تالار گفتگوی بیداری اندیشه
جهان در سیطره ی دجال ، ایران جزیره ی امیدبخش - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html)
+--- بخش: پروژه های شیطانی آخرالزمان (/forum-34.html)
+--- موضوع: جهان در سیطره ی دجال ، ایران جزیره ی امیدبخش (/thread-2518.html)



جهان در سیطره ی دجال ، ایران جزیره ی امیدبخش - fr60din - ۲۵/فروردین/۹۰ ۱۶:۱۴

عربستان

تعدادی از محققین عرب، رژیم « آل سعود » را که پادشاهی عربستان را بر عهده دارند، « آل مردخای » نامیده اند.

تصویر زیر « ملک فهد » را با صلیب ماسونی « Order of the Bath » نشان می دهد:(83)

صلیب ماسونی بر گردن « ملک فهد » ملقب به خادم الحرمین الشریفین!
[img]img]http://www.alvadossadegh.com/alvadossadegh/Images/Article/Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28144%29.jpg[/img][/img]


تصویر زیر، صلیب ماسونی گروه « Order of the Bath » را بر گردن ملک فهد نشان می دهد؛ آن هم در حالی که رهبر گروه ماسونی مذکور، یعنی « ملکه الیزابت دوم » انگلستان در کنار وی ایستاده است: (84)

[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28145%29.jpg]


صلیب ماسونی بر گردن « ملک فهد » ملقب به خادم الحرمین الشریفین!



فیلم زیر نیز نام « ملک فهد » را صلیب بر گردن و در زمره ی ماسون های گروه شیطانی « Order of the Bath » نشان می دهد که ملکه ی انگلستان را همراهی می نمایند:

فیلم ملک فهد به همراه صلیب(کلیک کنید)



اما شاه کنونی عربستان یعنی « ملک عبدالله عربستان » نیز از قافله عقب نمانده و او نیز عضو گروه ماسونی « Order of the Bath » می باشد:(85)

عضویت « ملک عبدالله عربستان » در گروه ماسونی Order of the Bath.



بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه می فرمایید، فراماسونری قدرت را در « عربستان سعودی » به دست گرفته است.


اردن

قبلاً و در طی مقاله ی « شاه اردن از زاویه ای دیگر » به نفوذ فراماسونری در اردن و عضویت پادشاهان این کشور در این فرقه ی شیطانی اشاره شد.(86) مجدداً در این رابطه مطالبی یادآوری می گردد:
نکته ی مهم این که اعقاب « شریف حسین » نیز فراماسون بوده و در گروه ماسونی « Order of the Bath » عضویت داشتند. از مهمترین این افراد می توان به « ملک حسین » پادشاه سابق اردن اشاره نمود:(94)
عضویت « ملک عبدالله دوم » شاه فعلی اردن در گروه ماسونی « Order of the Bath ».
البته در مورد « عبدالله دوم » پادشاه فعلی اردن، باید گفت که با توجه به شباهت هایش با سفیانی روایات اسلامی، ممکن است بیش از بقیه ی حاکمان فراماسون منطقه ی خاورمیانه، مشکل ساز باشد که البته ابعاد این امر در مقاله ی « شاه اردن از زاویه ای دیگر » مورد بررسی قرار گرفته است.(96)


بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، فراماسونری جهانی مدت ها است که کنترل قدرت را در کشور اردن در دست گرفته است.




مصر

جدا از نقش مهم مصر باستان در سازمان دهی تعالیم ماسونی، مصر امروز نیز تحت نفوذ « فراماسونری جهانی » قرار دارد. « انور سادات » رییس جمهور سابق این کشور یک فراماسون بوده(97) و عضو « کلوپ روتاری » و عضو « لژ بزرگ فراماسونری سوری عربی » (محفل الاکبر السوری العربی) بوده است(98) که این امر با توجه به سیاست های وی همچون به رسمیت شناختن اسراییل برای اولین بار در بین کشورهای عربی و انعقاد قرارداد « ننگین کمپ دیوید » با اسراییل، دور از انتظار نیست.(99) در حال حاضر نیز رییس جمهور دیکتاتور مصر « حسنی مبارک » به عنوان مهره ای قدرتمند برای فراماسونری جهانی فعالیت می کند و برخی از منابع تایید نشده، وی را نیز به عنوان فراماسون معرفی کرده اند.



ترکیه

کشور ترکیه از دیرباز تاکنون تحت سیطره ی کامل « فراماسونری جهانی » بوده و فراماسونری حضوری قدرتمند در عرصه های سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی این کشور داشته و نشریات ماسونی بی شماری همچون « معمار سینان »، « نشریه ی ماسون ترک »، « نشریه ی شرق بزرگ »، « نشریه ی معمار سینان » و ... در آن چاپ و منتشر می گردند. به دلیل نفوذ گسترده ی فراماسونری در ترکیه و سیطره بر تمام ابعاد قدرت این کشور از یک سو، و حضور محققان پر کار و قدرتمندی همچون « هارون یحیی » در این کشور، تمام ابعاد فراماسونری در این کشور شناخته شده است. برای پرهیز از طولانی شدن مقاله، خوانندگان محترم را به صفحات 242 تا 367 کتاب « مبانی فراماسونری » تالیف « گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی) » و ترجمه شده توسط « جعفر سعیدی »، ارجاع می دهیم.(100) با این حال خاطر نشان می شویم که سیاستمداران سال های اخیر ترکیه همچون « بولنت اجویت » عضو گروه « بیلدربرگ » بوده اند.(101)


اما عجیب این که « عبدالله گل » رییس جمهور فعلی ترکیه نیز که به عنوان اسلامگرا شناخته می شود، خود به احتمال زیاد، یکی از مهره های « فراماسونری جهانی » است!!! « عبدالله گل » عضو افتخاری گروه ماسونی « Order of the Bath » می باشد و مقام شوالیه این گروه را از « ملکه الیزابت دوم » انگلستان دریافت کرده است و این مطلبی است که در سایت ریاست جمهوری ترکیه نیز ذکر شده است:(102)

عضویت « عبدالله گل » رییس جمهور ترکیه در گروه ماسونی « Order of the Bath ».

[تصویر: Jahan_Dar_Seytareye_Dajjal%20%28153%29.jpg]

عضویت « عبدالله گل » رییس جمهور ترکیه در گروه ماسونی « Order of the Bath ».




گرچه « عبدالله گل » به عنوان یک سیاستمدار اسلامگرا شناخته می شود، اما عضویت او در گروه ماسونی « Order of the Bath » مانع از اعتماد به وی می گردد. در این میان حتی اگر توجیه کنیم که عضویت در گروه ماسونی « Order of the Bath » نیز از طرف ملکه ی انگلستان به وی هدیه داده شده است، باید باز هم پرسید که اولاً چه خصوصیتی در عبدالله، وی را لایق دریافت نشان شوالیه ماسونی کرده است؟ ثانیاً « عبدالله گل » که در کشوری کاملاً ماسونی با ساختار سیاسی ماسونی رشد یافته و سال ها در احزاب آن فعالیت داشته است، چطور ممکن است از تبعات عضویت در فراماسونری بی خبر باشد و در گروه مذکور نیز مقام شوالیه داشته باشد؟!!! حتی اگر چشم خود را بر روی ماسونی بودن گروه « Order of the Bath » ببندیم، باز هم این سوال مطرح است که چرا و بنا بر چه خدمتی به انگلستان، « عبدالله گل » باید در زمره ی شوالیه های انگلیسی قرار بگیرد و از این حیث مشابه « سلمان رشدی » مرتد ملعون باشد؟!!!(103)

با توجه به مسایل ذکر شده، باید عنوان کرد که اعتماد به رییس جمهور به اصطلاح اسلامگرای ترکیه یعنی « عبدالله گل » چندان صحیح نیست و باید همواره به وی با دیده ی شک و تردید نگریست. در واقع ممکن است نظام ماسونی حاکم بر ترکیه، با توجه به رشد اسلامگرایی و علاقه ی مردم این کشور به اسلام و مقاومت، از یک ترفند استفاده کرده و تعدادی از اعضای ماسون خود را که در گروه های اسلامگرا نفوذ کرده بودند، برای فریب مردم به قدرت رسانده باشد. در این بین قیل و قال و دعواهای پیرامون انتخابات نیز جز بازارگرمی نبوده و تنها برای فریب بیشتر به کار رفته است. فراموش نکنیم که در انتخابات سال 2004 میلادی آمریکا علیرغم چالش های ظاهری، هم « جرج بوش » و هم « جان کری »، هر دو عضو گروه ماسونی « Skull & Bones » بوده اند!(104) همچنین در انتخابات سال 2008 میلادی، « باراک اوباما »، « هیلاری کلینتون » و « جان مک کین » علیرغم کشمکش های ظاهری، هر سه عضو گروه ماسونی و شیطانی « بیلدربرگ » بودند!(105) به همین دلیل بعد از اینکه ریاست جمهوری اوباما قطعی شد، « هیلاری کلینتون » نیز به عنوان وزیر امور خارجه ی آمریکا انتخاب گردید!(106)




البته ماسون بودن احتمالی « عبدالله گل » نیز چندان دور از انتظار نخواهد بود، زیرا هنگامی که « عبدالله عربستان » و « فهد عربستان » ملقب به « خادمین الحرمین الشریفین » ماسون بوده و صلیب ماسونی بر گردن انداخته اند، از بقیه ی سران به اصطلاح میانه رو! منطقه ی خاورمیانه نیز انتظاری جز این نمی رود.

در مورد رویه ی اخیر ترکیه در مقابل اسراییل و مسئله ی ناوگان آزادی که منجر به شهادت مسلمانان بسیاری شد،(107) باید محتاط بود و بی محابا قضاوت نکرد. چرا که ممکن است هدف از آن کمرنگ جلوه دادن نقش ایران و لبنان در مسئله ی فلسطین، و جایگزین کردن کشور ماسونی و به اصطلاح میانه رو ترکیه بجای ایران مقاوم در مورد مسئله ی « قدس » باشد. به همین دلیل باید در این زمینه احتیاط مضاعف نمود. البته ان شاء الله و به لطف خدا، مکر دشمن در این زمینه نیز باطل شده و به لطف خدا، دسیسه ی دشمنان در این زمینه نیز محو گردیده و همین عمل آنان، زمینه ی نابودی آنان را به زودی فراهم خواهد آورد.

نکته ی دیگر این که هنوز نکته ی منفی از « رجب طیب اردوغان » نخست وزیر فعلی ترکیه به دست نیامده است.

به هر حال همانگونه که ملاحظه فرمودید، کشور ترکیه و دولت این کشور و نیز ارتش و نیروهای نظامی آن، کاملاً ماسونی بوده و هستند.





« مدرسه اي كه توسط مدير ماسون اداره مي شود، يك موسسه ي ماسوني محسوب مي گردد. جامعه اي كه توسط يك ليدر ماسون رهبري مي شود، جامعه ي ماسوني به حساب مي آيد. اگر تعداد اعضايمان هم زياد نشود، از طرف هر كسي كه مي خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مكان يك موفقيت شمرده مي شود. » (نشريه ي ماسون ترك – صفحه ي 3032)(108)
بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که متاسفانه « فراماسونری جهانی : بر بخش اعظم منطقه ی خاورمیانه بجز « ایران » و بخش های کوچکی همچون « جنوب لبنان » تسلط یافته است، که در پایان مقاله به آن ها اشاره خواهد گردید.
علاوه بر مطالبی که بیان شد، ذکر این نکته ضروری است که اکثر کشورهای جهان نیز دنباله رو قدرت های ماسونی هستند و حتی اگر فراماسون بودن رهبران بسیاری از کشورها را نیز نادیده بگیریم، مطابق تعریف خود ماسون ها، به دلیل پیروی کشورهای مذکور از قدرت های ماسونی همچون آمریکا، انگلیس، فرانسه و ...، این کشورها نیز به عنوان عضوی از جامعه ی جهانی فراماسونری تلقی می گردند.


متاسفانه تعدادی از کشورها در دنیا به عنوان کشورهای انقلابی و مقاوم تلقی می گردند که این عناوین برازنده ی آن ها نیست و انقلاب های صورت گرفته در آن ها نیز یا تحت هدایت فراماسون ها برپا شده و یا توسط فراماسون ها از مسیر اصلی خود و اهداف مورد نظر مردم، منحرف شده است. برای روشن شدن این مسئله، به بررسی برخی از این کشورهای به اصطلاح انقلابی می پردازیم:



انقلاب فرانسه و استقلال آمریکا

قبلاً و در طی مقاله ی « فراماسونری: دجال آخرالزمان » اشاره گردید که « انقلاب کبیر فرانسه » و « استقلال آمریکا » جنبش هایی کاملاً ماسونی بودند و رهبران آن ها همگی فراماسون بودند. در مورد ماسونی بودن « انقلاب کبیر فرانسه » و « استقلال آمریکا » هیچ شکی وجود ندارد و محققان در این زمینه با یکدیگر هم عقیده اند.(109) به همین دلیل از توضیح بیشتر در این زمینه خودداری می نماییم و خوانندگان محترم را به مقاله ی « فراماسونری: دجال آخرالزمان » و سایر مقالات مشابه در این زمینه، ارجاع می دهیم.(110)




تحرکات آزادیبخش آمریکای لاتین


یکی از سیاست های گردانندگان اصلی « سازمان فراماسونری جهانی » در برخورد با تحرکات انقلابی ملل رنجدیده و زحمتکش سراسر جهان، این بوده است که در هنگامی که از مقابله با سیل خروشان مردم ناامید می شدند، تعدادی از مهره های خود را در صفوف رهبران انقلاب های مذکور وارد می نمودند تا سرانجام انقلاب های مذکور را نیز منحرف نمایند و تلاش های مردم رنجدیده را عقیم گذاشته و مجدداً کشورهای مورد نظر را در دست گیرند. در این بین گرچه ظاهر حکومت ها تغییر می کردند، اما در باطن باز هم یکی دیگر از مهره های فراماسونری بر رأس کار آمده و پیروزی دیگری برای فراماسونری جهانی رقم می خورد. البته در برخی موارد نیز اختلاف هایی بین « Order های » مختلف ماسونی پدید می آمد و این امر نیز موجب بروز درگیری ها، کودتاها و بعضاً انقلاب هایی می شد که در این میان برخی از « Order ها » رهبری کشور را از دست « سایر Order های ماسونی » خارج می ساختند. البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که همه ی این « Order ها » در اهداف جهانی و کلی خود که همان « نابودی ادیان توحیدی »، « ایجاد حکومت جهانی شیطانی در اورشلیم (بیت المقدس) » و حکومتی بر پایه ی « اومانیسم »، « ماتریالیسم »، و « سکولاریسم » است، با یکدیگر مشترکند؛ اما در رهبری این جریان و ریاست بر جهان با یکدیگر اختلاف دارند و این که کدامیک از آن ها باید نبض اصلی قدرت را در امپراطوری جهانی بر عهده بگیرد، یک عامل اختلاف جدی بین آن ها است. همین تشنگی برای رهبری جهان است که « هیتلر » و « نازی های آلمانی » عضور گروه ماسونی « Thule Society »(111) را در مقابل فراماسون هایی همچون « وینستون چرچیل انگلیسی »(112) « فرانکلین روزولت » عضو لژ های « Holland Lodge » و « Architect’s Lodge »(113) و « ژوزف استالین » فراماسون(114) قرار می دهد. زیرا دولت های ماسونی آمریکا، انگلستان و شوروی، حرکت بزرگ « هیتلر » را در تصرف کل جهان در آن مقطع زمانی و قبل از تشکیل دولتی در « اورشلیم (بیت المقدس) » مناسب نمی دانستند و از سوی دیگر با رهبری « Thule Society » بر جهان موافق نبودند.

« فرانکلین روزولت » رییس جمهور فراماسون آمریکایی.



مجسمه و پوستر « ژوزف استالین » در حال نشان دادن « نظام درجه ی 3 ماسونی ».



اختلاف های ذکر شده بین فراماسون ها کاملاً قابل انتظار است؛ زیرا متاسفانه پیروان ادیان الهی از جمله مسلمانان که به خداوند متعال و پیامبران الهی اعتقاد دارند، باز هم با یکدیگر درگیری های قومی و مذهبی دارند، حال چه برسد به ماسون ها که به خداوند متعال و پیامبران الهی معتقد نیستند و خود را در مقابل خداوند و وجدان خود، مسئول نمی بینند. بدین ترتیب بروز اختلاف در بین فراماسون ها و حتی بروز جنگ بین آنان منطقی و قابل انتظار است، اما هیچ یک از آن ها در هدف نهایی خود که همان تشکیل حکومت جهانی و بین المللی در « اورشلیم (بیت المقدس) » است، با هم اختلافی ندارند و موضع آنان در این خصوص، کاملاً همسان و همسو می باشد.


با این مقدمه به نقش فراماسونری در برخی تحرکات به اصطلاح آزادیبخش آمریکای جنوبی می پردازیم:



حرکات بزرگ آزادیبخش آمریکای جنوبی


« سیمون بولیوار » چهره ای است که به عنوان « ناجی آزادیبخش آمریکای لاتین » شناخته می شود.(115) در هنگامی که مردم آمریکای لاتین از ظلم اسپانیایی های حاکم بر منطقه به تنگ آمده بودند و آماده ی تدارک انقلابی برای بیرون راندن دولت ماسونی اسپانیا شده بودند، وی در حرکتی زیرکانه و در قالب مأموریتی از جانب « لژ آمریکا » در لندن، رهبری قیام مردم ونزوئلا و سایر مناطق آمریکای جنوبی را در دست گرفت و با حمایت فراماسون های دیگر توانست این قیام را به پیروزی برساند و مجدداً حکومت را در دست فراماسون ها قرار دهد.(116) در این میان باز هم کلاهی بزرگ بر سر مردم گذاشته شد و آن ها تصور کردند که از یوغ استعمار ماسونی آزاد شده اند، حال آنکه رهبر آنان یعنی « سیمون بولیوار » خود فراماسون بوده و حکومت را مجدداً به دامن فراماسونری برگرداند:


« سیمون بولیوار » به اصطلاح « ناجی آزادیبخش آمریکای لاتین » در « لژ ماسونی » (تصویر وسط) و در حال نشان دادن « نظام درجه ی 1 ماسونی » (طرفین).



یک نقاشی در موزه ی کاراکاس (پایتخت ونزوئلا) که « سیمون بولیوار » را در بین مردم استقبال کننده از وی نشان می دهد.(117) جالب اینکه این ناجی! آمریکای لاتین عضو « لژ آمریکایی لندن »، پرچم انگلیس را با خود حمل کند! و نشان می دهد که وی به لژ انگلیسی خود وفادار است!!!



بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، حرکت آزادیبخش آمریکای جنوبی نیز چیزی بجز دسیسه ی ماسون ها برای فریب مردم رنجدیده ی مناطق مذکور نبوده است. بعد از حرکت بزرگ « سیمون بولیوار » در آمریکای لاتین، مناطق مذکور کماکان در دست فراماسون ها باقی ماندند و امروزه این مناطق در اصطلاح سیاسی به عنوان « حیاط خلوت آمریکا » که قدرتمندترین کشور ماسونی است، نامیده می شوند!!!(118) هر چند که اخیراً به دلیل تضعیف آمریکا، این مسئله کمرنگ تر شده است.


البته علاوه بر موارد ذکر شده، امروز یک گروه ماسونی در آمریکای لاتین فعال است که با عنوان « Order of Jose Marti » شناخته می شود و بیش از همه در کوبا فعالیت دارد؛(119) چرا که منسوب به « خوزه مارتی »، انقلابی به اصطلاح آزادیخواه!!! کوبایی است. « خوزه مارتی » بدون هیچ شکی فراماسون بوده و در جهت اهداف این سازمان شیطانی فعالیت داشته است:(120)

شواهد فراماسون بودن « خوزه مارتی »، انقلابی! کوبایی. (به زبان اسپانیولی)



شواهد فراماسون بودن « خوزه مارتی »، انقلابی! کوبایی. ( ترجمه شده به زبان انگلیسی)



مجسمه ی نیم تنه ی « خوزه مارتی » به اصطلاح انقلابی کوبایی و بنای یادبود ماسونی وی که بر روی « هرم 13 پله ای » و « سر هرم » انتهایی آن بنا شده است(121) و « هرم 13 پله ای » روی 1 دلاری آمریکا را به خاطر می آورد!!!



متاسفانه در حال حاضر نیز « فیدل کاسترو » که مادرش « اصلیتی یهودی » داشته و پدرش عضو « بنیاد ماسونی راکفلر » بوده است،(122) خود یک فراماسون بوده(123) و در حال حاضر هدایت و رهبری گروه ماسونی « Order of the Jose Marti » را بر عهده دارد و کوبای امروز نیز علیرغم درگیری اش با آمریکا، عضو « سازمان جهانی فراماسونری » بوده و به آرمان های مشترک فراماسونری از جمله « ساخت معبد سلیمان » در « اورشلیم (بیت المقدس) » و تشکیل « حکومت جهانی ضد خدایی »، پایبند است.

« اصلیت یهودی » مادر فیدل کاسترو و همکاری پدر وی با کمپانی ماسونی « راکفلر ».



عضویت فیدل کاسترو « رییس جمهور سابق کوبا » در فراماسونری.



اما مثال جالب و عجیب دیگری که در مورد نفوذ فراماسونری در آمریکای لاتین می توان به آن اشاره کرد، عضویت همزمان « سالوادور آلنده » رییس جمهور محبوب اهل شیلی! و « آگوستو پینوشه » دیکتاتور معروف شیلیایی در گروه های ماسونی است.(124) تصاویر زیر به اندازه ی کافی گویا هستند:

« سالوادور آلنده » رییس جمهور محبوب! شیلی و فریبکار بزرگ تاریخ در پیشبند ماسونی (Apron). وی توانست با فریب افکار عمومی، عده ی زیادی از مردم شیلی را با خود همراه کند و در نهایت نیز توسط یکی دیگر از فراماسون های هموطن خود با عنوان « زنرال آگوستو پینوشه » در نبرد بر سر قدرت کشته شد.




http://antiasrail.blogfa.com


RE: جهان در سیطره ی دجال ، ایران جزیره ی امیدبخش2 - وحید110 - ۲۶/فروردین/۹۰ ۰:۱۴

برای من سواله که اعضای لژها میشن رهبر کشور ها یا اونها برای قدرت نمایی دولت مرد ها رو جذب میکنند
یا کلا یه جور جو سازیه؟