تالار گفتگوی بیداری اندیشه
برای فرار از کمین شیطان بخوان! (پیشگیری و مقابله) - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html)
+--- بخش: دشمن شناسی در اسلام (/forum-24.html)
+--- موضوع: برای فرار از کمین شیطان بخوان! (پیشگیری و مقابله) (/thread-327.html)



برای فرار از کمین شیطان بخوان! - SAEED_KOSAR - ۸/آذر/۸۹ ۱۹:۳۶

برای فرار از کمین شیطان بخوان!



از همه مهم تر اين است كه وقتي نام تو را مي شنوند با صداي بلند صلوات ميفرستند و من چون ثواب صلوات را مي دانم، از ناراحتي فرار مي كنم؛ زيرا طاقت ديدن ثواب آن را ندارم.



روزي شيطان در گوشه مسجد الحرام ايستاده بود. حضرت رسول صلي الله عليه و آله هم سرگرم طواف خانه كعبه بودند. وقتي آن حضرت از طواف فارغ شد، ديد ابليس ضعيف و نزار و رنگ پريده، كناري ايستاده است.

فرمود: اي ملعون! تو را چه مي شود كه چنين ضعيف و رنجوري؟!

گفت: از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم.

فرمود: مگر امت من با تو چه كرده اند؟

گفت: يا رسول الله! چند خصلت نيكو در ايشان است، من هر چه تلاش ‍ مي كنم اين خوي را از ايشان بگيرم نمي توانم.

فرمود: آن خصلت ها كه تو را ناراحت كرده كدامند؟

گفت: اول اينكه هرگاه به يكديگر مي رسند سلام مي كنند و سلام يكي از نام هاي خداوند است. پس هر كه سلام كند حق تعالي او را از هر بلا و رنجي دور مي كند و هر كه جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او مي گرداند.

دوم اينكه، وقتي با هم ملاقات كنند به هم دست مي دهند و آن را چندان ثواب است كه هنوز دست از يك ديگر برنداشته حق تعالي هر دو را رحمت مي كند.

سوم، وقت غذا خوردن و شروع كارها بسم الله مي گويند و مرا از خوردن آن طعام و شركت در آن دور مي كنند.

چهارم، هر وقت سخن مي گويند: ان شاءالله بر زبان مي آورند و به قضاي خداوند راضي مي شوند و من نمي توانم كار آنها را از هم بپاشم، آنان رنج و زحمت مرا ضايع مي كنند.

پنجم، از صبح تا شام تلاش مي كنم تا اينان را به معصيت بكشانم. باز چون شام مي شود، توبه مي كنند و زحمات مرا از بين مي برند و خداوند به اين وسيله گناهان آنان را مي آمرزد.

ششم، از همه اينها مهم تر اين است كه وقتي نام تو را مي شنوند با صداي بلند صلوات ميفرستند و من چون ثواب صلوات را مي دانم، از ناراحتي فرار مي كنم؛ زيرا طاقت ديدن ثواب آن را ندارم.

هفتم هم اینکه ايشان وقتي اهل بيت تو را مي بينند، به ايشان مهر مي ورزند و اين بهترين اعمال است.

پس حضرت روي به اصحاب كرده و فرمودند: هر كس ‍ يكي از اين خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است.



پیشگیری و مقابله با عملیات شیطان و چگونگي پيروزي بر آن - MESSENGER - ۲۷/اسفند/۸۹ ۰:۵۵

1. يكي از بهترين راههاي مقابله پيروزمندانه با شيطان اين است كه انسان هميشه به ياد خدا باشد و هيچگاه و در هيچ شرايطي خدا را فراموش نكند و او را در همه حال بر خود ناظر و در همه جا حاضر ببيند. هرگاه انسان همواره به ياد خدا شد قلب او نوراني مي‎گردد و شيطان همانند شب پره (خفاش) همواره در تاريكي قدرت پرواز دارد و هميشه از نور وحشت مي‎كند و از او فرار مي‎نمايد. لذا در برخي از احاديث از رسول خدا _ صلّي الله عليه و آله _ نقل شده كه فرمود: شيطان وقتي مي‎خواهد پا بر قلب انسان بگذارد، اگر آن فرد خدا را ياد كند و به ياد خدا باشد شيطان بلافاصله خود را كنار مي‎كشد وقتي انسان دوباره از ياد خدا غافل شد شيطان دوباره به سراغ او مي‎آيد.[1] از اين روايت به خوبي معلوم مي‎شود كه ياد خدا بهترين راه نجات از شر شيطان است.
2. شيطان مثل مگس است، همان طور كه هر اندازه بدن و اعضاي بدن و محيط زندگي انسان به ناپاكي آلوده باشد و بهداشت محيط مراعات نشود پشه بيشتر هجوم مي‎آورد و باعث ايجاد امراض گوناگون براي انسان مي‎شود و در مقابل هر اندازه بهداشت بيشتر مراعات شود و بدن و محيط زندگي تميزتر باشد اذيت و آزار پشه كمتر است. شيطان نيز چنين است هر اندازه روح و جان انسان آلوده‎تر باشد شيطان بيشتر تلاش مي‎كند تا از آلودگي روح انسان استفاده كرده و امراض گوناگوني نفساني را براي انسان به وجود آورد. و در مقابل روح انسان هر اندازه پاكيزه‎تر باشد در برابر شرارت‎هاي شيطان بيشتر مي‎تواند مقاومت كند بنابراين يكي از بهترين راههاي غلبه بر شيطان پاكيزه نگاه داشتن روح انسان است و اخلاص يكي از راههاي تأمين طهارت روح انسان است و چون شيطان خود اعتراف كرده كه بر افراد خالص نمي‎تواند نفوذ كند لذا در قرآن كريم از شيطان چنين نقل شده است: (فبعزتك لاغوينّهم اجمعين ـ الا عبادك منهم المخلصين)[2] يعني به عزت تو سوگند مي‎خورم كه البته همه را گمراه مي‎كنم جز بندگان پاك شده و خالص شدة تو را .
از اين آيه به خوبي معلوم مي‎شود كه از راه كسب اخلاص انسان مي‎تواند به شيطان غلبه كند لذا عارف بزرگ حضرت امام خميني نيز در اين باره مي‎گويد: شيطان سگ درگاه خداست اگر كسي با خدا آشنا باشد به او عوعو نكند و او را اذيت نكند، پس اگر ديدي شيطان با تو سروكار دارد بدان كارهايت از روي اخلاص نيست و براي خدا نيست.[3]

3. يكي از راههاي غلبه بر شيطان آن است كه انسان تلاش كند به وسوسه هاي شيطان توجه ننمايد و به آن عمل نكند.
به تدريج شيطان از او دست برمي‎دارد و متوجه مي‎شود كه ديگر قدرت نفوذ در آن شخص را ندارد، امام خميني با استناد به روايات متعدد در اين باره مي‎گويد: البته وقتي مدتي مخالفت او را (شيطان را) كردي و اعتناي به وسواس او نكردي، طمعش از تو بريده مي‎شود و حالت ثبات و طمأنينه نفس، عود مي‎كند، ولي در خلال اين مخالفت، تضرع و زاري به درگاه حق تعالي كن و از شر آن ملعون و شر نفس به آن ذات مقدس پناه ببر و استعاذه نما به ذات مقدس، البته دست‎گيري از تو مي‎فرمايد چنان که در اولياء بدين معنا اشاره شده است.

4. همان طوري كه در جهاد اصغر در ميدان نبرد يك سرباز بايد همواره در حال آماده‎باش كامل باشد و اگر لحظه‎اي غفلت و سهل‎انگاري كند به دست دشمن اسير شده و از پاي در مي‎آيد در ميدان جهاد اكبر (رزم با شيطان) نيز انسان بايد همواره در حال آماده‎باش قرار داشته باشد و اگر لحظه‎اي غفلت كند مورد هجوم شيطان قرار گرفته و به دست او اسير مي‎گردد بنابراين يكي از راه‎هاي غلبه بر شيطان آن است كه انسان از غفلت دوري كند و همواره بكوشد كه كاري نكند كه زمينه را براي حمله شيطان فراهم سازد. و در حال نبرد و مقاومت مستمر باشد.
5. يكي از بهترين راه‎هاي غلبه بر شيطان آن است كه انسان به قرآن و ادعيه روي آورد و هميشه با آن مأنوس باشد و برخي از دعايي را كه در مفاتيح آمده بخواند. شهيد مطهري در اين باره مي‎گويد: يكي از راه‎هاي چاره عمل و عبادت است مخصوصاً زياد قرآن بخواند و ذكر خداوند بگويد اين ذكرها مفيد است: (لا حول و لا قوة الا بالله)، (توكلت علي الحي الّذي لا يموت، والحمد لله الّذي لم يتخد صاحبة و لا ولداً و لم يكن له شريك في الملك و لم يكن له ولي من الذّل و كبّر و تكبيراً‌) بهرحال روح انسان و قلب انسان اگر زياد به ياد خدا باشد سوسوها كه وسوسه‎هاي شيطاني است زايل مي‎شود.[4]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. آيت الله مظاهري حسيني، جهاد با نفس، ج 4، 3، نشر انجمن اسلامي فرهنگيان قم، 1377 ش.
2. ملامحسن فيض كاشاني، راه نجات با ترجمه رضا رجب‎زاده نشر پيام آزادي چاپ اول سال 1364 ش.
3. جواد ملكي تبريزي، لقاء الله، انتشارات هجرت، چاپ 2 سال 1369 ش.
4. علامه سيد محمد حسين طهراني، رسالة لبّ اللباب، انتشارات حكمت، 1366 ش.[1] . طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، قم، نشر مؤسسة مطبوعات اسماعيليان، 1371 ش، ج 20، ص 398.
[2] . ص/ 38.
[3] . امام خميني، چهل حديث، نشر مؤسسه آثار امام خميني، 1371 ش، ص 52.
[4] . مطهري، مرتضي، مجموعه مقالات، قم، نشر دفتر انتشارات اسلامي، 1362 ش، ص 270، مقاله 14.



پیشگیری و مقابله با عملیات شیطان! - MESSENGER - ۲۸/اسفند/۸۹ ۲:۳۱

شیطان موجودی شرور و فریبکار است. و در برابر خداوند؛ متکبّر، ناسپاس، عصیانگر و ... بوده و نسبت به بندگان الهی حسود و بی وفاست.از اینرو ملعون و مطرود درگاه الهی و در زمره ی کافران قرار دارد. فراموشی یاد خدا و غفلت و آرزوهای طولانی و ... را به عنوان اسباب طمع شیطان در منحرف ساختن انسان می دانیم.
انسانها در مقابل وسوسه های شیطان به چند نمونه عمل می کنند:
الف. اهل بیت: و مخلصین به شدّت با شیطان مخالفت کرده و او را به زانو در می آورند.
ب. همچون کافران و منافقان با دل سپردن به شیطان و رضایت دادن و عمل کردن([1]) به فرامین او خود را در اختیارش درآورده و تحت ولایتش در می آیند.
ج. دسته ی دیگر از انسانها که نه به حدّ اولیای الهی میرسند و نه چون منافقان و کافران تنزّل می یابند؛ بلکه همواره در میدان جنگ و مبارزه با شیطان بوده و با وجود زخم هایی که در این مبارزه بر میدارند، تسلیم او نمیشوند. آنهایی که محبّ اهل بیت: هستند، اگر در اثنای جدال مرگشان فرا رسد، شهید به حساب می آیند: من مات علی حبّ آل محمد مات شهید([2])
راههای پیشگیری از نفوذ شیطان به دو دسته علمی و عملی تقسیم میشود:
پیشگیری علمی؛ ارزش اعمال انسان به آگاهی اوست. بالا بردن سطح معارف دینی و شناسایی دشمنان گام اصلی در این مبارزه به شمار می آید. همین منظور لازم است که شناخت خود را درباره ی خداوند تقویت و تحکیم بخشیم:

1. شناخت خداوند:
الف. خداوند؛ منشأ همه ی نعمت ها و تحقق نیکی هاست.([3]) و در مقابل شیطان سرچشمه ی همه ی بدیها و بدبختی ها است، همچنان که گویا وجه تسمیه ی او همین است.
ب. خداوند شنوا و داناست؛ این توجه و اعتقاد عاملی بازدارنده در برابر فحشا و منکر است.([4]) نهی خداوند در آیه 21 سوره ی نور از پیروی شیطان، هشدار می دهد که خدا شنوا و داناست. اگر انسان بداند که خداوند استعاذه ی او را در مقابل شیطان شنیده و استجابت میکند و او را در جنگ با شیطان پیروز میگرداند، همت و تلاش بیشتری خواهد کرد.
ج. خداوند عزیز و حکیم است؛ توجه به عزت و حکمت الهی و رجوع امور به خداوند یعنی یاد معاد([5]) میتواند باعث تقویت روح عبد در مقاومت و مبارزه با شیطان باشد. زیرا در آیات 208 تا 210 سوره ی بقره بعد از نهی از تبعیت شیطان، انسان را متوجه عزیز و حکیم بودن خدا کرده و بازگشت همه چیز را به سوی او بیان میدارد که توجه به اینها زمینه ی تسلیم در مقابل خدا و پرهیز از پیروی شیطان را فراهم میکند.

2. شناخت شیطان:
شیطان ترغیب کننده به فساد و تباهی است.([6]) و هرکس که شیطان را دوست خود بگیرد، دستخوش زیانی آشکار شده است.([7]) برای شناخت شیطان ابتدا عواقب وحشتناک تبعیت او را بیان کرده و سپس به مراتب وسوسه های او و بیان نمونه ای از آن وسوسه ها می پردازیم:
الف. توجه به عواقب سوء تبعیت از شیطان
1. عذاب دردناک ظالمین را به دنبال دارد، چون عملی ظالمانه است.([8])
2. ملامت اخروی را در پی دارد.([9])
3. موجب هم سخنی با او([10]) و اشتراک در چشیدن عذاب([11]) است.
4. و در نهایت دوزخ جایگاه حتمی آنان است([12]) و از این دوزخ راه فراری نیست.([13])
ب. توجه به مراتب وسوسه ی شیطان
اگر چه سعی شیطان براین است که انسان را به بالاترین مرتبه ی گمراهی یعنی کفر و انکار خدا بکشاند، ولی وسوسه های خود را از مرتبه ی پایین و به ظاهر کم اهمیت آغاز کرده و در صورت موفقیت به مراتب بالاتر اقدام میکند که به بیان آن می پردازیم:
1. تشویق به مهم برای ترک اهم؛ اشتغال انسان به کار خیر و در نتیجه بازماندن کارهای مهمتر.
2. افراط در مباحات؛ افراط در کارهایی که ثواب و عقاب ندارد، چون خواب زیاد، خوردن و آشامیدن مفرط و ... که نتیجه ی آن تضییع عمر و بازماندن از کارهای مفیدتر که در نیل به تکامل مؤثر است.
3. ارتکاب گناهان صغیره؛ وسوسه به انجام گناه کوچک، برای از بین بردن قبح گناه در نظر انسان.
4. ارتکاب گناهان کبیره؛ آنگاه که قبح گناه از بین رفت، وسوسه به انجام گناهان کبیره شروع میشود. و چون گناه فاصله ای میان انسان و خداوند است، تلاش شیطان برآن است که این فاصله را بیشتر کند.
5 . بدعت در دین؛ این کار پیروی از شیطان است. و اگر او در این مرتبه موفق شود، در واقع انسان را به کفر و شرک سوق داده است.
6 .کفر و شرک؛ کفر و انکار خدا یا شرک و دشمنی با ذات اقدس حق و پیامبر اکرم9 و جانشینان آن حضرت9 بزرگترین پیروزی را نصیب شیطان کرده و برای رسیدن به این نتیجه ی نهایی تا آخرین لحظات عمر انسان، آرام نمی نشیند و وقتی به این مرتبه رسید، کافران و مشرکان را از جمله لشکریان خود میشمارد.([14])
ج. نمونه ای از وسوسه های شیطان
شیطان از عبادت بندگان صالح ناخشنود میشود و هدفش جلوگیری از یاد و ارتباط با خداست. و چون نماز بهترین وسیله ی ارتباط مخلوق با خالق مهربان می باشد، او کسانی را که ایمان قوی نداشته و از این ارتباط معنوی لذت نبرده اند را به ترک نماز وسوسه میکند. افراد با ایمان را نیز در نماز و مقدمات و شرایط آن به وسوسه می اندازد. و یا آن¬قدر آنها را مشغول مقدمات و شرایط نماز ـ طهارت، نجاست، نیت، قرائت و ... ـ میکند که از درک و کسب فضیلت آن باز میدارد. همچنین آنها را که عقیده شان قدری محکمتر است به تأخیر از اول وقت وسوسه می کند. و زمانی نیز با عقاید مردم بازی میکند تا احکام الهی را در نظرشان ناچیز و بیهوده جلوه دهد و آنها را بر انجام گناه جرأت ببخشد و در عباداتشان بی میل سازد.([15])
پیشگیری عملی
در آیات و روایات، راه هایی برای مقابله و مبارزه با شیطان بیان شده که جنبه ی کاربردی دارد:
1و2. ایمان و توکل:
ایمان به خدا و آیات او مانع ولایت و حاکمیت شیاطین بر انسانها می شود: [16])
﴿... إنّا جعلنا الشّیطان أولیآء للّذین لایؤمنون﴾([17])؛ شیطان بر آنها که در حصن ایمان سنگر گرفته و بر خدا توکل کرده اند، هیچ گونه سلطه ای نخواهد داشت: ﴿إنّه لیس له سلطان علی الذین ءامنوا وعلی ربّهم یتوکّلون﴾([18])؛ توکل حالتی از احوال دل است که ثمره ی ایمان به توحید می باشد. یعنی اعتماد به وکیل و آرام گرفتن به واسطه ی او.([19])
بنابراین توکل بر خدا عبارت است از وکیل گرفتن خدا بر خود و خود را به طور کامل در اختیار او قراردادن و همه ی کارها را به او سپردن و در همه ی کارها فرمانبردار او بودن. پس هر که بر خدا توکل کند، خدا همه کاره ی او میشود و آنچه را که او آرزو میکند، خدا همان را برایش میخواهد، البته آنچه را که فطرتش مایه ی سعادت دنیا و آخرت تشخیص میدهد.([20])
در اینجا سزاوار است تعریف توکل را از متوکّل صادق، امام کاظم7 بشنویم: وقتی از امام7 درباره ی آیه ی ﴿... من یتوکّل علی الله فهو حسبه...﴾([21]) سؤال شد، امام7 فرمودند: توکل درجاتی دارد، یکی از آنها این است که در تمام امور بر خدا توکل و اعتماد کنی و راضی باشی به آنچه خدا نسبت به تو انجام میدهد و بدانی که خدا از هیچ خیر و فضل و بخششی در حق تو دریغ نمیکند...([22])

راه تحصیل توکل؛ برای تحقق توکل علم به صفات جمالیه و جلالیه لازم است.
با توجه به آیات شریفه ی قرآن که همراه با طرح توکل، خداوند را با یکی از اسماء حسنایش می ستاید، میتوان دریافت که علت توکل بر خدا؛ وحدانیت،([23]) ربوبیت،([24]) رحمانیت،([25]) علم مطلق،([26]) عزت و حکمت،([27]) هادی بودن،([28]) حکم قاطع در جمیع امور داشتن،([29]) رجوع همه ی امور به او،([30]) زنده ی همیشگی،([31]) خالقیت،([32]) مالکیت،([33]) کافی بودن برای توکل کننده و ... میباشد.
راه کسب توکل سعی در تقویت این اعتقادات است. و کسی که خدا را بشناسد، محال است بر او توکل نکند، همانطور که اگر او را نشناسد، توکل نیز نخواهد کرد.

3. استعاذه:
به معنی درخواست پناهگاه از خداوند است، که این گاه تکوینی است و گاه تشریعی. همان گونه که در سوره ی فلق اشاره شد برای دفع شرور طبیعی باید از پناهگاه تکوینی خدا استفاده کنیم،
و آن عبارت از: مجموعه قوانین و سنن الهی که به صورت علل و عوامل طبیعی در نظام آفرینش برقرار شده است. و برای مصون ماندن از شرور نفسانی آنگونه که سوره ی ناس نیز فرموده باید از پناهگاه تشریعی خدا استفاده کرد و آن عبارت از: مجموعه تعالیم الهی است که به عنوان مبانی اعتقادی و برنامه های تربیتی در شرع مقدس، مقرر گردیده است.
اصولاً توحید اقتضا میکند که انسان برای جلب نفع و خیر از خدا کمک بطلبد و کارهایش را با بسم الله شروع کند، و برای دفع ضرر و شر نیز از او کمک بخواهد و کارهایش را با اعوذ بالله آغاز نماید. زیرا طبق بینش توحیدی هیچ مؤثری در عالم وجود نیست؛ مگر خدا([34]) و هیچ حرکت و نیرویی نیست؛ مگر به خدا([35]) و به طور استقلال از دیگران هیچ کاری ساخته نیست، بلکه همه کارگزار اویند.
البته باید استعانت و استعاذه از سر صدق باشد، همانگونه که به گاه اعلام خطر، گفتن جملهئ ی من به پناهگاه می روم مشکلی را حل نمی کند، بلکه باید به سمت پناهگاه رفت و در آن قرار گرفت.([36]) ﴿وإمّا ینزغنّک من الشیطان نزغ فاستعذبالله إنّه سمیع علیم﴾([37]) امر شده به خدا پناه برد و با تمام دل و جان به سمت حق رو کرده و از او استمداد جوید که همین استعاذه ی واقعی است.([38])
چنانکه بیان شد قرآن کریم دستور به استعاذه از شیطان؛ آن موجود وسوسه انگیز را میدهد: ﴿و امّا ینزغنّک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله...﴾([39]) و نیز استعاذه از شرور نفسانی: ﴿قل اعوذ بربّ الناس...﴾ و شرور طبیعی: ﴿قل اعوذ بربّ الفلق...﴾ که از حساسیت بیشتری برخوردارند را میدهد. معصومین: نیز موارد متعددی را گوشزد کرده که در واقع هشداری برای انسان است که به هنگام خطر، سریعاً خود را در حصن حصین الهی قرار دهد تا در امان بماند.([40])

4. یاد خدا:
یاد خدا به انسان بصیرت داده و او را از وسوسه ها دور نگه میدارد([41]) و راه نفوذ شیطان را می بندد: ﴿...تذکّروا فإذاهم مّبصرون﴾([42]) حضرت صادق7 نیز می فرمایند: شیطان قدرت بر وسوسه انسان را ندارد، مگر وقتی که از یاد خدا اعراض کرده باشد.([43]) امیرالمؤمنین7 ذکر خدا را موجب طرد شیطان میدانند: ذکرالله مطردة الشیطان([44])
بنا به فرمایش پیامبر اکرم9 ذکر حقیقی آن است که همراه با اطاعت خدا باشد و معصیت نکند؛ من اطاع الله عزوجل فقد ذکرالله وإن قلّت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن...؛ کسی که اطاعت خدا کند، ذکر خدا را کرده، اگرچه نماز و روزه و تلاوت قرآنش کم باشد و کسی که معصیت خدا کند، خدا را فراموش کرده اگرچه نماز و روزه و تلاوت قرآنش بسیار باشد.([45]) پس ذکر حقیقی؛ توجه باطنی به پروردگار متعال و او را در همه جا و همه حال حاضر و ناظر دانستن و خود را در محضر او دیدن است. چنین ذکری انسان را بیمه کرده و زمینه ی طاعت و عبادت خدا را فراهم کرده و از نفوذ شیطان پیشگیری میکند.

5. تقوا:
تحصیل ملکه تقوا و تحکیم آن، چشمان دل را بر وسوسه ی ابلیس بینا ساخته و از دام شیطان او را حفظ میکند: ﴿إن الذین اتّقوا إذا مسّهم طائف مّن الشّیطان تذکّروا فإذاهم مّبصرون﴾([46]) طائف به معنی طواف کننده است. گویا وسوسه های شیطانی همچون طواف کننده پیرامون روح و فکر انسان پیوسته گردش میکنند تا راهی برای نفوذ بیابد. به تعبیر لطیف آیةالله جوادی آملی این آیه، جان مؤمن را تشبیه به کعبه کرده که شیطان حتی اگر بخواهد در کسوت احرام دور کعبه دل طواف کند و از راه وسوسه در دل جا باز کند، متقین می فهمند که این شیطان است که در چنین کسوتی وارد شده، از این رو متذکر و بینا شده و دفع می کنند.([47])
شیطان بر روحی که با ایمان و تقوا قوی شده، نمی تواند تأثیر بگذارد؛ ولی دائماً منتظر فرصت است و برخی از هواهای نفسانی نظیر شهوت، غضب، حسد و انتقام را بر می انگیزد تا به هنگام فرصت مناسب در او نفوذ کرده و گمراهش سازد.
متقین وقتی از طرف شیطان احساس خطر کنند، ابتدا متذکر شده بینا می شوند، حذر می کنند، سالم می مانند و اگر هم گول خوردند، توبه و انابه میکنند.([48])

تفسیر تقوی
متقی و پرهیزگار بودن به زبان و ادعا نیست، بلکه به هنگام پیش آمد صحنه های گناه و شهوات و در مواقع حساس، پارسایی انسان متّقی مشخص می شود. حضرت امیر7 می فرمایند: عند حضور الشهوات واللّذات یتبیّن ورع الاتقیاء([49]) و بنا به فرمایش حضرت رسول9 همه ی تقوا به این است که آنچه را که نمی دانی، بیاموزی و آن چه را که می دانی، به کار بندی.([50]) پس چگونه است که خود را متقی و پرهیزگار به حساب می آوریم و حال آنکه بسا چیزها که می دانیم و عمل نمی کنیم؟!
خصایص متقین؛ الف. از زبان قرآن: [51]
1. آنکس که راستی آورد و آن را باور نمود.
2. ایمان به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران
3. اعطا و بخشش مال به نیازمندان در عین حال که آن را دوست دارد.
4. برپا داشتن نماز و دادن زکات.
5 . وفاداری به عهد.
6 . صبر و شکیبایی در سختی ها.
7. نیکوکاری.
8 . خواب کم در شب و استغفار در سحرگاه.

ب. از زبان روایت([52]):
1. کم خرج و کم زحمت ترین مردم دنیا.
2. کمک کارترین مردم به دیگران.
3. یادآورنده و به پادارنده ی امر الهی.
4. راستگویی.
5 . امانت داری.
6 . احسان و نیکی به دیگران.
7. بردباری و تحمل زیاد.
8 . اخلاص در کارها.
9. کوتاهی آرزو.
10. بهره گیری از فرصت ها و ...

6. انجام امور آزار دهنده ی ابلیس:
برخی کارها، موجبات آزردگی شیطان را فراهم ساخته و او را از انسان طرد می کند:

گفتن بسم الله؛
طبق روایتی از امام صادق7 به هنگام خوردن غذا که بسم الله می گویید، شیطان به یارانش می گوید: بیرون روید که نه از شام خبری است و نه از خواب.([53])

سجده و طولانی کردن آن؛
انجام سجده های مکرّر و طولانی، برای شیطان سخت و دشوار است. امام علی فرمودند: سجده را طولانی کنید، زیرا هیچ کاری بر ابلیس دشوارتر از آن نیست که فرزند آدم را در حال سجود ببیند، به همین جهت وقتی امر به سجده شد، نافرمانی کرد. ([54])

ذکر خدا و یاد اهل بیت:
راوی می گوید: شنیدم که امام علی فرمود: چیزی برای شیطان و سربازانش سخت تر از دیدار شما با یکدیگر نیست؛ آنگاه که دو مؤمن همدیگر را ملاقات می کنند و یاد خدا و فضایل اهل بیت: را بر زبان می آورند، بر گونه ابلیس هیچ پاره گوشتی نمی ماند، بلکه گونه ی او می ریزد تا آنجا که از شدت درد، روحش به استغاثه در می آید.([55])

وجود قرآن و تلاوت آن در خانه؛
رسول خدا9 فرمودند: چیزی برای شیطان سخت تر از قرائت قرآن با تأمل نیست و وجود قرآن در خانه، شیطان را دور می سازد.([56])

بانگ اذان؛
طبق روایت پیامبر بانگ نماز شیطان را فراری می دهد: إن الشیطان إذا یسمع النداء بالصلاة، هرب.([57])


تجدید دوستی و آشتی مؤمنین با یکدیگر؛
طبق روایتی از امام صادق وقتی دو مسلمان از هم دورند، ابلیس خوشحال است، ولی وقتی همدیگر را ملاقات می کنند، زانوی ابلیس سست و بندبندش پاره شده و فریاد می زند: ای وای بر من که سقوط و بدبختی به من آسیب رسانده است.([58])
احسان به دوستان اهل بیت:؛ امام صادق به اسحاق بن عمار فرمودند: أحسن یا اسحاق الی اولیائی ما استطعت...؛ ای ابا اسحاق تا می توانی به دوستان من نیکی کن، هیچ مؤمنی به مؤمن دیگر احسان نمی کند، مگر آنکه چهره ی ابلیس می خراشد و قلبش مجروح میگردد.([59])

7. تلاش برای قرار گرفتن در زمره ی افراد غیر قابل نفوذ شیطان:
به فرمایش امام صادق اثر گذارترین پیشگیری از نفوذ شیطان آن است که شیطان میگوید: پنج گروه اند که برایشان حیله و چاره ای ندارم، آنها عبارت اند از:
1. کسی که با نیت راستین چنگ در ریسمان خدا دارد و در تمام شؤون زندگی خود به او توکل میکند.
2. آنکه تسبیح و ذکرش شبانه روز ادامه دارد([60]) و از خدا غافل نمیشود.
3. کسی که بر برادر ایمانی خود می پسندد، آنچه را برای خویشتن می پسندد.
4. او که بر مصیبت وارده نمی نالد و شکوه نمی کند.
5 . کسی که به قسمت و روزی الهی راضی است و چندان دلبستگی به آن ندارد.([61])

حسن ختام:
اعتقاد به خدا، بازدارنده ی مؤثری برای انسان است تا او را از بدی ها و معاصی دور نگه دارد. نیز توجه به عزت و حکمت خدا و رجوع امور به ذات اقدس او می تواند باعث تقویت روح عبد در مقاومت و مبارزه با شیطان باشد. علاوه بر اینکه تقویت ایمان و توکل و تقوا در خود و استمرار یاد خدا و انجام امور آزار دهنده و طرد کننده شیطان و در نهایت استعاذه ی حقیقی به هنگام رسیدن شر و فساد از سوی شیطان، گام های مؤثّر و مفیدی برای پیشگیری از نفوذ او میباشد. به یاد داشته باشیم که این همه بدون توسّل به اهل بیت: و عنایت آن بزرگواران امکانپذیر نیست.

پی نوشت:
[1]. اکبر هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ج 5 ، ص 309 با برداشت از آیه ی ﴿ولتصغی إلیه أفئدة الّذین لایؤمنون بالأخرة ولیرضوه ولیقترفوا ما هم مقترفون﴾ ؛ انعام ﴿6﴾ : 113.
[2]. عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج 3، ص 403.
[3]. این نکته از کلمه ی احسن در آیه¬ی ﴿... وقد أحسن بی إذ أخرجنی من السّجن...﴾؛ یوسف ﴿12﴾ : 100.
[4]. همان، تفسیر راهنما، ج 12، ص 221، ش 21.
[5] . همان، ج 2، ص 49، ش 10 و ص 51 ، ش 12.
[6] . یوسف ﴿12﴾ : 100.
[7]. نساء ﴿4﴾ : 119.
[8] . تفسیر راهنما، ج 9، ص 78، ش 24.
[9]. طبق آیه ی شریفه ی 22 ابراهیم شیطان در روز قیامت به پیروانش میگوید: ﴿... فلا تلومونی ولوموا أنفسکم...﴾ ؛ مرا ملامت نکنید و خود را سرزنش کنید، چون من بر شما هیچ تسلطی نداشتم و فقط شما را دعوت کردم و شما هم پذیرفتید.
[10]. با استفاده از آیه 18 سوره اعراف: ﴿قال اخرج منها مذءوماً مّدحوراً لّمن تبعک منهم لأملأنّ جهنم منکم أجمعین﴾ تفسیر راهنما، ج 5 ، ص 484، ش 4.
[11]. ﴿ولن ینفعکم الیوم إذ ظّلمتم أنّکم فی العذاب مشترکون﴾ ؛ زخرف ﴿43﴾ : 39.
[12]. ﴿... لّمن تبعک منهم لأملأنّ جهنم منکم أجمعین﴾ ؛ اعراف ﴿7﴾ : 18.
[13]. ﴿أولئک مأواهم جهنّم ولایجدون عنها محیصاً﴾ ؛ نساء ﴿4﴾ : 121.
[14]. ر.ک؛ کریم برزگر، شیطان شناسی، ص 135 ـ 133.
[15]. همان، ص 194 و 195.
[16]. تفسیر راهنما، ج 5 ، ص 505 ، ش 18.
[17]. اعراف ﴿7﴾ : 27.
[18]. نحل ﴿16﴾ : 99.
[19]. ر.ک؛ محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج 2، ص 540 و 541 .
[20]. علامه طباطبایی1، تفسیر المیزان، ج 4، ص 115، ترجمه: سیدمحمدباقر موسوی همدانی.
[21]. طلاق ﴿65﴾: 3.
[22]. اصول کافی، باب التفویض الی الله والتوکل علیه، ج 2، ص 65 و بحارالانوار، ج 68 ، ص 129.
[23]. رعد ﴿13﴾ : 30.
[24]. هود ﴿11﴾ : 56 .
[25]. ملک ﴿68﴾ : 29.
[26]. اعراف ﴿7﴾ : 89 .
[27] . انفال ﴿8﴾ : 49.
[28] . ابراهیم ﴿14﴾ : 12.
[29]. یوسف ﴿12﴾ : 67 .
[30] . هود ﴿11﴾: 123.
[31]. فرقان ﴿25﴾: 58 .
[32]. زمر ﴿39﴾ : 62 .
[33]. نساء ﴿4﴾ : 171.
[34]. لا مؤثر فی الوجود الاّ الله.
[35]. لاحول ولا قوّة الاّ بالله.
[36]. همان، تسنیم، ج 3، ص 399.
[37]. اعراف ﴿7﴾ : 200 و فصلت ﴿41﴾ : 36.
[38] . همان، شیطان شناسی، ص 170.
[39]. اعراف ﴿7﴾ : 200.
[40]. ر.ک؛ محمدی ری شهری، میزان الحکمة، باب 3008.
[41]. محسن قرائتی، تفسیر نور، ج 4، ص 271، ش 6 .
[42]. اعراف ﴿7﴾: 201.
[43]. حاکم نیشابوری، مستدرک، ج 1، ص 178 و بحارالانوار، ج 72، ص 124.
[44]. همان، میزان الحکمة، باب 1340، ح 6427 .
[45] . همان، باب 1342، ح 6451 .
[46]. اعراف ﴿7﴾ : 201.
[47]. عبدالله جوادی آملی، حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، ص 146.
[48]. احمد مصطفی المراغی، تفسیر المراغی، ج 9، ص 151 و 152.
[49]. همان، میزان الحکمة، باب 4173، ح 22475.
[50] . تمام التقوی أن تتعلّم ما جهلت و تعمل بما علمت همان، ح 22479.
[51] . زمر ﴿39﴾: 33 و بقره ﴿2﴾ : 177 و ذاریات ﴿51﴾ : 19 ـ 15.
[52] . همان، میزان الحکمة، باب 4169، ح 22445 ـ 22443.
[53] . عن أبی عبدالله7 قال: إذا وضع الغذاء والعشاء فقل بسم¬الله فانّ الشیطان لعنه الله یقول لاصحابه أخرجوا فلیس هاهنا عشاء ولا مبیت... اصول کافی، ج 6 ، ص 23، ح 4.
[54] . همان، میزان الحکمة، باب 1745، ح 8279 .
[55] . وسائل الشیعه، ج 16، ص 347.
[56] . احمدبن فهد الحلّی، عدّﺓ الداعی، ص 290.
[57] . همان، میزان الحکمة، باب 76، ح 440.
[58]. لایزال ابلیس فرحاً ما هتجر المسلمان فإذا التقیا اصطکّت رکبتاه و تخلّعت اوصاله ونادی یاویله مالقی من الثبور اصول کافی، ج 2، ص 364، ح 7.
[59] . همان، میزان الحکمة، باب 863 ، ح 3985.
[60] . منظور؛ ذکر حقیقی است که مانع انجام گناه میشود، وگرنه طبق روایتی از پیامبر9 کسی که نماز و روزه و تلاوت قرآن زیاد دارد، ولی معصیت خدا را انجام میدهد، ذاکر نیست. همان، میزان الحکمة، باب 1342، ح 6451 .
[61] . همان، میزان الحکمة، باب 2016، ح 9401.

پدیدآورنده: زهرا کشمیری


سریعترین راههای وسوسه شیطان - وحید الف - ۱۲/فروردین/۹۰ ۱۷:۵۵

1.گل و خاک خوردن.
2.گل را به دست ریزه کردن.
3.ناخن را به دندان گرفتن.
4.ریش را جویدن.
5.تنها به سفر رفتن.
6.زدن سنج.
7.با دست چرب خوابیدن.
8.نپوشاندن عورت.
9.بلند گزاردن موی شارب و پشت ظهار(اطراف عورت) و زیر بغل.
10.دشنام دادن به یکدیگر.
11.زیادی مال.
12.غایت کردن(مدفوع)در قبرستان.
13.بول کردن در اب.
14.بول کردن در حال ایستاده.
15.با یک کفش راه رفتن(یک پا برهنه).
16.اشامیدن اب در شب در حال ایستاده.
17.در خانه تنها خوابیدن.
اعمالی که باعث اذیت شیطان می شود:
1.زیارت برادران مومن.
2.دو مومن با هم خدا را یاد می کنند.
3.فضایل اهل بیت.
4.قران خواندن از رو.
5.ملاقات دو مسلمان.
6.سجده طولانی.
7.صدقه به مومن.



RE: برای فرار از کمین شیطان بخوان! (پیشگیری و مقابله) - MESSENGER - ۱۲/فروردین/۹۰ ۲۳:۲۵

شیطان چگونه ما را فریب می‌دهد؟!
ارتباط شیطان با انسان از طریق دیدن و روبرو شدن نیست‌؛ بلکه از طریق ایجاد وسوسه‌، باعث انحراف افراد می‌شود؛
با ایجاد محبت به دنیا
محبت به مال‌، فرزند، مقام‌، شهوت‌، قدرت و...
گام به گام بنی‌آدم را به مسیر هولناک انحراف کشانده و آنها را از فضیلت‌ها دور می‌کند، تا جایی که هر فرد منحرف و فریب خورده‌، خودش یکی از عوامل شیطان شده‌، به انحراف افراد هم نوع خود می‌پردازد. آن چه را شاهدیم که هر روز افرادی در راه انحراف بشری کوشیده و باعث هلاکت دیگران در دنیا و آخرت می‌گردند، از همین مقوله است‌.
به بیان قرآن کریم‌، شیطان برای انحراف مردم از صراط مستقیم‌، مرحله به مرحله عمل می‌کند.

مرحلة اول‌:
کمترین زمینه را از دور به جانب خود ایجاد کرده و منتظر عکس العمل او می‌ماند.

مرحلة دوم‌:
وقتی شخص به این اشاره تمایل نشان داد، نزدیک‌تر شده و وارد محوطة وجود او می‌شود.

مرحلة سوم‌:
وقتی زمینه را مساعد دید، روی او کار می‌کند، تا جایی که او کارهای شیطانی را دوست داشته و بدین ترتیب وارد حزب شیطان می‌شود.

مرحلة چهارم‌:
پس از این که به حزب شیطان درآمد، ولایت شیطان را پذیرفته و تحت مدیریت او در می‌آید.

مرحلة پنجم‌:
وقتی اطاعت شیطان را پذیرفت‌، اعمال او تحت تأثیر این مدیر، چنان شیطانی می‌شود که خود او یک شیطان مجسم می‌گردد.

اما همان طور که می‌دانیم شیطان قسم یاد کرد که بنی آدم را منحرف خواهد کرد مگر مخلَصین را.
پس روشن می‌شود که راه خلاصی از شیطان و وسوسه‌های او اخلاص است‌.


امیدواریم در مسیر مستقیم‌، اخلاص و ایمان را چراغ راهمان قرار داده‌، شیطان و جنودش را همیشه نا امید گردانیم...