![]() |
|
مشاعره شاعرانه نوع دو - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: سبک زندگی اسلامی-ایرانی (/forum-32.html) +--- بخش: هنر و معماری اسلامی (/forum-33.html) +--- موضوع: مشاعره شاعرانه نوع دو (/thread-18979.html) صفحه: 1 2 |
مشاعره شاعرانه نوع دو - دل خسته - ۶/مرداد/۹۱ ۲۲:۵۴ سلام پس از برگزاری موفقیت آمیز (اعتماد به نفس رو!) مبحث مشاعره شاعرانه نوع یک ، که به واقع مقدمه این مبحث بود ، اقدام به ایجاد این مبحث کردم. در مبحث "مشاعره شاعرانه نوع یک" ، نوع مشاعره به این صورت بود که یک یا چند نفر شاعر با قواعد مرسوم مشاعره در سطح مردم ، اما با اشعار خودشون به مشاعره می پرداختند. اما این مشاعره ، کمی سخت تر و حرفه ای تر هست ، به این صورت که یک غالب (ترجیجا غزل یا قصیده) انتخاب می شه (به صورت یکی از اعضاء) سپس مصرع یا بیت اول از این غالب انتخاب میشه (شعر شاعر یا شاعری دیگر) ، سپس در عرض مدتی (مثلا 2 روز) تعدادی از دوستان ثبت نام می کنند ، سپس نفر اول شعر رو با دو مصرع ادامه می ده ، و نفرات بعد دو مصرع دو مصرع به شعر اضافه می کنند ، تا زمانی که تعداد این ابیات به حد نصاب برسه ، در این زمان یک نفر می تونه شعر رو به پایان برسونه (اعلام کنه) ، یا اگر به حداکثر تعداد ابیات رسید ، نفر آخر مجبور می شه شعر رو به اتمام برسونه. البته برای جلوگیری از اسپم و گیح شدن مطالعه کنندگان گرامی ، باید هر کس در پست خودش شعر رو ویرایش کنه و ابیات اضافه شده خودش رو با رنگ خودش اضافه کنه. مثلا آقای X شروع کننده شعر آقای Y آقای Z حد نصاب غزل 5-12 بیت بیت از شاعر معروف ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- ----------------------------- اعلام اتمام شعر در ضمن یکی از قوانین این هست که هر کس اگر بیشتر از یک روز یا دو روز از نوبتش گذشت ، نفر بعد می تونه شعر رو ادامه بده و نوبت اون شخص منقضی می شه.همچنین می شه در آن واحد دو یا چند شعر توسط چند گروه در حال ایجاد باشند. خوب بنده برای شروع ، غالب غزل رو انتخاب می کنم ، با مطلع : "چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد " از بیانگذار جمهوری اسلامی ایراندو روز هم مهلت هست تا دوستان اعلام آمادگی کنند. RE: مشاعره شاعرانه نوع دو - مجید121 - ۷/مرداد/۹۱ ۲:۳۶ سلام جناب دلخسته ... در خدمتیم ! RE: مشاعره شاعرانه نوع دو - دل خسته - ۷/مرداد/۹۱ ۲:۴۲ (۷/مرداد/۹۱ ۲:۳۶)مجید121 نوشته است: سلام جناب دلخسته ... در خدمتیم !نمیگذارین آدم اسپم نزنه ها! آقا خدمت از ما است شما آقایید. فعلا بنده و مجید آقا اعلام آمادگی کردیم. RE: مشاعره شاعرانه نوع دو - مهدی110 - ۷/مرداد/۹۱ ۶:۱۱ سلام علیکم. من هم اگه فرصتی بود هستم. RE: مشاعره شاعرانه نوع دو - دل خسته - ۹/مرداد/۹۱ ۴:۰۷ سلام ظاهرا پس از مدت طی شده مثل همیشه همراهان همیشگی بنده ، آقایان مجید121 و مهدی 110 همراهی می کنندبا عرض پوزش و صرفا به دلیل شروع مبحث بنده مشاعره رو شروع می کنم ، ان شاء الله که بنده رو ببنخشند. "چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد" [/b] من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد. واقعا چه قدر سخته شعر کسی مثل مرحوم امام رو ادامه داد ، آدم می ترسه. RE: مشاعره شاعرانه نوع دو - مجید121 - ۱۱/مرداد/۹۱ ۱:۵۱ "چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد" من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد RE: مشاعره شاعرانه نوع دو - مهدی110 - ۱۴/مرداد/۹۱ ۶:۱۸ "چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد" من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد RE: مشاعره شاعرانه نوع دو - مجید121 - ۱۵/مرداد/۹۱ ۱۵:۵۱ "چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد" من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد.
شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افکارم کرد RE: مشاعره شاعرانه نوع دو - مهدی110 - ۱۸/مرداد/۹۱ ۲:۱۹ "چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد" من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد. شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افکارم کرد خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد
RE: مشاعره شاعرانه نوع دو - دل خسته - ۱۸/مرداد/۹۱ ۳:۰۵ "چشم بيمار تو اي مي زده بيمارم كرد :::::::::::::::::::::حلقه گيسويت اي يار گرفتارم كرد" من حسرت زده روی تو ندیدم هرگز :::::::::::::::::::وصف رخسار تو صید من و افکارم کرد سر به دامان تو آوردم و از خود رفتم ::::::::::::::::: تا حریم حرمت محرم اسرارم کرد تلخی هجر تو در کنج لبم جا مانده ::::::::::::::::::از می و باده و مستی همه بیزارم کرد نور چون ماه تو تابید به یک باره ولی :::::::::::::: عزم کابوس پریشان شب تارم کرد. شام تاریک مرا بار دگر روشن کن ::::::::::::::: هجر و بی همنفسی زار و دل افگارم کرد خواب دیدم که صدای قدمت نزدیک است :::::::::::::::: آتش هجر نهیبی زد و بیدارم کرد سوخت زان باطن و افکار پریشان گردید:::::::::: که خراب از شرر خویش همه کارم کرد |