تالار گفتگوی بیداری اندیشه
سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html)
+--- بخش: جنگ نرم (/forum-41.html)
+--- موضوع: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. (/thread-40660.html)

صفحه: 1 2 3 4 5 6


پاسخ به: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - antifreemasonry - ۲۶/دی/۹۴ ۱۳:۳۸

(۱۸/آذر/۹۴ ۲۱:۳۱)پارمیس نوشته است:  این حرفتون توهین بزرگیه....
مراقب حرف زدنتون باشید ....

امثال شما دو تا چیزو خوب یاد گرفتید:
1-قایم شدن پشت دین
2-ربط دادن هر چیزی که خوشتون نمیاد به صهیونیست و اسراییل !!!
شما از شخصیت های ملی خوشت نمیاد خب بگو خوشم نمیاد چرا توهین میکنی و ربطشون میدی به صهیونیست ها ؟؟!
سلام کاربر محترم
شما خودتون توی پست قبلیتون توهین کردین! اول به خودتون نگاه کنین بعد متعصبانه با موضوع برخورد کنین.
خواهشی که دارم در صورت داشتن اطلاعات بهتری نسبت به مقاله ی آقای حامد زمانی در اختیار همه قرار بدهید تا استفاده کنیم. مخصوصا اینکه چرا حافظ و سعدی و مولانا و فردوسی حرفی از کوروش نزدن؟؟؟؟ ممنون میشم پاسخ بدهید.البته بدون اینکه توهین کنین


پاسخ به: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - پارمیس - ۲۶/دی/۹۴ ۱۶:۵۵

(۲۶/دی/۹۴ ۱۳:۳۸)antifreemasonry نوشته است:  مخصوصا اینکه چرا حافظ و سعدی و مولانا و فردوسی حرفی از کوروش نزدن؟؟؟؟ ممنون میشم پاسخ بدهید.البته بدون اینکه توهین کنین

سلام
تو تالار سرچ کنید راجع به اینکه چرا کوروش در شاهنامه نبوده (!!!) هم تاپیک موجوده .......

مثل تاپیک زیر:
کورش بزرگ برای بعضی ها پیامبر است

خیلی جالبه صدها اثر تاریخی و باستانی و دست نوشته رو مدرک نمیدونید اونوقت میگید چرا اسم کوروش در شاهنامه نبوده!!!!!!!!


پاسخ به: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - مهدی ملک زاده - ۸/بهمن/۹۴ ۲۳:۴۰

(۱۸/آذر/۹۴ ۱۷:۲۳)قلب نوشته است:  

اين ديگه چه وضع حرف زدنه!



گفتار نیک ه دیگه Big Grin

به قول دکتر هاوس
Everybody lies
همه دروغ میگن

اگه یه حرف دروغ رو 75 میلیون نفر هم بگن دلیل نمیشه که راسته

سلسله پهلوی برای افزایش مقبولیتش و مجبور کردن مردم به قبول حکومت شاهنشاهی مردم رو با چنین داستان هایی شستشوی مغزی دادند


لا سنة افضل من التحقیقWink


پاسخ به: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - پارمیس - ۹/بهمن/۹۴ ۱۳:۴۳

(۸/بهمن/۹۴ ۲۳:۴۰)مهدی ملک زاده نوشته است:  گفتار نیک ه دیگه Big Grin



نه گفتار نیک ایناست :


(۲۲/دی/۹۴ ۱۸:۲۴)قلب نوشته است:  انگار دارم با یه اسرائيلی حرف میزنم!!!!!


(۲۲/دی/۹۴ ۲۰:۴۰)عبدالرحمن نوشته است:  طرف سه متر سیبیل داره ولی برای اینکه بهش ترحم کنن در دخترونه ترین حالت رفتار میکنه و جلوه میکنه تا حرف باطلش به دل بشینه و کمتر بهش حمله بشه و ...


تازه اینا بخش کوچیکی از گفتارهای نیک کاربران هست.....


پاسخ به: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - قلب - ۹/بهمن/۹۴ ۱۵:۲۳

(۹/بهمن/۹۴ ۱۳:۴۳)پارمیس نوشته است:  

نه گفتار نیک ایناست :






تازه اینا بخش کوچیکی از گفتارهای نیک کاربران هست.....
سلام
اگر حرفی دارید در موضوع و تاپیک مربوط به خودش بزنید


اگر به حرف های خودتون در تاپیک مربوط نگاه کنید میفهمید در موضوع سوریه موضع شما با رادیو اسرائیل هیچ فرقی نداره


پاسخ به: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - | جستجوگر | - ۹/بهمن/۹۴ ۱۶:۲۸

به نام یـــــــــــــــــــزدان
به مطلب زیر توجه بفرمایید:

نقل قول:نحوه تاریخ پژوهی پیرامون کوروش بزرگ


یکی از نکات مهم در تاریخ پژوهی این است که کدام روایت را بپذیریم و کدام روایت را نپذیریم. البته پژوهشگران حوزه تاریخ بیشتر به دنبال اثبات هستند تا رد روایات، زیرا تاریخ به عنوان علمی تمدن ساز محسوب می شود و بر روی یک سری غیر محتملات نمی توان حساب باز کرد. از این رو بسیاری از پژوهشگران به دنبال آن می گردند که یک روایت قابل قبول است یا خیر؟

بهتر است ما برای پذیرفتن مطالب یک معیار منطقی داشته باشیم. از آنجایی که این موضوع برای کوروش بزرگ کمی چالش برانگیز شده است؛ تاریخ پژوهی درباره کوروش را به عنوان یک نمونه در نظر می گیریم و به بررسی آن می پردازیم.

در تاریخ پژوهی ما با یک سری منابع سر و کار داریم و بهتر است با یک بررسی همه جانبه ی این منابع به یک نتیجه برسیم. در ابتدا بهتر است از منابع و نویسندگان آن اطلاع پیدا کنیم. شاید یک نویسنده غرض ورزی را چاشنی کارش کرده باشد و شاید در یک منبع افسانه های غیر قابل باور فراوان باشد.

معمولا پژوهش گران در بحث های تاریخی و بررسی چگونگی عملکرد شخصیتی مانند کوروش که روایت های نا همسان درباره او، توسط مورخان گوناگون گفته شده است؛ منابع مختلف مانند منابع یونانی، منابع یهودی و حتی شاهنامه فردوسی و... را کنار هم می گذارند و به بررسی اشتراکات آنها می پردازند. خوشبختانه آثار باستانی ارزشمندی مانند منشور کوروش بزرگ و رویدادنامه نبونئید و حتی استوانه ای از نبونئید(آخرین پادشاه بابل) بدست آمده است که با یکدیگر هماهنگی دارند و می توان گفت از نظر اعتبار در جایگاه بالاتری نسبت به گفته مورخان یونانی قرار می گیرند.

پژوهش گر به هر روایت که می رسد چند سوال از خود می پرسد. آیا در منبع خطایی نیست؟ آیا منابع در این روایت اشتراک نظر دارند؟ آیا شواهدی از بیرون این روایت را تأیید می کند؟ کدام منبع(که معتبر تر است) را باید مبنا و اساس قرار دهیم؟و... . بعد از بررسی های دقیق به یک نتیجه می رسد. نمی شود کسی را در دادگاه متهم کنیم و بدون بررسی اسناد و مدارک و تحقیق درباره درستی یا نادرستی گفته ها، حکم اعدام برای آن متهم ببریم. بحث تاریخی هم، چنین حالتی دارد.

حال نکته ی دیگر آنجاست که کدام منبع به خودی خود کوروش بزرگ را بدون نقص و دقیق شرح داده است؟

در اینجا اشاره کوچکی به نوشته موخان یونانی پیرامون کوروش می کنیم. به راستی کهن ترین نسخه های کتاب های به جا مانده از مورخان یونانی مربوط به چه زمانی است؟! آیا ما مطمئن هستیم که هیچ تغییر و دگرگونی در روایات این مورخان صورت نگرفته است؟!

تاریخ هرودوت سرشار از افسانه های غیر قابل قبول است، طوری که در کمتر صفحه ای از تاریخ هرودوت افسانه ی عجیب و غریب دیده نمی شود. مشخص نیست هرودوت از چه کسانی مکالمات دقیق و محرمانه پادشاهان و اشخاص را دریافت کرده است. در بسیاری از اوقات می نویسد که صرفا شنیده های خودش را نوشته است. و در برخی اوقات به گفته های خود تردید دارد. نوشته های هرودوت در برخی اوقات حتی با یکدیگر تناقض دارند و به نظر می رسد حتی بعد ها مواردی را به آن اضافه کردند.

بنگرید به: هرودوت



نوشته های کتزیاس با منابع معتبر مانند آثار باستانی در تضاد جدی قرار دارد؛ حتی در بسیاری از اوقات افسانه ای بودن آن ملموس است.

کوروش نامه گزنفون با اشکالات زیادی روبرو است، برای مثال گزنفون از جنگ میان کوروش و پدربزرگش آستیاگ (ایشتوویگو) سخنی به میان نمی آورد و می نویسد بعد از آستیاگ، سیاگزار(هوخشتره) به پادشاهی رسید. در بررسی همین کوروش­ نامه­ ی گزنفون، پژوهش گران به نتایج جالبی رسیده اند. عده ای بخش هشتم از دفتر هشتم کوروش نامه را گفته های گزنفون نمی دانند؛ چرا که شیوه نگارش گزنفون را ندارد و با در نظر گرفتن کتاب بازگشت(دیگر اثر گزنفون) بخش هایی از آن رد می شود. به نظر می رسد بازنویسان، پس از مرگ گزنفون آن را به کتاب افزودند. اما کوروش نامه از این جهت ارزشمند است که داستان های افسانه ای غیر قابل باور کمتر دیده می شود و نسبت به هرودوت و کتزیاس واقع گرایانه تر است.

همچنین با بررسی منابع متوجه می شویم که روایات مورخان یونانی با نوعی آمیختگی روبرو هستند. پس فکر می کنم منطقی باشد که بگوییم هنگامی که صرفا یک مورخ درباره کوروش روایتی را نقل کرده باشد؛ چندان مورد اعتماد نیست.

از منابع دیگری که درباره کوروش سخن می گویند منابع یهودی می باشند. به نظر می رسد نوشته های این منابع هم بدون اشکال نیست هرچند درباره کوروش اشتراکات خوبی با آثار باستانی دارد اما به نظر می رسد یهود را در نظر کوروش بیش از حد مهم جلوه داده اند که با توجه به آثار باستانی اینگونه نبوده است.

پس می توان گفت آثار باستانی بدست آمده از درجه اعتبار بالاتری برخوردار هستند و می توان آنها را مبنا و اساس قرار داد. به ویژه زمانی که سه منبع باستانی مهم یعنی منشور کوروش بزرگ، رویداد نامه نبونئید و استوانه نبونید، یکدیگر را تأیید می کنند.

اما این بدام معنا نیست که تمام منابع را کنار بگذاریم چرا که ممکن است اطلاعات سودمند زیادی را از دست بدهیم.

معیار ما برای پذیرفتن مطالب یک منبع که از کوروش می گوید چیست؟! حقیقتا یافتن دانش دقیق و بی نقص درباره کوروش بسیار دشوار است اما معمولا پژوهشگران با بررسی همه منابع و کنار هم گذاشتن آنها، بیرون کشیدن اشتراکات، مقایسه آنها با آثار باستانی معتبر به یک نتیجه می رسند و محتملاتی را درباره کوروش بیان می کنند؛ شخصیتی مانند کوروش بزرگ یک چهارچوب نسبی می گیرد که رویکردی مثبت به وی دارند.

چرا این رویکرد مثبت برای پادشاهی مثل اردشیر سوم وجود ندارد؟! پس اینکه از کوروش به نیکی یاد میشود؛ به دلیل بررسی های دقیق تاریخی و در نظر گرفتن همه جانبه منابع است.

در شرایط امروز، خبرگزاری ها، سایت ها و روزنامه ها نقش تاریخ نگاری را دارند. طبیعتا وقتی یک خبرگزاری یا سایت معتبر یک خبر را بدهد قابل استناد است اما وقتی یک سایتی که بیشتر حالت سرگرمی برای مخاطبینش دارد و سابقه دروغ پردازی هم دارد چندان قابل قبول نیست. در بحث منابع کوروش، شاید اگر آثار باستانی را در حکم آن خبرگزاری های قابل اعتماد تر بدانیم؛ بی راه نباشد. اما به نظر می رسد اکثر منابع یونانی در حکم آن سایت های تفریحی می باشند. اما متأسفانه تاریخ تمدن ایران مظلوم واقع شده است و بسیاری از منابع معتبر به دست ما نرسیده است و مجبوریم با یک معیار منطقی به بررسی نوشته های مورخین یونانی هم بپردازیم و با بیرون کشیدن محتملات آن برای ما سودمند است. افسوس که ممکن است بسیاری از دست آوردهای تمدنی دوره باستان بدست ما نرسیده باشد.

منبع

تاریخ‌دان‌ها وجود کوروش و سلسه هخامنشیان رو اثبات کردن و صفاتشون رو هم به صورت نسبی بیان کردن (هیچ اصراری به معصوم بودن و خوب مطلق بودنشون نیست. هیچ اصراری به بزرگ کردنشون نیست. اصرار به حقیقت‌گویی هست).

شما میخواین رد کنید، خیلیم خوب. بفرمایید ...
فقط چنتا نکته رو مدنظر بگیرید، لطفا:

- بحث تکراری نکنید؛ (مثلا بحث شاهنامه مطرح شد و چندبار پاسخ داده شد. این تکرار مکررات بیشتر نشون دهنده عدم تسلط به اطلاعات هست خدایی نکردهWink)

- این جنگ حق و باطل نیست! نه خودتونو حق مطلق ببینید، نه طرف مقابلتون رو باطل (که بعضی دوستان متاسفانه دارن میبینن)! انقدر ازخود مطمئن نباشید ...

- مستدل برین جلو. دیگه جای نظر دادن نیست.

ی نکته رم بگم که بعضیا دارن از در دین وارد میشن که عوام راحتتر حرفشون رو بپذیرن! کار درستی نیست. مخالفا بی دین نیستن. عنوان تاپیک رو باید به « رویارویی افراطی ها با تاریخ » تغییر داد.Smile
بعضیام چندتا تشکر زیر پستاشون بادشون نکنهWink، این چیزا حقانیت رو ثابت نمیکنه.

بسم‌الله...

پ.ن:

من به شخصه، هیچ تعصب خاصی روی حرفا و اطلاعاتم ندارم چون به هیچ منبع مطلقی متصل نبودن و نیستن. همینجا هم اعلام میکنم انقدری شهامت دارم اگه هرلحظه حس کنم اشتباه میکردم یا جایی اشتباه فکر کردم اعلام کنم.
ولی واقعا اطلاعات مفیدی از طرف بحث منتقل نمیشه...Smile


پاسخ به: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - عمار94 - ۹/بهمن/۹۴ ۱۸:۱۷

تعلق خاطر موجب تعصب میشود .
این تعصب تا زمانی که پا روی حق نگذاشته باشد قابل تحمل است .
شاخص برای ما باید حق باشد نه تعصب .
اگر بعضی از کاربران این تالار به جای ایران در ایتالیا به دنیا می آمدند هم احتمالا الان سینه چاک مارکوس و دیگر دوستانش بودند !
یعنی اینجا دیگر مهم نیست که چه کسی چه مقدار با حق بوده ، بلکه مهم این است که ما در کجا متولد شدیم .
جمله ی بالا مهم است و میتواند تفاوتی در حد جاهلیت را ایجاد کند.
متاسفانه من در مورد تاریخ هخامنشیان مطالعه ی کافی نداشته ام و نمیتوانم از دیدگاه خودم میزان حق بودنشان را بیان کنم .
اما در کلیت ظاهرا در ایران باستان اختلاف طبقاتی که شاخص مهمی در خلاف حق است ، امری پذیرفته و معمول بوده .
در مورد هخامنشیان ذکر یک نکته هم خالی از لطف نیست ، در رژیم گذشته دستگاه شاهنشاهی برای مشروعیت بخشیدن به خود مجبور بود تا سرمایه گذاری سنگینی برای مشروع جلوه دادن سلسله های پادشاهی انجام دهد و به نظر انتخاب سلسله ی هخامنشیان به دلایلی ... برای این امر مناسب بود.
در رابطه بابررسی این موضوع باید هوشیار بود چون هم پای تبلیغات وسط است هم تعلق خاطر و تعصب .



پاسخ به: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - مهدی2012 - ۹/بهمن/۹۴ ۱۸:۴۸

دشمنان، کوروش را وسیله ای برای تفرقه بین ایرانیان انداخته اند...
عده ای از دشمنان و بدخواهان می آیند و از کوروش تعریف میکند و مقابل اسلام میگذارند و عده ای دیگر از دشمنان می آیند و از اسلام تعریف میکنند و مقابل کوروش میگذارند...

هر دو گروه رو قبول نکنید و کوروش و اسلام را در یک راه ببینید تا باعث تفرقه نشوید...

من نمیدونم کوروش خوب است یا بد هرچند استاد رائفی پور از ایشون به خوبی یاد کردند فقط میدونم از کوروش بد صحبت کردن و توهین کردن موجب تفرقه میشه... و من به شخصه حتی اگه کوروش آدمی بدی باشه ترجیح میدم ویژگی های خوب اون رو بگم تا ویژگی های بدش را(درصورت داشتن ویژگی بد)


پاسخ به: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - Grace - ۱۰/بهمن/۹۴ ۱۵:۵۶

به نام خدا.
نژاد ایرانیان زمان کوروش با نژاد ایرانیان کنونی تفاوت بسیاری دارد.
در زمان مهاجرت بزرگ ( هم دوره با ساسانیان ) گروه بزرگی از ایرانیان مانند سرمتی ها و آلان ها از ایران خارج شدند و وارد اروپای شرقی، اسپانیا و شمال آفریقا شدند. ( حالا اونم نمیدونیم که آیا هان ها وارد ایران شدند یا نه ) .

[تصویر: 400px-Alani_map.jpg]
بعد از حمله اعراب به ایران، بسیاری از اعراب نیز وارد ایران شدند! بطوریکه در ایران حدود 6 میلیون سید داریم. حالا بقیه اعراب به کنار. بعد از اون 2 بار مغول ها به ایران حمله کردند . پس نژاد خالص آریایی دیگه معنایی ندازه.
ولی...
حامد زمانی بهتر بود نمک به زخم نمی پاشید. حتی اگه کوروش دروغ محص باشه که نیست، خیلی ها هستند که کوروش رو دوست دارند پس بهتر بود به نظرات اونا احترام میگذاشت.



پاسخ به: سکولارها، کوروش را در برابر اسلام قرار میدهند. - عدالت - ۱۰/بهمن/۹۴ ۱۶:۳۰

(۱۰/بهمن/۹۴ ۱۵:۵۶)Тая نوشته است:  به نام خدا.
نژاد ایرانیان زمان کوروش با نژاد ایرانیان کنونی تفاوت بسیاری دارد.
در زمان مهاجرت بزرگ ( هم دوره با ساسانیان ) گروه بزرگی از ایرانیان مانند سرمتی ها و آلان ها از ایران خارج شدند و وارد اروپای شرقی، اسپانیا و شمال آفریقا شدند. ( حالا اونم نمیدونیم که آیا هان ها وارد ایران شدند یا نه ) .

[تصویر: 400px-Alani_map.jpg]
بعد از حمله اعراب به ایران، بسیاری از اعراب نیز وارد ایران شدند! بطوریکه در ایران حدود 6 میلیون سید داریم. حالا بقیه اعراب به کنار. بعد از اون 2 بار مغول ها به ایران حمله کردند . پس نژاد خالص آریایی دیگه معنایی ندازه.
ولی...
حامد زمانی بهتر بود نمک به زخم نمی پاشید. حتی اگه کوروش دروغ محص باشه که نیست، خیلی ها هستند که کوروش رو دوست دارند پس بهتر بود به نظرات اونا احترام میگذاشت.

به نام خدا

این موضوع که خیلیها شخصی را حالا به درست یا غلط دوست دارند، دلیل نمیشه که حقایق را نگفت.

خیلیها در همین دوره زمونه، هیتلر را دوست دارند اما آیا میشه بخاطر علاقه این عده به هیتلر، جنایاتی که در حق بشریت کرد را نگفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر قرار باشد که بخاطر علایق افراد به پدیده های گوناگون آن پدیده ها را نقد نکرد که کلا باید دنیا و رسانه ها در سکوت مطلق قرار گیرند و این یعنی دیکتاتوری شدید.

بهتر است به جای اعتراض یه اینکه حامد زمانی چرا اینگونه گفته، پاسخی علمی و قانع کننده در برابر اتهامات ذکر شده بیاورید و فراافکنی را به کناری بگذارید.

خودتون بهتر از بنده میدانید که این ماجرای کوروش پرستی و تمدن سه هزار ساله و این قبیل حرفهای نژادپرستانه و مغرورانه که فقط ظاهریست و باطنی پشتش وجود ندارد، از زمان پهلوی به این سمت خیلی در کشور باب شد وگرنه قبل از پهلوی شاید از میلیونها ایرانی تعداد اندکی میدانستند که اصلا کوروش که بود و چه کرد که سند محکم این ادعا نامهایی میباشد که ایرانیان در زمان قبل از پهلوی به روی فرزندان خود میگذاشتند و تعداد بسیار انگشت شماری به طور مثال نام فرزند خود را کوروش یا داریوش یا امثالهم میگذاشتند .

این نکته را هم ذکر کنم که حتما میدانید که بعد از هخامنشیان چیزی نزدیک به بیست تا سی سلسله پادشاهی و شاید حتی بیشتر (( اگر سلسله های کوچکتر و ملوک الطوایفی را حساب کنیم )) مختلف در کشور حکمرانی کرده و در این همه سلسله پادشاهی صحبت از ایران باستان و هخامنشیان و نامهای آنها نبوده است و به ناگاه پهلوی میاید هخامنشیان را در بوق و کرنا میکند !!!!!!!!!!!!!!!!!

گیریم اصلا هخامنشیان بافرهنگ یودند و غیره،‌ چه فایده دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این که عذر بدتر از گناه است که ملتی همچین تمدنی داشته ولی الان یکی از بی فرهنگترین ملل دنیاست و اتفاقا همانهایی که ادعای تمدن سه هزار ساله دارند و در رسانه های مجازی و ماهواره ای دائما بر طبل تبلیغ فرهنگ مثلا پارسی میکوبند، خیلیهایشان جزو بی فرهنگترین و دیکتاتور ترین و مغرورترین و نژادپرست ترین آدمهای روزگار هستند.