![]() |
|
جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: اصول عقاید شیعه (/forum-19.html) +--- موضوع: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) (/thread-34556.html) |
جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - مرهم - ۴/تیر/۹۳ ۰:۵۳ بسم الله الرحمن الرحیم همون طور که میبینید این تاپیک در راستای ادامه تاپیک قبلی هست که برای مدتی از نظر ها پنهان موند تا بتونیم شرایط مساعدی رو برای پرسش و پاسخ فراهم کنیم. برای ایجاد نظم و رسیدن به نتیجه مطلوب تصمیم گرفتیم قوانینی رو برای این تاپیک در نظر بگیریم . *مطرح کننده پرسش در این تاپیک فقط بنده حقیر هستم. و دوستانی که در خلال سوالها ،میبینند سوالی به ذهنشون رسیده که مطرح نشده . به طور پیام خصوصی به من میدن و سعی میشه با در نظر گرفتن تقدم و تاخر ها ، سوال رو اگر موجب دور شدن از بحث نمیشه حتما مطرح کنم. *پاسخ دهنده تاپیک هم فقط و فقط (تاکید میکنم فقط !) جناب سید ابراهیم هستن. باز اگر دوستانی جوابی به نظرشون رسید که جا داشت مطرح بشه میتونن به طور خصوصی با ایشون در میان بگذارند. قانون های پاسخ گویی 1.از هیچ گونه آیات و روایت و حدیث ئر پاسخگویی استفاده نمیشود. 2.جوابها باید مورد تایید قرار بگیرن اون هم از نظر عقلانی . سرازیر شدن خیل تشکر ها از منظر ما هیچ اعتباری ندارد. متن تاپیک قبلی که دوستانی درخواست داشتند مجدد نمایش داده شود: نقل قول:نمیدونم چه فکر کردی وقتی تیتر رو خوندی و اومدی تو ... اما خوش اومدی ... فقط امیدوارم الکی اینجا رو شلوغ نندازی و مقاومت نکنی...میگم موجود چون خودم به وجودش آوردم . با تخیلم. [/i]حالا قبول کردم که این موجود انتزاعی خیلی مهربونه خیلی قادره و کلی صفت دیگه براش گذاشتم. اون وقت میشینم دعا میکنم . که شاید این خدای انتزاعی اون رو به استجابت برسونه. این شاید یعنی تو ایمانم ضعیفم حالا دو حالت داره هر وقت شرایط زندگی بر حسب اتفاق جور شد دعای من به استجابت میرسه. هر وقت هم نشد که مثلا دعای من به استجابت نرسیده. اون وقت هم میگیم شاید حکمت خدای انتزاعی من نخواست. جالبه ...نه؟ یعنی اگر شاید رو نمی آوردی حتما دعات بر اساس قانون جذب به حقیق میپیوست . چقدر میتونی ادعا کنی که خدای تو حقیقیه و انتزاعی نیست؟ [/font] من نمیگم یقینا کل جهان حقیقی بی خداست . من دارم میگم کل جهانی که من توش زندگی میکنم بی خداست و من به معنای حقیقی یک ملحدم. تا جایی که من فهمیدم من دسترسی به خدای حقیقی ندارم .این که چرا دسترسی ندارم ؟ نمیدونماما میدونم اون خدایی که من بهش دسترسی دارم صداش میکنم خدا یک موجود انتزاعیه من در آوردیه. خداییش کی حس کردیم که خدا بهمون نظر کرده؟کی خدا رو حس میکنیم؟شاید بعد خوندن یه شعر رومانتیک - یا رفتن به یه فضایی که اسم خدا روش بوده یا بعد از نمازهات؟ میدونی چرا همچین حسی داری؟ چون بهت گفتن خدا بعد از نماز منتظرته... بر اساس این تلقین همچین حسی برات بوجود اومده. به وجود اومدن حس زیاد چیز سختی نیست. [font=Tahoma] حس کردن خدا یک تلقینه. تا حالا دیدید که یکی خیلی گناهکاره (نه روزه ای نه نمازی نه حجابی ...)اما همچین چیزی رو که طلب میکنه به دست میاره...؟ اما حالا یکی پیدا میشه همه فکر میکنن دیگه بهشتی اصیله... از ترس حقیقی بودن جهنم هی مراقب واجباتشه اما دعاهاش انگار نه انگار... بعد در توجیه میگه هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند... من این جمله رو بر اساس رحمانیت خدایی که در اموزه هامون هست نمیتونم هضم کنم . اخر جام زهر گرفتن از دست دوست که نشد لذت. توجیه دیگرشون اینه که خدا از ناله ی ما خوشش میاد و به همین دلیل به فرشتگانش میگوید به این ها ندهید تا بیشتر سمت من بیایند. جمــــــــــــــــــع کنید این توجیهان مزخرف رو که حتی منطق یه بچه دو ساله هم قبولش نمیکنه. اون کسی که واجبات رو انجام نمیده و از خدای انتزاعی خودش میخواد و استجابت رو میگیره دلیلش ایمان بالاییه که به خدای انتزاعیش داره. اما منی که از ترس جهنم واجبات رو انجام میدم ... امان از ایمانم. 1. چطور میتونید ثابت کنید که خدای شما حقیقیه وخیالی نیست؟ یعنی بر اساس یکسری توصیفات قران و احادیث اومدیم برای خودمون خدایی رو تصویر کردیم توی ذهن بعد میگیم این خداست . اون وقت میپرستیمش. به طور مثال همین که میشنویم ( الرحمن الرحیم) میایم تو ذهنمون یه نقاشی از خدا که رو لباش یه لبخند داره میکشیم . آیا خدای حقیقی اینه؟ ایا این بت پرستی نیست؟ بت پرستی که بجای تراشیدن سنگ و چوب مییایم در خیالمون چیز خیالی رو با یک سری صفات به نام خدا میتراشیم.
پاسخ به: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - سید ابراهیم - ۴/تیر/۹۳ ۹:۵۹ خب با اجازه تان میخواهم کمی دقیق صحبت کنم. لذا عاجزانه میخواهم کمال دقت را داشته باشید. ابتدا باید ببینیم که دنبال چی هستیم؟ اثبات وجود خدا؟؟؟ فکر کنم در تاپیک قبلی فرمودید این مسئله شما نیست. یعنی اینکه اعتقاد دارید که خدایی هست ولی بین آن خدا و این خدای ذهنی ما شما تفاوت قائل هستید. خب پس الان دنبال اثبات تفاوت بین خدای یک و دو هستیم. درسته؟؟ بنده قصدم بر این است که جزء به جزء جلو بریم. لذا دیگه بیشتر از این چیزی نمینویسم تا شما جواب بدید. جواب سوال بالا مثبت هست یا نه؟ پاسخ به: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - مرهم - ۴/تیر/۹۳ ۱۱:۰۶ خدای شماره 1 یا خدای شماره 2؟ خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر. یا این جمله بندی شما بحث پیش میره به سمت اینکه بین خدای خیالی من و خدای خیالی شما چه تفاوتی هست و کدوم یکیش درسته. اگر میخواید تکیه بر وجود خدا کنید و جواب بدید من باید یک سری مسائل دیگه ای رو بیان کنم که ابتدا به اون ها جواب بدید. مثل اینکه ایا خدای جدایی وجود داره یا خیر . سوال من فعلا اینه که برای پرستش خدا ما باید خدا رو جوری برای خودمون هضم کنیم به همین دلیل هممون خواه نا خواه میایم خدایی رو در ذهن تصویر میکنیم. ایا این تصویر سازی ها درسته؟ خدا سمیع است . علیم است. قدیر است... اگر تصویر نسازیم چه کنیم!!!!یعنی چطور میتونیم خدایی رو که هیچ تصویری ازش نداریم رو بپرستیم؟ مثلا همینجا شما دارید مجدد برای خدای حقیقی تصویر سازی خدایی شماره 2 رو میکنید. به خاطر همینه که من در خلال صحبت هام گاهی میگم اصلا خدایی وجود نداره . پاسخ به: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - سید ابراهیم - ۴/تیر/۹۳ ۱۱:۳۰ ببینید این عین سوال شماست: چطور میتونید ثابت کنید که خدای شما حقیقیه وخیالی نیست؟ قبل از اینکه بخواهیم این مورد را ثابت کنیم، ابتدا باید وجود تفاوت بین این دو خدا را قائل بشویم تا بتوانیم تمیزشان دهیم.
پاسخ به: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - مرهم - ۴/تیر/۹۳ ۱۱:۴۸ میشه اونجوری هم که شما میخواید بحث رو پیش برد . اما با عرض پوزش من نمیخوام بحث به اون سمتی بره که شما میخواید. شما جمله قرمز رو برداشتید به عنوان یک سوال کامل . و میگید خب باید خدای حقیقی رو فرض کنیم تا بیایم ببینیم حالا این خدای خیالی ما چقدر باهاش تفاوت و شباهت داره. نه جناب استاد . اینطور نه!!! تصویر سازی برای خدا بر اساس منابع معتبر دین بلی یا خیر؟؟؟
[/b]
پاسخ به: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - سید ابراهیم - ۴/تیر/۹۳ ۱۱:۵۹ اولا که بحث به دلخواه من و یا شما جلو نمیره و نباید هم بره. در این جا عقل است که حکم می راند ان شالله. البته هم که بسیار سخت است. می پرسید چرا: یه دلیل ساده: شما در ارسال پنجم به تناقض افتادید. یکی از پیش شرطهای خودتان چی بود: .از هیچ گونه آیات و روایت و حدیث در پاسخگویی استفاده نمیشود. ولی در ارسال پنجم فرمودید: تصویر سازی برای خدا براساس منابع معتبر دین؟ در منابع معتبر دین ما تنها یکی از آنها عقل است و باقی همانهاست که شما فرمودید فعلا از آنها استفاده نکنیم. ![]() این از این. نکته بعد : فعلا اصلا بحث تصویر سازی نیست، شما می فرمایید آقا یا خانم این خدایی را که من در ذهنم ساخته ام با آن خدای حقیقی متفاوت است. این را بارها فرموده اید. بنده حقیر این جمله شما را به صورت منطقی درآورده ام: خدای حقیقی یا خدای در ذهن ما متفاوت است. بحث ما فعلا در مورد این گزاره است. پاسخ به: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - مرهم - ۴/تیر/۹۳ ۱۲:۱۹ ابتدا عرض کنم خدمتتون تو قوانین پست اول نوشته 1.از هیچ گونه آیات و روایت و حدیث در پاسخگویی استفاده نمیشود. یعنی شما نمیتونید نه من!!!! پس من تو تناقضی نیافتم . این از این ! نمیدونم چرا اصرار دارید پای خدای حقیقی رو بکشید وسط!!! بالاخره ما که اینجاییم هممون قران رو قبول داریم و خدای قران رو هم قبول داریم! و بر اساس ظواهر ایات قران اومدی تصویر ساختیم و خدا رو فرض کردیم . آیا این تصویر سازی بت پرستی هست از نظر شما یا نیست؟؟؟؟؟؟؟ پاسخ به: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - سید ابراهیم - ۴/تیر/۹۳ ۱۲:۲۶ ![]() ![]() مغلطه نفرمایید. نمی دونستم شما حق دارید و من نه. خیلی جالبه عجب قوانینی. اگر بخواهم بیشتر به این موضوع بپردازم باید عرض کنم که بحث دو طرفه است و شما هم در مقام پاسخگویی از آن استفاده کردید. کلا قرار شد فعلا غیر از رجوع به آن منابع به بحثمون بپدازیم. اصلا اصرار بر آن ندارم. بنده جمله شما را به زبان منطق ترجمه کردم. شما می فرمایید خدای در ذهن با خدای حقیقی فرق میکند. (فکر کنم سه بار تا الان تکرار کردم) من اصرار بر این تفاوت دارم. لذا در ارسال اول نیز این کلمه را مشخص کردم. ببینید خانم مرهم: 1- خدا وجود دارد. 2- خدای ذهنی وجود دارد. 3- خدای حقیقی هم وجود دارد. 4- خدای حقیقی و خدای ذهنی با هم متفاوتند. شما صراحتا کدام یک از گزاره های بالا را قبول دارید و کدام را نه. پاسخ به: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - مرهم - ۴/تیر/۹۳ ۱۲:۳۹ نقل قول:من همه رو قبول دارم البته با تفاسیر خودم . مخصوصا گزینه سوم رو .برای توضیح حرفم مجبورم بیانیه چند صفحه ای بدم . بدم؟؟؟؟ اما سوالم اینه که چرا باید از خدا تصویر داشته باشیم.چرا باید تعریفش کنیم؟ ایا اصلا این کارها درسته؟ الان اگه شما بخوای خدای حقیقی رو برام توضیح بدید مجبورید تصویر سازی کنید . مجبورید تعریفش کنید برام .همون کاری که قران برای تفهیم ما کرد اما ما خواه ناخواه بت پرست شدیم. این خدا مجدد برای من میشه همون خدای خیالی و وهمی. من میگم نه ...هرگونه تصویر یا توضیح در مورد خدا میشه تراشیدن بت .. همون کاری که تو تمام عمرمون داریم انجام میدیم. پست جدید نقل قول:خب پس الان دنبالاثبات تفاوت بین خدای یک و دو هستیم. درسته؟؟ شما اصرار بر این تفاوت دارید و میخواید خدای حقیقی و خدای خیالی رو در دو کفه یک ترازو قرار بدید و اون ها رو با هم قیاس کنید. من اجازه ی همچین قیاسی رو نمیدم . چون این دو خدا ،دو خدای مجزا نیستند. انتهای بهترین و بالاترین درجه صحبت کردن در مورد خدای حقیقی میشه همون تصویر سازی هایی که در قران و روایات اومده.* که دقیقا همین تصویر ها مساوی خدای خیالی من هستن . شما که احیانا این ادعا رو ندارید که در تفهیم خدای حقیقی بهتر از قران و پیامبر میتونید صحبت کنید؟؟؟؟ من حرفم اینه که این تصویر خدای حقیقی قران (که از منظر من خدای مجازیه) رو باید گذاشت و گذشت و از این گردنه رد شد. * قانون صحبت نکردن از ایات و روایات هم به این شکله که حق نداریم اون هارو به عنوان سند اثباتهامون بیاریم. اون هم فقط در مقام پاسخگویی نه پرسش گری. پاسخ به: جهان من که بی خدا میشود...((((پرسش و پاسخ)))) - سید ابراهیم - ۴/تیر/۹۳ ۱۶:۰۲ من کلی پاسخ داده بودم که متاسفانه نمی دونم چرا ارسال نشده است. یک بار دیگر می نویسم. برای دقت بیشتر روی جملات شما بیشتر زوم میکنم. 1- وقتی که می فرمایید: این دو خدا، دو خدای مجزا نیستند. یعنی هر دو یکی هستند. وقتی که هر دو یکی هستند پس تفاوتی هم با هم ندارند. پس از چه ناراحتید؟ از چه رنج می برید؟ (ببینید خانم مرهم گرامی! به علت جملات مقدماتی که عرض کردید شما چاره ای ندارید که اذعان کنید که دو امر هست: یک خدای حقیقی که الله تعالی است و دیگری آن خدایی که ما با توصیفاتی آن را در ذهن ترسیم کرده ایم) و اما در مورد این جمله که فرموده اید: انتهای بهترین و بالاترین درجه صحبت کردن در مورد خدای حقیقی میشه همون تصویرسازی هایی که در قران و روایات اومده. باز از این جمله دارید به عنوان یک سند برای اثبات حرفتون استفاده می کنید. که باز هم شکست قانونتان هست. برای بار دوم ![]() و اما در مورد این جمله که فرمودید: من حرفم اینه که این تصویرخدای حقیقی قران (که از منظر من خدای مجازیه) رو باید گذاشت و گذشت و از این گردنه رد شد. توضیحی خواهم داد که اگر منصفانه بخوانید قبول خواهید کرد و در ضمن متوجه تاکید فراوان بنده بر سوالات قبلی می شوید: ببینید برخی از واژه ها در ادبیات علمی و تحقیقی وجود دارند که اصالتی ندارند، یعنی فی نفسه و مستقل وجود ندارند. یعنی حتما باید یک مابه ازای خارجی داشته باشند تا آن هم باشد. از لحاظ ادبی می گویند وجودش طفیلی است. مثال های زیادی در این موارد می شود زد: سایه: مطمئن باشد حتما باید یک موجود خارجی وجود داشته باشد تا ما به سایه ای پی ببریم، یعنی اگر در جایی ایستادی و سایه ای بر زمین دیدی، مطمئن باش که جسمی حضور دارد و در مقابل نور خورشید هم هست. حال اگر آن جسم نباشد آیا سایه ای هست؟؟؟ در اینگونه موارد مثال های خیلی زیادی می شود زد که به علت طولانی شدن مطلب ازش می گذرم. حالا میخواهم عرض کنم وقتی که می فرمایید خیالی، مجازی و ... حتما باید به یک موجود حقیقی اعتراف کرده باشید تا به این بگویید مجازی. چرا این شده است مجازی؟؟؟ چون به یک موجود حقیقی حتما اعتقاد دارید که به این میگویید مجازی. ما حتما یک فضای اصلی و خارجی از این جا داریم، لذاست که اسم این مکان را گذاشته اند فضای مجازی. پس واضح که شما ناخواسته به دو اصل دارید اعتراف می کنید: 1- خدای حقیقی وجود دارد. 2- بین این خدای مجازی و آن خدای حقیقی تفاوت هست. (چون اگر تفاوتی نبود، دیگر چرا دو اسم برایش به کارببریم؟؟؟) |