![]() |
|
خلیفه دوّم چگونه انتخاب شد و آیا مردم از انتخاب او راضی بودند ؟؟؟ - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: تاریخ اسلام و تشیع (/forum-53.html) +--- موضوع: خلیفه دوّم چگونه انتخاب شد و آیا مردم از انتخاب او راضی بودند ؟؟؟ (/thread-20128.html) |
خلیفه دوّم چگونه انتخاب شد و آیا مردم از انتخاب او راضی بودند ؟؟؟ - أین المنتظر - ۱۳/شهریور/۹۱ ۱۷:۰۳ بسم الله الرّحمن الرّحیم در این نوشته می خواهیم دو موضوع را روشن کنیم: 1- خلافت عمر با دستور ابوبکر و بدون مشورت با مردم انجام شد. 2- مردم از انتخاب عمر ناراضی بودند. الف) ابوبکر عمر را بدون مشورت با مردم انتخاب کرد و اکثریت مردم نیز ناراضی بودند: « لما استخلف أبو بكر عمر (رضي الله عنهما) … قد طلب من معقيب الدوسي أن يخبره عن رأي المسلمين في ذلك فقال له: ما يقول الناس في استخلافي عمر؟ قال: كرهه قوم و رضيه آخرون. قال أبو بكر: الذين كرهوه أكثر أم الذين رضوه؟ قال: بل الذين كرهوه. » « وقتي أبو بكر ميخواست عمر را به عنوان خليفه معين كند، به معيقب الدوسي صحابي گفت: نظر مردم درباره خليفه شدن عمر چيست؟ گفت: عدهاي از خلافت عمر ناراضي هستند و عدهاي هم راضي هستند. أبو بكر گفت: كساني كه ناراضي هستند تعدادشان بيشتر است يا كساني كه راضي هستند؟ گفت: كساني كه ناراضي هستند. » (الآداب الشرعية و المنح المرعية امام محمّد بن مفلح، ج 1، ص 71، با تحقيق شعيب أرنوود) تصویر شماره 1 [/b] ![]() [b]تصویر شماره 2 ![]() ب) اعتراض مردم به خلافت عمر « أن أبا بكر حين حضره الموت أرسل إلي عمر يستخلفه، فقال الناس: تستخلف علينا فظا غليظا و لو قد ولينا كان أفظ و أغلظ ، فما تقول لربك إذا لقيته و قد إستخلفت علينا عمر؟ قال أبو بكر: أبربي تخوفونني؟ أقول: أللهم إستخلفت عليهم خير خلقك، ثم أرسل إلي عمر فقال: إني موصيك بوصية. » « وقتي مرگ أبو بكر فرا رسيد، كسي را فرستاد نزد عمر تا بيايد و او را به عنوان خليفه معين كند. مردم اعتراض كردند و گفتند: تو كسي را براي ما خليفه ميكني كه بد اخلاق و تندخو است! الآن هم كه در زمان خلافت شما است و او خليفه نيست، بد اخلاق و تندخو است و اگر خليفه شود، بدتر خواهد شد! اگر عمر را خليفه ما كني، جواب خدا را چه خواهي داد اگر فردا خدا را ملاقات كني؟ أبو بكر گفت: آيا مرا از خدا ميترسانيد؟ اگر نزد خدا بروم، ميگويم: بهترين خلقت را خليفه مردم كردم. سپس كسي را دنبال عمر فرستاد و گفت: من تو را به عنوان خليفه معرفي ميكنم. » (المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج 8، ص 574 ـ / كنز العمال للمتقي الهندي، ج 5، ص 678 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 2، ص 671) توضیح: نتیجه ای که از این روایت می توان گرفت، این است که: مردم آمدند به أبو بكر اعتراض كردند، ولي او به اعتراض مردم إعتناء نكرد. آيا منطق حاكم اسلامي بايد اين باشد؟! آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين طوري بود؟ آيا أمير المؤمنين (عليه السلام) اينطوري بود؟ همه با أبو بكر مخالفت كردند، ولي او باز هم عمر را براي خلافت انتخاب كرد. تصویر شماره 3
ج) مخالفت حضرت علي (عليه السلام) و طلحه:![]() تصویر شماره 4[/b] ![]() تصویر شماره 5 ![]() تصویر شماره 6 ![]() « لما حضرت أبا بكر الوفاة إستخلف عمر، فدخل عليه علي و طلحة فقالا: من إستخلفت؟ قال: عمر، قالا: فماذا أنت قائل لربك؟ قال: أبالله تعرفاني؟ لأنا أعلم بالله و بعمر منكما، أقول إستخلفت عليهم خير أهلك. » « وقتي وفات أبو بكر نزديك شد، عمر را به عنوان خليفه معرفي كرد. علي و طلحه وارد شدند بر أبو بكر و گفتند: چه كسي را به عنوان خليفه معين كردهاي؟ گفت: عمر را. گفتند: جواب خدا را چه خواهي داد در برابر اين كاري كه انجام ميدهي؟ گفت: آيا ميخواهيد خدا را به من معرفي كنيد؟ من از شما به خدا و عمر آگاهتر هستم. به خدا ميگويم: بهترين خلقت را بر مردم خليفه كردم. » (الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج 3، ص 274 ـ / تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 44، ص 251 ـ / إرواء الغليل لمحمد ناصر الألباني، ج 6، ص 80 ـ / كنز العمال للمتقي الهندي، ج 5، ص 677) توضیح: دیدید ابوبکر چگونه با علی (علیه السلام) و طلحه که دو صحابی سر شناس پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودند برخورد کرد و خود را عالم تر از آنان دانست؟؟؟ تصویر شماره7 ![]() تصویر شماره 8 [/b] ![]() [b]تصویر شماره9 ![]() تصویر شماره 10 ![]() « فدخل عليه المهاجرون و الأنصار حين بلغهم أنه استخلف عمر، فقالوا: نراك استخلفت علينا عمر و قد عرفته و علمت بواثقه فينا و أنت بين أظهرنا، فكيف إذا وليت عنا و أنت لاق الله عز وجل فسائلك، فما أنت قائل؟ » « وقتي خبر به مهاجرين و انصار رسيد كه أبو بكر، عمر را به عنوان خليفه معين كرده است، وارد بر أبو بكر شدند و گفتند: ميبينيم كه عمر را به عنوان خليفه معين كردهاي! با اينكه تو او را ميشناسي و تنديهايش را نسبت به صحابه ميبيني و با اينكه تو هم در ميان ما هستي، او بدرفتاري ميكند! اگر عمر را به عنوان خليفه معين كني و فردا به ملاقات خدا رفتي، جواب خدا را چه خواهي داد؟ » (الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج 1، ص 25) تصویر شماره11 ![]() تصویر شماره 12 ![]() ه) اعتراض صحابه: روایت اوّل: « و قد تكلموا مع الصديق في ولاية عمر و قالوا: ماذا تقول لربك و قد وليت علينا فظا غليظا؟ قال: أبالله تخوفوني؟ أقول: وليت عليهم خير أهلك. » « مردم و بزرگان صحابه آمدند نزد أبو بكر و در مورد خلافت عمر به او اعتراض كردند و گفتند: جواب خدا را چه خواهي داد كه فردي را بر ما خليفه كردهاي كه بد اخلاق و تندخو است؟ أبو بكر گفت: آيا مرا از خدا ميترسانيد؟ ميگويم: بهترين خلقت را بر مردم خليفه كردم. » (منهاج السنة إبن تیمیة، جلد 6، صفحه 155) تصویر شماره13 ![]() « و لهذا لما استخلفه أبو بكر كره خلافتة طائفة، حتي قال له طلحة: ماذا تقول لربك إذا وليت علينا فظا غليظا؟ فقال: أبالله تخوفوني؟ أقول: وليت عليهم خير أهلك. » « وقتي أبو بكر، عمر را به عنوان خليفه معين كرد، تعداد زيادي از اين كار ناراضي بودند. طلحه به أبو بكر گفت: جواب خدا را چه خواهي داد كه فردي را بر ما خليفه كردهاي كه بد اخلاق و تندخو است؟ أبو بكر گفت: آيا مرا از خدا ميترسانيد؟ ميگويم: بهترين خلقت را بر مردم خليفه كردم. » (منهاج السنة إبن تیمیة، جلد 7، صفحه 461) تصویر شماره14 ![]() نکته مهم: در بعضی از اسناد، عکس مورد نظر جلد یا صفحه اش با منبع نوشته شده همخوانی ندارد. و این بخاطر این است که انتشارت کتابی که حقیر دارم، با انتشارات کتابی که سند های آن نوشته شده است، متفاوت است. |