تالار گفتگوی بیداری اندیشه
به مسلمانیت نناز.... - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html)
+--- بخش: علم و عقل در اسلام (/forum-57.html)
+--- موضوع: به مسلمانیت نناز.... (/thread-34621.html)

صفحه: 1 2


به مسلمانیت نناز.... - مجتبی110 - ۶/تیر/۹۳ ۲۰:۴۱

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام!
I:
« اگر در اسرائیل بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد یهودی هستی...!
اگر در عربستان بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسلمانی...!
اگر در هند بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد هندو...!
اما اگر در امریکا بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسیحی هستی...!
ایمان دینی شما از یک موجود الهی الهام گرفته نشده...!
»

اینو ریچارد داوکینز پرچم دار بی خدایان می گه!
در ظاهر که کاملا درست می گه حتی به زعم بنده نتیجه گیری ایشون (قرمز رنگ) هم درسته، البته مقصودش اشتباهه!!
نتیجه گیری نکنید، فعلا حالا اینو داشته باشید تا آخر مطلب یک جمع بندی کنیم!

II:
می خوام پلورالیسم نجات شناختی مطرح کنم، البته سریع جبهه نگیرید این با پلورالیسم حقیقت شناختی تفاوت داره. حقیقت واحد است اما نجات شمول گرا!

نظر علما رو در مورد نجات بخونید:
امام خمینی (رحمة الله علیه)، المکاسب المحرمه، 133-134، بی.تا. ؛ نوشته است:  پيروان هر ديني را به دو گروه تقسيم:
الف. تودة مردم : وي تودة مردم غير مسلمان را جاهل قاصر و اهل نجات مي داند، زيرا به درستي دين خود و باطل بودن ديگر اديان يقين دارند همان گونه كهتودة مردم مسلمان نيز همين گونه اند. شخص قاطع در پيروي از قطع و يقين خود هيچ گناه و معصيتي مرتكب نشده و معذور است و عقوبت وي در پيروي از قطعش جايز نيست.
ب. دانشمندان: عالمان و دانشمندان ديگر اديان نيز به واسط ة تلقين هايي كه از آغاز كودكي به آن ها شده است و پرورش ديني خاصي كه يافته اند به درستي مذهب خود و بطلان اديان ديگر قطع و يقين پيدا كرد ه اند، به گونه اي كه همواره تلاش م يكنند عقايد مخالف با باورشان را رد كنند. در نتيجه ، دانشمند يهودي و مسيحي همچون عالمان مسلمان، حقانيت دين خود و بطلان ديگر اديان را ضروري و بديهي مي داند. اين گروه همانند گروه سابق به خاطر يقين و قطعي كه به مذهب خود دارند، ب ي تقصير و اهل نجات اند . آري پاره اي از ايشان كه درستي مذهب مخالف را دريافته باشند يا احتمال آن را بدهند و از روي عناد و تعصب به ادلة اديان ديگر توجه نكنند، مقصرند و اهل نجات نيستند.
ابن سينا، حسين بن عبدالله ، الاشارات و التنبيهات، شرح خواجه نصير الدين طوسي؛ نوشته است:  ابن سینا معتقد است كه اكثر مردمْ اهل نجات اند و تنها عدة بسيار اندكي اهل شقاوت اند.
وي بر اين باور است كهانسان ها از نظر جسمي سه گونه اند:
۱زيبايي و سلامتي آن ها در اوج كمال است.
۲ از نظر زيبايي و سلامتي متوسط اند.
3هيچ بهره اي از زيبايي و سلامتي ندارند و هميشه زشت و ناسال ماند.

با اندكي دقت روشن مي شود كه سعادتمندان ظاهري و جسمي (گروه اول و دوم)
نسبت به گروه سوم كه همواره در رنج و درد هستند، اكثريت را تشكيل مي دهند. ابن سينا عده اي اندك از آدميان را اهل شقاوت و هلاكت و بيشتر مردم را اهل نجات و سعادت مي داند.
ملا هادی سبزواری، حاشیه الاسفار الاربع، بی تا؛ نوشته است:  حكيم سبزواري نيز كلام ابن سينا ر ا تأييد م ي كن د و حتي روايات مخالفِ نجاتِ حداكثري را متعارض مي داند. از ديد وي آيات شريفه اي مانند«قَلِیلُ مِن عِبَادِیَ الشّکـُـورُ» منافاتي با نجات اكثريت ندارد، زيرا منظور از شكور (صيغة مبالغه) بالاترين درجه شكر است كه ويژه بندگان خاص و اولياي الهي است كه تعداد آنان بسيار اندك است، اما برای نجات شاكر بودن هم كافي است اين آيه تعداد شاكران را اندك نمي داند، بلكه بسيار شاكران را اندك می داند

انديشمندان و فيلسوفان ديگري همچون علامه طباطبايي، شهيد مطهري، علامه جعفري و جوادي آملي نيز همين رأي را دارند
ملاصدرا هم تصریح بر پلورالیسم نجات دارد:

صدرالدین شیرازی الاسفار الاربعه، بی تا/ 77-78؛ نوشته است:  صدرالمتاهلین می گوید، به خطا گمان نبري كه سعادت در آخرت تنها يك گونه است، بلكه تنها يك گونه از ناداني و رذيلت باعث هلاكت ابدي مي شود و يك قسم از رذيلت آدمي را دچار عذاب مي كند و آن هم در كمترين تعداد افراد انسان يافت مي شود. هرگز به كساني كه نجات را ويژ ة تعداد ي اندك م ي بينند گوش فرا نده، بلكه رحمت خداوند را فراگیر بدان.

همین چند مورد کافیست.....
تا اینجا فهمیدیم که صرف مسلمانی من ِ نوعی، موجب نجات نخواهد شد!
به زعم بنده آنچه انسان را از اهل نجات دور می کند «کفر» است! کفر به معنی اصلی اون نه به اون معنی که جا افتاده! کفر یعنی «پوشاندن» یعنی حقیقتی بر ما رسیده و حجت تمام شده اما ما نپذیریم!
ممکنه مسلمان (شناسنامه ای) باشی و کافر در مقابل بودایی باشی اما کافر نباشی! یعنی حجت بر تو تمام نشده باشه!!



خب حالا بیایم یه دو دوتا چهارتا بکنیم ببینیم چند چندیم!!



اگر با عقل و بدون هیچ گونه تعصبی دین رو پذیرفته باشیم که فبها، خوش بحالمون!
اما اگر دینمون ارثی هست و شناسنامه ای و از روی تعصب، هیچ تفاوتی با بقیه انسان هایی که مسلمون نیستند نخواهیم داشت!! هیچ تفاوتی!

البته یک تفاوت داریم، اونهم اینه که در مقابل کسایی که اعتقادات ما رو ندارن قیافه ی حق به جانب می گیریم و با تکون دادن سر، تو دلمون خودمون رو اهل نجات و اون رو مغضوب الیه می دونیم! اون رو گمراه و خودمون در صراط مستقیم می دونیم!

که دور از انتظار نیست خدا به خاطر همین فکر ها (که شاید هم تو مغزمون خطور نکنه اما در ناخودآگاهمون بدجور بهش اعتقاد داریم)، ما رو مواخذه کنه که مگر تو برای رسیدن به حقیقت تلاش کرده ای که او نکرده باشه...! و کارمون نسبت به اونها سخت تر هم بشه!
و شاید تنها متر و معیاری که خدا در یوم الحساب بین ما مسلمون ها و غیر مسلمون ها بگذاره، عمل به اخلاقیات است نه مسلمانی و غیر مسلمانی ظاهری ما!
به اکتسابات باید نازید نه انتصابات! دینت اکتسابی بوده یا انتصابی؟

حرف که بسیار است اما تایپیک طولانی نشه بهتره! خوشحال می شم متخصصها بیان نظر بدن!



پاسخ به: به مسلمانیت نناز.... - سدرة المنتهی - ۶/تیر/۹۳ ۲۰:۵۶

سلام برادرم ، مطلبتون رو خوندم و همین اول بگم که متوجه منظور شما شدم.

در این تاپیک این چنین بحثی رو با نقل حدیث باز کردم که متاسفانه نتیجه خاصی توی این تالار در بر نداشت.

نقل قول:رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که در روزهای اول بعثتشان آیه انذر عشیرتک الاقربین (سوره شعرا آیه 214) نازل شد ، بنی هاشم را جمع کرد و فرمود:

بنی هاشم ! بنی عبد المطلب ! نبینم که در روز قیامت مردم دیگر بیایند در محضر عدل پروردگار با توشه عمل صالح ولی شما بیایید و اتکاتان به من باشد و بگویید پیغمبر از ماست که این به حالتان فایده نخواهد داشت.

نقل قول:و ازین بالاتر روایتی که پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت فاطمه ، تنها فرزندش که حتی پاره تن اوست می گوید:

دخترکم خودت برای خودت عمل کن ، من به درد تو نمیخورم ، از انتسابت با من کاری ساخته نیست ، تعلیمات مرا بپذیر و دستورات مرا عمل کن ، مگو پدرم پیغمبر است، پدرم پیغمبر است به درد تو نمی خورد!! بلکه به دستور پدرت عمل کردن به دردت می خورد.


که عقاید امروزه مسلمان ها درباره قیامت و یک نوع بخشش خاص کاملا شبیه عقاید نژاد پرستانه یهودیت هست.
و و و و کلی عقاید دیگه که انعشابش می رسه به مرز کفر.





نقل قول:

[b]
اینو ریچارد داوکینز پرچم دار بی خدایان می گه!

در ظاهر که کاملا درست می گه حتی به زعم بنده نتیجه گیری ایشون (قرمز رنگ) هم درسته، البته مقصودش اشتباهه!!

با توجه به حدیث ثقلین ، تنها منابع قابل اعتماد و اتکا ما قرآن و 14 معصوم هستند که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صریحا دستور پیروی ازین دو مورد رو دادن تا از منحرفین نباشیم.

«من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهل بیت خودم. مادام که شما به این دو دست بیازید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ گاه از هم جدا نمی‌شوند مگر بر سر حوض کوثر.»


التماس دعا.


پاسخ به: به مسلمانیت نناز.... - Reza2035 - ۶/تیر/۹۳ ۲۰:۵۸

اقا مجتبی من یه مطلبی رو از یکی از اساتید شنیدم که راجع به همین قضیه صحبت میکرد !
اینکه شبهه میندازن که :

نقل قول:
« اگر در اسرائیل بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد یهودی هستی...!

اگر در عربستان بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسلمانی...!
اگر در هند بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد هندو...!
اما اگر در امریکا بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسیحی هستی...!

ایمان دینی شما از یک موجود الهی الهام گرفته نشده...!
»

ایشون میگفتن که اصلا چنین چیزی نیست , در عالم زر خدا امتحانی از همه بندگانش گرفت که توحید رو قبول میکنن یا نه , اونهایی که توحید رو قبول کردن الان توی این دنیا مسلمون هستن و یا میشن , حتی ایشون میفرمودن ما خودمون انتخاب کردیم در چنین زمانی و در چنین مکانی وارد دنیا بشیم ...منتهی توی عالم زر توحید رو قبول کردیم یا نه خیلی مهمه ! این ایمان و مسلمانی رو ما قبل از اومدن به این دنیا انتخاب کردیم Smile
اینجوری نیست که صرفا تحت تاثیر جغرافیا باشه , خلاصه خواستم بگم همین جوری حتی زبانی مسلمان نیستیم , این رو انتخاب کردیم .

این دنیا اومدیم که تلاش کنیم ایمان رو پر پیمون کنیم و امتحان پس بدیم و بریم سمت خدا .


پاسخ به: به مسلمانیت نناز.... - رضوانه - ۶/تیر/۹۳ ۲۱:۴۰

نمیدونم کتاب در آغوش نور رو خوندید یا نه...
خیلی از مواردی که گفته بود برام جالب بود
نمیخوام صد در صد تاییدش کنم...
ولی یه مواردیش برام جالب بود
یه خانم مسیحی این کتاب رو نوشته
از اون افرادی که برای مدتی از این دنیا رفته و دوباره برگشته!
توی کتاب یه جایی میگه: من فهمیدم حتی هر شخصی خودش خانوادش رو در این دنیا انتخاب میکنه
در واقع میگفت وقتی در اون حالت بودم به همه سوال های من پاسخ داده میشد...


پاسخ به: به مسلمانیت نناز.... - مجتبی110 - ۶/تیر/۹۳ ۲۲:۱۱

(۶/تیر/۹۳ ۲۰:۵۸)Reza2035 نوشته است:  ایشون میگفتن که اصلا چنین چیزی نیست , در عالم زر خدا امتحانی از همه بندگانش گرفت که توحید رو قبول میکنن یا نه , اونهایی که توحید رو قبول کردن الان توی این دنیا مسلمون هستن و یا میشن , حتی ایشون میفرمودن ما خودمون انتخاب کردیم در چنین زمانی و در چنین مکانی وارد دنیا بشیم ...منتهی توی عالم زر توحید رو قبول کردیم یا نه خیلی مهمه ! این ایمان و مسلمانی رو ما قبل از اومدن به این دنیا انتخاب کردیم Smile
اینجوری نیست که صرفا تحت تاثیر جغرافیا باشه , خلاصه خواستم بگم همین جوری حتی زبانی مسلمان نیستیم , این رو انتخاب کردیم .
با تمام احترام من نمی تونم قبول کنم!
شاید استادتون اعتقاد به انحصارگرایی داره، که بنده این اعتقاد رو ندارم و خوشبختانه نظر علما هم بر انحصار نیست.

تا اونجایی که من شنیدم تمام انسان ها در عالم زر توحید و تمام آنچه حقیقت است رو قبول کردند.

اینکه ایشون فرمودند یعنی تمام اعتقادات هموجا پروندش بسته شده و دنیا فقط سناریویست که قبلا نوشته شده و الان روی صحنه تئاتر رفته!

اما به نظر من در اینجا همه از صفر شروع می کنیم! وباید به حقیقت برسیم!

شاید 10 درصد مردم دنبال حقیقت می رن و حتی شاید حقیقت رو به درستی تشخیص ندن! 90 درصد بقیه متعصبانه راهشون رو انتخاب می کنند!

من می گم تا وقتی که در تمام راهها جستجو نکردیم نباید به مسلمانیمون بنازیم!
مگر منی که مسلمان هستم در دین بودا تحقیقی کرده ام که این دین رو برتر دونستم! (بودا مثال بود)!!Smile


پاسخ به: به مسلمانیت نناز.... - رضوانه - ۶/تیر/۹۳ ۲۲:۱۹

تازه حتی اگر اینو در نظر بگیریم که هر شخصی خودش انتخاب کرده در چه شرایطی باشه...
از کجا معلوم؟
شاید اون شخص انتخاب کرده اول توی یه خانواده کافر به دنیا بیاد و بعد خودش به حقیقت برسه و راهشو انتخاب کنه...
شاید میدونستن وقتی بیان توی این دنیا حافظشون پاک میشه و چیزی به خاطر نمیارن....ولی دوست داشتن مسیر سخت تری رو انتخاب کنن تا به بلوغ فکری بالتری برسن...
همه این موارد مطرحه به نظرم...
روز قیامت توی آیه قرآن داریم که
گفته شده
مگر از شما عهد نگرفتیم شیطان را نپرستید؟
خب این آیه یه جوریه انگار که آدما همگی اون عهد رو قبول کردن...ولی برای مدتی از حافظشون پاک شده...


پاسخ به: به مسلمانیت نناز.... - Reza2035 - ۶/تیر/۹۳ ۲۲:۵۰

نقل قول:
با تمام احترام من نمی تونم قبول کنم!

ایشون شخص معمولی نیستن !حجت الاسلام میرباقری Heart

[تصویر: mir%20bagheri.jpg]

در عالم زر توحید ارائه شد و عده ای پذیرفتن و عده ای نپذیرفتن , بعد گروه دوم دیدن سرشون کلا رفته از خدا خواستن مجددا توحید رو ارائه کنن و باز هم اینها نپذیرفتن و حتی بار سوم هم برای اتمام حجت توحید ارائه شد ولی بازم همون اش و همون کاسه !
چون موارد تخصصی هستن من زیاد وارد نمیشم , میترسم بیام ابرو رو دست کنم بزنم چشم کور کنم .
ولی کلا اگه میخواین مباحث ایشون رو گوش بدین این لینک صحبت های ایشون در برنامه ی سمت خداست :

ارشیو 92
ارشیو 93

البته بحث ایشون بیشتر راجع به معرفت الهی و معرفت به امام زمان هست ! نگاه فوقالعاده ای به مسئله ی معرفت دارن ...میتونین دانلود کنید و گوش کنید .

پ.ن : خیلی کارش درسته Smile


پاسخ به: به مسلمانیت نناز.... - رضوانه - ۷/تیر/۹۳ ۰:۴۵

این توضیح امام صادق رو بخونید ...خیلی جالبه

امام صادق(علیه السلام) با استناد به آيات قرآن، اين شش گروه را چنين معرفى مى‏فرمايند:
«النَّاسُ عَلَى سِتَّةِ أَصْنَافٍ.
قَالَ قُلْتُ أَ تَأْذَنُ لِى أَنْ أَكْتُبَهَا؟ قَالَ نَعَمْ.
قُلْتُ مَا أَكْتُبُ؟ قَالَ اكْتُبْ أَهْلَ الْوَعِيدِ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَهْلِ النَّارِ.
وَ اكْتُبْ (وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً)؛اشاره به توبه (9)، آيه 102. قَالَ قُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ وَحْشِيٌّ مِنْهُمْ.
قَالَ وَ اكْتُبْ (وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ)؛اشاره به توبه (9)، آيه 106. .
قَالَ وَ اكْتُبْ (إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً)؛اشاره به نساء (4)، آيه 98.
لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً إِلَى الْكُفْرِ وَ لَا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً إِلَى الْإِيمَانِ (فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ)؛اشاره به نساء (4)، آيه 99..
قَالَ وَ اكْتُبْ أَصْحَابَ الْأَعْرَافِ‏اشاره به اعراف (7)، آيه 48.. قَالَ قُلْتُ وَ مَا أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ؟ قَالَ قَوْمٌ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُمْ وَ سَيِّئَاتُهُمْ فَإِنْ أَدْخَلَهُمُ النَّارَ فَبِذُنُوبِهِمْ وَ إِنْ أَدْخَلَهُمُ الْجَنَّةَ فَبِرَحْمَتِهِ»؛كافى، ج 2، ص 381.
«مردم به شش گروه‏اند؛ راوى مى‏گويد: عرض كردم: اجازه مى‏فرماييد تا آن را يادداشت كنم؟ فرمود: آرى. عرض كردم: چه بنويسم؟
فرمود: بنويس، [دو گروه‏] اهل نويدند: از اهل بهشت و اهل آتش.
بنويس. «گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كرده‏اند و كار خوب و بد را با هم آميخته‏اند. عرض كردم: آنها چه كسانى‏اند؟ فرمود: وحشى‏غلام حبشى كه با دستور هند همسر ابوسفيان، حضرت حمزه را به شهادت رساند و سينه‏اش را شكافت و جگر حمزه را تحويل هند داد. اما بعدها توبه كرد و به اسلام گرويد. از اين گروه است.
فرمود: بنويس. گروهى ديگر به فرمان خداوند واگذار شده‏اند [و كارشان با خدا است‏] يا آنان را مجازات مى‏كند يا توبه آنان را مى‏پذيرد.
فرمود: بنويس. گروه ديگر مستضعفان فكرى‏اند كه قرآن بدان‏ها اشاره دارد؛ مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه به راستى مستضعف باشند و نه چاره‏اى دارند و نه راهى مى‏يابند (يعنى، نه چاره‏اى به كفر دارند و نه راهى به ايمان دارند)؛ ممكن است خداوند آنها را عفو فرمايد.
فرمود: بنويس. گروه ديگر، اصحاب اعراف‏اند. عرض كردم: اصحاب اعراف به چه معنا است؟ فرمودند: گروهى كه خوبى‏ها و بدى‏هاى‏شان يكسان است؛ اگر آنها را به آتش وارد كند، به دليل گناهانشان است و اگر به بهشت ببرد، به دليل رحمت [بى پايانش ]است».
با توجه به اين دسته بندى‏ها - به ويژه دسته بندى سوم - به نظر مى‏رسد كه مواقف ميزان و حساب براى «متوسطين» مردم است؛ زيرا بجز مؤمنان متوسط - كه پس از سير خود در نهايت به بهشت مى‏روند - مؤمنان اديان ديگر - كه حق به آنها نرسيده و در دين خود پابرجا بوده‏اند - يا اهل كتاب و كافران و مشركان كه روحيه استكبار نداشتند و جز سران كفر و نفاق نبوده‏اند و در جهنم - به فضل الهى - تا ابد نيستند؛ بايد اين مواقف را طى كنند تا در نهايت به جايگاه اصلى خود - بهشت يا جهنم - برسند. بهشتيان در بهشت جاودان مى‏مانند؛ اما جهنميان به دو گروه تقسيم مى‏شوند: برخى تا ابد در جهنم مى‏مانند و آنها سران كفر و شرك و نفاق و داراى روحيه استكبارى‏اند كه هيچ اميد اصلاحى بر آنان نمى‏رود. اما ديگران، پس از طى مراحل اصلاح و پيدا كردن لياقت حضور در محضر الهى، به بهشت جاودان وارد مى‏شوند.
آرى روايات اهل بيت عصمت و طهارت را بايد با خود روايات سنجيد و تفسير كرد و ظاهراً تفسير روايت امام سجاد(علیه السلام) به اين است كه سران شرك و مشركان مستكبر، مستقيماً و بدون طى كردن مواقف حشر در آتش دوزخ گرفتار مى‏شوند.


پاسخ به: به مسلمانیت نناز.... - عبدالرحمن - ۷/تیر/۹۳ ۱:۲۸

(۶/تیر/۹۳ ۲۲:۱۹)رضوانه نوشته است:  تازه حتی اگر اینو در نظر بگیریم که هر شخصی خودش انتخاب کرده در چه شرایطی باشه...
از کجا معلوم؟
شاید اون شخص انتخاب کرده اول توی یه خانواده کافر به دنیا بیاد و بعد خودش به حقیقت برسه و راهشو انتخاب کنه...
شاید میدونستن وقتی بیان توی این دنیا حافظشون پاک میشه و چیزی به خاطر نمیارن....ولی دوست داشتن مسیر سخت تری رو انتخاب کنن تا به بلوغ فکری بالتری برسن...
همه این موارد مطرحه به نظرم...
روز قیامت توی آیه قرآن داریم که
گفته شده
مگر از شما عهد نگرفتیم شیطان را نپرستید؟
خب این آیه یه جوریه انگار که آدما همگی اون عهد رو قبول کردن...ولی برای مدتی از حافظشون پاک شده...


در جواب به کلیت تاپیک و مخصوصا جمله فوق

هر اتفاقی که در این دنیا به عنوان سرنوشت ماست حاصل همون عالم زره

خود خدا به اراده خودش این داستان زندگی رو برای افراد میچینه نه خود ما

اما اینکه


نقل قول:
اینکه ایشون فرمودند یعنی تمام اعتقادات هموجا پروندش بسته شده و دنیا فقط سناریویست که قبلا نوشته شده و الان روی صحنه تئاتر رفته!

اما به نظر من در اینجا همه از صفر شروع می کنیم! وباید به حقیقت برسیم!

بله تمام اتفاقات این دنیا تابع اتفاقات قبل دنیاست

ولی غیر از امام (غیر از امام رو خبر ندارم) کسی خبر نداره

در واقع هر کاری بکنی و اراده ای داشته باشی همش مربوط به گذشتس

هیچ منافاتی هم با اراده انسان نداره

جبر و اختیار کاملا با همند و هیچ تناقضی نداره


=======

اینکه ما باید بنازیم یا نه

مسلما کسی که اسلام رو با تحقیق به دست میاره اسلامش با اسلام ما فرق داره

ولی به این معنی نیست که همش اتفاقی بوده

چرا یه بچه 8 ساله تو ایران تو محرم میره هیئت

و یه بچه تو آمریکا یه اسلحه برمیداره و همکلاسیاشو به رگبار میبنده

اصلا اتفاقی نیست

ولی ما از اتفاقات گذشته بی خبریم

=====


نقل قول:
« اگر در اسرائیل بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد یهودی هستی...!

اگر در عربستان بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسلمانی...!
اگر در هند بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد هندو...!
اما اگر در امریکا بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسیحی هستی...!
ایمان دینی شما از یک موجود الهی الهام گرفته نشده...!
[/b]
»


[b]
اینو ریچارد داوکینز پرچم دار بی خدایان می گه!


اگر داوکینز این جمله رو گفته باشه (شایدم جعلی باشه) چطوره میتونه در مورد چیزی صحبت کنه که اصلا بهش اعتقاد نداره؟

موجود غیر مادی که ازش حرف زده در هر صورت در دایره کوچک درک ایشون نیست

پس جملات فوق یجور توهمات ذهنی این شخصه


شما اگر چند عدد تاس تو دستت باشه و بندازیشون هوا

نتیجه حاصل و اینکه چه شماره ای اومده هرگز اتفاقی نیست

این بستگی به موقعیت قرار گیری اون تاس تو دست شما و همچنین مسیر طی شده توسط اونا داره

البته این مثال بود (شاید مثال بهتری هم بشه زد)

موقعیت ما در این دنیا هم تابع موقعیت قبل ما داره


در مورد نتیجه پلورالیستی بحث

چیزی که مشخصه اینه که افراد رو بر اساس وسع خودشون بازخواست میکنن

کسی که تو لاس وگاس بزرگ شده با کسی که در مجاورت حرم امام حسین بزرگ شده هیچ موقع یکی نیست

کسی که از لحاظ اعتقادی مستضعفه بر همون اساس ازش امتحان میگیرن

ولی دین یکیه و اون اسلامه


پاسخ به: به مسلمانیت نناز.... - soheyl68 - ۷/تیر/۹۳ ۹:۳۸

موضوع بسیار خوبی رو شروع کننده، مطرح کردند.
تشکر

هر فردی تا یه سنی شاید انتخاب هاش دست خودش نباشه و استقلال نداشته باشه
اما باید تلاش کنه شرایطی رو فراهم کنه که خودش تصمیم گیرنده باشه و سپس با مطالعه و تحقیق، بهترین راه رو انتخاب کنه
اون جاست که دیگه دین و راهش، شناسنامه ای و تعصبی نیست و یا تعصب بدون عقلانیت نیست.

و این که شاید بعضی ها خارج از جهان اسلام، آشنایی نادرست و غیرواقع با اسلام دارند و یا اصلا چیزی در موردش نمی دونن هم با عزم و همت و عمل جهان اسلام باید برطرف بشه. لذا امام خامنه ای (مد ظله العالی) گفتند که از ابزارهای امروزی استفاده کنیم.