![]() |
|
همه چيز درباره نهم ربيع الاول - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: تاریخ اسلام و تشیع (/forum-53.html) +--- موضوع: همه چيز درباره نهم ربيع الاول (/thread-30570.html) صفحه: 1 2 |
همه چيز درباره نهم ربيع الاول - mahdy30na - ۱۹/دی/۹۲ ۱۷:۱۵ بسم الله الرحمن الرحیم بسمه و بذکر ولیه مولانا صاحب الزمان علیه السلام امروزه ضمن برداشت هايي غير مستند از واژه تبرّي، اعمالي در جامعه اسلامي اتفاق مي افتد که بي شکّ مقبول امامان شيعه نيست و با سيره ي متعالي آنان در تضادّ است.در اين نوشتار برآنيم تا درباره ي • تبرّي • حديث رفع القلم و نهم ربيع الاول • شخصيت ابولولو • مجالس مربوط به نهم ربيع • لزوم اتحاد و برادري و ... مطالبي را يادآور شويم. اميدواريم که از سيره حق خارج نشويم. تبرّي يعني ؟ « تبري به دوري و جدا شدن از چيزي گفته مي شود که در نزديک شدن به آن کراهت است. » و « ابراز برائت خداوند از کافران به معناي دور ساختن آن ها از رحمتش مي باشد. » چرا تبري ؟ ![]() اگر تبري از دشمنان خدا وجود نداشته باشد، مرزهاي دوستي و دشمني به هم ميريزد و حق و باطل در هم ميآميزد . اگر ظالم، مطرود نگردد، اگر گمراهي نكوهيده نشود، اگر بد كاران مورد عداوت قرار نگيرند، تباهي نهادينه ميشود؛ فساد مقبول ميگردد و تبه كاران بيپروا ميشوند. برائت يعني؛ حق و ديگر هيچ، برائت يعني دشمني با دشمنان خدا. تبري نجستن از دشمنان، عامل همگرايي، تقليد، تشبه و هضم شدن در فرهنگ دشمن ميشود. مرزهاي اعتقادي را بايد توانمندتر از مرزهاي جغرافيايي، پاس داشت. در اين باره، آيات و روايات فراواني وارد شده است هم چون: جامعهاي نخواهي يافت كه به خدا و روز رستاخيز ايمان داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول، دوستي كنند. بيترديد چنين كساني تبري قلبي ندارند. امام رضا ( عليه السلام ) مي فرمايند : کمال و نهايت دين در ولايت ما و برائت از دشمنان ماست. ديگر اينكه شخصي به امام صادق عليه السلام عرضه داشت : همانا شخصي است که محبت شما را در دل دارد اما در برائت از دشمنان شما ضعيف است. امام صادق عليه السلام در پاسخ فرمودند: دروغ ميگويد کسي که گمان مي کند دوستدار ماست اما از دشمنان ما برائت نمي جويد. [b]تبرّي ، بدون شناخت ؟! تبرّي دو مرحله دارد : 1- شناخت حق و باطل 2- دوري جستن و فاصله گرفتن از باطل وقتي حارث بن حوط در جنگ به علي ( عليه السلام ) مي گويد: از نظر من طلحه و زبير و عايشه بر حق هستن. حضرت علي ( عليه السلام ) مي فرمايد: اي حارث به راستي تو حق را نشناختي تا بتواني اهلش را بشناسي و همين طور باطل را نشناختي تا اهلش را بشناسي » شيوه هاي تبري الف) قلبي قلب انسان كانون تمايلات، مهرورزيها و كينهتوزيها و محل بروز گرايشهاست؛ از اين رو تبري قلبي نقشي سرنوشت ساز در زندگي انسانها دارد. بايد به دشمنان خداوند متعال دل نبست و از آنان نفرت داشت بايد به دشمنان اولياي خداوند مهر نورزيد و از آنان در دل بغض داشت . ب) زباني بايد با زبان از دشمنان خداوند و از دشمنان اولياي او تبري جست. البته نه با فحش و ركيك گويي و ياوه پردازي كه دين ما با هرزه گويي و هرزه گرايي سر ستيز دارد. قرآن كريم ميگويد: معبودهاي مشركان را دشنام نگوييد، چون ممكن است كه آنها هم از روي جهل، خدا را كه معبود شماست، دشنام گويند. گفتهاند كه مسلمانان بتهاي مشركان را دشنام ميدادند، خدا آنان را از اين كار نهي كرد؛ مبادا كه آنها خدا را از روي جهالت، ناسزا گويند. دشنام در اثر نبودن منطق و در اثر زبوني است؛ پس لازم است افراد، تا آن جا كه ميتوانند، طرف مقابل خود را با منطقي شايسته و بياني استوار، قانع سازند. ج) عملي ما بايد هم در دل و هم در زبان و هم در عمل، تبري داشته باشيم . تبري در عمل جلوههاي گوناگوني دارد: يكي از آنها نداشتن تشبه به كفار است. اين كه تشبه به كفار را ناروا دانستهاند، براي تبري عملي و حفظ هويت ديني است. سيد كاظم يزدي(رحمة الله علیه) زماني كه فرهنگ غرب هجوم آورده بود، كلاه ايتاليايي را حرام كرد. اميرالمؤمنين(عليهالسلام) درباره تشبه، جمله زيبايي دارند كه بسيار درس آموز است. حضرت ميفرمايند: اگر شما بردبار نيستيد، خود را شبيه بردباران سازيد. شيوه بردباران را پيشه كنيد. و بعد فرمودند: اندك است كسي كه به جامعهاي شباهت پيدا كند، مگر اين كه به زودي از آنان ميشود. يكي ديگر از نمونههاي عملي نداشتن تبري است. نجس دانستن مشركان از ديگر تبلورهاي برائت عملي است. مجاز نبودن ازدواج با آنان نيز اين مرز جدايي را مستحكمتر ميكند. مباح نبودن ذبيحه آنان، علاوه بر پاسداري از مرزهاي اعتقادي، از توان اقتصادي آنان ميكاهد. دو گزارش از خسارت هايي كه نتيجه جهالت ها است قبل از پرداختن به حديث معروف رفع القلم ، لازم است دو جريان را براي شما عزيزان نقل كنيم، تا هدف نويسندگان اين مقاله كمي روشن شود . حقيقت اين است كه ما فقط و فقط به خاطر خشنودي دل فاطمه زهرا (سلام ا... عليها) اقدام به تهيه اين مقاله كرديم و دليل پرداختن به اين موضوع هم زيان هايي است كه از روي جهالت به مكتب اسلام وارد شده است و موجب مي شود بعضي از دوستداران فاطمه زهرا (سلام ا... عليها ) در ديگر كشور ها يا در نقاطي كه اكثريت با اهل سنت است ، سختي هاي فراوان را تحمل كنند . گزارش اول : شما عمرکشون کنيد ماهم ... آيت الله مظاهري مي فرمايد: « من کفايه و مکاسب را پيش آيت الله مرعشي گذراندم. يک روز ايشان تعريف مي کردند: پدرم از علماي نجف بود. شاگردي سني مذهب داشت. بالاخره اين شاگرد پس از اتمام درسش به محل سکونتش برگشت. او اهل کرمانشاه بود. بعدها که پدرم عازم ايران بود در کرمانشاه توقف کرد. پدرم گفت: قافله ما غروب رسيد کرمانشاه. وحشت کرده بودم، چون آن زمان وضع کرمانشاه و کردستان روي قاعده شيعه و سني گري خيلي بد بود. اتفاقا آن شاگرد سني را ديدم. مرا با خود به خانه اش برد. خيلي هم پذيرايي کرد. آخر شب بهم گفت: آقا ما جلسه اي داريم شما هم بياييد برويم. پدر مي گويد: مرا بردند آن جلسه. ديدم آن سيبيل گنده ها دارند مي آيند. تعجب کردم چه خبراست؟ ترسيده بودم. يک وقت ديدم يک جواني زير غل و زنجير آوردند. يک سفره چرمي هم پهن کردند، اورا نشاندند روي سفره، يک کسي با يک ضربت گردن آن جوان را زد. غل و زنجير را باز کردند، او هي دست وپا مي زد، آن ها هم قاه قاه مي خنديدند. پدرم گفت: من بيهوش شدم. کم کم مرا بهوش آوردند. گمان کرده بودند منم شيعه هستم و مي خواستند مرا نيز بکشند. شاگردم بهشان گفت: نه بابا ايشان استاد من است، ايشان از آن سني هاي داغ است. بالاخره مرا نجات داد. در خانه بهم گفت: اقا من سني ام اما مريد شما هستم. نمي خواستم ناراحتتان کنم. اما شما را بردم آنجا تا يک پيام به علماي نجف بدهيد و آن اينکه شما عمرکشون راه بيندازيد ما هم اينجور مي کنيم. ما رسممان اين است، يک شيعه را يک جا پيدا کنيم زنداني اش مي کنيم تا شب چهارشنبه. در آن شب جمع مي شويم براي رضايت خدا، قربة الي الله آن شيعه را مي آوريم و اين بلا را که ديدي به سرش مي آوريم. گزارش دوم : بي بصيرتي ما، کشته شدن ديگران گاهي افراد بدون توجه به شرايط کنوني محيط خود و ديگران بي پروا شروع به لعن کردن مي کنند. اينگونه رفتارهاي عوامانه باعث به خطر افتادن جان بسياري از افراد شده است. داستان زير فقط يک نمونه از آن ها را بيان مي کند. سال 1328 هـ .ق، به روايت مجله « درة النجف » عرض حال يکي از پيشوايان جعفري مذهبان بخارا به مقام منيع رياست روحاني اسلام در نجف اشرف ( سلام الله علي من دفن فيها ) بسم الله الرحمن الرحيم « به عرض حضور مبارک حجت الاسلام و المسلمين آيت الله في العالمين (متعنا الله بطول بقائه ) مي رساند: ... لابد اخبارات اينجانب به سمع مبارک رسيده است که اهل عامه ( اهل سنت ) حکم به کفر و امر به قتل و غارت ما دادند، طائفه مردان و زنان و اطفال صغار را کشتند، حتي زن حامله را در ميان عام شکمش را دريده و جنين هشت ماهه را بيرون آورده و پاره پاره نموده اند بعضي از دخترها را به کنيزي بردند. و دکاکين و خانه هاي ما را غارت نمودند، در ميان کوچه و بازار دشنام دادند و تهمت ها بستند،الي الان هم فارق از بليه نيستيم، بعد از اين هم معلوم نيست که حال ما چگونه خواهد شد، سبب اين گونه صدمات به ما از بي تقيه گي مصنفان و مولفان و نويسندگان چاپ خانه ها مي باشد. توقع از ارباب نوع، اين که امر بفرمايند تا لعن و طعنه را از کتب بردارند و بعد چيزي که باعث بر اين گونه صدمات و ابتلائات مي شود، ننويسند. » ضمنا بايد توجه كرد كه اين حوادث در زماني رخ داده است كه خطر فتنه گري و لجن پراکني رسانه هاي جمعي تحت تسخير غرب و وارثان خاندان اميّه عربستان وجود نداشته! و فقط خبر برگزاري چنين جلساتي انتقال مي يافته است . 9 ربيع يا 26 ذي الحجة؟ بسياري از بزرگان شيعه براين اتفاق نظر دارند که تاريخ قتل خليفه دوم 26 يا 29 ذي الحجة سال 23 هـ .ق است. شيخ مفيد در کتاب « مسار الشيعه » آورده است: « در روز بيست و ششم ذي الحجة سال 23 هجري عمر بن خطاب مجروح گرديد و در بيست ونهم ماه درگذشت . » هم چنين ابن ادريس حلي در كتاب معروفي به نام سرائر آورده است: « بايد دانست که قتل خليفه دوم در 26 ذي الحجة سال 23 هـ .ق واقع شده است و اين مطلبي است که صاحبان کتاب هاي « قره »، « معجم »، « طبقات »، « مسار الشيعه »، و سيد بن طاووس بر آن تصريح نموده اند بلکه اجماع شيعه و اهل تسنن نيز براين است . » سيد بن طاووس در كتاب اقبال الاعمال نوشته است : در رابطه با روز نهم ربيع الاول ، روايتي عظيم الشان نقل شده است و برخي از برادران امامي غير عربما در اين روز بسيار اظهار خوشحالي نموده و قائلند كه اين روز ، روز هلاكت شخصي است كه به خدا و رسول ( صلي ا... عليه و اله ) اهانت كرده و دشمني مي ورزيد ؛ ولي من با وجود تفحص در كتب ، تاكنون روايتي موافق با اين روايت نيافته ام . ادامه دارد... تهيه شده در واحد پژوهش مدرسه علميه حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)مشهد مقدس [/b] پاسخ به: همه چيز درباره نهم ربيع الاول - aboutorab - ۱۹/دی/۹۲ ۱۸:۳۴ سلام و عرض ادب لطفاً ببینید[/b]
پاسخ به: همه چيز درباره نهم ربيع الاول - Ali#59 - ۱۹/دی/۹۲ ۱۸:۴۹ (۱۹/دی/۹۲ ۱۶:۵۸)ابوتراب نوشته است: سلام و عرض ادبخب برادر من،توی همون اسرع وقت میپرسیدی دیگه
پاسخ به: همه چيز درباره نهم ربيع الاول - عبدالرحمن - ۱۹/دی/۹۲ ۱۸:۵۲ نقل قول:گاهي افراد بدون توجه به شرايط کنوني محيط خود و ديگران بي پروا شروع به لعن کردن مي کنند. اينگونه رفتارهاي عوامانه باعث به خطر افتادن جان بسياري از افراد شده است. داستان زير فقط يک نمونه از آن ها را بيان مي کند. میگن روز قیامت برای بعضی افراد یه مقدار خون میارن (مثلا یه شیشه) میگه این چیه؟ میگن این خونیه که تو ریختی میگه من تو عمرم دست به کسی نزدم میگن باعث فتنه ای شدی و مسلمانی کشته شد بخدا قسم تمام فتنه گرای انگلیسی در خون زن و مرد مسلمان در پاکستان و سوریه و جاهای دیگه مسئولند فکر کنم بعضی افراد یه دریا خون براشون بیارن خدا به دادشون برسه از عذابشون پاسخ به: همه چيز درباره نهم ربيع الاول - أین المنتظر - ۱۹/دی/۹۲ ۱۹:۵۸ (۱۹/دی/۹۲ ۱۸:۵۲)عبدالرحمن نوشته است: میگن روز قیامت برای بعضی افراد یه مقدار خون میارن (مثلا یه شیشه) روایت اول: حضرت امام باقر علیه السّلام: « بنده ی خدا روز قیامت محشور شود در حالیکه دستش به خونی آلوده نشده است. [ظرفی] همانند [ظرف] خونگیری حجامت یا بیشتر از آن را به دستش بدهند و بگویند: این سهم توست از خون فلان کس. عرض می کند: پروردگارا؛ تو خود می دانی. تو خود جان مرا گرفتی. من خون کسی را نریخته بودم. [و هیچ خونی بر گردنم نبود]. خداوند می فرماید: آری! [ امّا ] تو از فلانی روایتی چنین و چنان شنیدی؛ و به ضرر او بازگو کردی.پس زبان به زبان فلان ستمکار رسید و بدان روایت او را کشت. و این بهره ی تو از خون اوست. » (ترجمه اصول کافی، ج4، ص77) روایت دوم: به امام صادق (علیه السلام) آمدند گفتند که یا بن رسول الله! یکی از دوستان شما در مسجد نشسته و علنا نسبت به دشمنان شما ناسزا میگوید. امام صادق (علیه السلام) گفت: او را چه شده است؟ خداوند لعنت کند او را که ما را در معرض ناسزای مخالفین قرار داد و سپس این آیه را خواند: «به کسانی که غیر از خدا را می پرستند، ناسزا نگویید، چون آنها هم خدای شما را ناسزا می گویند». (بحار الأنوار، ج71، ص217) پاسخ به: همه چيز درباره نهم ربيع الاول - aboutorab - ۱۹/دی/۹۲ ۲۰:۲۲ سلام مجدد حقیر مطالبی که برادر عزیزم جناب مهدی سینا ثبت نمودند قبول دارم فقط بخشی از مطالب دوست عزیزمان که مدتها قبل هم در آستان قدس رضوی از یکی از مسئولین پاسخگویی به مسائل دینی نظیر آن مطلب را شنیده بودم برایم سوال هست . « شما عمرکشون کنيد ماهم ... آيت الله مظاهري مي فرمايد: « من کفايه و مکاسب را پيش آيت الله مرعشي گذراندم. يک روز ايشان تعريف مي کردند: پدرم از علماي نجف بود. شاگردي سني مذهب داشت. بالاخره اين شاگرد پس از اتمام درسش به محل سکونتش برگشت. او اهل کرمانشاه بود. بعدها که پدرم عازم ...... و بي بصيرتي ما، کشته شدن ديگران گاهي افراد بدون توجه به شرايط کنوني محيط خود و ديگران بي پروا شروع به لعن کردن مي کنند. اينگونه رفتارهاي عوامانه باعث به خطر افتادن جان بسياري از افراد شده است. داستان زير فقط يک نمونه از آن ها را بيان مي کند. سال 1328 هـ .ق، به روايت مجله « درة النجف » عرض حال يکي از پيشوايان جعفري مذهبان بخارا به مقام منيع رياست روحاني اسلام در نجف اشرف ( سلام الله علي من دفن فيها ) بسم الله الرحمن الرحيم « به عرض حضور مبارک حجت ....» و اخیراً هم فرمایش برادر عزیزم جناب عبد الرحمن «میگن روز قیامت برای بعضی افراد یه مقدار خون میارن (مثلا یه شیشه) میگه این چیه؟ میگن این خونیه که تو ریختی میگه من تو عمرم دست به کسی نزدم میگن باعث فتنه ای شدی و مسلمانی کشته شد بخدا قسم تمام فتنه گرای انگلیسی در خون زن و مرد مسلمان در پاکستان و سوریه و جاهای دیگه مسئولند فکر کنم بعضی افراد یه دریا خون براشون بیارن خدا به دادشون برسه از عذابشون » در طول تاریخ اسلام خون شیعیان زیادی به ناحق ریخته شده و همیشه در خفقان و مورد ظلم و کشتار وحشیانه کفار و مشرکان بودند . به اعتقاد برخی از اهل سنت ریختن خون شیعه از واجبات دین شان بوده و در طول عمر اسلام موارد زیادی از این نوع جنایات داشته و داریم و اخیراً هم پدیده ی شومی با نام وهابیت با تاسی و پیروی از اجداد خبیث شان اقدام به کشتار شیعه و پیروان مولای غریب مظلوم حضرت علی علیه السلام می نمایند و در طول سال بارها و بارها از رسانه های عمومی شاهد اعمال ننگین این فرزند خلف اسرائیل عنود و صهیونیزم بوده و هستیم . چرا اکثر افراد مطلع و آگاه به این اخبار باز هم فقط روی عیدالزهرا زووم کرده و یک عمل حالا درست یا نادرست که برخی از شیعه و یا شیعه نماها انجام می دهند را علم می کنیم ؟ چرا به جای اینکه روی اعمال یک روز شیعه مانور دهیم روی اعمال 365 روزه این قوم پلید کار نمی کنیم تا جهانیان بیشتر با این سفاکین خوناشام بی مغز آشنا شوند ؟ چرا برادران اهل سنت از این قوم ملعون اظهار برائت نمی کنند ؟ چرا اهل سنت در برابر اعمال این فرقه سکوت می کنند و در نتیجه با سکوتشان مهر تاییدی بر اعمالشان می کوبند ؟ حقیر قبلاً هم در این باره با برخی از کاربران این تالار بحث هایی داشتم . شاید نتوانستم حق مطلب را خوب ادا کنم و باعث دلخوری برخی از دوستان شدم . ولی خدا گواه است هدفم نه این است که بخواهم عملی را تایید و یا رد نمایم . هدفم اینه که نکنه فردای قیامت سکوتمان سبب این شود که خونهای مظلومان به گردنمان بیافتد . در هر صورت موفق باشید یا علی علیه السلام پاسخ به: همه چيز درباره نهم ربيع الاول - mahdy30na - ۱۹/دی/۹۲ ۲۳:۴۸ سلام دوستان اعلام کردن مطالب رو کوتاه تر قرار بدم و بنده هم اطاعت امر میکنم ، از این دیگه کوتاه تر نمیشد. پاسخ به دوستان هم بمونه وقتی بحث تموم شد. چون نمیخوام بحث از مسیر خودش خارج بشه. ادامه حديث رفع القلم تاريخ 9 ربيع براي قتل خليفه دوم، از حديث مشهور رفع القلم سرچشمه مي گيرد. در مورد نهم ربيع الاول روايتي که علامه مجلسي رحمه الله عليه نقل فرموده اند ذکر مي کنيم: " روايت شده که محمد بن ابي العلاء همداني و يحيي بن محمد جريح بغدادي گفته اند که روزي ما در باب قتل ابن خطاب منازعه کرديم و رفتيم در شهر قم به نزد احمد بن اسحاق قمي که از اصحاب امام هادي (عليه السلام) بود . وقتي درب خانه وي را کوبيديم دختري عراقيه اي بيرون آمد سراغ احمد را از او گرفتيم. گفت: او امروز مشغول اعمال عيد است و آن روز نهم ربيع الاول بود.گفتم: سبحان الله عيدهاي مومنان چهارتاست : عيد فطر -اضحي-غدير و جمعه. دختر گفت : احمد بن اسحاق از امام علي النقي روايت ميکند امروز روز عيد است و بهترين عيدها نزد اهل بيت عليهم السلام و شيعيان ايشان به حساب مي آيد. ماگفتيم اجازه بگير تا به نزد او بياييم ... گفت: الان از غسل عيد فارغ شدم. گفتيم: مگر امروز عيد است؟ گفت: بلي و ما را به داخل خانه خود آورد و بر روي کرسي نشانيد و چنين گفت: روزي با جمعي از برادران خود به حضور مولاي خود امام هادي (عليه السلام) مشرف شديم در سامرا در مثل اين روز (نهم ربيع) که شما به نزد من آمده ايد...ديديم آن حضرت مجلس خود را آراسته و مجمره در پيش خود گذاشته است. و به دست مبارک خود عود در آن مجمره مي اندازد و مجلس خود را مزين گردانيده است و بر غلامان و خدمتگزاران خود جامه هاي فاخر پوشانيده. عرض کرديم: يابن رسول الله آيا براي اهل بيت عليهم السلام امروز شادماني تازه رخ داده است ؟ حضرت فرمود: کدام روز حرمتش از اين روز نزد اهل بيت عظيم تر است؟ به درستي که خبر داد مرا پدرم که حذيفه بن يمان در روز نهم ربيع الاول خدمت جدم حضرت رسول خدا رسيد. حذيفه گفت: حضرت علي و حسنين عليهم السلام را ديدم که با حضرت رسول غذا ميل مي فرمودند و آن حضرت به روي ايشان تبسم مي نمود و به حسنين عليهم السلام ميفرمود: بخوريد! گوارا باد از براي شما برکت و سعادت اين روز به درستي که اين روز روزي است که حق تعالي در اين روز دشمن خود و دشمن شما را هلاک ميفرمايد ودر اين روز دعاي مادر شما را مستجاب ميگرداند. بخوريد! که اين روز روزي ايست که حق تعالي در اين روز اعمال محبان و شيعيان شما را قبول ميفرمايد. بخوريد! که اين روز ظاهر ميشود درستي گفته خدا که ميفرمايد: " فَتِلکَ بُيوتُهُم خاوِيَهٌ بِما ظَلَمُوا ". [ اين است خانه هاي ايشان که خالي گرديده به سبب ستمهايشان ] بخوريد! که اين روزي است که که در اين روز شوکت دشمنان جد شما و ياري کننده دشمن شما شکسته ميشود…حذيفه گفت که من عرض کردم: يا رسول الله آيا در ميان امت تو کسي خواهد بود که اين حرمتها و قداستها را بشکند.حضرت فرمود: اي حذيفه بتي از منافقان بر ايشان سر کرده خواهد شد و در ميان ايشان ادعاي رياست خواهد کرد و مردم را به سوي خود دعوت خواهد کرد و تازيانه ظلم و ستم را بر دوش خود کشيده و مردم را از راه خدا منع خواهد کرد. کتاب خدا را تحريف خواهد نمود. سنت مرا تغيير خواهد داد و ميراث فرزند مرا متصرف خواهد شد ، خود را پيشواي مردم خواهد خواند. بر وصي من علي بن ابيطالب عليه السلام امتياز طلبي خواهد کرد و اموال خدا را به ناحق بر خود حلال و در غير طاعت خدا صرف خواهد کرد و من و برادر من و وزير من علي عليه السلام را به دروغ گويي متهم و دختر مرا از حق خود محروم خواهد کرد. پس دخترم او را نفرين خواهد کرد و حق تعالي نفرين او را در اين روز مستجاب خواهد نمود. حذيفه عرض کرد: يا رسول الله چرا دعا نميکنيد حق تعالي او را در حيات شما هلاک گرداند؟ حضرت فرمود: اي حذيفه دوست ندارم جرات کنم بر قضاي خدا و از اوتغيير امري را طلب نمايم که در علم او گذشته است. وليکن از حق تعالي استدعا نمودم فضيلت دهد از سائر روزها آن روزي را که در آن روز او به جهنم مي رود تا آن که احترام آن روز در ميان دوستان و شيعيان اهل بيت من سنت گردد پس حق تعالي وحي کرد به سوي من که: اي محمد در علم سابق من گذشته است که دچار آيد تو و اهل بيت تو را محنت هاي دنيا و بلاها و ستمهاي منافقان و غضب کنندگان از بندگان من. آن منافقاني که تو براي آنها خيرخواهي کردي ولي به تو خيانت کردند. تو به ايشان راستي کردي و آنها با تو مکر کردند. تو با آنها صاف بودي و آنها دشمني تو را به دل گرفتند و تو خشنودشان ساختي ولي تو را تکذيب کردند و تو آنها را برگزيدي ولي تو را در گرفتاري ها تنها گذاشتند و سوگند ياد ميکنم به حول و قوه و پادشاهي خود که البته به روي کسي که غصب کند حق علي عليه السلام را که وصي توست بعد از تو هزار درب از پست ترين طبقه هاي جهنم را بگشايم که آن را فيلوق مي گويند و او و اصحاب او را در قعر جهنم جاي دهم به درستي امر کرده ام ملائکه هفت آسمان خود را که براي شيعيان و محبان دين شما عيد بگرداند در اين روز ... و امر کرده ام ملائکه نويسندگان اعمال را تا سه روز قلم از جرائم مردم بردارند و ننويسند گناهان ايشان را براي احترام کرامت تو و وصي تو. اي محمد! اين روز را عيد گردانيدم براي تو و اهل بيت تو و براي هر که تابع ايشان است از مومنان و شيعيان و سوگند ياد ميکنم به عزت جلال علو منزلت و مکان خود کسي که اين روز را عيد کند از براي من. ثواب آنها که دور عرش احاطه کرده اند به او عطا کنم... حذيفه گفت: پس رسول خدا برخواست و به خانه ام سلمه رفت و من برگشتم ... تا آنکه بعداز رسول خدا ديدم که چه فتنه ها برانگيخت....پس حق تعالي دعاي دختر پيغمبر خود را در حق آن منافق مستجاب گردانيد و قتل او را بر دست کشنده او جاري ساخت. من به خدمت حضرت اميرالمومنين رسيدم تا آن حضرت را تهنيت و مبارک باد گويم که آن منافق کشته شد و به عذاب حقتعالي واصل گرديد. چون حضرت مرا ديد فرمود: اي حديفه: آيا به ياد داري آن روزي را که آمدي به نزد سيد من رسول خدا من و دو سبط او حسنين عليهم السلام نزد او بوديم و با او غذا ميخورديم ايشان تو را بر فضيلت اين روز آگاه ساخت. عرض کردم: بلي اي برادر رسول خدا. حضرت فرمود: به خدا سوگند اين روز روزي است که حقتعالي در آن ديده آل رسول را روشن گردانيد و من براي اين روز هفتاد و دونام ميدانم. حذيفه عرض کرد: يا اميرالمومنين! ميخواهم اين نام ها را از شما بشنوم. حضرت فرمود: روز غدير ثاني است ، روز عافيت است ، روز بركت است ، روز عيد الله الاكبر است ، روز مستجاب شدن دعا است ، روز موقف اعظم است ، روز توبه است ، روز فطر دوم است ، روز عيد اهل بيت است، اين روز روز استراحت مؤمنان است ، روز زايل شدن كرب و غم است ... حذيفه گويد: سپس از خدمت اميرالمومنين برخواستم. پس محمد و يحيي [راويان اين حديث] گفتند: چون اين حديث را از احمد بن اسحاق شنيديم هر يک برخواستيم و سر او را بوسيديم و گفتيم: حمد و شکر ميکنيم خداوندي را که برانگيخت تو را از براي ما تا فضيلت اين روز را به ما برساني پس به خانه هاي خود برگشتيم و اين روز را عيد گرفتيم. در 2-3 بخش دیگه با شما خواهیم بود ان شا الله پاسخ به: همه چيز درباره نهم ربيع الاول - عبدالرحمن - ۱۹/دی/۹۲ ۲۳:۵۷ نقل قول:چرا اکثر افراد مطلع و آگاه به این اخبار باز هم فقط روی عیدالزهرا زووم کرده و یک عمل حالا درست یا نادرست که برخی از شیعه و یا شیعه نماها انجام می دهند را علم می کنیم ؟ ببین برادر من من به شمای شیعه میتونم بگم آخه یه وهابی که حرف نمیفهمه میفهمه؟ نقل قول:چرا به جای اینکه روی اعمال یک روز شیعه مانور دهیم روی اعمال 365 روزه این قوم پلید کار نمی کنیم تا جهانیان بیشتر با این سفاکین خوناشام بی مغز آشنا شوند ؟ عیب پاکان زود بر مردم هویدا می شود موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود کسی وهابی ها رو فراموش نکرده ولی ما باید وظیفمونو انجام بدیم اگر یروزی هیچ سوتی ندادیم و باز هم به کاراشون ادامه دادند (که همینطورم هست) دیگه ما گردنمون چیزی نیست ولی اگر بگیم اونا که بالاخره شیعه میشکن بزار ما کار خودمونو بکنیم حرف غلطیه الان هم افراد خودسر بدون تاسی از مرجعیت این کار رو میکنن کاش اعمال ما رنگ خدایی داشت پاسخ به: همه چيز درباره نهم ربيع الاول - aboutorab - ۲۰/دی/۹۲ ۰:۲۸ (۱۹/دی/۹۲ ۲۳:۵۷)عبدالرحمن نوشته است: ببین برادر منوهابي گور باباش كه نمي فهمه - منم نگفتم به اون وهابي احمق بگيم تا بفهمه - حقير مي گم براي جهانيان روشنگري كنيم - اون وهابي بي مغز اگه قرار باشه بفهمه كه كارش به اين جاها نمي رسيد . حس مي كنم براي اذهان عمومي جهان بايد روشنگري بشه . درست همون كاري كه اونا دارن عليه شيعيان با هزينه هاي آنچناني از طرف آمريكا و انگليس و اسرائيل و كشور هاي عربي خائن از جمله عربستان ملعون انجام ميدن نه من منظورم اين نيست چون اونا دارن شيعه مي كشن ما هم بياييم كار خودمون رو بكنيم منظورم اينه به جاي اينكه عليه برخي اعمال شيعه يا شيعه نما حكم صادر كنيم و محكوم كنيم اينا رو حالا چي به حق يا به ناحق . وقتمون صرف انتقاد و صدور حكم عليه وهابيون و دشمنان شيعه و مهم تر از اون شناساندن اين اقوام پليد به جهانيان كنيم . اونا دارن با اين كارهاشون اسلام را بين مردم جهان دين خشونت معرفي مي كنند و ميليارد ها مسلمان هم با سكوتشان مهر تاييدي برايشان شدند در جهان [/b] [b]من مي گم تموم دنيا كه دست به دست هم دادند تا شيعه را تخريب كنند حالا به هر بهانه اي ديگه من و ما نوعي كمك حالشون نباشيم [/b] [b]بياييم فرق بين يك شيعه و يك وهابي را به زبانهاي مختلف به جهانيان معرفي كنيم به جهانيان ثابت كنيم شيعه جان مي دهد خون مي دهد و متحمل سختي و رنج فراوان مي شود ولي هرگز حاضر نمي شود قطره اي خون به ناحق حتي از دشمنانش را بر زمين بريزد برعكس وهابي ملعون - جان مي گيرد و خون مي ريزد و ظلم مي كنم اونم به مردم بي دفاع و مظلوم و محروم فقط براي رضايت اربابان ملحد و جنايتكار خود شيعه در بدترين حالات و سخت ترين مشكلات براي همه آرزوي هدايت و زندگي مي نمايد وهابيت در راحت ترين حالت و بهترين شرايط براي شيعيان مرگ و كشتار را تقديم مي نمايد .[/b] [b] در هر صورت موفق باشيد يا علي عليه السلام [/b] پاسخ به: همه چيز درباره نهم ربيع الاول - عبدالرحمن - ۲۰/دی/۹۲ ۰:۳۴ این بحث احتمالا به جایی نرسه ولی برادر من اگر سر امام حسین رفت بالای نیزه ها دو عامل باعث شد اول بی تفاوتی و حماقت خودی ها دوم خباثت بنی امیه ما از خودی ها زیاد ضربه خوردیم و نمیخوام براشون حکم تیر صادر کنم اگر این خودی ها منافق نباشن و اسلام براشون مهم باشه که نباید ناراحت بشن (مثل شما که ناراحت نمیشی) ولی اگر منافق باشن باهاشون کاری نداریم |