تالار گفتگوی بیداری اندیشه
خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html)
+--- بخش: اخلاق اسلامی و سیره معصومین (/forum-44.html)
+---- بخش: در محضر بزرگان دین و اخلاق (/forum-55.html)
+---- موضوع: خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) (/thread-29719.html)

صفحه: 1 2


خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - ترنم - ۵/آذر/۹۲ ۱۹:۱۱

چند ساعت مانده بود به اذان صبح

طبق معمول بلند شده بود برای تجدید وضو

هوا خیلی سرد بود

از اتاق بیرون رفته بود

آنجا خورده بود زمین و دیگر نتوانسته بود بلند شود

چند ساعت بعد که آقا را پیدا کرده بودند دیده بودند در حالی که بدنش از سرما خشک شده

همان طور که روی زمین افتاده دارد ذکرهایش را می گوید

گفته بودند خب چرا صدا نکردید

گفته بود خب نخواستم اذیت بشوید

آیت الله بهجت را می گویم


پاسخ به: سخنان آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - ترنم - ۷/آذر/۹۲ ۱:۴۹

[تصویر: 2008313_851.jpg]




آن رقت قلب همیشگی!!!
یکی از اطرافیان بچه ی شان از جایی پرتاب شده بود و توی کما بود.
زنگ زده بودند برای التماس دعا
آقا آن رقت قلب همیشگی را که وقتی کسی التماس دعا می گفت پیدا نکرده بود
یکی از اهل خانه پرسیده بود جریان چیست؟
گفته بود وقتی اجل کسی حتمی است کاری نمی شود کرد
اینها از ما شاکی باشند بهتر است تا این که از خدا شاکی باشند
در عوض ما دعا می کنیم خدا به بهترین نحو برایشان جبران کند



پاسخ به: سخنان آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - ترنم - ۷/آذر/۹۲ ۲۳:۱۳

مشهد که می رفتند
مشهد که می رفتند خیلی مقید بود
توی نگهداری از بچه ها کمک کند تا عروسشان هم به زیارت برسد.
می گفت بچه ها را بگذارید پیش من .
وسایل و خوراکی هایشان را هم بگذارید و خودتان بروید زیارت.
از حرم که برمی گشتند می دیدند آقا بچه را بغل کرده تا آرام باشد یا خوابانده و همین
طوری توی بغلش راه می برد که بیدار نشود و در حال ذکر و عبادت خودش است...



پاسخ به: خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - ترنم - ۹/آذر/۹۲ ۲۱:۳۵

یكی از طلاّب كه اینك در قید حیات است نقل كردند::

بعد از ازدواج خانه ای در قم اجاره كردم، ولی پس از استقرار در منزل از نظر مالی دچار تنگدستی عجیبی شدیم و روزی رسید كه به قدری دست مان تنگ شد كه حتّی غذای شب را نداشتیم و در این فكر بودیم كه چگونه آن را تهیه كنیم، و از سوی دیگر در شرایطی بودم كه نمی توانستم از كسی قرض بگیرم.
از خانه بیرون آمدم و به منظور زیارت، روانه حرم حضرت معصومه(علیها السلام) شدم، پس از زیارت و هنگام خداحافظی دیدم كسی از پشت سر من آمد و یك مقدار پول به من داد و گفت: این باید به شما برسد و رفت.

برگشتم دیدم ایشان آیت الله العظمی بهجت است، در حالی كه اصلاً به ایشان اظهار نیازی نكرده بودم.شبیه این قضّیه را از یكی دیگر از طلاّب نیز شنیده بودم.
بنده پس از شنیدن این دو جریان به یاد مطلبی افتادم كه آیت الله بهجت فرموده بودند و آن اینكه:

«آیا میشود مولایمان از ما بی خبر باشد یا ما را به حال خودمان وابگذارد؟!» و تأكید میكردند كه طلبه ها باید به وظایف خود عمل كنند و نگران چیز دیگری نباشند، خود مولا و آقای ما مواظب ماست، اینطور نیست كه ما را از چشم بیندازد.


پاسخ به: خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - ترنم - ۱۴/آذر/۹۲ ۲:۳۳

[تصویر: 600x450_%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%D...%D8%B1.jpg]


آقا از حرم که می خواست برگردد
مشت هایش را می بست
و دیگر باز نمی کرد
تا برسد خانه و روی سر بچه ها دست بکشد.



پاسخ به: خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - ترنم - ۲۰/آذر/۹۲ ۱:۳۴

[تصویر: 1_9002200397_L600.jpg]


مقید بود تولد افراد را بهشان تبریک می گفت .
بعضأ به بچه ها هم هدیه می داد .
به عروسشان هم همین طور. روز تولدش که می شد می گفت غذای کافی درست کنید
و فقرا و همسایه ها را اطعام کنید.



پاسخ به: خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - ترنم - ۲۳/آذر/۹۲ ۴:۱۰

برنامه ریزی برای خانواده

یكی از توصیه‌هایی كه داشتند این بود كه می‌فرمودند: "به خانه كه می‌رسید كتاب‌ها را بگذارید پشت در و بروید تو ولی بپایید دزد نبرد" یعنی طوری زندگی نکنیدكه وقتی می‌روید خانه، تازه بخواهید چیزی بنویسید و درسی بخوانید و بند كتاب و كامپیوتر و ... بشوید؛ اشتباه است، بلکه دیگر الان باید وقتی را برای زن و بچه بگذارید. عمرتان را به سه تا 8 ساعت تقسیم کنید: یك 8 ساعت كار و تلاش، كه كار و تلاش ماها درس‌خواندن و درس دادن می‌شد؛ 8 ساعت هم برای خواب و استراحت و 8 ساعت هم برای تفریحات حلال، خانواده و تفکر.
معمولاً امثال ماها كمتر بر این مطلب توجه می‌كنند، زن و بچه را رها می‌كنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این‌ها می‌كنیم و این چیزی بود كه ما از ایشان یاد گرفتیم كه باید نسبت به خانه و خانواده بسیار اهمیت داد و مواظبت کرد كه حق بچه‌ها، به خاطر دیگران یا كتاب و درس ضایع نشود.



پاسخ به: خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - ترنم - ۲۳/آذر/۹۲ ۱۶:۱۴

[تصویر: 110951_498.jpg]
ارزش نماز اول وقت

آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (رحمة الله علیه) نقل می کردند که ایشان می فرمود:« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »

اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. » و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »



پاسخ به: خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - ترنم - ۲۵/آذر/۹۲ ۲:۱۹

ارزش کار خالصانه

حجة السلام والمسلمین قدس از شاگردان آقا می گوید:


« روزی آقا در رابطه با پاداش عمل صالح اگر چه اندک باشد، فرمود:
یکی از علمای نجف روزی در مسیر راهش به فقیری یک درهم صدقه داد ( البته بیشتر ازآن نداشت ) شب در خواب دید او را به باغی مجلل و دارای قصری بسیار عالی و زیبا دعوت کرده اند که نظیر آن را کسی ندیده بود. پرسید این باغ و قصر از آن کیست؟ گفتند: ازآن شماست تعجب کرد که من در برابر این همه تشریفات، عملی انجام نداده ام. به او گفتند: تعجب کردی؟ گفت:آری. گفتند: تعجب نکن. این پاداش آن یک درهم شماست. که خالصانه و با حسن عمل انجام گرفته است. »



پاسخ به: خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) - ترنم - ۲۷/آذر/۹۲ ۱:۱۹

تأثیر نماز وحشت در گشایش کار اموات

همچنین می گوید:

« روزی آیت الله بهجت پیرامون تأثیر عمل نیک و قبول شدن عمل خالص فرمودند: مرحوم آیت الله حاج شیخ فتحعلی کاظمینی ( از آیات عظام و جامع فقه و اصول و عرفان) که در حرم کاظمین علیهماالسلام تدریس می کرد، خیلی از اوقات در اثنای درس ایشان میت می آوردند و دفن می کردند و رسم آقا هم این بود شبها نماز وحشت برای آنان می خواند یکی از بزرگان کاظمین شبی یکی از بستگان خود را در خواب می بیند و از حال او می پرسد وی می گوید: وضعم خراب بود، نماز آقا به دادم رسید و موجب گشایش کار من شد. »