تالار گفتگوی بیداری اندیشه
سلفی کیست و چه می گوید-چگونگی شکل گیری -بررسی شعب آن در منطقه - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html)
+--- بخش: دشمن شناسی در اسلام (/forum-24.html)
+---- بخش: وهابیت اسلام نیست (/forum-17.html)
+---- موضوع: سلفی کیست و چه می گوید-چگونگی شکل گیری -بررسی شعب آن در منطقه (/thread-23243.html)



سلفی کیست و چه می گوید-چگونگی شکل گیری -بررسی شعب آن در منطقه - ELENOR - ۱۷/دی/۹۱ ۱۸:۲۸

"سلفیه" در لغت و اصطلاح

سلفی‌گری در معنای لغوی به معنی تقلید از گذشتگان، كهنه پرستی یا تقلید كوركورانه از مردگان است، اما "سلفیه" در معنای اصطلاحی آن، نام فرقه‌ای است كه تمسك به دین اسلام جسته، خود را پیرو سلف صالح می‌دانند و در اعمال، رفتار و اعتقادات خود سعی بر تابعیت از پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، صحابه و تابعین دارند.

آنان معتقدند كه عقاید اسلامی باید به همان نحو بیان شوند كه در عصر صحابه و تابعین مطرح بوده است، یعنی عقاید اسلامی را باید از كتاب و سنت فراگرفت و علما نباید به طرح ادله‌ای غیر از آنچه قرآن در اختیار می‌گذارد، بپردازند. در اندیشه سلفیون، اسلوب‌های عقلی و منطقی جایگاهی ندارد و تنها نصوص قرآن، احادیث و نیز ادله مفهوم از نص قرآن برای آنان حجیت دارد.



آشنایى با مکتب "سلفیه"

از آغاز قرن چهاردهم هجری بود که مکتب "سلفیه" بر سر زبان‌ها افتاد و گروهى آن را به عنوان "دین" برگزیدند و خود را "سلفى" نامیدند و برخى آن را "روش فکرى" براى رسیدن به حقیقت اسلام دانستند.

سلفى‌ها خود را پیرو مکتب "اهل حدیث" مى‌دانند که در عصر عباسیان و پس از اختلاف با معتزله و اهل کلام و شیعیان پدید آمدند.

پس از درگذشت "احمد بن حنبل" در سال۲۴۱ هـ.ق که بنیانگذار مذهب اهل حدیث است، این شیوه در میان "حنابله" ادامه داشت. حنابله در اصول و فروع و عقیده و احکام، خود را پیرو اهل حدیث می‌دانستند و تا مدتى خلفاى عباسى به ترویج این مکتب پرداختند.

در سال ۳۰۵ "ابوالحسن اشعرى" تحت عنوان "احیاى مکتب اهل حدیث" بالاخص احمد بن حنبل، مکتبى را پاىه‌گذا‌رى کرد و خواست اصلاحاتى در عقیده اهل حدیث ایجاد کند، زیرا عقیده آنان با خرافات زیادى آمیخته شده بود و پیوسته مى‌گفتند "قرآن، قدیم است" و بشر در زندگى خود فاقد "اختیار" است و خدا دست و پا و چشم و دیگر اعضا دارد. او براى اصلاح این مکتب، قد علم کرد و تاحدى توانست اصلاحاتى انجام دهد، ولى متعصبین اهل حدیث او را از خود طرد کردند.

با پیدایش مکتب اشعرى شکاف عمیقى بین اهل حدیث و این گروه از اهل سنت پدید آمد و این دو پیوسته در جنگ و جدال بودند که گاهى به خون‌ریزى مى‌انجامید، زیرا همان‌طور که گفته شد، اشعرى اصلاحاتى در عقیده اهل حدیث انجام داد و براى خود در مسائل عقیدتى مقامى قائل شد.



ظهور ابن تیمیه حرانی

یکی از نقاط عطف تفکر سلف‌گرایی ظهور "ابن تیمیه حرانی" است. او بعد از آنکه به جای پدرش بر کرسی تدریس و استفتاء نشست، عقایدی در مسائل توحیدی و جانبداری از اهل حدیث و پیروی از سلف و مخالفت با سایر گروه‌های فکری و فرقه‌های کلامی و فقهی بیان کرد که در میان مسلمانان اختلاف شدیدی درباره افکار او پدید آمد تا جایی که برخی او را به عنوان رهبر فکری خویش پذیرفتند و برخی نیز او را به شدت انکار کردند و عقاید او را بدعت دانستند و فتوا به قتل یا حبس او دادند.

در تمام این دوران که اهل حدیث در یک طرف و اشاعره در طرف دیگر بودند، هرگز "سلف" و "سلفیه" به عنوان مذهب مطرح نبود تا اینکه ابن‌تیمیه دعوت به شیوه سلف را شعار مکتب خود ساخت، ولى در عین حال از کلمه "سلفیه" بهره نمى‌گرفت و مى‌گفت، ما تابع "اهل سنت و جماعت" هستیم که در سه قرن نخست (از سال ۱۱ تا ۳۰۰ هـ‌ ق) زیسته‌اند.



سلفیه پس از ابن تیمیه: احیا توسط محمد بن عبدالوهاب

پس از درگذشت ابن‌تیمیه و هجوم فقیهان همه مذاهب بر ضد او دعوت به پیروى از اهل حدیث، آن هم به شیوه این گروه محدود چندان رونقى نداشت و برخى از شاگردان او، مانند "ذهبى" و "ابن قیم" و "ابن کثیر" نتوانستند، شیوه او را ترویج و گسترش دهند و پیروانى فراهم آورند، زیرا او در نقطه‌اى این فکر را مطرح کرد که مرکز علم و دانش و قله فقاهت، مانند شام و مصر بود.
[تصویر: 245806_459.jpg]
محمد بن عبدالوهاب پایه‌گذار مکتب سلفی در عربستان تحت عنوان وهابیت
چهارصد سال بعد از ابن تیمیه در اواسط قرن دوازدهم هجری شخص دیگری به نام "محمد بن عبدالوهاب" ساكن نجد حجاز مسائل ابن تیمیه و نظرات وی را پیگیری كرد. محمد بن عبدالوهاب چون از علم وافر ابن تیمیه بهره‌مند نبود، راه عمل و اقدام را برگزید و رساله‌های كوچك و قاطع پر از آیه و حدیث بدون اصطلاحات علمی برای تعلیم عوام به نگارش درآورد و به شمشیر متوسل شد و راه تندی و خشونت را پیش گرفت. وی تابعین برنامه‌اش را مسلمین و موحدین و مخالفینش را كفار و مشركین نامید و شروع به تبلیغ عقاید خود کرد كه آنها را "مُرّ قرآن و حدیث" می‌پنداشت و بر سر آن با قبایل همسایه خود به جنگ پرداخت.

محمد بن عبدالوهاب سرانجام به كمك و با امارت رئیس قبیله‌ای به نام "محمد بن سعود" دولت كوچكی را در شهر "درعیه" از شهرهای نجد بنا کرد و احكام شرعی را برابر نظریات خود كه از حنبلی‌ها و اهل حدیث آموخته بود، به اجرا گذاشت و تبلیغات خود را بر تبیین شرك و توحید متمركز كرد و به ویران كردن مقبره‌ها و بناهای ساخته شده بر قبور پرداخت. برخلاف ابن تیمیه كه به وحدت جهان اسلام بر گرد اندیشه‌های سلف می‌اندیشید كه مسلك ناب اهل سنتش می‌دانست، محمد ابن عبدالوهاب بیشتر به پیروزی گروه تحت فرمان خود می‌اندیشید.

بعد از ابن عبدالوهاب تا مدتی نزدیک به 26 سال اساس دستگاهی كه او به همیاری محمد بن سعود و عبدالعزیز پسرش پایه‌ریزی كرده بود، پابرجا بود و حتی در نقاطی از جهان اسلام چون یمن و آفریقا و و هند و عراق نیز به روش سلفیان تبعیت می‌کردند.

نام ابداعی "وهابی" كه از طرف معاندین این جماعت بر آنها نهاده شده بود، به عنوان بدعت‌گذار و بی‌دین و توهین‌كننده به مقدسات در سراسر جهان اسلامی آن روز شایع شد و لذا سلطان عثمانی و شاه ایران برای سركوب آنها لشكرها تدارك دیده و روانه كردند. سرانجام در سال 1232 یا 27 سال بعد از فوت محمد بن عبدالوهاب سپاهیان "محمد علی پاشا"، والی مصر به اشاره سلطان عثمانی مركز آنها یعنی شهر درعیه را به تصرف خود درآورده و كانون سیاسی و نظامی این جماعت را درهم شكستند، ولی پس از مدتی وهابی‌ها باز امارتی مجدد را در ریاض تاسیس كردند كه آن هم در سال 1250 با كشته شدن "تركی بن عبدالله" دچار ضعف و فروپاشی شد.

مقارن جنگ جهانی اول بار دیگر خاندان سعود طی كشمكش‌های سیاسی و قبیله‌ای بعد از یك دوره طولانی غیبت بیش از صد ساله دوباره بر اریكه قدرت حجاز تكیه زدند (1921) و این‌بار تمام شبه جزیره را به تصرف خود درآوردند و شهرهای مقدس مكه و مدینه را هم به تصرف خود درآوردند.



احیای مجدد سلفی‌گری

به این ترتیب بار دیگر نهضت سلفی رونق تازه‌ای گرفت و شیوخ سلفی و سلاطین آل‌سعود دست در دست هم به ترویج مسلك خویش پرداختند اولین سلطان سعودی (ملک عبدالعزیز) علی‌رغم تندروی‌ها و قشری‌گری‌های سلفی‌های احساساتی در قبال توازن نیروهای سیاسی در سطح عالم اسلام مشی مصلحت گرایانه‌ای در پیش گرفت.

سلفى‌گرى در نجد موجى از تند‌روى و سخت‌گیرى به راه انداخت و آنان کم کم به تکفیر همه مسلمانان پرداخت و گاهى براى ساکت کردن مخالفان، شیعه را تکفیر کرده و اشاعره و صوفیه و مذاهب دیگر را اهل بدعت ‌خواندند و مدعى ‌شدند که اسلام ناب محمدى در اختیار سلف بوده و فهم آنان از کتاب و سنت براى همگان حجت است و هر کس از این راه عدول کند، بدعت‌گذار یا خارج از اسلام است.



سلفی‌گری در مصر

مصر سرزمین‌ کهنی است که اواخر قرن دهم هجری عثمانی‌ها بر آن مسلط شدند و سال 1177 هجری شمسی به تصرف ناپلئون درآمد. هفت سال بعد عثمانی با کمک انگلیس ناپلئون را از مصر بیرون کرد و "محمد علی داودی" را حاکم مصر کرد تا مصر را آرام کند. او سلسله‌ خدیو‌ها (پاشاها)‌ را در مصر پایه‌گذاری و آرام آرام مصر را از عثمانی مستقل کرد.


حمله‌ ناپلئون به عثمانی و تصرف مصر ضعف امپراتوری عثمانی را آشکار و جنبش‌های اسلامی را فعال‌تر کرد. از اوایل قرن سیزدهم هجری شمسی هرچه نفوذ عثمانی در مصر کم می‌شد،‌ نفوذ اروپایی‌ها بیشتر شد تا جایی که حدود سال 1261 هجری شمسی انگلیس کنترل همه‌ امور مالی و اداری مصر را در دست گرفت و مصر را مستعمره خود کرد. در چنین دورانی "سید جمال الدین اسد آبادی" به مصر آمد و جوانان مصر را به مبارزه علیه انگلیس دعوت کرد.

[تصویر: 250282_909.jpg]
سیدجمال الدین اسد ابادی
در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد،
قبل از سیدجمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته شده نبود.


سید جمال مسلمانان را دعوت می‌کرد، به اسلام دوران پیامبر باز گردند. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد، قبل از سیدجمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته شده نبود. شیخ محمد عبده، سعد زغلول، ابراهیم هبلاوی، فتحی زغلول و بسیاری دیگر از نویسندگان لبنانی، سوری و مصری دور سید جمال جمع شدند و با مقالاتشان به خصوص در مصر جنبش‌های اعتراضی علیه استعمار انگلیس به راه انداختند که مهمترین آنها در تاسیس "انجمن وطنی" و قیام "اعرابی پاشا" نمود پیدا کرد.

[تصویر: 250270_436.jpg]

محمد عبده از شاگردان سید جمال الدین اسدآبادی

عبده راه نجات مسلمانان را بازگشت به اسلام دوران پیامبر و اسلام سلف می‌دید،
ولی بر عقل و آگاهی تأکید می‌کرد
دولت مصر سید جمال را از این کشور اخراج کرد، تا بعد شاگردانش راهش را ادامه دهند. یکی از مهمترین شاگردان سید جمال در مصر "محمد عبده" بود. او که سال‌ها با سید جمال همراه بود، وقتی به مصر بازگشت روش انقلابی و حماسی سید را کنار گذاشت و برای رسیدن به آرمان‌های او روشی آرام را پیش گرفت.

عبده راه نجات مسلمانان را بازگشت به اسلام دوران پیامبر و اسلام سلف می‌دید، ولی بر عقل و آگاهی تأکید می‌کرد و می‌گفت، اگر دین را درست درک کنیم، می‌بینیم در دین ملاک شناخت عقل است و ایمانی که بر عقل استوار نباشد، پذیرفته نیست. او می‌گفت باید بازگشت به گذشته یعنی سلفی‌گری دست برداریم و سعی کنیم، دین را همانگونه بفهمیم که گذشتگان می‌فهمیدند.

عبده با نص‌گرایی و تقدیرگرایی مخالف بود و تلاش می‌کرد، دین را با دنیای جدید مطابقت دهد و نظام خلافت را نظام مطلوب سیاسی در اسلام می‌دانست و می‌گفت، اگر مردم ببینند خلیفه اشتباه می‌کند، می‌توانند علیه‌ او قیام کنند.

محمد عبده شاگردان بسیاری تربیت کرد که "رشید رضا" از مشهورترین آنان بود. وی اهل سوریه بود و در مدارس دینی مخالفان خلافت عثمانی درس خوانده و با خواندن "عروه الوثقی" با سید جمال و عبده آشنا شده بود. زمانی که عبده از تبعید برگشت، رشید رضا به مصر رفت و شاگرد و همراه او شد.
[تصویر: 250262_519.jpg]

رشید رضا، از پایه‌گذاران جریان سلفی در مصر
او از شاگردان مشهور عبده بود

رشید رضا سلفی متعصب و تا حدودی متمایل به وهابیت بود

که مبارزه‌طلبی و انقلابی‌گری سید جمال را با روش فرهنگی و تربیتی عبده تلفیق کرد.
رشید رضا سلفی متعصب و تا حدودی متمایل به وهابیت بود که مبارزه‌طلبی و انقلابی‌گری سید جمال را با روش فرهنگی و تربیتی عبده تلفیق کرد. رشید رضا ابتدا تلاش کرد، نشان دهد خلیفه مقدس نیست و از ایده‌ چند حکومت اسلامی به جای یک امپراتوری اسلامی دفاع کرد.

هنوز مدتی از بحث‌های رشید رضا نگذشته بود که امپراتوری عثمانی منحل و مقام خلافت برچیده شد و کشور‌های جدیدی شکل گرفتند که مهمترین سوال آنها سیستم حکومتی جایگزین خلافت بود.

در مصر آن زمان سه گرایش ملی‌گرا، غرب‌گرا و اسلام‌گراها با هم رقابت می‌کردند تا با کسب مقبولیت میان مردم خود را جایگزین مناسبی برای سیستم گذشته معرفی کنند. در این میان اسلام‌گراها می‌گفتند، باید از اسلام سلفی اطاعت کرد تا به دوران شکوه اسلام در صدر اسلام باز گردیم.

در میان شاگردان رشید رضا، "حسن البنا" 1927 در شهر‌"اسماعیلیه" مصر جمعیتی اسلام‌گرا بنیان گذاشت که خیلی زود از تأثیرگذارترین گروه‌های اسلامی در آفریقا، اروپا،‌ آسیا و حتی آمریکا شد.

[تصویر: 250277_543.jpg]

حسن البنا، پایه‌گذار جماعت اخوان المسلمین در مصر
[b]آغاز مهمترین تشکل سلفی

البنا در قاهره سازمانش را گسترش داد. برای سازمانش قانون اساسی و آیین‌نامه داخلی نوشت. نشریه‌ "الاخوان‌الملسمین" را منتشر و تشکیلاتش را تقویت کرد تا هر روز بر تعداد هوادارانش بیشتر شود.

اخوان‌الملسمین هدف اصلی خود را تشکیل حکومت اسلامی در مصر و تمامی کشور‌های جهان اسلام اعلام کرد، اما در این راه بر تشکیل حکومت اسلامی مسالمت‌جویانه تاکید و کودتا را رد می‌کرد. جوانان پرشور اخوان روش معتدل او را نمی‌پسندیدند و بارها از او انتقاد کرده و خواستند درباره‌ برخی مسائل مالی، کمک‌های دریافتی و روابطش با پادشاه و دولت و حتی انگلیسی‌ها توضیح دهد. توضیحات البنا هوادارانش را قانع نکرد و موجب شد در سال 1938 از اخوان جدا شده و گروه "جمعیت جوانان محمد" را تشکیل دادند.

درگیری‌های سلفی‌ها در مصر

اخوان در سال 1944 در انتخابات پارلمان مصر شرکت کرد، اما دولت با تقلب نگذاشت، هیچ‌یک از نامزد‌های اخوان رای بیاورد. این موضوع اخوانی‌ها را به شدت خشمگین کرد و آنها را به خیابان‌ها کشاند که درگیری آنها با هواداران حزب کمونیست "وفد" را درپی داشت.

برافروخته شدن آتش جنگ علیه اسرائیل تاحدودی درگیری‌ بین آنها را آرام کرد. اما پس از جنگ بار دیگر این اختلافات دوباره از سر گرفته شد، تا اینکه در سال 1948 دولت مصر اخوان‌الملسمین را منحل کرد.

البنا خیلی پیگیر قضیه انحلال جماعت نشد، اما اخوانی‌ها نمی‌توانستند انحلال جماعت را بپذیرند. آنها بیست روز بعد "نقراشی پاشا"، نخست‌وزیر مصر را به جرم خیانت به وطن و انحلال اخوان ترور کردند. دولت جدید از البنا خواست ترور پاشا را محکوم کند تا با هم مذاکره کنند، او این کار را کرد. این موضوع اخوانی‌ها را عصبانی‌تر کرد. در سال 1950 پادشاه مصر، البنا را ترور و تشییع را برای او ممنوع کرد، در مقابل اخوانی‌ها هم تلاش کردند، رئیس نمایندگان مجلس و نخست‌وزیر را ترور کنند که نتوانستند.

[تصویر: 250280_340.jpg]
حسن البنا در غزه
در سال 1950 پادشاه مصر، البنا را ترور و تشییع را برای او ممنوع کرد
سال بعد دولت مصر استعفا داد و دولت جدید با اخوانی‌ها کنار آمد و این جماعت را قانونی اعلام کرد، اما اخوانی‌ها که اواخر دوران البنا متفرق شده بودند، دیگر نمی‌توانستند دور هم جمع شوند؛ به خصوص که مدتی مرشد هم نداشتند و این موجب بروز انشعاباتی در اخوان شد.



افراط‌گرایی سلفی‌های مصر

سید قطب معلم بود و دولت مصر او را به آمریکا فرستاد تا درباره شیوه‌های آموزش و پرورش در آمریکا تحقیق کند، او دو سال در آمریکا ماند و وقتی برگشت چنان عوض شد که خودش می‌‌گفت، دوباره متولد شده است. سید در آمریکا بود که حسن البنا ترور شد و از نزدیک خوشحالی مطبوعات آمریکایی از کشته شدن البنا را دید و تصمیم گرفت در بازگشت به اخوان بپیوندد.

قطب از گذشته با اسلام‌گراها و سلفی‌های متمایل به رشید رضا آشنا بود. وی در بازگشت از آمریکا از کارهای دولتیش استعفا کرد و مطالعاتش را درباره اسلام سلفی ادامه داد و از مودودی بسیار متأثر شد، هر چند از وهابی‌ها انتقاد می‌کرد که در عربستان به قدرت رسیده بودند.
[تصویر: 250276_940.jpg]

سید قطب، از چهره‌های سرشناس جریان سلفی در مصر
دولت ناصر، سید قطب را دادگاهی و به اعدام محکوم کرد.

سید قطب در توحید و تفسیر قرآن از ابن تیمیه پیروی کرد و تقدیر‌گرایی و نص‌گرایی را پذیرفت و مانند البنا و مودودی مسلمانان را به تشکیل حکومت اسلامی دعوت کرد.

قطب برای رسیدن به حکومت اسلامی جهاد و انقلاب علیه حاکم وقت را توصیه می‌کرد و برای همین او را اولین کسی می‌دانست که مفهوم انقلاب را وارد ادبیات سیاسی اهل سنت کرد. به نظر قطب جامعه‌ای که خدا را قبول دارد، ولی به قوانین دینش عمل نکند جامعه‌ جاهلی است. او بر جهاد خیلی تأکید می‌کرد و می‌‌گفت، در چنین جامعه‌ای باید علیه حاکم جهاد کرد.

موضع‌گیری‌های سید قطب علیه آمریکا و صهیونیسم از تمایزات مهم سید قطب نسبت به دیگر اندیشمندان سلفی است. او اولین کسی بود که از اسلام آمریکایی گفت و مسلمانان را به اتحاد دعوت کرد و تفرقه را خواست استعمار دانست.

سید قطب توسط ناصر زندانی شد تا‌ پنج سال بعد با وساطت "عبدالسلام عارف"، رئیس جمهوری عراق از زندان آزاد شود. پس از آزادی از زندان مقالات سید قطب تند‌تر و انتقادی‌تر شد و سلفی‌ها هم جدی‌تر سخنان او را پی گرفتند. این موجب شد، دولت ناصر دوباره سید قطب را دادگاهی و به اعدام محکوم کند.

اخوانی‌ها که دوران البنا بارها منشعب شده بود، بعد از او هم چند بار دیگر منشعب شدند که مهمترین انشعاب‌هایش سازمان آزادیبخش اسلام، جامعه مسلمانان و سازمان‌ الجهاد بودند. این سه گروه به شدت از سید قطب متأثر بودند و هر کدام تعبیر و تفسیر خاصی از سخنان قطب داشتند و راهی متفاوت را در پیش گرفته بودند.

[تصویر: 245815_466.jpg]
[تصویر: 245814_410.jpg]
[تصویر: 245813_514.jpg]

[تصویر: 245812_879.jpg]
سلفی‌های تکفیری

جامعه مسلمانان

"جامعه مسلمانان" با رهبری "شکری مصطفی" گرایش سلفی‌ شدیدی داشت و جامعه‌ امروزی مسلمانان را جامعه‌ کفار ‌نامید و می‌گفت، باید از چنین مسلمانانی کناره گرفت تا پاک شد و بعد برای پاک کردن دیگران جهاد کرد.

شکری مصطفی معتقد بود، تمامی جوامع اسلامی بعد از دوران پیامبر و چهار خلیفه کافر شده‌اند و نجات پیدا نمی‌کنند، مگر آنکه به گروه او بپیوندند. آنها که به "تکفیری‌ها" یا "گروه تکفیر و جهاد" هم معروف بودند، دیگر مسلمانان را تکفیر می‌کردند و می‌گفتند، بیرون از جمعیتشان راهی برای نجات نیست. آنها می‌گفتند، مسلمانان ‌باید با پیروی از پیامبر ابتدا یک هسته‌ نیرومند و قوی از مؤمنان تشکیل دهند و بعد با تمامی کفر مقابله کنند.

[تصویر: 250899_671.jpg]

شکری مصطفی" گرایش سلفی‌ شدیدی داشت و
جامعه‌ امروزی مسلمانان را جامعه‌ کفار ‌نامید !


سازمان آزادیبخش اسلامی
"سازمان آزادیبخش اسلامی" انشعابی دیگر بود که گرایش‌های سلفی معتدل‌تری داشت، اما از جامعه کناره‌گیری نمی‌کرد. رهبر سازمان "صالح سریه" فلسطینی الاصل بود که روش ملایم‌تری نسبت به شکری داشت و در شورایی دوازده نفره برای گروهش تصمیم می‌گرفت. آنها دنبال استقرار حکومت اسلامی در مصر بودند و برای رسیدن به قدرت بین اعضای ارتش نفوذ می‌کردند. این سازمان در سال‌ 1977 درصدد کودتا علیه دولت مصر برآمد که دولت آن‌ را منحل کرد. مطبوعات مصر این گروه‌ها را خوارج قرن بیستم نامیدند. بیشتر اعضای این دو گروه از فارغ التحصیلان دانشگاه بودند.

[تصویر: 251341_514.jpg]

صالح سریه فلسطینی الاصل بود و
روش ملایم‌تری نسبت به شکری داشت

سازمان جهاد

"سازمان جهاد" فرمانده و رهبر خاصی نداشت و به صورت شورایی اداره می‌شد و میان ارتشی‌ها، نیرو‌های امنیتی و مأموران دولتی نفوذ می‌کرد تا اهدافش را پیش ببرد. عدم تمرکز انعطاف‌پذیری آنها در تصمیم گیری و عملیات بالا را برده بود. جهادی‌ها به شدت از "خالد فرج"، مرشد روحی‌اشان که سلفی بود و همچنین ابن تیمیه و سید قطب متأثر بودند. خالد فرج می‌گفت چون حاکمان مسلمان را مسیحیان، کمونیست‌ها و صهیونیست‌ها آموزش داده‌اند، مسلمانان باید علیه آنها اعلام جهاد کنند. او همکاری با فرمانروای کافر را که ادعای مسلمانی دارد، حرام و مجازات او را مرگ و تنها شکل جهاد را مبارزه‌ مسلحانه و دیگر‌ راه‌های مسالمت‌آمیز مثل شعار دادن و حزب داشتن را نشانه ترس و حماقت می‌دانست و معتقد بود، اسلام تنها با نیرو‌ی اسحله پیروز می‌شود، اما برای پیروزی اسلام ابتدا باید با کفر داخلی (حکومت) و سپس با کفر خارجی مبارزه کرد.

سلفی‌ها در دوره انور سادات و حسنی مبارک

با روی کار آمدن "انور سادات" به جای ناصر فعالیت اسلامگراها علیه دولت و مسیحیان شدت گرفت. او با دستگیری اعضای التکفیر و نهضت آزادیبخش تلاش کرد، اسلامگراها و مساجد را کنترل کند. توجه غرب و اسرائیل به سادات، تهدید‌های او نسبت به ملی‌گراها واسلامگراها و سرانجام کنار آمدن با اسرائیل او را میان مصری‌ها و حتی اعراب منفور کرد و در نهایت سال 1980 "خالد اسلامبولی" از اعضای جهاد، او را اعدام انقلابی کرد.


[تصویر: 250260_155.jpg]

سادات و جانشین بعدیش (حسنی مبارک)
با کمک آمریکا و اسرائیل مبارزه‌ شدیدی را علیه اسلام‌گراها آغاز کرد
ند

با ترور سادات، حسنی مبارک، جانشین وی با کمک آمریکا و اسرائیل مبارزه‌ شدیدی را علیه اسلام‌گراها آغاز کرد که به درگیری و جنگ مسلحانه با آنها انجامید. اخوانی‌ها تا مدت‌ها در زمان مبارک سرکوب شدند، اما سرانجام بعد از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک اسلام‌گراها در 25 ژانویه 2010 شکست خورد و حکومتش برچیده شد.
ادامه دارد...
منابع و مآخذ:

1- المذهب السلفی: "ابن قیم الجوزیة و شیخه ابن تیمیة" فی النحو و اللغة
2-
اﻟﺪﻳﻤﻘﺮاﻃﯿﺔ اﻟﺴﻠﻔﯿﺔ
3-
الحركات السلفية في مرآة خبراء عرب وأوروبيين
4-
اللاتاریخیة السلفیة (مشاریع الأسلاف أم إفلاس المشاریع)
5-
الظاهرة السلفیة
6- تامنهج السلفی الوهابی
7-
المصلح الكبير محمد رشيد رضا من الصوفية إلى السلفية
8-
تاريخ الإخوان المسلمين(2): جمال الدين 'الإيراني' وخليفته عبده
9-
المقارنة بين السلفية والاخوان المسلمين
10-
«الاخوان المسلمون» بين السلفية والصوفية
11-
ما بين الاخوان المسلمين والسلفية الجهادية
12-
نشأة محمد بن عبد الوهاب والحركة الوهابية السلفية
عقيدة الشيخ محمد بن عبدالوهاب السلفية وأثرها في العالم الإسلامي
14-
دراسة: السلفية تخترق جماعة الإخوان المسلمين في أكبر هزة تنظيمية
15-
تاريخ نجد و دعوة الشيخ محمد عبد الوهاب (السلفية) 3.1.2
16-عصر التکفریین الجدد
17-
أمیرکا والغرب یقفان وراء التکفیریین فی سوریا
18-
هل تخلى الإخوان المسلمون عن أفكار سيد قطب؟
19-
قراءة في أفكار السلفية الإصلاحية ورؤاها
20-
القاعدة بیدق بید السعودیة في سوریا
21-
أقوال العلماء السلفيين في حكم من حكَّم القوانين

منبع اصلی مقاله
سایت مشرق


RE: سلفی کیست و چه می گوید-چگونگی شکل گیری و نقش آن در حوادث منطقه - ELENOR - ۱۷/دی/۹۱ ۲۱:۱۶

تحولات عارض بر جریان سلفی را تا كنون می‌توان به چهار مرحله تقسیم كرد:
ـ مرحله اول: حالت تئوریك كه توسط "ابن‌تیمیه" در قرن هشتم بنیانگذاری شد.

ـ مرحله دوم: حالت تطبیق و اجرا كه توسط "محمد‌ ابن عبدالوهاب" و جانشینانش در اواسط قرن دوازده و اوایل قرن سیزده هجری در محیط محدود حجاز به آزمایش درآمد.

ـ مرحله سوم: تبدیل شدن به یك جریان نیرومند و تأثیرگذار در جهان اسلام كه توسط نوادگان امرای سعودی و شیوخ عربستان سعودی به مرحله اجرا درآمد.
ـ مرحله چهارم: تبدیل اندیشه سلفی به یك ایدئولوژی انقلابی در آغاز قرن پانزدهم هجری و ظهور پدیده تشكیل گروه‌های سلفی سیاسی ـ جهادی در مصر و افغانستان و كشمیر و فیلیپین و جمهوری‌های تازه استقلال‌یافته شوروی سابق و یمن.

رشد جریان تکفیری در عربستان سعودی


سلفى‌هاى نجد یک‌دست نیستند، بلکه گروهى "سلفى تبلیغى" هستند که قائل به جهاد و اقدام خشونت‌آمیز نیستند و گروهى دیگر گام فراتر نهاده، "سلفى جهادى" مى‌باشند که با تشکیل جنبش‌هاى مسلحانه زیرزمینى معتقدند، باید دولت‌ها را سرنگون و اسلام اصیل را پیاده کرد.

[تصویر: 245804_356.jpg]
شيخ عبدالعزيز بن عبدالله آل الشيخ - مفتي وهابی عربستان سعودي

"سلفى‌های جهادى" با اعلام تشکیل جبهه جهانی اسلام برای جهاد با یهودیان و صلیبی‌ها به رهبری "اسامه بن لادن" سعودی و "ایمن الظواهری" مصری بیش از پیش توجه به گرایش‌های مبارزاتی را مورد توجه خود قرار داد.


بی‌تردید حادثه 11 سپتامبر نقطه عطف در تاریخ تحولات معاصر است. جریان سلفی که بعد از عربستان سعودی در قالب جنگجویان طالبانی ظاهر شد، منافع بسیاری از رژیم‌های منطقه را به خطر انداخت.

قرائت خشن و متحجرانه از سنت نبوی و برداشت‌های ظاهری از آیات قرآن، طالبان را بر آن داشت که حتی برای مخالفان فکری و سیاسی خود نیز تعیین تکلیف کند و رسالتی فراتر از قد و اندازه‌ خود در نظر بگیرد. این جریان فکری خود را در محدوده جغرافیایی افغانستان محدود نکرد، بلکه برای خود مسئولیت اشاعه تعالیم اسلام مبتی بر قرائت سلفی به سایر کشورهای منطقه را نیز در نظر گرفت.

این گروه ضمن اختلاف نظر با سایر گروه‌های سنی، سرسختانه نسبت به شیعیان کینه می‌ورزد و به همین خاطر به مراتب سیاستی خشن در قبال آنان به کار می‌برد.

[تصویر: 245805_250.jpg]
سرشناس‌ترین شیوخ وهابی سعودی
حوادث 11 سپتامبر باعث ارتقای جایگاه راهبردی گروه‌های نظامی و شبه نظامی و محوریت تفکر القاعده شد. چنین پدیده‌ای از زمان پیدایش عمدتا از سوی تفکر استراتژیک کاخ سفید مورد حمایت قرار گرفت، اما بعدها با توجه به اصطحکاک منافع آنان در منطقه نزاعی عمیق میان آنان درگرفت و در نهایت باعث تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان شد.

نفوذ جریان سلفی‌ به کشورهای منطقه

الف) لبنان

علاوه بر افغانستان، یکی دیگر از مراکز رشد سلفی‌گری لبنان است. جریان سلفی شام در دمشق توسط "ناصرالدین الالبانی" ظهور کرد. تفکر سلفی در اواخر دهه 50 توسط تعدادی از طلاب مراکز دینی عربستان به لبنان راه یافت. مهمترین این افراد "شیخ سالم الشهال" و "شیخ عبدالرزاق الزغبی" بودند. این دو نفر طرابلس را به مرکز گسترش و ترویج تفکر سلفی در تمام مناطق لبنان تبدیل کردند.

[تصویر: 251385_328.jpg]
جریان سلفی شام در دمشق توسط "ناصرالدین الالبانی" ظهور کرد.

فعالیت سلفی‌ها در لبنان از طرابلس شروع شد. از سال 1977 جریان سلفی به نحو چشمگیری فعال شد. در سال 1981 به صورت تشکیلات منظم و سازمان یافته فعالیت خود را شروع و جمعیت "نواه الجیش اسلامی" را بنیانگذاری کرد. این تشکیلات در کنار سایر تشکیلات و نیروهای اسلامی سنی از جمله "جنبش توحید اسلامی" یا "جماعت اسلامی" حضور کم رنگی داشت که عرصه را تحت سیطره خود داشتند.




با فروپاشی جنبش توحید اسلامی در سال 1985 سلفی‌ها امکان توسعه و گسترش بیشتری یافتند و توانستند، به عنوان یک جماعت مستقل ابراز وجود کنند. حضور آنان به طور متمرکز و قوی در طرابلس و برخی مناطق شمال از جمله "عکار" و "الضنیه" به چشم می‌خورد.

در کل مناطق شمال لبنان به علت استقرار اکثر شخصیت‌‌ها و موسسات سلفی لبنانی برای وجود سلفی‌ها اهمیت خاصی دارد. همچنین حوادث سال‌های اخیر که در این مناطق بین دولت و سلفی‌ها روی داده، شمال را به پایگاه و مرکز تجمع سلفی‌ها تبدیل کرده است.

از شخصیت کلیدی و موثر سلفی‌های لبنان باید از "سالم الشهال" نام برد که جنبشی اسلامی به نام "نواه الجیش اسلامی" را بنیانگذاری کرد. با فروکش کردن فعالیت این تشکیلات در سال 1985 فعالیت منظم جریان سلفی متوقف شد و هریک از سران جنبش خود به تاسیس یک نظام و جمعیت خاص تحت پوشش جمعیت‌های دینی و مراکز آموزش دینی پرداخته و خود را به عنوان امیر آن معرفی کردند.

[تصویر: 251384_471.jpg]
شیخ سالم الشهال، بنیانگذار جریان سلفی در لبنان

در اواسط دهه نود جنبش سلفی دست‌خوش بحران‌ها و حوادث تعیین کننده‌ای شد که به تضعیف فعالیت آن انجامید. زیرا دستگاه امنتیی لبنان به علت بمبگذاری‌ها و جنایات و ترورهایی که پیروان این جنبش مرتکب می‌شدند، آنها را تحت فشار قرار داد. پس از وقوع حوادث 11 سپتامبر در سال 2001 فشارهای امنیتی بر گروه‌های سلفی تشدید شد.

جریان مشکوک "فتح الاسلام" در لبنان و تحریکات نظامی این گروه در اردوگاه "نهر‌البارد" نیز ناشی از تلاش‌های جریان‌های افراطی اهل سنت برای تاثیرگذاری در تحولات منطقه به خصوص لبنان بود. رهبری این جریان به عهده فردی به نام "ابوخالد العلمه" بود که سابقه عملیا‌ت تروریستی در عراق و همکاری با ایمن الظواهری و "ابو مصعب الزرقاوی" را داشت. وی به دلیل برخی اقدامات خرابکارانه علیه شیعیان تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی نیز در سوریه زندانی شد.

ابوخالد العلمه بعد از آزادی از زندان با همکاری یک اردنی فلسطینی‌تبار به نام "شاکر العبیسی" اقدام به تاسیس گروه "فتح الاسلام" و در سال 1970 وارد سازمان فلسطینی فتح شد، اما بعدها جزو گروه‌های شورشی علیه عرفات در آمد و در سال 1990به القاعده پیوست.


[تصویر: 251391_699.jpg]
شاکر العبیسی

این گروه اقدامات تروریستی متعددی را در این کشور مانند انفجار مینی‌بوس حامل مسافران، بر هم زدن اعتصابات ضد سینوره و اختلاف بین شیعه و سنی انجام داد.



[تصویر: 251394_211.jpg]


یکی از اعضای مسلح گروه فتح الاسلام در اردوگاه نهرالبارد

پرونده گروه فتح الاسلام در نهایت با دخالت دولت سینیوره و خویشتنداری حزب‌الله لبنان بسته شد، اما کارشناسان و صاحنظران سیاسی این تلاش‌ها را در راستای کاهش اقتدار حزب‌الله ارزیابی کردند.


تکفیری‌ها در عراق


از دیگر نقاطی که جریان تکفیری‌ها به صورت فعال در حوادث سیاسی نقش آفرینی می‌کنند سرزمین اشغال شده عراق است.
درحال حاضر یک دولت شیعی در عراق در راس امور اجرایی آن قرار دارد، اما حضور عناصر شیعی منافع برخی از سران منطقه، بعثی‌ها و گروه‌های تندرو سنی مذهب این کشور را به مخاطره انداخته است. به همین دلیل اتحادی استراتژیک میان سنیان ناراضی و عناصر حزب بعث علیه دولت شکل گرفت و از سوی دیگر رژیم‌های عربی حوزه خلیج فارس که منافع خود را با تغییر نظام در عراق در خطر می‌دیدند، زمینه نفوذ القاعده را در این کشور فراهم کردند. این موجب شد تا روند خشونت‌ها در عراق شتاب بیشتری به خود بگیرد و تکفیری‌ها در این کشور عرصه را برای اقدامات خود مناسب ببینند. یکی از بهانه‌های مهم علمای اهل سنت برای به کارگیری حربه تکفیر برای شیعیان بحث غلو درباره ائمه اطهار است.


[تصویر: 245797_157.jpg]
سلفی‌های تکفیری (القاعده) در عراق
[تصویر: 245798_959.jpg]



پرچم سیاه سلفی‌های تکفیری (القاعده) در عراق
[تصویر: 251395_367.jpg]

ابو مصعب الزرقاوی

از برجسته‌ترین چهره‌های جریان سلفی و رهبر القاعده در عراق بود
[تصویر: 251396_623.jpg]

زرقاوی توسط نیروهای آمریکایی کشته شد

روش فکرى سلفیه

مسئله مهم، آگاهى از روش فکرى سلفی‌هاست، آنها به طور عام از دو روش فکری بهره‌ می‌جویند که به هم نزدیک است:


- گروهى فقط کتاب و سنت را حجت دانسته و از داورى‌هاى عقل کمک نمى‌گیرند.

- گروهى دیگر مى‌گویند قرآن و سنت وقتى براى ما حجت است که با فهم "سلف" همراه باشد، زیرا ما آیین خود را از آنها گرفته‌ایم


آنان در تعبد به نص (کتاب و سنت) بین خبر واحد و خبر متواتر فرق نمى‌گذارند؛ حتى خبر واحد را در تبیین عقاید و معارف حجت مى‌دانند.

[تصویر: 251398_756.jpg]
[b]ایمن الظواهری، از برجسته‌ترین چهره‌های جریان سلفی


بر همین اساس خدا را با صفات بشرى توصیف مى‌کنند و براى او خنده و گریه و آمد و رفت و نشستن و پا نهادن در جهنم و صداى جرجر تختى که روى آن مى‌نشیند مانند صداى کجاوه، قائل هستند.




اما بنیان اندیشه‌های سلفی با توجه به رسایل ابن‌تیمیه و محمد‌ بن عبدالوهاب و منظومه "هدایت‌ المرید" شیخ "عوض‌ العبادی" و توحید علام‌ الغیوب "عبدالقادر اهدل" و شروح متعدد كتاب التوحید "محمد ابن عبدالوهاب" و موجز عقیدة‌ السلف نوشته تنی چند از علمای سعودی و دائره‌المعارف فرید وجدی و باقی آثار قلمی سلفی‌ها به شرح زیر خلاصه می‌شود:


1 ـ قرآن به عنوان منبع قطعی و بنیادین عقاید و معارف و ارزش‌ها و احكام تلقی می‌شود، ولی قرآن جز با تبینات نبوی كه آن هم تنها از راه احادیث صحیح‌السند به دست می‌آید، قابل فهم و استناد نیست.


اسامه بن لادن، رهبر القاعده و از برجسته‌ترین چهره‌های جریان سلفی
2 ـ در رجوع به قرآن و سنت هم كه شعار همیشگی سلفی‌ها می‌باشد، باید از فهم سلف صالح استفاده كرد و سلف صالح صحابه و تابعین و تابع تابعین هستند كه فهم آنان نیز از ذخایر معرفتی سلفیه و از مراجع غیر قابل تردید آنها محسوب می‌شود، آنان همان سه نسل نخستین مسلمانان هستند كه در زبان احادیث ستایش شده‌اند و به عنوان قرون برتر یاد شده‌اند.

اسامه بن لادن، رهبر القاعده و از برجسته‌ترین چهره‌های جریان سلفی
[تصویر: 246191_982.jpg]
ارادت وهابی‌ها به بن لادن
3 ـ در فقه تابع مذهب خاصی نیستند و بر احادیث تكیه دارند، گرچه بعضی از آنها هم التزامی مشروط به مذهب دارند.

4 ـ از افكار و ارزش‌های وارداتی به میان مسلمانان بدون بررسی و گزینش گریزانند.

5 ـ تمام بدعت‌ها و امور نوظهور در اسلام چه در حوزه عبادات و چه در حوزه اخلاق و احكام را منكر هستند و به تقسیم‌بندی بدعت به دو نوع حسنه و سیئه باور ندارند، تنها به تقسیم‌بندی دنیوی و اخروی و لغوی و شرعی باور دارند.

6 ـ دعوت به توحید از اهتمامات جدی آنهاست، اما توحید را فقط در محدوده استغاثه (فریادرسی) و اعمال عبادی و عدم تقدیس اولیاء و امامان و قدیسین تعریف می‌كنند و كمتر به جوانب و ابعاد فلسفی و روحی و اجتماعی توحید می‌پردازند.

7 ـ در تفسیر آیات متشابه و اسماء و صفات الهی توقف بر نص را می‌پسندند و تأویل و تعطیل و تشبیه و تكییف (چگونگی) را روا نمی‌شمارند و در حقیقت راه استدلال عقلی و زبان‌شناسانه را در تفسیر نصوص درباره امور غیبی و در كل الهیات می‌بندند.

8 ـ در راه گزینش احادیث و روایات و در عقاید و در سیاست راه برهان عقلی را نمی‌پیمایند، ولی در زمینه فقه متمایل به آسان‌گیری و ترك ریزه‌كاری‌ها و پیچیدگی‌ها و تكلفات هستند.

9 ـ الگوی فكری و اعتقادی و علمی و روحی همه سلفی‌ها ابن‌تیمیه حرانی می‌باشد كه با اختصار به او لقب "شیخ‌الاسلام" داده‌اند.

10 ـ عموم سلفی‌ها دشمن فلسفه و منتقد علم كلام و بی‌مبالات به علوم بلاغی و علم اصول فقه می‌باشند.

11 ـ اطاعت از حاكم ظالم را نیز مانند علمای مذاهب اسلامی متأخر در غیرمعصیت نه تنها جایز بلكه واجب می‌دانند و قیام علیه ایشان را در غیر "كفر بواح" (كفر آشكار) حرام می‌دانند.

12 ـ در مبالغه در تكفیر و ناسازگاری با غیر مسلمانان از دیگر فرقه‌های اسلامی تشدد بیشتری دارند.

13 ـ شناخت آنها به نسبت دنیای جدید و ساز و كارهای آن بسیار كم است. نادرند عالمان سلفی كه در معرفی و نقد فرقه‌های جدید و قدیم اسلامی تحقیق كنند ولی به نسبت ادیان قدیمی مانند مسیحیت و یهودیت و زردشتی‌گری و بودایی و ... و فلسفه‌های جدید غربی و مكاتب سیاسی و ادبی معاصر آثاری از آنها در دست نیست و در این زمینه‌ها سلفیه معتدل و منصف به آثار دیگر متفكران اسلامی استناد کنند. تا جائیكه در آغاز تشكیل كشور سعودی بر سر ورود تكنولوژی همچون تلگراف به مناقشه پرداختند و امروزه نیز عكس علمای سلفی در مجلات مربوط به آنها چاپ نمی‌شود.
14ـ به احادیث صحیح آحاد نیز در همة شئون دین حتی در عقاید استناد می‌كنند و راه استنتاج عقلی را تا حد امكان باریك می‌نمایند.

با تمام این احوال
مواضع و دیدگاه‌هاي گروه‌هاي سلفی از نخستین روزهاي شناسایی این جماعت‌ها تا عصر حاضر، با توجه به شرایط زمانی و مکانی یا الزامات سیاسی اجتماعی، در معرض تغییر و تحول بوده و گاه این دگرگونی‌ها موجب تعارضات جدي میان اعضاي گروه‌هاي سلفی در جهان اهل سنت شده است.
این نکته شامل عقاید و آراي سیاسی جماعت اخوان‌الملسمین به عنوان یکی از سرچشمه‌هاي مهم زایش گروه‌هاي سلفی جدید نیز می‌شود.

از بدو تأسیس جماعت اخوان‌الملسمین و پس از مرگ مؤسس آن دیدگاه‌هاي سیاسی و اجتماعی و در برخی موارد اعتقادات مذهبی جماعت دچار تحول شده است. این تحولات به جدایی افراد و ایجاد انشعاب‌هاي گوناگون در جماعت انجامیده است. بدین ترتیب، گروه‌ها و افراد تندروتر و بنیادگراتر در جامعه آزاد شدند و به تدریج جماعت‌هاي جهادي کوچک و بزرگی همچون جماعت "جهاد اسلامی" در مصر شکل گرفتند.
این جماعت‌ها و گروه‌هاي سلفی که مشخصه اصلی آنها جهادگرایی و تکفیرگرایی بود، بعدها هسته و پایه اصلی بزرگترین گروه سلفی جهادگرا در جهان به نام "سازمان القاعده" را تشکیل دادند. از آنجا که فکر و اندیشه عامل انگیزه بخش مهم براي هر حرکت و جنبش اجتماعی است، بررسی اندیشه سیاسی سلفی‌ها از اهمیتی خاص برخوردار است.


الف) حکومت اسلامی


در ارتباط با اندیشه سیاسی و دیدگاه‌ سلفی‌ها درباره حکومت اسلامی آنچه اهمیت می‌یابد، شاخصه‌هايی چون نوع و جنس حکومت، تحزب و رقابت سیاسی و نقش و جایگاه امت و ملت در حکومت است.

درباره نوع و جنس حکومت، سلفی‌ها تلاش دارند با انقلاب به سرعت جامعه کافرشده را به جامعه‌اي مسلمان تبدیل و حکومت اسلامی را با جهاد مداوم احیا کنند. آنان به طور معمول با رهبر (ولی امر) خود بیعت می‌کنند و عملا نوعی خلیفه‌گري کوچک شده را به نمایش می‌گذارند. اوج این نوع رفتار را میتوان در بیعت گروه‌هاي مختلف جهادي و تکفیري در سراسر جهان عرب با "اسامه بن لادن"، رهبر تشکیلات القاعده مشاهده کرد. درحالی‌که اخوانی‌ها در این قضیه بر تغییر آرام جامعه و به دور از خشونت و در واقع بر ارشاد تکیه می‌کنند.

ب) تحزب و رقابت سیاسی

یکی دیگر از مباحث مهمی که در اندیشه سیاسی، گروه‌هاي اسلامگراي سلفی را به خود مشغول کرده، مسئله تحزب و کثرت‌گرایی است. اگرچه دیدگاه‌هاي سلفی چندان تفاهم و توافقی با حضور و نقش آفرینی احزاب در حکومت اسلامی ندارد، اما گذر زمان و مقتضیاتش سبب شده، زاویه دید برخی گروه‌هاي سلفی، از جمله جماعت اخوان‌المسلمین به تکثر در جامعه اسلامی تغییر کند، بگونه‌اي که عملاً موافقت خود را با کثرتگرایی و تحزب در جامعه اسلامی اعلام کرده است. برخلاف جماعت اخوان، گروه‌هاي جهادي و تکفیري از اساس مفهوم تحزب و کثرتگرایی را در جامعه اسلامی و حکومتداري رد می‌کنند.
سلفی‌هاي جهادي و تکفیري و در رأس آنها سازمان القاعده با تفسیر خاصی که از دموکراسی و تکثر ارائه می‌دهند، آن را مطلقاً خلاف شرع می‌دانند و بدین علت با هرگونه تحزب و آزادي بیان به شدت مخالف هستند.

ج) نقش و جایگاه امت و ملت
سلفی‌ها در آغاز چندان اهمیتی به مفهوم و جایگاه امت و ملت نمی‌دادند و همواره بر مفهوم امت در مقابل ملت‌گرایی و ملی‌گرایی تأکید می ورزیدند. آنها ملت‌گرایی و ملی‌گرایی را مفهومی وارداتی و غربی می‌دانند که مخدوش‌کننده قوام امت اسلامی است و آن را نشانه جاهلیت تلقی می‌کنند. اخوانی‌ها مفهوم امت را پررنگ‌تر از مفهوم ملت دنبال کرده‌اند، اما می‌توان رگه هایی از ملی‌گرایی عربی را در دیدگاه‌هاي سرکردگان آنها یافت.



گروه‌هاي سلفی جهادي تکفیري تمرکز خود را بر مفهوم امت اسلامی و دارالاسلام معطوف کرده‌اند و همانطور که گفته شد در ذات فکري گروه‌هایی همچون القاعده چیزي به عنوان تکثر جایگاهی ندارد، خواه این تکثر در عرصه ذهن و بیان باشد یا در صحنه دیانت یا دولت ملت.

د) تکفیر و تکفیرگرایی

در یک نگاهی کلی باید گفت، جماعت اخوان‌الملسمین به هیچ وجه خواهان درگیر شدن در ادبیات تکفیرگرایانه نیست و تمام تلاش خود را می‌کند که در جامعه و با جامعه مسلمان (ولو جاهلی و آلوده به برخی مسائل کفرآمیز) کار و فعالیت کند و راه اصلاح تدریجی جامعه را برگزیند. برخلاف آنان، جماعت‌هاي تکفیري جهادي به رهبري القاعده از تکفیر براي توجیه اعمال خود علیه دیگران بهره می‌برند و تلاش دارند، به طوري گسترده از این واژه و مفهوم فقهی براي توجیه جهاد خود علیه دیگران (مسلمان و غیرمسلمان) بهره‌برداري و بدین ترتیب، مرز بین خودي و غیرخودي را مشخص کنند. از همین زاویه، ایدئولوژي جهادگرایی در متن و بطن ادبیات تکفیري القاعده، راه خود را از سلفی هاي اخوانی جدا و نگاهی متفاوت به جهاد ایجاد می‌کند.

هـ) جهاد و جهادگرایی

سلفی‌ها در نظرهاي فقهی مرتبط با جهاد و تکفیر به روشنی جهاد را علیه کفار، منافقین و مشرکین واجب دانسته و خون آنها را حلال شمرده است.
جماعت اخوان به رغم تأکید بر مفهوم جهاد، مخالف خشونت عریان است و تلاش دارد جهاد را در مفهوم عمومی آن یعنی تلاش و کوشش در راه خدا (به هر وسیله و در هر شرایط نه فقط با تکفیر و نبرد) تفسیر و بدان عمل کند.
اما جهاد از نظر جماعت‌هاي سلفی تکفیري، به ویژه سازمان القاعده، چیزي بیش از یک حکم فقهی فرعی است. آنان معتقدند، جهاد، جنگ و ترور دشمنان خدا امري ضروري و تکامل بخش دعوت مسالمت‌آمیز به تشکیل حکومت اسلامی است.

جهاد در ایدئولوژي القاعده از اهمیتی والا برخوردار است و برخلاف اخوان که اصلاح و اعتدال را عنصر کلیدي می‌داند، سلفی‌هاي جهادي تکفیري یکی از مهمترین و کلیدي‌ترین مفاهیم ایدئولوژي خود را عنصر جهاد و حتی بعضا آن را از واجبات اسلامی دیگر مهمتر می‌دانند.



"ایمن الظواهری" و "ابو مصعب الزرقاوی" مهمترین و شاخص‌ترین افرادی هستند که نسبت به مسلمانان دیگر که با عقاید القاعده همراهی نمی‌کنند، اعلام انزجار و در مواردی علیه آنان اعلام جهاد کرده‌اند.

پدیده سلفی‌گری، رقیب انقلاب‌های عربی


درحالی که امواج نیرومند حرکت ملت‌ها در بهار عربی، چهره جدیدی به خاورمیانه و کشورهای عربی منطقه بخشیده است، دنیای عرب شاهد ظهور برخی حرکت‌های ارتجاعی و فرقه‌های مطرود است که برای موج سواری و سوء استفاده از فرصت‌های به دست آمده وسوسه شده‌اند. امروزه شاهد فعالیت گسترده و پردامنه گروه‌ها و فرقه‌هایی هستیم که تا پیش از این در انزوای کامل به سر می‌بردند و حتی زمینه‌ای برای ظهور و بروز افکار و اندیشه‌های واپسگرایانه‌ای که آنها مروج آن بوده‌اند، وجود نداشته است.


[تصویر: 245799_994.jpg]
تخریب بقیع توسط وهابی‌های سعودی در عربستان

آنچه در این میان بسیار با اهمیت و حتی حساسیت برانگیز است، تلاش گسترده‌ای است که برخی گروه‌های سلفی برای موج سواری در پهنه نهضت‌های اخیر مصر، اردن، لیبی، یمن وحتی سوریه و کویت صورت داده‌اند و انگیزه‌های بیشتری از خود نشان می‌دهند که چهره‌ای وارونه از اسلام را به نمایش درآورند.

فرصت طلبی سلفی‌ها و عربده‌های مستانه‌ای که برخی گروه‌های منحط سیاسی‌-‌عقیدتی در دنیای عرب می‌کشند، دقیقا از همین زاویه است که معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا می‌کند. در واقع، آمریکا و صهیونیست‌ها با مانور سیاسی‌-‌تبلیغاتی پیرامون این حرکت‌ها سعی دارند، چنین وانمود کنند که گویا نهضت عظیم ملت‌های مسلمان در بهار عربی، نهایتا به سود سلفی‌ها تمام شده و این سلفی‌ها هستند که میوه‌های قیام و شهادت و پایداری ملت‌ها را می‌چینند.

[تصویر: 245800_399.jpg]
سلفی‌ها در تونس
اکنون سلفی‌ها به برکت ریخت و پاش‌های آل‌سعود، فرصتی برای دلسرد و نومید کردن ملت‌های عرب یافته‌اند که این حرکت‌های پرخروش علیه مظالم رژیم‌‌های منحط عرب را به انحراف بکشانند و به ملت‌ها نشان دهند آن چیزی که به خاطر آن قیام کرده‌اند، لگدکوب شده است.

[تصویر: 245801_167.jpg]
ملک عبد العزیز، بنیانگذار پادشاهی وهابی در عربستان



در واقع باید گفت، از زمان خیزش‌ جهان عرب در سال ۲۰۱۱، سلفی‌ها به‌عنوان شبکه‌ای زیرزمینی و بزرگ از متعصبان مذهبی، به نیرویی قوی و پرسروصدا تبدیل شده‌اند. عامل این رشد چشمگیر را باید "عربستان سعودی" دانست. آنان در لیبی و مالی سرگرم ویرانی زیارتگاه‌ها و مراکز مذهبی مسلمانان میانه‌رو همچون صوفیان هستند.


[تصویر: 245802_750.jpg]
شیخ احمد الاسیر، رهبر سلفی‌ها در طرابلس لبنان

همفکران آنها در تونس در تلاش برای خفه کردن میانه‌روها و زدودن آثار هنری هستند که به نظرشان کفرآمیز می‌رسد و هر روز فتنه جدیدی را در این کشور برپا می‌کنند که به خشونت و درگیری می‌انجامد. لبنان عرصه دیگر تاخت و تاز سلفی‌هاست که به ویژه در بخش‌های شمالی این کشور و توسط شیخ اسیر هر روز آتش فتنه‌ای را برمی‌افزوند.


اردن عرصه دیگر جولان پیروان این جریان است و به نظر می‌رسد، در آستانه انتخابات پارلمانی این کشور که آن را تحریم کرده‌اند، در اندیشه برافروختن فتنه‌ها در این کشور باشند. در سوریه نیز حضور فعالانه برخی هسته‌های سلفی محرز شده و نقش آنها در بحران این کشور چنان واضح و عیان است که جایی برای توضیح نمی‌گذارد که البته در جای خود به آن پرداخته می‌شود و آمریکا و رژیم صهیونیستی که زمانی با انقلاب‌های عربی جایگاه و موقعیت خود را در منطقه از دست داده بودند، هم اکنون با حمایت از جریان تلاش می‌کنند، از یک سو انقلاب‌های عربی را به ناکامی بکشانند و از سوی دیگر موقعیت و نفوذ گذشته خود را در این کشورها بار دیگر بازیابند.



اما چیزی که کمتر به آن پرداخته شده، آن است که چه کسانی پشت سر سلفی‌ها هستند. کار‌شناسان منطقه‌ای، دیپلمات‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی، عربستان سعودی و دلارهای نفتی به ظاهر بی‌پایان را حامی سلفی‌ها عنوان می‌کنند.



"سمیر امغار" نویسنده کتاب "سلفی‌گری معاصر؛ جنبش‌های فرقه‌ای در غرب" می‌گوید: "مستندات قابل اثبات بسیاری گواهی می‌دهند، عربستان تأمین‌کننده مالی گروه‌های سلفی است".



"آنتوان بسبو"، رئیس مرکز نظارت کشورهای عربی در پاریس نیز می‌گوید: "آنچه ما درباره سلفی‌ها در مالی و شمال آفریقا می‌شنویم، در واقع شکلی از وهابی‌گری است که مرکز آن در عربستان است و از دهه هفتاد شاهد تلاش این کشور برای گسترش این تفکر بودیم. عربستان اکنون سالیانه میلیون‌ها یورو برای حمایت از این سلفی‌ها در سراسر جهان هزینه می‌کند."



دلارهای عربستان سعودی تنها در کمک‌های مستقیم به گروه‌های سلفی، مبلغان مذهبی و کانال‌‌های ماهواره‌ای خلاصه نمی‌شوند، سهم زیادی از این دلار‌ها صرف محصلان کشورهای عربی می‌شود که برای شرکت در دوره‌های مذهبی به شهرهای مکه، مدینه و ریاض می‌روند. "سمیر امغار" می‌گوید: "بسیاری از محصلان مدارس مدینه خارجی و از کمک‌های سخاوتمندانه عربستان برخوردار هستند. بلیط هواپیما و اقامت رایگان از جمله این کمک‌هاست. اینها زمانی که تحصیلات خود را به پایان می‌رسانند، به کشورهایشان بازمی‌گردند تا مبلغان سلفی‌گری باشند و از همین رو جنبش سلفی‌های فرانسه نیز درحال شکل‌گیری است".



صدور اسلام هدف دستگاه سیاست خارجی عربستان نیست، یکی از اصلی‌ترین اهداف این دستگاه، تحکیم و تشکیل شبکه‌ای از حامیان قادر به دفاع از منافع اقتصادی، ایدئولوژیک و استراتژیک پادشاهی عربستان است. از زمان آغاز بهار عربی، حامیان و مروجان سلفی‌گری کمک‌ها و هم‌چنین اهداف سیاسی خود را مستقیم‌تر به گروه‌های مورد نظر خود رسانده‌اند.



"محمدعلی ادروبی"، تحلیل‌گر سیاسی با اشاره به پیروزی چشمگیر حزب سلفی "نور" در مصر که توانست در کمال شگفتی ۲۴٪ آرای پارلمان را از آن خود کند، می‌گوید: "با خروج دیکتاتور‌ها راه برای تثبیت و حضور احزاب سلفی فراهم شده و آنها اکنون مستقیم و به‌طور رسمی از عربستان کمک‌های مالی دریافت می‌کنند. وقوع بهار عربی عربستان سعودی را حقیقتا دچار شگفتی کرد. پاسخ ریاض اما تشکیل گروه‌های سلفی در این کشور‌ها بود تا بتواند نفوذ بیشتری در آنها داشته باشد".

استراتژی عربستان سعودی رقابت با قطر، دیگر کشور سلطنتی و ثروتمند خلیج فارس و إخوان‌المسلمین است و به همین دلیل هم اکنون بین عربستان و قطر رقابتی فشرده برای جذب بیشتر سلفی‌ها وجود دارد. عربستان هم اکنون پول‌های خود را در مناطق روستایی و فقیر سرمایه‌گذاری می‌کند، جایی که ستون فقرات سلفی‌ها به شمار می‌آید و به نظر می‌رسد، رویکرد عربستان متحد کلیدی آمریکا در رابطه با گروه‌های سلفی بیشتر عمل‌گرایانه باشد.

همان‌طور که گفته شد، سوریه از جمله مناطقی است که به عرصه تاخت و تاز سلفی‌ها تبدیل شده است.
سلفي‌هاي سوريه پيوندي گسترده و عميق با اخوان المسلمين سوريه دارند و از آنجا كه سلفي‌ها نوعي وابستگي به وهابي‌هاي سعودی دارند، لذا حلقه ارتباط آنها با وهابي‌های سعودی سلفي‌هاي اردن و سوريه هستند.
این درحالی است که باید توجه داشت، سلفی‌های سوریه همواره علوی‌های این کشور را رد کرده و آنها را "
رافضي" یعنی مستحق كشتن می‌دانند. جماعت اخوان المسلمين سوریه مهمترین گروه سلفی فعال در سوریه است که از سال 1982 مبارزات مسلحانه خود را عليه علوي‌ها و نظام سوریه آغاز كرد. در جریان یکی از این درگیري‌ها، درگیري شديدي در حماه و برخی دیگر از شهرهای سوریه روی داد كه منجر به كشته شدن 30 هزار نفر از طرفداران اخوان المسلمين شد و اكنون نيز سلفي‌ها اين كشتار را به جريان‌هاي حاكم فعلي ربط مي‌دهند و درصدد انتقام از طايفه علوي هستند.

عربستان سعودي از سال 1982 عملا سلفي‌هاي سوريه را تغذيه كرده است. اين رويكرد نه تنها در سوريه بلكه در اردن و يمن نيز اتفاق افتاد.

در سوريه عربستان كمك مالي فراواني در اختيار سلفي‌هاي سوريه قرار داده و حتي از طريق گروه 14 مارس در لبنان به رهبري "سعد الحريري" سلاح‌هاي زيادي نیز در اختيار گروه‌هاي سلفي قرار داد تا در ابتدا به بحران سوریه دامن بزنند و پس از دامن زدن به آن، موجبات سرنگونی نظام سوریه را فراهم کنند.

در اين بين تشابه رویکرد اسرائيل و آمریکا با رویکرد عربستان در سوریه که خواهان روی کار آمدن حكومتي وابسته به غرب در این کشور و تفکیک محور مقاومت هستند، موجب شده تا ضمن نزدیکی بیش از پیش ریاض‌-‌تل‌آویو‌-‌واشنگتن، از هیچ فتنه‌ای در سوریه فروگذاری نکنند و حمایت مالی و نظامی و سیاسی از سلفی‌های تکفیری بخشی از این رویکرد جهت براندازی نظام در سوریه و روی کار آوردن نظامی وابسته به غرب و عربستان سعودی در این کشور است.

این موضوع در کنار دیگر تحرکات سلفی‌ها در کشورهای منطقه به ویژه کشورهایی که بهار عربی را به خود دیده‌اند، ملزم می‌کند که به اهداف واقعی این جریان ویرانگر پی‌برده و آنها را برملا کنیم و اجازه ندهیم که انقلاب‌های از مسیر واقعی خویش منحرف شوند.

منابع و مآخذ:
1- المذهب السلفی: "ابن قیم الجوزیة و شیخه ابن تیمیة" فی النحو و اللغة
2- اﻟﺪﻳﻤﻘﺮاﻃﯿﺔ اﻟﺴﻠﻔﯿﺔ
3- الحركات السلفية في مرآة خبراء عرب وأوروبيين
4- اللاتاریخیة السلفیة (مشاریع الأسلاف أم إفلاس المشاریع)
5- الظاهرة السلفیة
6- تامنهج السلفی الوهابی
7- المصلح الكبير محمد رشيد رضا من الصوفية إلى السلفية

http://www.saaid.net/feraq/el3aedoon/17.htm

8- تاريخ الإخوان المسلمين(2): جمال الدين 'الإيراني' وخليفته عبده
9- المقارنة بين السلفية والاخوان المسلمي
10- «الاخوان المسلمون» بين السلفية والصوفية

11- ما بين الاخوان المسلمين والسلفية الجهادية

12- نشأة محمد بن عبد الوهاب والحركة الوهابية السلفية
13- عقيدة الشيخ محمد بن عبدالوهاب السلفية وأثرها في العالم الإسلامي
14- دراسة: السلفية تخترق جماعة الإخوان المسلمين في أكبر هزة تنظيمية

15- تاريخ نجد و دعوة الشيخ محمد عبد الوهاب (السلفية) 3.1.2
16-عصر التکفریین الجدد
http://www.al-akhbar.com/node/140997

17-
أمیرکا والغرب یقفان وراء التکفیریین فی سوریا
18- هل تخلى الإخوان المسلمون عن أفكار سيد قطب؟
19-
قراءة في أفكار السلفية الإصلاحية ورؤاها
20- القاعدة بیدق بید السعودیة في سوریا
21- أقوال العلماء السلفيين في حكم من حكَّم القوانين


RE: سلفی کیست و چه می گوید-چگونگی شکل گیری -بررسی شعب آن در منطقه - aboutorab - ۲۰/فروردین/۹۲ ۱۷:۳۷

ازدواج همجنس‌بازان وهابي! + تصوير منطقه «سوفران» پاريس، در 23 آبان سال 1391 شاهد نخستين مراسم ازدواج بين دو همجنس‌باز وهابي بود و آن‌گونه که گفته شده، اين عقد ازدواج براساس سنت و آيين وهابيت برگزار شده است.

تاکنون اعلام نشده که کدام عاقدي حاضر به جاري‌کردن صيغه عقد براي اين دو همجنس‌باز وهابي شده است و البته برخي رسانه‌هاي از "محسن هندريکس" به عنوان عاقد نام برده‌اند.

اما آنچه مورد تأکيد قرار گرفته آن است که اين دو زوج که شيفته يکديگر شده‌اند يکي وهابي و ديگري سلفي بوده‌اند و ازدواجي را براي خود برگزيده‌اند که در نوع خود در فرانسه نخستين به شمار مي‌آيد.


در اين جشن عقدکنان، يکي از مسيحيان شرکت‌کننده و نيز يک يهودي حاضر، براي اين زوج همجنس‌باز وهابي به قرائت دعاي خير و طلب برکت از کتاب‌هاي ادعيه خود کردند.
اين درحالي است که پيش‌تر ازدواج همجنس‌بازان منتسب به دين اسلام، تنها در آفريقاي جنوبي صورت مي‌گرفت و اين ازدواج هم به صورت ازدواج‌هاي مدني و جمعي انجام مي‌شده که رياست آن را «محسن هندريکس» برعهده داشته است.

آقاي "لودويگ محمد زاهد"يکي از طرفين در گفت‌وگو با يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني فرانسه گفت که امام جماعت يکي از مساجد مناطق پيرامون پاريس که خواست نامش فاش نشود، صيغه عقد اين دو همجنس‌باز را جاري کرد.


[تصویر: 34c70815-0ef1-45d8-a7fa-2d94d725df93.jpg]


لودويگ محمد زاهد (عروس) در اين مصاحبه اعلام کرد: «قصد ما از اجراي اين مراسم ازدواج، اين بود که باعث يک تحول و حرکت رو به جلو براي انجام گفت‌وگو و اتحاد تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و اديان مختلف دنيا باشيم. ما در سال 2006 ميلادي در کشور آفريقاي جنوبي ازدواج کرده بوديم اما کشور فرانسه، ازدواج همجنس‌گرايان را به رسميت نمي‌شناسد و من اميدوارم که در انتخابات رياست‌جمهوري آينده، با پيروزي جناح چپ، شاهد رسميت‌يافتن همجنس‌بازي در فرانسه باشيم.»

[تصویر: 4b8d1c73-a0d8-422e-9bc2-c71e789e2874.jpg]
محسن هندريکس، عاقد سلفي

وي افزود: «اکنون تنها در کشور الجزاير براي چنين جرمي، دو سال زندان مي‌برند و البته در هفت کشور مسلمان ديگر، حتي محکوميت به مرگ نيز ديده مي‌شود. من دلم مي‌خواهد که اين تابو را به طريقي بشکنم و البته شرايط مساعد براي اين کار فراهم است اما همه بايد به ارزش و بهاي اين قضيه، باور داشته باشند


عروس که بنيان گذار انجمن "اچ.ام.2.اف" در کشور فرانسه است هم‌اکنون در حال آماده‌سازي رساله دکتري خود با موضوع «همجنس‌بازي و اسلام» است
!
بسياري از مفتي‌هاي وهابي و سلفي، عمل شنيع و حرام "لواط" را حلال مي‌پندارند که صدور اين احکام از سوي مفتيان وهابي طي سال‌هاي اخير با اعتراض بسياري از اهل سنت مواجه شده است.






http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=117