![]() |
|
آیا چشم زخم واقعیت دارد ؟ - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html) +--- بخش: دشمن شناسی در اسلام (/forum-24.html) +--- موضوع: آیا چشم زخم واقعیت دارد ؟ (/thread-17066.html) |
آیا چشم زخم واقعیت دارد ؟ - تفکر - ۷/خرداد/۹۱ ۲۲:۲۲ =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-= آیا چشم زخم واقعیت دارد؟ =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-= واقعيت سحر و جادوگري،امري پذيرفته شده در بينش و نگرش قرآني است. جادوگري به مفهوم واقعي آن ،به معناي تصرف خارق العاده و بيرون از دايره امور طبيعي است. انسان به جهت خليفه الله بودن و تعليم اسمايي، از توانمندي ها و ظرفيت هاي بسياري برخوردار است كه فراتر از هر موجودي است؛ زيرا تعليم وآموزش همه نام هاي الهي كه در آيه 30 سوره بقره بدان اشاره شده به معناي آن است كه انسان از نظر ماهيت و ذات، آفريده اي است كه از همه صفات و اسمايي كه خداوند به او تعليم داده برخوردار مي باشد. اين ظرفيت و توانمندي شامل امور عادي و غير عادي مي شود. از آن دسته توانمندي ها مي توان به خلاقيت و آفريدگاري و ربوبيت طولي اشاره كرد. يكي از اين توانمندي ها و ظرفيت ها كه به تعليم و جعل اسمايي در ذات و ماهيت انسان سرشته و به وديعت نهاده شده است، تصرفات فرامادي و فرا فيزيك و قوانين طبيعي است. اين دسته از ظرفيت ها و توانمندي ها به يقين فراتر از توانمندي هاي هر آفريده ديگر از جنيان و فرشتگان است تا بتواند به عنوان خلافت الهي آنان را مديريت و تدبير و ربوبيت نمايد و هر يك را به كمال لايق و شايسته شان برساند. از اين رو همه فرشتگان و جنيان در برابر انسان، سجده كرده و اطاعت و فرمانبرداري وي را پذيرفته اند تا تحت مديريت او به كمال خويش دست يابند. هر چند كه به ظاهر و در مقام تشريع، ابليس كه از جنيان و بزرگ ايشان بود، از اين كار سرباز زد و تمرد و عصيان نمود و خود را به علت مايه و سازه جنسي خويش برتر ديد و گفت كه از آتش و جنس برتر است ولي با اين همه، وي نيز به حكم تكوين وامر الهي، مسخر انسان و تحت ولايت و خلافت الهي انسان مي باشد. بنابراين تنها كاري كه به عنوان دشمن آشكار مي تواند انجام دهد وسوسه است و هيچ گونه تصرف فراتر از آن نخواهد داشت و تنها كساني كه ولايت و خلافت او را مي پذيرند تحت سلطه وي در مي آيند و از اوليايش به شمار مي روند. از اين رو ابليس در رستاخيز، خطاب به دوستان و اولياي خويش مي گويد: فلاتلوموني و لوموا انفسكم؛ مرا سرزنش نكنيد و خود را سرزنش كنيد؛ زيرا تنها شما را وسوسه كردم و شما خود مطيع و فرمانبرم شديد. به هر حال طبيعت و ذات انسان به گونه اي است كه داراي ظرفيت و توانمندي هاي بسياري مي باشد، كه يكي از آن ها تصرف در فرآماده و ايجاد امور خارق العاده و فرا طبيعي و فيزيك است. البته برخي به جهت شرايط اعتدالي زيست محيطي و وراثتي در كودكي نيز ممكن است به اين ظرفيت و توانمندي به شكل فعليت ضعيف دست يابند و يا با آموزش مي توانند خود را به اين فعليت برسانند. اين توانمندي انسان مانند بسياري ديگر از توانمندي ها به صورت قوه و توانايي در ذات انسان وجود دارد و مي توان در يك فرآيند تعليمي و تربيتي و آموزشي و پرورشي به فعليت رساند و از آن بهره برد. توانايي انسان براي سحر و جادو انسان ها به طور طبيعي توانايي اعمالي را دارند كه از آن به سحر و جادو ياد مي شود. برخي اين توانمندي را به شكل اعتدالي زيست محيطي و وراثتي به ارث مي برند و در كودكي و خردسالي مي توانند از آن بهره گيرند. برخي ديگر نيز با آموزش و پرورش نفس خويش مي توانند آن را فعليت بخشيده و در فراماده و فرا طبيعت و يا در ماده و طبيعت با اين توانايي فرامادي خويش تصرف نمايند. در حقيقت اين توانايي با توجه به اسباب مختلف مانند آموزش و پرورش و قدرت و توانايي ذاتي روحي و رواني شخص متفاوت و از درجات متنوعي برخوردار مي باشد. از اين رو برخي ها توانايي تصرفاتي چون ايجاد كردن را دارا مي باشند و مي توانند ميوه و يا خوراكي را ايجاد و خلق كنند و يا مي توانند در رفتار و كردار ديگري تاثيرگذار باشند و دل و قلب كسي را به سوي خويش و يا ديگري متمايل سازند و يا زمينه انزجار و بيزاري را فراهم آورند. ابزارهاي سحر و جادو و روش هاي آن نيز به نسبت توانايي شخصي متفاوت و متعدد است. از اين رو برخي تنها در روح و روان و برخي در جسم تصرف مي كنند، و يا اين كه برخي تنها از راه چشم و برخي ديگر از راه دست و يا ابزارهاي ديگر مي توانند تصرف نمايند. يكي از معروف ترين نوع جادوگري و تصرف ها، تصرف از راه چشم است كه در اصطلاح فارسي از آن به چشم زخم ياد مي شود و دارندگان چنين توانايي را برخي بديمن و شوم چشم مي شمارند. در اين نوشتار تنها اين نوع از سحر و جادو و تصرف فرامادي مورد تحليل و تجزيه قرار مي گيرد. چشم، يكي از نشانه هاي خدا چشم كه در آموزه هاي قرآني از آن به عين و بصر و راي و نظر تعبير مي شود گاه به ابزار و گاه به نوع كنش و واكنش آن اشاره دارد. «عين»، نام ابزار ديدن و رويت و نظر است. خداوند آفرينش چشم براي انسان را يكي از آيات الهي مي داند (انعام آيه 46 و يونس آيه 31 و آيات ديگر). چشم به عنوان ابزار ديدن و نگريستن، ابزاري است كه با اتكا به روح انسان توانايي ديدن مي يابد. به اين معنا كه روح انساني است كه در حقيقت از دريچه و ابزار چشم مي نگرد و مي بيند (سجده آيه 9)؛ از اين رو ميان چشم و روح ارتباط بسيار تنگاتنگي وجود دارد و اين روح انساني و نفس اوست كه چشم را مديريت مي كند. اين گونه است كه روح انساني براي درك و شناخت خود و جهان و ادراك موقعيت خويش در هستي و بهره گيري از نعمت هاي خداوندي در راستاي تكامل خويش، از ابزار چشم بهره مي گيرد (بقره آيه7و 171 و اعراف آيه 179 و ده ها آيه ديگر). خداوند اين ابزار را به انسان داده است تا با تامل در جهان آفرينش شناخت كاملي از خود و خدا به دست آورد و زمينه عبوديت خداوندي را در نهاد خود فراهم سازد و تقويت نمايد، و با پرستش خداوند و شكر نعمت، گام در راه تكامل تا قاب قوسين او ادني (نجم آيه 9) بردارد. اين توانايي ديدن و آگاهي و شناخت از موقعيت خود و خدا و جهان، از همان روزهاي آغازين تولد آغاز و در يك فرآيند طبيعي به تكامل مي رسد (نحل آيه 78). در گزارش قرآن به اين نكته اشاره شده كه جنيان نيز همانند انسان ها از چشم برخوردارند (اعراف آيه 179) با اين تفاوت كه، چشمان جنيان از يك قابليت بيش تري نيز برخوردار مي باشد و در حالت عادي مي توانند انسان ها را بنگرند ولي انسان تنها زماني كه خود را تعالي بخشيد و از چشم برزخي بهره مند شد مي تواند عالم مثال منفصل را بنگرد كه منطقه زيست جنيان در دنياست. از اين رو خداوند به بشر هشدار مي دهد كه جنيان و ابليس مي توانند شما را در حالت عادي بنگرند ولي شما از چنين توانايي برخوردار نمي باشيد، پس مواظب باشيد از اين ضعف و سستي شما سوءاستفاده نكنند و شما را وسوسه و گمراه نسازند. ارتباط روح و چشم چشم انسان از آن جايي كه تحت تاثير مستقيم روح و جان انساني كار مي كند و به يك معنا با نفس و روان آدمي مرتبط است حركات آن نيز تحت تاثير جان و روان قرار مي گيرد. از اين رو انسان هايي كه در حالت ترس روحي و رواني قرار مي گيرند چشماني خيره پيدا مي كنند و يا چشمانشان به حركت در مي آيد. در حقيقت حركت غيرعادي چشم متاثر از حالت رواني و دروني انسان انجام مي شود. ترس موجب مي شود چشمان به طور غيرعادي به حركت درآيد (احزاب آيه 19). گاه نيز اتفاق مي افتد كه چشم با ديدن چيزهايي چنان روح را تحت تأثير قرار مي دهد كه امكان مهار حركات ساير اعضا براي جان و روان آدمي فراهم نمي شود. در داستان يوسف (علیه السلام) و زنان اشراف چنين موقعيت براي زنان اشراف پديد مي آيد و آنان تحت تاثير جمال و زيبايي شگفت انگيز فرابشري يوسف، دست خويش را مي برند (يوسف آيه 31). اين نشان مي دهد كه چشم انساني موجب مي شود تا هم خود تحت تأثير روح، حركات و رفتارهاي غيرعادي و غيرمهار شده انجام دهد و هم مي تواند ابزاري براي تحت تاثير قرار دادن روح آدمي شود تا مهار و كنترل ساير اعضا را از دست دهد. اين بدان معناست كه ميان روح انساني و چشم ارتباط بسيار حساس و ظريفي وجود دارد.
سحر چشم گفته شد كه سحر و جادو از توانمندي هاي ذاتي بشر است و انسان ها مي توانند به اعتدال ذاتي و غير اكتسابي به اين توانايي به صورت فعلي دست يابند، و يا با آموزش و پرورش، استعداد و توانمندي ذاتي خويش را در اين زمينه آشكار سازند. در داستاني كه قرآن درباره مردم بابل ميانرودان گزارش مي كند، به مساله وجود سحر و تعليم آن به كمك دو فرشته الهي به نام هاروت و ماروت اشاره مي نمايد. در اين داستان كه در سوره بقره آمده به خوبي تبيين و تحليل مي گردد كه سحر و جادو قابل تعليم و آموزش است و كاركردهاي بسياري دارد و مي تواند امري مثبت و سازنده و يا منفي و زيانبار باشد. در اين جا هدف آن نيست كه علت اين كه چرا دو فرشته مامور مي شوند در بابل به مردم سحر و جادوگري بياموزند تبيين شود؛ زيرا اين خود نوشتار و تحقيقي ديگر را مي طلبد. اما اين نكته در اين گزارش و تحليل به روشني ظاهر مي شود كه انسان اين استعداد و توانمندي را به طور ذاتي دارا مي باشد كه از عناصر فرامادي استفاده كند و يا ابزارهاي مادي را در امور فرامادي به كار گيرد در مورد اخير مراد آن است كه شخص مي تواند از امور مادي چون چشم براي امري معنوي مانند محبت و دشمني بهره ببرد. در داستان سحر جادوگران مصري و مبارزه ايشان با حضرت موسي(علیه السلام)، اين نكته مورد تاكيد قرار مي گيرد كه سحر مي تواند در چشم و تصرف در آن باشد. از اين رو نفوذ جادوي ساحران فرعوني در چشم بني اسرائيل بوده كه موجب وحشت ايشان مي شود. به اين معنا كه شخص مي تواند با اعمالي، در چشم شخص تصرف كند و تاثيرات آن را در جان و روحش ببيند. بنابراين با حركت طناب ها و ريسمان ها در چشمان مردمان تصرف شده و در جان ايشان وحشت و ترس افكنده مي شود. (اعراف آيه 116) كافران مكه نيز در برابر معجزات پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مدعي بودند كه چشمانش در برابر مشاهده گشايش درهاي آسمان مسحور شدند و در حقيقت پيامبر در چشمان ايشان تصرف كرده تا نتوانند حقيقت و واقعيت را از خيال جدا كنند. (حجر آيه 14و 15) به هر حال شكي نيست كه انسان از توانايي خاص و خارق العاده اي برخوردار است كه موجبات تصرفات فرامادي و فراطبيعي را فراهم مي آورد. همين مساله و وجود كساني كه از اين توانايي برخوردار بودند موجب شده حتي معجزات پيامبران كه امري فراتر از سحر و جادو بوده و نشانه و آيتي بزرگ و غيرقابل انكار مي باشد از ديدگاه كافران به عنوان سحر و جادو برآورد و قلمداد شود. آنان پيامبران را به عنوان ساحران و نه پيامبران معرفي مي كردند. در آيات بسياري از قرآن به اين مسئله اشاره شده كه كافران دربرابر معجزات باهره پيامبران، ايشان را متهم به سحر و جادو مي كردند و هرگونه ارتباط اين معجزات را با خداوند انكار مي نمودند. اينها همه نشانه اي از وجود سحر و جادو و آثار و تأثيراتي بود كه درجامعه بشري وجود داشت و بسياري از مردم به ذاتي و يا با آموزش به آن دست يافته بودند. چشم زخم چنان كه گفته شد يكي از اقسام سحر و جادو، تصرفات چشم است، كه اگر به گونه آسيب زا و زيانبار باشد از آن به چشم زخم ياد مي شود. چشم زخم به معناي آسيبي است كه چشم بد به كسي بزند. (فرهنگ فارسي ج1ص1290) قرآن در آيه 67 سوره يوسف، به امكان وحقانيت چشم زخم اشاره مي كند. در اين آيه حضرت يعقوب(علیه السلام) به فرزندان خويش فرمان مي دهد كه هنگام ورود به مصر از يك دروازه شهر وارد آن نشوند و از آن جايي كه فرزندان ده گانه ايشان افرادي زيبا و تنومند و جوان بودند از ايشان مي خواهد براي در امان ماندن از چشم زخم مردم مصر از دروازه هاي متعدد وارد شوند تا به چشم نيايند (الميزان ج11 ص218). بنابراين مي توان گفت كه چشم زخم امري پذيرفته شده در بينش و نگرش قرآني است.(مجمع البيان ج5 و 6 ص380) در حقيقت يعقوب(علیه السلام) از چشم زخم مصريان نسبت به فرزندانش دل نگران بود.هرچند كه آن حضرت(علیه السلام)، براين نكته تأكيد مي ورزد كه قدرت انسان هاي داراي چشم زخم به گونه اي است كه او نمي تواند جلوي آنها را بگيرد مگر آن كه اراده الهي به اين تعلق گيرد كه چشم زخم مردم در ايشان اثر نگذارد.(يوسف67) مهم ترين آيه كه درباره چشم زخم بدان اشاره مي شود آيه 51 سوره قلم است. سـبـب نـزول آيـه آن بود که، كفار مي خواستند رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را چشم بـزنـنـد تـا وفـات كند يا كشته شود. طايفه اى از بنى اسد معروف بودند به چشم بد. هر گـاه يـكـى از آنها به گاو يا شترى نظر مى افكند، فوراً آن حيوان ميمرد يا مجبور مي شدند آن را ذبـح و نـحـر كـنـنـد. يكى از آنـهـا کنيزى داشت مـي گفت به او: بر خيز و زنبيل را همراه من بياور تـا گوشت فراهم كنم. ميرفت هر كجا شتر يا گاو و گوسفند نـيـكـوئى مـي ديد مي گفت چقدر نيكو است، مانند اين حيوان نديده ام. فورا صاحبش از ترس آنكه هـلاك شـود آن را مـي كشت و نصيبى به او مي داد، و بر هر چه چشمش اصابت مي كرد طولى نمي كشيد كـه او هـلاك مي شد. قريش به آن مرد گفتند: بيا و نظر بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم افـكـن تـا چـشـمـت بـه او رسـد. آن مـرد آمـد نـزد رسـول خـدا. آن حـضـرت مـشـغـول قرائت قرآن بود ساعتى بحضرتش نظر انداخت و انديشه مي كرد و هيچ شك نداشت در آنـكـه پـيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بچشم او زده مي شود و اين بيت را انشاء كرد و گفت : [قد كان قومك يحسبونك سيدا و اخال انك سيد معيون] ( پيروانت معتقدند كه مرد آقائى هستى، ولى من معتقدم مرد چشم خورده اى هستى ) پـروردگـار آيـه [وَ إِنْ يـَكـادُ ] را نـازل نمود و آن حضرت را از چشم بد آن مرد نگاه و محفوظ داشت. (تفسير جامع ، ج 7، ص : 226) واژه زلق در لسان العرب، به معناي لغزيدن است و زلق بابصار و لغزيدن به چشم يعني اين كه "تو را با چشمانشان آزار رسانند و تو را از مقامي كه داري بلغزانند"(لسان العرب ج6ص70). اين مقام همان مسئله ذكر حكيم و قرآن عظيمي بود كه آنان را شگفت زده كرده بود و بهترين سخنوران و شاعران كافران در برابرش زانو به زمين زده بودند. روايات درباره چشم زخم : 1. عـــَنْ مـــُعـــَمَّرِ بـْنِ خـَلَّادٍ قـَالَ كـُنْتُ مَعَ الرِّضَا عبِخُرَاسَانَ عَلَى نَفَقَاتِهِ فَأَمَرَنِى أَنْ أَتَّخِذَ لَهُ غـَالِيـَةًفـَلَمَّا اتَّخـَذْتـُهـَا فـَأُعـْجـِبَ بِهَا فَنَظَرَ إِلَيْهَا فَقَالَ لِىيَا مُعَمَّرُ إِنَّ الْعـَيـْنَ حـَقٌّ فـــَاكـــْتـــُبْ فـِى رُقـْعـَةٍالْحـَمـْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ وَ آيَةَالْكُرْسِىِّ وَ اجْعَلْهَا فِى غِلَافِ الْقَارُورَةِ معمّر بن خلاد گويد: در خراسان متصّدى مخارج و كارهاىحضرت رضا عليه السلام بودم . حضرت دستور داد برايش عطرى تهيه كنم ؛ وقتى تهيّه كردم، شگفتى نمود و به آن نظر كرد و فرمود: اى معمّر چشم زخم واقعيّت دارد، بر پارچه اى (حمد) و توحيد و معوّذتين و آية الكرسى را بنويس و آن را در جلد قاروره و شيشه عطر قرار ده . (مكارم الا خلاق ص 386) 2. رُوِىَ عـــَنْ أَبـــِى عــَبـْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قـَالَ الْعَيْنُ حَقٌّ وَلَيْسَ تَأْمَنُهَا مِنْكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ لَا مـِنـْكَ عـَلَى غـَيـْرِكَفـَإِذَا خـِفْتَ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ فَقُلْ ما شاءَ اللّهُ لا قُوَّةَ إِلاّبِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ ثَلَاثاً از امـام صادق (ع ) روايت است كه: چشم زخم واقعيّت دارد،از چشم ديگرى بر خود ايمن مباش و هم از چشم خود بر ديگرى و اگر از چشم زخم ترسيد سه بار بگو: ما شاء الله لا حول و لا قوّة الا بالله العلىّ العظيم (مكارم الا خلاق ص 386) 3. عـــَنْ أَبـــِى عـــَبـْدِ اللَّهِ ع : إِذَا تـَهـَيَّأَ أَحـَدُكـُمْتـَهْيِئَةً تُعْجِبُهُ فَلْيَقْرَأْ حِينَ يَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِالْمُعَوِّذَتَيْنِ فَإِنَّهُ لَا يَضُرُّهُ شَيْءٌ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى از امـام صـادق (ع ) روايـت اسـت : چون يكى از شما با هيأت آراسته اى از خانه بيرون مى شود به هنگام خروج دو سوره معوّذتين را بخوانيد: كه به فرمان حق آسيبى نبينيد ان شاء اللَّه تعالى . (مكارم الا خلاق ص 386) وظيفه كسى كه چشمش شور است: از بـعضى روايات استفاده مى شود كه ،وظيفه كسى كه چشمش شور است در وقتى كه متعجب شد از كسى و يا چيزى بگويد [تبارك الله احسن الخالقين اللهم بارك فيه ]. و يا بگويد [الله الصمد ما شاء الله لا قوه الا بالله ]. و يا بگويد [آمنت بالله و صلى الله على محمد و آل مـحـمـد ]. تـا چـشمش اثر نكند . و در بعضى روايات هست اگر كسى چشمش شور بود و اثر كرد وظيفه اش اين است كه فورى وضو بگيد تا اثر چشم زخم از بين برود 4. عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع : مَنْ أَعْجَبَهُ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌفَلْيُبَارِكْ عَلَيْهِ فَإِنَّ الْعَيْنَ حَقٌّ از امـام صـادق (ع ) روايـت است : هر كه چيزى از رفقايش او را شگفت آرد به او بارك الله گويد كه چشم زخم واقعيت دارد (مكارم الا خلاق ص 386) 5.وَ قَالَ النَّبِىُّ ص إِنَّ الْعَيْنَ لَتُدْخِلُ الرَّجُلَ الْقَبْرَ وَالْجَمَلَ الْقِدْرَ و نبى اكرم (ص ) فرمود : چشم زخم مرد را به گور و شتر را به ديگ مي فرستد . (مكارم الا خلاق ص 386) 6. وَ مـــِنـــْهُ، عـَنْ مـُحَمَّدِ بْنِ مَيْمُونٍ الْمَكِّىِّ عَنْ عُثْمَانَبْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عـَنْ صـَفـْوَانَ الْجـَمَّالِعـَنْ أَبـِى عـَبـْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قـَالَ لَوْ نـُبـِشَ لَكـُمْعـَنِ الْقـُبـُورِ لَرَأَيـْتـُمْ أَنَّ أَكـْثَرَ مَوْتَاهُمْ بِالْعَيْنِلِأَنَّ الْعَيْنَ حَقٌّ أَلَا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قـَالَ الْعـَيـْنُ حـَقٌّفـَمـَنْ أَعـْجَبَهُ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌ فَلْيَذْكُرِ اللَّهَ فِى ذَلِكَفَإِنَّهُ إِذَا ذَكَرَ اللَّهَ لَمْ يَضُرَّه از امـام صـادق (ع ) روايـت اسـت : اگـر قـبـرهـا شـكافته شود هر آينه مى بينيد كه بيشتر مـردگـان بـه سـبب چشم زخم مرده اند، زيراچشم زخم حق است. آگاه باشيد، پيامبر فرمودند: چشم زخم حق است . پس اگر از چشم زخمترسيديد ذكر خدا بگوئيد كه ذكر خدا مانع اثر چشم زخم مى شود . (بحار الا نوار ج 60 ص: 25) نکته مهمی که نباید فراموش شود این است که، قدرت الهی است که انسان را از شر سحر و انواع ان مصون می دارد لذا پناه بردن به اجسام یا اشیائی که هیچ توجیه دینی ندارد به نوعی پناه بردان به غیر خدا محسوب می شود، و دیگر اینکه بـسـيـار ديـده مـي شـود افـرادى صـرفـا بـه دليـل ايـنـكـه چـشـم فـلانـى بـه مال يا عزيزانشان افتاده و بعد بيمارى يا مشكلاتى براى آنها پيدا شده ديگران را متهم بـه چـشـم شـورى مـي كـنـند كه از چشم زخم فلانى چنين و چنان شد، و چه بسا اين بدبيني ها كـدورتـ هـایى مـيـان دوسـتـان يـا افـراد يـك فـامـيـل و يـك مـحـل بوجود مى آورد و سبب جدائى و قطع رحم عده اى از يكديگر مى شود، بلكه ممكن است بـه سـبب كوتاهى و اهمال كارى خود فرد باشد، يا به خاطر بدى كه در حق اقوام نزديك مـثـل پـدر و مـادر و ديگران كرده باشد، يا به خاطر انجام گناهان يا ناشكرى و غفلت از يـاد خـدا بـاشـد، و از همه مهمتر، طبق آيه قرآن ، هر فردى سالى يك يا دو بار امتحان مى شـود كـه در بـرابـر خـوشـی هـا و سـخـتـی هـا چـگـونـه عـمـل مـى كـنـد، پـس اتـفـاقـات صـرفـا بـر اثـر چـشـم زخـم نـخـواهـد بـود و بـه عـوامـل غـيـر آن هـم مـمـكن است ارتباط داشته باشد؛ لذا واضح و روشن است كه آن يك امر اشتباهى است و نبايد به برادران دينى خود بد بين بود. نویسنده : ام البنين شاه منصوري با اضافات و تلخیص مصاف =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
RE: آیا چشم زخم واقعیت دارد ؟ - peimane - ۷/خرداد/۹۱ ۲۲:۳۲ چشم زخم از منظر قرآن وَ إِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِینَ؛ نزدیك است كه كافران هنگامی كه آیات قران را می شنوند تو را با چشمان خود هلاک کنند و می گویند او دیوانه است در حالی که قران جز مایه بیداری برای جهانیان نیست. همه ما آیات پایانی سوره قلم را بارها شنیده ایم، خیلی از ما قاب عکسی از این آیات را بر در و دیوار خانه زده ایم و بعضی از ما این آیه را بر کاغذی نوشته و درون رقبه ای (کیسه چرمی حاوی دعا) بر گردن خود انداخته ایم تا از چشم زخم در امان باشیم. اما واقعا این آیه اشاره به چشم زخم یا به قولی چشم زدن دارد؟ مفسران سه تفسیر برای جمله" تورا با چشمان خود هلاک می کنند" آورده اند: 1- بعضی منظور از این جمله را نگاه غضب آلود مشرکان به پیامبر دانسته اند. 2- بعضی ها منظور از این جمله را این دانسته اند که دشمنان با استفاده از نیروی مرموزی که در بعضی چشمهاست سعی دارند تا به پیامبر آسیب بزنند. مثال این نیروی مرموز را حداقل در فیلمها زیاد دیده ایم که طرف مثلا با نگاهش قاشق خم می کند یا... قبول تأثیر چشم زخم به معنای پناه بردن به كارهای خرافی و اعمال عوامانه نیست. اسلام برای پیش گیری از تأثیر سوء چشم زخم، استعاذه و یاد خدا را مطرح كرده، همچنین صدقه دادن نیز توصیه شده است 3- و عده ای دیگر منظور از این جمله را همان مفهوم عامه چشم زدن تعبیر کرده اند. این افراد بر این اعتقادند که این دو آیه اشاره به تضاد بین حرفهای کافران را نشان میدهد به طوری که از یکسو از شنیدن آیات قران چنان شگفت زده می شوند که از تعجب نزدیک است پیامبر را چشم بزنند اما از طرف دیگر حرفهایش را تکذیب کرده و او را دیوانه می نامند. چشم زخم خرافات نیست! [/font] اما این نکته را توجه داشته باشید که قبول تأثیر چشم زخم به معنای پناه بردن به كارهای خرافی و اعمال عوامانه نیست. اسلام برای پیش گیری از تأثیر سوء چشم زخم، استعاذه و یاد خدا را مطرح كرده، همچنین صدقه دادن نیز توصیه شده است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هرگاه بخواهید با هیئتی آراسته و چشم گیر از خانه بیرون روید، معوذتین (سوره های فلق و ناس) بخوانید تا چشمی در شما اثر نكند.[1] و در روایت دیگری از حضرت می فرماید: هر گاه از چشم زخم ترسیدی بگو: ما شاءالله لاقوه الا بالله العلی العظیم. [2] امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرمایند: اگر كسی از چشم زخم كسی می ترسد سه مرتبه بگوید: ماشاءالله لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم و سوره فلق و ناس را بخواند، تا چشم بد در او اثر نكند. هم چنین گفته شده كه آیه و ان یكاد را بنویسید و با خود همراه داشته باشید. در حدیثی دیگر آمده است كه رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) برای امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) به منظور پیش گیری از چشم زخم دعایی خواندند كه مضمونش چنین بود: "اعیذكما بكلمات الله التامه و اسماءالله الحسنی كلها عامه من شر السامه و الهامه و من شر كل عین لامه و من شر حاسد اذا حسد"یعنی:" شما را به تمام كلمات و اسمای حسنای خداوند از شر مرگ و حیوانات موذی و هر چشم بد و حسود آن گاه كه حسد ورزد، می سپارم". سپس پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: این چنین حضرت ابراهیم برای دو فرزندش اسحاق و اسماعیل تعویذ كرد.[3 و 4] در جای دیگر هم از پیامبر نقل شده که : اگر چیزی می توانست بر قضا و قدر پیشی بگیرد چشم زدن بود. دانشمندان امروز بر این باورند كه در برخی از افراد، روح و توان منحصر به فردی است كه می تواند اشیا را نه تنها جا به جا كند بلكه مانند اشعه لیزر آن را منفجر و متلاشی نماید. این انرژی گاه از راه چشم، ساطع می شود علاوه بر منابع دینی بررسی های علمی نیز اثبات كرده است كه آدمی دارای نیروی شگفتی است كه می تواند آثار مثبت و یا منفی به جای گذارد. [font=Arial]تأثیر چشم دانشمندان امروز بر این باورند كه در برخی از افراد، روح و توان منحصر به فردی است كه می تواند اشیا را نه تنها جا به جا كند بلكه مانند اشعه لیزر آن را منفجر و متلاشی نماید. این انرژی گاه از راه چشم، ساطع می شود. چگونه دیگران را چشم نزنیم؟ شاید یکی از ما این اعتراف را بکند که در من حالتی است وقتی از کسی تعریف می کنم سریعا چشم می خورد و آزار می بیند. اولا باید گفت که از کجا یقین دارید که این آسیب ها به خاطر چشم شما بوده است ؟ شاید علت و دلیل دیگری داشته باشد ولی هم زمان با نگاه شما این اتفاق افتاده باشد و شما بیش از حد به این مسأله حساس شده اید. در هر صورت از آنجایی که این اتفاقات به اختیار شما نیست از نظر اسلام هیچ گناه و مسؤلیتی در قبال آنها متوجه شما نیست. با جستجویی در متون روایی به احادیثی برخورد کردیم که بیان می کند چگونه می توان از این حالات خلاصی پیدا کرد و برای عدم آسیب دیگران کاری نمود. به نمونه ای از این گونه احادیث توجه کنید: در هنگامی که خصوصیت و ویژگی برادر مومنت ترا به اعجاب وا داشت، تکبیر (الله اکبر) بگو و ذکر خدای را بجا آور[5]، الحمدلله و قل هو الله احد و معوذتین و آیه الکرسی را بخوان. در این مواقع از عباراتی همانند «ماشاء الله» و «تبارک الله» یا «اللَّهُ اللَّهُ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» استفاد کنید.[6] پی نوشت ها : 1- بحارالانوار ، ج92، ص1330 . 2- بحارالانوار ، ج60، ص026 . 3- بحارالانوار، ج60، ص60 4- برگرفته از شور چشمی با اندکی تصرف 5- طب، [طب الأئمة علیهم السلام] مُحَمَّدُ بْنُ سُلَیْمَانَ بْنَ مِهْرَانَ عَنْ زِیَادِ بْنِ هَارُونَ الْعَبْدِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَجَلِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَعْجَبَهُ شَیْءٌ مِنْ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ فَلْیُكَبِّرْ عَلَیْهِ فَإِنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ مُحَمَّدُ بْنُ مَیْمُونٍ الْمَكِّیُّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ لَوْ نَبَشَ لَكُمْ مِنَ الْقُبُورِ لَرَأَیْتُمْ أَنَّ أَكْثَرَ مَوْتَاكُمْ بِالْعَیْنِ لِأَنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ إِلَّا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ الْعَیْنُ حَقٌّ فَمَنْ أَعْجَبَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَلْیَذْكُرِ اللَّهَ فِی ذَلِكَ فَإِنَّهُ إِذَا ذَكَرَ اللَّهَ لَمْ یَضُرِّهُ. بحارالأنوار ج : 92 ص : 127 6-[مكارم الأخلاق] لِلْعَیْنِ مَعْمَرُ بْنُ خَلَّادٍ قَالَ كُنْتُ مَعَ الرِّضَا ع بِخُرَاسَانَ عَلَى نَفَقَاتِهِ فَأَمَرَنِی أَنْ أَتَّخِذَ لَهُ غَالِیَةً فَلَمَّا اتَّخَذْتُهَا فَأَعْجَبَ بِهَا فَنَظَرَ إِلَیْهَا فَقَالَ لِی یَا مَعْمَرُ إِنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ فَاكْتُبْ فِی رُقْعَةٍ الْحَمْدَ لِلَّهِ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْمُعَوِّذَتَیْنِ وَ آیَةَ الْكُرْسِیِّ وَ اجْعَلْهَا فِی غِلَافِ الْقَارُورَةِ وَ مِثْلُهُ وَ رُوِیَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ الْعَیْنُ حَقٌّ وَ لَیْسَ تَأْمَنُهَا مِنْكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ لَا مِنْكَ عَلَى غَیْرِكَ فَإِذَا خِفْتَ شَیْئاً مِنْ ذَلِكَ فَقُلْ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ ثَلَاثاً وَ قَالَ إِذَا تَهَیَّأَ أَحَدُكُمْ تَهْیِئَةً تُعْجِبُهُ فَلْیَقْرَأْ حِینَ یَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ الْمُعَوِّذَتَیْنِ فَإِنَّهُ لَا یَضُرُّهُ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَنْهُ ع قَالَ مَنْ أَعْجَبَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَلْیُبَارِكْ عَلَیْهِ فَإِنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ . بحارالأنوار ج : 92 ص : 128. الْجَوَامِعُ لِلطَّبْرِسِیِّ، عَنِ النَّبِیِّ ص مَنْ رَأَى شَیْئاً یُعْجِبُهُ فَقَالَ اللَّهُ اللَّهُ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ لَمْ یَضُرَّهُ شَیْءٌ بحارالأنوار ج : 92 ص : 133
|