تالار گفتگوی بیداری اندیشه
در مورد این پست نظر بدید لطفآ - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html)
+--- بخش: علم و عقل در اسلام (/forum-57.html)
+--- موضوع: در مورد این پست نظر بدید لطفآ (/thread-29891.html)



در مورد این پست نظر بدید لطفآ - mohsen... - ۱۸/آذر/۹۲ ۸:۲۹

سلام

خواهش میکنم این پستی که باشگاه خبر نگاران جوان گذاشته رو با دقت بخونید میخوام در موردش بحث کنم

چند تا نکته عجیب تو این پست دیدم . به عقل خودمم که اعتباری نیست گفتم زود قضاوت نکنم بهتره واسه همین دوست دارم

شما هم بخونید و نظر بدید بعد هم خودم بیام نظرمو بگم

اینم لینک http://www.yjc.ir/fa/news/4661591/%D8%AF%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%84%D8%B9%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF

البته اگه علیه من جبهه نگیرید و جرآت کنم باز بیام اینجا Big Grin


پاسخ به: در مورد این پست نظر بدید لطفآ - میلاد.م - ۱۸/آذر/۹۲ ۱۱:۰۹

بسم الله

سلام
من پست رو خوندم
برای بقیه هم میذارم اینجا که بخوانند:
نقل قول:
از ملا می‌پرسند: چرا هر کار می‌کنیم کارمان به سامان نمی‌شود؟ [در جواب گفت] برای اینکه نماز اول وقت نمی‌خوانی و نماز هم نفرین‌تان می‌کند.

استاد ما مرحوم آقای برهان 65 سال پیش بر روی منبر می‌گفت و من هنوز یادم هست که می‌فرمود: آن کسی که نماز مغرب را آن قدر دیر بخواند که آسمان پر از ستاره شود چنین کسی ملعون است.

به همین خاطر هم بود که هنوز توی مأذنه گل دسته قم اذان می‌گفتند و وسط‌های اذان بود که آیت‌الله مرعشی نجفی به رکوع می‌رفتند یعنی آن قدر نماز را زود شروع می‌کرد مبادا که ستاره به آسمان بیاید. صبح‌ها هم همین طور اگر کسی آن قدر نماز صبحش را دیر بخواند که آسمان دیگر ستاره‌ای نداشته باشد چنین کسی هم ملعون است.

بنابراین دو نفر ملعون هستند:
اول آن کسی که آن قدر نماز مغرب را دیر بخواند که آسمان پر از ستاره شود و دوم آن کسی که آن قدر نماز صبح را دیر بخواند که ستاره‌ای در آسمان باقی نمانده باشد و نزدیک طلوع آفتاب باشد این دو نفر ملعون هستند یعنی از رحمت خدا به دور می‌باشند.

شیخ رجبعلی خیاط می‌گفت: من هر وقت که نماز می‌خواندم نمازهایی مثل نماز امام زمان یا نماز جعفر طیار از خداوند حاجتی می‌خواستم یک روز گفتم بگذار یک بار برای خود خدا نماز بخوانم و حاجتی نخواهم شاعر می‌گوید:

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن که خواجه خود روش بنده‌پروری دارد

همان شب شیخ رجبعلی خیاط در عالم خواب دید که به او گفتند چرا دیر آمدی؟ یعنی چه یعنی تو بادید 30 سال پیش به فکر این کار می‌افتادی حالا سر پیری باید بفهمی و نماز بخوانی و حاجتی طلب نکنی.

ما هر وقت جایی گیر می‌کنیم و اصطلاحا دم‌‌مان در تله‌ای گیر می‌کند می‌گوییم خدا. این شعر را استاد من شیخ اکبر برهان 62 سال پیش در مسجد لرزاده بر روی منبر می‌خواندند و من هنوز به یاد دارم که:

هر وقت که سرت به درد آید نالان شوی و سوی من آیی

چون دردسرت شفا بدادم یاغی شوی و دگر نیایی

ما هر وقت با خدا کار داریم خدا را صدا می‌زنیم چه قدر خوب است که وقتی هم که کاری نداریم بگوییم خدا.

این سخنزانی حاج اقا مجتهدی رو هم گوش کرده بودم قبلا.
حالا نکته های عجیبش کجاست به نظر شما ؟