![]() |
|
درد دلی با کربلا - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: مهدویت (/forum-18.html) +--- بخش: قرارگاه منتظران (/forum-69.html) +---- بخش: مناسبت ها و دعوت ها (/forum-38.html) +---- موضوع: درد دلی با کربلا (/thread-3750.html) صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 |
RE: درد دلی با کربلا - میلاد.م - ۱۱/آبان/۹۱ ۲۱:۱۷ بسم الله . . مِیخانه دگر جای منِ بی سرُ و پا نیست روزیِ منِ خســـته چرا کربُـــــــبلا نیست . . التماس دعا
RE: درد دلی با کربلا - میلاد.م - ۱۴/آبان/۹۱ ۲۰:۱۱ بسم الله . . حَـــــــیَّ عَــــــلی العَــــــزا حَـــــــیَّ عَـــــــلی البُـکـــــاء فی ماتَمِ الحُسَین (ع ) مَــــظـلـــوم کَــــــربــــــــلا . ![]() .
RE: درد دلی با کربلا - فدک زهرا - ۱۴/آبان/۹۱ ۲۱:۵۲ بسم ا... بگذار که این باغ درش گم شده باشد گل های ترش برگ و برش گم شده باشد جز چشم به راهی به چه دل خوش کند این باغ گر قاصدک نامه برش گم شده باشد باغ شب من کاش درش بسته بماند ای کاش کلید سحرش گم شده باشد بی اختر و ماه است دلم مثل کسی که صندوقچه ی سیم و زرش گم شده باشد شب تیره و تار است و بلا دیده و خاموش انگار که قرص قمرش گم شده باشد چاهی است همه ناله و دشتی است همه گرگ خواب پدری که پسرش گم شده باشد آن روز تو را یافتم افتاده و تنها در هیبت نخلی که سرش گم شده باشد پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر چون شیشه ی عطری که درش گم شده باشد.... . . . . . . ما راست سری خم شده سوی نیزه افتاده به خاک پیش روی نیزه باید که سری میان سرها باشی هر سر که نمی رود به روی نیزه . . . . . ما را چه شده؟ چرا همه خاموشیم؟ با آل یزید دست در آغوشیم حالا که نمی رویم همراه حسین شمشیر به دشمنان او نفروشیم! RE: درد دلی با کربلا - mohammad reza - ۱۴/آبان/۹۱ ۲۲:۰۱ بسم الله الرحمن الرحیم سلام ای شهید کربلا ای دستگیر
بین فتادم یاحسین دستم بگیر آمدم با صد امید و آرزو کن دمی تو با گدایت گفتگو حاج عیسی دین محمدی صلوات یا الله RE: درد دلی با کربلا - meshkat - ۱۴/آبان/۹۱ ۲۲:۰۵ كاش ميشد دل ديوانه كمي پر بزند به در ِكاخ حسين ابن علي در بزند دست بر سينه گذاريد مرا داخل گور نكند شـــــــاه بيايد به گدا سر بزند
RE: درد دلی با کربلا - nafas - ۱۴/آبان/۹۱ ۲۲:۰۸ می خواستم برایت شعری بنویسم.. گریه امانم نداد.. RE: درد دلی با کربلا - جویای حقیقت - ۱۵/آبان/۹۱ ۰:۴۱ بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان :این شعر رو یه جایی شنیدم که خیلی صفا کردم : جز بر در این خانه گرفتار نیاید در پناه اللهدل پس چه کند گر پی دلدار نیاید در صحن و سرایش همه جا دیده گشودم جایی ننوشته است ، گنه کار نیاید یا مهدی مدد RE: درد دلی با کربلا - paradise - ۱۵/آبان/۹۱ ۱:۳۳ ![]() سلام دوستان عزیزم اینو گوش کنید: http://s3.picofile.com/file/7546796341/Golchin_HazratOmolbanin.wma.html قشنگه .. نه ؟؟ ![]() RE: درد دلی با کربلا - yamin - ۱۵/آبان/۹۱ ۲۱:۱۸ بسم الله.. غدير كربلاي عوام بود و كربلا غدير خواص ... در غدير ، با آنكه بيعت گرفته شد ، جفا شد... ولي در كربلا ، با اينكه بيعت برداشته شد ، وفا شد .. RE: درد دلی با کربلا - saloomeh - ۱۶/آبان/۹۱ ۱۲:۰۶ عاقل به جنون گله کند با تردید این دل همه دم به طعنه ها میخندید تا عمر بود سینه زنت می مانیم تا کور شود هر آنکه نتواند دید ![]() |