![]() |
|
چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: مهدویت (/forum-18.html) +--- بخش: قرارگاه منتظران (/forum-69.html) +---- بخش: برنامه های قرآنی و دعا (/forum-79.html) +---- موضوع: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر (/thread-37163.html) |
پاسخ به: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - نرگس مهدوی - ۱/دی/۹۳ ۱۳:۴۲ سلام من از دیشب تا حالا به عنوان تنها کسی که چوب لای چرخ چله ی انبیاء گذاشتم یه حسی تو مایه های عذاب وجدان گرفتم. میشه چلتون رو شروع کنین من عذاب وجدانم برطرف شه ![]()
پاسخ به: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - mahpare - ۱/دی/۹۳ ۱۵:۱۳ (۱/دی/۹۳ ۱۳:۴۲)نرگس مهدوی نوشته است: سلام سلام خانومی. عذاب وجدان لازم نیست. گفتم که شما نورچشمیای چله هایید... باید همتون راضی باشید ![]() قرارشده هرکس نوع سوره و روز شروعش رو یا به من پیام خصوصی بده یا تو تاپیک اعلام کنه که ان شالله شروع کنیم. یه اتفاق کوچولو افتاده اونم اینکه یه سری از بچه ها دارن چله الرحمن رو تموم میکنن و تو چله حشر هم شرکت نکردن و دستشون خالیه ماهام که دوتا چله داریم برگزار میکنیم اضافه شدن سوره انبیا یا طه یخورده برامون سخته ![]() ولی باز نظر نهایی رو بچه ها بگن. نظرمن: اگه آقای ثارالله رضایت بدن و یه سوره کوتاه رو شروع کنیم عالی میشه ![]() اینجوری هیچ کس چیزی رو از دست نمیده. درمورد شروعش هم میذاریم بعد از چله سوره الرحمن. ![]() نه سیخ مسیوزه نه کباب. چلچله هم نمیشیم.
پاسخ به: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - رکن الهدی - ۱/دی/۹۳ ۱۵:۳۱ عاقا منم که همینو گفتم دعوام کردین ![]() من سوره واقعه-نباء-فعلا پیش نهاد میدم سوره طه وانبیا هر دو 10صفحه هستن سوره نور ومومنون هم حدود8صفحه اگه کلا تو روز یه بار بخوام قران بخونیم زیاده اما اگه تقسیم کنیم بعده هر نماز خب خیلی کمتر می شه بازم پیشنهاده منه منتظر نظران بچه های چله هستیم
پاسخ به: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - Bidel.s - ۱/دی/۹۳ ۱۸:۴۶ هر سوره ای بگذارید من هستم فقط سوره اش دیگه اینقدری سخت و بلند نباشه که برای بی بصیرت هایی مثل بیدل ازش خسته بشن البته من یه چله یاسین در شب چله نذر کردم که هر وقت نذرم ادا شد اون چله رو شروع می کنم. واسه همین ممکنه چله ی جدید رو قطعش کنم و تا آخر نباشم. نمی دونم... شاید اون نذرم تا آخر چله ی بعدی و چله های بعدی هم اجابت نشه من همراه چلچله باشم بگذریم لعنتی! این چله تاثیر بدی (شاید خوب) روی من گذاشت. انگار چشمام باز شده. خیلی عذاب آوره بیدل بودن رو با گوشت و پوستم دارم حس می کنم وضعیت روحیم رو بدجوری خراب کرده تازه دارم می فهمم آقای Mohammad Trust چی می گفته... بگذریم ایام سوگ تسلیت به امید آنکه اشک های سرخمان مسبب جوانه های سبز شوند پاسخ به: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - نرگس مهدوی - ۱/دی/۹۳ ۱۹:۳۰ (۱/دی/۹۳ ۱۵:۱۳)mahpare نوشته است: سلام خانومی. عذاب وجدان لازم نیست. گفتم که شما نورچشمیای چله هایید... باید همتون راضی باشید شما لطف دارید ![]() نمیخواستم به عنوان تنها مخالف موجود دوباره نظر بدم ولی برای آخرین بار یه تیر تو تاریکی بندازم شاید که از چلچله شدنم جلوگیری بشه ![]() نمیشه دوستانی که تو چله ی حشر شرکت نکردن از همین فردا که شهادت امام رضا(علیه السلام) یا اولین روز ماه ربیع الاول که خانم رکن الهدی عزیز پیشنهاد دادن به ما بپیوندن که بعدا اگه دوباره خواستیم چله ی جدید بگیریم یکی دوتا چله نداشته باشه یکنفر هم یکی![]() سوره ی حشر هم روونه هم دلنشین. اگه بقیه هم به همین چله بپیوندن همه با هم هماهنگ میشیم.(منم با خودخواهی تمام به خواستم میرسم )(۱/دی/۹۳ ۱۵:۳۱)رکن الهدی نوشته است: عاقا منم که همینو گفتم دعوام کردین تنها کسی که اینجا نظر مخالف داد من بودم . کی دعوا کردم ![]() ![]() اگ ناراحت شدین ببخشین
پاسخ به: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - رکن الهدی - ۱/دی/۹۳ ۲۰:۴۷ نه بابا شوخی کردم نرگس جون بلاخره که ما یکشنبه یه چله مون تموم می شه وهمه نهایتا یه چله ای میشن ![]() فک کنم درسا زیادن وقت نمی کنی ![]() آقای بیدل مثه اینکه اساسی گرفتار شدینا ![]() به سلامتی براتون دعا می کنیم ان شالله هر جور که عاقبتتون به خیر می شه واستون رقم بخوره به قول حاج آقا پناهیان تو امتحان نعمت گرفتار شید وان شالله شکر نعمت هم بجا بیارید ا
پاسخ به: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - میم.حسین.الف - ۱/دی/۹۳ ۲۲:۱۶ انشاءالله که دوستان همیشه پیگیر قرآنی خوانی باشند رحمت و معرفتی که در این راه کسب می شود فوق العاده وغیر قابل توصیف است . به هر بهانه ای که بود استقبال کنید ازدواج ، کار و شغل و شفا و سلامتی ، تقرب الهی ، حب و انس با ائمه و... اصلا نه در این کار نیاورید یک برنامه کامل داشته باشید و یک تعریفی داشته باشید اینکه بحث راجب سوره و نیت و اهدا آن به صورت دموکراسی وار می شود خوب است ولی اگر نظامی تعریف شده داشته باشید بهتر می شود و وجه و وقار کار بالاتر می رود خودمونی تر عرض کنم با کلاس تر است خوب است مراسم مدهبی امان با شکوه و شیک برگزار کنیم صرف مادی که نمی خواهد .ضمن اینکه ممکن است شیطان بر بنده چیره شود و نگذارد در این مراسم نیکو شرکت کنم و بهانه به دستم دهد که آی چون سوره ای که من گفتم ، چون نیتی که من گفتم قبول نشد با همتون قهرم اصلا چله نشینی هم نمی کنم تازه حرفای تنش زا هم می زنم البته بلانسبت بزرگواران انشاءالله که به لطف همین چله ها پوزه شیطان لعین را خاک مال کنیم ولی این هم احتمال است دیگر در آخر حین تلاوت قرآن کریم در چله ها بنده را از دعا خیراتان بی بهره نگذارید به معنای حقیقی التماس دعا دارم . پاسخ به: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - mahpare - ۱/دی/۹۳ ۲۲:۲۳ بچه ها کسی روضه امام رضا بلده؟ اگه بلدید لطفا تو این تاپیک بذارید.... ![]() من مریضم از گنه خوبان جوابم کرده اند لطف تو مارا به این دارالشفا می آورد.... چله بعدی ان شاالله چله سوره یس هست پس از اتمام چله الرحمن ان شاالله شروع میشه ![]() ضامن چله مون هم امام رضا(علیه السلام) دیگه چی از این بهتر؟! پاسخ به: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - نرگس مهدوی - ۱/دی/۹۳ ۲۳:۴۹ (۱/دی/۹۳ ۲۰:۴۷)رکن الهدی نوشته است: نه بابا شوخی کردم درسا که بله طبق معمول ![]() ولی تنها دلیل نیست. در برابر سوره ی یاسین دیگه نمیتونم چیزی بگم ![]() انشاءالله اگه سعادت داشتم و برام مقدور بود شرکت میکنم. پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرماید: هر کس بتواند چهل روز کار های خود را خالصانه برای خدا انجام دهد، چشمه های حکمت و معرفت از دل و زبانش جاری خواهد شد. یه سری اذکار هستن که شاید در طول چله هامون بتونن بهمون کمک کنن تا به خدا نزدیکتر بشیم. دوتاشون که امروز چشمم افتاد بهشون رو اینجا مینویسم. دوستان هم اگر براشون مقدور بود معرفی کنن. دعا به جهت پیدا کردن صفای قلب چهل و یکبار خواندن « یا حی و یا قیوم یا من لا اله الا انت» اگر میخواهید نفس مطیع شما گردد امام رضا (علیه السلام) فرموده اند که هر کس که موقع خواب دست بر سینه بگذارد و صد مرتبه یا ممیت را تکرار کند تا خوابش ببرد حق تعالی نفس او را مطیع گرداند. در پناه خدا التماس دعا
پاسخ به: چله ی پنجم ، چله ی سوره ی حشر - حضرت عشق - ۲/دی/۹۳ ۲:۵۵ سلام! بالآخره پای مارو به این تاپیک هم وا کردید! ----------------------------------------------- یادش بخیر تاپیک قبلی بود، دقیق نمی دانم، شاید شب عاشورا بود! قلبمان درد داشت و کمی از روضه های ارباب خواندیم و نوشتیم و گریستیم! -------------------------------------------------------------------------------------------------- شصت روز شده ارباب که سیاهی عزایت را به تن دارم! دلم تنگ می شود برای پیراهن سیاهی که به دستان مادرم به تن کرده ام! آآآآآآآآآآآآآه ه ه ه ه! محرم وصفر تمام شد! شصت شب گریه برایت چه کیفی داشت ارباب!! و چه زیبا این نوکری شصت شبه به اتمام می رسد! و چه خوب آقایی دارد سفره را جمع می کند! بساط روضه با روضه ی آقای رئوف تمام می شود! نمی دانم از کجا بگویم!؟ از دلتنگی حرم؟ یا از روضه های غریبی حضرت سلطان؟ -------------------------------------------------------------------- آقا این بند از روضه ات را هر سال می شنوم و هر سال بیشتر تنم را می لرزاند: آقا صدا زد: اباصلت! وقتی از قصر مأمون می ایم اگر عبا به سر داشتم کاری به من نداشته باش! او دید: آقا عبا به سر کشیده، و درست نمی تواند راه برود، به چپ و راست تمایل پیدا می کند، قدم هایش سست شده اند،دائم روی زمین می نشست و پا میشد و زمین می خورد، فرش یا حصیر را کنار می زند و به روی خاک اتاق مثل مار به خود می پیچید!و روی خاک می غلطید! |