تالار گفتگوی بیداری اندیشه
ماجرای کتک خوردن آیت الله خوانساری و آدم شدن اراذل و اوباش - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html)
+--- بخش: اخلاق اسلامی و سیره معصومین (/forum-44.html)
+---- بخش: در محضر بزرگان دین و اخلاق (/forum-55.html)
+---- موضوع: ماجرای کتک خوردن آیت الله خوانساری و آدم شدن اراذل و اوباش (/thread-24610.html)



ماجرای کتک خوردن آیت الله خوانساری و آدم شدن اراذل و اوباش - خیبر110 - ۲/فروردین/۹۲ ۱۴:۰۲

[تصویر: ______20110123_1959112585.jpg]
حضرت آیت الله سید احمد خوانساری (رحمة الله علیه) از مراحع به نام شیعه بود که در مسجدی در بازار تهران نماز می‌خواند. از شدت زهد و تقوایی که داشت به "مرجع متقین" معروف شده بود. از جمله ویژگی‌های ایشان محجوبیت، مظلومیت و کم‌رو بودنشان، بود.
یک فاصله‌ای بین مسجد و منزلشان بود که شاید مثلا ده دقیقه‌ای را باید پیاده می‌رفت. در بین راه فقرا جلوی ایشان را می‌گرفتند، ایشان هم چیزی اگر داشت اکرام می‌کرد. اما گاها فقرا بیشتر می‌خواستند و آقا هم چیزی به همراه نداشت. لذا ایشان را کتک می‌زدند ! این حادثه چند باری اتفاق افتاده بود؛ مرجع تقلید را کتک می‌زدند!!
خب ایشان مرجع تقلید تهران و یک وزنه‌ی جدی در عالم تشیع به حساب می‌آمد، اگر مشکلی برایشان پیش می‌آمد، قطعا سران مملکت مجبور می‌شدند کلانتری محل را بازخواست کنند.
به یک مأمور شهربانی را مأمور کرد تا مواظب حاج آقا باشد و هر روز ایشان را از در منزل تا مسجد و در راه برگشت، همراهی کند.
اما آقاسید احمد قبول نکرد کسی با لباس نظامی و از نظمیه دنبالش راه بیفتد. از طرفی باز هم ممکن بود ایشان را کتک بزنند.
ناچارا مأمور کلانتری سراغ یکی از اراذل‌ترین افراد محله رفت و به او دستور داد: هر روز دنبال حاج آقا می‌روی و مواظبش هستی از خانه که به مسجد می‌رود، کسی ایشان را اذیت نکند.
این آقای اراذل و اوباش هم هر روز دنبال سید احمد راه می‌افتاد و از او مراقبت می‌کرد.
کسی که مواظب حاج آقا بود، یک فرد به شدت بی‌ادب، و اهل انواع گناه‌ها بود. و از این که گناه کند خوشش می‌آمد.
اما بعدها همان اراذل و اوباش که تا پیش از این هر غلطی می‌کرد، به یکی از مومنین و پرهیزکاران تبدیل شد. بیشتر ایام سال را روزه می‌گرفت و تا نمازش را نمی‌خواند، افطار نمی‌کرد.
همان اراذل و اوباش سابق و مؤمنِ مستجاب الدعوه فعلی، به یکی گفته بود، من از یک تاریخی به بعد - و تا آخر عمر، هیچ وقت گناه نکردم!
سگ اصحاب کهف روزی چند
پی نیکان گرفت و مردم شد