![]() |
|
راههاى ارزیابى ایمان واقعى چیست؟ - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: اصول عقاید شیعه (/forum-19.html) +---- بخش: سایر موضوعات اصول عقاید شیعه (/forum-68.html) +---- موضوع: راههاى ارزیابى ایمان واقعى چیست؟ (/thread-24071.html) |
راههاى ارزیابى ایمان واقعى چیست؟ - سدرة المنتهی - ۳/اسفند/۹۱ ۵:۲۴ آیا تشبیه بعضى انسانها به حیوان در قرآن، جسارت و ناسزاگویى با نگاهى به منافع حیوانات و عملكرد بعضى انسانها، تشبیه «اولئك كالانعام بل هم اضلّ»( سوره اعراف، آیه 179) را حقّ و منطقى مىیابیم؛ گرانترین لباس انسان، ابریشم، از حیوانات است. مهمترین غذاى انسان، شیر و عسل و گوشت و ماست، از حیوانات است. حیوانات وسیله باركشى و شخم زدن و منبع درآمد و اشتغال هستند. تمام كارخانههاى پشم ریسى، چرم سازى، لبنیاتى و مرغدارى ودامدارىها كارشان به حیوانات وابسته است. حیوانات بعضى معلّم بشرند. كلاغ، دفن مرده را به فرزند آدم و نسل او آموخت. بعضى گزارشگر انبیا مىشوند؛ هدهد گزارش انحراف مردم سبأ را نزد حضرت سلیمان آورد. بعضى محافظ انبیا مىشوند؛ تار عنكبوت پیامبر اسلام را در غار حفظ كرد. حیوانات قابل تربیت و آموزش هستند و لذا شكار سگى كه آموزش دیده حلال است. حتى حیوانات آزار دهنده مثل مار، تنها كسانى را مىگزند كه به آنها نزدیك شده باشند. با توجّه به مطالب فوق، آیا انسانهایى كه از دور مردم آزارى مىكنند و مناطق دور دست را بمباران و موشكباران مىكنند، از مار بدتر نیستند؟ افرادى كه شبانه روز براى مردم حیله و خدعه مىكنند و به خاطر رسیدن به هوسهاى بى انتهاى خود نسل انسان را به تباهى مىكشند، از حیوانات بدتر نیستند؟ آدمهایى كه یك تنه صدها پرونده جرم و جنایت دارند، از درّندهترین حیوانات پستتر نیستند؟ "استاد قرائتی" RE: آیا تشبیه بعضى انسانها به حیوان در قرآن، جسارت و ناسزاگویى - سدرة المنتهی - ۳/اسفند/۹۱ ۱۵:۲۵ چه گناهانى را خدا نمىبخشد؟ در روایات مىخوانیم: «اِتّقوا المُحقّرات من الذّنوب فانّها لاتغفر( وسائل، ج 15، ص310.)، از گناهان كوچك پرهیز كنید كه بخشیده نمىشود. شاید به این دلیل كه در گناهان كوچك، انسان احساس شرمندگى نمىكند و لذا به فكر توبه هم نمىافتد، بلكه جسارت و جرأت او بر تكرار آن زیاد و زمینهاى براى بخشش فراهم نمىشود.
اگر كسى كه مقدار كمى بدهى دارد، به طلبكار بگوید: تو كه از منطلبى ندارى، مقدارى كه مىخواهى ارزشى ندارد، او طلب خود را نمىبخشد، ولى اگر مبلغ بیشترى بدهكار باشد و نزد طلبكار آید و عذرخواهى كند، طلبكار یا به او مهلت مىدهد و یا او را مىبخشد. آرى، طلبكار، مقدار كم را با جسارت نمىبخشد، ولى مقدار زیاد را ممكن است با عذرخواهى ببخشد. RE: آیا تشبیه بعضى انسانها به حیوان در قرآن، جسارت و ناسزاگویى - لیلا - ۳/اسفند/۹۱ ۱۸:۱۱ با توجّه به مطالب فوق، آیا انسانهایى كه از دور مردم آزارى مىكنند و مناطق دور دست را بمباران و موشكباران مىكنند، از مار بدتر نیستند؟ افرادى كه شبانه روز براى مردم حیله و خدعه مىكنند و به خاطر رسیدن به هوسهاى بى انتهاى خود نسل انسان را به تباهى مىكشند، از حیوانات بدتر نیستند؟ آدمهایى كه یك تنه صدها پرونده جرم و جنایت دارند، از درّندهترین حیوانات پستتر نیستند؟ هستند و بل هم اضل، ولی در مقیاس کوچک و فردی نیز تشابه ما آدمها به حیوانات انکار نشدنی است: نادانی طمع قدرت مردم آزاری حیله گری نا امیدی روزمرگی و . . . RE: آیا تشبیه بعضى انسانها به حیوان در قرآن، جسارت و ناسزاگویى - سدرة المنتهی - ۱۲/فروردین/۹۲ ۱۲:۵۱ چرا در قرآن معمولاً دعاها با نام مقدس «ربّ» آغاز شده است؟ انسان در دعا به دنبال رسیدن به رشد و تكامل خود و یا رفع نواقص و كمبودهاى خود است و تناسب این دو خواسته با كلمهى «ربّ» بیش از هر صفت دیگر است؛ زیرا «ربّ» هم به معناى مالك و صاحب آمده است و هم به معناى رشد دهنده و پرورش دهنده و انسان باید خواستهى خود را از كسى بخواهد كه هم مالك و صاحب است و هم با امكانات مادّى و هدایتهاى آسمانى و اعطاى عقل و فطرت، رشد و پرورش مادّى و معنوى ما را مىخواهد. بعلاوه رابطهى مربّى با كسى كه تحت تربیت اوست، باید رابطهاى دائمى، تنگاتنگ و همه جانبه باشد. پانوشت :عبادت، اقتصاد، سیاست، روابط و در همه امور بدون الگوى صحیح و كامل نیست؛ لذا انسان نیاز به الگوى كامل و بدون نقص دارد كه همان انبیا و اوصیا هستند. بالاترین هدف خلقت انسان و درجهى كمال او چیست و راه دستیابى به آن كدام است؟ قرآن مىفرماید: بالاترین هدفها، رستگارى است. توضیح آنكه، هستى براى بشر آفریده شده: «خلق لكم ما فى الارض جمیعاً»(بقره، 29) و بشر براى عبادت: «و ما خَلَقتُ الجِنَّ و الانس الاّ لِیَعبدون»(ذاریات، 56) و عبادت براى رسیدن به تقواست: «و اعبدوا ربّكم... لعلّكم تَتّقون»(بقره، 21) و تقوا براى رسیدن به رستگارى. «فاتّقوا اللّه... لعلّكم تفلحون»(مائده، 100) با این مقدّمات، معلوم مىشود كه قلّهى كمالات، فلاح و رستگارى است. اكنون ببینیم چگونه باید به این قلّه برسیم: قرآن مىفرماید: راه رسیدن به رستگارى، تزكیه و خودسازى است: «قد أفلح مَن زكّاها»(شمس، 9.) و در آغاز سورهى مؤمنون، رستگارى را از آنِ مؤمنان دانسته و مىفرماید: «قد أفلح المؤمنون» و همین كه قرآن در یك جا فلاح را در تزكیه و در جاى دیگر رستگارى را در ایمان بیان مىكند، معلوم مىشود كه راه تزكیه، ایمان است، نه گوشهگیرى، چلّه نشینى، انزواىنابجا، ورد و ذكرهاى مخصوص و طاقتفرسا و داشتن زندگى غیر متعارف و رفتارهاى استثنایى؛ زیرا در ادامهى آیات سورهى مؤمنون، رستگارى را در سایهى نماز خاشعانه، دورى از لهو و لعب، پرداخت زكات و كمك به نیازمندان، عفّت در شهوت، امانتدارى، وفاى به عهد و تعهدات و مواظبت بر نماز مىداند. البته دعوت به رستگارى باید بسیار شفّاف و علنى باشد و جا دارد بر بالاى بامها و با صداى بلند همهى مردم را به آن دعوت كنند. «حىّ على الفلاح» و پیوسته باید این دعوت را تكرار كنیم. در آیات اولیهى سورهى مؤمنون، دو بار كلمهى حفاظت بكار رفته است؛ یكبار حفظ شهوت. «لفروجهم حافظون» یك بار حفظ نماز. «على صلاتهم یحافظون» آرى، این دو حفاظت باید دائمى باشد؛ زیرا كلمهى «حافظ» در قالب اسم فاعل و «یحافظون» در قالب فعل مضارع، براى استمرار است. RE: پرسش و پاسخ های قرآنی - سدرة المنتهی - ۵/اردیبهشت/۹۲ ۲۱:۱۲ چرا صالحان، گرفتار مشكلات هستند و مجرمان و گنهكاران، در رفاه به سر مىبرند؟ از آنجا كه خداوند اولیاى خود را دوست دارد، لذا اگر خلافى كنند، فوراً آنان را با قهر خود مىگیرد تا متذكّر شوند، چنانكه خداوند در قرآن مىفرماید: اگر پیامبر سخنى را كه ما نگفتهایم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود مىگیریم: «لو تقوَّل علینا بعضَ الاقاویل لأخذنا منه بالیمین»( سوره حاقّه، آیه 44 - 45) و همچنین اگر مؤمنین خلافى كنند، چند روزى نمىگذرد مگر آنكه گوشمالى مىشوند. امّا اگر نااهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت مىدهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاك مىكند: «و جعلنا لمهلكهم مَوعداً»( سوره كهف، آیه 59) و اگر امیدى به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قیامت به تأخیر مىاندازد و به آنان مهلت مىدهد تا پیمانه شان پر شود. «انّما نُملى لهم لیزدادوا اثماً»( سوره آل عمران، آیه 178) به یك مثال توجه كنید: اگر قطرهاى چاى روى شیشه عینك شما بریزد، فوراً آن را پاك مىكنید. امّا اگر قطرهاى چاى روى لباس سفید شما بچكد، صبر مىكنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض كنید. و اگر قطرهاى روى قالى زیر پاى شما بچكد، آن را رها مىكنید تا مثلاً شب عید به قالى شویى ببرید. خداوند نیز با هركس به گونهاى رفتار مىنماید و بر اساس شفّافیّت یا تیرگى روحش، كیفر او را به تاخیر مىاندازد. RE: چرا صالحان، گرفتار مشكلات هستند و مجرمان و گنهكاران، در رفاه به سر مىبرند؟ - سدرة المنتهی - ۱۱/مهر/۹۲ ۰:۲۰ راههاى ارزیابى ایمان واقعى چیست؟ در لابلاى حوادث جوهر انسان شناخته مىشود، در فراز و نشیبها و گرفتن و دادنها و فقر و غنىها جوهر انسان شناخته مىشود. در حدیث مىخوانیم اگر شخصى را سه بار عصبانى كردى و او حرفى نزد با او رفاقت برقرار كن. كسانى مدعى ایمان هستند ولى اگر از مقام و عنوان و سرمایه آنان كم شود دست به هر كارى مىزنند. قرآن به یهودیانى كه ادعاهایى داشتند و خود را فرزندان و محبوبان خدا مىدانستند و مىگفتند. «نحن أبناء اللّه و حبّائه»(مائده، 18.) و آتش دوزخ را فقط چند روزى در حق خود روا مىدانستند: «لم تمسّنا النّار الاّ أیّاماً معدودة»( بقره، 80.) خداوند براى ارزیابى و میزان صداقت آنان مىفرماید: اگر راست مىگویید آرزوى مرگ كنید. «فتمنّوا الموت ان كنتم صادقین»(بقره، 94.) قرآن دربارهى دروغگو بودن ادعاهاى یهود مىفرماید: آنان به خاطر عملكردشان هرگز آرزوى مرگ نمىكنند. «و لن یتمّنونه»(بقره، 95.) و هر یك از آنان دوست دارد هزار سال عمر كند. «یودّ أحدهم لو یَعَمّر ألف سنة»(بقره، 96.) قرآن خطاب به پیامبر مىفرماید: به پروردگارت سوگند كه ایمان واقعى نمىآورند مگر زمانى كه در جنگ و نزاعهاى خود تو را داور قرار دهند و در دل خود هیچگونه ناراحتى از قضاوت تو نداشته باشند.( نساء، 65.) در قرآن مىخوانیم؛ علامت ایمان، خمس دادن است حتى اگر از یاران پیامبر باشیم و در جبهه در كنار پیامبر جهاد كنیم و پیروز شویم و غنائم جنگى بگیریم؛ ولى خمس ندهیم، ایمان نداریم: «فأنّ للّه خُمسَه... اِن كنتُم آمنتُم باللّه و ما أنزلنا على عبدنا»(انفال، 41.) بنابر این تسلیم خدا بودن، تسلیم داورى پیامبر بودن و نق نزدن و گذشتن از جان و مال نشانه صداقت است. |