تالار گفتگوی بیداری اندیشه
آبراهام لینکلن و آخرین جنگ صلیبی - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: افشای صنعت سرگرمی (/forum-25.html)
+--- بخش: صنعت سینما و هالیوود (/forum-26.html)
+--- موضوع: آبراهام لینکلن و آخرین جنگ صلیبی (/thread-30856.html)



آبراهام لینکلن و آخرین جنگ صلیبی - عبدالرحیم - ۱/بهمن/۹۲ ۱۴:۰۹

بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: 80300_P9XSrwIl.jpg]

بیست و هفتمین فیلم درباره شانزدهمین رییس جمهوری آمریکا را استیون اسپیلبرگ با فیلمنامه ای از تونی کوشنر ( که فیلمنامه "مونیخ" را هم برای او نوشته بود ) براساس قسمتی از کتاب دوریس گودوین ساخته است.

درباره آبراهام لینکلن مجموعه ای از فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی و همچنین انیمیشن ساخته شده که اولین آنها به سال 1908 بازمی گردد و معروفترین آنها ، "آبراهام لینکلن" (دیوید وارک گریفیث- 1930) و "آقای لینکلن جوان" ( جان فورد – 1939) بود. اگرچه دو فیلم یاد شده اصل زندگی لینکلن را در قاب دوربین قرار می دادند.

اما فیلم "لینکلن" به کارگردانی استیون اسپیلبرگ در واقع سومین فیلمی است که در سال 2012 درباره این رییس جمهوری مورد علاقه هالیوود ساخته شد. دو فیلم دیگر با مایه های نیمه فانتزی ("آبراهام لینکلن : شکارچی خون آشام" ساخته تیمور بکمامبتوف و "لینکلن علیه زامبی ها") آثار قابل قبول تری نسبت به ساخته اسپیلبرگ به نظر آمدند.

ان شاءالله ادامه دارد...



پاسخ به: آبراهام لینکلن و آخرین جنگ صلیبی - عبدالرحیم - ۲/بهمن/۹۲ ۰:۱۷

بسم الله الرحمن الرحیم

در فیلم "آبراهام لینکلن : شکارچی خون آشام" ، با لینکلنی مواجهیم که پدر و مادرش توسط خون آشام ها به قتل رسیده اند و او عهد کرده که انتقام آنها را از خون آشام ها بگیرد. در این مسیر یک خون آشام به اصطلاح خوب ( که به خاطر دفاع از همسرش ، ناخواسته خون آشام شده و همیشه هم قصد انتقام از خون آشام ها را در سر می پرورانده ) وی را یاری می رساند.

از جمله اینکه رد خون آشام ها را به وی می شناساند تا با استفاده از سلاح هایی که خود در اختیار لینکلن گذارده ، آنها را نابود سازد. کاری که خودش به دلیل ماهیت خون آشامی قادر به انجام نیست. این درگیری و انتقام از خون آشام ها به زمان ریاست جمهوری آبراهام لینکلن و جنگ های انفصال نیز ادامه می یابد و در آنجاست که خون آشام اصلی با پیوستن به صفوف ارتش جنوب قصد شکست و نابودی لینکلن را دارد و حتی سلاح های ضد خون آشام ارتش شمال را نابود می سازد ولی لینکلن خود وارد میدان شده و با تدبیری هوشمندانه ، سلاح های مخصوص را ( که از قاشق و چنگال های سربی تشکیل شده اند) با قطار به میدان جنگ رسانده و با ارتش جنوب که بخش بزرگی از آنها را خون آشام ها تشکیل می دهند ، نبرد می کند.
[تصویر: 1346770784_henry-jackman-abraham-lincoln...dtrack.jpg]


در فیلم "آبراهام لینکلن علیه زامبی ها" ، لینکلن در جنگ های انفصال ، با کشته شدگان ارتش جنوب که به زامبی تبدیل شده اند ، مواجه است و باید با آنان بجنگد.

فیلم درباره لینکلن سال گذشته رابرت رد فورد به نام "توطئه گر" به ماجراهای پیرامون قاتلین رییس جمهوری و دادگاهی که برای محاکمه مری سورات (صاحب مهمانخانه محل جلسات گروه ترور لینکلن) تشکیل شده بود، پرداخت و به گونه ای تاثیرگذار تقابل عدالت و مصلحت را به تصویر کشید این در حالی است که فیلم 150 دقیقه ای اسپیلبرگ تنها به تلاش های آبراهام لینکلن برای گنجاندن اصلاحیه برابری نژادی در قانون اساسی ایالات متحده می گذرد.
دقایق طولانی و کسالت بار کوشش لینکلن و همکارانش برای جلب نظر سناتورهای مجلس نمایندگان جهت رای مثبت به اصلاحیه یاد شده ، کاملا فیلم را از نفس می اندازد و این در سینمای اسپیلبرگ که بیش از هر چیز به قصه و ریتم اهمیت می دهد ، کاملا غیر منتظره است ، گویی وی اصلا حوصله پرداخت بهتر و بیشتر داستان را نداشته و یا مطمئن بوده که فیلم در هر صورت در زمره آثار اسکاری قرار می گیرد!

اسپیلبرگی که حتی در ضعیف ترین فیلم هایش مانند "هوک" یا "همیشه" و یا "اگه می تونی منو بگیر "، خلاقیت هایی دیده می شود اما در فیلم "لینکلن" زحمت خلق کوچکترین لحظه به یاد ماندنی را به خود نداده است.

ورودی فیلم در میانه جنگی خونین و تن به تن مابین سربازان ارتش شمال (اتحادیه) و نیروهای جنوب (کنفدراسیون) باز می شود و سپس به بازگویی خاطرات یکی از این سربازان سیاه پوست از نبردی که سفیدپوستان جنوب تمامی سیاه پوستان اسیر را قتل عام کرده اند می رسیم که با ادامه صحنه متوجه می شویم که او و دوستش در جببه های جنگ مشغول تعریف خاطرات خود برای رییس جمهوری یعنی آبراهام لینکلن هستند. در این صحنه دوربین ابتدا از پشت سر ، تصویر لینکلن را در کادر دوربین دارد و سپس با قطع نما ، به روبروی او می رسد تا تماشاگر دریابد آنکه اینگونه ، سربازان با احترام و افتخار برایش سخن می گویند ، آبراهام لینکلن است.

این نوع ورودی سینمایی ، حکایت از ساخت و پرداخت یک شخصیت اسطوره ای در ادامه فیلم ندارد ، بلکه انتظار شخصیتی عادی و معمولی در سطح همان سربازان و افسران ارتش می رود ، به همان گونه که در فیلم "لینکلن" ، تصویر شده است. ( اگر چنانچه دوربین با یک تراکینک جانبی از پشت سر لینکلن به روبروی او می رسید ، چنین انتظاری از پرداخت شخصیت لینکلن می رفت ).

در واقع لینکلنی که در فیلم استیون اسپیلبرگ به تصویر کشیده شده ، پیش از آنکه متکی به خود و عزم و اراده اش برای پیشبرد اهداف خود داشته باشد ، به دیگران و حتی مخالفان خود نیاز دارد. به واقع در این فیلم ، به هیچوجه شمایلی مستقل و مقتدر از آبراهام لینکلن به چشم نمی خورد . چنین شخصیت نه چندان متکی به نفس و مقتدر حتی در نوع بازی دانیل دی لوییس نیز جلوه می کند ، آنچه که به هیچوجه طرفداران این رییس جمهوری محبوب تاریخ ایالات متحده آمریکا را راضی نکرد.

به نظر می آید قصد اسپیلبرگ از ایجاد چنین شخصیتی برای آبراهام لینکلن ، خلق کاراکتری بوده که بتواند برای امروز ایالات متحده الگو و کارامد باشد و نه شخصیتی افسانه ای و دست نیافتنی که تنها به درد تاریخ و کتب تاریخی بخورد و بس! در واقع لینکلن استیون اسپیلبرگ لینکلنی کاربردی به خصوص برای این زمان دولتمردان آمریکا و در همین شرایط خاص و دشوار کنونی جهانی به حساب می آید که از جهت فرمیک شباهت هایی با دوران جنگ های انفصال آمریکا دارد.

پس از صحنه افتتاحیه ، میان نویسی حکایت از تاریخ ژانویه 1865 و گذشت دو ماه از دومین دوره ریاست جمهوری آبراهام لینکلن دارد ، زمانی که 4 سال از جنگ های انفصال گذشته و لینکلن پس از صدور اعلامیه الغای برده داری ، اینک می خواهد تا اصلاحیه ای به نام اصلاحیه سیزدهم را در این مورد به تصویب مجلس نمایندگان برساند تا برده داری به طور رسمی در قانون اساسی آمریکا ملغی گردد. آنچه که حتی همسر ( مری تاد با بازی سالی فیلد ) و دوستانش مانند ویلیام سوارد (وزیر کشور با بازی دیوید استارثیرن) نیز برنمی تابند و چنین اصلاحیه ای را مایه شکست و بدنامی لینکلن می دانند .

چنانچه براین باورند اساسا این اصلاحیه که بایستی حداقل دو سوم آرای نمایندگان مجلس را بدست آورد ، هرگز نخواهد توانست به این میزان دست یابد. اما لینکلن برای ارائه و تصویب اصلاحیه سیزدهم پافشاری می کند و در مقابل دوستانش که این اصلاحیه را مانع از پایان جنگ خانمان سوز با جنوب قلمداد می نمایند ، استدلال می کند که تصویب قانون و اصلاحیه فوق ، مقدم بر پایان جنگ است.

ان شاءالله ادامه دارد...