![]() |
|
رهنمودهای مربوط به مقام معظم رهبری را این جا دنبال کنید. - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اخبار و سایر موضوعات (/forum-46.html) +--- بخش: اخبار جهان اسلام (/forum-16.html) +--- موضوع: رهنمودهای مربوط به مقام معظم رهبری را این جا دنبال کنید. (/thread-964.html) |
RE: متن کامل بیانات امام خامنه ای در اجلاس بیداری اسلامی - أین المنتظر - ۲۷/شهریور/۹۰ ۰:۳۹ فیلم کامل بیانات رهبری در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی:
کیفیت متوسط و فرمت Wmv و با حجم 114.9 MB
کیفیت پايين و فرمت Flv و با حجم 35.4 MB کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 292.2 MB فلسطينِ از نهر تا بحر است؛ نه حتي يك وجب كمتر - محمود - ۹/مهر/۹۰ ۱۴:۴۹ فلسطينِ از نهر تا بحر است؛ نه حتي يك وجب كمتر/ ملتهاي مسلمان خط قرمز اوباما در امنيت اسرائيل را خواهند شكست ولی امر مسلمین، حضرت آیت الله خامنه ای صبح امروز (شنبه) در پنجمین اجلاس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین و در جمع سفرا، روسای مجالس کشورهای مسلمان، فرهیختگان و علمای کشورهای مختلف جهان و شخصیت های بر جسته کشورهای اسلامی، بیانات مهمی در ارتباط با اوضاع منطقه، شرایط کشور فلسطین و توطئه های غرب و صهیونیسم علیه ملتهای منطقه ایراد کردند.
![]() متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليكم و رحمة الله الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيدنا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين و علي من تبعهم باحسانٍ الي يوم الدين. قال الله الحكيم: أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ﴿٣٩﴾ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿٤٠﴾ به ميهمانان عزيز و همهي حضار گرامي خوشامد ميگويم. در ميان همهي موضوعاتي كه شايسته است نخبگان ديني و سياسي از سراسر جهان اسلام به آن بپردازند، مسألهي فلسطين داراي برجستگي ويژهئي است. فلسطين مسألهي اول در ميان همهي موضوعات مشترك كشورهاي اسلامي است. مشخصات منحصر به فردي در اين مسأله وجود دارد: اول: اينكه يك كشور مسلمان از ملت آن، غصب و به بيگانگاني كه از كشورهاي گوناگون گردآوري شده و جامعهاي جعلي و موزائيكي تشكيل دادهاند، سپرده شده است. دوم: آنكه اين حادثهي بيسابقه در تاريخ، با كشتار و جنايت و ظلم و اهانت مستمر انجام گرفته است. سوم: آنكه قبلهي اول مسلمانان و بسياري از مراكز محترم ديني كه در اين كشور قرار دارد، به تخريب و توهين و زوال تهديد شده است. چهارم: آنكه اين دولت و جامعهي جعلي در حساسترين نقطهي جهان اسلام، از آغاز تا كنون، نقش يك پايگاه نظامي و امنيتي و سياسي را براي دولتهاي استكباري بازي كرده و محور غرب استعماري كه به علل گوناگون، دشمن اتحاد و اعتلا و پيشرفت كشورهاي اسلامي است، از آن همواره چون خنجري در پهلوي امت اسلامي استفاده كرده است. پنجم: آنكه صهيونيزم كه خطر اخلاقي و سياسي و اقتصادي بزرگي براي جامعهي بشري است، اين جاي پا را وسيلهئي و نقطهي اتكايي براي گسترش نفوذ و سلطهي خود در جهان قرار داده است. نكات ديگري را هم ميتوان بر اينها افزود: هزينهي مالي و انساني سنگيني كه كشورهاي اسلامي تا كنون پرداختهاند؛ اشتغال ذهني دولتها و ملتهاي مسلمان؛ رنج ميليونها آوارهي فلسطيني كه بسياري از آنان پس از ٦ دهه هنوز در اردوگاهها زندگي ميكنند؛ انقطاع تاريخ يك كانون مهم تمدني در جهان اسلام و و و... امروزه بر اين دلائل، يك نكتهي كليدي و اساسي ديگر افزوده شده است و آن نهضت بيداري اسلامي است كه سراسر منطقه را فرا گرفته و فصل تازه و تعيين كنندهئي در سرگذشت امت اسلامي گشوده است. اين حركت عظيم كه بيگمان ميتواند به ايجاد يك مجموعهي مقتدر و پيشرفته و منسجم اسلامي در اين نقطهي حساس جهان منتهي شود و بحول و قوهي الهي و با عزم راسخ پيشروان اين نهضت، نقطهي پايان بر دوران عقب ماندگي و ضعف و حقارت ملتهاي مسلمان بگذارد، بخش مهمي از نيرو و حماسهي خود را از قضيهي فلسطين گرفته است. ظلم و زورگويي روز افزون رژيم صهيونيستي و همراهي برخي حكّام مستبد و فاسد و مزدور آمريكا با آن از يك سو، و سر بر آوردن مقاومت جانانهي فلسطيني و لبناني و پيروزيهاي معجزه آساي جوانان مؤمن در جنگهاي ٣٣ روزهي لبنان و ٢٢ روزهي غزه از سوي ديگر، از جملهي عوامل مهمّي بودند كه اقيانوس بظاهر آرام ملتهاي مصر و تونس و ليبي و ديگر كشورهاي منطقه را به تلاطم درآوردند. اين يك واقعيت است كه رژيم سراپا مسلّح صهيونيست و مدعي شكست ناپذيري، در لبنان در جنگي نابرابر، از مشت گره شدهي مجاهدان مؤمن و دلاور، شكست سخت و ذلتباري خورد، و پس از آن در برابر مقاومت مظلومانه و پولادين غزه، بار ديگر شمشير كُند خود را آزمود و ناكام ماند. اينها بايد در تحليل اوضاع كنوني منطقه مورد ملاحظهي جدّي قرار گيرد و درستي هر تصميمي كه گرفته ميشود با آن سنجيده شود. پس اين، قضاوت دقيقي است كه مسألهي فلسطين، امروز اهميت و فوريت مضاعف يافته است و ملت فلسطين حق دارد كه در اوضاع كنوني منطقه، انتظار بيشتري از كشورهاي مسلمان داشته باشد. نگاهي به گذشته و حال بيندازيم و براي آينده، نقشهي راهي ترسيم كنيم. من رؤس مطالبي را در ميان ميگذارم. بيش از ٦ دهه از فاجعهي غصب فلسطين ميگذرد. عوامل اصلي اين فاجعهي خونين، همه شناخته شدهاند و دولت استعمارگر انگليس در رأس آنها است كه سياست و سلاح و نيروي نظامي و امنيتي و اقتصادي و فرهنگي آن و سپس ديگر دولتهاي مستكبر غربي و شرقي در خدمت اين ظلم بزرگ به كار افتاد. ملت بي پناه فلسطين در زير چنگال بيرحم اشغالگران، قتل عام و از خانه و كاشانهي خود رانده شد. تا امروز هنوز يك صدم فاجعهي انساني و مدنيئي كه به دست مدعيان تمدن و اخلاق، در آن روزگار اتفاق افتاد به تصوير كشيده نشده و بهرهئي از هنرهاي رسانهئي و تصويري نيافته است. اربابان عمدهي هنرهاي تصويري و سينما و تلويزيون و مافياهاي فيلمسازي غربي اين را نخواسته و اجازهي آن را ندادهاند. يك ملت در سكوت، قتل عام و آواره و بيخانمان شد. مقاومتهائي در آغاز كار پديد آمد كه با شدت و قساوت سركوب شد. از بيرون مرزهاي فلسطين و عمدتاً از مصر، مرداني با انگيزهي اسلامي تلاشهائي كردند كه از حمايت لازم برخوردار نشد و نتوانست تأثيري در صحنه بگذارد. پس از آن نوبت به جنگهاي رسمي و كلاسيك ميان چند كشور عرب با ارتش صهيونيست رسيد. مصر و سوريه و اردن نيروهاي نظامي خود را وارد صحنه كردند ولي كمك بيدريغ و انبوه و روز افزون نظامي و تداركاتي و مالي از سوي امريكا و انگليس و فرانسه به رژيم غاصب، ارتشهاي عربي را ناكام كرد. آنها نه فقط نتوانستند به ملت فلسطين كمك كنند، كه بخشهاي مهمي از سرزمينهاي خود را هم در اين جنگها از دست دادند. با آشكار شدن ناتواني دولتهاي عرب همسايه با فلسطين، به تدريج هستههاي مقاومت سازمان يافته در غالب گروههاي مسلح فلسطيني شكل گرفت و پس از چندي از گرد آمدن آنها « سازمان آزادي بخش فلسطين » تشكيل يافت. اين برق اميدي بود كه خوش درخشيد ولي طولي نكشيد كه خاموش شد. اين ناكامي را ميتوان به علل متعددي منسوب كرد ولي علت اساسي، دوري آنان از مردم و از عقيده و ايمان اسلامي آنان بود. ايدئولوژي چپ و يا صرفاً احساسات ناسيوناليستي آن چيزي نبود كه مسألهي پيچيده و دشوار فلسطين به آن نياز داشت. آنچه ميتوانست ملتي را به ميدان مقاومت وارد كند و نيروئي شكست ناپذير از آنان فراهم آورد، اسلام و جهاد و شهادت بود. آنها اين را به درستي درك نكردند. من در ماههاي اول انقلاب كبير اسلامي كه سران سازمان آزادي بخش روحيهي تازهئي يافته و به تهران مكرراً آمد و شد ميكردند، ا[b]ز يكي از اركان آن سازمان پرسيدم: چرا پرچم اسلام را در مبارزهي به حق خود بلند نميكنيد. پاسخ او اين بود كه در ميان ما بعضي هم مسيحياند. اين شخص بعدها در يك كشور عربي به دست صهيونيستها ترور و كشته شد و انشاءالله مشمول مغفرت الهي قرار گرفته باشد ولي اين استدلال او ناقص و نارسا بود. به گمان من يك مبارز مسيحي مؤمن در كنار يك جمع مجاهد فداكاري كه خالصانه با ايمان به خدا و قيامت و با اميد به كمك الهي ميجنگد و از حمايت مادي و معنوي مردمش برخوردار است، انگيزهي بيشتري براي مبارزه مييابد تا در كنار گروه بي ايمان و متكي به احساسات نا پايدار و دور از پشتيباني وفادارانهي مردمي.[/b] نبود ايمان راسخ ديني و انقطاع از مردم، به تدريج آنان را خنثي و بيتأثير كرد. البته در ميان آنان مردان شريف و پرانگيزه و غيور بودند ولي مجموعه و سازمان به راه ديگري رفت. انحراف آنان به مسألهي فلسطين ضربه زد و هنوز هم ميزند. آنها هم مانند برخي دولتهاي خائن عربي به آرمان مقاومت كه تنها راه نجات فلسطين بوده و هست، پشت كردند، و البته نه فقط به فلسطين، كه به خود هم ضربهي سختي وارد كردند. بقول شاعر مسيحي عرب: لئن اضعتم فلسطيناً فعيشكم طول الحياة مضاضات و آلامٌ سي و دو سال از عمر نكبت بدين ترتيب سپري شد.. ولي ناگهان دست قدرت خداوند ورق را برگرداند. اظهارات سران آن رژيم در آن روزها خواندني و حاكي از حال و روز سياه و پر اضطراب آنها است. در اولين هفتههاي پيروزي، سفارت دولت جعلي اسرائيل در تهران تعطيل و كاركنان آن اخراج شدند و محل آن رسماً به نمايندگي سازمان آزادي بخش فلسطين داده شد كه تا امروز هم در آنجا مستقرند. امام بزرگوار ما اعلام كردند كه يكي از هدفهاي اين انقلاب آزادي سرزمين فلسطين و قطع غدهي سرطاني اسرائيل است. امواج پرقدرت اين انقلاب كه آن روز همهي دنيا را فراگرفت، هر جا رفت با اين پيام رفت كه: فلسطين بايد آزاد شود. گرفتاريهاي پياپي و بزرگي كه دشمنان انقلاب بر نظام جمهوري اسلامي ايران تحميل كردند كه يك قلم آن جنگ ٨ سالهي رژيم صدام حسين به تحريك آمريكا و انگليس و پشتيباني رژيمهاي مرتجع عرب بود، نيز نتوانست انگيزهي دفاع از فلسطين را از جمهوري اسلامي بگيرد. بدين گونه خون تازهاي در رگهاي فلسطين دميده شد. گروههاي مجاهد فلسطيني مسلمان سر برآوردند. مقاومت لبنان جبههي نيرومند و تازهئي در برابر دشمن و حاميانش گشود. فلسطين به جاي تكيه به دولتهاي عربي و بدون دست دراز كردن به سوي مجامع جهاني از قبيل سازمان ملل ـ كه شريك جرم دولتهاي استكباري بودند ـ به خود، به جوانان خود، به ايمان عميق اسلامي خود و به مردان و زنان فداكار خود تكيه كرد. اين كليد همهي فتوحات و موفقيتها است. در سه دههي گذشته اين روند روز به روز پيشرفت و افزايش داشته است. شكست ذلتبار رژيم صهيونيستي در لبنان در سال ٢٠٠٦ (١٣٨٥ هجري شمسي)، ناكامي فضاحتبار آن ارتش پر مدعا در غزه در سال ٢٠٠٨ (١٣٨٧ هجري شمسي)، فرار از جنوب لبنان و عقب نشيني از غزه، تشكيل دولت مقاومت در غزه و در يك جمله تبديل ملت فلسطين از مجموعهاي از انسانهاي درمانده و نا اميد، به ملت اميدوار و مقاوم و داراي اعتماد به نفس، مشخصههاي بارز سي سال اخير است. اين تصوير كلي و اجمالي آنگاه كامل خواهد شد كه تحّركات سازشكارانه و خيانتباري كه هدف از آن، خاموش كردن مقاومت و اعتراف گيري از گروههاي فلسطيني و دولتهاي عرب به مشروعيت اسرائيل بود، نيز به درستي ديده شود. اين تحركات كه آغاز آن به دست جانشين خائن و ناخلف جمال عبدالناصر در پيمان ننگين كمپ ديويد اتفاق افتاد، همواره خواسته است نقش سوهان را در عزم پولادين مقاومت ايفاء كند. در قرارداد كمپ ديويد براي نخستين بار يك دولت عرب، رسماً به صهيونيستي بودن سرزمين اسلامي فلسطين اعتراف كرد و پاي نوشتهئي كه در آن « اسرائيل، خانهي ملي يهوديان » شناخته شده است، امضاي خود را گذاشت. از آن پس تا قرارداد اسلو در سال ١٩٩٣ (١٣٧٢ هجري شمسي) و پس از آن در طرحهاي تكميلي كه با ميدان داري آمريكا و همراهي كشورهاي استعمارگر اروپائي، پي در پي بر دوش گروههاي سازشكار و بيهمتي از فلسطينيان گذاشته شد، همهي سعي دشمن بر آن بود كه با وعدههاي پوچ و فريب آميز، ملت و گروههاي فلسطيني را از گزينهي مقاومت، منصرف كند و به بازي ناشيانه در ميدان سياست سرگرم سازد. بياعتباري همهي اين معاهدات بسيار زود آشكار شد و صهيونيستها و حاميان آنها بارها نشان دادند كه به آنچه نوشته شده است به چشم ورق پارههاي بيارزشي مينگرند. هدف از اين طرحها، پديد آوردن دو دلي در فلسطينيان و به طمع انداختن افراد بيايمان و دنيا طلبِ آنان و زمينگير نمودن حركت مقاومت اسلامي بوده است و بس. پادزهر همهي اين بازيهاي خيانت آميز تاكنون، روحيهي مقاومت در گروههاي اسلامي و ملت فلسطين بوده است. آنها به اذن خدا در برابر دشمن ايستادند و همانطور كه خداوند وعده داده است كه: وَلَيَنصُرَنَّ اللهُ مَن يَنصُرُهُ، إِنَّ اللهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ، از كمك و نصرت الهي برخوردار شدند. ايستادگي غزه با وجود محاصرهي كامل، نصرت الهي بود؛ سقوط رژيم خائن و فاسد حسني مبارك، نصرت الهي بود؛ پديد آمدن موج پر قدرت بيداري اسلامي در منطقه، نصرت الهي است؛ برافتادن پردهي نفاق و تزوير از چهرهي آمريكا و انگليس و فرانسه و تنفّر روز افزون ملتهاي منطقه از آنان، نصرت الهي است؛ گرفتاريهاي پي در پي و بيشمار رژيم صهيونيست، از مشكلات سياسي و اقتصادي و اجتماعي داخلياش گرفته تا انزواي جهاني و انزجار عمومي و حتي دانشگاههاي اروپائي از آن، همه و همه مظاهر نصرت الهي است. امروز رژيم صهيونيستي از هميشه منفورتر و ضعيفتر و منزويتر، و حامي اصلياش آمريكا از هميشه گرفتارتر و سردرگُمتر است. اكنون صفحهي كلّي و اجمالي فلسطين در شصت و چند سال گذشته، پيش روي ما است. آينده را بايد با نگاه به آن و درسگيري از آن تنظيم كرد. دو نكته را پيشاپيش بايد روشن كرد: اول: اينكه مدّعاي ما آزادي فلسطين است، نه آزادي بخشي از فلسطين. هر طرحي كه بخواهد فلسطين را تقسيم كند، يكسره مردود است. طرح دو دولت كه لباس حق به جانبِ « پذيرش دولت فلسطين به عضويت سازمان ملل » را بر آن پوشاندهاند، چيزي جز تن دادن به خواستهي صهيونيستها يعني « پذيرش دولت صهيونيستي در سرزمين فلسطين » نيست. اين به معني پايمال كردن حق ملت فلسطين، ناديده گرفتن حق تاريخي آوارگان فلسطيني، و حتي تهديد حق فلسطينيان ساكن سرزمينهاي ١٩٤٨ است. به معناي باقي ماندن غدهي سرطاني و تهديد دائمي پيكرهي امت اسلامي، مخصوصاً ملتهاي منطقه است. به معناي تكرار رنجهاي دهها ساله و پايمال كردن خون شهدا است. هر طرح عملياتي بايد بر مبناي اصل: « همهي فلسطين براي همهي مردم فلسطين » باشد. فلسطين، فلسطينِ « از نهر تا بحر » است، نه حتي يك وجب كمتر. البته اين نكته نبايد ناديده بماند كه ملت فلسطين همانطور كه در غزه عمل كردهاند، هر بخش از خاك فلسطين را كه بتوانند آزاد كنند، به وسيلهي دولت برگزيدهي خود، ادارهي امور آن را برعهده خواهند گرفت ولي هرگز هدف نهائي را از ياد نخواهند برد. نكتهي دوم: آن است كه براي دستيابي به اين هدف والا، كار لازم است نه حرف؛ جدي بودن لازم است نه كارهاي نمايشي؛ صبر و تدبير لازم است نه رفتارهاي بيصبرانه و دچار تلوّن. بايد به افقهاي دور نگريست و قدم به قدم با عزم و توكّل و اميد به پيش رفت. دولتها و ملتهاي مسلمان، گروههاي مقاومت در فلسطين و لبنان و ديگر كشورها، هر يك ميتوانند نقش و سهم خود از اين مجاهدتِ همگاني را بشناسند و باذن الله جدول مقاومت را پر كنند. طرح جمهوري اسلامي براي حلّ قضيهي فلسطين و التيام اين زخم كهنه، طرحي روشن، منطقي و منطبق بر معارف سياسي پذيرفته شدهي افكار عمومي جهاني است كه قبلاً به تفصيل ارائه شده است. ما نه جنگ كلاسيك ارتشهاي كشورهاي اسلامي را پيشنهاد ميكنيم، و نه به دريا ريختن يهوديان مهاجر را، و نه البته حكميّت سازمان ملل و ديگر سازمانهاي بينالمللي را. ما همه پرسي از ملت فلسطين را پيشنهاد ميكنيم. ملت فلسطين نيز مانند هر ملت ديگر حق دارد سرنوشت خود را تعيين كند و نظام حاكم بر كشورش را برگزيند. همهي مردم اصلي فلسطين از مسلمان و مسيحي و يهودي ـ نه مهاجران بيگانه ـ در هر جا هستند؛ در داخل فلسطين، در اردوگاهها و در هر نقطهي ديگر، در يك همه پرسي عمومي و منضبط، شركت كنند و نظام آيندهي فلسطين را تعيين كنند. آن نظام و دولت برآمده از آن پس از استقرار، تكليف مهاجران غير فلسطيني را كه در ساليان گذشته به اين كشور كوچ كردهاند، معين خواهد كرد. اين يك طرح عادلانه و منطقي است كه افكار عمومي جهاني آن را به درستي درك ميكند و ميتواند از حمايت ملتها و دولتهاي مستقل برخوردار شود. البته انتظار نداريم كه صهيونيستهاي غاصب به آساني به آن تن در دهند، و اينجا است كه نقش دولتها و ملتها و سازمانهاي مقاومت شكل ميگيرد و معني مييابد. مهمترين ركن حمايت از ملت فلسطين، قطع پشتيباني از دشمن غاصب است، و اين وظيفهي بزرگ دولتهاي اسلامي است. اكنون پس از به ميدان آمدن ملتها و شعارهاي قدرتمندانهي آنان بر ضد رژيم صهيونيست، دولتهاي مسلمان با چه منطقي روابط خود با رژيم غاصب را ادامه ميدهند؟ سند صداقت دولتهاي مسلمان در جانبداريشان از ملت فلسطين، قطع روابط آشكار و پنهان سياسي و اقتصادي با آن رژيم است. دولتهايي كه ميزبان سفارتخانهها يا دفاتر اقتصادي صهيونيستهايند نميتوانند مدّعي دفاع از فلسطين باشند و هيچ شعار ضد صهيونيستي از سوي آنان، جدي و واقعي تلقي نخواهد شد. سازمانهاي مقاومت اسلامي كه بار سنگين جهاد را در سالهاي گذشته بر دوش داشتهاند، امروز نيز با همان تكليف بزرگ روبرويند. مقاومت سازمان يافتهي آنان، بازوي فعالي است كه ميتواند ملت فلسطين را به سوي اين هدف نهائي به پيش ببرد. مقاومت شجاعانه از سوي مردمي كه خانه و كشورشان اشغال شده، در همهي ميثاقهاي بينالمللي، به رسميت شناخته شده و مورد تحسين و تجليل قرار گرفته است. تهمت تروريزم از سوي شبكهي سياسي و رسانهئي وابسته به صهيونيزم، سخن پوچ و بيارزشي است. تروريست آشكار، رژيم صهيونيستي و حاميان غربي آنهايند؛ و مقاومت فلسطيني، حركتي ضّد تروريستهاي جراّر و حركتي انساني و مقدس است. در اين ميان، كشورهاي غربي نيز شايسته است صحنه را با نگاهي واقع بينانه بنگرند. غرب امروز بر سر دو راهي است. يا بايد دست از زورگوئي طولاني مدت خود بردارد و حق ملت فلسطين را بشناسد و بيش از اين از نقشهي صهيونيستهاي زورگو و ضّد بشر پيروي نكند، و يا در انتظار ضربههاي سختتر در آيندهي نه چندان دور باشد. اين ضربههاي فلج كننده فقط سقوط پي در پي حكومتهاي گوش به فرمان آنان در منطقهي اسلامي نيست، بلكه آن روزي كه ملتهاي اروپا و آمريكا دريابند كه بيشترين گرفتاريهاي اقتصادي و اجتماعي و اخلاقي آنان منشأ گرفته از سلطهي اختاپوسي صهيونيزم بينالملل بر دولتهاي آنهاست، و دولت مردان آنان به خاطر منافع شخصي و حزبي خود، مطيع و تسليم در برابر زورگوئيهاي كمپانيداران زالو صفت صهيونيست در آمريكا و اروپايند، آنچنان جهنّمي براي آنان به وجود خواهند آورد كه هيچ راه خلاصي از آن متصور نيست. رئيس جمهور آمريكا ميگويد كه امنيت اسرائيل خط قرمز اوست. اين خط قرمز را چه عاملي ترسيم كرده است؟ منافع ملت آمريكا يا نياز شخص اوباما به پول و پشتيباني كمپانيهاي صهيونيستي براي به دست آوردن كرسي دومين دورهي رياست جمهوري؟ تا كي شماها خواهيد توانست ملت خود را فريب دهيد؟ آن روزي كه ملت آمريكا به درستي دريابد كه شماها براي چند صباح بيشتر باقي ماندن در قدرت، تن به ذلت و تبعيت و خاكساري در برابر زر سالاران صهيونيست دادهايد و مصالح ملت بزرگي را در پاي آنان قربان كردهايد با شما چه خواهد كرد؟ حضار گرامي و برادران و خواهران عزيز بدانيد اين خط قرمز اوباما و امثال او به دست ملتهاي به پا خواستهي مسلمان شكسته خواهد شد. آنچه رژيم صهيونيست را تهديد ميكند، موشكهاي ايران يا گروههاي مقاومت نيست تا در برابر آن سپر موشكي در اينجا و آنجا به پا كنند؛ تهديد حقيقي و بدون علاج، عزم راسخ مردان و زنان و جواناني در كشورهاي اسلامي است كه ديگر نميخواهند آمريكا و اروپا و عوامل دست نشاندهشان بر آنان حكومت و تحكم و آنان را تحقير كنند. البته آن موشكها هم هرگاه تهديدي از سوي دشمن بروز كند وظيفهي خود را انجام خواهند داد. فاصبر ان وعد الله حق ولا يستخفنّك الذين لا يوقنون. والسلام عليكم و رحمة الله RE: فلسطينِ از نهر تا بحر است؛ نه حتي يك وجب كمتر - علیرضا110 - ۱۰/مهر/۹۰ ۲۲:۲۲ واکنش عصبی صهیونیستها به بیانات رهبری فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی "جروزالم پست" نوشت، "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر اسرائیل روز شنبه به اظهارات رهبر ایران درباره اسرائیل و فلسطین واکنش نشان داد. نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت: مقاصد آنها برای نابودی اسرائیل، بر اصرار کابینه بر نیازهای امنیتی اسرائیل و خواسته ما که اسرائیل به عنوان کشور یهودی برسمیت شناخته شود،صحه میگذارد. وی افزود: اسرائیل به تلاش خود برای صلح ادامه میدهد که این تلاش با شرایطی خواهد بود که آیندهای ایمن برای شهروندان اسرائیلی و نسلی که میآیند را تضمین کند. روزنامه جروزالم پست نوشت: آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران روز شنبه با رد طرح کشور فلسطینی در سازمان ملل، گفت که هرگونه طرحی که وجود اسرائیل را بپذیرد، غده سرطانی را در منطقه ترک خواهد کرد که برای همیشه امنیت خاورمیانه را تهدید میکند. کسانی كه به سفر حج مشرف ميشوند بخوانند - سپهسالار - ۱۳/مهر/۹۰ ۱۵:۲۴ حج، گردهمآيي بزرگ مسلمانان جهان با اعتقادات، فرهنگ و گرايشهاي ديني مختلف است كه گاه بروز برخي رفتارها و حركتها از سوي بعضيها، حساسيتهايي را پديد ميآورد كه سبب ايجاد مشكلات و حتا برخورد ميشود. براي همين ضرورت دارد، بهمنظور حفظ وحدت و آرامش در موسم حج تمتع، زائران از انجام برخي رفتارهاي شبههبرانگيز كه پايهي ديني درستي هم ندارند، خودداري كنند. به گزارش مشرق به نقل از ايسنا، متصديان امور فرهنگي و اجراي حج بهمنظور بهرهبرداري بهتر زائران از سفر معنوي حج تمتع و همچنين براي حفظ شئونات نظام جمهوري اسلامي در عربستان، نکاتي را يادآوري كردهاند که رعايت آنها سبب اقتدار شئون اسلامي خواهد شد. .. رعايت نکات ضروري در فرودگاه جده و مدينه حمل مواد مخدر هرچند کم، در عربستان جرم بهشمار ميآيد و همراه داشتن آن علاوه بر خدشهدار كردن حيثيت زائران ايراني، براي اعضاي کاروان و مسؤولان ايراني نيز در فرودگاه مشکلآفرين است و در عربستان مجازات سنگيني خواهد داشت. زائران و وسايل همراه آنها نيز توسط مأموران سعودي در فرودگاه دقيقا کنترل و گاهي بهوسيلهي سگهاي تربيتشده بازرسي ميشود. موارد ممنوع در بقيع تجمع در مقابل درهاي بقيع هنگام نمازهاي جماعت، خواندن روضههاي حساسيتبرانگيز و احيانا با صداي بلند، نماز خواندن در مقابل درهاي بقيع و همچنين داخل بقيع، نوحهخواني و سينهزني، خواندن دعاي توسل و زيارت عاشورا بهصورت دستهجمعي و با صداي بلند در بقيع و ديگر اماکن زيارتي، روشن کردن شمع و پهن کردن سفرههاي نذري، بستن دخيل به شبکههاي بقيع با پارچه، نخ، قفل و امثال آن، برداشتن خاک و سنگ و گندم از بقيع، انداختن عريضه، پول، لباس، پارچه، شمع و ... روي قبور، فيلمبرداري و گرفتن عکس داخل بقيع، ماليدن پارچههاي کفني و غيره به شبکههاي اطراف بقيع براي تبرک، سد معبر جلوي بقيع و ايجاد مزاحمت براي ديگران و سيگار کشيدن در بقيع و ديگر اماکن عمومي ممنوع است. .. بعثهي مقام معظم رهبري يادآوري كرده است: باز بودن بقيع و رفتوآمد همهي مسلمانان براي زيارت قبور اولياي دين و کم شدن غربت ائمه هدي (علیه السلام) از مصالح مهمي است که بهخاطر آن، پرهيز از برخي مسائل، دشوار نخواهد بود. نکات ضروري براي رعايت شئون مسجدالنبي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اطراف آن بوسيدن ضريح و درهاي حرم مطهر، گذاشتن مُهر، چوب و کاغذ در هنگام نماز خواندن، عبور از جلوي نمازگزاران، بخصوص هنگام نماز جماعت، گرفتن قرآن و کفش در يک دست، عبور از روي قرآن، بردن قرآن از مسجد براي تلاوت به محل سکونت، برهم زدن صفوف نماز جماعت و اصرار بر عبور از ميان جمعيت، خواندن نماز نافله و قرائت قرآن هنگام خطبههاي نماز جمعه، صحبت کردن هنگام اذان و ايراد خطبههاي نماز جمعه، ترک مسجد در آستانهي اقامهي نماز جماعت، خواندن زيارت و فرستادن صلوات با صداي بلند، يکديگر را با صداي بلند صدا کردن، خواندن نماز فُرادا همزمان با نماز جماعت، پشت به ضريح پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نشستن، استفاده کردن از آهنگها و نغمههاي نامناسب براي تلفن همراه، بلند گفتن ذکر رکوع و سجود، زودتر از امام جماعت به رکوع و سجود رفتن، شرکت نکردن در نماز ميت و ترک مسجد در آن لحظه و روشن گذاشتن تلفن همراه هنگام نماز، از مواردي هستند که زائران بايد آنها را رعايت كنند. موارد ممنوع در مسجدالحرام نازک بودن لباس احرام و نمايان بودن بدن در هنگام طواف، برخلاف مسير طوافکنندگان رفتن براي رسيدن به مقابل حجرالاسود، نماز خواندن در مسير طوافکنندگان و ايجاد مزاحمت براي ديگران، بوسيدن مقام ابراهيم (علیه السلام)، کندن نخ از پردهي کعبه، عبور از ميان صفوف نمازگزاران، بويژه در آستانهي اقامهي نماز جماعت بهخاطر فشرده بودن صفوف، آزار رساندن به ديگران بهمنظور استلام (لمس و سلام گفتن) حجرالاسود و پشت به کعبه نشستن از مواردي هستند که بايد در مکهي مکرمه رعايت شوند. نکات ضروري فرهنگي، اجتماعي و عمومي در مسجدالنبي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حضور با لباس نامناسب در اماکن عمومي، تجمع در جلوي ساختمانهاي محل اسکان در اوقات نماز، ريختن زباله در معابر عمومي، وضو گرفتن از منبعهاي آب آشاميدني، بخصوص داخل مسجدالحرام و مسجدالنبي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ايجاد مزاحمت در اوقات استراحت ديگران، حضور نيافتن بهموقع براي سوار شدن به اتوبوس، خوردن غذا و در نتيجه معطل كردن ديگران، رعايت نکردن بهداشت و ايجاد ناراحتي براي خود و ديگران از نکات قابل احتياط است که زائران بايد به آنها توجه كنند. موارد مربوط به بازار و خريد براساس توصيههاي بعثهي مقام معظم رهبري و سازمان حج و زيارت بهتر است، زائران از چانه زدنهاي بيمورد براي گرفتن تخفيف در هنگام خريد، حمل بارهاي حجيم و سنگين توسط افراد، مراجعه به محل اسکان در اوقات نماز از حرمين شريفين، تجمع نكردن جلوي مغازهها هنگام نماز، بازگرداندن و پس دادن کالاي خريدهشده بهدليل دقت نكردن در هنگام خريد، دوري کنند. هرچند از ديدگاه مسؤولان و مراجع معظم دين، انجام برخي از اين كارها خود به خود اشکالي ندارد؛ ولي بهدليل برانگيختن حساسيت پيروان ديگر مذاهب و پيامدهاي نامطلوب آن و براي رعايت مصلحت، بهتر است از آنها دوري شود. رهبر انقلاب: موج سوم گرایش به اسلام شکل گرفته است - علیرضا110 - ۲۱/مهر/۹۰ ۱۷:۱۱ به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی امشب در دیدار علماء، فضلاء، روحانیون و طلاب شیعه و اهل تسنن استان کرمانشاه، با اشاره به موج سوم گرایش به اسلام بعد از حرکتهای اخیر منطقه و جنبش ضد سرمایهداری در غرب، وظیفه روحانیت را مضاعف دانستند و تأکید کردند: امروز که سخن جمهوری اسلامی مبنی بر بینتیجه بودن نظام مارکسیستی تحقق یافته و در مورد نظام سرمایهداری نیز در حال تحقق است، علماء و روحانیون باید با استفاده از مبانی مستحکم عقلی و متناسب با نیازهای روز، معارف منطقی و ریشه دار اسلام را برای مشتاقانی که در سراسر دنیا، در حال افزایش است، ارائه کنند. رهبر معظم انقلاب اسلامی روحانیون را به کسب آمادگیهای معنوی و علمی برای ورود به عرصههای جدید و سخت توصیه کردند و افزودند: نباید از دشواریهای کار بهراسید بلکه همواره باید به سراغ کارهایی رفت که به ظاهر محال و نشدنی است. حضرت آیتالله خامنهای، پیروزی انقلاب اسلامی ایران و همچنین پیروزی بزرگترین انقلاب دوره کنونی در مصر را از اتفاقات به ظاهر محال دانستند و افزودند: روحانیت در تبلیغ دین و انجام وظیفه باید اهداف بزرگ را مدنظر قرار دهد. ایشان کسب آمادگی برای مقابله با شیوههای تهاجم مخالفان دین اسلام را از جمله ضروریات ورود به عرصه اهداف بزرگ خواندند و تأکید کردند: امروز مخالفان از سختافزارها و نرمافزارهای مدرن برای تهاجم به اسلام و ایجاد شبههافکنی در میان جوانان استفاده میکنند که باید برای مقابله با آنها، از شیوه ها و روشهای متناسب با نیازهای نسل جوان استفاده کرد. رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی یکی از روشها برای تضعیف اسلام است، افزودند: علمای شیعه و اهل سنت باید به شدت مراقب توطئهها باشند و با برگزاری جلسات مشترک و همکاری با یکدیگر راههای مقابله با طراحیهای مخالفان را بیابند. حضرت آیتالله خامنهای مقابله با تکفیریها را یکی از وظایف علمای شیعه و اهل سنت برشمردند و با اشاره به وظیفه مهم روحانیت برای تبلیغ خاطرنشان کردند: بهترین روش برای تبلیغ شناخت مخاطب و آماده کردن مطالب مورد نیاز او، با زبان روز است. ایشان با تأکید بر لزوم ارائه مستدل و منطقی معارف اسلامی به منظور تأثیرگذاری در لایه های عمیق ذهن مخاطب افزودند: یکی دیگر از وظایف روحانیون، حضور در مسائل اجتماعی است که باید همراه با اخلاق، نصیحت و ارائه طریق باشد. رهبر معظم انقلاب اسلامی با تقسیمبندی امواج گرایش به اسلام در دنیا به سه مقطع ،خاطر نشان کردند: موج اول گرایش به اسلام، همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد و موج دوم نیز بعد از شکست نظام مارکسیستی شکل گرفت. حضرت آیتالله خامنهای حرکتهای مردمی اخیر در منطقه و مأیوس شدن مردم غرب از نظام سرمایهداری را موج سوم گرایش به اسلام دانستند و تأکید کردند: در چنین شرایط حساس و سرنوشتسازی، روحانیت اسلام، باید به سلاح معنویت و علم مجهز باشد تا بتواند معارف دین را با استفاده از کتاب و سنت بصورت عقلانی و قابل فهم برای نسل امروز ارائه کند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به علمای دینی بزرگ کرمانشاه و حضور خانوادههای علمی بزرگ در این استان، از مقام علمی و معنوی شهید محراب آیتالله اشرفی و برخی علمای بزرگ کرمانشاه تجلیل کردند. در ابتدای این دیدار حجت الاسلام و المسلمین علماء نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمانشاه با اشاره به سابقه دینی مردم این استان و حضور علماء و شخصیت های دینی برجسته در کرمانشاه گفت: در استان کرمانشاه زمینه گسترش مدارس دینی و تربیت علمای بزرگ همچنان وجود دارد که نیازمند بر طرف شدن برخی مشکلات است. آیتالله ممدوحی نماینده مردم استان کرمانشاه در مجلس خبرگان نیز در سخنانی با اشاره به معارف عقلانی و منطقی دین اسلام که از کتاب و سنت استخراج شده است، گفت: حوزههای علمیه نقش اساسی را در ارائه الگوی مدیریتی فقه اسلامی، براساس نیازهای روز دارند تفأل رهبری درمنزل یکی ازشهدا به دیوانحافظ - akhevi - ۲۴/مهر/۹۰ ۱۹:۴۲ خواهر شهید خالصی گفت: وقتی حضرت آقا در منزل ما تشریف داشتند، از ایشان خواستیم تا به اشعار حافظ تفألی بزنند؛ ایشان هم دیوان را باز کردند که این غزل آمد "سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد/ جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید/ ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن/قوافل دل و دانش که مرد راه رسید". به گزارش فارس، جمعه شب و همزمان با سومین روز سفر مقام معظم رهبری به کرمانشاه، معظم له به منزل تعدادی از شهدای این شهر رفتند و آنها را مورد تفقد قرار دادند. وقتی ایشان در منزل شهید «شهاب خالصی» حضور مییابند، بعد از دیدار و گفتوگو با خانواده شهید، درباره نحوه شهادت شهید خالصی فرزند خانواده خالصی و شهید «غلامرضا دستمبویه» داماد این خانواده سؤالاتی میپرسند. بعد از آن خانواده شهید خالصی از آقا میخواهند تفألی به حافظ بزنند که ایشان با محبت این خواسته را اجابت کرده و دیوان شیخ شیرین کلام را میگشایند که چنین غزلیسرایی کرده بود: بیا که رایت منصور پادشاه رسید نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت کمال عدل به فریاد دادخواه رسید سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن قوافل دل و دانش که مرد راه رسید عزیز مصر به رغم برادران غیور ز قعر چاه بر آمد به اوج ماه رسید کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید صبا بگو که چهها بر سرم درین غم عشق ز آتش دل سوزان و دود آه رسید ز شوق روی تو شاها، بدین اسیر فراق همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول ز ورد نیمه شب و درس صبحگاه رسید اللهم عجل لولیک الفرج حکم رهبری درباره تهدید عربستان - علیرضا110 - ۲۵/مهر/۹۰ ۱۷:۳۲ به گزارش آفاق عربستان سعودی مراسم برائت از مشرکان در مراسم حج را برهم زدن امنیت حجاج خواند و هشدار داد با هر اقدامی که امنیت و سلامت خجاج را تهدید کند بشدت مقابله میکند. حضرت آيت الله خامنه اي در یکی از ديدارهای کارگزاران حج ابراهيمي درباره مراسم برائت از مشرکين افزودند: در شرايطي که دشمنان، اسلام را اصلي ترين مانع براي سلطه بر کشورهاي اسلامي و تسلط بر منافع آنها و ترويج فرهنگ خود مي دانند و با شيوه هاي استکباري و صهيونيستي با مسلمانان برخورد مي کنند، اين حق مسلمانان است که نسبت به اين رفتار اعلام موضع کنند و بهترين مکان و زمان براي اين اعلام موضع ميقات عظيم امت اسلامي در حج است. ايشان با تاکيد بر اينکه دولت سعودي بعنوان ميزبان مسلمانان در مراسم حج بايد پيشقدم در برائت از مشرکين باشد، خاطرنشان کردند: اگر آنها هم به هر دليلي امکان انجام اين وظيفه را نداشتند، ما وظيفه خود را انجام خواهيم داد و با منطق و استدلال اعلام موضع خواهيم کرد. RE: حکم رهبری درباره تهدید عربستان - janali - ۲۵/مهر/۹۰ ۲۰:۱۰ امام (رحمة الله علیه): حج بي روح و تحرك و قيام ، حج بي برائت ، حج بي وحدت ، وحجي كه از آن هدم كفر و شرك بر نيايد حج نيست. برائت از مشرکین امسال از درجه اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود و بسیار برای دولت عربستان و دیگر دولت های جعلی اسلامی گران تمام خواهد شد، انشالله جواني كه چشم از آقا بر نمیداشت - علیرضا110 - ۲۸/مهر/۹۰ ۲۲:۰۷ بسم الله الرحمن الرحیم به گزارش خبرنگار وبلاگستان مشرق،نويسنده وبلاگ "رمز عبور" در آخرين مطلب خود نوشت: روز دیدار بسیجیهای کرمانشاه با آقا یکی از بچههای حفاظت سرُم بدست گوشهای ایستاده بود. یکی هم سرش شکسته بود و سرخی خون مانده بود روی پانسمانش؛ مثل لبخند که همانطور مانده بود روی لبهایش. از این دو تا اتفاق عکس نداریم. حیفم آمد تعریفشان نکنم. *** - دو جفت میل و دو تا تخته شنا. چندتای دیگر هم دور چیده شده بودند. شمردم شد 18 تا تخته شنا و کنارشان 35 تا میل. به حساب من یکی از میلها کم بود. میلهایی که رویشان نوشته بود هر کدام حدود 2 کیلوگرمند، دایرهای تشکیل داده بودند در فضای خالی اختصاصی خودشان. ما که رسیدیم، توی سالن محل دیدار کیپ تا کیپ آدم نشسته بود، جز همین محوطهی نسبتا بزرگ اختصاصی میل و تختهها.
- بعدتر که مراسم باستانیکارها شروع شد، معمای کم بودن تعداد میلها را این تصویر حل کرد. یکی از ورزشکارهای بسیجی دست چپش از مچ قطع بود. البته میلی که با همان یک دست برداشته بود به قاعدهی دوتای میلهای دیگر وزن داشت. - بسیجیها در زمینهی شعار رفته بودند سراغ ابزارهای چندرسانهای، صدا که به عهده حنجرهشان بود، متن و تصویر را هم خلاقانه و با تمام ابزار دم دست آورده بودند به میدان. بعضیهاشان هم تا عکاس را وادار نمیکردند ببیندشان و ابتکارشان را ثبت نکند دست برنمیداشتند. فقط ماندهام اینها که کف دستشان نوشتهاند برای اولین وضویشان چه فکری کردهاند. ![]() - این جوان دستبهسینه تمام مدت چشم از آقا بر نمیداشت. عضو گروه سرود بود و متن را هم از حفظ میخواند. یکبار هم وسط سرود بیصدا زد زیر گریه. اشک هم که میریخت چشم از آقا برنمیداشت. - قبل اینکه آقا بیاید چشمم خورده به یک بسیجی معلول. همین بسیجیای که توی عکس پیداست. نگرانش بودم که در ازدحام و فشار موقع ورود رهبر چه خواهد کرد. گماش کرده بودم تا آخرهای سرود که دوباره دیدمش. به کمک بچههای حفاظت آمده بود در جایگاه خبرنگارها. بسیجی میانسالی پشتبند او آمده بود پیشمان؛ سرخود البته. بندهخدا پایش حسابی اذیت شده بود. کسی از همشهریهایش به او اعتراض کرد که چرا رفته در جایگاهی دیگر و جواب شنید : « خدا دوسِم داشت آمدم اینجا» ![]() - غلام چهری شصت سالش بود. سالار، پسر مرشد هم دوازدهسیزده سال داشت. هر دو هم بین باستانیکارها بودند. آقا غلام برای خودش چرخی میزد ماشاءالله سریعتر از همهی جوانها. پیرمرد از جمعیت صلوات میگرفت با چرخیدنش. برنامه که تمام شدند باستانیکارها نشستند گوشهای و جا باز شد تا خیلی از پشت در ماندهها بیایند توی سالن. حالا دیگر واقعا سالن جای سوزن انداختن نداشت. - حاضران در سالن بعضیها کلاه نمدی به سر داشتند و از عشایر بودند. کلاه را توی سالن جای دیگری هم میشد دید. کسی دو طرف کاغذی عکس چسبانده بود. یکطرف، صاحبش با لباس خاکی بسیجی با عدهای رزمنده و روحانی نشسته بود سر سفرهای و داشت نانش را توی ماست میزد. یک طرف هم با کلاه و عینک، صورتش پیدا بود. محاسن صاحب عکس بلند و اغلب مشکی بود. صاحب عکس البته امروز هم توی سالن بود؛ در حال سخنرانی و بر خلاف تصویر، امروز محاسنش بیشتر سفید. - خوب که چشم میگرداندی از عکسها قدیمی آقا توی سالن باز هم پیدا بود: - عکسهای قدیمی را توی سالن تازه پیدا کرده بودم که آقا رفت سراغ دعا و پایان مراسم. آقا که رفت همان کسی که آمده بود توی جایگاه عکاسها و گفته بود خدا دوستم داشته گرم با تیم خبری شروع کرد به سلام و علیک. غریبنواز مردمی هستند این کرمانشاهیها، اصرار داشت مهمانش شویم. نشد. کار منتظرمان بود و عکسهایی که باید نوشته میشدند، شاید بشوند عکسنوشت. در دفاع منطقی از ولایت فقیه دچار مشکلیم - علیرضا110 - ۴/آبان/۹۰ ۱۲:۵۹ بسم الله الرحمن الرحیم سخنان رهبر انقلاب در جمع دانشگاهیان کرمانشاه از جهات مختلفی قابل بررسی است. این دومین بار در یکی دو ماه اخیر است که رهبری به تبیین نظام سیاسی حاکم بر ایران میپردازند. ایشان پیش از این هم در جمع اعضای مجلس خبرگان، درباره نظام سازی، ضرورت تکمیل و تصحیح دائمی مسیر نظام، حفظ و پایبندی به اصول و مبانی نظام، صبر و تحمل فشارها و دشواریها و نیز معنا و مفهوم «ولایت مطلقه فقیه» نکاتی را مطرح کرده بودند. سخنرانی دیروز هم تا حدودی تبیین دوباره همین مسائل بود. یعنی اشاره به قابلیت انعطافپذیری در مهندسی نظام، تغییر بههنگام در ساز و کارها و تبیین مجدد مفهوم ولایت مطلقه و … یکی از اشکالات اساسی ما به عنوان نیروهای منتسب به جبهه انقلاب (چه در حوزه و چه در دانشگاه) عقب ماندن و در جا زدن در عرصه نظریه پردازی است. این درست که مبنا و پایهی نظام جمهوری اسلامی، تئوری ولایت فقیه از دیدگاه امام خمینی است، اما تئوریها در مقام اجرا، با مسائل و مشکلات مختلفی مواجه میشوند و دقیقا به همین دلیل باید آنها را به روز کرد، البته با توجه به اصول اولیه و اهداف و آرمانهای نهایی. از طرفی وارد نشدن به عرصه نظریه پردازی و دفاع منطقی و قابل فهم، باعث ارائه تفاسیر و برداشتهای نادرست و گاه افراطی از نظام سیاسی، جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و … میشود. برخی با نگاه صرفا آسمانی، بدون کمترین توجه به نقش مردم در نظام اسلامی و گروهی هم با نسبت دادن هر تهمتی و برچسبی و ادعای هیچکاره بودن مردم! اخیرا هم عدهای با نگاه حوزوی وارد کارزار شدهاند و با علم کردن یک مفهوم خاص از ولایت فقیه (مثلا برداشت حوزه نجف و یا یک مرجع) سعی دارند همان را به عنوان موثقترین، برجستهترین و معتبرترین تعریف ولایت در میان مراجع و حوزههای شیعی قلمداد کنند و جالب اینکه این تعریف، مورد استقبال نشریات سکولار هم قرار میگیرد! در حالی که این رفتار اخیر، مصداق بارز انسداد فکری و بستن هرگونه راه تحقیق، تحلیل و برداشت متفاوت است. اگر نگاهی به نظریات مختلف سیاسی و اجتماعی بیندازیم (مثلا درباره انواع مختلف نظامهای سیاسی موجود در دنیا) متوجه میشویم که تقریبا همه مفاهیم و گزارههایی که در ذهن ما و گاهی حتی در کتب دانشگاهی ما، فقط یک تعریف خاص دارند، در عالم واقع دهها تعریف و برداشت متفاوت از آن موجود است که این مساله ناشی از نگاه صرفا وارداتی و ترجمهای به علوم انسانی است. مثل دموکراسی و آزادی. ضمنا بسیاری از این مفاهیم در اثر گذشت زمان و انباشته شدن تجربیات و نظرات دانشمندان و نظریهپردازان مختلف و پس از قرنها، تصحیح و تکمیل شدهاند. پس چرا این قضیه درباره نظامسازی در جمهوری اسلامی و مفاهیمی چون ولایت فقیه صادق نباشد؟ البته این مایه تاسف است که جور کم کاری و کم تحرکی نخبگان حوزه و دانشگاه را در این عرصه، باید عالیترین مقام جمهوری اسلامی یعنی شخص رهبری به دوش بکشد. در عوض تا دلتان بخواهد در عرصه شعر و شاعری و مداحی و بیان احساسات، نخبه داریم (که در جای خود لازم است، اما کافی نیست) در خوشبینانهترین حالت، دلمان به سمینارها و یا مقالاتی خوش است که درباره نظام، ولایت فقیه، قانون اساسی، اختیارات رهبری و … برگزار و یا نوشته میشود (که اکثر آنها هم برداشت خاصی از ولایت فقیه را مطرح میکنند) اما واقعیت این است که بسیاری از این جلسات و سمینارها و مقالات، تکرار مکررات است و ربطی به فضای فکری دانشگاهها و شبهات روزمره ندارد. اهمیت این مساله زمانی مشخص میشود که میبینیم رهبری شخصا درباره شبهات متعدد پیرامون ولایت فقیه و یا ولایت مطلقه فقیه توضیح میدهند!
|