تالار گفتگوی بیداری اندیشه
چرا هدف آفرینش انسان، عبادت است؟ - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html)
+--- بخش: علم و عقل در اسلام (/forum-57.html)
+--- موضوع: چرا هدف آفرینش انسان، عبادت است؟ (/thread-21103.html)

صفحه: 1 2 3 4 5 6


چرا هدف آفرینش انسان، عبادت است؟ - Reza71 - ۲۶/مهر/۹۱ ۱۸:۱۷

(۲۶/مهر/۹۱ ۱۵:۵۶)منتقم زهرا نوشته است:  هدف از خلقت انسان چیست؟

در ادامه ی آیه ی بالا، آمده: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ» (ذاریات/55)


یکی از مهمترین اهداف خلقت انسان، عبودیت است. (جالب این است که این آیه، بعد از آیه ی تذکّر آمده، که نشان دهنده اهمّیت این مبحث است)



این شد هدف؟
افریده شده ایم که هر روز له و لورده بشیم....
فکر کنید که من هم اعتقاد به خدا دارم و از این دید برام سوال پیش اومده.....
این چه خداییه که محتاج عبادت منه؟؟؟؟
بعد هم که میگی میگن تو احتیاج داری نه اون.....
اینجا طبق همین ایه ذکر شده خدا ی شما خودش خواسته که عبادتش کنن و اونی که درخواست میده نیازمنده...
ولی شما میگین که نیازمند نیست......
همه چی با هم در تضاده...... و من نتیجه میگیرم که عقیده ی خودم بهترین هست


RE: احتمالاً حرف دل همه ی ما این است ... (بسیار مهم) - مسافر - ۲۶/مهر/۹۱ ۱۸:۴۵

جناب castiel پاسخ سوال شما به تفصیل موجود است. اما اجالتا این را داشته باشید که:

خداوند که می خواست انسان را خلق کند قصد خود را از این آفرینش چنین بیان فرمود : إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً - من در زمین جانشینی قرار می دهم. اما این مقام خلیفه الهی بودن یعنی چه؟ اعطای این مقام به انسان یعنی آنکه تمام جهان و عالم هستی و کائنات را به خاطر او خلق نمود و در ید قدرت او قرار داد. خداوند به انسان کرامت و شرافت بخشید و از روح خویش در او دمید (وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِی) خویش را با آن عظمت کبریایی اش، همنشین و همدم انسان ساخت و این همه به او لطف کرد و لحظه لحظه هم در حال پروراندن او (به حکم رب بودنش) و تدبیر امر اوست.

اما آیا همه انسان ها صاحب این مقام اند؟ خیر! انسان ها، آدم نیستند در حالیکه بار امانت به اجبار بر گرده شان قرار گرفته باشد. بلکه اگر بار امانت را به دوش بکشند آدمند! اما حفظ این امانت و ادای آن چطور ممکن است؟ این کار با عبودیت ممکن می شود.

العبودیه جوهره کنه ها الربوبیه یعنی: بندگی گوهری است که حقیقت آن مقام ربوبیت [تصرف در امور] است.
"رب" به معنای مالک و صاحب است که در آنچه تحت تصرفش است، قدرت تصرف دارد. بدین اعتبار یکی از اسمای حسنای حضرت حق"رب" (صاحب اختیار تمام موجودات) است. "مقام ربوبیت" یعنی مقام تصرف در امور و اشیا. روایت فوق می گوید: آن که به مقام بندگی راه یافت، دارای گوهری می شود که می تواند در امور و اشیا تصرف داشته باشد؛ به عبارت دیگر، حقیقت و کنه بندگی، مقام ربوبیت است و آن که بنده شد، آقای جهان و مظهری از اسم "رب" خدای جهانیان و جانشین او بر روی زمین می گردد. ظاهر بندگی در دنیا، اظهار و ابراز ذلت و عجز است و باطن آن آقایی. بنابراین، آن که به مقام قرب الهی راه یافت، توان تصرف در امور و اشیای بیرون از خود را به دست می آورد.



RE: احتمالاً حرف دل همه ی ما این است ... (بسیار مهم) - Reza71 - ۲۶/مهر/۹۱ ۱۸:۵۸

(۲۶/مهر/۹۱ ۱۸:۴۵)مسافر نوشته است:  
جناب castiel پاسخ سوال شما به تفصیل موجود است. اما اجالتا این را داشته باشید که:

خداوند که می خواست انسان را خلق کند قصد خود را از این آفرینش چنین بیان فرمود : إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً - من در زمین جانشینی قرار می دهم. اما این مقام خلیفه الهی بودن یعنی چه؟ اعطای این مقام به انسان یعنی آنکه تمام جهان و عالم هستی و کائنات را به خاطر او خلق نمود و در ید قدرت او قرار داد. خداوند به انسان کرامت و شرافت بخشید و از روح خویش در او دمید (وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِی) خویش را با آن عظمت کبریایی اش، همنشین و همدم انسان ساخت و این همه به او لطف کرد و لحظه لحظه هم در حال پروراندن او (به حکم رب بودنش) و تدبیر امر اوست.

اما آیا همه انسان ها صاحب این مقام اند؟ خیر! انسان ها، آدم نیستند در حالیکه بار امانت به اجبار بر گرده شان قرار گرفته باشد. بلکه اگر بار امانت را به دوش بکشند آدمند! اما حفظ این امانت و ادای آن چطور ممکن است؟ این کار با عبودیت ممکن می شود.

العبودیه جوهره کنه ها الربوبیه یعنی: بندگی گوهری است که حقیقت آن مقام ربوبیت [تصرف در امور] است.
"رب" به معنای مالک و صاحب است که در آنچه تحت تصرفش است، قدرت تصرف دارد. بدین اعتبار یکی از اسمای حسنای حضرت حق"رب" (صاحب اختیار تمام موجودات) است. "مقام ربوبیت" یعنی مقام تصرف در امور و اشیا. روایت فوق می گوید: آن که به مقام بندگی راه یافت، دارای گوهری می شود که می تواند در امور و اشیا تصرف داشته باشد؛ به عبارت دیگر، حقیقت و کنه بندگی، مقام ربوبیت است و آن که بنده شد، آقای جهان و مظهری از اسم "رب" خدای جهانیان و جانشین او بر روی زمین می گردد. ظاهر بندگی در دنیا، اظهار و ابراز ذلت و عجز است و باطن آن آقایی. بنابراین، آن که به مقام قرب الهی راه یافت، توان تصرف در امور و اشیای بیرون از خود را به دست می آورد.


شما از دید راه خود که بهترین هست جواب دادین ولی از دید و راه من اصلا همچین چیزی درست نیست.....

کسی که له شد و عاجز دیگه له و عاجز میمونه......
باطنش اقایی هست اصلا معنی نداره....
یا هست یا نیست......
اگه عجازه پس اقایی نداره....
و ضمنا خرد شدن و پادشاه بودن با هم جور درنمیاد.....

اینهمه تضاد با هم برابر نمیشن....


RE: احتمالاً حرف دل همه ی ما این است ... (بسیار مهم) - مسافر - ۲۶/مهر/۹۱ ۱۹:۴۶

عزیز دل برادر فهم حقیقت چیز کوچیک و کمی نیست. مخصوصا سوال از علت آفرینش انسان و رسالتش در این عالم یکی از بزرگترین و مهمترین سوالات بشر در کلیه اعصار و دوره ها بوده. چیزی که این قدر مهم و حیاتی هست با دو خط و چهار جمله و سرجمع توی پنج دقیقه برای آدم حل نمیشه. ضمن اینکه کم کم آدم یاد می گیره جنس یک سری سوالات طوری هست که از جنس "آیا می دانید که؟" نیست. به قول دکتر شریعتی "حرف هایی هست برای گفتن و حرف هایی هست برای نگفتن. (جنسشان با زبان میانه ای ندارد) و سرمایه ماورایی هر انسان به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد."

این سوالات جزو سوالات فطری انسانه و انسانیت انسان در گرو رسیدن به پاسخ حقیقی و حقیقت پاسخ به اونه. شما سوال رو باید خوب درک کنی. حسن السوال نصف الجواب. سوال درست نیمی از پاسخ است. بعد اگر انسان دغدغه حقیقت طلبی داشته باشه و ورای روزمرگی ها و شرطی شدگی ها و عادت ها، چیزی از جنس ابدیت و جاودانگی وجودش را به سمت خویش بخواند، کم کم هر چه بیشتر جستجو می کنه کمتر می یابه و در وادی حیرت دچار اضطرار و درماندگی می شه. این مکان تازه دروازه ورود به ساحت دین است. منتها نه دینی از جنس حفظ کردنی ها بلکه از جنس چشیدنی ها و سرشار شدن ها...

در مورد دیدگاهی هم که من نوشتم این دید و راه من نیست. بلکه دید و راهیه که بزرگان فلسفه و عرفان اسلامی اون را تبین کردند. حالا هر چی بیشتر در مورد کلام این عزیزان بخوانی بیشتر متوجه می شی. اینکه چطور میشه انسان جمع ضدین می شه کتاب انسان کامل شهید مطهری و انسان و خدای شهید چمران خیلی خوب می تونه توضیح بده...

"امام صادق(علیه السلام) این ترقی ذاتی از امکان به وجوب را این گونه تعبیر می کند که بنده متصف به صفات ربوبی می شود: العبودیه جوهر کنهها الربوبیه؛ ما فقد العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیقت آن ربوبیت است آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد. (مصباح الشریعه)
به سخنی دیگر بنده اگر در مقام عبودیت، کبر و تکبر را از دست می دهد و به تواضع و فروتنی می رود، در عمل به بزرگی ربوبیتی دست می یابد. کسی که به فقر ذاتی خویش در مقام عبودیت اقرار می کند به غنای ربوبیت می رسد. (فاطر، آیه ۵۱) "

هر كس كه ترا شناخت جان را چه كند
فرزند و عیال و خانمان را چه كند
دیوانه كنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه كند

شرمنده ولی بیشتر از این، این تاپیک کشش بحث در این مجال رو نداره و درست نیست تاپیک آقا جلال گل اینطور منحرف بشه.
شاید جایی دیگر... وقتی دیگر... بتوان با هم به خوبی ها اندیشید!

علی علی


RE: احتمالاً حرف دل همه ی ما این است ... (بسیار مهم) - ضحی - ۲۶/مهر/۹۱ ۲۱:۰۳

یا حق...

سلام
ممنون از تاپیک خوبتون
....................................................................................................​.........................................
(۲۶/مهر/۹۱ ۱۸:۱۷)Castiel نوشته است:  این شد هدف؟
افریده شده ایم که هر روز له و لورده بشیم....
فکر کنید که من هم اعتقاد به خدا دارم و از این دید برام سوال پیش اومده.....
این چه خداییه که محتاج عبادت منه؟؟؟؟
بعد هم که میگی میگن تو احتیاج داری نه اون.....
اینجا طبق همین ایه ذکر شده خدا ی شما خودش خواسته که عبادتش کنن و اونی که درخواست میده نیازمنده...
ولی شما میگین که نیازمند نیست......
همه چی با هم در تضاده...... و من نتیجه میگیرم که عقیده ی خودم بهترین هست


من يك سوال از شما دارم: آیا تکالیفی که دبیران در طول سال تحصیلی به دانش آموزان می دهند احتیاجات خودشان است؟؟؟؟؟Dodgy
آره خدای ما مانند تمام معلمان حیات و برتر از همه ی انسان ها تکالیفی برای خود ما و نیاز هایمان قرار داده Dodgy
در ضمن کجای عبادت باعث له شدن می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟HuhHuhHuh
شما خودتان اعتراف کردید که فقط به حرف های خودتان اعتقاد دارید اما نکته ی اصلی در یافتن حقیقت اینست که کاملا بدون تعصب تحقیق کنید لطفا به سوال های من پاسخ دهید
ضمنا فرمودید که خدای شما یعنی شما به هیچ خدایی اعتقاد ندارید؟؟؟؟؟Huh

یا علی (علیه السلام) مدد


RE: احتمالاً حرف دل همه ی ما این است ... (بسیار مهم) - Reza71 - ۲۶/مهر/۹۱ ۲۱:۳۰

(۲۶/مهر/۹۱ ۲۱:۰۳)جویای... نوشته است:  من يك سوال از شما دارم: آیا تکالیفی که دبیران در طول سال تحصیلی به دانش آموزان می دهند احتیاجات خودشان است؟؟؟؟؟Dodgy
آره خدای ما مانند تمام معلمان حیات و برتر از همه ی انسان ها تکالیفی برای خود ما و نیاز هایمان قرار داده Dodgy
در ضمن کجای عبادت باعث له شدن می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟HuhHuhHuh
شما خودتان اعتراف کردید که فقط به حرف های خودتان اعتقاد دارید اما نکته ی اصلی در یافتن حقیقت اینست که کاملا بدون تعصب تحقیق کنید لطفا به سوال های من پاسخ دهید
ضمنا فرمودید که خدای شما یعنی شما به هیچ خدایی اعتقاد ندارید؟؟؟؟؟Huh

یا علی (علیه السلام) مدد

دوستان خواستن که تاپیک منحرف نشه
اخرین جوابم تو این پست....
تکلیف دبیر من چه ربطی به خدا داره؟
بیشتر وقتها دبیرها تکالیفی رو میخوان که اصلا ربطی به درس و مدرسه و سن من نداشت.....برای احتیاج خودش بود.....
عبادت کردن برای کسی که به ماورا اعتقاد داره میتونه هر حسی باشه.......جز اونچیزی که من گفتم........به خودش مربوطه.....
کجاش له کردن نیست؟ خیلی بزرگ میشم وقتی گردنمو کج کنم و التماس کنم؟ یا وقتی خودمو رو خاک بندازم یا وقتی برم کلیسا و انجیل بخونم یا......... .
چندتا خدا دارین؟ که نوشتین هیچ خدایی؟؟؟
دونستن عقیده من زیاد فرقی نداره به حال انجمن و دوستان...

دنیامو باختم
سکوت کردم

طبق درخواست دوستان دیگه جواب نمیدم


RE: چرا هدف آفرینش انسان، عبادت است؟ - مسافر - ۲۶/مهر/۹۱ ۲۲:۰۳

خوب دست مدیر بخش درد نکنه که این قسمت ها رو به صورت یک تاپیک مجزا جدا کرد تا بشه آزادانه در موردش همفکری کرد.
دوست خوبم حالا اگر دوست داری چند گام به عقب تر برگرد و سوال را به صورت بهتری مطرح کن. چون همین چند پست کوتاه حالت انفعالی و در رد یا اثبات یک نظر و دیدگاه خاص در باب هدف آفرینش مطرح شد.

شما عنوان کن دوست داری چطور و از چه زاویه ای به هدف خلقت و آفرینش انسان نگاه شود؟ چطور رویکردی را می پسندی؟ عقلی؟ نقلی؟ فلسفی؟ عرفانی؟ بعد پیرامون آن گفتگو می کنیم... البته اگر دوست دارید.

فقط چند نکته را به خاطر بسپارید:
- نظر هر شخص برای خود او محترم است ولی می تواند درست یا غلط باشد. کسی که دغدغه حقیقت طلبی داشته باشد، می خواهد عالم را همانگونه که هست مشاهده نماید نه آنطور که خودش دوست می دارد.
- هر نظر تنها یک نظر است و نه بیش. هیچ کس حق ندارد نظراتش را به دیگری تحمیل کند و یا به جهت سلطه جویی و غلبه، مباحثه کند.
- عالم وا دار و مدیون من نیست. احدی در این عالم وظیفه ندارد مرا قانع کند و یا از اشتباه ام مرا آگاه کند. این یعنی منه نوعی اگر می خواهم رشد کنم و به تعالی برسم، این وظیفه خودم است که به دنبال حقیقت بگردم. یعنی من باید طالب باشم، نه این که فکر کنم عالم و آدم می خواهند بیایند و به زور اندیشه مرا عوض و مثل خودشان کنند و دقیقا به همین علت مقابلشان گارد بگیرم و منفعلانه رفتار کنم.
- لذت درست شنیدن و سعی در فهم کلام دیگری کمتر از لذت سخن راندن نیست. خوب است انسان از باقی زوایا هم به قضیه نگاه کند. اگر نگاهش درست بود که مطمئن تر هم می شود. اما اگر غلط بود...

بسم الله


RE: چرا هدف آفرینش انسان، عبادت است؟ - Reza71 - ۲۶/مهر/۹۱ ۲۳:۵۷

گفته شد هدف افرینش بندگی هست.....
این محتاج بودن افریینده به عبادت رو نشون میده و نقض محتاج نبودن افریننده از دید ادیان الهی.
این بندگی که گفته میشه برای خود انسانه چیزی جز خرد کردن شخصیت و غرور انسان نیست......
گفته شد در ظاهر خرد شدن هست و در باطن بزرگی هست......
درحالی که بارها گفته شده جمع ضدها با هم نمیشه ولی به طور عجیبی اینجا میشه.....

گفته میشه که انکار کردن خدا سخت تر از ثابت کردنش هست در حالی که همین ممکن بودن همه چیز در دنیا نقض شخصیت برتر هست...


RE: چرا هدف آفرینش انسان، عبادت است؟ - مسافر - ۲۷/مهر/۹۱ ۰:۱۵

بسیار خوب، حالا لطفا بفرمائید برای از سر گیری بحث، از کجا برایتان محل سوال است:

انسان چطور به وجود آمده است؟ آیا آفریدگاری او را آفریده است؟ اگر بله ویژگی های این خالق چیست؟ آیا او در انجام امور حکمت و هدفی داشته است؟ آیا اساسا خلقت انسان دارای هدفی است؟ چه اهدافی برای بودن انسان می توان در نظر گرفت و بهترین آن کدام است؟

یعنی می خواهم بدانم شروع بحث با شما چیست؟ چه چیزهایی برای شما مورد پذیرش است؟ می خواهم از چیزی صحبت نکنم که برای شما دلیل و حجت و معیار حساب نمی شود. مثلا اگر قرآن را قبول ندارید، خوب مسلما آیه نمی توانم برایتان بیاورم. لطف کنید بگوئید از کجا شروع کنیم. البته امیدوارم ماتریالیست نباشید Big Grin


RE: چرا هدف آفرینش انسان، عبادت است؟ - Reza71 - ۲۷/مهر/۹۱ ۰:۳۲

این نتیجه گیری من از بحثهای بالای من هست....
وقتی همه چیز در این دنیا ممکن هست حتی بودن این دنیا پس نمیشه اصلا افریدگاری داشته باشه که حالا بندگی هم بخواد.
انسان به تنهایی در مرکز و راس دنیا ایستاده و کسی نمیتونه اونو از اونجا پایین بیاره.....
اما در قرنهای اخیر با به وجود امدن ادیان (چه الهی چه غیر الهی) انسان از این جایگاه پایین کشیده شد و کمتر کسی تونسته تا دوباره به اون جایگاه برگرده.....
مرکز هستی در اختیار بشر هست و با داشتن این مرکزیت میتونه بهترینها رو در زندگیش داشته باشه.....

ماتریالیست ها هم عقیده هاشون محترمه و تا حدودی میشه قبول کرد عقایدشون رو.....
پذیرفتن نظریه تکامل هم ایرادی نداره.....
میشه قبول کرد که نسل انسان کم کم پپیشرفت کرده و به اینجا رسیده..... فقط در همین حد نه بیشتر....

عقیده شما هم محترمه ولی من به دین و ..... اعتقاد ندارم....