تالار گفتگوی بیداری اندیشه
محمد علی باب(بهاییت) و تجلی شیطان بر او - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html)
+--- بخش: دشمن شناسی در اسلام (/forum-24.html)
+---- بخش: فرقه های انحرافی (/forum-60.html)
+---- موضوع: محمد علی باب(بهاییت) و تجلی شیطان بر او (/thread-19082.html)



محمد علی باب(بهاییت) و تجلی شیطان بر او - وحید110 - ۹/مرداد/۹۱ ۲۳:۵۸

آقاى انصارى قدس سره می فرمود: پیش از آنکه کار على محمد باب به انحراف کشیده شود شبى شیطان بر یکى از‬ ‫طلاب سالک و با تقوا در حالى که مشغول ذکر بوده، ظاهر می شود و خود را ملکى معرفى می کند و میگوید: من‬ ‫مأمورم تو را ارشاد کنم.‬

‫سپس تا دو سال وى را به دستورات اخلاقى و کارهاى نیک کمک و راهنمایى می نماید. مثلاً هنگام سحر او را براى‬ ‫نماز شب بیدار می کند، یا به او م گوید: برخیز براى فلان مؤمن که گرفتار است دعا کن، یا اینکه او را در اول وقت‬ ‫متذکر نماز می نماید و... و در خلال آن مدت حتى به مکروهى نیز امر نمی کند تا آن طلبه کاملاً یقین کند که او ملک‬ ‫است و بتواند وى را براى امر مهمى که در نظر دارد برگزیند.‬

‫پس از دو سال یک شب در حالى که شمشیرى در دست داشت نزد وى آمده، او را از خواب بیدار می کند و‬ ‫می گوید: برخیز که از طرف خداوند دستور آمده که همین الآن گردن فلان عالم (یکى از علماى پرهیزگار و با‬ ‫حقیقت) را بزنى.‬

‫اینک بسیار روشن است در نظر کسى که دو سال به گمان خود توسط ملکى به کارهاى خوب ارشاد شده است،‬ ‫احتمال اینکه دستور دهنده شیطان باشد بسیار بعید خواهد بود؛ لذا به منزل آن عالم رفته، وى را از خواب بیدار‬ ‫می کند، ام‬ا همینکه چشمش به او می افتد مردد شده، با خود می گوید: به چه مجوزى این عالم را به قتل برسانم؟‬

‫فرداى قیامت در پیشگاه عدل الهى چه جوابى خواهم داشت؟ آنگاه از اینکه آن عالم را بی جهت از خواب بیدار نموده‬ ‫عذرخواهى می کند و بدون هیچ اقدامى بر می گردد.‬

‫ایشان می فرمود: در اینجا تنها چیزى که باعث حفظ آن طلبه گردید تقواى او بوده است. اگر انسان ملکه تقوا داشته‬ ‫باشد گرچه ندانسته در مهلکه اى گرفتار‬
‫شود چه بسا همان تقوا او را از انحراف نگاه دارد.‬

‫البته به نظر حقیر علاوه بر تقوا، خود ملاقات با آن عالم ربانى نیز از اسباب حفظ او گردیده است؛ زیرا همینکه با او‬ ‫برخورد نموده، نورانیت آن مرد خدا، قواى شیطانى را ضعیف و قواى عقلانى را بیدار و او را از تصمیمى که داشته،‬ ‫منصرف ساخته است.‬

‫اینکه در حدیث وارد شده «النظر إلى وجه العالم عبادةٌ» 1 به جهت این است که عالم دائما قلبش متوجه خداست و‬ ‫هرگاه انسان با او برخورد کند از نورش بهرهمند شده و متذکر می گردد و این باعث تقرب او می شود. بنا بر این علت‬ ‫نجات آن طلبه علاوه بر تقوا، نور خود آن عالم نیز بوده است. و این معنا دقیقتر و مؤثرتر از ملکه تقوا می باشد.‬

‫آقاى انصارى در ادامه می فرمودند: همینکه به خانه باز می گردد شیطان که همچنان خود را ملک وانمود می کرد‬ ‫آمده و با ناراحتى می گوید: چرا امر خدا را به تأخیر انداختى؟ به چه جرأتى نافرمانى کردى؟ برخیز و فورا فرمان‬ ‫الهى را اطاعت کن!‬ ‫مجددا حرکت میکند، ام‪‬ا این بار تا نزدیک خانه که می آید با خود می گوید: به چه جهت در خانه این عالم را بزنم‬ ‫و او را از خواب بیدار کنم؟ خود این کار نیز گناه است! و از همانجا بر می گردد.‬

‫انسان هر قدر از شیطان دور گردد به خدا نزدیک می شود و هر مقدار از خداوند دور گردد به شیطان نزدیک‬ ‫می شود. شاید آیه ى شریفه که می فرماید:‬ « و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین» ‫2‬ ‫اشاره به همین معنا داشته باشد. انسان ناچار یا بندگى خدا می کند و یا اطاعت شیطان. اگر بندگى خدا نکرد همان‬ ‫وقت بنده شیطان و قرین اوست و نمی تواند بین در بین باقى بماند. گویا در سرشت انسان نهفته است که فرمانبردار باشد یا از حق و یا از باطل.‬


‫1 - بحارالأنوار، ج 69 ، ص 56 ، ح 64‬
‫2 - سورهى زخرف، آیهى 63‬


ادامه دارد ان شاالله



RE: محمد علی باب(بهاییت) و تجلی شیطان بر او - وحید110 - ۱۰/مرداد/۹۱ ۱۶:۰۲

‫این بار نیز شیطان با عصبانیت آمده، می گوید: عجب بنده جسورى هستى؟ به چه جرأتى نافرمانى خدا می کنى؟‬
‫سپس او را تهدید بیشترى می کند که اگر فرمان نبرى چنین و چنان خواهد شد.‬
‫و این خود دلیل واضحى است که او شیطان بوده؛ زیرا ملک هیچگاه عصبانى نمی شود.‬

‫اما این دفعه که به جهت نافرمانى از شیطان زودتر متنبه گشته است، حتى پا از خانه خود بیرون نمی گذارد و با ‬

‫خود می گوید: اگر فرداى قیامت خداوند از من سؤال کند که این قدمها را به چه قصدى برداشتى چه جوابى خواهم‬
‫داشت؟ و از همانجا منصرف می گردد.‬

‫همینکه می نشیند شیطان با عصبانیت عجیبى در حالى که چشمهایش قرمز شده، می آید و می گوید: تف به رویت، تو‬ ‫قابل نیستى! می روم و على محمد را هدایت می کنم. بعد از آن مستقیما به سراغ وى رفته، و در نهایت مرام باطلى را‬ ‫بنیان می گذارد و عده اى را گمراه می سازد که فتنه اش هنوز هم باقى است.‬

‫این داستان را مرحوم نهاوندى در کتاب «العبقرى الحسان» 1 نقل کرده اند که در بعضى از مطالب با نقل مرحوم آقاى‬ ‫انصارى متفاوت است، ولى در اصل اینکه شیطان براى گمراهى آن شخص خود را به عنوان ملک معرفى کرده با آن‬ ‫یکسان است.‬

‫1 - العبقرى الحسان، ج 1 جزء دوم، ص 291‬




RE: محمد علی باب(بهاییت) و تجلی شیطان بر او - حوریه سادات - ۳/شهریور/۹۱ ۰:۴۰

چند سال پیش ما تو مدرسمون چنذ تا بهایی بودن خدا رو هم قبول نداشتنDodgy
نفهمی تا کجا آخه؟!
Huh