تالار گفتگوی بیداری اندیشه
***علي بلورچي هستم با 101 گناه... *** - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: مهدویت (/forum-18.html)
+--- بخش: دفاع مقدس و شهدا (/forum-54.html)
+--- موضوع: ***علي بلورچي هستم با 101 گناه... *** (/thread-26446.html)



***علي بلورچي هستم با 101 گناه... *** - عبدالرحیم - ۶/تیر/۹۲ ۲:۰۲

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
شايد بپرسي چرا علي بلورچي؟

زندگي پرفراز و نشيب شخصي و خانوادگي، رتبه پنج كنكور، دانشجوي الكترونيك دانشگاه شريف، شاگرد خاص آيت الله حق شناس و گمنام بودن عمدي وي براي انتخابش كافي بود.
اول فقط يك اسم بود. «علي بلورچي»؛ اسمي مثل بقيه اسم ها. قرار شد برويم سراغ مادر و برخي رفقايش و پرونده اي درباره اش كار كنيم. تا اينجاي ماجرا، اين هم مثل بقيه كارها بود. بايد مي فهميديم اهل كجا و چند سالش بوده، كجا و چقدر درس خوانده، چطور عازم جبهه شده، اخلاق و رفتارش چطور بوده، كي و كجا شهيد شده و از اين جور اطلاعات.
يك روز كه مثل همه روزها بود پيك بسته اي آورد كه ظاهراً مثل همه بسته هاي ديگر بود. يك آلبوم از عكس هاي علي، يكسري نامه و يك دفترچه... و آه از اين دفترچه!

روي جلدش نوشته بودند؛ دفترچه محاسبات نفس شهيد علي بلورچي.

علي صفحه اولش نوشته بود:

بسم الله الرحمن الرحيم
اعوذ باالله من الشيطان الرجيم
قال الله العظيم في كتابه الكريم
اقراء كتابك كفي بنفسك اليوم عليك حسيباً.
«من استوي يوماه فهو مغبون»


و از اينجا بود كه ورق برگشت و ماجرا عوض شد. حالا ديگر علي بلورچي فقط يك اسم نبود، يك راز بود، رازي بزرگ.
از روز پنج شنبه 22 آذر ماه سال 1363، شروع كرده بود به محاسبه نفس و نوشتن گناهانش! گناهان كه چه عرض كنم... بعضي هايش ... بگذريم، خودتان بايد بخوانيد تا بفهميد. نمي دانم وقتي اين 101 گناه يا لغزش را مي خوانيد چه حسي به تان دست مي دهد و عكس العملتان چيست اما راستش را بخواهيد، من خنديدم! حسابي هم خنديدم! به خودم خنديدم چون ديدم كاري از گريه ساخته نيست.

شناسنامه اش مي گفت اسمش مهران است اما وقتي رفت جبهه گفت صدايم كنيد علي.
نامه هايش را اينطور امضاء مي كرد؛ الاحقر علي بلورچي. در برخي نامه ها هم نوشته عليرضا.
خطش آن قدر زيبا هست كه بتوان يكي از نامه هايش را قاب كرد.

وصيتنامه اش دو خط هم نمي شود! نوشته؛
ولا تكونوا كالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم
تنها يك چيز برايتان بنويسم كه خيلي زحمت كشيدم و ناله كردم و شب زنده داري(به اصطلاح شما) كردم اگر شهيد شدم بايد بگويم: «فزت و رب الكعبه»
¤
شايد بپرسي چرا علي بلورچي؟ زندگي پرفراز و نشيب شخصي و خانوادگي، رتبه پنج كنكور، دانشجوي الكترونيك دانشگاه شريف، شاگرد خاص آيت الله حق شناس و گمنام بودن عمدي وي براي انتخابش كافي بود.
به گمانم بهتر است برويم سر اصل مطلب. آنچه در ادامه مي خواني 101 مورد از محاسبات نفس علي است. جواني كه وقتي شهيد شد 21 سال بيشتر نداشت. اگر قرار باشد ما هم دفترچه اي براي محاسبه خودمان... بگذريم!
اين شما و اين رازي به نام علي بلورچي و ليستي از گناهان، قصور و لغزشهايش!
حالا به نظرتان این 101 گناه چی می باشد؟
یاعلی.



RE: ***علي بلورچي هستم با 101 گناه... *** - عبدالرحیم - ۶/تیر/۹۲ ۲۰:۲۷

بسم الله الرحمن الرحیم


ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها .........همان قبیله که بودند غرق پاکی ها

به عشق زنده شدن *عند ربهم *بودند .........شدست حاصل آنها زسینه چاکی ها

دلیل غربتشان اهل خاک بودن ماست............نه بی مزار شدن ها،نه بی پلاکی ها

به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند:............زمین چقدر حقیر است ؛آی خاکی ها!

***************
گناهها را بنگرید!

1. نماز صبح را بي حال خواندم و اصولاً حال نداشتم و خيلي بي حال زيارت عاشورا خواندم.
2. خواب بر من غلبه كرد.
3. ياد امام زمان عليه السلام كم بودم و هستم.
4. الفاظ زائد زياد به كار بردم.
5. مشارطه نكردم.
6. زود عصباني مي شوم.
7. شهوت شكم داشتم.
8. ريا كردم.
9. حب دنيا داشتم.
10. حضور قلب در سر نماز خيلي كم بود.
11. خود را بهتر از آنچه هستم به ديگران نماياندم.
12. نفس را در رفاه قرار دادم و در مضيقه نبود.
13. دروغ گفتم.
14. براي غير خدا كار كردم.
15. ياد دنيا بودم.
16. تقوا نداشتم.
17. وقت را زياد تلف كردم.
18. امروز تماماً معصيت و غفلت بود.
19. نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را با حال نخواندم.
20. ذكر را با توجه زياد نمي گفتم.


گناهها را ببینید من که خجالت میکشم ،شما را نمی دونم!؟
گناه اول میگه زیارت عاشورا بی حال خونم من که اگر توفیقش پیدا کنم فکر میکنم شاخ غول شکستم،
حال این شهید چی میگه!میگه بی حال خوندم ،گناه سوم میگه یاد امام زمان کم بودم
حال من که میگم منتظرم ،امام زمان تو زندگی جاری که نه!یادش هستم؟
هر کدوم از گناهها را بنگرید ،دقت کنید
چیزی که برای من اعتماد به نفس کاذب میاره ،فکر میکنم خیلی بچه مثبت شدم ،این شهید در گناهاش
اورده،ذکر را زیاد با توجه نمی گفتم
فقط میتونم این قسمت مناجات شعبانیه را بگم
"ای خدا،
اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی، تو را به عفوت مؤاخذه میکنم
اگر مرا به گناهانم باز خواست کنی، تو را به مغفرتت باز خواست می کنم
و اگر به دوزخم بری، مقابل اهل دوزخ ندا میزنم، خدایا من دوستت دارم!
خدایا
من قدرت ترک معصیت ندارم، مگر آنکه به عشقت بیدارم سازی "

یاعلی.



RE: ***علي بلورچي هستم با 101 گناه... *** - رنجستان - ۶/تیر/۹۲ ۲۱:۲۲

تاپیکت قشنگ اقا مهدی نمیدونم قبلا هم کسی این جور تاپیکارو کرده یا نه؟ ب هر حال قشنگ هست


RE: ***علي بلورچي هستم با 101 گناه... *** - عبدالرحیم - ۷/تیر/۹۲ ۱۶:۲۱


بسم رب الشهدا و الصدیقین


بــا صــبــا در چــمــن لـالـه سـحـر مـی‌گـفـتـم ............................کـه شـهـیـدان کـه‌انـد ایـن هـمه خونین کفنان

گـفـت حـافـظ مـن و تـو مـحـرم ایـن راز نه‌ایم ..............................از مـی لـعـل حـکـایـت کـن و شـیـرین دهنان

****************
21. شاید غیبت کردم.
22. نفس در آرامش بود.
23. خدا را ناظر بر اعمالم ندیدم.
24. غیبت شنیدم.
25. کنترل زبان کم بود.
26. تندخویی کردم.
27. کم فکر کردم.
28. به آنچه علم داشتم عمل نکردم.
29. درسم را خوب نخواندم.
30. خیلی صحبت بیخود کردم و همین سبب شد که حالت غفلت از خدا داشته باشم.
31. یاد مرگ و قیامت و روز جزا نبودم.
32. خود را بزرگ جلوه دادم.
33. دخالت در امور معصیت آلود کردم.
34. مراقبت از چشم خیلی کم بود.
35. بی وضو خوابیدم.
36. میل زیادی به ریا داشتم و امور را آن گونه جلوه می دادم که حقیقت نداشت تا سببی برای خوشحالی نفس شود.
37. حب مقام داشتم و آنرا نیز ارضاء کردم.
38. معاشرت با افراد غیر لازم کردم.
39. خود بزرگ بینی و عجب داشتم.
40. از فرصتهایم خیلی کم بهره بردم و استفاده خوبی نکردم.
41. به طور جدی یاد مرگ نبودم.
42. زیاد به یاد امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء نبودم.
43. با نفس درگیر نبودم.
44. کبر داشتم و به خود مغرور شدم.
45. ذکر درونی و برونی خیلی کم بود و اگر هم بود بی توجه بود.
46. دقت در اعمال و فکر قبل از آنها کم بود و یا اصلاً نبود.
47. زخم زبان زدم.
48. قرآن کم خواندم.
49. در مهلکه سقوط قرار گرفته ام.
50. خواطر نفسانی کنترل نشد.
51. نمازها را با علاقه و شوق نخواندم.
52. در جهت خود سازی گام برنداشتم.
53. در حال موتورسواری حب دنیا تاثیر گذاشت و موجب شد معصیت کنم.
54. یقین و اخلاص نبود.
55. توجیه می کردم معاصی ام را.
56. تواضع و زهد نبود.
57. کمبود شخصیت داشتم و با خود بزرگ نمایی سعی در جبران آن داشتم.
58. خوف نداشتم.
59. گستاخی داشتم و حیا نداشتم.
60. ایذاء مومن نمودم.


گناهها را میبینید میگه شاید غیبت کردم ،یا غیبت شنیدم من که اگر غیبت کسی نکنم یه روز مریضم!

نمی دونم عالم این شهید چی بوده؟عالم من چیه؟

نه انگار که تو این عالم می زیسته !نمی دونم شاید من غبار گناه جوری احاطم کرده متوجه نمیشم

یاد این گفته شهید چمران افتادم:


در دنیا آدمهایی هستند که به ظاهر زنده اند.نفس می کشند ،راه می روند، حرف می زنند،
زندگی می کنند، اما در حقیقت اسیر دنیا ،برده زندگی و ذلیل حوادث هستند، اینان برای آنکه نمیرند آنقدر خود را کوچک می کنند، که گویا مرده اند، اما انسانهای آزاده ممکن است کوتاه زندگی کنند، ولی تا آنجا که زنده هستند،به راستی زندگی می کنند و با اختیار خود نفس می کشند، محکوم اراده دیگری نیستند و دیگران تسلیم او هستند......



"ای خدا،
اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی، تو را به عفوت مؤاخذه میکنم
اگر مرا به گناهانم باز خواست کنی، تو را به مغفرتت باز خواست می کنم
و اگر به دوزخم بری، مقابل اهل دوزخ ندا میزنم، خدایا من دوستت دارم!

خدایا
من قدرت ترک معصیت ندارم، مگر آنکه به عشقت بیدارم سازی "


التماس دعا.



RE: ***علي بلورچي هستم با 101 گناه... *** - عبدالرحیم - ۸/تیر/۹۲ ۲۲:۲۲

بسم رب الشهدا و الصدیقین

مردان غيور قصه‌ها برگرديد .........................يك بار دگر به شهر ما برگرديد
ديروز به خاطر خدا مي‌رفتيد ...............................امروز به خاطر خدا برگرديد


****************************

61.نماز را در حالت خواب خواندم و اصولا به یاد مولایم نبودم.

62.دعای عهد را نخواندم.

63.عبرت از احوالات دنیا نگرفتم.

64.حب دنیا خیلی دارم و حقیقتانفس در کنترل شیطان است و نه در کنترل خودم.

65. واجبات را متوجه نبودم.

66.دقت در نیات وجود نداشت.

67.نفس خیلی طغیان کرد.

68.قلب متوجه خداوند تبارک و تعالی نبود.

69.آمادگی برای مرگ وجود نداشت.

70.احساس مسئولیت کم بود.

71.نظم کم بود.

72.تفکر و تعمق وجود نداشت.

73.چشم آزاد بود و بیهوده به اطراف نگاه میکرد وگاهی به محارم الهی برمی خورد که

متأسفانه حتما بر قلب نیز تأثیر سوء گذاشته است.

74.ذکری که موجب صعود شود وجود نداشت.

75.آنچه نباید میگفتم،گفتم.

76.شهوت خواب پیدا کردم.

77.ریا کردم و خواستم سواد خود را به رخ دیگران بکشم.

78.در حال خنده نوعی غفلت در خود احساس کردم.

79.در مقابل روی کردن دنیا سوی خودم سست بودم و دائما در ذهنم بود.

80.تعارف و تمجید ها وسوسه مینمودند.

81.پناه بردن به حضرت حق تعالی و استغاثه حقیقی از او کم بود.

82. عشق به خداوند را تقویت ننمودم.

83. حالت انابه وجود نداشت.

84. دعا را به علت کسب صفات رذیله در روز و سریع خواندن با توجه کامل نخواندم.

85. چند شبی است که سوره ی واقعه را بی رغبت می خوانم .

86.با آنکه می دانستم دارم اشتباه می کنم اما اشتباه کردم.

87.چند مورد عجله وشتاب زدگی وجود داشت.

88.علاقه به مدح دیگران وجود داشت.

89.حفظ سرّ نشد.

90.سوز و ناله کم بود.

91. بصیرت نبود.

92.توسل و ارتباط با عالم قدس خوب نبود.

93. هنگام غروب خوابیدم که حال و صفای قلب گرفته شد.

94.شهوت خودش را خیلی فعال نشان می دهد ،باید مراقب بود.

95.اگر عنایتی شده بود،در اول صبح به واسطه ی خواب بعداز نماز کم شد.

96.توجه به باطن امور و حضور قلب و توجه به نفس چه هنگام وسوسه وچه غیر آن خیلی کم

بود،لذا در دام شیطان افتادم و علی الخصوص در دام هایش حب دنیا بود که شدیداْ متأثر شدم .

آن گونه که در نماز ظهر و عصر ومغرب وعشاء و اوقات مابین اینها ذهنم مشغول به دنیا

بود .لذا از خداوند نجات خود را خواهانیم که ای مولای ما خودت به فریاد ما برس .وشیطان وحب دنیا را از ما بگیر .

97.حجاب های قلب خیلی زیاد بود و امروز این مطلب برای عقل درک شد.

98.زهد وفقر و اخلاص کم بود .

99.انقطاع از دنیا نبود بلکه بر عکسش بود.

100.احساس نمودم که تا چه حد زیادی بین من و رب حق حجاب وجود دارد .

101.خود را همه کاره جلوه دادم و شیطان از این راه خوب موفق شد.

******************

این هم از گناه های این شهید ،گناهان ما چه می باشد!؟

برای شادی روح شهدا و امام شهدا

فاتحه یادتون نره آ!

التماس دعا.



RE: ***علي بلورچي هستم با 101 گناه... *** - رنجستان - ۹/تیر/۹۲ ۲:۲۳

الهم صل علی محمد و اله محمد و عجل فرجهم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ



RE: ***علي بلورچي هستم با 101 گناه... *** - warior - ۹/تیر/۹۲ ۲:۳۶

یه مطلبی هم من قبلا خونده بودم با موضوع گناهان یک شهید 16 ساله که میگذارم اینجا

نوجوانان شهيد در دوران دفاع مقدس آنچنان به انوار تابناك الهي چنگ انداخته بودند كه حتی عالمان و فقيهان هم آرزوي داشتن يك لحظه از حالات معنوي آنها را داشتند.

به گزارش «تابناک»، اين نوجوان و جوانان شهيد همان هايي هستند كه در مسیر رسیدن به معشوق ابدی، با ابزار تقواي الهي ره صد ساله را يك شبه پيمودند و رسیدند به جایی که امروز برای بسیاری از ما دست نیافتنی می نماید.

خواندن بخشي از يادداشت هاي يك شهيد شانزده ساله به نقل از وبلاگ ياد لاله ها شاید برای لحظاتی ما را به فکر فرو برد که کجاییم و چه می کنیم:

راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده، می نویسد: در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید شانزده ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت کرده بود.

گناهان یک روز او عبارت بودند از:

• سجده نماز ظهر طولانی نبود.
• زیاد خندیدم.
• هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم آمد.

راوی در سطر آخر افزوده بود که: دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم... !


RE: ***علي بلورچي هستم با 101 گناه... *** - عبدالرحیم - ۲۹/تیر/۹۲ ۱۹:۳۶

بسم رب الشهدا و الصدیقین

علی بلورچی و 101 گناهش را که فراموش نکردید!

[تصویر: id_10086_preview_standard.jpg]
در سينه‌ام دوباره غمي جان گرفته است
«امشب دلم به ياد شهيدان گرفته است»

تا لحظه‌اي پيش دلم گور سرد بود
اينـک به يُمن يـاد شما جان گـرفته است

در آسـمـان سينه‌ي مـن ابـر بغض خفت
صـحراي دل بـهـانه‌ي باران گرفته است

از هـر چـه بوي عشق تهي بود، خانه‌ام
اينک صفاي لـاله و ريـحـان گرفته است

ديشب دو چشم پنجره در خواب مي‌ خزيد
امشب سکوت پنجره پـايـان گرفته اسـت

امشب فضاي خانه‌ دل، سبز و ديدني است
در فصل زرد، رنگ بهاران گرفته اسـت

التماس دعا.