![]() |
|
(A)جرعه های حکمت& - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: اصول عقاید شیعه (/forum-19.html) +--- موضوع: (A)جرعه های حکمت& (/thread-235.html) |
(A)جرعه های حکمت& - علی 110 - ۲۷/آبان/۸۹ ۱۳:۰۰ سلام دوستان و رفقای گرامی در این بخش سعی می شود به مرور ناب ترین حکمت های روح افزا و هدایت گر اهل بیت علیهم السلام را تقدیم شیعیان و محبین و طالبان حق و حقیقت نماییم . باشد که خدا به برکت عمل به تعالیم اهل بیت ما را به سرمنزل مقصود برساند. حکمت -1- : چهار چيز دل را مىميراند: گناه پىدرپى، گفتگوى زياد با زنان، مجادله با احمق- او بگويد و تو بگويى به جايى هم نرسد- و همنشينى مردگان؛ پرسيدند: اى رسول اللّه! مردگان كيانند؟ فرمود: ثروتمندان عياش. نصايح، ص: 176 حکمت -2- : رسول خدا صلوات الله علیه به علی علیه السلام فرمودند : اى على! چهار چيز كيفرش از هر گناهى زودتر مىرسد: بدى در مقابل نيكى، ظلم به بىگناه، خيانت به شخص وفادار، و قطع رحم با خويشاوندان خوشرفتار نصايح، فصل اول ص : 173 جرعه های حکمت -2- - علی 110 - ۲۷/آبان/۸۹ ۱۳:۱۲ حکمت-3- : مؤمن كسى است كه: كسبش حلال ،اخلاقش خوب، و قلبش سالم باشد، زيادى مال را بخشش كند، و زيادى سخن را نگه دارد، مردم از شرش در امان باشند، و خود دربارهى ديگران انصاف دهد. نصايح فصل سوم ص : 271 جرعه های حکمت -3- - علی 110 - ۲۹/آبان/۸۹ ۱۵:۴۹ رسول خدا صلوات الله علیه : چه بسا لذتی کوتاه که اندوهی دراز بر جای گذارد. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج74، ص: 85 رسول خدا صلوات الله علیه: هرکه بتواند حق مردم را بپردازد و تعلل کند، هر روز که می¬گذرد گناهِ باجگیر برایش نوشته می¬شود. تحرير المواعظ العددية، ص: 684 امیر الؤمنین علی علیه السلام: مردم چیزی از امور دینی خود را برای سود دنیایشان ترک نمی¬کنند، مگر آنکه خداوند کاری برایشان پیش آورد که زیانش از آن سود بیشتر باشد. رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: خداوند تعالی می¬فرماید: بر دل هیچ بنده¬اطلاع پیدا نمی-کنم که دوست داشته باشد اعمالش خالصانه برای طاعت و کسب رضایت من باشد، مگر اینکه اصلاح و تدبیر او را خودم به عهده می¬گیرم. مصباح الشريعة-ترجمه عبد الرزاق گيلانى، ص: 129 نوجوان و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله - Ramin_Ghn - ۹/آذر/۸۹ ۲۰:۵۰ در حدیث است كه روزى نوجوانى پیش آمد و با لبخند و گشادهرویى به پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله سلام داد، حضرت پرسید: مرا دوست دارى؟ عرض كرد: آری وَ اللَّه، فرمود: به اندازه چشمت؟ عرضه داشت: بلكه بیشتر، فرمود! به اندازه پدرت؟ عرض كرد بیشتر، فرمود: اندازه مادرت؟ عرض كرد بیشتر، فرمود: اندازه جانت؟ عرض كرد بیشتر، فرمود: اندازه خدایت؟ عرضه داشت نه نه اى پیامبر، این مقام براى تو و دیگران نیست، و من تو را به خاطر خدا دوست دارم. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم به همراهان فرمود: شما هم چنین باشید و خدا را دوست بدارید، براى احسان و نعمتى كه به شما عنایت كرده و مرا هم براى خدا دوست بدارید، آنگاه آن نوجوان را مورد تفقّد قرار دادند و بر او آفرین گفتند. « ارشاد القلوب-ترجمه سلگى، ج1، ص: 429 و430 » RE: جرعه های حکمت - MAHDI59 - ۱۶/آذر/۸۹ ۱۲:۰۳ وَ قَالَ [علیه السلام] صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ وَ رُوِیَ أَنَّهُ قَالَ فِى الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَیْضاً الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُیُوبِ وَ مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُ عَلَیْهِ . امیر الؤمنین علی علیه السلام : سینه خردمند صندوق راز اوست و خوشرویى وسیله دوست یابى ، و شکیبایى ، گورستان پوشاننده عیب هاست . و یا فرمود : پرسش کردن وسیله پوشاندن عیب هاست ، و انسان از خود راضى ، دشمنان او فراوانند.[color=#98FB98] RE: جرعه های حکمت - علی 110 - ۱۸/آذر/۸۹ ۱۹:۳۶ سخنان گوهر بار آقا امام حسین علیه السلام تقدیم به تمام عاشوراییان: **** از کسانی نباشید که بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویش آسوده خاطرند. ****مردمی که خوشنودی خویش را بر خوشنودی پروردگار مقدم دارند رستگار نمیشوند. **** مردم برده های دنیا هستند و دین بازیچه زبانشان، تا آنجا از دین پشتیبانی میکنند که زندگیشان در رفاه باشد، اما آنگاه که در حیطه امتحان قرار گیرند دینداران کم خواهند بود. **** نیاز های مردم به شما از نعمت های خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید **** هر که دوست دارد اجل او به تأخیر افتد و روزیش فزونی گیرد باید صله ارحام انجام دهد. **** ادب آن است که وقتی از منزل خود بیرون رفتی هرکس را که مشاهده کردی (حقیقتاً) او را از خود بهتر بدانی. خدایا، چقدر این تعریف با تعریف مرسوم درباره ی ادب متفاوت است. این تعریف نشان میدهد که تواضع حقیقی و نه لفظی از ملزومات ادب است. **** خوش اخلاقی عبادت است. **** شکر تو بر نعمت گذشته، زمینه ساز نعمت آینده است. **** پدرم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب مرا نسبت به دعای جوشن کبیر سفارش فراوان و مهمی کرد، که آن را حفظ کرده و خوب نگه داریم و به من فرمود: ای پسرم! این دعا را برروی کفن من بنویس، ومن به سفارش پدر عمل کردم. **** خداوند به هر کس راستگویی، نیکخویی، پاکدامنی و مال حلال را روزی کند، خیر دنیا و آخرت راویژه او ساخته. **** در مدت عمر، در حفظ سلامت تن بکوشید. **** هر کس این پنج چیز را داشته باشد از زندگی بهره ای میبرد: عقل، دین، ادب، حیا و خوش خلقی. ***** هرکس فکرش به جایی نرسد و راه تدبیر بر او بسته شود کلیدش مداراست. **** بهترین امان، امان خداست و او در روز قیامت، آن را که در دنیا از او نترسد(ونسبت به خدا و اوامرش بی باک باشد)، امان نخواهد داد؛ از خدا خوف در دنیا را میخواهیم تا امان روز قیامتمان باشد *****اگر سه چیز نبود آدمی هرگز برای چیزی سر خم نمیکرد: فقر، بیماری و مرگ. در باب فقر مهمترین چیز طبق گفتار امام سجاد این است که با تمام وجود بفهمیم که شدیداً فقیر درگاه خداوند هستیم، کسی که با تمام وجود فقر به درگاه پروردگار را دریافت بیش از هر کس در مقابل آن قادر مطلق خاشع و خاضع خواهد بود. نه اینکه حتماً باید دچار فقر مالیِ ظاهری شود تا در برابر خدا خاشع شود که البته فقیر مالی شدن هم از عوامل شکستن غرور بیجا در برابر خدا و مخلوقاتش است اما ادراک فقر و شدت نیاز ما به خداوند اصل است. خداوند در قر آن میفرماید که هنگامی که شما را به سن پیری میرسانیم شما را در آفرینش واژگون میکنیم (یعنی پیر ها از لحاظ توانایی مانند کودکان و نوزادان میشوند) برای چه در سن پیری بعضی ها توانایی ها و قوای گوناگون دوران جوانیشان را از دست میدهند؟ یکی از دلایلش اینستکه خداوند میخواهد نشان دهد که هیچ یک از این قوا، اصالتاً و ذاتاً از خودمان نیست و همه عاریه است و امانتی است که خدا به ماداده تا در راه بندگیش برای شناخت و کسب رضای او و رسیدن به کمال شایسته ی انسانیمان به کار بندیم. رفقا پدر و مادر حقیر را هم خواهشاً دعا بفرمایید RE: جرعه های حکمت - علی 110 - ۲۸/آذر/۸۹ ۱۱:۵۴ رسول خدا (صلوات الله علیه): إذا نویت خیراً فعجّل و الّا منعک الشیطان عن ذلک. هر وقت قصد (کار) خیری کردی شتاب کن و گرنه شیطان تو را از آن باز میدارد. میراث حدیث ج2 ص20 دوستان برای من یه چند باری پیش اومده که یه تأخیر در انجام کار خیر کردم و همان مانع شد تا الآن اون کار رو انجام بدم. امیر المومنین علی (علیه السلام): رأس الآفات أ لوله باللذات. سرآمد آفت ها شیفتگی لذتهاست غررالحکم ح6924 تا وقتی که لذت های مادی برای ما خیلی جذاب باشد نمیشه خیلی امیدوار به بودن در سپاهش را داشت باید دعا کنیم که شیفته لذت دنیا نشویم که قاتلان حسین شیفتگان لذت دنیا بودند تقدیم به شما میکنم گنجینه های حکمت را: - علی 110 - ۲/دی/۸۹ ۱:۱۹ هدیه ای به دوستانِ تالار پیشکش میکنم که روشنیِ چشم ها و جان هایمان در آن است، دوستان، هر کدام از این دُرَر و گُهَر، اگر به دلهایمان نفوذ کند میتواند دنیا و عقبایمان را زیرو رو کند تقدیم به شما میکنم گنجینه های حکمت را: نهج البلاغه حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: ای مردم ! بخدا سوگند من هرگز شما را به هیچ طاعتی فرا نمی خوانم مگر آنکه خود بر شما در عمل به آن پیشی می جویم و از هیج گناهی بازتان نمی دارم مگر آنکه پیش از شما ، خود را از عمل به آن باز می دارم. - از صفت مردانگى و جوانمردى سؤال شد، فرمود: عملى در نهان مكن كه در آشكار از آن شرم كنى. - ستونهاى كفر چهار چيز است: 1- دلبستگى به دنيا، 2- ترس از دست رفتن دنيا 3- ناخرسندى [از تقديرات] 4- و خشم -- منظور من از ذكر خدا؛ گفتن «سبحان اللَّه و الحمد للَّه» نيست، بلكه بياد خدا بودن به هنگام روبرو شدن با حرام و حلال است. ---كسى كه قادر به بازداشتن نفس خويش از چهار چيز باشد در خور آن است كه هرگز دچار حادثهاى نگردد، پرسيدند: آنها كدامند؟ فرمود: شتاب، لجاجت، تكبّر، و سستى (تنبلى) ----- حارث گفت: از امير المؤمنين (علیه السلام) شنيدم كه فرمود: هيچ چيزى به زندانى شدن طولانى، سزاوارتر از زبان نيست. (هر چه كمتر سخن گويى كمتر گناه كنى) خصال-ترجمه جعفرى، ج1، ص: 31 -- قسم به خدا، درباره قرآن مبادا ديگران در عمل به آن بر شما پيش گيرند. نامه 47 --- تشكر نكردن ديگران از تو، نباید تو را به خوبى كردن بى رغبت سازد؛ زيرا كسى كه از ان نيكى كم ترين بهره اى نمى برد (يعنى خداوند) از تو قدردانى مى كند و از سپاسگزارى اين سپاسگزار به بيش از آن چيزى مى رسى كه فرد ناسپاس فرو گذاشته است و خداوند نيكوكاران را دوست دارد. حكمت 204. -- خداوند روزى شما را تضمين كرد و به كار (انجام واجبات ) فرمان داده شده ايد. پس ، طلب روى تضمين شده نبايد براى شما مقدم بر اعمال واجب باشد، ليكن به خدا سوگند كه شك بر شما عارض شده و اوهام نادرست با يقين در آميخته است ؛ چندان كه آن چه براى شما تضمين شده گويى به صورت امرى واجب در آمده و گويى آن چه واجب شده ، از دوش شما برداشته شده است . خطبه 114. -- در دنيا خيرى نيست مگر براى دو نفر: كسى كه گناه كرده و با توبه جبران مى كند و كسى كه با سرعت به سوى كارهاى خير مى شتابد حكمت 94. - بزرگ ترين حسرت در روز قيامت ، حسرت كسى است كه ثروتى را از راه نامشروع به دست آورده و مردى آن را به ارث برده و در راه اطاعت خدا صرف كرده و به بهشت رفته و آن اولى به خاطر همان مال به دوزخ رفته . حكمت 429. ------- هنگامى كه مقدمات نعمت ها به شما رسيد با كمى سپاسگزارى دنباله آن هارا از دست ندهيد. حكمت 13. یعنی با کمی شکرگزاری می توان ادامه ی باران رحمت خدا را دریافت کرد. -كم ترين حقى كه لازم است براى خدا رعايت كنيد آن است كه از نعمت هايش در معصیتش كمك نجوييد. حكمت 330. - اى پسر آدم ! غصه رزق آن روزى كه نيامده بر آن روزى كه آمده ، اضافه نكن ؛ چرا كه اگر عمرت باشد روزى ات را خداوند در آن روز خواهد داد. حكمت 267. -- همانا بدبخت كسى است كه از منافع خرد و تجربه محروم باشد. نامه 78. -------- زنهار! زنهار! از اين كه پيش كسى درد دل كنيد كه اندوه و مشكل شما را بر طرف نمى كند و با انديشه خود گره از كار شما نمى گشايد. خطبه 105. - هر گاه امور مستحب به واجبات زيان رسانند، آن ها را ترك كنيد. حكمت 279. -- از معصيت خدا در خلوتگاه ها بپرهيزيد كه خدايى كه شاهد گناهان شماست خود قاضى و حاكم است . خطبه 186. --- بدانيد، رياكارى هر چند هم كم باشد شرك به خداوند است . خطبه 86. ح /121-----ترجمه : تفاوت بسياراست بين دو عمل ، عملى كه لذتش گذرا و ضررش باقى است و عملى كه زحمتش گذرا و پاداش وسودش باقیست. ح /35-------ترجمه : هر كسى به سوى چيزى كه مردم از آن بدشان مى آيد بشتابد، مردم نيز درباره او، آنچه را كه نميدانند، خواهند گفت . نامه /69-------ترجمه : به افراد پائين تر از خود، زياد بنگر، كه اين نگريستن ها، درهاى شكر گزارى را به روى تو باز مى كند. (و شکر نعمت، نعمتت افزون کند) نامه /69ترجمه : از كارى كه در نهان انجام مى شود، و در آشكار شرم آور است ، بپرهيز و نيز از كارى كه اگر از انجام دهنده اش ، در باره آن بپر سند، يا انجام آن را انكار مى كند و يا بخاطر آن پوزش مى طلبد، دورى كن . ح /268---ترجمه : در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن شود، و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد با تو دوست شود. ح /255--ترجمه : تندخوئى يك نوع ديوانگى است ، زيرا تندخو پشيمان ميشود، و اگر پشيمان نشود، ديوانگى اش مستحکم و پايدار شده است ح /461-----------------ترجمه : غيبت كردن نهایت تلاش آدم ناتوان است ح /196ترجمه : مالى كه از دستت رفت و تو را پندى آموخت ، از دست رفته مپندار ح /353--------=ترجمه :بزرگترين عيب آن است كه : عيبى را كه خود نيز داراى ، در ديگران ، عيب بشمارى . ح 241/------ترجمه :همت عالى ، با شكم پرورى ، جمع نمیشود و سازگار نيست . نامه /31---ترجمه : كارگرى با پاكدامنى ، بهتر از داشتن ثروتى است كه با گناهكارى به دست آمده باشد ح / 154ترجمه : هر كس كه به كارِ گروهى از مردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار، با آنها همراهى كرده است ، هر كس در كار نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست ، و گناه رضايت دادن به انجام آن . --===== مولا علی فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنيمت شماريد: موقع تلاوت قرآن ، موقع اذان ، موقع بارش باران ، موقع جنگ و جهاد - فى سبيل اللّه - موقع ناراحتى و آه كشيدن مظلوم .در چنين موقعيت ها مانعى براى استجابت دعا نيست . امالى صدوق : ص 97، ترجمه : از دوستى با احمق ونادان بپرهيز، چون او ميخواهد به تو سود برساند، ولى زيان ميرساند، از دوستى با شخص بخیل تنگ نظر بپرهيز، چون او تو را، هنگامى كه به شدت نيازمند او باشى رها ميكند، از دوستى با شخص بدكاره بپرهيز، چون او به ناچيزترين قيمتها تو را مى فروشد، و از دوستى با دروغگو بپرهيز، چون او، مانند سراب ، فريبت ميدهد. دور را در نظرت نزديك نشان ميدهد، و نزديك را دور جلوه گر ميسازد. حكمت 252 نهج البلاغة-ترجمه دشتى، ص: 683 و درود خدا بر او، فرمود: خدا «ايمان» را براى پاكسازى دل از شرك، و «نماز» را براى پاك بودن از كبر و خودپسندى، و «زكات» را عامل فزونى روزى، و «روزه» را براى آزمودن اخلاص بندگان، و «حج» را براى نزديكى و همبستگى مسلمانان، و «جهاد» را براى عزّت اسلام، و «امر به معروف» را براى اصلاح تودههاى ناآگاه، و «نهى از منكر» را براى بازداشتن بىخردان از زشتىها، و «صله رحم» را براى فراوانى خويشاوندان، و «قصاص» را براى پاسدارى از خونها، و اجراى «حدود» را براى بزرگداشت محرّمات الهى، و ترك «مىگسارى» را براى سلامت عقل، ... و «گواهى دادن» را براى به دست آوردن حقوق انكار شده، و ترك «دروغ» را براى حرمت نگهداشتن راستى، و «سلام» كردن را براى امنيّت از ترسها، و «امامت» را براى سازمان يافتن امور امّت، و «فرمانبردارى از امام» را براى بزرگداشت مقام رهبرى، واجب كرد. حكمت 150 و درود خدا بر او، فرمود: (مردى از امام در خواست اندرز كرد.) از كسانى مباش كه : بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، ... در دنيا چونان زاهدان، سخن مىگويد، اما در رفتار همانند دنيا پرستان است،.. ديگران را پرهيز مىدهد اما خود پروا ندارد؛.... اگر مصيبتى به او رسد به زارى خدا را مىخواند. اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا روى بر مىگرداند، ... براى ديگران كه گناهى كمتر از او دارند نگران، و بيش از آنچه كه عمل كرده اميدوار است. اگر بى نياز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهيدست گردد، مأيوس و سست شود. چون كار كند در آن كوتاهى ورزد، و چون چيزى خواهد زياده روى نمايد، چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را بر گزيده، توبه را به تأخير انداز،... عبرت آموزى را طرح مىكند امّا خود عبرت نمىگيرد؛ در پند دادن مبالغه مىكند امّا خود پند پذير نمىباشد. سخن بسيار مىگويد، امّا كردار خوب او اندك است! براى دنياى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاويدان آسان مىگذرد؛ سود را زيان، و زيان را سود مىپندار؛ از مرگ هراسناك است امّا فرصت را از دست مىدهد؛ گناه ديگرى را بزرگ مىشمارد، امّا گناهان بزرگ خود را كوچك مىپندارد، طاعت ديگران را كوچك و طاعت خود را بزرگ مىداند؛ مردم را سرزنش مىكند، امّا خود را نكوهش نكرده با خود رياكارانه بر خورد مىكند؛ خوشگذرانى با سرمايهداران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زيان ديگران حكم مىكند امّا هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حكم نخواهد كرد،... حق خود را به تمام مىگيرد امّا حق ديگران را به كمال نمىدهد، از غير خدا مىترسد، امّا از پروردگار خود نمىترسد! سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان صلواتی هدیه بفرماید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کسی که خدا را شناخت چه شد؟ - mohammad790 - ۱۱/دی/۸۹ ۱:۰۱ بسم الله سلام امروز یه متن کوتاه و قشنگ تو نهج البلاغه خوندم گفتم واستون بنویسم... شاید خونده باشیدش قبلا ولی دوباره خوندنش و تامل روش خالی از لطف نیست... کسی که خدا را شناخت: همانا خرد خود را زنده گرداند، و نفس خویش را میراند، چندانکه اندام درشت او نزار شد وستبری اش زار. نوری سخت رخشان بر او بدرخشید ،وراه را بر وی روشن گردانید و او را در راه راست راند و از دری به دری برد تا به در سلامت کشاند وخانه اقامت و دو پای او در قرارگاه ایمنی و آسایش استوار گردید به آرامشی که در بدنش پدیدار گشت، بدانچه دل خود را در آن به کار برد و پروردگار خویش را راضی گرداند. وبعد از خوندن این این من واقعا از خودم پرسیدم... من کجای کارم؟ من خردمندم یا یه حافظه متحرک اگه خردمند خدارو میشناسه؟ من نفس خودم رو کشتم یا نفسم من رو؟ اینهمه آسایش خیالم از کجاست؟ به چی دل خوش کردم؟ این رضایتی که علی (علیه السلام) اینجا میگه چقد با اون چیزی که تو نظر منه فاصله داره؟ فانوس راه من کجا خاموش شد؟ چطوری دوباره راه رو پیدا کنم؟ و هزاران سوالی که پشت سر هم از تو ذهنم میگذرن و جوابشو نمیدونم یا از شرمساری از خودم نمیخوام جوابشونو بدم... ما کجاییم و اینها کجا؟ بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد ور نه سزاوار خداوندی اش کس نتواند که بجای آورد. و من الله توفیق
RE: (A)جرعه های حکمت - Ramin_Ghn - ۱۷/دی/۸۹ ۱:۱۱ بسمه تعالی حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چیز مىترسد چرا به چهار چیز پناه نمىبرد: تعجب مىكنم از كسى كه از دشمن مىترسد چرا به ذكر: « حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیلُ » یعنى: خدا ما را بس است و او بهترین پشتیبان است. پناه نمىبرد، زیرا من شنیدم كه خداى بلند مرتبه مىفرماید: «آنان با نعمت و بخشش الهى بازگشتند در حالى كه هیچ بدى به آنان نرسید». تعجب مىكنم از كسى كه گرفتار است چگونه به ذكر: « لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ » یعنى: خدایى جز تو نیست، تو منزهى و من از ستمگارانم. پناه نمىبرد، زیرا من شنیدم كه خداى بلند مرتبه پس از این ذكر مىفرماید: «ما او را اجابت كردیم، و او را از اندوه رهانیدیم، و مؤمنان را نیز مىرهانیم. و تعجب مىكنم از كسى كه حیله به او زده شده است چگونه به این دعا پناه نمىبرد: « وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ » یعنى كار خود را به خداوند واگذار مىكنم كه او آگاه به بندگان است، زیرا من شنیدم كه خداوند در باره گوینده این ذكر مىفرماید: «خداوند او را از نیرنگهاى زشت آنان حفظ نمود».و در تعجبم از كسى كه دنیا و زینتهاى آن را مىخواهد چگونه به این ذكر پناه نمىبرد: « ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ » یعنى تنها آنچه را خدا بخواهد انجام مىشود، هیچ نیرویى جز از طرف خداوند نیست، زیرا من شنیدم خداوند بلند مرتبه در باره گوینده آن مىفرماید: «اگر معتقد هستى كه من كمتر از تو مال و فرزند دارم پس امیدوارم پروردگارم بهتر از ثروت تو به من دهد». و كلمه «عسى» در این آیه شریفه به معنى امیدوارى است. « الآداب الدینیة للخزانة المعینیة با ترجمه عابدى، ص: 359 و 360 » |