تالار گفتگوی بیداری اندیشه
اطلاعاتی در مورد بیلدربرگ در این تاپیک - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html)
+--- بخش: انجمن های مخفی (فراماسونری، ایلومناتی، بیلدربرگ) (/forum-15.html)
+--- موضوع: اطلاعاتی در مورد بیلدربرگ در این تاپیک (/thread-2115.html)

صفحه: 1 2


اطلاعاتی در مورد بیلدربرگ در این تاپیک - -Ali- - ۹/فروردین/۹۰ ۱۱:۱۴

[تصویر: 7990217761472204116524720324913280176179104.jpg]
مقدمه

توطئه گران بین المللی روایت جذاب و تکان دهنده "جیم تاکر"، روزنامه نگار مشهور، از پشت پرده "کلوپ سری بیلدربرگ" است. چنانکه خوانندگان روزنامه کیهان می‌دانند، افشای ماهیت و هویت محافل پنهان سیاسی همواره یکی از دغدغه‌های صفحه پاورقی "نیمه پنهان" بوده و هست، پیش از این بارها در کیهان به ماهیت کلوپ سری بیلدربرگ پرداخته و از قضاء آن افشاگری‌ها با مباحثات و منازعات رسانه‌ای نیز همراه شده است.

چهارم تیرماه 1386 برای نخستین بار کیهان گزارشی با عنوان "بیلدربرگ؛ دولت نامرئی جهان" درباره چگونگی تأسیس، تشکیلات و اهداف آن چاپ کرد و سپس براساس آن در تیر 1387 در مقاله "اصلاح طلبان فراموشکار" به مناسبات سیاستمداران اصلاح طلب با این کلوپ مخفی اشاره کرد. در 16 تیر 1387 نیز در مقاله "چرا بیلدربرگ، عبدالکریم سروش را برگزید؟" روند اهداء جوایز این کلوپ به روشنفکران سکولار ایران مورد نقد و بررسی قرار گرفت. بنابراین با توجه به رد پای بیلدربرگ در محافل سیاسی- روشنفکری کشورهای مختلف معرفی بیشتر و آشنایی ژرف‌تر با هویت و ماهیت آن ضروری به نظر می‌رسد؛ بویژه آن که کتاب "توطئه‌گران بین المللی" یک گزارش مشروح از نشست‌های سری بیلدربرگ است و مخاطبان را به هزار توی ماجراهایی تکان دهنده و درس آموز می‌کشاند.

بیلدربرگ چیست؟

گروه بیلدربرگ سازمانی متشکل از رهبران سیاسی و سرمایه گذاران بین المللی است که بهار هر سال برای تعیین خط مشی جهانی به صورت سری تشکیل جلسه می‌دهد. این گروه حدود 110 شرکت کننده ثابت دارد- اعضای خانواده راکفلر، خانواده روتچیلد، بانکداران، روسای شرکت‌های بین المللی و مقامات بلندپایه اروپایی و آمریکایی. هر سال چند عضو جدید به سازمان دعوت می‌شوند که اگر حضور آنها سودمند تشخیص داده شد، به نشست های بعدی راه می‌یابند. در غیر این صورت از گردونه حذف می‌شوند. تصمیم‌هایی که حاضران در این نشست‌های مخفی می‌گیرند، بر سرنوشت هر آمریکایی و بیشتر کشورهای جهان تأثیر می‌گذارد.
آنها این قدرت را داشتند که کنگره را برای تشکیل شورای فدرال تحت فشار بگذارند. این شورا متشکل از گروهی خصوصی از بانکداران هستند که برای شکل دهی به عرضه پول تشکیل جلسه می‌دهند

تاریخچه طولانی و سری بیلدربرگ

ریشه بیلدربرگ به قرن‌ها پیش برمی‌گردد که صراف‌های بین المللی اقتصاد را دستکاری می‌کردند تا جیب خود را پر کنند و مردم عالی را به بردگی بکشند.
خانواده روتچیلد در انگلیس و اروپا قرن‌هاست بطور پنهانی با دیگر سرمایه‌گذاران دیدار می‌کنند، همان طور که اعضای خانواده راکفلر در آمریکا نیز این کار را می‌کنند.
یکی از مهمترین نشست‌های این خانواده‌ها در بهار سال 1908 به ریاست سناتور "نلسون الدریچ"، سناتوری از ایالت رودآیلند تشکیل شد. خانواده وی با خاندان راکفلر وصلت کرد و نام خانوادگی نلسون الدریچ راکفلر ناشی از همین وصلت است.

"بی سی فوربز"، سردبیر مجله فوربز وقایع این نشست با شرکت ثروتمندان جهان را گزارش کرد. هنری دیویدسو7 از شرکت جی پی مورگان، فرانک واندرلیپ رئیس بانک نشنال سیتی، پل واربرگ از شرکت کان لوب وای پیات اندرو معاون وزارت خزانه داری آمریکا به همراه الدریچ در این نشست شرکت کردند.
نتیجه این نشست سری برنامه نظام پولی-علمی آمریکا بود. آنها این قدرت را داشتند که کنگره را برای تشکیل شورای فدرال تحت فشار بگذارند. این شورا متشکل از گروهی خصوصی از بانکداران هستند که برای شکل دهی به عرضه پول تشکیل جلسه می‌دهند.

[تصویر: 25118902825310016589225251175184226149195249.jpg]

در سال 1954 سرمایه گذاران بین المللی به این نتیجه رسیدند که جهان به قدری کوچک و منافع آنها به قدری درهم تنیده شده است که باید نشست‌های منظم و سالیانه داشته باشند. آنها در هتل بیلدربرگ در هلند تشکیل جلسه دادند و نام "بیلدربرگ" را روی خود گذاشتند.

از آن پس آنها پشت دیوارهای محصور و با حضور نگهبان‌های مسلح در تفریح‌گاه های مجلل دیدار می‌کردند. پنهان کاری تا مدت کوتاهی برقرار بود تا اینکه وست بروک پگلر، روزنامه نگار موضوع بیلدربرگ را در سال 1957 برملا کرد. اما مقررات محرمانه بودن مفاد جلسات همچنان برقرار است که براساس آن جلسات بطور خصوصی برگزار می‌شود و شرکت کنندگان از صحبت کردن علنی در مورد جزئیات نشست‌ها منع شده اند و با آنکه بیلدربرگ اهمیت نشست‌ها را انکار می‌کند، سوابق امر چیز دیگری نشان می‌دهد،‌مثلا نشریه اسپات لایت که اکنون از انتشار بازمانده است، براساس اطلاعات به دست آمده از بیلدربرگی‌ها، از پیش گزارش هایی درباره پایان جنگ سرد، سقوط مارگارت تاچر از مقام نخست وزیری انگلیس و عهدشکنی جورج بوش پدر برای بالانبردن مالیات منتشر کرد و در حالی که در سال 2002 اکثر رسانه‌های آمریکایی معتقد بودند، تهاجم به عراق تا اواخر تابستان یا اوایل پاییز آغاز خواهد شد، نشریه آمریکن فری پرس گزارش کرد که تا سال 2003 حمله‌ای به عراق صورت نخواهد گرفت و عملا جنگ در مارس 2003 آغاز شد.

دانستن مسائلی که دربیلدربرگ رخ می‌دهد، چه بسا گوشه‌ای کوچک از تصویر آینده جهان بدست می‌دهد.
بیلدربرگ، نظریه یا حقیقت
هنگامی که کاشف به عمل می‌آید که سرمایه گذاران بین المللی و سران کشورها و مقامات بلندپایه دولتی در خفا مشغول انجام امور مربوط بعموم هستند، صحبت از نظریه‌های توطئه بمیان می‌آید.

بهار هر سال سران بیلدربرگ در مکانی مخفی با هم دیدار می‌کنند. تمام شرکت کنندگان بیلدربرگ و کارمندان آنها و نیز تمام کارکنان اقامتگاه سوگند رازداری یاد می‌کنند که هیچ چیزی راگزارش نکنند. روزنامه‌های همکار شامل واشنگتن پست، نیویورک تایمز و لس آنجلس تایمز هیچ چیز گزارش نمی‌کنند. آنها به سوگند رازداری خود پایبند هستند. هیچ کس تقریباً هرگز کلمه بیلدربرگ را در این روزنامه‌ها نخواهد خواند یا در اخبار شبکه‌های سراسری رادیویی و تلویزیونی نخواهد شنید، چون همه آنها سوگند رازداری به جا آورده اند.

تعقیب بیلدربرگ به مدت 28 سال هیجان انگیزترین مأموریت زندگی کاری من در مطبوعات بود که 20 سال اول آن در مطبوعات سپری شد. من سمت‌های بالایی داشتم- سردبیر شب واشنگتن دیلی نیوز که اکنون از انتشار بازمانده ، سردبیر مارتینزویل (ویرجینیا) بولتن، ویراستار فنی تایمز، دیسپچ در ریچموند (ویرجینیا) و دستیار سردبیر خبر در بیکن- جورنال در شهر اکرن (اوهایو).

دیلی نیوز از مجلات گروه اسکریپس-هاوارد بود. مقر این گروه در طبقه سوم در کنار تحریریه نیوز بود. من در نیوز ویراستار فنی بودم و با کارکنان اسکریپس-هاوارد در واشنگتن ارتباط زیادی داشتم

بهار 1975 برای همیشه در ذهن من ثبت شده است. ویلیس کارتو برای راه اندازی مجله‌ای که قرار بود "اسپات لایت" نام داشته باشد، با من مصاحبه می‌کرد. کارتو بطور رسمی خزانه‌دار گروه لابی آزادی بود، اما موقعیت وی فراتر از آن بود. وی که این نهاد توده گرا را در سال 1955 بنیان گذاشته بود، خود لابی آزادی بود.
وی پرسید عقیده‌ام درباره بیلدربرگ چیست. هرگز اسم بیلدربرگ به گوشم نخورده بود.خلاصه شفاهی کوتاهی به اطلاع من رساند و مطالب زیادی از تحقیقات لابی آزاد را در اختیارم گذاشت تا بخوانم. این مطالب نه فقط شامل خبرنامه‌های این نهاد، بلکه نسخه‌هایی از ستون نوشته‌های وست بروک پگلر، روزنامه نگار بزرگ بود که برای اولین بار این نشست‌ها را از فواصل دور مشاهده کرد و در دهه 1950 درباره آنها نوشته بود.

مات و مبهوت بودم. چطور می‌شد، من که تمام زندگی بزرگسالی را در حالی گذرانده بودم که صدای دستگاه تلکس اسوشیتدپرس، یونایتدپرس، اینترنشنال و سایر خبرگزاری‌ها در گوشم می‌پیچید و در مجلاتی کار کرده بودم که کارکنان آن در دوردست‌ها در سراسر جهان حضور داشتند، از این شخصیت‌ها چیزی نشنیده بودم؟ دیلی نیوز از مجلات گروه اسکریپس-هاوارد بود. مقر این گروه در طبقه سوم در کنار تحریریه نیوز بود. من در نیوز ویراستار فنی بودم و با کارکنان اسکریپس-هاوارد در واشنگتن ارتباط زیادی داشتم. و این سالی بود- 1975- که کار گزارشگری را آغاز کردم و اکنون به مدت سه دهه است که بطور جدی برای پیگیری این نشست سری فعالیت می‌کنم تا آن را به اطلاع عموم برسانم،

نشستی که قدرتمندترین فعالان اقتصادی، دلالان قدرت و سیاستمداران جهان را گرد هم می‌آورد.
طولی نکشید که فهمیدم بیلدربرگ سران رسانه‌ها را جذب توطئه سری خود کرده و دستور سکوت مطلق خبری را در آمریکا صادر کرده بود. در اروپا نشریه اسپات لایت در مورد بیلدربرگ تبلیغات زیادی می‌کرد و اکنون نشریه آمریکن فری پرس این کار را دنبال می‌کند، اما سکوت خبری تقریباً کامل در آمریکا همچنان حکمفرماست.

[تصویر: 1745518110010589321811587222293049218179.jpg]

بیلدربرگ مجمع نیرومندی متشکل از سرمایه گذاران، صاحبان صنایع بزرگ و فعالان عرصه سیاست است، این مجمع دربرگیرنده افراد معتقد به بین المللی گرایی همچون دیوید راکفلر بانکدار، سران دولت های اروپایی و مقامات بلندپایه دولت آمریکا- کاخ سفید، وزارت دفاع، وزارت خارجه، کنگره و غیره- است.

رؤسای جمهوری سابق آمریکا- بیل کلینتون و جرالد فورد- در بیلدربرگ شرکت کرده‌اند. اما رئیس جمهور کنونی نمی‌تواند، زیرا کارکنان کاخ سفید هر روز جدول کاری کامل وی را دریافت می‌کنند. حتی برنامه‌های وی در تعطیلات کاری نیز مشخص می‌شود. رئیس جمهور به هیچ وجه نمی‌تواند سه روز بدون اطلاع از محل اقامت خود غایب شود و اگر رئیس جمهور فعلی به نشست بیلدربرگ می‌رفت، حتی رسانه‌های کنترل شده هم زیر فشار قرار می‌گرفتند که غیبت رئیس جمهور را از انظار عمومی و پنهان شدن وی را پشت دروازه‌های قفل شده نشست بیلدربرگ توضیح دهند.

مسئولان بلندپایه واشنگتن پست، نیویورک تایمز و لس آنجلس تایمز و هر سه شبکه تلویزیونی بزرگ بارها با قول رازداری برای گزارش هیچ چیزو استفاده نکردن از کلمه بیلدربرگ در بیلدربرگ حاضر شده‌اند. به استثنای چند حادثه کوچک و بی‌اهمیت که در آن کلمه بیلدربرگ ناخواسته چاپ شده است- هر چه باشد نمی‌توان تشکیل جلسه داد و به 900 نفر کارمند بخش خبر نیویورک تایمز در مورد این سکوت خبری تذکر داد- به این قول وفا شده است.

کلمه بیلدربرگ فقط زمانی در نیویورک تایمز درج شد که یکی از چهره‌های برجسته آن در این نشست درگذشت و این کلمه غفلتاً از زیر دست نویسنده سوگنامه و سردبیران وی در رفت و همان طور که قبلاً گفته شد، نیویورک تایمز با درج داستانی فکاهی در سال 2004 به توفانی از تبلیغات و انتقاد در اروپا پاسخ داد و به جهانیان اطمینان خاطر داد که هیچ توطئه‌ای در کار نیست.

در زمره فهرست نشست‌های مهمی که برای برگزاری در اتریش برنامه ریزی شده اما تغییر کرده بود، واشنگتن پست از بیلدربرگ نام برد - اما گفت مکان برگزاری آن به فرانسه منتقل شده است، در حالی که این نشست در بلژیک خارج از بروکسل برگزار می شد
این کلمه چهاربار در واشنگتن پست درج شد – روزنامه‌ای که ناشران متوالی آن از زمان برگزاری نخستین نشست بیلدربرگ در سال 1954، در آن شرکت کرده‌اند. یک مورد آن در شرح حال ستایش آمیز از ورنون جردن از اعضای برجسته بیلدربرگ رخ داد.
مورد دیگر در شرح حال دن کویل، معاون وقت رئیس جمهور بود. این حقیقت که کویل در نشست بیلدربرگ شرکت کرده بود، گذرا و در لابه لای خطوط یکی از متون ذکر شد.

مورد دیگر در گزارشی در صفحات داخلی درباره ستایش از چگونگی مجازات اقتصادی اتریش به دلیل برگزاری انتخابات منصفانه‌ای بود که در آن حزب ملی گرای یورگ هایدر دستاوردهای بزرگی کسب کرده بود. در زمره فهرست نشست‌های مهمی که برای برگزاری در اتریش برنامه ریزی شده اما تغییر کرده بود، واشنگتن پست از بیلدربرگ نام برد - اما گفت مکان برگزاری آن به فرانسه منتقل شده است، در حالی که این نشست در بلژیک خارج از بروکسل برگزار می شد.

سپس در سوگنامه‌ای که روز 3 دسامبر 2004 برای شاهزاده برنارد هلندی در واشنگتن پست درج شد، آمده بود: "افتخار تأسیس گروه برجسته بیلدربرگ- یک مجمع گفت وگوی سری سالیانه برای سیاستمداران، اندیشمندان و فعالان اقتصادی- نصیب وی می‌شود که از سال 1954 تا 1976 رئیس آن بود". واشنگتن پست اشاره‌ای به دخالت دیرینه خود در این نهاد سری بین المللی نکرد.

قبس زعفرانی
گروه جامعه و ارتباطات تبیان


اجلاس بیلدربرگ 2011 در سنت موریس - MESSENGER - ۲۳/خرداد/۹۰ ۱۴:۱۸

اسامی شرکت کنندگان نشست سال 2011 بیلدربرگ فاش شد

نشست سال 2011 بیلدربرگ ،مخوف ترین سازمان مخفی بین المللی از 9 تا 12 ژوئن در سن موریس سوئیس برگزار شد.
نشست ها و دستور کار این سازمان که از آن به عنوان "دولت جهانی" یاد می کنند تلاش می شود که رسانه ای نشود وحتی سعی می کنند محل نشست و نام افراد شرکت کننده در آن سری باقی بماند.

به گزارش آزادنگار اما با تلاش برخی از خبرنگاران ماجراجو و علیرغم تدابیر شدید امنیتی نام این افراد فاش شده است.اسامی تعدادی از مهمانان سرشناس این نشست از این قرار است:

آندرس فوق راسموسن :دبیر کل ناتو

آنجلا مرکل: صدر اعظم آلمان

خوزه لوئیز زاپاترو: نخست وزیر اسپانیا

بیل گیتس: رئیس بنیاد گیتس و مدیر عامل سابق مشرکت مایکروسافت

رابرت گیتس: وزیر دفاع آمریکا


هنری کیسینجر: رئیس موسسه کیسینجر و مشاور امنیت ملی سابق آمریکا

دیوید راکفلر: رئیس سابق بانک چیس منهتن

اریک اشمیت: مدیر اجرایی شرکت گوگل


همچنین در این لیست بلند بالا می توان به اسم مقامات افراد سرشناسی چون:
وزیر کشور بلژیک، معاون وزیر خارجه چین، رئیس شرکت رویال داچ شل، سردبیر نشریه اکونومیست، رئیس گروه بانک جهانی،وزیراقتصاد ایتالیا، ملکه و وزیر خارجه هلند، وزرای خارجه و تجارت سوئد و ... برخورد کرد.علاوه بر این، در لیست مهمانان این نشست می توان به اسامی افراد بلند پایه ای از سازمانهای اقتصادی ، تحقیقاتی و بنیاد های آمریکایی و شرکت های ارتباطی مثل فیس بوک و گوگل اشاره کرد.



جزئيات جلسه مخفيانه محفل ماسونی بيلدربرگ ( مهم ) - انتصـار - ۳۱/خرداد/۹۰ ۲:۳۷

به گزارش گروه بين الملل مشرق، گردهمايي بيلدربرگ از 9 تا 12 ژوئن (پنجشنبه 19 تا يکشنبه 22 خرداد) در هتل "سورتا هاوس" در "سنت موريتز" سوئيس برگزار شد که در آن موضوع تغيير حکومت سوريه و راه انداختن يک جنگ بزرگ در خاورميانه مورد بحث قرار گرفت.
اين هتل در ناحيه حنوب شرقي سوئيس بوده و امسال محل حضور پر هزينه ثروتمندترين افراد کره زمين و رهبران سياسي بود که خود را انجمن اقتصادي و سياسي جهان مي نامند حال آنکه برخي معتقدند اين نشست بيش از آنکه اقتصادي باشد، سياسي است. اين دسته از تحليلگران معتقدند سران فراماسونري جهاني سه نشست سالانه برگزار مي کنند که بخش اقتصادي آن در گردهمايي "داووس" بخش امنيتي آن در گردهمايي "مونيخ" و بخش سياسي آن در گردهمايي "بيلدربرگ" برگزار مي شود که بيلدربرگ از همه مخفيانه تر و بدون پوشش خبري است و تنها يکي از خروجي هاي آن، نشست سران "گروه هشت" است.
بيلدربرگ اگرچه مدتي است با حضور رسانه ها در مقابل در هتل مخالفت نمي کند اما در داخل محل برگزاري، رازهاي بسياري نهفته است.

هتل بسيار زيبا و مجلل "سورتا هاوس" که به شکل کاخ ساخته شده است، در دل طبيعت جاي گرفته که چشم انداز بسيار زيبايي به سمت کوهستان و درياچه دارد. اين هتل يک کيلومتر و850 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و در دو کيلومتري سنت موريتز مستقر است.

سوئيس بار ديگر براي چهارمين بار ميزبان اين گروه بود. . افراد اين گروه مرموز امسال همراهاني نيز با خود داشتند. اين در حالي رخ داد که همدست جنايتکار اين گروه که «کميسيون سه ضلعي» نام دارد در آمريکا نشستي برگزار کرد اما بيلدربرگ براي منحرف کردن رسانه ها، از برگزاري نشست در آمريکا اجتناب کرد. بنياد (باشگاه) بيلدربرگ، بسيار محرمانه و انحصاري به فعاليت خود ادامه مي دهد. براي اينکه در اين بنياد پذيرفته شويد، حتماً بايد داراي يک بانک چند مليتي، شرکت چند مليتي و يا کشور چند مليتي باشيد. اين بنياد پيوسته مورد علاقه سوداگران قدرت، مغزهاي متفکر اقتصادي و رهبران جهاني بوده است. آرزوي اعضاي اين گروه، نيل به هدف مشترک نهايي شان با «کميسيون سه ضلعي» مي باشد: يعني حمله آمريکا به ليبي براي تشديد ناآرامي منطقه و نهايتاً حمله آمريکا به ايران و سوريه و لبنان به جانبداري از رژيم اسرائيل.

در طي سال‌هاي اخير بيلدربرگي‌ها بسيار از تلاش کساني که خود آنها را «ناسيوناليست‌هاي شيطان صفت» مي‌خوانند و مانع از تشکيل «دولت واحد جهاني» توسط اين گروه شده‌اند گله‌مند و شاکي هستند. اين گروه مي‌خواهد قيمت نفت تغيير پيدا کند تا بدين‌وسيله آن‌دسته از مردم آمريکا که مخالف تشکيل «حکومت واحد جهاني» هستند نهايتاً سر تسليم خم کنند. آنها مي‌خواهند در آينده جنگ‌ها را راه بيندازند تا به سود برسند و با «حکومت واحد جهاني» خود نهايتاً صلح را به وجود بياورند؛ البته اگر در آن زمان بشود صلح ايجاد کرد. پيداست که سوئيس بايد جايگاه مطلوب آنها باشد. چرا که سوئيس به دور از چالش‌هاي سياسي سال‌هاست که خود را از نظر سياسي بي‌طرف اعلام کرده است و اين براي آنها يعني جايگاه آرام براي جلسات‌شان.

به غير از چند رسانه غير مستقل در اروپا و آمريکا، هيچ رسانه اي در جهان اخبار و حواشي اين جلسه بسيار مهم سري را تحت پوشش قرار نمي‌دهد. نيويورک تايمز، واشنگتن پست، لس‌آنجلس تايمز و امثالهم به هيچ وجه خود را در جريان اين نشست ساليانه و فعاليت‌هاي اين بنياد مخوف قرار نمي‌دهند چرا که اعضاي اين روزنامه ها خود از شرکت‌کنندگان نشست‌هاي بيلدربرگ هستند.

اسامي ميهمانان کنفرانس بيلدربرگ 2011 ميلادي




سازمان هاي بين المللي

آندرس فو راسموسن: دبيرکل پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو)
خواکين آلمونيا: معاون رئيس کميسيون اروپا
فرانس ون ديلي: رئيس ستاد رياست شوراي اروپايي
نيلاي کوراس: معاون رئيس کميسيون اروپا و کميسارياي محاسبات و برنامه ريزي
هرمان ون رومپاي: رئيس شوراي اروپا
ژوزت شيران: مدير اجرايي برنامه جهاني غذاي سازمان ملل متحد
خاوير سولانا: رئيس مرکز اقتصاد جهاني و ژئوپلتيک ESADEgeo
ژان کلود تريشه: رئيس بانک مرکزي اروپا
رابرت زوليک: رئيس بانک جهاني



آمريکا

هنري کيسينجر: تئوريسين و رئيس شرکتهاي مختلف و مشاور سابق امنيت ملي آمريکا
بيل گيتس: رئيس سابق مايکروسافت و رئيس فعلي بنياد «گيتس»
رابرت گيتس: وزير دفاع آمريکا
کيت الکساندر: رئيس و گرداننده آژانس امنيت ملي
راجر آلتمن: رئيس شرکت «شرکاي اورکُر»
جف بزوس: بنيانگذار و مدير اجرايي سايت آمازون
تيموتي سي. کالينز: مدير اجرايي بنياد سهام کتاب موسوم به «ريپلوود»
مارتين فلدشتاين: استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد
رايد هافمن: يکي از بنيانگذاران و مدير اجرايي سايت «لينکن»
کريس هيوز: يکي از بنيانگذاران سايت «فيس بوک»
کنت جاکوبز: رئيس و مدير اجرايي «لازارد»
جيمز جانسون: نايب رئيس «پرسوس»
وردون جوردن جونيور: مدير ارشد شرکت «لازارد فررس»
جان کين: سهامدار ارشد شرکت «شرکاي اس سي پي» و ژنرال بازنشسته ارتش
کلاس کلاينفلد: رئيس و مدير اجرايي «آلکوآ»
هنري کراويس: يکي از رؤسا و مدير اجرايي شرکت سهامي «کوهلبرگ و رابرتز»
ماري خوزه کراويس: قائم مقام مؤسسه «هادسون»
چنگ لي: قائم مقام و گرداننده مؤسسه پژوهشي جان ال. تورنتون در چين
کريگ ماندي: مدير بخش استراتژي و پژوهش مايکروسافت
پيتر اورزاگ: قائم مقام شرکت «سيتي گروپ گلوبال مارکتز»
ريچارد پرل: رئيس مؤسسه «سرمايه گذاري براي پژوهش درباره سياست» و طراح حمله به عراق و افغانستان
ديويد راکفلر: سرمايه دار معروف و رئيس سابق بانک منهتن
چارلي رز: ويراستار و گوينده برنامه «چارلي رز»
رابرت رابين: يکي از رؤساي شوراي مناسبات خارجي و رئيس سابق خزانه داري
اريک اشميت: مدير اجرايي گوگل
جيمز اشتاينبرگ: معاون وزير کشور
پيتر تيل: رئيس شرکت «مديريت سرمايه گذاري کلاريوم»
کريستين وارني: معاون رئيس کميته «آنتي تراست»
جيمز دبليو واپل: مدير بنيانگذار مؤسسه «مکس پلانک» در رابطه با آمار جمعيت
کوين وارش: فرماندار سابق
جيمز ولفنسان: رئيس شکرت ولفنسان


انگليس

مارکوس آگيوس: رئيس بارکلي PLC
داگلاس فلينت: رئيس هولدينگ HSBC
جان کر: عضو مجلس اعيان، معاون رئيس هلندي رويال شل
ريچارد لامبرت: مستقل، مدير اجرايي ارنست اند يانگ
پيتر ماندلسون: عضو مجلس اعيان رئيس شوراي جهاني
جان ميچلت وايت: مديرمسؤول هفته نامه اکونوميست
جرج آزبورن: رئيس خزانه داري انگليس
روري استوارت: عضو پارلمان انگليس
مارتين تيلور: رئيس امور بين المللي Syngenta AG


فرانسه

نيکولاس باورز: شريک تجاري گيبسون ، دان و کراچر LLP
نيکولاس بازاير: مديرعامل گروه آرنالت LVMH
هنري کاستايرز: رئيس هيئت مديره و مديرعامل شرکت AXA
موريس لوئي: رئيس هيئت مديره و مديرعامل گروه شرکت هاي پابليکيز
تيري مونت باريل: رئيس مؤسسه روابط بين الملل فرانسه
اوليويه روي: استاد کرسي نظريه اجتماعي و سياسي انستيتو دانشگاهي اروپايي



آلمان

آنجلا مرکل: صدراعظم آلمان
يوزف آکرمن: رئيس هيئت مديره و کميته اجرايي گروه دويچه بانک
توماس اندرز: مديرعامل شرکت ايرباس SAS
پيتر لاشر: رئيس و مديرعامل شرکت زيمنس
ماتياس ناس: سردبير بخش خبرنگاران بين المللي نشريه دي زايت
يير استين براک: عضو مجلس فدرال و وزير سابق دارايي



بلژيک

لوک کويين: رئيس بانک ملي بلژيک
اتيني داوينون: وزير امور خارجه
توماس لي سن: رئيس نهاد اوميکور



چين

يينگ فو: معاون وزير امور خارجه
ياپينگ هوانگ: استاد اقتصاد در مرکز تحقيقات اقتصادي دانشگاه پکن



دانمارک

آندرياس الدراپ: مديرعامل شرکت "دانگ انرژي"
اولريش فدرزپيال: معاون رئيس جمهور، امور جهاني Haldor Topsøe A / S
پيتر اسکاتز: عضو مديريت اجرايي بانک نوردي اي.بي



فنلاند

ماتي آپونن: مدير بازرگاني فنلاند و انجمن سياسي EVA
اوله جوهانسون: رئيس کنفدراسيون صنايع EK فنلاند
جورما اوليلا: رئيس شرکت نفتي رويال داچ شل
ميخائيل پنتي کاينن: صاحب امتياز و سردبير ارشد هلسينکي سانومات



يونان

جرج ديويد: رئيس شرکت کوکاکولا H.B.C. S.A
گيکاس هاردووليس: اقتصاددان ارشد و مدير واحد تحقيق و توسعه بانک اروپا EFG
جرج پاپا کنستانتينو: وزير دارايي
لوکاس زولکاليس: رئيس ELIAMEP Grisons



ايرلند

پل گالاگر: مشاور ارشد، دادستان سابق کل کشور
ميخائيل مک داول: مشاور ارشد کتابخانه قانون، معاون سابق نخست وزير
پيتر ساترلند: رئيس بخش بين المللي گلدمن ساکس



ايتاليا
فرانس برنابا: مديرعامل شرکت مخابراتي SPA ايتاليا
جان الکان: رئيس کمپاني فيات
ماريو مونتي: رئيس بخش بازرگاني بين المللي لوئيجي بوسوني
پائولو اسکاروني: مديرعامل شرکت بيمه اني S p A
جوليو ترومونتي: وزير امور اقتصادي و دارايي


کانادا

مارک کارني: رئيس بانک مرکزي کانادا
ادموند کلارک: رئيس هولدينگ و مديرعامل بانک TD
فرانک مک کنا: معاون امور بانکي هولدينگ TD
جيمز اوربينکسي: استاد پزشکي و علوم سياسي دانشگاه تورنتو
رابرت ريچارد: رئيس Torys LLP
هدر رايزمن: رئيس هيئت مديره و مديرعامل شرکت کتاب و موسيقي اينديگو مؤسسه بروکينگز



هلند:

ويلهلمينا آرمگارد: پادشاه هلند
مارک بولاند: مدير اجرايي هولدينگ مارکس اند اسپنسر PLC
مارک چاونز: ستون نويس سياسي در نشريه هندزبلات NRC و استاد روزنامه نگاري
ويکتوز هالبرستات: استاد اقتصاد دانشگاه لايدن، دبيرکل افتخاري سابق گردهمايي بيلدربرگ
يوري روزنتال: وزير امور خارجه
جاپ وينتر: شريک تجاري براوو بلک استون وست بروک

نروژ

هاکان: پادشاه نروژ
ايگل مايکل بوست: رئيس پيشين هيئت مديره SAS ، SK Hydro ASA
اوله پيتر اوترسن: رئيس دانشگاه اسلو
ارنا سولبرگ: دبيرکل حزب محافظه کار نروژ



اتريش

اسکار برونر: مديرعامل و صاحب امتياز استاندارد مديان AG
ورنر فايمان: صدراعظم فدرال اتريش
والتر روتنستينر: رئيس هيئت مديره Raiffeisen Zentralbank Österreich AG
رادولف شولتن: عضو هيئت مديره اجرايي Oesterreichische Kontrollbank AG



پرتغال

فرانسيسکو پينتو باسلمائو: رئيس مؤسسه ايمپرسا و نخست وزير سابق
کلارا آلوز فررا: نويسنده و مدير روزنامه کلارف ال دي اي
آنتونيو نوگوئيرا: عضو ارشد انجمن سرمايه داران خوزه دملو



سوئد

الکسي مورداشو: رئيس شرکت سورستال
کارل بيلدت: وزير امور خارجه
اوا بيورلينگ: وزير بازرگاني
جاکوب والنبرگ: تاجر و سرمايه گذار معروف



سوئيس

پيتر برابک لتما: رئيس شرکت نستله در سوئيس
هانس گرات: رئيس ارشد بازار سياستگذاري مراقبتهاي پزشکي؛ رئيس واحد تجاري سازمان غددشناسي و رئيس شرکت داروسازي فيزر
باربارا يانوم اشتاينر: رئيس سازمان عدالت، امنيت و سلامت
آندره کودلسکي: رئيس و مدير اجرايي گروه کودلسکي
دوريس لوتارد: رايزن و مستشار فدرال
مارتين اشميد: رئيس دولت بلوک گريسونز در شرق سوئيس
رالف شوآيگر: از بالاترين مقامات مجلس سوئيس
رالف سايرون: رهبر انجمن هولکيم و لونزا
دانيل ال. واسلا: رئيس بنياد نوارتيس
يورگ ويتمر: رئيس بنياد جيوادان و کلاريان



اسپانيا

سوفيا: ملکه اسپانيا
خوزه لوييز زاپاترو: نخست وزير اسپانيا
خوآن لوييز سبرين: مدير اجرايي بنياد پريسا
ماريا دولورس دو کاسپدال: رهبر «حزب مردم»
برناردينو لئونگراس: رهبر حزب «رهبري اسپانيايي»
خوآن ماريا نين جنوآ: رئيس و مدير اجرايي لاکايخا



ترکيه

ثريا جيليو: مدير اجرايي شرکت مخابراتي اپراتور «تُرک سل»
طيبه گولک دوماج: وزير سابق کشور
مصطفي کُوچ: رئيس سهام «کُوچ»
سفيکا پکين: رئيس مشترک دفتر حقوقي «پکين و بايار»

به گزارش مشرق، طبق اخبار موثق ارسالي توسط عوامل "جيم تاکر" و "الکس جونز" خبرنگاران نفوذي به داخل گردهمايي بيلدربرگ 2011 ميلادي، چند مورد بسيار حياتي و مهم در برنامه کاري امسال گروه گنجانده شده است:

1- بهار عربي: بيلدربرگي‌ها بسيار از اين نگرانند که مجلس نمايندگان آمريکا بزودي با ادامه حملات غيرقانوني نيروهاي ناتو و سازمان ملل به ليبي مخالفت کنند. هم‌اکنون زمزمه‌هايي در مجلس نمايندگان بخصوص در ميان جمهوريخواهان وجود دارد که نيروهاي ناتو که مسبب شکل گيري جنگ داخلي در ليبي هستند عقب نشيني کنند. بيلدربرگي‌ها شديداً خواستار يک جنگ بزرگ در خاورميانه مي‌باشند تا بدين‌وسيله در اثر جنگ و کشتارجمعي، کيسه‌ پول روانه جيب رؤساي تجاري اين بنياد شود. "ناتان روچيلد" کسي بود که علاوه بر سرمايه‌گذاري براي ارتش ناپلئون در نبرد واترلو براي ارتش حريف و دشمن او يعني "دوک ولينگتون" هم سرمايه‌گذاري کرد. بنياد روچيلد در جنگ‌هاي پروس، جزيره کريمه، تسخير کانال سوئز توسط انگليس عليه فرانسه، جنگ مکزيک، و جنگ‌هاني داخلي آمريکا سرمايه‌گذاري کرد.

2- سانسور اينترنتي: ويلدربرگ قوياً نگران تأثير اينترنت بر حرکت‌هاي آزادي‌خواهانه جهان امروز است. بدين‌وسيله سعي شده که اخيراً بسته‌هاي پيشنهادي ارائه‌شده در کنگره آمريکا براي اختصاص سرمايه به منظور تنزل دادن اينترنت به محدودترين و پايين‌ترين سطح ممکن مورد توجه جدي قرار گيرد.

کميسيون اروپا هم بتازگي به اِعمال قوانين شديد و سختگيرانه براي محدود کردن آزادي‌هاي فردي در اينترنت و نابودي فضاي بي‌طرفي و دموکراسي چراغ سبز نشان داده است. در آمريکا هم رسانه‌هايي که حکم مرغ مقلد را دارند بظاهر مخالف مجموعه اين قوانين که ACTA نام دارد هستند و در خفا دست در دست بيلدربرگي‌ها دارند چرا که خود از بيلدربرگي‌ها هستند. اين قوانين، يعني خفه‌کردن انسان‌هاي وارسته که براستي به نام و اعتقاد حفظ کپي‌رايت و مبارزه با تروريسم قصد دارند جلوي بيلدربرگ و دستان نامرئي مدعيان مالکيت کره زمين بايستند.

طرفداران جهاني‌شدن با وجود اينترنت مخالفتي ندارند چرا که براي آنها پولساز است. اين افراد جايي با اينترنت مخالفت ميکنند که آزادانه و شجاعانه دست آنها را رو کرده و با سياست‌هاي جهاني‌شدن آنها مخالفت کند. در آينده شاهد ظهور وسيع همين نوابغ بيلدربرگي در عرضه سياست خواهيم بود که از مردمان جهان مي‌خواهند از اينترنت استفاده نکنند چون در حال تبديل‌شدن به يک سلاح تروريستي براي نابودي نوع بشر است و بايد براي سلامتي خود و کودکانشان سرشان را پايين بيندازند.

3- به درازا کشاندن بحران اقتصادي: بيلدربرگي‌ها سعي دارند تا ميزان ورشکستگي‌هاي بانکي و مردمي را تا حد اعلا بالا ببرند. آنها کشورهاي پرتغال، ايرلند، يونان و ديگر اعضاي اتحاديه اروپا در درجه اول اهميت قرار داده‌اند.

مغز شرور پنهان (بيلدربرگ) خواستار افزايش چشمگير قيمت نفت و گاز و سقوط اقتصاد کشورهاست؛ کافي است به مرگ دلار، افزايش قيمت انرژي، و شلوغيها واعتراضات سراسر دنيا توجه کنيد؛ آن‌وقت خواهيد يافت بيلدربرگ چه مي‌خواهد.

اين بنياد تصميم دارد تا با نابودکردن درآمد و دارايي ملي کشورها، آشتي بيشتر قدرت و پول، و بهره‌وري از يک بحران اقتصادي يك دولت جهاني با يك ارز رايج و حكومت پليسي بوجود آورد.

4- تعيين رئيس جديد صندوق بين‌المللي پول: اين شخص در اين گردهمايي مشخص شد. استانلي فيشر، رئيس بانك مركزي رژيم صهيونيستي، پيش‌تر آمادگي خود را براي تصدي پست رياست صندوق بين‌المللي پول اعلام كرده بود. مقامي كه قبلاً دومينيك استراسكان آن را بر عهده داشت كه خود نيز از دعوت‌شدگان چندساله جلسات بيلدربرگ بوده است. فيشر همچنين يكي از اعضاي شوراي مناسبات خارجه كميسيون سه ضلعي است.

استراسكان پس از اتهام مبني بر تجاوز به يك پيشخدمت هتل از اين پست استعفا داد. بسياري معتقدند كه بيلدربرگ، طراح اين داستان و عامل به جريان افتادن مجدد اين پرونده پس از گذشت سال‌ها بوده تا بدين‌وسيله او را از اين پست كنار بگذارد.

تا همين اواخر، رقابت ميان فيشر، آگوستين كارستنس (رئيس بانك مركزي مكزيك) و كريستين لگارد (وزير دارايي فرانسه) وجود داشت اما بايد ديد رئيس انتخاب‌شده، نهايتاً كداميك از اين سه نفر خواهد بود.

5- افزايش جنگ و کشتار: منبع خبري جيم تاكر در جلسه بيلدربرگ گفته است كه ايجاد جنگ در خاورميانه يكي از مهمترين برنامه‌هاي بيلدربرگ است. اين منبع گفته كه بيلدربرگي‌ها بر اين اعتقادند كه جمعيت جهان بسيار زياد شده و فقط جنگ مي‌تواند تا حدودي اين مشكل را چاره كند. وي به جيم تاكر گفته است كه تمامي افراد عضو بيلدربرگ بصورت متحد‌الرأي بر اين تصميم استوار بوده و لزوم بروز جنگ را قطعي مي‌دانند.

کشتار و ذبح انسان و دامن زدن به مرگ و مير در فرقه هاي ماسوني از جمله بيلدربرگ، جزء اصول اصلي است و عوامل اين گروه ها موظفند، تا حد ممکن به جنگ و نسل کشی دامن بزنند تا جمعیت جهان کاهش يابد.

جيم تاكر به عصبانيت شديد بيلدربرگي‌ها اشاره كرده است كه ناشي از حضور خبرنگاران و رسانه‌ها در محل نشست و بروز خبر از داخل به بيرون توسط عوامل شناخته‌نشده مي‌باشد. او گفت كه روبرت مردوخ، يهودي صهيونيست متنفذ رسانه‌هاي جهان، از طرف بيلدربرگ مأمور شده بود تا روزنامه‌هاي گاردين و آيريش‌تايمز را از پوشش خبري گردهمايي منصرف كند كه موفق نشد.

منابع تاكر به وي گفته‌اند كه بيلدربرگي‌ها بشدت از حضور رسانه‌ها و معترضان در جلوي هتل محل برگزاري گردهمايي شوكه شده‌اند.




حواشي گردهمايي امسال (2011)

1- مقامات سوئيسي مدعي بودند كه احتمال بمب‌گذاري وجود داشته و به همين دليل شاهراه ارتباطي به محل برگزاري گردهمايي را كه از كنار روستايي در دامنه آلپ مي‌گذرد تا دو ساعت مسدود كرده بودند.
2- در روز 9 و 10 ژوئن، "ماريو بورگزيو" عضو حزب لگانورد ايتاليا و كميته آزادي‌هاي مدني، عدالت و امور رفاهي پارلمان اروپا، خواستار ورود به گردهمايي و اعتراض به بيلدربرگ شد كه سرانجام از سوي تيم محافظان گردهمايي بشدت مورد حمله قرار گرفته و با بيني شكسته بازداشت شد. بورگزيو طبق يك عمل قانوني خواستار ورود به سالن بوده و به همين دليل از گارد امنيتي و پليس سوئيس شكايت كرده است. سفارت ايتاليا در سوئيس هم خواستار بررسي اتفاقات شده است. بورگزيو خود در اين مورد مي‌گويد: "در اغاز پليس سوئيس مرا بازداشت كرد و سپس گارد امنيتي با وحشيانه‌ترين حالت به من حمله كرد. بله، من به بيلدربرگي‌ها اعتراض ميكنم چون بدون رضايت انسانهاي اين كره خاكي هر چه دل‌شان بخواهد مي‌كنند و در مورد سرنوشت‌ها انسان‌ها تصميم‌گيري مي‌كنند. اين بنياد با مخفي‌كاري كارش را جلو مي‌برد."

3- عده‌اي از نمايندگان مجلس سوئيس به رهبري "دومينيک بائتيگ" در مقابل محل برگزاري گردهمايي تجمع کردند و خواستار دستگيري چند تن از اعضاي اين محفل ماسوني از جمله هنري کسينجر، جرج دبليو بوش، ديک چني، و ريچارد پرل که از سوي دادگاه‌هاي بين المللي جنايتکار جنگي شناخته شده و تحت پيگرد هستند، شدند. کسينجر و پرل از مدعوين هميشگي بيلدربرگ هستند و کسينجر که يک يهودي صهيونيست سرشناس است معمولاً رياست جلسات را بر عهده دارد. ريچارد پرل، يهودي صهيونيست و از اصلي‌ترين استراتژيست‌هاي سياست خارجي و راهبردهاي نظامي پنتاگون و طراح اصلي جنگ عراق و افغانستان و اشغال اين دو کشور بود که اکنون به عنوان طراح سرنگوني حکومت سوريه مطرح است.

جرج دبليو بوش در ماه فوريه به دليل صدور حکم بين‌المللي مبني بر دستگيري وي به علت جنايت در گوانتانامو به سوئيس پناه برد.

لوکاس رايمن، يکي از سياستمداران سوئيسي اذعان داشت که «حزب مردم» مجلس سوئيس قوياً با اعمال صندوق بين المللي پول، بانک جهاني و بنياد بيلدربرگ آشنا و با آنها مخالف است.

گفتني است که بائتيگ شجاعانه گارد امنيتي محل برگزاري گردهمايي و بلدربرگي ها را متوجه عواقب اعمالشان و مخفي‌سازي‌هاي عليه حقوق بشر کرده است.

4- حضور جوانان همجنس‌باز در ساعات پذيرايي گردهمايي: منابع جيم تاکر از حضور مردان تن‌فروش همجنس‌باز در خلال ساعات پذايرايي از ميهمانان گردهمايي خبر دادند. به گفته اين منابع، اين افراد پيش از حضور ميهمانان، وارد تالار «ال پاراديزو» شده و همراه با متصديان پخش مشروبات الکلي، نمايش‌ها و پذيرايي‌هاي مختلفي را در آنجا انجام داده‌اند که بسيار هم هزينه در بر داشت. يکي از متصديان مشروبات الکلي، چاقوي کوچکي را که ابزار کار وي بوده همراه داشته است که به علت يافتن آن در جيب او، ساعت‌ها توسط تيم امنيتي مورد سؤال قرار گرفته است.

5- در روز 11 ژوئن، بيلدربرگي‌ها با خيل عظيمي از معترضان روبرو شدند. "اريخ اشميت" مدير اجرايي گوگل، "فرانکو برنابي" مدير اجرايي تله‌کام ايتاليا، "يينگ فو" وزير امور خارجه چين، "جاکوب والنبرگ" بانکدار و سرمايه‌دار ميلياردر سوئدي، "توماس اندرز" مدير اجرايي ايرباس، سر "ريچارد لمبرت" مدير بنياد ارنست و يانگ، و "راري استوارت" نماينده محافظه‌‌کار مجلس انگليس، زمان خروج از هتل همراه يکديگر بودند و وقتي در حال ورود به ميني‌بوس براي ترک محل برگزاري گردهمايي بودند، با سيل عظيمي از اعتراض روبرو مي‌شوند.

وقتي علي اصلان، از فعالان «جبهه ضد بيلدربرگ» خود را به نزديکي توماس اندرز مي‌رساند و از او مي‌پرسد که چه در گردهمايي گذشت، اندرز پاسخ مي دهد: "چيز بدي نبود، ما فقط برنامه‌ هامون رو بررسي کرديم!" و وقتي علي اصلان مي‌گويد: "من متوجه نمي‌شوم؛ اين‌همه سياستمدار داخل اون سالن بودند. پس حتماً درباره چيزهاي خيلي مهمي صحبت شده؛ چرا ما اجازه نداريم بدونيم اون تو چي گذشته؟"، توماس اندرز لبخندي زده و فقط ميگويد: "من نميتونم به شما بگم چي اون تو گذشته و شما هم نميتونيد بدونيد".



باشگاه بيلدربرگ: حکومت نامرئي جهان

«بيلدربرگ» يك سازمان جهاني مرموز است كه محافل مختلف سياسي به ديده مشكوك به آن نگريسته و بسياري آن را «حکومت پنهان جهان» مي‌دانند.

بررسي موشكافانه روند مناسبات بين المللي، پرده از ماهيت «بظاهر متفاوت» دولت‌هاي غربي برداشته و همه آنها را در يك «مسير واحد» قرار مي دهد. مسيري كه در آن، سياست و اقتصاد و اصول ارزش هاي يك دولت و كشور خاص مطرح نيست و موجوديت نظام هاي سياسي، فقط در قالب اين «واحد» قابل تعريف است. اگر اروپا و آمريكا اختلافات جزيي با هم دارند، در سياست شعارهايي چون دموكراسي، آزادي، حقوق بشر؛ و در اقتصاد نئوليبراليسم، آنها را به هم پيوند زده است. اگرچه اين پيوند در خدمت توهين به دموكراسي، سلب آزادي، نقض حقوق بشر و استثمار جهان سوم قرار گرفته، اما دولت هاي غربي با بهره گيري از بلندگوهاي تبليغاتي خود و سانسور واقعيت ها، در مقابل آگاهي افكار عمومي نيز ايستاده اند. اين همسويي و وحدت رويه، حكايت از يك معمار پشت پرده دارد كه با «تعيين مسير» و «تعريف اصول» مي خواهد دنيا را بر محور خواسته هايش بچرخاند.

به راستي، اين معمار كيست؟ چه شخص يا گروهي دستور روز جهان را مشخص مي كنند؟ آيا امكان دارد كه گروهي كوچك بر كل دنيا حكومت كند و تعيين سران كشورها در دست آن باشد؟ تعيين كننده قيمت نفت و طلا باشد؟

با در نظر گرفتن گروهي متشكل از بزرگترين سرمايه داران جهان، سران رسانه هاي پرمخاطب و تأثيرگذار دنيا، رهبران كشورهاي صنعتي، افراد بانفوذ و تاثيرگذار در عرصه سياست بين الملل و... تصور اين «گروه معمار» چندان هم مشكل نيست.

«بيلدربرگ» يك سازمان جهاني مرموز است كه محافل مختلف سياسي به ديده مشكوك به آن نگريسته و بسياري آن را «حکومت پنهان جهان» مي دانند.

صهيونيست ها در راستاي اهداف خود براي تسخير جهان و تشكيل يك «حکومت واحد» تحت كنترل خود، پس از برنامه ريزي براي در دست گرفتن اهرم هاي سياسي، اقتصادي و تبليغاتي جهان، حال به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد اين اهرم ها را در رأس يک هرم جمع كرده و از يك منبع فكري و ايدئولوژيك تغذيه كنند. «بيلدربرگ» اين منبع ايدئولوژيك است كه تقريباً هر سال يكبار رهبران سياسي جهان، رؤساي شركت هاي بزرگ و محافل مالي عظيم كه بازوهاي اقتصادي و بازرگاني دنيا را در انحصار دارند و نيز صاحب‌نظران عرصه هاي سياسي، اجتماعي و تبليغاتي را در يك نقطه جمع كرده و پشت درهاي بسته دستور كار سال آينده جهان را تعيين مي كند.

اين نهاد تحت كنترل صهيونيست ها همه ابزارهاي لازم را براي تحقق اهداف خود در اختيار دارد. با بهره گيري از رسانه ها و منابع عظيم مالي، قدرت و حكومت در كشورها را به افراد موردنظر خود مي سپارد؛ با استفاده از اهرم هايي چون بانك جهاني، صندوق بين المللي پول، سازمان تجارت جهاني و مانند آنها، قيمت نفت و طلاي سال را تعيين مي كند. به واسطه بازوهاي اجتماعي و حقوقي خود قوانيني را براي كشورها وضع مي كند كه جلو هرگونه تحرك عليه اهداف صهيونيسم را بگيرد.

براساس مدارك موجود، پيوند اروپا و آمريكا به وسيله ناتو، ايجاد بازار مشترك اروپا، روي كارآمدن كساني چون كلينتون، بلر و بسياري كه هنوز نامشان در خفا مانده، استعفاي مارگارت تاچر، وقوع جنگ خليج فارس، تحول نهضت اروپا، تخريب وجهه ژان ماري لوپن ناسيوناليست در فرانسه، تحريم آرژانتين در جريان جنگ «فالك لند»، تقسيم آلمان به دو قسمت شرقي و غربي، همه و همه در جلسات بيلدربرگ تصميم گيري شده اند.

بيلدربرگ به دنبال ايجاد يك دولت جهاني است. دولتي كه اقتصاد و سياست و حتي مذهب آن فقط يك بعد داشته باشد: صهيونيسم.

جلسات بيلدربرگ هر سال در يكي از هتل هاي پنج ستاره دنيا و تحت شديدترين تدابير امنيتي تشكيل مي شود. از آنجايي كه صهيونيسم، رمز موفقيت خود را «پنهان كاري» مي داند، هيچ رسانه اي حق ورود به جلسات آن را ندارد. هتل مورد نظر 48 ساعت قبل از شروع اجلاس قُرق مي شود. مأموران سيا و كشور برگزاركننده، در جاي جاي هتل مستقر مي شوند. به آنها دستور داده مي شود كه هر جنبنده اي را در محدوده چند كيلومتري هتل تحت كنترل داشته و در صورت نياز، افراد مشكوك را خلاص کنند.

كشور برگزاركننده اجلاس، از سوي منابع مالي بيلدربرگ براي رزرو هتل تغذيه مي شود. اسامي دعوت شدگان به اجلاس كاملاً محرمانه مي ماند و كشور ميزبان براي دعوت شدگان ويزا هم صادر نمي كند تا نام آنها در جايي ثبت نشود. محتواي اجلاس كاملا محرمانه مي ماند و هيچ يك از اعضا حق انتشار مطالب مطروحه در جريان نشست ها را ندارد.

تمامي ورود و خروج ها در جريان اين نشست هاي چهار روزه تحت كنترل است. حتي ميوه ها و مواد غذايي كه براي شركت كنندگان تهيه مي شود، كاملاً بازرسي مي شوند. سؤال منتقدان اين است كه «اگر هدف از برگزاري اين اجلاس توطئه چيني عليه ملت ها و كشورها، استثمار جهان سوم، استحمار افكار عمومي، و پيشبرد اهداف شوم صهيونيسم نيست، چرا اين اصل دموكراسي مبني بر «بحث و تبادل نظر علني در مورد مسائل» در بيلدربرگ رعايت نمي شود؟»

سال ها بود كه حتي مكان و زمان برگزاري اجلاس بيلدربرگ نيز فاش نمي شد اما خبرنگاران جسوري هستند كه سال ها به تعقيب بيلدربرگي‌ها پرداخته و به اسناد قابل توجهي در اين مورد دست يافته اند.

از آنجايي كه سران رسانه هاي بزرگ دنيا خود در خدمت بيلدربرگ هستند، اين رسانه ها هيچ گاه اقدام به تشريح كاركرد اين سازمان مخوف نكرده اند. «گوردن تتر» ستون نويس روزنامه انگليسي «فايننشال تايمز» در سال 1974 ميلادي در مطلبي فقط چند سؤال در مورد جلسات بيلدربرگ مطرح كرد، اما بلافاصله توسط گردانندگان روزنامه مذكور، از كار بركنار شد .



تاريخچه

اولين اجلاس بيلدربرگ از 29 تا 31 مه 1954 ميلادي در هتل «بيلدربرگ» متعلق به پرنس «برنهارد» ولي‌عهد هلند برگزار شد. «جوزف ريتنگر» يهودي، مشاور سياسي پرنس برنهارد كه در سال 1948 ميلادي، «نهضت اروپا» را بنيان گذاري كرد؛ چند سال بعد از آن نيز، در راستاي اهداف صهيونيسم، پيشنهاد تشكيل اين گروه را داد. وي پس از جلب موافقت برنهارد، با سفر به اروپا و آمريكا، با نخست وزيران، رؤساي جمهور، رهبران كارگري، مديران صنايع و حكام غيركمونيست ديدار، و از آنها براي شركت در يك نشست غيررسمي در هلند دعوت كرد. اين نشست كه براي نخستين بار در هتل بيلدربرگ برگزار شد، بعدها به همين نام به فعاليت خود ادامه داد.

رتينگر توانسته بود با اين ابتكار خود اروپا و آمريكا را به هم پيوند زند طوري كه «جرج مك گي» مقام برجسته وزارت خارجه آمريكا مدعي شد كه «سوءتفاهم هاي موجود ميان اروپا و آمريكا در اولين اجلاس بيلدربرگ از بين رفت».

موفقيت نخستين نشست باعث شد كه سازمان دهندگان آن در پي طرح ريزي براي برگزاري سالانه اجلاس «بيلدربرگ» باشند. يك كميته سازماندهي دائمي تشكيل و رتينگر يهودي دبيركل دائمي آن شد. اين كميته علاوه بر سازماندهي جلسات و ارسال دعوتنامه به اشخاص مورد نظر، اسامي شركت كنندگان و اطلاعات دقيق آنها را جمع آوري مي كرد. اين گونه بود كه يك شبكه غيررسمي نيز تشكيل شد تا اعضاي بيلدربرگ بتوانند بطور محرمانه با يكديگر در تماس باشند.

حال صهيونيسم توانسته بود پا را از تشكيل «نهضت اروپايي» فراتر گذاشته و آمريكا را نيز براي دستيابي به اهداف خود، در كنار اروپا، به خدمت گيرد. از سال 1954 ميلادي به بعد، تقريباً هر سال يك بار، صهيونيسم، سران قدرت و سرمايه را در يكي از هتل هاي اشرافي جهان جمع كرده تا به واسطه آنها كه خود اغلب يهودي هستند در مورد آينده جهان تصميم بگيرد.

همان طور كه پيش تر نيز اشاره شد هر تصميمي كه در اجلاس بيلدربرگ گرفته مي شود، به دليل نفوذ و تأثيرگذاري بالاي شركت كنندگان، خود به خود ضمانت اجرايي پيدا مي كند از اين رو آن گونه كه بي بي سي اعتراف كرده است، «بيلدربرگ هدايت گر سياست هاي بين المللي از پشت درهاي بسته» بوده و تمامي جلسات رسمي و علني از جمله اجلاس گروه هشت و تصميماتي كه در آنها «اعلام مي شود»، فقط يك «نمايش» است (در سال 2003 مانند سال 2008، اجلاس گروه هشت، دقيقاً چند روز بعد از نشست بيلدربرگ برگزار شد.)

حال براحتي مي توان به علل اتحاد اروپا و آمريكا عليه روسيه، و نيز تنها مسئله حل نشده اي كه باعث تبديل اجلاس چند سال قبل گروه هشت به صحنه مناقشه بوش و پوتين شد، يعني استقرار سامانه موشكي آمريكا در خاك اروپا، پي برد. روسيه در سازمان بيلدربرگ جايي ندارد و برخي سياست هايي كه در قبال اسرائيل اتخاذ كرده، متفاوت با چيزي است كه آمريكا و اتحاديه اروپا در آن اتفاق نظر دارند. صندلي روسيه در اجلاس بيلدربرگ 2007 ميلادي خالي بود و «مذاكره با مسكو» تنها گزينه باقي مانده براي بحث در اجلاس گروه هشت شد.



شركت كنندگان بيلدربرگ

رتينگر كه بيلدربرگ را بنيان نهاد و تا آخر عمرش ( ميلادي1960) دبيركل آن بود، اساسنامه اي براي بيلدربرگ تهيه كرد. او سيماي شركت كنندگان جلسات بيلدربرگ را اين گونه ترسيم مي كند: «شهروند هر كشوري كه به دفاع از اصول اخلاقي و ارزش هاي فرهنگي غرب اعتقاد داشته و در ترويج آن شخصاً سهيم باشد، شايسته دعوت به اجلاس بيلدربرگ است. اما از آنجايي كه موفقيت نشست ها به سطح شركت كنندگان وابسته است، دعوت نامه ها براي افراد مهم و عمدتا سرشناسي ارسال مي شود كه از كانال تجارب، اطلاعات ويژه و نفوذشان در دواير ملي و فوق ملي، مي توانند اهداف مورد نظر بيلدربرگ را تحقق بخشند.»

شركت كنندگان عمدتا بانكداران بزرگ، متخصصان جنگي، سران رسانه هاي تأثيرگذار و پرمخاطب، وزيران كليدي، سرمايه گذاران بين المللي و رهبران سياسي اروپا و آمريكاي شمالي هستند. براساس اسناد موجود از اعضاي فعال بيلدربرگ مي توان به سران رسانه هايي چون «لوفيگارو»، «اكونوميست»، «تايمز»، «هرالدتريبيون» و...، افرادي چون دونالد رامسفلد وزير جنگ سابق آمريكا، «ديويد راكفلر» ميلياردر و غول نفتي جهان، «هنري كيسينجر» از وزيران اسبق خارجه آمريكا، «پل ولفو ويتز» رئيس مستعفي بانك جهاني و فرمانده اسبق نيروهاي آمريکايي در خاورميانه، "ديك چني" معاون جرج بوش، رؤساي شركت هاي بزرگ بين المللي مانند نوكيا، كوكاكولا، مايكروسافت، پپسي و... اشاره كرد.



خبرنگاران جسور

در 57 سال گذشته هيچ گونه ليستي از اسامي شركت كنندگان و يا محتواي جلسات، از سوي گردانندگان بيلدربرگ منتشر نشده است اما «جيم تاكر» و «الكس جانز» از جمله خبرنگاراني هستند كه موفق شده اند پس از سال ها تعقيب و گريز از پژوهش، اطلاعات ارزنده اي را در مورد اهالي بيلدربرگ به دست آورند. تاكر بيش از 39 سال از عمر خود را در تعقيب بيلدربرگ بوده است.

او يك روزنامه نگار ورزشي در نشريه كم شمارگانSpotlight بود، اما پس از اينكه در دهه 70 به وجود بيلدربرگ پي برد، بازي موش و گربه را با اهالي بيلدربرگ آغاز كرد. تاكر هدف خود را افشاي ماهيت شوم بيلدربرگ عنوان كرده و مي گويد: «آنها از من متنفرند، چرا كه من اجازه نخواهم داد بيلدربرگ با خيال راحت بر دنيا حكومت كند.»

اين خبرنگار جسور اولين كسي بود كه به جست وجوي مكان برگزاري اجلاس بيلدربرگ پرداخت. شايد علت اينكه در سال هاي اخير «كميته سازماندهي» بيلدربرگ خود اقدام به اعلام شهر و تاريخ برگزاري اجلاس مي كند، افشاگري هاي مستند تاكر باشد.

او مي داند كه اجلاس بيلدربرگ هميشه در ماه مه يا ژوئن و در يكي از هتل هاي پنج ستاره برگزار مي شود. گاه، رسانه هاي تحت كنترل بيلدربرگ به منظور انحراف افكار عمومي، نام هتل هاي ديگري را محل برگزاري اجلاس معرفي مي كنند. اما تاكر به خوبي مي داند كه چگونه از عهده اين فريبكاري برآيد. او به تمام هتل هاي پنج ستاره شهر اعلام شده مراجعه كرده و در تاريخ مورد نظر بيلدربرگ، درخواست اتاق مي كند. وقتي مطمئن شد كه هتل خاصي در آن تاريخ معين سرويس نمي دهد، مرحله بعدي جست وجوي خود را آغاز مي كند.

در سال 1999 ميلادي كه اجلاس بيلدربرگ در پرتغال برگزار مي شد، تاكر به آنجا رفت و هتل مورد نظر بيلدربرگ يعني هتل قيصر شهر «سينترا» را شناسايي كرد. او سپس با دفتر هتل تماس گرفت:

- «ببخشيد، من به اجلاس بيلدربرگ دعوت شده ام، اما متأسفانه دعوتنامه‌ام گم شده است. درست تماس گرفته‌ام؟ مكان برگزاري نشست همانجاست؟»

« - بله، اينجا دقيقاً همان مكاني است كه شما بايد حضور داشته باشيد».

در پرتغال، مأموران سيا به حضور تاكر پي برده و به تعقيبش پرداختند. او كه در اطراف هتل قيصر مشغول تهيه عكس بود، سريعاً خود را به خودرويش رساند و با «رانسون» همراه انگليسي خود اقدام به فرار كرد. در حالي كه اتومبيل سيا به دنبال تاكر افتاده بود، «رانسون» با سفارت بريتانيا در پرتغال تماس گرفت و درخواست كمك كرد. اما پاسخ سفارت به او اين بود: «بيلدربرگ بسيار بزرگتر از قد و اندازه ماست، ما خيلي كوچك هستيم، فقط يك سفارتخانه كوچك. تنها كمكي كه مي توانيم به شما بكنيم اين است كه بگوييم، سريعاً به محل اقامت خود برگشته و از آنجا تكان نخوريد.» تاكر و همراهش به سختي توانستند از دست سيا جان سالم به در برند.

شيوه تاكر اين است كه در اطراف هتل استتار مي كند و با دوربين خود از خودروهايي كه وارد محل مي شوند، عكس مي گيرد. او تمامي افراد را شناسايي مي كند. اين خبرنگار جسور همه اين افراد را در حال ورود به هتل اجلاس بيلدربرگ ديده است: «ديويد راكفلر» رئيس بانك منهتن، «آمبرتو آگنلي» رئيس كارخانه فيات، «ورنون جردن» دوست صميمي بيل كلينتون، «هنري كسينجر» كه هم اكنون از سران بيلدربرگ به شمار مي رود، «ريچارد هولبروك» نماينده اسبق آمريكا در سازمان ملل، «روبرت زوليك» معاون وزير خارجه آمريكا و نامزد احراز پست رياست وقت بانك جهاني، «كانراد بلك» مديرمسؤول روزنامه «ديلي تلگراف» و صاحب بيش از 480 نشريه در سر تا سر جهان، و بسياري ديگر از اشخاص قدرتمند و صاحب نفوذ در عرصه هاي مختلف.

تاكر هم اكنون به عنوان «پيشگام جبهه ضد بيلدربرگي» از تمامي ابعاد پيدا و پنهان اين سازمان مرموز آگاه است. او مي گويد كه بيلدربرگي ها از سال 1954 ميلادي بر دنيا حكومت مي كنند. به عقيده وي، بيلدربرگي ها تصميم مي گيرند كه جنگ ها چه زماني آغاز شوند، چقدر طول بكشند و كي پايان يابند.

پيام تاكر به جهانيان اين است: «من از مردم مي خواهم بفهمند كه اين اجلاس، يك نشست عادي محرمانه نيست كه در آن نخبگان گردهم آيند و در مورد مسائل مختلف به تبادل نظر بپردازند. بيلدربرگي ها تقريباً تمامي امور جهان را در دست دارند... و اگر اين حرف مرا باور كنيد، لطف بزرگي در حق «خود» كرده ايد.»

در كنار تاكر، مي توان نام «الكس جونز»، از گردانندگان سايت Prisonplanet را نيز به عنوان يكي از افشاگران ماهيت بيلدربرگ ذكر كرد. او موفق شد در سفري كه به «اتاوا» در كانادا داشت، به ليست كامل اشخاص دعوت شده به اجلاس كانادا (11-8 ژوئن 2006 ميلادي) دست پيدا كند.




RE: جزئيات جلسه مخفيانه محفل ماسونی بيلدربرگ بسیار مهم - hadi_shj - ۳۱/خرداد/۹۰ ۱۰:۲۳

کمی خنده دار نیست؟ جلسه ای چنان مخفیانه باشد بعد موضوعات مطرح شده در آن لو برود. به نظر من نباید به شعور مخاطب توهین کرد.


استاد رائفی پور در بیلدر برگ چه گذشت؟ - akhevi - ۵/تیر/۹۰ ۱۸:۰۹

بسم الله الرحمن الرحیم


به گزارش گروه بين الملل مشرق، گردهمايي بيلدربرگ از 9 تا 12 ژوئن (پنجشنبه 19 تا يکشنبه 22 خرداد) در هتل "سورتا هاوس" در "سنت موريتز" سوئيس برگزار شد که در آن موضوع تغيير حکومت سوريه و راه انداختن يک جنگ بزرگ در خاورميانه مورد بحث قرار گرفت.
اين هتل در ناحيه حنوب شرقي سوئيس بوده و امسال محل حضور پر هزينه ثروتمندترين افراد کره زمين و رهبران سياسي بود که خود را انجمن اقتصادي و سياسي جهان مي نامند حال آنکه برخي معتقدند اين نشست بيش از آنکه اقتصادي باشد، سياسي است. اين دسته از تحليلگران معتقدند سران فراماسونري جهاني سه نشست سالانه برگزار مي کنند که بخش اقتصادي آن در گردهمايي "داووس" بخش امنيتي آن در گردهمايي "مونيخ" و بخش سياسي آن در گردهمايي "بيلدربرگ" برگزار مي شود که بيلدربرگ از همه مخفيانه تر و بدون پوشش خبري است و تنها يکي از خروجي هاي آن، نشست سران "گروه هشت" است.
بيلدربرگ اگرچه مدتي است با حضور رسانه ها در مقابل در هتل مخالفت نمي کند اما در داخل محل برگزاري، رازهاي بسياري نهفته است.

هتل بسيار زيبا و مجلل "سورتا هاوس" که به شکل کاخ ساخته شده است، در دل طبيعت جاي گرفته که چشم انداز بسيار زيبايي به سمت کوهستان و درياچه دارد. اين هتل يک کيلومتر و850 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و در دو کيلومتري سنت موريتز مستقر است.

سوئيس بار ديگر براي چهارمين بار ميزبان اين گروه بود. . افراد اين گروه مرموز امسال همراهاني نيز با خود داشتند. اين در حالي رخ داد که همدست جنايتکار اين گروه که «کميسيون سه ضلعي» نام دارد در آمريکا نشستي برگزار کرد اما بيلدربرگ براي منحرف کردن رسانه ها، از برگزاري نشست در آمريکا اجتناب کرد. بنياد (باشگاه) بيلدربرگ، بسيار محرمانه و انحصاري به فعاليت خود ادامه مي دهد. براي اينکه در اين بنياد پذيرفته شويد، حتماً بايد داراي يک بانک چند مليتي، شرکت چند مليتي و يا کشور چند مليتي باشيد. اين بنياد پيوسته مورد علاقه سوداگران قدرت، مغزهاي متفکر اقتصادي و رهبران جهاني بوده است. آرزوي اعضاي اين گروه، نيل به هدف مشترک نهايي شان با «کميسيون سه ضلعي» مي باشد: يعني حمله آمريکا به ليبي براي تشديد ناآرامي منطقه و نهايتاً حمله آمريکا به ايران و سوريه و لبنان به جانبداري از رژيم اسرائيل.

[تصویر: 10356097067870623125.jpg]

در طي سال‌هاي اخير بيلدربرگي‌ها بسيار از تلاش کساني که خود آنها را «ناسيوناليست‌هاي شيطان صفت» مي‌خوانند و مانع از تشکيل «دولت واحد جهاني» توسط اين گروه شده‌اند گله‌مند و شاکي هستند. اين گروه مي‌خواهد قيمت نفت تغيير پيدا کند تا بدين‌وسيله آن‌دسته از مردم آمريکا که مخالف تشکيل «حکومت واحد جهاني» هستند نهايتاً سر تسليم خم کنند. آنها مي‌خواهند در آينده جنگ‌ها را راه بيندازند تا به سود برسند و با «حکومت واحد جهاني» خود نهايتاً صلح را به وجود بياورند؛ البته اگر در آن زمان بشود صلح ايجاد کرد. پيداست که سوئيس بايد جايگاه مطلوب آنها باشد. چرا که سوئيس به دور از چالش‌هاي سياسي سال‌هاست که خود را از نظر سياسي بي‌طرف اعلام کرده است و اين براي آنها يعني جايگاه آرام براي جلسات‌شان.

به غير از چند رسانه غير مستقل در اروپا و آمريکا، هيچ رسانه اي در جهان اخبار و حواشي اين جلسه بسيار مهم سري را تحت پوشش قرار نمي‌دهد. نيويورک تايمز، واشنگتن پست، لس‌آنجلس تايمز و امثالهم به هيچ وجه خود را در جريان اين نشست ساليانه و فعاليت‌هاي اين بنياد مخوف قرار نمي‌دهند چرا که اعضاي اين روزنامه ها خود از شرکت‌کنندگان نشست‌هاي بيلدربرگ هستند.

طبق اخبار موثق ارسالي توسط عوامل "جيم تاکر" و "الکس جونز" خبرنگاران نفوذي به داخل گردهمايي بيلدربرگ 2011 ميلادي، چند مورد بسيار حياتي و مهم در برنامه کاري امسال گروه گنجانده شده است:

1- بهار عربي: بيلدربرگي‌ها بسيار از اين نگرانند که مجلس نمايندگان آمريکا بزودي با ادامه حملات غيرقانوني نيروهاي ناتو و سازمان ملل به ليبي مخالفت کنند. هم‌اکنون زمزمه‌هايي در مجلس نمايندگان بخصوص در ميان جمهوريخواهان وجود دارد که نيروهاي ناتو که مسبب شکل گيري جنگ داخلي در ليبي هستند عقب نشيني کنند. بيلدربرگي‌ها شديداً خواستار يک جنگ بزرگ در خاورميانه مي‌باشند تا بدين‌وسيله در اثر جنگ و کشتارجمعي، کيسه‌ پول روانه جيب رؤساي تجاري اين بنياد شود. "ناتان روچيلد" کسي بود که علاوه بر سرمايه‌گذاري براي ارتش ناپلئون در نبرد واترلو براي ارتش حريف و دشمن او يعني "دوک ولينگتون" هم سرمايه‌گذاري کرد. بنياد روچيلد در جنگ‌هاي پروس، جزيره کريمه، تسخير کانال سوئز توسط انگليس عليه فرانسه، جنگ مکزيک، و جنگ‌هاني داخلي آمريکا سرمايه‌گذاري کرد.

2- سانسور اينترنتي: بيلدربرگ قوياً نگران تأثير اينترنت بر حرکت‌هاي آزادي‌خواهانه جهان امروز است. بدين‌وسيله سعي شده که اخيراً بسته‌هاي پيشنهادي ارائه‌شده در کنگره آمريکا براي اختصاص سرمايه به منظور تنزل دادن اينترنت به محدودترين و پايين‌ترين سطح ممکن مورد توجه جدي قرار گيرد.

کميسيون اروپا هم بتازگي به اِعمال قوانين شديد و سختگيرانه براي محدود کردن آزادي‌هاي فردي در اينترنت و نابودي فضاي بي‌طرفي و دموکراسي چراغ سبز نشان داده است. در آمريکا هم رسانه‌هايي که حکم مرغ مقلد را دارند بظاهر مخالف مجموعه اين قوانين که ACTA نام دارد هستند و در خفا دست در دست بيلدربرگي‌ها دارند چرا که خود از بيلدربرگي‌ها هستند. اين قوانين، يعني خفه‌کردن انسان‌هاي وارسته که براستي به نام و اعتقاد حفظ کپي‌رايت و مبارزه با تروريسم قصد دارند جلوي بيلدربرگ و دستان نامرئي مدعيان مالکيت کره زمين بايستند.

طرفداران جهاني‌شدن با وجود اينترنت مخالفتي ندارند چرا که براي آنها پولساز است. اين افراد جايي با اينترنت مخالفت ميکنند که آزادانه و شجاعانه دست آنها را رو کرده و با سياست‌هاي جهاني‌شدن آنها مخالفت کند. در آينده شاهد ظهور وسيع همين نوابغ بيلدربرگي در عرضه سياست خواهيم بود که از مردمان جهان مي‌خواهند از اينترنت استفاده نکنند چون در حال تبديل‌شدن به يک سلاح تروريستي براي نابودي نوع بشر است و بايد براي سلامتي خود و کودکانشان سرشان را پايين بيندازند.

3- به درازا کشاندن بحران اقتصادي: بيلدربرگي‌ها سعي دارند تا ميزان ورشکستگي‌هاي بانکي و مردمي را تا حد اعلا بالا ببرند. آنها کشورهاي پرتغال، ايرلند، يونان و ديگر اعضاي اتحاديه اروپا در درجه اول اهميت قرار داده‌اند.

مغز شرور پنهان (بيلدربرگ) خواستار افزايش چشمگير قيمت نفت و گاز و سقوط اقتصاد کشورهاست؛ کافي است به مرگ دلار، افزايش قيمت انرژي، و شلوغيها واعتراضات سراسر دنيا توجه کنيد؛ آن‌وقت خواهيد يافت بيلدربرگ چه مي‌خواهد.

اين بنياد تصميم دارد تا با نابودکردن درآمد و دارايي ملي کشورها، آشتي بيشتر قدرت و پول، و بهره‌وري از يک بحران اقتصادي يك دولت جهاني با يك ارز رايج و حكومت پليسي بوجود آورد.

4- تعيين رئيس جديد صندوق بين‌المللي پول: اين شخص در اين گردهمايي مشخص شد. استانلي فيشر، رئيس بانك مركزي رژيم صهيونيستي، پيش‌تر آمادگي خود را براي تصدي پست رياست صندوق بين‌المللي پول اعلام كرده بود. مقامي كه قبلاً دومينيك استراسكان آن را بر عهده داشت كه خود نيز از دعوت‌شدگان چندساله جلسات بيلدربرگ بوده است. فيشر همچنين يكي از اعضاي شوراي مناسبات خارجه كميسيون سه ضلعي است.

استراسكان پس از اتهام مبني بر تجاوز به يك پيشخدمت هتل از اين پست استعفا داد. بسياري معتقدند كه بيلدربرگ، طراح اين داستان و عامل به جريان افتادن مجدد اين پرونده پس از گذشت سال‌ها بوده تا بدين‌وسيله او را از اين پست كنار بگذارد.

تا همين اواخر، رقابت ميان فيشر، آگوستين كارستنس (رئيس بانك مركزي مكزيك) و كريستين لگارد (وزير دارايي فرانسه) وجود داشت اما بايد ديد رئيس انتخاب‌شده، نهايتاً كداميك از اين سه نفر خواهد بود.

5- افزايش جنگ و کشتار: منبع خبري جيم تاكر در جلسه بيلدربرگ گفته است كه ايجاد جنگ در خاورميانه يكي از مهمترين برنامه‌هاي بيلدربرگ است. اين منبع گفته كه بيلدربرگي‌ها بر اين اعتقادند كه جمعيت جهان بسيار زياد شده و فقط جنگ مي‌تواند تا حدودي اين مشكل را چاره كند. وي به جيم تاكر گفته است كه تمامي افراد عضو بيلدربرگ بصورت متحد‌الرأي بر اين تصميم استوار بوده و لزوم بروز جنگ را قطعي مي‌دانند.

کشتار و ذبح انسان و دامن زدن به مرگ و مير در فرقه هاي ماسوني از جمله بيلدربرگ، جزء اصول اصلي است و عوامل اين گروه ها موظفند، تا حد ممکن به جنگ و نسل کشی دامن بزنند تا جمعیت جهان کاهش يابد.

جيم تاكر به عصبانيت شديد بيلدربرگي‌ها اشاره كرده است كه ناشي از حضور خبرنگاران و رسانه‌ها در محل نشست و بروز خبر از داخل به بيرون توسط عوامل شناخته‌نشده مي‌باشد. او گفت كه روبرت مردوخ، يهودي صهيونيست متنفذ رسانه‌هاي جهان، از طرف بيلدربرگ مأمور شده بود تا روزنامه‌هاي گاردين و آيريش‌تايمز را از پوشش خبري گردهمايي منصرف كند كه موفق نشد.

منابع تاكر به وي گفته‌اند كه بيلدربرگي‌ها بشدت از حضور رسانه‌ها و معترضان در جلوي هتل محل برگزاري گردهمايي شوكه شده‌اند.

[تصویر: 98510187335029241065.jpg]

حواشي گردهمايي امسال (2011)

1- مقامات سوئيسي مدعي بودند كه احتمال بمب‌گذاري وجود داشته و به همين دليل شاهراه ارتباطي به محل برگزاري گردهمايي را كه از كنار روستايي در دامنه آلپ مي‌گذرد تا دو ساعت مسدود كرده بودند.

2- در روز 9 و 10 ژوئن، "ماريو بورگزيو" عضو حزب لگانورد ايتاليا و كميته آزادي‌هاي مدني، عدالت و امور رفاهي پارلمان اروپا، خواستار ورود به گردهمايي و اعتراض به بيلدربرگ شد كه سرانجام از سوي تيم محافظان گردهمايي بشدت مورد حمله قرار گرفته و با بيني شكسته بازداشت شد. بورگزيو طبق يك عمل قانوني خواستار ورود به سالن بوده و به همين دليل از گارد امنيتي و پليس سوئيس شكايت كرده است. سفارت ايتاليا در سوئيس هم خواستار بررسي اتفاقات شده است. بورگزيو خود در اين مورد مي‌گويد: "در اغاز پليس سوئيس مرا بازداشت كرد و سپس گارد امنيتي با وحشيانه‌ترين حالت به من حمله كرد. بله، من به بيلدربرگي‌ها اعتراض ميكنم چون بدون رضايت انسانهاي اين كره خاكي هر چه دل‌شان بخواهد مي‌كنند و در مورد سرنوشت‌ها انسان‌ها تصميم‌گيري مي‌كنند. اين بنياد با مخفي‌كاري كارش را جلو مي‌برد."

3- عده‌اي از نمايندگان مجلس سوئيس به رهبري "دومينيک بائتيگ" در مقابل محل برگزاري گردهمايي تجمع کردند و خواستار دستگيري چند تن از اعضاي اين محفل ماسوني از جمله هنري کسينجر، جرج دبليو بوش، ديک چني، و ريچارد پرل که از سوي دادگاه‌هاي بين المللي جنايتکار جنگي شناخته شده و تحت پيگرد هستند، شدند. کسينجر و پرل از مدعوين هميشگي بيلدربرگ هستند و کسينجر که يک يهودي صهيونيست سرشناس است معمولاً رياست جلسات را بر عهده دارد. ريچارد پرل، يهودي صهيونيست و از اصلي‌ترين استراتژيست‌هاي سياست خارجي و راهبردهاي نظامي پنتاگون و طراح اصلي جنگ عراق و افغانستان و اشغال اين دو کشور بود که اکنون به عنوان طراح سرنگوني حکومت سوريه مطرح است.

جرج دبليو بوش در ماه فوريه به دليل صدور حکم بين‌المللي مبني بر دستگيري وي به علت جنايت در گوانتانامو به سوئيس پناه برد.

لوکاس رايمن، يکي از سياستمداران سوئيسي اذعان داشت که «حزب مردم» مجلس سوئيس قوياً با اعمال صندوق بين المللي پول، بانک جهاني و بنياد بيلدربرگ آشنا و با آنها مخالف است.

گفتني است که بائتيگ شجاعانه گارد امنيتي محل برگزاري گردهمايي و بلدربرگي ها را متوجه عواقب اعمالشان و مخفي‌سازي‌هاي عليه حقوق بشر کرده است.

4- حضور جوانان همجنس‌باز در ساعات پذيرايي گردهمايي: منابع جيم تاکر از حضور مردان تن‌فروش همجنس‌باز در خلال ساعات پذايرايي از ميهمانان گردهمايي خبر دادند. به گفته اين منابع، اين افراد پيش از حضور ميهمانان، وارد تالار «ال پاراديزو» شده و همراه با متصديان پخش مشروبات الکلي، نمايش‌ها و پذيرايي‌هاي مختلفي را در آنجا انجام داده‌اند که بسيار هم هزينه در بر داشت. يکي از متصديان مشروبات الکلي، چاقوي کوچکي را که ابزار کار وي بوده همراه داشته است که به علت يافتن آن در جيب او، ساعت‌ها توسط تيم امنيتي مورد سؤال قرار گرفته است.

5- در روز 11 ژوئن، بيلدربرگي‌ها با خيل عظيمي از معترضان روبرو شدند. "اريخ اشميت" مدير اجرايي گوگل، "فرانکو برنابي" مدير اجرايي تله‌کام ايتاليا، "يينگ فو" وزير امور خارجه چين، "جاکوب والنبرگ" بانکدار و سرمايه‌دار ميلياردر سوئدي، "توماس اندرز" مدير اجرايي ايرباس، سر "ريچارد لمبرت" مدير بنياد ارنست و يانگ، و "راري استوارت" نماينده محافظه‌‌کار مجلس انگليس، زمان خروج از هتل همراه يکديگر بودند و وقتي در حال ورود به ميني‌بوس براي ترک محل برگزاري گردهمايي بودند، با سيل عظيمي از اعتراض روبرو مي‌شوند.

وقتي علي اصلان، از فعالان «جبهه ضد بيلدربرگ» خود را به نزديکي توماس اندرز مي‌رساند و از او مي‌پرسد که چه در گردهمايي گذشت، اندرز پاسخ مي دهد: "چيز بدي نبود، ما فقط برنامه‌ هامون رو بررسي کرديم!" و وقتي علي اصلان مي‌گويد: "من متوجه نمي‌شوم؛ اين‌همه سياستمدار داخل اون سالن بودند. پس حتماً درباره چيزهاي خيلي مهمي صحبت شده؛ چرا ما اجازه نداريم بدونيم اون تو چي گذشته؟"، توماس اندرز لبخندي زده و فقط ميگويد: "من نميتونم به شما بگم چي اون تو گذشته و شما هم نميتونيد بدونيد".





[تصویر: 54323106197017014768.jpg]

باشگاه بيلدربرگ: حکومت نامرئي جهان

«بيلدربرگ» يك سازمان جهاني مرموز است كه محافل مختلف سياسي به ديده مشكوك به آن نگريسته و بسياري آن را «حکومت پنهان جهان» مي‌دانند.

بررسي موشكافانه روند مناسبات بين المللي، پرده از ماهيت «بظاهر متفاوت» دولت‌هاي غربي برداشته و همه آنها را در يك «مسير واحد» قرار مي دهد. مسيري كه در آن، سياست و اقتصاد و اصول ارزش هاي يك دولت و كشور خاص مطرح نيست و موجوديت نظام هاي سياسي، فقط در قالب اين «واحد» قابل تعريف است. اگر اروپا و آمريكا اختلافات جزيي با هم دارند، در سياست شعارهايي چون دموكراسي، آزادي، حقوق بشر؛ و در اقتصاد نئوليبراليسم، آنها را به هم پيوند زده است. اگرچه اين پيوند در خدمت توهين به دموكراسي، سلب آزادي، نقض حقوق بشر و استثمار جهان سوم قرار گرفته، اما دولت هاي غربي با بهره گيري از بلندگوهاي تبليغاتي خود و سانسور واقعيت ها، در مقابل آگاهي افكار عمومي نيز ايستاده اند. اين همسويي و وحدت رويه، حكايت از يك معمار پشت پرده دارد كه با «تعيين مسير» و «تعريف اصول» مي خواهد دنيا را بر محور خواسته هايش بچرخاند.

به راستي، اين معمار كيست؟ چه شخص يا گروهي دستور روز جهان را مشخص مي كنند؟ آيا امكان دارد كه گروهي كوچك بر كل دنيا حكومت كند و تعيين سران كشورها در دست آن باشد؟ تعيين كننده قيمت نفت و طلا باشد؟

با در نظر گرفتن گروهي متشكل از بزرگترين سرمايه داران جهان، سران رسانه هاي پرمخاطب و تأثيرگذار دنيا، رهبران كشورهاي صنعتي، افراد بانفوذ و تاثيرگذار در عرصه سياست بين الملل و... تصور اين «گروه معمار» چندان هم مشكل نيست.

«بيلدربرگ» يك سازمان جهاني مرموز است كه محافل مختلف سياسي به ديده مشكوك به آن نگريسته و بسياري آن را «حکومت پنهان جهان» مي دانند.

صهيونيست ها در راستاي اهداف خود براي تسخير جهان و تشكيل يك «حکومت واحد» تحت كنترل خود، پس از برنامه ريزي براي در دست گرفتن اهرم هاي سياسي، اقتصادي و تبليغاتي جهان، حال به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد اين اهرم ها را در رأس يک هرم جمع كرده و از يك منبع فكري و ايدئولوژيك تغذيه كنند. «بيلدربرگ» اين منبع ايدئولوژيك است كه تقريباً هر سال يكبار رهبران سياسي جهان، رؤساي شركت هاي بزرگ و محافل مالي عظيم كه بازوهاي اقتصادي و بازرگاني دنيا را در انحصار دارند و نيز صاحب‌نظران عرصه هاي سياسي، اجتماعي و تبليغاتي را در يك نقطه جمع كرده و پشت درهاي بسته دستور كار سال آينده جهان را تعيين مي كند.

اين نهاد تحت كنترل صهيونيست ها همه ابزارهاي لازم را براي تحقق اهداف خود در اختيار دارد. با بهره گيري از رسانه ها و منابع عظيم مالي، قدرت و حكومت در كشورها را به افراد موردنظر خود مي سپارد؛ با استفاده از اهرم هايي چون بانك جهاني، صندوق بين المللي پول، سازمان تجارت جهاني و مانند آنها، قيمت نفت و طلاي سال را تعيين مي كند. به واسطه بازوهاي اجتماعي و حقوقي خود قوانيني را براي كشورها وضع مي كند كه جلو هرگونه تحرك عليه اهداف صهيونيسم را بگيرد.

براساس مدارك موجود، پيوند اروپا و آمريكا به وسيله ناتو، ايجاد بازار مشترك اروپا، روي كارآمدن كساني چون كلينتون، بلر و بسياري كه هنوز نامشان در خفا مانده، استعفاي مارگارت تاچر، وقوع جنگ خليج فارس، تحول نهضت اروپا، تخريب وجهه ژان ماري لوپن ناسيوناليست در فرانسه، تحريم آرژانتين در جريان جنگ «فالك لند»، تقسيم آلمان به دو قسمت شرقي و غربي، همه و همه در جلسات بيلدربرگ تصميم گيري شده اند.

بيلدربرگ به دنبال ايجاد يك دولت جهاني است. دولتي كه اقتصاد و سياست و حتي مذهب آن فقط يك بعد داشته باشد: صهيونيسم.

جلسات بيلدربرگ هر سال در يكي از هتل هاي پنج ستاره دنيا و تحت شديدترين تدابير امنيتي تشكيل مي شود. از آنجايي كه صهيونيسم، رمز موفقيت خود را «پنهان كاري» مي داند، هيچ رسانه اي حق ورود به جلسات آن را ندارد. هتل مورد نظر 48 ساعت قبل از شروع اجلاس قُرق مي شود. مأموران سيا و كشور برگزاركننده، در جاي جاي هتل مستقر مي شوند. به آنها دستور داده مي شود كه هر جنبنده اي را در محدوده چند كيلومتري هتل تحت كنترل داشته و در صورت نياز، افراد مشكوك را خلاص کنند.

كشور برگزاركننده اجلاس، از سوي منابع مالي بيلدربرگ براي رزرو هتل تغذيه مي شود. اسامي دعوت شدگان به اجلاس كاملاً محرمانه مي ماند و كشور ميزبان براي دعوت شدگان ويزا هم صادر نمي كند تا نام آنها در جايي ثبت نشود. محتواي اجلاس كاملا محرمانه مي ماند و هيچ يك از اعضا حق انتشار مطالب مطروحه در جريان نشست ها را ندارد.

تمامي ورود و خروج ها در جريان اين نشست هاي چهار روزه تحت كنترل است. حتي ميوه ها و مواد غذايي كه براي شركت كنندگان تهيه مي شود، كاملاً بازرسي مي شوند. سؤال منتقدان اين است كه «اگر هدف از برگزاري اين اجلاس توطئه چيني عليه ملت ها و كشورها، استثمار جهان سوم، استحمار افكار عمومي، و پيشبرد اهداف شوم صهيونيسم نيست، چرا اين اصل دموكراسي مبني بر «بحث و تبادل نظر علني در مورد مسائل» در بيلدربرگ رعايت نمي شود؟»

سال ها بود كه حتي مكان و زمان برگزاري اجلاس بيلدربرگ نيز فاش نمي شد اما خبرنگاران جسوري هستند كه سال ها به تعقيب بيلدربرگي‌ها پرداخته و به اسناد قابل توجهي در اين مورد دست يافته اند.

از آنجايي كه سران رسانه هاي بزرگ دنيا خود در خدمت بيلدربرگ هستند، اين رسانه ها هيچ گاه اقدام به تشريح كاركرد اين سازمان مخوف نكرده اند. «گوردن تتر» ستون نويس روزنامه انگليسي «فايننشال تايمز» در سال 1974 ميلادي در مطلبي فقط چند سؤال در مورد جلسات بيلدربرگ مطرح كرد، اما بلافاصله توسط گردانندگان روزنامه مذكور، از كار بركنار شد .

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که صد البته نزدیک است.


RE: استاد رائفی پور در بیلدر برگ چه گذشت؟ - وحید110 - ۵/تیر/۹۰ ۱۸:۲۴

اگر این قدر محرمانه و سریه این اخبار چگونه از ان به بیرون نفوذ کرده؟


RE: استاد رائفی پور در بیلدر برگ چه گذشت؟ - akhevi - ۵/تیر/۹۰ ۱۹:۴۶

(۵/تیر/۹۰ ۱۸:۴۴)ahmadarm نوشته است:  این خبر مال مشرق نیوزه نه استاد رائفی پور

قسمت ابتداییش مال مشرق نیوزه بقیش تحلیل استاد رائفی پورهستش که تو سایتش هم هست


امريكن فري پرس گزارش داد جنگ‌افروزي، منبع اصلي درآمد بيلدربرگ - محمود - ۸/تیر/۹۰ ۱۲:۱۹

امريكن فري پرس گزارش داد
جنگ‌افروزي، منبع اصلي درآمد بيلدربرگ

خبرگزاري فارس: يك نشريه آمريكايي در گزارشي با اشاره به تمايل آمريكا به جنگ‌افروزي در سطح جهان نوشت كه ايجاد جنگ، منبع اصلي درآمد بيلدربرگ و سودرساني به اين گروه است.
[تصویر: A0698239.jpg]
به گزارش فارس، "امريكن فري پرس " در گزارش كوتاهي اظهارات اوباما مبني بر انكار نقش آمريكا در جنگ ليبي را به باد انتقاد گرفت.

* اوباما معتقد است آمريكا در حمله به ليبي نقش جنگ‌افروزي ندارد

باراك اوباما مي‌گويد نقش آمريكا در حمله به ليبي از نوع "جنگ " نيست، چون حملات آمريكا تنها محدود به حمله‌هاي هوايي است. اگر اين حرف درست باشد، حمله ژاپن به پرل هاربور در هفتم دسامبر 1941 نيز "جنگ " نبود، چون در اين حمله نيز صداي چكمه‌اي به گوش نرسيد.

* وقوع جنگ منبع اصلي درآمد بيلدربرگ و سود رساني به اين گروه است

امروز هر فرد وطن‌پرستي مي‌داند كه حمله ژاپن به پرل هاربور تله‌اي بود كه رئيس جمهور فرانكلين دي روزولت از آن به عنوان وسيله‌اي براي درگير كردن آمريكا در رويدادي كه به جنگ جهاني دوم شهرت يافت، استفاده كرد. وارد شدن آمريكا در جنگ مي‌توانست به منزله‌ي پايان دوران "ركود بزرگ " باشد، چرا كه 12 ميليون نفر اكنون با حمل سلاح بر دوششان، شغلي براي خود دست و پا كرده بودند و ميليون‌ها نفر ديگر نيز مي‌توانستند به ساختن تانك، جيپ، بمب، گلوله، سرنيزه و ديگر ابزار آلات جنگي اشتغال داشته باشند. ضمن اينكه وقوع چنين پديده‌هايي به بيلدربرگ و گروه‌هاي مشابه آن كه شديدا سرمايه‌هاي خود را صرف ساختن كالاهايي براي كشتن انسان‌ها كرده‌اند نيز سود مي‌رساند.

* كيسينجر از ولع آمريكا براي جنگ سخن مي‌گويد

هنري كسينجر، چهره‌ي شاخص و قديمي بيلدربرگ با خنده گفت "آمريكايي‌ها جنگ را مي‌خرند، مثل بچه‌هايي كه با ولع آب‌نبات مي‌خورند. البته باراك [پرزيدنت اوباما] ناگزير است در انظار عموم نسبت به جنگ‌افروزي اكراه داشته باشد، با اين حال ما مي‌توانيم روي او حساب كنيم. ".
(اظهارات بيلدربرگ از يك منبع داخلي به بيرون درز مي‌كند كه اطلاعاتش گاها دقيق از آب در مي‌آيد).

* اوباما با انكار نقش آمريكا در جنگ در تلاش است از قانون قدرت‌هاي جنگ تبعيت نكند

اما بيلدربرگي‌ها واقعا از اين جهت نگرانند كه فعاليتشان براي گسترش دادن حمله‌ي ليبي تا حد يك خون‌ريزي بزرگ در خاورميانه، با موانع سختي روبروست. ادعاي اوباما مبني بر اينكه حمله به ليبي از نوع "جنگ " نيست، تلاشي است براي سر باز زدن از موافقت با "قانون اختيار جنگ " كه كنگره را ملزم مي‌كند تا شصت روز بعد از آغاز جنگ، با عمليات نظامي موافقت كنند. اما در حال حاضر نوعي دودستگي در كنگره در حال بروز است.

* جان بينر با اشاره به هزينه‌هاي آمريكا در جنگ ليبي، از بي‌اثر ماندن تلاش‌هاي آمريكا سخن مي‌گويد

جان بينر، با اعلام اينكه كنگره مي‌تواند در هر لحظه اقدام لازم را به عمل آورد تهديد كرد كه بودجه‌هاي جنگ را قطع مي‌كند: "ما حمله‌هاي يكنواختي را آغاز كرده‌ايم و روزانه 10 ميليون دلار هزينه صرف مي‌كنيم. همه ما عضو مجموعه‌اي هستيم كه تلاش مي‌كنند پناهگاه قذافي را بمباران كنند. آزمون ما در نشان دادن چهره عبوس، تا كنون جواب نداده است. "

* تحليل‌گران آمريكا ادعاي در جنگ نبودن اوباما را مورد انتقاد قرار مي‌دهند

سن جيم وب افسر باتجربه و نشان‌دار جنگ و عضو كميته‌ي نيروهاي مسلح، ادعاي "در حال جنگ نبودن " را مورد استهزا قرار داد. او به آسوشيتدپرس گفت "به نظرم صرف ميلياردها دلار هزينه و ريختن بمب بر سر مردم، به معني درگيري است ". رپ تام روني گفت "من از اين حرف دفاع نخواهم كرد؛ هم سلفانم هم همين‌طور ". در نهايت، سن باب كوركر ادعاي در حال جنگ نبودن را ادعايي "كاملا عجيب و غريب " توصيف كرد.


بيلدربرگ؛ نظم جهاني راكفلر و كشيش‌هاي اعظم جهاني‌سازي -بخش 2 - nooromahdi - ۲۲/تیر/۹۰ ۱۱:۲۱

ديويد راكفلر، هفته گذشته در نشست بيلدربرگ جشن نود و شش سالگي خود را برگزار كرد، وي يكي از بنيانگذاران زنده گروه بيلدربرگ در سال 1954 است. اگر گروه بيلدربرگ را "كشيشهاي اعظم جهاني سازي " بناميم، آنوقت راكفلر را بايد "پاپ " دانست.

[تصویر: A1084824.jpg]




بخش اول


* تاكيد بر ايجاد دولت اقتصادي اروپايي

سال گذشته، "ايو لترم "، نخستوزير بلژيك به نوعي ايده "دولت اقتصادي اروپايي " را تاييد كرد هنگامي كه بيان داشت كه:
ايده دولت تقويت شده اقتصادي روي ميز گذاشته شده و به طور حتم به حركت خود ادامه خواهد داد. بالاخره، آژانس بدهي اروپا يا چيزي شبيه بدان به حقيقت خواهد پيوست. من از اين اقدام خشنود هستم. اقدامي كه به ثبات مالي اروپا مرتبط ميشود و تنها يك ادعاي ايدئولوژيك در رابطه با فدراليسم نيست. من خود طرفدار فدراليسم هستم. اما بايد گفت كه يكپارچگي و ادغام بيشتر نتيجه منطقي داشتن يك واحد پولي مشترك است.

* نياز به يك دولت اقتصادي اروپايي براي هماهنگي سياستهاي اقتصادي منطقه

، چنين ادعايي البته چندان هم شگفتاور نيست، چراكه لترم جانشين هرمان ون رمپوي، عضو كنوني بيلدربرگ و رئيس اتحاديه اروپا است، فردي كه خود به شدت طرفدار ايجاد يك "دولت اقتصادي " و "حكمراني جهاني " است. برنامه تاسيس دولت اقتصادي مستلزم تعهد و پايبندي جدي فرانسه و آلمان است، امري كه مي تواند حضور مركل در نشست بيلدربرگ را توجيه كند. در مارس 2010، دولتهاي آلمان و فرانسه پيشنويس طرحي را منتشر كردند كه "هماهنگي در سياستهاي مالي را تقويت ميكند ". اين طرح، " از نظارت بيشتر بر رقابت پذيري دولتهاي عضو سخن ميگويد كه در صورت بروز مشكلات مي توان به كار آيد ". "جان كلود جانكر "، نخست وزير لوكزامبورگ در واكنش به اين طرح بيان ميدارد كه، در حقيقت "نياز ما به يك دولت اقتصادي اروپايي در قالب هماهنگي بيشتر در سياستهاي اقتصادي منطقه يورو شكل مي گيرد ". در دسامبر 2010، "ولفگانگ شوبل "، وزير دارايي آلمان بيان داشت كه، "ساختاري كه در طول ده سال آتي خواهيم داشت به خوبي با يك اتحاديه سياسي همخواني خواهد داشت ".

* تفاوت ديدگاه آلمان و فرانسه در رابطه با ايجاد دولت اقتصادي

به گزارش مطبوعات آلمان در اوايل سال 2011، اين كشور و فرانسه اختلافات زيادي در رابطه با جنبه هاي مختلف "دولت اقتصادي " با يكديگر دارند. با اين حال، مركل بيان داشت كه، "اكنون مدتهاست كه ما در رابطه با موضوع دولت اقتصادي به بحث پرداخته ايم "، و "آنچه هم كه هم اكنون در نظر داريم گامي در همين جهت است ". با اين حال، تفاوت رويكرد اين دو كشور عمدتا موارد زير است:

* فرانسه خواهان تبديل شوراي اروپا به دولت اقتصادي

دولت فرانسه ترجيح ميدهد كه شوراي اروپا، كه متشكل است از سران كشورها و دولتهاي عضو اتحاديه، به نوعي دولت اقتصادي تبديل شود. از آنجا كه در ابتدا تنها كشورهاي منطقه يورو در اين دولت حضور خواهند داشت، "كريستين لاگارد "، وزير اقتصاد و دارايي فرانسه اين پروژه را پروژه 16 كشور ناميده است.

* آلمان خواهان تغيير مكانيزم اعطاي كمكهاي مالي

در مقابل آلمان كاملا بر موارد ديگري تمركز دارد. آنها خواهان آنند كه سيستم كمك مالي كنوني با مكانيزم ثبات اروپا در سال 2013 جايگزين شود. مطابق اين مكانيزم، دولتهايي كه با كمبود بودجه مواجه هستند بايد در قبال هر گونه كمكي كه به آنها ميشود، به رژيمهاي سخت كاهش از هزينه ها تن دهند يا بپذيرند.

* نياز به يك دولت اقتصادي قوي براي پاسخ به بحران يونان

"ماريو دراگي " رئيس كنوني بانك ايتاليا و نيز عضو هيئت مديره "بانك پرداختهاي بين المللي " است. وي در مصاحبهاي كه در مارس 2010 در وبسايت بانك پرداختهاي بينالمللي منتشر شد، بيان داشت كه در واكنش به بحران يونان، "نيازمند يك دولت اقتصادي قوي هستيم تا بتواند اصلاحات ساختاري هماهنگ و منظمتري را برقرار دارد ". وي همچنين در نشست سال 2009 بيلدربرگ حضور داشت. شايد بتوان گفت كه وزاري اقتصاد منطقه اقتصادي يورو از ماريو دراگي حمايت كرده اند تا در اكتبر 2011 جانشين ژان كلود تريشه در بانك مركزي اروپا گردد.

* ادامه بحران اقتصادي، ادامه حيات تفكر تاسيس دولت اقتصادي اروپا

بي ترديد، ايده تاسيس دولت اقتصادي اروپا در سالهاي آتي و با ادامه بحران اقتصادي همچنان به حيات خود ادامه خواهد داد. همانگونه كه "دومينيك استراوس-كاون "، مدير اجرايي صندوق بينالمللي پول و عضو ديرينه گروه بيلدربرگ بيان مي دارد، "بحران يك فرصت است ". بيلدربرگ با تمام قوا سعي خواهد كرد تا از سقوط يورو و پايان عمر اتحاديه اروپا جلوگيري كند. به هر حال، اين گروه از اوان تاسيس خود، يكپارچه سازي اروپا را در اهداف بسيار مهم خود جاي داده بوده است. در زندگينامه رسمي پرنس برنهارد، بنيانگذار و رئيس بلندمدت بيلدربرگ، از اين گروه به عنوان "زادگاه جامعه اروپايي " ياد شده است.
آيا سيستم صندوق بين المللي پول تغيير كرده است؟

* سمتهاي عاليرتبه براي افرادي در نظر گرفته مي شود كه حداقل يك بار در نشستهاي بيلدربرگ حضور يافته باشند

كريستين لاگارد، وزير اقتصاد و داراريي فرانسه كه در روند تهيه پيشنويس تاسيس دولت اقتصادي اروپايي نقشي بسيار فعال و محوري داشت، در سمت مديريت صندوق بينالمللي پول نيز پيشرو بود. مدير اين صندوق هميشه در نشستهاي بيلدربرگ حضور داشته است، جز در نشست سال جاري كه مدير كنوني اين صندوق يعني دومينيك استراوس كاون در نيويورك متهم به تجاوز جنسي شده است. با اين حال، سمتهاي عاليرتبه معمولا براي افرادي در نظر گرفته ميشود كه حداقل يك بار به نشست بيلدربرگ دعوت شده باشند. گرچه اين مسابقه همچنان ادامه دارد، جالب است ذكر شود كه كريستين لاگارد در يكي از نشست هاي بيلدربرگ در سال 2009 شركت كرده است. پرسش اين است كه حضور وي در اين نشست، او را در اولويت گزينه ها قرار خواهد داد يا اينكه در آينده شگفت زده خواهيم شد.

آيا در نظم نوين جهان جايي براي چين وجود دارد؟

* بحث چين، يكي از ديگر موضوعات مورد بحث در نشست بيلدربرگ

دانيل استالين در گزارش خود از بحث گسترده پيرامون نقش چين سخن گفته است، كه البته با توجه به اينكه در اين موضوع سالهاست در بسياري محافل مطرح است چندان شگفت آور نيست. در بحثهاي راجع به پاكستان نيز از چين سخن گفته شده است، چراكه با كشيده شدن جنگ آمريكا در افغانستان به كشور همسايه يعني پاكستان، روابط اقتصادي اين كشور با چين بيش از پيش بيشتر مي شود. نقش چين در افريقا نيز بسيار برجسته است، موضوعي كه قدرت غربيها در اين قاره را تهديد مي كند. با اين حال، مهمتر از همه آنكه در حال حاضر چين بزرگترين رقيب اقتصادي آمريكا شده است و بنا به گزارش صندوق بين المللي پول، اقتصاد اين كشور تا سال 2016 از آمريكا پيشي خواهد گرفت. بيلدربرگ در نشست خود به اين موضوع نه تنها به عنوان يك موضوع اقتصادي مالي نگريسته بلكه آن را يك تغيير چشمگير ژئوپليتيك در جهان دانسته است: "بزرگترين رويداد زمان ما ".

* حضور دو شركت كننده چيني در نشست امسال، از نكات جالب توجه در اين نشست

آنچه كه در نشست امسال بحث راجع به چين را بسيار جالب مي كند، حضور دو شركت كننده چيني در آن است. اين دو ميهمان چيني "هوانگ يي پينگ "، استاد اقتصاد در دانشگاه پكن (يعني هاروارد چين)، و " فو يينگ "، معاون وزير امور خارجه چين بودند. حضور اين دو ميهمان در اين نشست بسيار تعجب آور است و حاكي از اهميت بحث چين است، چرا كه بيلدربرگ منحصرا يك سازمان اروپايي و شمال امريكايي است، و پيشنهاد راكفلر و برژينسكي مبني بر پيوستن ژاپن به اين گروه در سال 1972 با مخالفت اروپاييها روبرو شد، و در واقع به همين دليل بود كه كميسيون سه جانبه در سال 1973 تاسيس شد تا اعضاي هر سه طرف يعني اروپاي غربي، آمريكاي شمالي و ژاپن را در خود جاي دهد. در سال 2000 اين كميسون بخش ژاپني گروه را به گروه آسيا اقيانوسيه گسترش داد تا بدين ترتيب نه تنها ژاپن بلكه كره جنوبي، استراليا، زلاند نو، اندونزي، مالزي، فيليپين، سنگاپور و تايلند را نيز در خود جاي دهد.

* گروه جي 20 مامور مديريت بحران اقتصادي جهان شد

در سال 2009 به گروه جي 20 ماموريت داده شد تا بحران اقتصادي جهاني را مديريت كند و در اين ميان به موضوع چين و هند نيز رسيدگي نمايد، و همانگونه كه ژان كلود تريشه، عضو بيلدربرگ مي گويد، اين اقدام در حقيقت نشان دهنده اين بود كه "جي 20 بزرگترين گروه براي حكمراني اقتصادي جهاني " بود. در همين سال بود كه ون رمپوي رئيس اتحاديه اروپا، اين سال را "نخستين سال حكمراني جهاني " ناميد. با توجه به اين موارد جاي تعجب نخواهد داشت اگر بدانيم كه چين و هند نيز به عنوان اعضاي رسمي به جلسات كميسيون دعوت شدند. اين امر نشاندهنده افزايش نقش هند و بويژه چين در امور جهاني است، و شركت چينيها در نشست بيلدربرگ حاكي از آن است كه اين گروه نه تنها نمي خواهد چين را از دايره نهادهاي تثبيتشده، ايدئولوژي و سيستم قدرت جهاني خارج كند، بلكه بدنبال آن است تا چين را هر چه بيشتر در اين سيستم وارد كند. كارشناسان و نخبگان جهاني، كه شايد بهترين جلوهگاه آنها بيلدربرگ باشد، در پي آن نيستند كه اجازه بدهند آمريكا سقوط كرده و امپراتوري ديگري سر برآورد؛ بلكه هدف آنها مديريت ظهور برتري آمريكا در يك سيستم كاملا جديد از حكمراني جهاني است. اين هدف بزرگ بدون حضور چين ممكن نيست، و لذا از آنجا كه سالهاست بيلدربرگ از ايده "حكمراني جهاني " سخن مي گويد، حضور چين در نشستهاي اين گروه جاي تعجب ندارد. شايد در حقيقت نكته شگفت آور اين باشد كه چرا اين اقدام آنقدر دير صورت گرفته است.

آيا بيلدربرگ در حال ايجاد يك دولت واحد جهاني است؟

* به عقيده راكفلر، انسانهاي منطقي از جهاني شدن حمايت مي كنند و انسانهاي غيرمنطقي، ملي گرايي را ترجيح ميدهند

"جان رانسون "، در مقالهاي در روزنامه گاردين به مصاحبه با اعضاي بيلدربرگ پرداخته و سعي كرده تا نظريه هاي مختلف پيرامون سرّي بودن جلسات گروه را مورد واكاوي قرار دهد. با اين حال، در اين مصاحبه ها اطلاعات جالبي در رابطه با اهميت نقش اجتماعي اين گروه به دست آمد. رانسون سعي كرد تا با راكفلر مصاحبه كند اما تنها توانست با نماينده خبري وي سخن بگويد، بنا به گفته اين نماينده، ديويد راكفلر از اين همه نظريه هاي مختلف در رابطه با سري بودن جلسات، و نيز در رابطه با تيمهاي فكري جهاني مثل بيلدربرگ، بسيار شنيده و خسته شده است. به گفته نماينده راكفلر، "وي اين موضوع را جنگ ميان تفكر منطقي و غيرمنطقي ميداند. انسانهاي منطقي از جهاني شدن حمايت ميكنند و انسانهاي غيرمنطقي ملي گرايي را ترجيح مي-دهند ".

* تمامي اعضاي بيلدربرگ تاثير اين گروه بر روابط بين المللي را تاييد مي كنند

رانسون در حاليكه ادعاي مديريت و اداره جهان به دست بيلدربرگ را رد مي كند، بيان ميدارد كه تقريبا تمامي اعضاي بيلدربرگ در سخنان خود تاييد مي كردند كه "جلسات اين گروه، در برخي موارد، بر روابط بين المللي اثرگذار بوده است ". همانگونه كه "دنيس هيلي " كه سي سال است عضو كميته مديران اين گروه است صريحا بيان مي دارد:

* ايجاد يك جامعه واحد جهاني خواسته مطلوب بيلدربرگ

اينكه بگوييم ما به دنبال ايجاد يك دولت جهاني بوديم اغراق آميز است اما چندان غيرمنصفانه نيست. ما در بيلدربرگ بر اين عقيده بوديم كه نمي توان تا ابد به جنگ با يكديگر و كشتار و بي خانمان كردن مردم ادامه داد. پس به اين نتيجه رسيديم كه يك جامعه واحد در جهان نتيجه اي مطلوب خواهد بود... بيلدربرگ راهي براي گردهم آوردن سياستمداران، صنعتگران، اقتصاددانان و روزنامهنگارهاست. سياست بايد افراد غيرسياسي را نيز در بر گيرد. در حقيقت ما در بيلدربرگ، سياستمداران جوان را به كنار صنعتگران و اقتصاددانان بزرگ مي آوريم تا از آنها بياموزند. اين امر احتمال داشتن يك سياست جهاني ملموس را بيشتر ميكند.

* بيلدربرگ: "كشيشهاي اعظم جهاني سازي "

"ويل هاتون "، سردبير سابق روزنامه "آبزرور "، كه به جلسات بيلدربرگ دعوت شده بود، اين گروه را "كشيشهاي اعظم جهاني سازي " ناميد. وي بيان مي دارد كه، "افراد در اين شبكه ها گردهم مي آيند تا بر نحوه عملكرد جهان اثربگذارند " و به گفته او به "يك درك مشترك بين المللي از سياستگذاري " برسند. ويسكنت اتين داونيون، رئيس گروه بيلدربرگ بيان مي دارد كه، "گمان نمي كنم ما طبقه حاكم جهان باشيم چرا كه به عقيده من چنين طبقه اي اصلا وجود ندارد. به عقيده من اين گروه تنها محلي است كه افراد اثرگذار و بانفوذ گردهم مي آيند تا با هم صحبت و رايزني كنند ".

* برخي نويسندگان مطالعه پيرامون بيلدربرگ را تلاش براي شناخت نحوه همكاري نخبگان براي ايجاد وفاق عام مي دانند

"ويليام دامهوف "، استاد روانشناسي و جامعه شناسي در دانشگاه كاليفرنيا، سانتاكروز مقالاتي در رابطه با بيلدربرگ نوشته است. وي در مصاحبه اي اين ادعا كه مطالعه و پژوهش پيرامون چنين گروههايي به نظريه توطئه مربوط مي شود را رد كرد و در مقابل بيان داشت كه وي به مطالعه پيرامون "چگونگي تلاش نخبگان و كارشناسان براي ايجاد يك وفاق عام پرداخته است، تلاشي كه در درون سازمانهاي كاملا آشكار به عنوان شبكه ها و موسسات سياستگذاري صورت مي گيرد و تمامي جزئيات آن كه در رسانه ها منتشر مي شود را مي توان مورد پژوهش و مطالعه قرار داد ".

* بحران، بهانه بيلدربرگ براي پيشبرد برنامه هايش

اعضاي بيلدربرگ، همواره از تفكر حكمراني جهاني و ايجاد دولت جهاني حمايت مي كرده اند، و " بحران " هميشه بهانه خوبي براي پيشبرد برنامه هاشان بوده است. در واقع، همانگونه كه بحران يونان، خواسته هايي براي ايجاد "دولت اقتصادي اروپايي " را به دنبال داشته، بحران اقتصادي جهاني نيز بهانه مناسبي براي طرح "ادعاي حكمراني اقتصادي " جهاني بوده است. دومينيك استراوس كاون، رئيس صندوق بين المللي پول در ماه مه 2011 بيان داشت كه، "بحران يك فرصت است "، وي در ادامه خواستار "برقراري يك واحد پول جهاني شد كه از سوي يك بانك مركزي جهاني، با توانايي حكمراني و نهادي بسيار قوي و استوار صادر شود ".با اين حال، وي بيان مي دارد كه، " بايد عرض كنم كه ما هنوز با اين همكاري جهاني بسيار فاصله داريم ". البته نبايد ناديده گرفت كه جهان به سمت يك نابودي اقتصادي و مالي در حال حركت هست، امري كه هر اقتصاددان هوشمندي احتمالا آن را تاييد مي كند.




[تصویر: 38.khabar.jang-narm,com_7435.jpg]

* تلاش براي جايگزيني يك واحد پول جهاني به جاي دلار

به دنبال نشست جي 20 در آوريل 2009، "طرحها براي برقراري يك واحد پول جهاني به جاي دلار آمريكا ارائه شد ". ماده 19 سندي كه در پايان اين نشست منتشر شد بيان مي دارد كه، "بدين وسيله ما توافق كرديم تا 250 ميليارد دلار در اقتصاد جهان تزريق كنيم و بدين صورت نقدينگي جهاني را افزايش دهيم ". "SDR يا حق برداشت ويژه، يك واحد پول ويژه از سوي صندوق بين المللي پول است ". بنا به گزارشها، "رهبران جي 20 صندوق بين المللي پول را مجاز كرده اند تا يك واحد پول ايجاد كند و در حقيقت تسهيل بخشي جهاني را شروع كند ". آنها بدين منظور، يك واحد پول جهاني را به كار مي گيرند. اين واحد پول خارج از كنترل يك ركن حاكم خواهد بود. بنا به گزارش "واشنگتن پست "، تلاش مي شود كه "صندوق بين المللي پول به يك سازمان ملل در رابطه با اقتصادي جهاني تبديل شود ".

* تلاش براي تبديل واشنگتن به مركز سياستگذاري مالي جهاني

اين صندوق به نحوي گسترده همچون بانكي جهاني براي دولتهاي فقير و ثروتمند عمل خواهد كرد. اين صندوق با داشتن توانايي و اختيار چاپ پول خودش، خواهد توانست نقدينگي را در بازارهاي جهاني به نحوي كه زماني مختص بانكهاي مركزي بود، افزايش دهد... در حقيقت در چنين حالتي صندوق بين المللي خواهد توانست نقشي اصلي در مديريت اقتصاد جهان داشته باشد. در نتيجه چنين اقدامي، واشنگتن مركز سياستگذاري هاي مالي جهاني خواهد شد، همانگونه كه سالهاست سازمان ملل نيويورك را مركز ديپلماسي جهاني كرده است.

[تصویر: nwo_prison_world.jpg]

* بانك پرداختهاي بين المللي مركز مناسب براي حكمراني جهاني

در حاليكه سعي مي شود صندوق بين المللي پول پيشرو برنامه واحد پول جهاني قرار داده شود، بانك پرداختهاي بين المللي تنها مقام براي حكمراني جهاني خواهد بود. همانگونه كه مجله "فايننس اند دولپمنت "، مجله صندوق بين المللي پول در سال 2009 بيان داشت، "بانك پرداخت هاي بين المللي كه در سال 1930 تاسيس شده است، اصلي ترين و قديميترين مركز هماهنگي ها براي ترتيبات حكمراني جهاني است ". ژان كلود تريشه، رئيس بانك مركزي اروپا و عضو ديرينه بيلدربرگ در سخنراني خود در آوريل 2010 در شوراي روابط خارجي بيان داشت كه، "اين تغيير چشمگيري كه امروزه در حكمراني جهاني مشاهده مي كنيم را در سه نمونه ميتوان تشريح كرد ": نخست، ظهور گروه جي 20 به عنوان گروه اصلي براي حكمراني اقتصادي جهان در سطح وزيران، فرمانداران و روساي دولتها. دوم، تاسيس كنفرانس اقتصاد جهاني با حضور روساي بانكهاي مركزي تحت نظر بانك پرداختهاي بينالمللي به عنوان گروه اصلي براي مديريت بر همكاري بانكهاي مركزي. و نمونه سوم، افزايش اعضاي هيئت ثبات مالي به منظور شمول تمامي اقتصادهاي در حال ظهور.

* همكاري بانكهاي جهاني، بخشي از حركت به سمت تغيير شكل حكمراني جهاني

تريشه در پايان سخنان خود بر اين نكته تاكيد مي كند كه، "حكمراني جهاني اهميتي حياتي براي افزايش انعطاف سيستم مالي جهاني دارد ". ماه بعد، وي در سخنراني خود در بانك كره چني مي گويد، "همكاري بانكهاي مركزي در حقيقت بخشي از يك روند گسترده تر در جهت تغيير شكل حكمراني جهاني است، روندي كه در نتيجه بحران مالي جهاني شدت بيشتري يافته است "، و "لذا ميتوان گفت كه طبيعتا اين بحران سبب شده كه كشورها بيش از پيش اهميت همكاري و يكپارچگي اقتصادي جهاني را بپذيرند ". وي بار ديگر، بانك پرداختهاي بين المللي و مجامع مختلف آن از جمله نشست اقتصاد جهاني، و هيئت ثبات مالي را اصلي ترين كانال براي همكاري بانكهاي مركزي دانست.

روياي راكفلر

* ديويد راكفلر، پاپ كشيش هاي اعظم جهاني سازي

ديويد راكفلر، هفته گذشته در نشست بيلدربرگ جشن نود و شش سالگي خود را برگزار كرد، وي يكي از بنيانگذاران زنده گروه بيلدربرگ در سال 1954 است. اگر گروه بيلدربرگ را "كشيشهاي اعظم جهاني سازي " بناميم، آنوقت راكفلر را بايد "پاپ " دانست.

* جيمز ولفنشان، رئيس اسبق بانك جهاني، از حاميان و كارمندان خانواده راكفلر

حضور جيمز ولفنشان در اين گروه نشان دهنده اهميت خانواده راكفلر نه تنها براي آمريكايي ها بلكه براي كل فرايند جهاني سازي است. جيمز دي. ولفنشان، يك تبعه استراليايي، رئيس بانك جهاني در سالهاي 1995 تا 2005 بود، پس از آن وي موسسه خصوصي خودش يعني ولفنشان و كمپاني را تاسيس كرده و به اداره آن پرداخته است. وي همچنين براي مدتها عضو كميته مديران بيلدربرگ بوده است. او همچنين متولي افتخاري موسسه بروكينگز، يك تيم فكري بزرگ آمريكايي، و نيز متولي انجمن راكفلر و نيز عضو شوراي روابط خارجي بوده است. هايمان، پدر ولفنشان، براي جيمز آرماند روچيلد كار مي كرد، و در حقيقت ولفنشان را نيز از روي نام روچيلد، جيمز ناميد. پدر ولفنشان، به او آموخت كه چگونه "دوستان، آشنايان و روابط مفيد و اثرگذار پيدا كند ". ولفنشان به سرعت در دنياي اقتصاد رشد كرد، و همانگونه كه پدرش براي خانواده روچيلد، خانواده پرنفوذ قرن نوزدهم، خدمت كرده بود، او نيز براي خانواده راكفلر، خانواده تقريبا پرنفوذ قرن بيستم خدمت كرد. وي به مناسبت جشن نود و شش سالگي ديويد راكفلر، در سخنراني خود در شوراي روابط خارجي بيان داشت:

* تلاش ديرينه خانواده راكفلر در جهت جهاني سازي

ديويد راكفلر شخصي است كه بيشترين تاثير را بر زندگي كاري من در اين كشور داشته است، و من همواره از اين بابت خوشحال خواهم بود، او مرا براي نخستين بار در دانشكده اقتصاد هاروارد در 1957 يا شايد هم 58 ديد...{در ابتداي قرن بيستم} در حاليكه كشور ما به دنيا مينگريست، خانواده راكفلر بر اين عقيده بود كه موضوع جهانيسازي تنها مختص آمريكا يا تنها مختص كشورهاي ثروتمند نيست. در اين زمان بود كه پدربزرگ ديويد، انجمن راكفلر را با ديد و هدفي جهاني بنا نهاد...بدين ترتيب، خانواده راكفلر در طول اين 100 سال، به نحوي بسيار چشمگير به توسعه در اين دوران كمك كرده اند و تمركز و توجه ويژهاي به مسائل مربوط به توسعه داشته اند، موضوعي كه من هم با آن در ارتباط بودهام. در حقيقت ميتوان گفت كه هيچ خانواده ديگر تا اين حد بر موضوع جهانيسازي و مسائل پيرامون آن اثرگذار نبوده است، مسائلي كه هنوز هم امروزه ما با آن مواجه هستيم. و به همين سبب، ديويد، ما از تو و كمك تو براي پيشبرد اين مسائل بسيار سپاسگذاريم.

* راكفلر، ناراحت از انتقادات تندروها به وي و خانوادهاش

مي توان گفت كه ديويد راكفلر با تاييد نقش خود و خانواده اش در شكل دادن جهان فروتني چنداني از خود نشان نداد. وي در كتاب خاطرات خود به سال 2002 مي نويسد:
بيش از يك قرن است كه تندروهاي ايدئولوژيك از فرصتهاي مختلف از جمله ملاقات من با كاسترو استفاده كرده اند تا به خانواده راكفلر حمله كنند و ادعا كنند كه اين خانواده تاثيري بيش از حد بر نهادهاي سياسي و اقتصادي آمريكا داشته است. برخي از آنها حتي بر اين عقيده اند كه ما در حال توطئه عليه منافع آمريكا هستيم و بدين منظور من و خانواده ام را متهم به همكاري و دسيسه چيني براي ايجاد ساختار اقتصادي و سياسي جهاني و يكپارچه تر مي كنند. اگر اين اقدام، جرم است، من آن را مي پذيرم و بدان افتخار مي كنم.

[تصویر: 5557.jpg]

* سپاسگذاري راكفلر از چند خبرگزاري مطرح دنيا

گويي اين سخن كافي نبود، چرا كه از ديويد راكفلر نقل شده كه در نشست سال 1991 بيلدربرگ چنين بيان داشته:
ما از روزنامه هاي واشنگتن پست، نيويورك تايمز، مجله تايمز و ديگر خبرگزاري ها براي حضور مديرانشان در نشستهاي گروه و براي پايبندي به تعهداتشان در طول اين چهل سال، بسيار سپاسگذاريم. اگر برنامه ها و طرحهاي ما در اين نشستها منتشر مي شد و در دام تبليغات مي افتاديم، هيچوقت نميتوانستم طرحهاي خود براي جهان را پيش ببريم. اما اين جهان بسيار مجهزتر است و براي حركت به سمت دولتي جهاني آمادگي دارد. بي ترديد، حكومتي فراملي متشكل از نخبگان و اقتصاددانان جهاني بر حكومت فردي و سنتي قديم برتري دارد.

* مخالفت جهان با تفكر و ايدئولوژي راكفلر و بيلدربرگ

پس آقاي ديويد راكفلر تولد نود و شش سالگيتان مبارك باد. اما با عرض تاسف (يا بدون تاسف) بايد عرض كنم كه در حاليكه اين رسانه ها به "تعهدات خود پايبند بوده اند "، رسانه هاي جديد چنين كاري نكرده اند. همانگونه كه خودتان گفتيد، "اگر برنامه ها و طرحهاي ما در اين نشستها منتشر مي شد و در دام تبليغات مي افتاديم، هيچوقت نمي توانستم طرحهاي خود براي جهان را پيش ببريم ". به نظر مي رسد كه اين دام تبليغات امروزه بر برنامه و طرحهاي شما براي جهان فرود آمده است و رهايي شما از آن را بيش از پيش سخت كرده است. درست است كه جهان امروز "مجهزتر " است، اما نه براي اينكه جهان براي اجراي طرح شما "آماده " است، بلكه براي اينكه جهان براي رد كردن اين طرح آماده ميشود. گرچه "حاكميت ملي " مشكلاتي دارد و من هم آن را حالت ايدهال نميدانم، با اين حال، "حاكميت فراملي متشكل از نخبگان و اقتصاددانان جهان "، بدترين سناريوي قابل تصور است. پس به عنوان هديه تولدتان به شما قول ميدهم ( و من يقين دارم كه اين گفته من، نظر و عقيده عده بيشماري از مردم جهان است) كه همچنان به تلاش خود براي انتشار طرحهاي شما براي جهانيان ادامه خواهم داد، تا روياي شما، يا كابوس ما، هيچگاه به حقيقت نپيوندد. بالاخره نور هدايت خواهد تابيد و مردم جهان در مسير آن حركت خواهند كرد.
اندرو گاروين مارشال پژوهشگر مركز پژوهشي راجع به جهاني سازي است. وي به همراه ميشل شوسودفسكي، به تازگي كتابي تحت عنوان، "بحران اقتصادي جهاني: افسردگي بزرگ قرن بيست و يكم "، منتشر كرده است. وي در حال حاضر در حال تاليف كتابي در رابطه با "دولت جهاني " است.
[تصویر: 918006.jpg]

[تصویر: 26870_904.jpg]



نظرات جالب كاربران سايت اينترنتي بيلدربرگ در مورد اجلاس سنت موريس+عکس - ghadimi2 - ۲۷/تیر/۹۰ ۱۳:۰۰

نظرات جالب كاربران سايت اينترنتي بيلدربرگ در مورد اجلاس سنت موريس
اكنون زماني است كه بايد اسرار اين خدايان شيطاني جهان افشا گردد


ما نياز داريم تا با تمام توان خود براي فهم اين موضوع كه چگونه آنها اين جهان ناعادلانه را شكل دادند،تلاش كنيم. بيلدربرگ آهسته ولي پيوسته جاي پاي خود را در كشورهاي توليد كننده نفت محكم كرد. عربستان براي چند دهه(تحت نفوذ بيلدربرگ است) عراق و ايران با حمله به افغانستان محاصره شده واكنون نوبت ليبي است و از اين جمع فقط روسيه باقي مانده است.


"عماریون"- صراط نوشت: كاربران سايت اينترنتي بيلدربرگ 2011، نظرات قابل تاملي درباره اين گروه پنهان، بيان كردند.
به گزارش صراط نيوز ، تازه ترين اجلاس گروه بيلدربرگ، ماه گذشته در سنت موريس سوييس برگزار شد.
اجلاس بيلدربرگ كه در آن افراد متنفذ درعرصه هاي سياسي ، نظامي، فرهنگي و مالي بين المللي شركت مي كنند ، با هدف كنترل جهان و هدايت آن در مسير دلخواه و تلاش براي ايجاد يك دولت جهاني تامين كننده منافع صاحبان ثروت و قدرت در سال 1954 شكل گرفت و اجلاس آن، ساليانه تحت تدابير شديد امنيتي و پنهان كاري كامل برگزار شده و در آن پيرامون موضوعات مهم بين المللي تصميم گيري مي شود.
بنابراين گزارش، در تازه ترين اجلاس بيلدربرگ در سنت موريس سوييس افراد مختلفي از كشورهاي مختلف دنيا شركت داشتند كه از مهمترين اين افراد مي توان از آنگلا مركل ، رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا ، بيل گيتس، راسموسن دبيركل ناتو، هنري كيسينجر، ديويد راكفلر،وزير خارجه سوئد ، وزير خارجه هلند ، مدير عامل بانك كانادا، جان الكان متهم ترور ادواردو آنيلي و مدير عامل فعلي شركت فيات ايتاليا ، وزير اقتصاد ايتاليا، رابرت زوليك رييس بانك جهاني ، ژان كلود تريشه رييس بانك مركزي اروپا ، خاوير سولانا ، رييس برنامه غذاي سازمان ملل متحد، هرمان ون رومپي رييس اتحاديه اروپا، پاسكال لامي دبير كل سازمان تجارت جهاني، معاون كمپاني رويال داچ شل ، سردبير مجله اكونوميست ، ژوزف اكرمن رييس هيات مديره دويچ بانك آلمان، مدير عامل ايرباس ، رييس و مدير عامل زيمنس آلمان ، معاون وزير امور خارجه چين ، مدير عامل بانك ملي بلژيك، وزير كشور بلژيك و...نام برد.
بنا به گزارش سايت بيلدربرگ 2011، موضوعات مختلفي شامل انقلاب كشورهاي عربي، كنترل اينترنت ، بحران اقتصادي جهان، تعيين رييس جديد صندوق بين المللي پول و.. در آخرين اجلاس بيلدربرگ مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
در همين حال عمده كاربران اين سايت اينترنتي در نظرات خود ضمن مخالفت با بيلدربرگ انتقادات شديدي از آن بعمل آوردند.
بنا براين گزارش، اورليو ولت برگر در نظر خود نوشت: آفرين! اكنون زماني است كه بايد اسرار اين خدايان شيطاني جهان افشا گردد. و ما نياز داريم تا با تمام توان خود براي فهم اين موضوع كه چگونه آنها اين جهان ناعادلانه را شكل دادند،تلاش كنيم.
آندره يك كاربر ديگر نيز ضمن تاييد تلاشهاي خبرنگاران براي افشاي ماهيت بيلدربرگ نوشت: بيلدربرگ آهسته ولي پيوسته جاي پاي خود را در كشورهاي توليد كننده نفت محكم كرد. عربستان براي چند دهه(تحت نفوذ بيلدربرگ است) عراق و ايران با حمله به افغانستان محاصره شده واكنون نوبت ليبي است و از اين جمع فقط روسيه باقي مانده است.
يك كاربر ديگر اين سايت نيز با مخاطب قرار دادن اين گروه پنهانكار گفت: توضييح دهيد كه چه چيزي به تو اين حق را مي دهد كه فرزند مرا براي منافع خود به جنگ اعزام كني؟
يك كاربر ديگر نيز در نظر شديد اللحني گفت: زمان آن رسيده كه به اين افراد درسي بدهيم. فردي بايد ساختمان اجلاس بعدي آنها را روي سرشان خراب كند . همه آنها بايد اعدام شوند.آنها افراد مريضي هستند كه شايسته مردن هستند.مردم بيدار شويد!




[align=center][تصویر: fvx0kgo7lwiqrut2m8mg.jpg]
هتل سورتا در سنت موريس محل برگزاري اجلاس 2011

[تصویر: q18xft8d4j9i0hh9kkaj.gif]
هتل سورتا در سنت موريس محل برگزاري اجلاس 2011

[تصویر: 2bmtr6x06thk0oorlgj.jpg]
شركت كنندگان در حال ورود به محل اجلاس

[تصویر: 8ias15pvjndwxd9l1c6x.jpg]
ديويد راكفلر در حال ورود به محل اجلاس

[تصویر: wndb813x0ee2k2y4lgj.jpg]
خودروي حامل راكفلر

[تصویر: flv4pgeq4sqq2osd3bn.jpg]
دوربينهاي امنيتي در اطراف محل اجلاس

[تصویر: zftsml43p7209ji1xnhz.jpg]
نيروهاي امنيتي در محل برگزاري اجلاس