تالار گفتگوی بیداری اندیشه
فریاد مهتاب - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: سبک زندگی اسلامی-ایرانی (/forum-32.html)
+--- بخش: معرفی کتاب (/forum-36.html)
+--- موضوع: فریاد مهتاب (/thread-29524.html)



فریاد مهتاب - یاســین - ۲۹/آبان/۹۲ ۱۱:۳۰

بسم الله الرحمن الرحیم


موضوع کتاب :از زمان رحلت(؟) پیامبر صلوات الله علیه تا زمان شهادت مظلومانه حضرت فاطمه علیه السلام ،به صورت داستان وار از زبان راوی به بیان وقایع پرداخته.

قسمتی از کتاب
ص58
زمانی که ابوبکر به خانه عباس،عموی پیامبر میرود تا از او بیعت بگیرد.

"ای ابوبکر، اگر مردم جمع شدند و تو را انتخاب نمودند پس چگونه میگویی جانشین و خلیفه پیامبر هستی؟پیامبر،چه موقع تو را جانشین خودش قرار داد؟

و اگر مردم تو را انتخاب کردند آیا ما بنی هاشم از این مردم نبودیم،ایا ما حق رای دادن نداشتیم؟
شاید بگویی" من بخاطر خویشاوندی با پیامبر به این مقام رسیدم". در این صورت به تو میگویم که ما از تو به پیامبر نزدیکتر هستیم.
اما اینکه میگویی بعد از خودت،خلافت را به من میدهی مگر این خلافت ارث پدر توست که به هر کس که میخواهی میبخشی؟
اگر حق مسلمانان است چرا به دیگران میبخشی؟اگر حق خودت است برای خودت نگه دار و اگر حق بنی هاشم است ما تمام حق خود را میخواهیم و تنها به قسمتی از آن راضی نمیشویم"

تاریخ الیعقوبی ج2 ص 124
الامامة و السیاسة ج1 ص32
شرح نهج البلاغه ج2 ص21


پاسخ به: فریاد مهتاب - یاســین - ۲۹/آبان/۹۲ ۱۷:۳۵

بسم الله الرحمن الرحیم

اسم نویسنده رو یادم رفت بنویسم: مهدی خدامیان آرانی

اینجا میبینن که اگه امام علی علیه السلام باهاشون بیعت نکنه واسشون خیلی بد میشه،ابوبکر و عمر و یه عده میرن جلوی در دختر پیامبر صلوات الله علیه،عمر ،امیرالمونین رو صدا میرنه که اگه نیای خانه را به اتش میکشیم،و اینجا حضرت فاطمه سلام الله علیها میرن در را باز میکنند

"ای گمراهان چه میگویید؟
عمر خیلی عصبانی میشود و فریاد میزند:به علی بگو از خانه بیرون بیاید و گرنه من خانه را به اتش میکشم.

- ایا میخواهی این خانه را به اتش بزنی؟

-به خدا قسم این کار را میکنم ،زیرا این کار برای حفظ اسلام بهتر است.(انساب الشراف ج2 ص268،بحار النوار ج28ص389)

- چگونه شده که تو جرئت این کار را پیدا کرده ایا میخواهی نسل رسول خدا را از زمین برداری؟

-ای فاطمه ساکت شو،محمد مرده است،دیگر از امدن وحی و فرشتگان خبری نیست،همه شما باید برای بیعت بیرون بیایید،حال اختیار با خودتان است،یکی از این دو را انتخاب کنید:یا بیعت با خلیفه،یا اتش زدن همه شما(انساب الاشراف ج2 ص268،بحار ج28 ص389-تاریخ طبری ج3 ص202 و ....)

- بارخدایا ،از فراق پیامبر و ستم این مردم به تو شکایت میکنم.بحار (ج53 ص19)

عده ای از همراهان عمر چون سخن فاطمه را میشنوند پشیمان میشوند،نگاه کن،این ابوبکر است که دارد گریه میکند،همه کسانی که صدای فاطمه را میشنوند به گریه میافتند.(کتاب سلیم بن قیس ص152-بحار ج 28 ص270-غایةالمرام ج5 ص317)


اری انها یاد سفارش پیامبر افتادند که در روزهای اخر زندگانی خود میگفت: با خاندان من مهربان باشید،ای مردم ،خانه دخترم فاطمه ،خانه من است،هر کس حریم او را نگه ندارد حریم خدا را نگه نداشته است.(بحار ج22 ص476) .



عمر فریاد میزند :بروید هیزم بیاورید......"