تالار گفتگوی بیداری اندیشه
سطرهائی از یک کــتــــاب ! - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: سبک زندگی اسلامی-ایرانی (/forum-32.html)
+--- بخش: معرفی کتاب (/forum-36.html)
+--- موضوع: سطرهائی از یک کــتــــاب ! (/thread-24147.html)

صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8


سطرهائی از یک کــتــــاب ! - Hadith - ۷/اسفند/۹۱ ۲۲:۵۱

بسم الله الرّحمن الرّحیم

بارها پیش آمده هنگام مطالعه یک کتاب غیر درسی، به سطر یا سطرهائی برخوردیم که تأمّل برانگیز بوده اند و این قسمت ها را یا در ذهن و یا در همان کتاب، هایلایت و برجسته کرده ایم.
این تاپیک، فرصتی است که این سطرها را با هم در میان بگذاریم تا اگر نکته ای، یا موضوعی آموزنده در پس ِ این سطر یا سطور نهفته است، آن را متذّکر شویم و از این آموزه ها بهره مند شویم.
این بخش ها و سطرهای انتخابی، از هر کتابی با هر زمینه ای (به استثنای کتب ضدّ دینی و ضدّ اخلاقی) می توانند باشند.


لطفاً Smile:
1- حداکثر 6 سطر در هر ارسال قرار دهید.

2-حتماً نام نویسنده و نام کتاب را ذکر بفرمائید.

3-از کپی/ پیست های طویل و کم ارزش خودداری بفرمائید.

4-
فقط قسمت های تأمّل برانگیز را انتخاب و ارسال بفرمائید.


پیشاپیش از حُسن همکاری و مشارکت شما در این تاپیک، تشکر می کنم.


RE: سطرهائی از یک کــتــــاب ! - ندا دهنده - ۸/اسفند/۹۱ ۱:۲۰

به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی
(23) آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک (که اعتقاد واقعی به توحید است) مانند درخت پاک است، ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است.
(24)میوه اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانی می دهد . و خدا مثل ها را برای مردم می زند ، تا متذکر حقایق شوند .
(25)و مثل کلمه ناپاک (که عقاید باطل و بی پایه است) مانند درخت ناپاک است که از زمین ریشه کن شده وهیچ ثباتی ندارد.
(26)خدا مومنان را به سبب اعتقاد و ایمانشان در زندگی دنیا و آخرت ثابت قدم می دارد ، و خداستمکاران (به آیاتش) را (به کیفر عنادشان) گمراه می کند،و خدا هر چه بخواهد (بر اساس حکمتش) انجام می دهد .
نام کتاب : قرآن کریم
سوره :ابراهیم
آیات :23تا26



RE: سطرهائی از یک کــتــــاب ! - Hadith - ۸/اسفند/۹۱ ۱۵:۴۸

... یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خـــــــــــــدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت:
"به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر

بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای:
تو به خدا نیاز داری."...!








فیل (داستانک‌های فلسفی) / برتولت برشت/ مترجم: علی عبداللهی





RE: سطرهائی از یک کــتــــاب ! - Hadith - ۸/اسفند/۹۱ ۲۱:۰۱

روباه گفت: و اينک راز من که بسيار ساده است "بدان که جز با چشم دل نمی‌توان خوب ديد. آنچه اصل است، از ديده پنهان است"
شازده کوچولو برای اينکه به خاطر بسپارد، تکرار کرد:
آنچه اصل است،‌ از ديده پنهان است..


شازده کوچولو/ آنتوان دوسنت اگزوپری


RE: سطرهائی از یک کــتــــاب ! - Farzaneh - ۹/اسفند/۹۱ ۰:۰۴

بسم الله


ابتدا ممنونم بابت ایجاد این تاپیک



هیچ وقت همه چیز درست نمی شود،چون توقعات ما بیش تر می شود و تغییر می کند .


هیچ قله ای آخرین قله نیست .رسیدن غم انگیز است ،راه بهتر از منزلگاه است.


برویم بی آنکه به رسیدن بیندیشیم اما واقعا برویم.


کتاب یک عاشقانه ی آرام ،نویسنده :نادرابراهیمی


RE: سطرهائی از یک کــتــــاب ! - Farzaneh - ۹/اسفند/۹۱ ۱۳:۲۵

بسم الله



نمازت را هم ،هر روز ،با شعوری نو بخوان با ارتباطی نو با برداشتی نو


به آنچه می کنی بیندیش عبادت چرا؟ سخن گفتن با آن نیروی لایزال چرا؟

عادت فرسودگیست.


کتاب یک عاشقانه ی آرام ،نویسنده :نادرابراهیمی


RE: سطرهائی از یک کــتــــاب ! - راوی110 - ۹/اسفند/۹۱ ۱۶:۴۸

کسی که می داند پیامبر چانشینی دارد و از سوی دیگر گمان می کند که محصول سقیفه می تواند جانشینی پیامبر باشد پیامبر را آن چنان که باید نشناخته است، زیرا در نگاه او پیامبر چیزی بیش از رهبر یا والی چامعه ی اسلامی و زعیم مملکت و به دیگر سخن شخص اول مملکت نیست.
چنین کسی پیامبر را بر پایه ی" وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿۳﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ﴿۴-نجم) و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‏گويد. و سخنش جز وحيى نيست كه به او فرستاده مى‏شود" نمی شناسد، تا بداند سخن پیامبر نه محصول اجتهاد شخصی است و نه بر پایه گمان، بلکه فرمایش نبی معصوم و جانشنی صالح او بر اساس
" بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ ﴿۱۷-هود﴾ (حجت و) بینه ای (آشکار) از سوی رب (و پروردگارش) " می باشد و آن را با علم حضوری و شهودی از خداوند دریافته و ابلاغ می کند. چنین کسی نمی داند چه شخصی برای جانشنین پیامبر سلاحیت دارد.
امام مهدی موجود موعود، آیت ا... جوادی آملی، فصل یکم امامت عام، ص 39




RE: سطرهائی از یک کــتــــاب ! - Farzaneh - ۹/اسفند/۹۱ ۱۸:۱۸

بسم الله



بگذار خالصانه قبول کنیم کوچکیم تا بتوانیم بزرگ شویم ،عوض شویم،رشد کنیم و دیگری شویم.



بزرگ جایی برای تغییر کردن ندارد وقتی مظروف درست به اندازه ی ظرف بشود دیگر چگونه تغییری در مظروف ممکن است.


جز ریختن بر زمین و تلف شدن!


کتاب یک عاشقانه ی آرام ،نویسنده :نادرابراهیمی


RE: سطرهائی از یک کــتــــاب ! - حفیظ - ۹/اسفند/۹۱ ۲۱:۵۲

- السلام علیک ایها النبی و رحمۀُ الله و برکاته
السلام علینا و علی عبادالله الصالحین
باز هم مکث همیشگی ارمیا. به این جای نماز که میرسید صورتش در هم می رفت. فکری به پیچیدگی و درهم ریختگی موهایش به جای روی سر، توی سرش ریشه می دواند:
- من چه ربطی به بندگان صالح خدا دارم؟شاید خدا خواسته مرا مسخره کند. من با...
و بعد گناهان کوچک و بزرگش را به یاد می آورد. خجالت مثل برق گرفتگی می لرزاندش و بعد هم متوجه مکث زیادش می شد.
السلام علیکم و رحمۀُ الله و برکاته.
کتاب ارمیا نویسنده رضا امیرخانی



RE: سطرهائی از یک کــتــــاب ! - zryy - ۱۰/اسفند/۹۱ ۱۲:۲۰

شاید اغراق نباشد اگر بگویم بیشتر از همه خود عبدالحسین جال توسل پیدا کرده بود.
وقت راه افتادن چند لحظه ای برای پیدا کردن پیشانی بند معطل کرد. یعنی پیشانی بند زیاد یود، او ولی نمیدانم دنبال چه میگشت. با عجله رقتم پهلوش. گفتم:«چه کار میکنی حاجی؟ یکی بردار بریم دیگه.»
حتی یکی از پیشانی بندها را برداشتم و دادم دستش. نگرفت. گفت:«دنبال یکی میگردم که اسم مقدس بی بی توش باشه!»


خاک های نرم کوشک،سعید عاکف
صص102و103
فصل خاکهای نرم کوشک و یادگار برونسی