![]() |
|
اي كاش براي اين سوالات جوابي بود ............. - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: تاریخ اسلام و تشیع (/forum-53.html) +--- موضوع: اي كاش براي اين سوالات جوابي بود ............. (/thread-29505.html) |
اي كاش براي اين سوالات جوابي بود ............. - aboutorab - ۲۸/آبان/۹۲ ۱۰:۱۵ سلام لطفاً بي انصاف ها نخوانند فقط برادراني كه توان پاسخ گويي به سوالات را دارند نظر دهند موفق باشيد يا حق آیا اهل تسنن، ابوبکر و عمر را عاقلتر از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میدانند؟! آنچه ذهن هر مسلمانی را به خود مشغول میسازد این است که اهل تسنن معتقدند پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دنیا رفت و برای رهبری جامعة اسلامی بعد از خود جانشین تعیین نکرد. در حالی که با دقت در تاریخ روشن است که ابوبکر و عمر بعد از خود اُمّت را رها نکرده و برای اُمت اسلامی رهبر معیّن نمودند. اما سؤال اینجاست، پیامبری که از تمام جهات از سایر مسلمین برتر است، آیا به اندازه ابوبکر و عمر تدبیر نداشت؟! آیا حسّاسیت رهبری جامعة اسلامی و لزوم تدبیر برای آینده جهان اسلام را نفهمید؟! به بیانی دیگر: اگر تعیین رهبر و خلیفه برای جامعة اسلامی، کار پسندیدهای است چرا اهل تسنن معتقدند پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای بعد از خود جانشین معیّن نکرد. و اگر کار ناپسندی است، چرا ابوبکر و عمر برای پس از خود به فکر جانشین بودند؟ مگر شما خود را اهل سنت پیامبر نمیدانید؟ مگر معتقد نیستید که سنت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر این بود که بعد از خودش برای اُمت اسلامی رهبر و خلیفه معیّن نکند و این کار را به عهده مردم گذاشت؟ پس چرا ابوبکر و عمر بر خلاف سنت پیامبر برای بعد از خود جانشین و خلیفه معیّن کردند؟ پاسخ به: سوالاتي از برادران اهل سنت " ؟؟؟؟؟ - غربت تشیع - ۲۸/آبان/۹۲ ۲۰:۰۰ مگر آدم با انصافی هم هست که جواب معقولی برای این سوال داشته باشد. متاسفانه این وهابیها تا کم میاورند میگن شما شیعه ها تقیه میکنید و هرچی میگید دروغه. همه حرفاتان دروغه چون دارید تقیه میکنید. و شلوغ میکنن و از بحث در میرن. آخرین تیر ترکش آنها بهانه کردن تقیه است. البته اگر کمی مودب باشند. بی ادبها که تا کم میارن شروع میکنن به فحاشی و میگن صیغه حرام است و شما همه تان بچه صیغه هستید و... و فحاشی میکنن و از بحث در میرن. پاسخ به: سوالاتي از اهل انصاف " ؟؟؟؟؟ - aboutorab - ۲۸/آبان/۹۲ ۲۳:۰۳ نظر قرآن در تعیین خلیفه چیست؟ [b]اهل تسنن که معتقدند رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کسی را به عنوان خلیفة بعد از خود معرفی و نصب نکرد و این امر مهم را بر عهده مردم گذاشت، آیا تا به حال قرآن خواندهاند؟ آنجا که خداوند به حضرت ابراهیم میفرماید؟ (إنّی جاعلک للناس إماماً)؛[1] ما تو را به عنوان امام و پیشوا معیّن میکنیم. در اینجا خداوند مسأله خلافت و امامت را از شؤون خودش قرار داد و حضرت ابراهیم هم به این نصب خداوند اعتراض نکرد و نفرمود تعیین رهبر و امام از وظایف مردم است. تنها سؤالش از این بود که آیا ذرّیة او هم این منصب را خواهند داشت یا نه. در جای دیگر میفرماید: (یا داود انا جعلناک خلیفة فی الارض)؛[2] ای داود ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم. در جای دیگر به نقل از حضرت موسی(علیه السلام) میفرماید: (و اجعل لی وزیراً من اهلی)؛[3] خدایا قرار بده برای من وزیری از اهلم. در آیة دیگر میفرماید: (إنی جاعل فی الأرض خلیفة)؛[4] من در زمین خلیفه قرار دادم. در آیة دیگر خداوند از داود خبر میدهد آنگاه که قومش بر نصب طالوت به عنوان حاکم اعتراض داشتند خداوند به نقل از داود(علیه السلام) میفرماید: (و قال لهم نبیهم ان الله قد بعث لکم طالوت ملکاً قالوا أنی یکون له الملک علینا و نحن احقّ بالملک منه و لم یوت سعة من المال انّ الله اصطفاه علیکم و زاده بسطه فی العلم و الجسم و الله یؤتی ملکه من یشاء و الله واسع علیم)؛ [/b] پیامبرشان به آنها گفت: خداوند «طالوت» را برای زمامداری شما مبعوث کرده است. گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند با اینکه ما از او شایستهتر هستیم و او ثروت زیادی ندارد. (داود) گفت: خدا او را برای شما برگزیده است و او را در علم و (قدرت) جسم وسعت بخشیده است. خداوند مُلکش را به هرکس بخواهد میبخشد و احسان خداوند وسیع است و او داناست. این آیه نیز صراحت دارد در اینکه تعیین حاکم و خلیفه و امیر به دست مردم نیست؛ بلکه باید از طرف خداوند منصوب شود. با دقت در این آیات و آیات مشابه و با توجه به کلمه «جَعل» که به معنای نصب و تعیین است و در این آیات به خدا نسبت داده شده، روشن میشود که قرآن معتقد است که جانشین پیامبر را باید خدا معیّن کند نه مردم. آیا این اعتقاد که خلیفة پیامبر باید به دست مردم انتخاب شود مخالف صریح آیات قرآن نیست؟ [/b] آیا در بیعت، اختیار شرط نیست؟ بر فرض که این آیات را نبینیم و دست از سایر مدارک هم بردارمی و معتقد باشیم که خلیفة رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را باید مردم انتخاب کنند، حال اگر مردم را با ترس و تهدید مجبور به بیعت کنیم آیا این بیعت صحیح است؟ بخاری به نقل از عایشه، زمانی که جریان سقیفه را نقل میکند مینویسد: لقد خوّف عمر الناس.[5] [/b] عمر (برای بیعت گرفتن برای ابوبکر) مردم را تهدید کرد و ترساند. کمترین چیزی که از این عبارت فهمیده میشود این است که مردم در انتخاب ابوبکر آزاد نبودند و با ترس و تهدید اقدام به بیعت نمودند. حال انصاف دهید! اگر کسی را مجبور به کاری بنمایند، آیا میتوان گفت که آن شخص در انجام آن کار آزاد بوده و نظر واقعیاش را ابراز داشته است؟! آیا اینگونه قدرت را به دست گرفتن میتواند نتیجه انتخاب آزادانه مردم باشد؟ نظر امیرالمؤمنین(علیه السلام) چقدر معتبر است؟ بر فرض محال که بر خلافت ابوبکر اجماعی هم صورت گرفته باشد، آیا میدانید ابن حزم این عالم بزرگ سنی در کتابش مینویسد:[/b] و لعنة الله علی کل اجماع یخرج عنه علیّ بن ابی طالب و من بحضرته من الصحابة.[6] لعنت خدا بر هر اجماعی که علی بن ابی طالب(علیه السلام) و اطرافیان او از صحابه در آن اجماع نباشند. مگر نمیدانید امیرالمؤمنین(علیه السلام) از مخالفان سرسختِ جریان سقیفه بود و با ابوبکر بیعت نکرد؟ گرفتن بیعت برای ابوبکر به چه قیمت؟ نه تنها حضرت علی(علیه السلام) را حتی در مشورت در امر خلافت دخالت ندادند، بلکه بنابر آنچه ابن ابی شیبه (استاد امام بخاری) در کتاب المصنف به آن اعتراف کرده، با خاندان وحی و مخالفین دستگاه حاکم، با تندی و خشونت برخورد کردند. ابن ابی شیبه مینویسد: حدثنا زید بن أسلم عن أبیه أسلم انّه حین بویع لأبی بکر بعد رسول الله کان علیّ و الزبیر یدخلان علی فاطمة بنت رسول الله فیشاورونها و یرتجعون فی أمرهم فلمّا بلغ ذلک عمر بن الخطّاب خرج حتّی علی فاطمة فقال: یا بنت رسول الله و الله ما من أحد أحبّ إلینا من أبیک و ما من أحد أحبّ إلینا بعد أبیک منک، و أیم الله ما ذلک بمانعی إن اجتمع هؤلاء النفر عندک ان أمرتهم أن یحرق علیهم البیت.[7] اسلم میگوید: وقتی که بعد از پیامبر با ابوبکر بیعت شد علی(علیه السلام) و زبیر به عنوان اعتراض و مخالفت با دستگاه خلافت در خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) جمع شدند. وقتی که خبر به عمر رسید بر فاطمه(سلام الله علیها) وارد شد و گفت: ای دختر رسول خدا همواره تو و پدرت نزد من محبوبترین افراد هستند اما به خدا قسم هیچ چیز مانع من نخواهد شد اگر این افرادی که نزد تو جمع شدهاند خارج نشوند دستور میدهم خانه را آتش بزنند. زمانی که با اهل بیت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چنین برخورد شود آیا سایرین جرأت مخالفت پیدا میکنند؟ ............. منابع " [1] . سوره بقره: 124. [2] . سوره ص: 26. [3] . سوره طه: 29. [4] . سوره بقره: 30. [5] . صحیح بخاری: 5 / 67 خ 190، کتاب فضائل اصحاب النبی، فضائل ابوبکر. [7] . المنصف، ابن شیبه: 7 / 433، ح 37034، کتاب المغازی، باب ما جائ فی خلافة أبی بکر و سیرته فی الردة. پاسخ به: سوالاتي از اهل انصاف " ؟؟؟؟؟ - یاســین - ۲۹/آبان/۹۲ ۸:۱۵ بسم الله الرحمن الرحیم من به اندازه دوستان سواد و اطلاعات ندارم فقط یه سوال این حدیث که قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : مَنْ ارضی فاطمةَ فقد ارضانی و مَنْ اَسخطَ فاطمةَ فقد اسخطنی. «احقاق الحق، ج 10، ص 217» پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: هرکس فاطمه را راضی کند، مرا راضی نموده و هر کس فاطمه را خشمگین کند، مرا خشمگین نموده است. و قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : یا فاطمةُ اِنَّ اللهَ لَیَغْضَبُ لِغَضَبِکِ و یَرضی لِرِضاکِ. «بحار الانوار، ج 43، ص 19» پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - (خطاب به حضرت فاطمه - سلام الله علیها -) فرمود: ای فاطمه همانا خداوند با خشم تو خشمگین و با رضایت و خشنودی تو خشنود میشود. جایی خونده بودم که اهل سنت هم این احادیث رو تایید میکنند به نظر شما اولی و دومی تنها دختر رسول خدا صلوات الله علیه رو ناراحت و خشمگین نکردن،چه جوری کسی میتونه عادل باشه وقتی بی دلیل سیلی بزنه،در خانه حبیبه خدا رو بشکنه و اتش بزنه.....
پاسخ به: سوالاتي از اهل انصاف " ؟؟؟؟؟ - aboutorab - ۲۹/آبان/۹۲ ۱۳:۱۳ آیا شایسته است خانه فاطمه(سلام الله علیها) را آتش بزنند؟ جا دارد تمام مسلمین بر این مصیبت اشک بریزند آنجا که ابن عبدربه در کتاب عقد الفرید مینویسد: [/font]الذین تخلّفوا عن بیعة أبی بکر علیّ و العباس، و الزبیر، و سعد بن عبادة. فأمّا علیّ و العبّاس و الزبیر فَقَعدوا فی بیت فاطمة حتی بعث إلیهم أبوبکر عمر بن الخطّاب لیَخرجوا من بیت فاطمة، و قال له: إن أبوا فقاتلهم. فأقبل بقبسٍ من نار علی أن یضرم علیهم الدار، فلقیته فاطمة فقالت: یا ابن خطّاب! أ جئت لتحرق دارنا؟ قال؟ نعم، أو تدخلوا فیما دخلت الاُمّة.(8) [/b] کسانی که از بیعت با ابوبکر سر باز زدند علی(علیه السلام) و عباس و زبیر و سعد بن عباده بودهاند. اما علی(علیه السلام) و عباس و زبیر به عنوان اعتراض به دستگاه خلافت در منزل حضرت فاطمه(سلام الله علیها) جمع شده بودند. ابوبکر عمر را به سوی آنان فرستاد تا آنها را برای بیعت به زور از خانه خارج کند و به عمر سفارش کرد اگر از بیعت سرپیچی کردند آنها را به قتل برسان. عمر با شعلهای از آتش به درِ خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) رفت تا خانه را آتش بزند. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: پسر خطاب! آمدی خانه ما را آتش بزنی؟ عمر گفت: اگر با ابوبکر بیعت نکنی آری. دین پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، با سوزانیدن خانه فاطمه(سلام الله علیها) تقویت میشود؟ آیا میشود برای تقویت دین پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، خانه دخترش فاطمه(سلام الله علیها) را آتش زد؟ همان خانهای که سیوطی در تفسیر در المنثور از انس بن مالک نقل میکند: قرأ رسول الله هذه الایة (فی بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه) فقام رجل فقال: أیّ بیروت هذه یا رسول الله؟ قال: بیوت الأنبیاء. فقام إلیه أبوبکر فقال: یا رسول الله هذا البیت منها؟ البیت علیّ و فاطمة، قال: نعم من أفاضلها.[9] پیامبر اکرم این آیه را تلاوت فرمود: «این چراغ پر فروغ در خانههایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهای آن را بالا ببرند، خانههایی که نام خدا در آن برده شود و صبح و شام در آن تسبیح گویندم. مردی پرسید: ای پیامبر منظور کدام خانه است؟ پیامبر اکرم فرمود: خانه پیامبران. ابوبکر پرسید: یا رسول الله خانه علی و فاطمه هم از آنان است؟ پیامبر فرمودند: آری بلکه افضل از آنان است. بلاذری از ابن عون نقل میکند: إنّ أبابکر أرسل إلی علیّ یرید البیعة فلم یبایع فجاء عمر و معه قبس فتلقته فاطمة علی الباب فقالت فاطمة: یابن خطّاب أتراک محرقاً علیّ بابی؟ قال: نعم، ذلک أقوی فیما جاء به أبوک.[10] ابوبکر کسی را نزد علی(علیه السلام) فرستاد تا از او برای ابوبکر بیعت بگیرد، اما حضرت علی(علیه السلام) بیعت نکرد. عمر با مقداری آتش به درب خانه فاطمه(سلام الله علیها) آمد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: عمر! قصد داری خانه من را آتش بزنی؟ عمر گفت: آری. این برای تقویت آنچه پدرت آورده (یعنی اسلام) بهتر است. [font=Tahoma]........ [8] . عقد الفرید، ابن عبد ربه، 4 / 259 ـ 260، کتاب العسجدة الثانیة فی الخلفاء و تواریخهم أیامهم، الذین تخلفوا عن بیعة ابی بکر. [9] . تفسیر در المنثور، سیوطی: 5 / 50 ذیل آیة 36 سوره نور. [10] . انساب الاشراف، بلاذری: 20 / 268، امر السقیفة.
پاسخ به: سوالاتي از اهل انصاف " ؟؟؟؟؟ - یاســین - ۲۹/آبان/۹۲ ۱۳:۲۵ خانه ای که جبرئیل تا اذن نمیگرفت در آن وارد نمیشدند. جا دارد تمام مسلمین بر این مصیبت اشک بریزند
پاسخ به: سوالاتي از اهل انصاف " ؟؟؟؟؟ - aboutorab - ۲۹/آبان/۹۲ ۱۶:۵۶ آیا تهدیدات عملی شد؟ متاسفانه این تهدیدها عملی شد و درب خانه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را به زور باز کردند. طبری مینویسد: ابوبکر در مرض فوتش گفت: [b]فوددت أنی لم أکشف بیت فاطمة.[11} [/b] دوست داشتم ای کاش درب خانه فاطمه(سلام الله علیها) را باز نمیکردم. آیا باز هم صحیح است که گفته شود فقط تهدید بوده و هجومی به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها [font=Tahoma] صورت نگرفته است؟! [b] اگر هیچ اقدامی توسط خلیفة دوم و به دستور خلیفة اول انجام نشده چرا ابوبکر هنگام مرگش این قدر به خاطر این کار مضطرب بوده و دچار عذاب وجدان شده است؟ ..... [11] . این اعتراف ابوبکر در منابع متعددی نقل شده که ما به یک منبع کفایت میکنیم: تاریخ طبری: 2 / 619 حوادث سال 13 هجری، ذکر اسماء قضاته و کتابه. [/b]
پاسخ به: سوالاتي از اهل انصاف " ؟؟؟؟؟ - aboutorab - ۲۹/آبان/۹۲ ۲۲:۴۰ چرا حضرت فاطمه(سلام الله علیها) شبانه دفن شدند؟ [/b] دقت در این حدیث، اسرار را فاش میکند: بخاری در صحیحش مینویسد: [b]فلمّا توفّیت، دفنها زوجها علیّ لیلاً و لم یؤذن بها ابوبکر و صلّی علیها.(12) [/b] زمانی که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) از دنیا رفت حضرت علی(علیه السلام) او را شبانه دفن کرد و خود بر ایشان نماز خواند و اجازه نداد ابوبکر بر جنازه آن حضرت حاضر شود. آیا هیچ فکر کردهاید چرا تنها دختر و یادگار رسول اکرم غریبانه و مظلومانه و شبانه به خاک سپرده شد و حتی به ابوبکر که در ظاهر خلیفة مسلمین بود، برای شرکت در مراسم نماز بر آن حضرت، اطلاع داده نشد؟ آیا اگر ابوبکر و عمر و دستگاه خلافت به آن حضرت ظلم نمیکردند و آن مخدره با دلی غمگین از عملکرد خلیفه و با حالت خشم بر آنان از دنیا میرفت، باز هم حضرت علی(علیه السلام) حضرت زهرا(سلام الله علیها) را شبانه دفن میکرد؟ [font=Tahoma]......... [12] . صحیح بخاری: 5 / 252 ح 704، کتاب المغازی، اواخر باب غزوه خیبر.
پاسخ به: سوالاتي از اهل انصاف " ؟؟؟؟؟ - aboutorab - ۳۰/آبان/۹۲ ۱۶:۳۴ آیا عُمر، خلافت ابوبکر را نامشروع میداند؟ عمر بن الخطاب هم شیوه به خلافت رسیدن ابوبکر را قبول نداشته و اینگونه به خلافت رسیدن را ممنوع اعلام کرده است. بخاری در صحیحش به نقل از خلیفة دوم مینویسد: [/font]إنّما کانت بیعة أبی بکر فلتة... و لکن الله وقی شرّها... من بایع رجلاً من غیر مشورة من المسلمین فلا یبایع هو و لا الذی بایعه تغرّه أن یقتلا.[13] مضمون ترجمه این است که: عمر گفت: بیعت ابوبکر امری ناگهانی و بدون مشورت بود که خدا شرش را نگه داشت. پس از این، اگر کسی بدون مشورت با مسلمین، با کسی بیعت کند بیعتش باطل است و بیعت کننده و بیعت شونده باید کشته شوند. اگر اینگونه خلافت را به دست گرفتن مشروع است چرا باید بیعت کننده و بیعت شونده کشته شوند؟ و اگر نامشروع است چرا ابوبکر چنین کرد؟[/b] گفتنی است خلیفة دوم با این جملات هم خلافت خود را و هم خلافت عثمان را باطل و نامشروع اعلام کرده است چه اینکه ابوبکر در انتخاب عمر با مسلمین مشورت نکرد و عمر نیز برای تشکیل شورای ساختگی و در نهایت خلافت عثمان با مسلمین مشورت ننمود. در نتیجه بنابر نظر عمر خلافت خودش و عثمان نامشروع است چون با مسلمین مشورت نشده است. چرا امیرالمؤمنین(علیه السلام) فوراً بیعت نکرد؟ بخاری و مسلم در صحیحشان نقل کردهاند که تا حضرت زهرا(سلام الله علیها) زنده بود امیرالمؤمنین(علیه السلام) با ابوبکر بیعت نکرد. وی مینویسد: و لم یکن یبایع تلک الأشهر.[14] حضرت علی(علیه السلام) تا زمانی که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) زنده بود با ابوبکر بیعت نکرد. اگر امیرالمؤمنین(علیه السلام) دستگاه خلافت را صالح میدانست چرا بیعت نکرد؟ گرچه مسعودی شافعی نقل کرده است که امیرالمؤمنین(علیه السلام) حتی بعد از شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز با ابوبکر بیعت نکرد. وی در کتاب اثبات الوصیة آنجا که شیوه بیعت گرفتن از آن حضرت را نقل میکند مینویسد: و أخذوه بالبیعة فامتنع و قال لا أفعل فقالوا: نقتلک. فقال: إن تقتلونی فأنا عبد الله و أخو رسوله و بسطوا یده فقبضها و عسر علیهم فتحها فمسحوا علیها و هی مضمونة.[15] به حضرت علی(علیه السلام) گفتند: با ابوبکر بیعت کن. حضرت فرمود: بیعت نمیکنم. گفتند تو را میکشیم. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: اگر من را بکشید بنده خدا و برادر پیامبر را کشتهاید. دست حضرت را باز کردند ولی حضرت دستشان را بستند سپس هرچه تلاش کردند نتوانستند دست مشت شده امیرالمؤمنین(علیه السلام) را باز کنند ناچار دست ابوبکر را به دست مشت شده امیرالمؤمنین(علیه السلام) مالیدند. [font=Tahoma]کدام عاقلی این کار امیرالمؤمنین(علیه السلام) را بیعت میداند؟ مگر در آن زمان، بیعت کردن آداب و رسومی نداشته؟ آیا اینگونه برخوردهای امیرالمؤمنین(علیه السلام) دلیل بر رضایت و بیعت با دستگاه خلافت است؟ [/b] [b].......... [13] . صحیح بخاری: 8 / 587، کتاب المحاربین من اهل الکفر و الرده، باب رجم الحبلی من الزنا اذا أحصنت. [14] . صحیح بخاری: 5 / 252، حدیث 704، کتاب المغازی، باب غزوه خیبر. [15] . اثبات الوصیة، مسعودی شافعی: 124، فی خلافة ابابکر و عمر بن الخطاب.
پاسخ به: سوالاتي از اهل انصاف " ؟؟؟؟؟ - aboutorab - ۱/آذر/۹۲ ۰:۱۰ چه کسی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را اذیت کرد؟
فوجدت فاطمة علی أبی بکر فهجرته فلم تکلمه حتی توفّیت.[b][16] فاطمه بر ابوبکر غضب کرد و از او دوری جست و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت. این همان فاطمهای است که مسلم در صحیحش در شأن او از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل میکند: فاطمة بضعة منی یؤذینی ما آذاها.[17] فاطمه پاره تن من است هرآنچه او را اذیت کند مرا میآزارد. حال که طبق این حدیث، اذیت فاطمه(سلام الله علیها) اذیت پیامبر است، ببینید قرآن برای کسی که رسول خدا را اذیت کند چه حکمی میدهد. قرآن میفرماید: (ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخرة و أعدّ لهم عذابا مهیناً)؛[18][/b] آنانکه خدا و رسول را اذیت کنند، خداوند در دنیا و آخرت آنها را لعن کرده و برای آنها عذابی با ذلت و خواری آماده کرده است. فاطمهای که به اعتراف تمام مسلمین آیة تطهیر شامل او میشود و دارای مقام عصمت است، آیا ممکن است به دلیل هوای نفس با کسی قطع کلام نموده و از او رنجور گردید؟ آیا با استناد به این دو حدیث و آیة شریفة قرآن اثبات نمیشود که ابوبکر مورد لعن قرآن قرار گرفته است؟ [font=Tahoma]............ [16] . صحیح بخاری، 5 / 252 ح 704، کتاب المغازی، باب غزوه خیبر. [17] . صحیح مسلم: 1903، 40، حدیث 94، فضائل الصحابة،، باب مناقب فاطمة. [18] . سوره احزاب: 57.
|