعى ، آثار ويرانگر و مخربى بر كسب حرام مترتب است كه هر انسان خردمند و عاقلى را از آلودگى به آن باز مى دارد. RE: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - mahdy30na - ۱۳/تیر/۹۱ ۱:۳۷ سلام دوستان کجایید که نیمه شعبان در راه است ، ... چگونه اید ! مصاديق كسب حرام با توجه به اين كه مبناى گفتار، تفسير و تاويل ما از سخنان امام سجاد عليه السلام مبتنى بر مسائل اخلاقى است ، فقط از اين ديدگاه به آن نگاه مى كنيم و تا حد امكان ، همه مصاديقى را كه از نظر اخلاقى مورد نهى و مذمت قرار گرفته است بيان مى كنيم : 1 - ربا از مصاديق بارز و روشن كسب حرام ك در كتاب الهى و روايات اهل بيت عليهم السلام به شدت مورد نهى واقع شده ، رباست . ربا، علاوه بر حرمت و ممنوعيت فقهى و ترتب آثار سوءاقتصادى ، از منظر اخلاقى به شدت مذمت شده است . مرحوم شيخ حر عاملى عليه الرحمة در كتاب ((وسايل الشيعه )) روايتى از امام صادق عليه السلام نقل نموده اند كه حضرت فرمودند: انَّما حرّم اللّه الرِّبا كيلا يَمتَنَعوا من صَنَائِعِ المعروف (وسايل الشيعه ، ج 18، ص 120، حديث 23278.). ((خداوند متعال ، ربا را حرام كرد تا اين كه خلق و خوى معروف و اقدام به خير در ميان مردم فراموش نشود)). يكى از علت هاى نهى اين عمل از طرف شارع مقدس اين است كه عادت به ريا موجب تحاشى و فرار از معاضدت و يارى برادران مسلمان و ديگران است . حاكميت روح منفعت طلبى باعث مى شود كه در انسان انديشه و فكر خدمت به نيازمندان و محتاجان ، تحت الشعاع قرار بگيرد و روح بلند و ظريف انسان دوستى او از بين برود. نوع دوستى ، كمك به ديگران ، دستگيرى نيازمندان ، همراهى با حاجتمندان حسنه و ملكه اخلاقى است كه در معارف اخلاقى اسلام به آنها توصيه شده است . در روايتى از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمودند: الماشى فى حاجة اءخيه كالساعى بين الصفا و المروة و قاضى حاجته كالمتشحِّط بذمّه فى سبيل اللّه يوم بدر و اُحد(مستدرك الوسايل ، ج 9، ص 50، حديث 10170.). ((كسى كه يك قدم براى حل مشكل برادرش بردارد، مثل كسى است كه بين صفا و مروه سعى مى كند و كسى كه در قضاى حاجت مومن حركت كند، مانند كسى است كه خونش در روز جنگ بدر و احد در راه خدا به زمين ريخته شود)). انسان مومنى كه براى برآورده كردن حاجت مومن ديگر حركت كند، مانند كسى است كه در جنگ بدر يا احد به فرماندهى شخص رسول اللّه صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم جنگيده و خونش ريخته شده است . و به يقين در صدر اسلام شهيدى پرفضيلت تر از شهداى بدر و احد نداريم . حال اگر كسى رباخوار شد، ممكن است در آغاز همه روح ظريف نوع دوستى او از بين نرود، اما تدريجا روحيه ارزشمند او در نوع دوستى ، علاقه به برادران و دستگيرى از نيازمندان تحت الشعاع قرار مى گيرد و به مرتبه اى مى رسد كه براى تامين اميال منفعت طلبانه خود به هيچ وجه كمك به ديگران را لحاظ نمى كند. و به همين دليل است كه در معارف دين از رباخوارى نهى و مذمت شده است . در روايتى از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم آمده است كه : مَن اءكل الرّبا مَلَاءَ اللّه بَطنِهِ مِن نَار جهنَّم بِقَدر ما اءَكل و اءِنِ اكتَسَبَ منه مالا لم يقبل اللّه منه شيئا من عَمَلِهِ و لم يَزَل فى لعنة اللّه و الملائكة ما كان عنده قيراطا( وسايل الشيعه ، ج 18، ص 122، حديث 23284.). ((هر كسى كه ربا بخورد، به همان اندازه ، خداوند شكم او را مالامال از آتش جهنم مى كند و اگر به اندازه قيراطى مال ربا نزد فرد باشد، مادامى كه اين مال ربا نزد اوست ، خداوند هيچ كدام از اعمال او را نمى پذيرد و پيوسته لعنت خداوند و ملائكه شامل حال او خواهد بود)). از مجموعه روايات و ادله حرمت ربا، اين نكته استفاده مى كنيم كه : رباخوارى به عنوان محاربه و جنگ با خدا و رسول خدا صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم تلقى شده است . در قرآن كريم آمده است : فان لم تفعلوا فاءذنوا بحرب من اللّه و رسوله ( سوره بقره ، آيه 279). ((پس اگر ترك ربا نكرديد آگاه باشيد كه به جنگ خدا و رسول آن برخاسته ايد)). و اين چيزى نيست جز همان روح بلند انسانى و هدف غايى خلقت و آفرينش انسان كه با آلوده شدن به اينگونه مسائل ، تحت تاثير قرار مى گيرد كه غرض خلقت چنين انسانى نيست . وجوه و دلايل اقتصادى و فقهى نهى ربا در روايتى به نقل از امام صادق عليه السلام اينگونه ذكر شده است : لو كان الربا حلالا لترك الناس التجارات و ما يحتاجون اليه ( وسايل الشيعه ، ج 18، ص 120، حديث 23280.). ((اگر خداوند ربا را حلال قرار داده بود، مردم كسب و تجارت و نقل و انتقال اموال را رها مى كردند)). اصولا در زندگى بشرى نياز به تجارت امرى طبيعى است ، علاوه بر اين كه : فحرّم اللّه عزوجل على العباد الربا لعلّة فساد الاموال (وسايل الشيعه ، ج 18، ص 121، حديث 23280.). ((خداوند ربا را حرام قرار داد؛ چون موجب فساد در اموال مردم مى شود)). در مقابل مى بينيم براى تحرك اقتصادى به فعاليتهاى جسمانى و كار كشيدن از جسم تاكيد فراوانى شده است . از حضرت رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم سوال شد: اءَى كَسبِ الرَّجلِ اءَطيَب ؟ قال : عمل الرجل بيده (مستدرك الوسايل ، ج 13، ص 24، حديث 14634.). (( چه كسبى براى انسان پاكيزه تر است ؟ فرمودند: آنچه با دسترنج خود به دست آورده است )). يا در روايت ديگرى از آن حضرت نقل شده است كه فرمودند: مَن اءَكل مِن كدِّ يده يكون يوم القيامة فى عداد الانبياء و ياءخذ ثواب الانبياء(مستدرك الوسايل ، ج 13، ص 24، حديث 14632.). ((كسى كه از حاصل تلاش و دسترنج خود، زندگى اش را اداره كند، روز قيامت در زمره انبيا محشور مى شود و آن ثوابى كه خدا به انبياى الهى مى دهد به او هم عنايت مى كند)). يا در روايت ديگرى از پيامبر اكرم صَلى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم اين چنين وارد شده است : الكاد على عياله كالمجاهد فى سبيل اللّه (مستدرك الوسايل ، ج 7، ص 378، حديث 8462). ((كسى كه براى تامين نياز خود و خانواده اش تلاش كند، مانند مجاهد فى سبيل اللّه است )). در مقابل ، بى كارى ، بى عارى و تلاش نكردن ، به شدت مورد بغض انبيا و اولياى الهى قرار گرفته است . روايتى از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم وارد شده است كه فرمودند: ان اللّه يبغض الشّابّ الفارغ ( مستدرك الوسايل ، ج 7، ص 131.). ((جوان بى كار مبغوض خداوند است )). ابن عباس در روايتى از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم آورده است كه : كان رسول اللّه صَلى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم اذا نظر الى الرجل فاعجبه ، قال : له حِرفة ؟ فان قالوا:لا، قال : سقط من عينى (مستدرك الوسايل ، ج 13، ص 11، حديث 14581.). ((گاه افرادى خدمت رسول اكر صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم مى رسيدند؛ وقتى حضرت ايشان را مى ديدند مسرور و شاد مى شدند و از شغلشان مى پرسيدند؛ اگر مى گفتند كارى ندارند، حضرت مى فرمودند: از چشم من افتادند)).[/b] [b]مرحوم كلينى روايتى را نقل مى كند كه شخصى حضور امام صادق عليه السلام آمد و گفت : ((همسايه خوبى پيدا كرده ايم ؛ مرتب نماز مى خواند، روزه مى گيرد و خيلى آدم خوبى است . حضرت پرسيدند: چه كسى زندگى او را تامين مى كند؟ گفت : برادرش . امام عليه السلام فرمودند: برادرش از او عابدتر است ؛ براى اين كه همه زندگى اش را به عبادت مى گذراند))(كافى ، ج 5، ص 78، حديث 4، وسايل الشيعه ، ج 17، ص 25، حديث 90.218). پس معلوم مى شود عبادت فقط اين نيست كه انسان نماز، روزه و اعمال مشخص شده دين را انجام بدهد، نفس كسب ، تجارت ، زحمت و تحصيل درآمد هم از ديدگاه شرع مقدس ، نوعى عبادت تلقى شده است . امام صادق عليه السلام در مقابل آن ذكسانى كه ترك كار و تلاش و فعاليت مى كنند و زندگى خود را با رباخوارى و به اصطلاح با چرخش سرمايه اداره مى كنند، به شدت ايستاده و عمل آنها را مذمت فرموده اند. در روايتى از آن حضرت وارد شده است كه مى فرمايند: دِرهَم رِبَا اءَعظَمُ عنداللّه مِن سَبعِينَ زَنيَّة كلَّها بِذَاتِ محرم فى بيت اللّه الحرام (وسايل الشيعه ، ج 18، ص 123، حديث 23288.). ((گناه يك درهم رباخوارى نزد پروردگار از هفتاد مرتبه زناى با محرم در خانه خدا بالاتر است )). RE: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - mahdy30na - ۱۴/تیر/۹۱ ۱:۱۰ سلام بگذریم از زمان ولی نگذریم از امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، تا تولد با خود براین عهد بمانیم که .... ! 2 - غش در معامله [b]از ديگر مصاديق درآمدهاى نامشروع كه از نظر فقهى و اخلاقى مورد نهى قرار گرفته ، غش در معامله است . در روايتى از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم وارد شده است : اءَلا و مَن غشِّنا فليس منّا قالها ثلاث مرّات و مَن غشّ اءَخاه المسلم نزع اللّه بركة رزقه و اءَفسد عليه معيشته و وَكلَه الى نفسه (وسايل الشيعه ، ج 17، ص 283، حديث 22529.). ((كسى كه در معاملاتش ، غش كند از زمره مسلمين محسوب نخواهد شد. حضرت اين جمله را سه بار تكرار كردند. كسى كه با برادر مسلمانش غش در معامله كند، خداوند بركت را از مال او برمى دارد؛ اگرچه با اين عمل ، درآمد بسيارى تحصيل كند زندگى را بر او سخت مى كند و علاوه بر اين ، او را در زندگى به حال خود واگذار مى كند)). چه بسا افرادى كه در معاملات اين روش را پيشه كرده اند، اما در قنوت نماز مى گويند: اللّهم لا تكلنا الى انفسنا طرفة عين ابدا خدايا! ما را يك لحظه به خودمان وامگذار؛ در حالى كه اين رها كردن انسان ، اثر وضعى اعمال خود اوست . در روايتى از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم وارد شده است : من غش مسلما فى شراء اءو بيع فليس منا و يحشر يوم القيامة مع اليهود لانهم اءغش الخلق للمسلمين ( من لا يحضره الفقيه ، ج 4، ص 8، حديث 1، وسايل الشيعه ، ج 17، ص 282، حديث 22528.). ((كسى كه در خريد و فروش با مسلمانى ، غش در معامله داشته باشد از زمره مسلمين خارج شده ، روز قيامت با قوم يهود محشور خواهد شد؛ زيرا از ميان همه اقوام و فرق ، يهود بيش از همه به مسلمانان غش و خيانت كردند)). خيانت به مسلمانان ، خصوصيت قوم يهود است و اگر انسان مسلمانى متصف به اين خصيصه اخلاقى شود، در قيامت با آن قومى كه اين ويژگى در انحصار آنها بوده محشور خواهد شد. بنابراين از مصاديق و درآمدهاى ممنوع ، خيانت در معامله با برادر مسلمان است كه در شرع مقدس به هيچ وجه جايز نيست . 3 - رشوه يكى ديگر از مصاديق ممنوع و ناروا، رشا و ارتشا است ؛ يعنى رشوه دادن و گرفتن . در تفسير آيه شريفه : اءكّالون للسُّحت ( سوره مائده ، آيه 42.) روايتى از امام هشتم اباالحسن الرضا عليه السلام وارد شده است كه ايشان از اميرالمومنين عليه السلام نقل كرده اند كه حضرت درباره كسانى كه حرام خوارى مى كنند، فرمودند: هو الرجل يقضى لاخيه الحاجة ثمّ يقبل هديته (وسايل الشيعه ، ج 17، ص 95، حديث 22067.). ((انسان نيازمند و گرفتار دست به سوى برادر مسلمانش دراز مى كند كه مشكلش حل شود؛ و او در قبال قضاى حاجت برادر مومن خود، مطالبه اجر و مزد مى كند)). اسم اين عمل رشوه است كه از نظر اخلاقى مذموم است و از نظر فقهى مورد اشكال است . در روايتى از امام صادق على عليه السلام وارد شده است : من اءَكَلَ السُّحت الرشوة فى الحكم ( مستدرك الوسايل ، ج 17، ص 353، حديث 21558.). ((رشوه گرفتن در دادرسى از مصاديق حرام خوارى است )). يكى ديگر از مصاديق حرام خوارى ، رشوه گرفتن در امر قضا است كه واقعا از مواردى است كه در روايات با لحن تندى از آن ياد شده است . از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم روايت شده است كه فرمودند: لعن اللّه الرّاشى و المرتشى و من بينهما يمشى (بحارالانوار، ج 101، ص 247، حديث 11، مستدرك الوسايل ، ج 17، ص 355، حديث 8.). ((كسى كه رشوه مى دهد يا ميگيرد و هم آن كه در اين بين ، دلالى مى كند، همه به لعنت الهى مبتلا و از رحمت او دور هستند)). بنابراين ، هر چيزى كه روح ظريف و بلند انسانى را از نظر اخلاقى تحت تاثير قرار داده ، از اوج عظمت روحى ساقط كند منع شده است ؛ هرچند از زاويه فقهى گاهى منتهى به حرمت شده و گاهى در مرتبه كراهت مى ماند. حواسمان جمع باشد خدای ناکرده .... .[/b] RE: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - mahdy30na - ۱۶/تیر/۹۱ ۲:۴۵ سلام ببخشین که دیر شد عید همه مبارک چه خوب میشد این عید رو با آقا جشن میگرفتیم اما چه کنیم که .... ! در ادامه رسیدیم به : 4 - دزدى ما شايد كمتر حق الناسى داشته باشيم كه براى آن ، حد معين شده باشد. معمولا حدود الهى در باب لواط، زنا، شرب خمر و امثال آن است ، ولى سرقت و دزدى از حقوقى است كه خداوند برايش حد معين كرده است . در قرآن آمده است : و السارق و السارقة فاقطعوا اءيديهما( سوره مائده ، آيه 38.). ((دست مرد و زن سارق را ببريد)). در روايتى از امام محمد باقر عليه السلام آمده است كه : لا يسرق السارق و هو مؤ من (كافى ، ج 2، ص 285، حديث 22.). ((اصلا نمى شود كسى دزدى كند و در همان حال مومن هم باشد)). آن كسى كه اموال ديگران را سرقت مى كند، در حقيقت ايمانش را از دست داده است . غصب و غارت اموال ديگران ، همه از مصاديق درآمدهاى نامشروع است . 5 - احتكار از مصاديقى كه به خصوص در اين روزگار آن هم از ديدگاه اخلاقى بايد مورد توجه قرار گيرد، مساله احتكار است . در روايتى از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم نقل شده است كه فرمودند: لان يلقى اللّه العبد سارقا اءحب من اءن يلقاه اللّه و قد احتكر الطعام اءربعين يوما( بحارالانوار، ج 100، ص 77، حديث 1.). ((اگر خدا بنده اى را در حال دزدى ببيند خوش تر دارم تا او را در حال احتكار طعام ببيند آن هم در چهل روز)). از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم روايت شده است كه از جبرئيل عليه السلام نقل مى كند: اطَّلَعتُ فى النَّار فرَاءَيتُ وادِيا فى جهنَّم يُغلَى فقُلت يا مالك لمَن هذا فقال لثلاثة المُحتَكِرينَ و المُدمِنينَ الخَمر و القوّادين (وسايل الشيعه ، ج 17، ص 426، حديث 22910). ((من بر جهنم مشرف شدم ؛ سرزمينى را ديدم كه در غليان و جوشش است . پرسيدم : اين وادى ، جايگاه چه كسانى است ؟ گفت : خداوند اين جايگاه را براى سه گروه خلق كرده است : يك گروه ، كسانى كه نيازمندى هاى مردم را احتكار و پنهان مى كنند؛ گروه ديگر كسانى كه دايم الخمر هستند؛ و گروه سوم افرادى كه به حرام بين زن و مرد ارتباط برقرار مى كنند)). صرف نظر از جهات فقهى و آثار سويى كه موجب فلج شدن چرخ اقتصادى اجتماع مى شود، اين يك حركت زشت اخلاقى است كه انسان فقط خود را مى بيند و غريزه نفسانى پول پرستى خود را با احتكار نيازمندى مردم اشباع ؛ و ديگران را در عين نياز و حاجت رها كند. بنابراين ، براى جلوگيرى از اين حركت ، در فقه قواعدى داريم . در روايات وارد شده كه مكروه است كه افراد بيرون از شهر به استقبال كاروان ها بروند؛ تا زودتر از قيمت جنس ها مطلع شده ارزان بخرند و سپس وارد شهر كرده ، به علت نياز مردم ، آن متاع را به بهاى گرانترى بفروشند.( وسايل الشيعه ، ج 17، ص 426، باب 36 از ابواب آداب التجاره .) خلاصه ما در باب كسب و تجارت ، از اين موارد استحباب و كراهت فراوان داريم . در روايات داريم كه امام صادق عليه السلام هزار دينار به عنوان سرمايه به يكى از عوامل خود به نام مصادف داده بودند كه تجارت كند. اين شخص مى گويد: ما متاعى خريديم و به مصر رفتيم . در آن جا اين جنس خيلى مرغوب و ناياب بود. هم قسم شديم كه اين جنس را به دو برابر قيمت خريد بفروشيم . بعد از بازگشت از مصر دو كيسه به حضور امام عليه السلام تقديم كردم و گفتم : هزار دينار اصل سرمايه و هزار دينار سود آن است . حضرت فرمودند: چگونه شما اين درآمد را به دست آورديد؟ وقتى ماجرا را براى حضرت توضيح دادم ؛ امام عليه السلام فرمودند: من اين پول را نمى خواهم و به اين پول دست نمى زنم و سپس فرمودند: يا مصادف مجالدة السيوف اءهون من طلب الحلال ( وسايل الشيعه ، ج 17، ص 421، حديث 1). ((اى مصادف ! جنگيدن با شمشير، آسان تر از تحصيل درآمد حلال است )). لذا در باب احتكار داريم كه اگر متاع احتكار شده ، مورد نياز مردم باشد، شخص را ملزم به فروش مى كنند. اين حساسيت در عهد پيغمبر صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم عمدتا روى طعام ، قوت و غذاى مردم بوده است .[align=CENTER]كليد قفل غيبت به دست خداست. اي شيعه برفرجش دعا كن. RE: متن و شرح رساله حقوق امام سجاد عليه السلام - محیصا - ۱۶/تیر/۹۱ ۱۰:۲۱ بسم الله الرحمن الرحیم نقل قول:توو دعای هشتم صحیفه امام سجاد(علیه السلام) می فرمایند که پناه می برم به تو ازاینکه غش با کسی را قصد کنم... غش یعنی خیانت کردن یعنی خلاف اون چیزی که در دلمون هست رو نمایان کنیم... توو شرح این دعا احادیث زیبایی دیدم: حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده بودند: هرکه بخوابد و در دل او برای برادر مومنش غش باشد رد خشم خدا خوابیده و اتا به صبح اگر چنین باشد و اگر باین حال بمیرد بر غیر دین اسلام مرده است. و نیز فرمودند: هر کس با مسلمانی در خرید با فروش غش نمایداز ما نخواهد بود. |