![]() |
|
نقد و تحلیل انیمیشن گیسو کمند-Tangled - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: افشای صنعت سرگرمی (/forum-25.html) +--- بخش: صنعت سینما و هالیوود (/forum-26.html) +--- موضوع: نقد و تحلیل انیمیشن گیسو کمند-Tangled (/thread-4784.html) |
RE: کارتون بذاریم بچه ها سرگرم شن؟!!! - fire man - ۱۶/مرداد/۹۰ ۱۲:۰۵ ماسون ها می خوان با این کارا مغز کودکان و نوجوانان ما رو واسه 2012 آماده کنن که به قول خودشون می خوان نظم نوین جهانی راه بیندازند که حتما این نقشه ی اونا مثل نقشه ی 2007 نقش بر آب میشه انشاالله RE: کارتون بذاریم بچه ها سرگرم شن؟!!! - Reza2035 - ۱۶/مرداد/۹۰ ۱۵:۵۸ امروز این انیمیشن رو تهیه کردم ...همون طور که خواهر گرامی فاطمه خانم گفتن این انیمیشن فرزندان رو در مقابل پدر و مادر قرار میده ...اما خط اصلی که در انیمیشن هست هدونیسم (اصالت لذت) که از سه ویژگی خاص تشکیل میشه : 1.مادیات و ثروت 2.س*ک*س 3.خشونت گیسو کمند به خاطر علاقه اشبه پسر دزد و پدر و مادر پولدارو ماجراجویی توی روی مادر خودش که اون خانم جادوگر باشه می ایسته !!! البته درسته که توی انیمیشن اون جادوگر مادر واقعی گیسو کمند نیست ولی خب همون طور که فاطمه خانوم اشاره کردند این انیمیشن برای کودکان واقعی ساخته شده نه برای گیسو کمند !!! پس اگه این انیمیشن رو برای خواهر و برادر کوچیک خودتون گذاشتید یا برای فرزندانتون و بعدش بچه تون توی روتون وایساد زیاد تعجب نکنید . یا علی RE: کارتون بذاریم بچه ها سرگرم شن؟!!! - rajaby - ۱۷/مرداد/۹۰ ۱۱:۲۷ خیلی ممنون از نظر تخصصی تون چون من وقت دیدن ندارم و یا حتما دخترم هم همراهیم می کنه .این حرفاتون خیلی مختصر و کافی بود .البته کلی ایراد نمادی و غیره هم داره که درجه دوم اهمیته .من یه نگاه 10 دقیقه ای به فیلم داشتم .اگه اون پسره دزد باشه که این مهم ترین ایراد تربیتیه که صهیونیزم خیلی دنبالشه یعنی " نسبی بودن اخلاق ".اون ها دارن به غیر یهود یاد میدن که اخلاق نسبیه و قبیح ترین کارها ممکنه اشکالی نداشته باشه .البته این رویه رو توی فیلم های خودمون هم میشه پیدا کرد .بازهم ممنون که یه کارشناس نقدی گذاشت . RE: کارتون بذاریم بچه ها سرگرم شن؟!!! - melanie2222 - ۱۷/مرداد/۹۰ ۱۷:۵۸ (۱۷/مرداد/۹۰ ۱۱:۲۷)rajaby نوشته است: این مهم ترین ایراد تربیتیه که صهیونیزم خیلی دنبالشه یعنی " نسبی بودن اخلاق ".اون ها دارن به غیر یهود یاد میدن که اخلاق نسبیه و قبیح ترین کارها ممکنه اشکالی نداشته باشه . دوست خوبمون به نکته ی مهمی اشاره کردن.هالیوود در سالهای اخیر داره بیش از پیش تلاش میکنه که این نسبی بودن اخلاق رو رو فیلمهاش ،مخصوصا" سریالهاش جا بندازه .اگه دیده باشید در اکثر اونها،شخصیت مورد علاقه ی مردم یه دزد ،کلاه بردار یا حتی قاتله.مثل لاست که آدم خوبش جک شپرد ب.د ولی همه از بیعرضگیش ازش بدشون میومد ،در عوض همه از سویر دزد و کلاهبردار خوششون میومد. RE: کارتون بذاریم بچه ها سرگرم شن؟!!! - Mitsonary - ۱۸/مرداد/۹۰ ۰:۰۵ (۱۶/مرداد/۹۰ ۱۵:۵۸)Reza_Jackman نوشته است: امروز این انیمیشن رو تهیه کردم ...همون طور که خواهر گرامی فاطمه خانم گفتن این انیمیشن فرزندان رو در مقابل پدر و مادر قرار میده ... جدایی کودک از مادر ارمغان دنیای امروز
زنان دارای نقش سازنده ای در عرصه های مختلف زندگی هستند و البته مسئولیت زنانی که علاوه بر وظایف خانه داری، دارای مشاغل اجتماعی نیز می باشند بیشتر است. زنان دارای نقش سازنده ای در عرصه های مختلف زندگی هستند و البته مسئولیت زنانی که علاوه بر وظایف خانه داری، دارای مشاغل اجتماعی نیز می باشند بیشتر است. علاوه بر این مهمترین وظیفه یک مادر شاغل، همسرداری و تربیت فرزندانی سالم و صالح است. کودکان سرمایه های فردای جامعه هستند و حساس ترین و آسیب پذیرترین گروه اجتماع را تشکیل می دهند از این رو حضور مادر کنار فرزند بخصوص در ماه های نخست تولد، هم از لحاظ تامین نیازهای عاطفی و جسمانی و هم ایجاد احساس اعتماد و امنیت در کودک، لازم و ضروری می باشد. بنابر آموزه های اسلامی، کودک تا ۷ سالگی را باید فارغ از هرگونه آموزش رسمی، به بازی و خلاقیت بپردازد و وظیفه پرورش خلاقیت و آموزش آرام او برعهده خانواده و بویژه مادر است. اما در جوامع امروزی به علت تغییر سبک زندگی وظیفه نگهداری و آموزش کودک عملاً به نهادهایی غیر خانواده سپرده شده است. این در حالی است که ۸۰ درصد از فرزندان مادران شاغل که به مهدکودک فرستاده می شوند، دچار کاستی های عاطفی می شوند.اگر فرزندان مادران شاغل در نزد پرستار نگهداری شوند یا به مهدهای کودک فرستاده شوند، در آینده دچار خلأ عاطفی می شوند.مادران شاغلی که دارای فرزندانی در سنین دبیرستان یا راهنمایی هستند و فرزندانشان در زمان بازگشت از مدرسه در خانه تنها هستند، علاوه بر مشکلات ایمنی و تغذیه، با مشکلات عاطفی نیز روبه رو می شوند.مشکل عاطفی کودکانی که پدر و مادرشان شاغل هستند و نزد مادربزرگ و پدر بزرگ رشد می یابند ابعاد مضاعفی دارد؛ فرزندان خانواده های شاغل بویژه آن گروه از خانواده های که هردو والدین مشغول به کار هستند علاوه بر مواجه شدن با مشکلات سلامتی، تغدیه، ایمنی، حفاظتی و خلأ عاطفی، دچار افت تحصیلی نیز می شوند.اغلب فرزندان مادران شاغل در مدرسه دچار بیش فعالی و افت تحصیلی بوده و در رفتار خود با بچه های دیگر با مشکل مواجه هستند. ● رواج پدیده مهدهای کودک یکی از پدیده های وابسته به غرب گرایی در جامعه ایرانی، رواج اخلاق فرد محوری است که باعث شده خانواده کارکردهای خودش را به نهادها و سازمان های دیگر واگذار کند.خانواده از گذشته مسئول نگهداری و اجتماعی کردن کودک بوده است ولی امروزه حضور نهادهایی مانند مهد کودک این کارکرد را از خانواده گرفته است یا به زبان بهتر خانواده برای فرار از مسئولیت، کارکردهایش را به این نهادها واگذار کرده است.بهره گیری از مهدهای کودک باتوجه به شرایط حاکم بر جامعه امروز امری ضروری است ولی نه به این شکل افراطی که در جامعه ما رواج پیدا کرده است.این واگذاری کارکردها آنقدر افراطی شده که ساعات طولانی صبح تا عصر را کودک در مهد می گذراند و ساعت های پس از آن را نیز پای تلویزیون و بازی های یارانه ای تلف می کند.شاغل بودن خانم ها در این موضوع تأثیر بسیاری دارد.رفتار زنان شاغل در مواجهه با این پدیده _مهدهای کودک_ قابل پیش بینی بود اما آنچه امروزه جامعه ما به آن مبتلا شده است، استقبال زیاد مادران خانه دار از این موضوع است.ساعت کار مهدهای کودک به گونه ای است که انگار کودک نیز شغلی دارد و موظف است به اجبار از خانواده جدا شود. در مقابل خانواده نیز به گونه ای رفتار می کند که انگار کودک باید خود را با اهداف والدین سازگار کند نه والدین با شرایط کودک. ● مزایا و زیان ها ی مهد های کودک این پدیده نیز مانند هر پدیده دیگر هم ابعاد مثبت و هم ابعاد منفی دارد.کودک با وارد شدن به یک شبکه اجتماعی جدید مهارت هایی را یاد می گیرد که در پرورش استعدادها، خلاقیت و هوش اجتماعی او مؤثر است اما این تأثیر تنها در شرایطی رخ می دهد که به خاطر زمان طولانی جدایی کودک از والدین، دچار مشکلات روحی نشود.فرستادن کودک به مهد زمانی می تواند مفید باشد که اولاً اجباری در کار نباشد و ثانیاً خانواده با دقت و استفاده از مشاوره زمان مناسب برای این کار را که معمولاً از سن ۵ سالگی به بعد است، انتخاب کند.مهدها تنها جایی برای مراقبت از کودک نباشد.ساعت کاری مهد هم برای کودک خسته کننده است و هم از تأثیر خانواده بر جامعه پذیری کودک می کاهد.همین امر زمینه ای ا ست برای کم شدن دلبستگی ها و روابط عاطفی در خانواده که بعدها جایگاه خانواده را نزد کودک نزول خواهد داد. RE: کارتون بذاریم بچه ها سرگرم شن؟!!! - meisam64 - ۲۹/مرداد/۹۰ ۱۴:۰۰ سلام . الان حتما مدیر واسم پیام میذاره میگه تو هم یه تازه واردی چرا این همه حرف زدی؟؟؟؟؟؟ ![]() تو وبلاگم بیشتر نوشتم و بزودی کاملتر میشه ولی یه کارتون امروز بهتون معرفی میکنم که توسط هنر هشتم دوبله و پخش شده و کل نمادهای فراماسونری داخلش هست . خودتون قضاوت کنید . دیگه نشانه های شیطان پرستی و حرف هایی که شخصیت ها میزنن از این واضح تر نمیشه چشم شیطان یا چشم لوسیفر یا چشم جهان بین ![]() نماد قدرت ، حکومت و سلطه است . در مصر باستان به چشم خورشید معروف بوده است . مهمترین نماد فراماسونری است که در پشت دلار و در وسط یک هرم قرار می گیرد . چشم لوسیفر بر همه جهان نظارت داشته و هنگامی که نظم نوین جهانی به ثمر برسد (تخرییب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلیمان و حکومت علنی ماسونی – یهودی برجهان) قسمت فوقانی هرم به بدنه آن خواهد چسبید. این نماد توسط ماکسیمیلیان پگاسوس استفاده می شود که بوسیله آن هیولا ها را کنترل یا کارت های بازی را می خواند و روح پدربزرگ یوگی را تسخیر می کند . در وسط پیشانی یوگی نیز وجود دارد و همچنین در ساختمان اسباب بازی فروشی پدربزرگش و ... ![]() در واقع چشم شیطان همان نماد دجال است . نقد و بررسی انیمیشن گیسو کمند-Tangled - bagheri4 - ۱/آذر/۹۰ ۱۵:۱۱ روايت هاليوودي يک افسانه آريايي انيميشن گیسو کمند با روايتي از يک دزد خوش طينت به نام فلين رايدر (به عنوان يکي از دو قهرمان اصلي فيلم) آغاز مي شود. او که به دليل دزديدن تاج سلطنتي از کاخ پادشاه به همراه همدستان خود تحت تعقيب است تا حدي شخصيت رابين هود را تداعي مي کند و علي رغم دزد بودن داراي شخصيتي جذاب و قهرمان مابانه است. فلين به عنوان راوي فيلم، حکايت را از سال ها قبل آغاز مي کند. زماني که راپونزل هنوز به دنيا نيامده و مادر او- ملکه آن سرزمين- که بر سر او باردار است در بستر مرگ به سر مي برد. اما سال ها قبل در نقطه اي ديگر از اين سرزمين، بارقه اي از نور خورشيد بر زمين چکيده و گلي به جاي آن روييده است که نيروي ماورايي آن دواي درد ملکه است. اين گل ساليان سال توسط زني شيطان صفت به نام گاتل حفظ شده و اين زن سال ها با خواندن يک آواز مخصوص براي گل توانسته جوان بماند. مامورين پادشاه گل را پيدا مي کنند. ملکه از عصاره آن مي نوشد و بيماريش رفع مي شود و دختري به دنيا مي آورد به نام راپونزل که اثر جادويي اين گل در موهاي طلايي اين دختر باقي مانده است. گاتل شيطان صفت راپونزل را مي دزدد تا به واسطه موهاي او همچنان بتواند جوان بماند. داستاني که فلين روايت مي کند به زمان حال برمي گردد. زمانيکه راپونزل 18 ساله با مادر دروغين خود گاتل در قصري دور از شهر زندگي مي کنند. راپونزل که از گذشته خود بي اطلاع است گمان مي کند گاتل مادر حقيقي اوست، اما در تمام اين 18 سال مادر به ظاهر مهربان او اجازه خروج از قصر را به راپونزل نداده است. او همواره بهانه مي آورد که بيرون از قصر هر کسي ممکن است به راپونزل آسيب برساند. راپونزل که به خاطر نيروي جادويي موهايش تا کنون آنها را کوتاه نکرده است بي خبر از همه چيز هميشه براي مادرش آوازي مي خواند درنتيجه باعث جوان ماندن او مي شود. او هر روز از بالاي برج موهاي بلند و طلايي خود را به پايين مي اندازد تا مادرش از قصر خارج يا به آن وارد شود.
عطف داستان از زماني رخ مي دهد که او همانند هر سال منتظر است تا در شب تولد خو د هزاران چراغ روشني را که از دوردست به آسمان فرستاده شده اند از نزديک ببيند اما مادر که مي داند اين نورها فانوس هاي کاغذي اي هستند که هر سال توسط پادشاه و ملکه به خاطر راپونزل به آسمان فرستاده مي شوند مانند هميشه مانع خروج او از قصر مي شوند. در همين احوالات، گذر فلين رايدر حين فرار از دست مامورين شاه به قصر مي افتد و وارد آن مي شود. راپونزل که نخستين بار است انساني به جز مادرش مي بيند به همراه او در غياب مادر از قصر خارج مي شود و اين خروج منجر به کشف راز زندگي اش و برملا شدن چهره حقيقي مادر گاتل مي شود. در اين همراهي، او و فلين به يکديگر علاقه مند مي شوند و داستان با پيوستن راپونزل به پدر و مادر حقيقي اش- پادشاه و ملکه آن سرزمين- و ازدواج راپونزل و فلين پايان مي يابد. وجود کاراکتر اسب سفيد گروه جست وجوي فلين رايدر نيز در خور توجه است. اين اسب که نامش ماکسيموس است ضمن شخصيت کاريکاتوري و طنز گونه اي که دارد اسبي شريف است که وجوهي فراتر از يک اسب عادي در سپاه پادشاه دارد. او که ابتدا در تعقيب فلين بوده است از ميانه راه به شخصيتي همراه و دوست فلين تبديل مي شود و سعي مي کند او را از دردسر نجات دهد.
سيناپس انيميشن سينمايي گیسو کمند که در بالا به آن اشاره شد شمه اي از فيلمنامه اين اثر سينمايي است که در مجموعه اي از ژانرهاي کمدي- رمانتيک- فانتزي و موزيکال، براي مخاطب خانواده نوشته و ساخته شده است.
فيلمنامه اين اثر توسط دن فاگلمن بر اساس داستاني کلاسيک از دو تن از نويسندگان مشهورآلماني، ويلهلم گريم و جيکوب گريم که به برادران گريم شهرت دارند نوشته شده است. برادران گريم که به نوشتن داستان هاي سفيد برفي و هفت کوتوله، سيندرلا و شنل قرمزي، هانسل و گرتل و... شهرت داشتند داستان راپونزل را در اوايل قرن 19 ميلادي بر اساس افسانه هاي کهن کشور آلمان نوشتند. بنابراين راپونزل داستاني نبود که خالق اصلي آن برادران گريم باشد بلکه افسانه اي بود که قرن ها در ميان آريايي تبارهاي اروپا و در راس آن آلمان وجود داشته است و برادران گريم آن را به رشته تحرير درآوردند. افسانه مشترکي که ميان آريايي هاي ساکن ايران باستان نيز نقل مي شده و حکيم ابوالقاسم فردوسي در قرن چهارم هجري يعني نهصد سال پيش از برادران گريم در آلمان آن را در اثر جاودانه خود شاهنامه فردوسي تحت عنوان حماسه رودابه و زال به شعر در آورده است. اکنون خاطره مشترک آريايي ها در دو سوي دنيا دو وجه مشابه و در عين حال متفاوت دارد. رودابه در افسانه کهن ايرانيان و راپونزل در افسانه کهن آلمان ها. رودابه ایرانی
در شاهنامه، فردوسي نقل مي کند که رودابه با پدر و مادر خود در قصري زندگي مي کرده است. پدر او مهراب کابلي حاکم کابل بوده و مادرش سيندخت نام داشته است. به دليل اينکه مهراب کابلي از باقيماندگان نسل ضحاک ماردوش در آن ايام بوده است، پدر و مادر رودابه اجازه خروج از قصر را به او نمي دهند تا مبادا اکنون که نوادگان فريدون بر تخت قدرت نشسته اند به هر شکل ممکن به دختر زيبارويشان آسيبي رسانده شود. در اين ميان گذر زال پسر سام که خود شهزاده اي از نوادگان فريدون است به قصر مي افتد. رودابه که موهاي بسيار بلندي دارد موهاي خود را از بالاي قصر به پايين مي اندازد و زال به مدد موهاي مشکي و بلند رودابه به بالاي قصر مي رسد.(اين اتفاق عينا در يکي از بخش هاي انيميشن گیسو کمند بين راپونزل و فلين ديده مي شود.)
در شاهنامه اين لحظه از زبان فردوسي چنين نقل شده است; لحظه اي که رودابه زال را خطاب قرار مي دهد:
بگير اين سر گيسو از يک سويم
ز بهر تو بايد همي گيسويم
بدان پرورانيدم اين تار را
که تا دستگيري کند يار را
رودابه و زال با ديدن يکديگر عاشق و شيفته هم مي شوند اما مصائب زيادي بر سر راه ازدواج آن دو که از نسل دو پادشاه نيک صفت و بد طينت اند قرار دارد. سرانجام همگان به ازدواج رودابه و زال رضايت مي دهند. پس از ازدواج، رودابه بر رستم باردارمي شود اما مصائب زيادي در اين حالت مي کشد و نمي تواند او را به روال طبيعي به دنيا آورد. زال که نزد سيمرغ بزرگ شده پر او را نزد خود دارد تا هربار که به مشکلي برخورد و نتوانست آن را رفع نمايد پرسيمرغ را آتش زند تا به چشم بر هم زدني سيمرغ خود را به او برساند. زال که نگران همسر باردارش است درمانده پر را آتش مي زند. سيمرغ سر مي رسد و با راهنمايي هاي او پزشک مي تواند رستم را از پهلوي رودابه به دنيا آورد. سيمرغ پر خود را بر جاي زخم رودابه مي مالد و زخم شفا مي يابد... رستم بزرگ مي شود و در دليري و نيروي اسطوره اي نظير ندارد. از ميان همه اسب هاي ايران زمين، رخش را برمي گزيند و رخش که داراي نيرويي فرا عادي است در سخت ترين نبردها به او ياري مي رساند.
اينکه شخصيت هاي رودابه، زال، رستم، رخش و المان هايي چون پر سيمرغ که داراي قدرت جادويي هستند چقدر با شخصيت هاي راپونزل، فلين رايدر، اسب سپاه پادشاه (ماکسيموس) و گل خارق العاده اي که معجزه وار مشکلات را حل مي کند در ارتباط است، امري است که مخاطبين ايراني اين انيميشن با خواندن شاهنامه و مقايسه تطبيقي آن با اين اثر هاليوودي بايد بدان دست يابند.
لازم به ذکر است همانطور که افسانه هاي نوشته شده توسط برادران گريم در قرن نوزده ميلادي آلمان، اصالتا ساخته و پرداخته ذهن اين دو نويسنده نبوده است، بن مايه هاي داستان هاي شاهنامه نيز ساخته فردوسي نيست و اين داستان ها از ديرباز در ميان ايرانيان رواج داشته اند. برخي از آنها سرگذشت واقعي پادشاهان گذشته و برخي ديگر افسانه هاي کهني بوده اند که از ديرباز بين بين توده مردم نقل مي شده است.
به عنوان مثال بيش از شاهنامه در کتب پهلوي مانند بندهشن، اياتکار زريران (که مشابهت هاي بسياري با گشتاسب نامه دقيقي دارد) تلميحات و اشارات بسياري به قهرمانان و پهلوانان شاهنامه وجود دارد. همچنين در اوستا اشارات فراواني به بسياري از شخصيت هاي شاهنامه (پيشداديان و کيانيان) شده است. اظهار نظر يک کارشناس ادبيات فارسي
در باب راپونزل و رودابه [/b] علي جباري ميهماني، کارشناس ادبيات فارسي درباره بازآفريني افسانه هاي کهن در هاليوود مي گويد: " استفاده خلاق از دنياي اساطير و قصه هاي باستاني در عرصه هاي سينما و انيميشن هنر بزرگي است که کمپاني هاي انيميشن هاليوود بسيار به آن مجهزند و بهره هاي فراواني از آن مي برند. قصه هاي باستاني اقوام کهن در دست اين کمپاني ها همچون نفت خام مي ماند که اين نفت را در پالايشگاه هاي ذهن و ضمير هاليوودي تصفيه مي کنند و هزار قصه رنگارنگ ديگر از آن قصه اصلي مشتق کرده، به سرتاسر جهان مصرف گراي پيرامون خود عرضه مي کنند و ذهن مخاطبان را از اين طريق تسخير مي کنند.قصه هاي آريايي هميشه يکي از خالص ترين نفت هاي خام پالايشگاه هاي هاليوود بوده و سود سرشاري را وارد دنياي هاليوود ساخته است. يکي از اين قصه ها، قصه رودابه و زال است که اين خاطره مشترک آريايي به تازگي به انيميشني جذاب و پرکشش در هاليوود بدل شده که يکي از پرفروشترين کارتون هاي زمان حاضر است.
وي در مورد اشتراکات داستان راپونزل و رودابه ادامه مي دهد: "پيرنگ اصلي داستان راپونزل در ادبيات آلمان، قصه دختري شاهزاده با گيسواني بسيار بلند است که در برجي در حصار قرار گرفته است. پهلواني عيار او را مي يابد; به واسطه گيسوان کمندگون وي به درون حصار مرتفع راه مي يابد و مايه آزادي دختر را فراهم مي کند و به وصال يکديگر مي رسند. اين خط داستاني، پيرنگ مشترک قصه زال و رودابه در شاهنامه فردوسي و راپونزل در ادبيات ژرمن هاست که اشتراکات آن گواه بر خاطره مشترک قوم آريايي در زماني است که از يکديگر اشتقاق نيافته بودند و در جنوب سيبري مي کردند. پس از آغاز سرما و يخبندان در آن نواحي بخشي از آريايي ها به هند و بخشي به اروپا مهاجرت مي کنند که از اين ميان عده اي از سرزمين هند به ايران آمده و در اين منطقه ساکن مي شوند. به اين ترتيب امروز پس از مشتق شدن آريايي ها به ملت هاي مختلف، هر يک از اين ملل با توجه به هنر خود از اين خاطرات مشترک استفاده خلاق مي کنند.
اين کارشناس ادبيات درباره استفاده از اسطوره هاي تاريخي- ادبي در سينماي ايران ادامه مي دهد: "متاسفانه جامعه ايراني که ميراث دار قسمت اعظم داستان هاي قوم آريا است در به روزسازي ميراث کهن خويش اقدامي اساسي نمي کند و دست روي دست گذاشته تا هاليوود اين ميراث را بازسازي کند و براي کودکان ما قصه بگويد."
RE: تجلی داستان رودابه وزال ایرانی در انیمیشن گیسو کمند والت دیسنی - InsomniAc - ۲۷/آذر/۹۰ ۰:۲۷ این انمیشن از نطر فنی واقعا عالیه....واقعا.....زیباست.... RE: نقد و تحلیل انیمیشن گیسو کمند-Tangled - سیاوش - ۴/تیر/۹۱ ۱۶:۳۷ لعنت بر هرچی کفار و ضد اسلام RE: نقد و تحلیل انیمیشن گیسو کمند-Tangled - رمز شب - ۴/تیر/۹۱ ۲۰:۳۸ نقل قول:خوش ساخت نیست! پوریای ولی هم چند بار دیدم تخیلی بود!پوریای ولی رو موفق به دیدن نشدم ولی در مورد شکرستان باید بگم:اگه منظورتان از خوش ساخت بودن طراحی کاراکتر و طراحی فضا هستش و فرم کار باید بگم که اصلا مشکلی نداره بلکه کاملا خلاقانه است و بهترین تصویر سازهای ما و انیماتور هامون دارن درش کار میکنن مثله محمدرضا دوست محمدی که با طراحی روی جلد مجله همشهری جوان خودش رو ثابت کرد و یا راشین خیریه که جوایزی که از بینال ها و جشنواره های داخلی و خارجی گرفته گویای تبحرشه اصلا فرم سبک والت دیسنی با شکرستان از زمین تا آسمون فرق داره...والت دیسنی رئال کار میکنه اما شکرستان کاملا انتزاعی فانتزی کار میکنه...که خیلیم با سبک و سیاق ایران همخوون هستش شاید به ذائقه شما نخوره ولی از نظر فنی و ساخت کاملا موفق بوده |