![]() |
|
خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اخبار و سایر موضوعات (/forum-46.html) +--- بخش: سایر موضوعات (/forum-48.html) +---- بخش: اوقات فراغت (/forum-63.html) +---- موضوع: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) (/thread-27279.html) |
RE: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - لبخند خدا - ۵/شهریور/۹۲ ۱۵:۱۳ ترسناک ترین جمله در زمان کودکی: وایسا برسیم خونه... اصلا یه وضعی!!!! ينى تا برسيم خونه ١٠٠ بار آرزوى مرگ ميكرديم !!!! يه بار تو ماشين خودمو زدم به خواب ، وقتى رسيديم خونه ، بابام يه طورى كه من بشنوم به مادرم گفت ، حيف كه خوابه وگرنه ادبش ميكردم حالام عيب نداره فردا صبح كه بالاخره بيدار ميشه!!! نشون به اين نشون كه فرداش تا ساعت ٥ عصر تو تخت غلت ميزدم ينى من خوابم *********************** بابام تازه اسمس زدن یاد گرفته، خیلی لفظ قلم اسمس می نویسه. مثلن اسمس میده: «آیا هواپیمایت فرود آمد؟» من جواب میدم: «آری، هم اکنون بر زمین نشستیم» ![]() *********************** آغا من موندم چرا همیشه عکس ده نفر برتر کنکور رو تلوزیون نشون میده باور کنید ده نفر آخر شدن سختر از اونه مسئولین کجایید !؟ ![]() *********************** بابام رفته مسافرت، هر شب ساعت ۲ اس ام اس می زنه بهم: پاشو کولر رو خاموش کن!
RE: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - aleerz - ۵/شهریور/۹۲ ۱۶:۳۸ سلام.... سال ها گذشت و گذشت و گذشت... و ساندیس کماکان تولید شد وتولید کنندگان نوشتند از <اینجا>باز کنید و مردم همچنان از <آنجا>باز کردند!! يبار رفتم استخر با دوستم يهو خواستم با دوستم شوخي كنم پيداش كردم رفتم از عقب يه لگد نثارش كردم بعد پرتش كردم تو استخر خودمم پريدم روش باهاش درگير شدم يهو چشم افتاد اونور استخر ديدم دوستم كنار استخر نشسته هيچ ديگه رفتم ته استخر ديگه بالا نيومدم .. ﻳﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﺻﻼ ﺍﻫﻞ ﺗﻘﻠﺐ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﺳﻮﺳﻮﻝ ﺑﺎﺯﻳﻪ ﺷﺐ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﺎ ﻗﻤﻪ ﻣﻴﺮﻓﺖ ﺩﻣﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﻛﺘﺮا ﻣﻴﺨﻮنه :| گوشیم مونده بود خونه ی دوستم رفتم بگیرمش دیدم بیست تا پیام دارم! بازش کردم ببینم کیه ! دیدم دوستمه اس داده گوشیت خونه ی ما مونده بیا ببرش ! :| ینی ولم کنید میخوام همینجا جون بدم به مامانم میگم:داری میری بیرون برام یک مجله هم بخر مامانم :ما که دیوانه شدیم از دست تو با این مجله هات من:خوبه همون پولو برم مواد بخرم متاد شم مامانم : آره حداقل اینجوری نیم ساعت نعشه ای ساکت یه گوشه میوفتی اینقدر حرف نمیزنی :| خدا بیامرزه اون زمانی که ماهم کتاب می خوندیم الان کتاب که هیچ...! پست هایی که بالای 3 خط هم نمی خونیم!! ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﻳﻪ ﭼﻴﻨﻴﻪ ﻣﻴﺮﻩ ﺑﺎﻻﻱ ﻛﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻣﻴﺰﻧﻪ: “ﺳﺎ ﻻﻭهیو ﻻﻥ ﻫﻴﻦ ﺷﻴﻦ ﺗﺎ ﻧﻴﻲ” ﻳﻬﻮ ﺍﺯ ﻛﻮﻩ ﺻﺪﺍ ﻣﻴﺎﺩ: … بی---- ، ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﻪ ﺑﮕﻮ :| نصفه شبی یارو زنگ زده میگه شما؟؟؟ هیچی دیگه منم کلی عذرخواهی کردم گفتم ببخشید گوشیمو اشتباه برداشتم… خداییش خیلی حال میده ها فامیلیت صالح باشه بعد اسم بچه ات رو بزاری ساحل ملت دچار خود درگیری میشن ! ![]() ![]() ![]() ![]()
RE: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - مرتاح - ۵/شهریور/۹۲ ۲۳:۱۳ (کاملا واقعی) ---> امروز رفتیم واسه نورسیده یکی از اقوام پتو بخریم... مامانم رفته به مغازه دار میگه پتو واسه نوزاد دارین؟؟ طرف برمیگرده میگه : چند نفره میخواین! ![]() ای خداااااااااااااا.... ![]() --------------------------------------------------- یه پسردایی داشتیم وقتی پیش دبستانی بود ، ماهی قرمزشو از آب در آورده بود گذاشته بود تو جیبش برده بود مدرسه که به معلمش نشون بده ![]() ----------------------------------------------------------- بابای من کارش از کولر گذشته ، شبا مودم خاموش میکنه ----------------------------------------------------------- دانشمندان دریافته اند که هفته ای دوبار قطعی اینترنت در کنار خوردن ماهی برای سلامتی و جلوگیری از ابتلا به زخم بستر مفید است ---------------------------------------------- بچه ها باید یه اعترافی کنم! یادتون مامان بابا هاتون میزدن تو سرتون میگفتن از بچه مردم یادبگیر.... من همون بچه مردمم RE: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - لبخند خدا - ۶/شهریور/۹۲ ۰:۵۳ سلاممممممم ![]() گفتم این سری جک نذارم یه خاطره باحال براتون بزارم... یه روز ناهار رفته بودیم خونه مادر بزرگم...بعد از ناهار هیچکی حال نداشت سفره رو جمع کنه و هم مون دور سفره دراز کشیده بودیم...بعد یکی زنگ خونه رو زد..من هم فکر کردم داییمه از دانشگاه اومده...رفتم که در رو باز کنم ، دستامم تو جیبم بود و از تو حیاططططططط داد زدم : داییییییییی بگو اکبر آقا (همسایه مادربزرگم) بیاد سفره رو جمع کنهههههههههه....در رو باز کردم بنظرتون کی پشت در بود؟؟ زن اکبر آقا.... ![]() داشت میخندید گفت : اکبر کار داشت گفت من بیام سفره رو جمع کنم... ![]() منم گفتم : میخواستم روحیه خونواده رو شاد کنم همین ![]() حالا من خودم داشتم از خنده ریسه میزفتم اون وسط خانواده هم از تو خونه داشتن به کار خرابی من میخندیدن..اصلا یه وضعی بوداااااااا.....بخدا... دیگه واسم درس عبرت شد که مسخره بازی در نیارم هیچی دیگهههه خودم آخر سر سفره رو پاک کردم نه اکبر آقا و زنش
RE: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - پرنیان - ۶/شهریور/۹۲ ۱۱:۲۲ ![]() ![]() RE: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - SAViOR - ۶/شهریور/۹۲ ۱۳:۰۹ اوباما در برابر آزمونی سخت...
اسرائیل: اوباما جان اگر دستور حمله به سوریه رو بدی این موز رو بهت میدم اوباما : جدی میگی ؟؟؟! ![]() آیا اوباما می تواند مقاومت کند؟
RE: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - علمدار133 - ۶/شهریور/۹۲ ۱۶:۱۲ ![]() کارتریج تموم شده بود این پرینت آخری خوب در نیومد RE: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - SAViOR - ۶/شهریور/۹۲ ۱۷:۰۰ خدایا ممنون از اینکه دشمنان ما رو از احمقان قرار دادی...
![]() RE: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - *ركن الهدي* - ۶/شهریور/۹۲ ۲۰:۰۷
معلم تاریخ :بگو ببینم در قلعه ی سلاسل را چه کسی شکست؟ دانش آموز با گریه :آقا بخدا ما نشکستیم ..!
معلم تاریخ به ناظم مدرسه :میبینی وضع این بچه رو؟ ناظم :آقای معلم من خانواده این بچه رو میشناسم بچه خوبیه مطمئنم این نشکسته ...! ...:| منفجر شو عمو ببینه مكالمه یک پاكستانی با یكی از كودكان فامیل !!!:| ![]() انقده بدم میاد دارم با کسی تلفنی حرف می زنم گوشی رو میده به یه بچه یه ساله ! میگه بیا با عمو حرف بزن ! آخه من دقیقا چه صحبتی باید بکنم با اون بچه ؟؟ مسئولینم ک قربونش برم دسته جمعی رفتن ددر
تقلب خخ RE: خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) - hessam - ۶/شهریور/۹۲ ۲۰:۳۵ مامانم سوزن رو گذاشته رو دسته مبل ، افتاده گم شده! ﻫﻤﻪ داریم ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ ! ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﺳﺎﺯﯼ کنه ﯾﻪ ﺳﻮﺯﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻩ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻪ هیچی ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺳﻮﺯﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ :| |