تالار گفتگوی بیداری اندیشه
میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html)
+--- بخش: فروع دین (/forum-75.html)
+---- بخش: عفاف و حجاب (/forum-49.html)
+---- موضوع: میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. (/thread-29011.html)

صفحه: 1 2


میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - یاوران مهدی - ۲/آبان/۹۲ ۰:۲۵

سرکلاس بحث این بود که چرا بعضی از پسرهایی که هر روز بایک دختری ارتباط دارند، دنبال دختری که تا به حال با هیچ پسری ارتباط نداشته اند برای ازدواج می گردند! اصلا برایمان قابل هضم نبود که همچین پسرهایی دنبال این طور دخترها برای زندگیشان باشند!

این وسط استادمان خاطره ای را از خودش تعریف کرد:

ایشان تعریف میکردند من در فلان دانشگاه، مشاور دانشجوها بودم، روزی دختری که قبلا هم با او کلاس داشتم وارد اتاقم شد، سر و وضع مناسبی از لحاظ حجاب نداشت، سر کلاس هم که بودیم مدام تیکه می انداخت و با پسرا کل کل می کرد و بگو بخند داشت، دختر شوخی بود و در عین حال ظاهر شادی داشت.

سلام کرد گفت حاج آقا من میخواستم در مورد مسئله ایی با شما صحبت کنم، اجازه هست؟

گفتم بفرمایید و شروع کرد به تعریف کردن.


"راستش حاج آقا توی کلاس من خاطر یه پسرَ رو میخوام، ولی اصلا روم نمیشه بهش بگم، میخوام شما واسطه بشید و بهش بگید، آخه اونم مثل خودم من خیلی راحت باهام صحبت میکنه و شوخی میکنه، روحیاتمون باهم می خوره، باهم بگو بخند داره، خیلی راحت تر از دختر های دیگه ای که در دانشکده هستن بامن ارتباط برقرار میکنه و حرف میزنه، از چشم هاش معلومه اونم منو دوست داره، ولی من روم نمیشه این قضیه رو بهش بگم میخواستم شما واسطه بشید و این قضیه رو بهش بگید."

حرفش تمام شد و سریع به بهانه ایی که کلاسش دیر شده از من خداحافظی کرد و رفت.

در را نبسته همان پسری که دختر بخاطر او بامن سر صحبت رو باز کرده بود وارد اتاق شد. به خودم گفتم حتما این هم بخاطر این دخترک آمده، چقدر خوب که خودش آمده و لازم هم نیست من بخواهم نقش واسطه رو بازی کنم!

پسر حرفش رو اینطور شروع کرد که: من در کلاسهایی که می رم، دختری چشم من رو بد جور گرفته، میخوام بهش درخواست ازدواج بدم، ولی اصلا روم نمیشه و نمی دونم چطوری بهش بگم!

بهش گفتم اون دختر کیه: گفت خانم فلانی!

چشم هام گرد شد، دختری رو معرفی کرد که در دانشکده به «مریم مقدس» معروف بود!!

گفتم تو که اصلا به این دختر نمی خوری، من باهاش چندتا کلاس داشتم، این دختر خیلی سرسنگین و سر به زیر ِ، بی زبونی و حیائی که اون داره من تا الان توی هیچ کدوم از دخترهای این دانشکده ندیدم، ولی تو ماشاءالله روابط عمومیت بیسته! فکر میکنم خانم فلانی (همون دختری که قبل از این پسر وارد اتاق شد و از من خواست واسطه میان او و این پسر شوم) بیشتر مناسب شما باشه!



نگذاشت حرفم تمام شود و شروع کرد به پاسخ دادن:



"من از دختر هایی که خیلی راحت با نامحرم ارتباط برقرار میکنن بدم میاد، من دوست دارم زن زندگی ام فقط مال خودم باشه، دوست دارم بگو بخند هاشو فقط با مرد زندگیش بکنه، زیبایی هاش فقط مال مرد زندگیش باشه، همه دردو دل هاشو با مرد زندگی ش بکنه، حالا شما به من بگید با دختری که همین الان و قبل از ازدواج هیچی برای مرد آینده اش جا نذاشته من چطوری بتونم باهاش زندگی کنم؟!

من همون دختر سر به زیر سرسنگینی رو میخوام که لبخندشو هیچ مردی ندیده، همون دختری رو میخوام که میره ته کلاس میشینه و حواسش به جای اینکه به این باشه که کدوم پسر حرفی میزنه تا جوابش رو بده چار دنگ به درسش ِ و نمراتش عالی!

همون دختری که حجب و حیاءش باعث شده هیچ مردی به خودش اجازه نده باهاش شوخی کنه، و من هم بخاطر همین مزاحم شما شدم، چون اونقدر باوقاره که اصلا به خودم جرات ندادم مستقیم درخواستم رو بگم."



پاسخ به: میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - پرنیان - ۲/آبان/۹۲ ۱:۲۸

واقعا آدم پررویی بوده...بیچاره دخترا....


پاسخ به: میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - boghz - ۲/آبان/۹۲ ۱:۴۱

(۲/آبان/۹۲ ۱:۲۸)Arianna نوشته است:  واقعا آدم پررویی بوده...بیچاره دخترا....
واقعا!
خطاب به اون پسره :
شتر در خواب بیند پنبه دانه !


پاسخ به: میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - Mohammad Trust - ۲/آبان/۹۲ ۲:۰۱

ماه گیر هر کسی نمیاد

اگه میخوای شریک زندگیت ماه باشه ، باید مثل اسمون پاک باشیHeart


پاسخ به: میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - صهبا - ۲/آذر/۹۲ ۲۲:۲۱

الطیبات للطیبین...!

[تصویر: 60583075332862476592.jpg]


پاسخ به: میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - احمد شاکر - ۳/آذر/۹۲ ۱:۵۴

پرنده با پرنده باز با باز!


پاسخ به: میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - bagheri4 - ۳/آذر/۹۲ ۱۴:۴۹

[تصویر: gal558.jpg?698997287]

فکر نکنم مریم مقدس دانشکده تمایلی به ازدواج با لوده دانشکده داشته باشد .



پاسخ به: میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - mahramaneh - ۳/آذر/۹۲ ۱۵:۴۱

مشكل سر اينه كه جناب آقا پسر خندان بعد از ازدواج با مريم مقدس هم صد در صد دوست دارند با ديگر دختران شاد كلاس شوخي كنند و فقط براي همسرشان مي خواهند كه خنده هايشان براي ايشان باشد.


پاسخ به: میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - help me - ۳/آذر/۹۲ ۲۰:۳۴

از دوست عزیز بابت پستشون متشکرم .
همین کارا رو میکنند که ادم نسبت به اقایون و ازدواج بدبین میشه و سخت گیر میشه واسه ازدواج، ادم نمیتونه دیگه به کسی اعتماد کنه Sad چون میبینه دور و برش کسی نیست که مثله خودش باشه ....... .


پاسخ به: میخواهم خنده هایش برای خودم باشد .. - Reza2035 - ۳/آذر/۹۲ ۲۰:۴۷

جالب بود .

مشکل اینه که با عرض معذرت دخترها عقل ندارن Smile... مردها فوق العاده زیرک هستند توی سو استفاده از جنس مخالفشون ...یعنی یه دختر بیاد بگه حجاب چیه و ازادی بیان و ... اگر مردی ازش حمایت کرد بهش باید شک کرد . هیچ مردی توی این دور و زمونه به هیچ دختری توجه نمیکنه مگه به خاطر مسائل جنسی !

کلاهبرداری که اقایون توی این مدت از خانم ها کردن غیر قابل وصفه ... موقع ازدواج که میشه همه دنبال دختری هستیم که از کارتن در بیاد و افتاب و مهتاب ندیده باشه ! مطمئن باشین که بهش هم میرسیم که امارمون بد در نرفته باشه و خونواده ی دختره اطلاعی نداشته باشن !
یه ادم عوضی مطمئن باشین با دختر پاک هم ازدواج میکنه ...کم بوده مگه همچین ازدواج هایی !

البته خانم ها هم یاد گرفتن دیگه به جای مهریه از پسرها شارژ تلفن همراه میگیرن ... خدایی وضع افتضاحه