تالار گفتگوی بیداری اندیشه
حمله اعراب به ایران - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اخبار و سایر موضوعات (/forum-46.html)
+--- بخش: سایر موضوعات (/forum-48.html)
+--- موضوع: حمله اعراب به ایران (/thread-36798.html)

صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10


حمله اعراب به ایران - AmirEfrit - ۱۶/آبان/۹۳ ۱۶:۰۹

به نام خدا

درود بر دوستان گرامی

میخوام در چهارچوب قوانین و زیر نظر مدیران یک بحث علمی و تاریخی و منطقی رو راه بندازیم ، دررابطه با تصویر زیر و حمله اعراب به ایرانیان لطفا تبادل نظر کنید و بحث کنیم.

[تصویر: 8dya9zy6vgztg4bwi5zl.jpg]

بخشی از نوشته های کتاب معتبر استاد زرین کوب رو برای شما قرار میدم:

اعراب (تازیان) با ايران و ایرانی چه کردند ؟؟؟
--
در سال ۶۳۶ میلادی اعراب مسلمان... به ایران حمله کردند.
-
متاسفانه عده#ای نیز بر این گمان هستند که ایرانیان با آغوش باز به استقبال اعراب شتافتند!!! به همین دلیل بر آن شدم که به بخشی از آن اشاره #کنم .

--
عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد: فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.شست هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند
----
پس از تسلط اعراب
در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد ( سردار عرب ) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان ( یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند ) و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار ( یک میلیون ) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. ( کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰ - کتاب تاریخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)

در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره ( سردار عرب ) در این جنگ چشمش را از دست داد . مردم جنگیدند و پایمردی کردند... و چندان از آنها کشته شدند که کشتگان را با نی شماره کردند و غنیمتی که خدا از ری نصیب مسلمانان کرد همانند غنائم مدائن بود .( کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵)


در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا ( سردار عرب ) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه 116 -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه 2011)

در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد ها به « رود خون » معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید « چندان از آنها بکشم که خون هاشان را در رودشان روان کنم » و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد « گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می آوردند و در رود گردن می زدند » مغیره گوید که « بر رود؛ آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان ( پارسیان ) در الیس هفتاد هزار تن بود.( کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ 123)

در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند ؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند ؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست ؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر ؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خود داری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶ )


در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه ی اسلام به بهانه (دادرسی ) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان های متعددی جمع کردند و سپس مردم را یک یک به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند ... و دیه ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور می بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹ )

در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر ؛ کشتند . (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)

در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه « آنروز از وقت صبح تا نماز شام می کشتند و غارت می کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282

در حمله ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب ( سعید بن عاص ) از وحشت؛ نماز خوف خواند . پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان « امان » داد و سوگند خورد « یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت » مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: « من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸ )

پس از فتح" استخر" (سالهای 28-30 هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم" استخر" را محاصره کنند.مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح "استخر" (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم " استخر" که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی رفت تا آب گرم به خون ریختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند "چهل هزار کشته " بودند بیرون از مجهولان.(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه 135-- کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163)


رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند.(کتاب الفتوح؛ صفحه 215)

مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند.(کتاب تاریخ یعقوبی صفحه 62 -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه 2116, 2118 - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179


جنایات اعراب تنها به این شهر#ها ختم نشده است و اینها تنها گوشه#ای از تاراج میهنمان به دست تازیان بود و آشکارا مقاومت ایرانیان در برابر آنان را ثابت می#کند. اگر شهر خاصی# مورد نظر شما بود خوشحال خواهم شد که روایت آنرا شرح دهم.



در کتاب عقدالفرید چاپ قاهره-جلد ۲ صفحه ۵ -سخنی از خسرو پرویز نقل شده که می گوید: اعراب را نه در کار دین هیچ خصلت نیکو یافتم و نه در کار دنیا. آنها را نه صاحب عزم و تدبیر دیدم و نه اهل قوت و قدرت. آنگاه گواه فرومایگی و پستی همت آنها همین بس که آنها با جانوران گزنده و مرغان آواره در جای و مقام برابرند .فرزندان خود را از راه بینوایی و نیازمندی می کشند و یکدیگر را بر اثر گرسنگی و درماندگی می خورند.از خوردنیها و پوشیدنیها و لذتها و کامروانیهای این جهان یکسره بی بهره اند.


اینهم شعریست که فردوسی بزرگ دررابطه با حمله ی اعراب به ایران سروده است:


پادشاه شعر و ادب سرود :

شکست ایرانیان و یزدگرد سوم در جنگ با اعراب




چو بخت عرب بر عجم چیره گشت
همه روز ایرانیان تیره گشت


جهان را دگرگونه شد رسم و راه
تو گوئی نتابد دگر مهر و ماه


ز مِی نشئه و نغمه از چنگ رفت
ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت


ادب خوار گشت و هنر شد وَبال
ببستند اندیشه را پَر و بال


جهان پر شد از خوی اهریمنی
زبان مُهر ورزید و دل دشمنی


کنون بی#غمان را چه حاجت به می
کران را چه سودی به آوای نی


که در بزم این هرزه گردان خام
گناه است در گردش آریم جام


بجائی که خشکیده باشد گیاه
هدر دادن آب باشد گناه


چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بوبکر و عُمَر شود


ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بجائی رسیده است کار


که تاج کیانی کند آرزو
تُفو بر تو#ای چرخ گردون تفو


دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود




حالا صرفا دوستان نظراتشون رو بگن تا به بحث بپردازیم.

موفق باشید.



پاسخ به: حمله اعراب به ایران - فاطمه خانم - ۱۷/آبان/۹۳ ۰:۳۴

ادرست هست. اصلا اگر اسلام با زور شمشیر وارد ایران نمیشد چه بسا مردم راحت به اسلام ایمان میاوردند.
اونها رو نماینده اسلام نمیدونیم اصلا.


پاسخ به: حمله اعراب به ایران - دل خسته - ۱۷/آبان/۹۳ ۰:۴۰

سلام
خلفا اسلام رو به ایران اهدا نکردند ، بلکه از ایران گرفتند برای مدت طولانی
وقتی به یک بچه به زور می گی چادر سرت کنه و می زنی توی سرش چادر می پوشه اما اون چادر پوشیدنش عمق نداره و بالواقع یی بی حجاب بالقوه میشه.
این صدمه رو اگر خلفای جور نمی زدند ایران این همه سال از اسلام واقعی بی بهره نمی بود.
حدود 1000 سال طول کشیدن تا ایران به دل اسلام رو پذیرفت و خودش اسلامی که می خواست رو پذیرفت.
شاید علت خشونت شدید در اشعار فردوسی نسبت به اعراب هم همین باشه.
اعراب دین عرب رو آوردند ، نه اسلام رو ، اسلام عرب پسند ، نه اسلام خدا پسند ، و اگر این کار رو نمی کردند 4 تا مسلمون واقعی مثل فردوسی هم در منگنه نمی موندند.


پاسخ به: حمله اعراب به ایران - mahdy30na - ۱۷/آبان/۹۳ ۱:۱۶

بسم الله الرحمن الرحیم
لینک پیشنهادی برای این موضوع
دوستان مطالب زیاده ولی ...


پاسخ به: حمله اعراب به ایران - amrtat71 - ۱۷/آبان/۹۳ ۱:۲۳

دوستان این مطلب رو بخونید:


حمله اعراب به ایران دومین دروغ بزرگ تاریخ

پاسخ به شبهات دروغ بزرگ حمله اعراب به ایران

مطالب سایتش گیج کنندس


پاسخ به: حمله اعراب به ایران - عبدالرحمن - ۱۷/آبان/۹۳ ۱:۴۲

اتفاقات ناخوشایند در زمان حمله اعراب غیرقابل انکاره

ولی

منظورتون از اوردن عکس دسته عزاداری در ابتدای تاپیک چیه؟ قراره فکری در ذهن بقیه بکارید؟

اسم این روستا (بر فرض درستی اون عکس) برای قبل انقلابه و خودشون باید جواب بدن و برای استفاده در یک بحث مثلا علمی هیچ ارزشی نداره

در ایران اسامی دیگری هم هستند که ما به استفاده ازشون معترضیم مثل ابومسلم خراسانی , خواجه ربیع و ...


در مورد کتاب دو قرن سکوت هم که انقدر بی ارزشه و با حقد و کینه و جهل نوشته شده که اصلا قابل اتکا نیست

یکی از اساتیدمون که با اسلام میونه خوبی نداشت (در خفا) هم این کتاب رو برای بحث هاش استفاده نمی کرد چون ضایع می شد و علنا هم میگفت

حقیقتا جاش کف خیابوناست کنار کتاب های صادق هدایت

تاریخ طبری کتابیست سراسر دروغ

شاید مطلب درست هم توش باشه ولی انقدر دروغ توشه که برای یک کتاب مرجع غیرقابل استناده

فرایند گرداوری تاریخ طبری یک فرآیند هردمبیل بوده

از همه جا هر چیزی رو داخلش آوردن بدون پالایش


در مورد پدر عمر سعد

این شخص کوچکترین نسبتی با اسلام محمدی نداشته نه در ابتدا و نه در انتها

از شعبون بی مخ های غاصبین خلافت بوده (مثل خالد بن ولید) و حاصل زندگیش هم شد عمر سعد

در نهایت اگر کل مطلب شما درست باشه باز هم هیچ ملامتی بر اسلام مترتب نیست چون هیچ اسمی از قرآن و اهل بیت توش نیست


در ضمن ما کوچترین علاقه ای به پادشاهان ظالم این سرزمین نداشته و نداریم (از مادها گرفته تا سال 57) و اصالتمون رو در حب اهل بیت و دشمنی با دشمنانشون میدونیم


پاسخ به: حمله اعراب به ایران - درست پسند - ۱۷/آبان/۹۳ ۴:۲۲

(۱۷/آبان/۹۳ ۱:۲۳)amrtat71 نوشته است:  دوستان این مطلب رو بخونید:

حمله اعراب به ایران دومین دروغ بزرگ تاریخ

پاسخ به شبهات دروغ بزرگ حمله اعراب به ایران
واقعاً عالی بود.
به این میگن فکر کردن. حظ کردم.
اون آقای محترم همونطوری فکر میکنه که بنده معتقدم بهش میگن فکر کردن.Smile
مفروضاتش رو قشنگ وارسی میکنه، استنتاجش رو ظریف صورت میده، و صدالبته این لطف خداست که انسان میتونه حقیقت رو دریابه.
واقعاً عالی بود.


پاسخ به: حمله اعراب به ایران - مجتبی110 - ۱۷/آبان/۹۳ ۱۷:۳۱

در عجبم از کسانی که می گویند ما ایرانیها هرگز به زبان اعراب تن ندادیم!
اما می گویند اسلام رو زورکی قبول کرده ایم!

صحت این اتفاقات برای من هیچ اهمیتی نداره! چون قبل از اینکه برخی هموطنانمون رگ ایرانیشون بجنبه و از مغیره و سعد ابن ابی وقاص و چیز (آتش بیار سقیفه) و ... اعلام انزجار کنید ما خودمون رگ شیعه بودنمون جنبیده و و اعلام انزجار کردیم!

قضیه شبیه اینه که شما با ویروس تحت سیستم عامل اندروید بخواید به ویندوز 8 حمله کنید.

(۱۷/آبان/۹۳ ۱:۲۳)amrtat71 نوشته است:  دوستان این مطلب رو بخونید:


حمله اعراب به ایران دومین دروغ بزرگ تاریخ


مطالب سایتش گیج کنندس
حرفهای درخوری می زنه! اما در اون سطح نیست که چنین حقیقتی رو کتمان کنه!

________________________

در کل وارد بازی اینها نشیم بهتره! چون اگر بگوییم جنایات اعراب دروغ بوده! کسی باور نمی کند چون مستندات کافی برای اثبات ادله خود دارند و این جنایات در آخر به پای اسلام تمام می شود.

اگر قبول کنیم و اعلام برائت کنیم از آنچه خلفا در ایران کردند تا به پای اسلام نوشته نشود، آنگاه دعوای شیعه و سنی پیش میاد و وحدت خدشه دار می شه.

بنابراین وارد بازی شیطنت آمیز اونها نشیم بهتره!


پاسخ به: حمله اعراب به ایران - درست پسند - ۱۷/آبان/۹۳ ۲۰:۳۴

(۱۷/آبان/۹۳ ۱۷:۳۱)مجتبی110 نوشته است:  حرفهای درخوری می زنه! اما در اون سطح نیست که چنین حقیقتی رو کتمان کنه!
مگه داره کتمان میکنه؟
داره حد و حدود ِ عجیب و غریبی که در بعضی کتب براش تعریف شده رو مورد تشکیک و ابهام جدی قرار میده.

مثلاً در این صفحه(پیوند بالایی) :

نبرد های مشکوک یا الکی

این نبردها که در کتاب‌های تاریخی مربوطه است، از روی یکدیگر با کمی تغییر برداشت و رونویسی شده‌اند، و در همه کتابهای تاریخی مربوطه براحتی در دسترس می‌باشند.

نبرد حیره
، (.... برای دفاع جز حصار کهنه چیزی نداشت، ناچار تسلیم شد،.....)، در صورتی که واقعیت و موقعیت جغرافیایی چیز دیگری است.

فتح ابله و نبرد زنجیر، (...... پای سربازان ایرانی را زنجیر کرده بودند که نگریزند،....)، می‌خواهند با این دروغ چه بگویند، زنجیرها در کجا تولید شده بود، و قفل آنها چگونه بود و آیا امکان دارد، دروغ و دونگ تا چه اندازه، در این باره در پست‌های دیگر توضیح نوشته‌ام.

نبرد الیس
، (...... بفرمود چند شبانه‌روز اسیران ایرانی را گردن زدند تا نهری از خون ایشان جاری شد، خالد سردار اسلام می‌خواست نقص سوگند نکرده باشد،......)، با یک تیر دروغ سه نشان، هم ایرانی ها را چنان ترسو و نابود شده و هم مسلمین اولیه را خونخوار، و در نهایت ایران و اعراب را برای مقاصد استعماری رو در روی یکدیگر قرار می‌دهند. در صورتی که هرگز هیچ سپاه فاتح در اولین نبردها با دشمن چنین نمی‌کند، که باعث شود حریف سخت‌کوش شود تا اسیر نگردد.

نبرد امغلیشیا
،(.......)، این نبرد در سطح یک دهقان پایین می‌آید چون دروغ دگری نداشتند.

نبرد فتح انبار
، (..... خالد فرمان داد که چشم سپاهیان دشمن را که همه غرق در آهن بودند و جز چشم ایشان پیدا نبود به یکباره با تیر کور کردند،.....)، انگار با گله گوسفند طرف بودند، این دروغ آنها بقدری احمقانه است، که فقط دروغگوها باور می‌کنند.

جنگ الجسر
یا قیس الناطف، (.......) بعد از چندین جنگ مسخره که با مطالعه آنها و دید علمی و تاکتیکی نبردهای آن زمان، کاملاً معلوم می‌شود الکی است. دروغگوها مجبور شدند با یک صحنه آرایی مسخره‌تر و غیر اصولی و غیر تاکتیکی جنگی، یکبار هم که شده ایرانیها را پیروز نمایند، تا کمی از ضایع بودن دروغهایشان بکاهند.


(۱۷/آبان/۹۳ ۱۷:۳۱)مجتبی110 نوشته است:  در کل وارد بازی اینها نشیم بهتره! چون اگر بگوییم جنایات اعراب دروغ بوده! کسی باور نمی کند چون مستندات کافی برای اثبات ادله خود دارند و این جنایات در آخر به پای اسلام تمام می شود.

اگر قبول کنیم و اعلام برائت کنیم از آنچه خلفا در ایران کردند تا به پای اسلام نوشته نشود، آنگاه دعوای شیعه و سنی پیش میاد و وحدت خدشه دار می شه.

بنابراین وارد بازی شیطنت آمیز اونها نشیم بهتره!
اتفاقاً برعکس.
شما از مردمی که اهل تأمل نباشن می‌ترسید ولی درک ِ فرار از بحث که خیلی سخت‌تره!
بجای اینکه سر بحث بایستید و حق‌طلبی‌تون رو به نمایش بذارید، میخواید ازش فرار کنید و حق‌طلب نبودنتون رو به اثبات برسونید؟
اینجوری، حتی اونها که اهل تأمل باشن هم در شما حق‌طلبی نخواهند یافت.


پاسخ به: حمله اعراب به ایران - Kol - ۱۷/آبان/۹۳ ۲۱:۱۲

اصلا بر فرض که اعراب کلا ایرانی هارو کشتند و غارت کردند. حالا که چی؟ گذشته ها گذشته.
آیا این دلیل میشه که بشینیم و بگیم که مغول و عرب نزاشتند ایرانی جماعت پیشرفت کنه؟ پیشرفت نکردیم چون نخواستیم. نه اعراب مقصر اند نه یونانی ها نه مغول ها نه استکبار جهانی.
جمله معروف : " اگر یک حکومت سقوط کند ، از خاکسترش ، یک نظام جدیدی ظهور خواهد کرد که پایه های زمین را خواهد لرزاند"
خود خدا میگه که هر قومی ، سرنوشت خودش رو مینوسته، نه قوم دیگه ای. هر قومی مسئول سرنوشت خودشه و ما نمیتونیم درباره اون زمان قضاوت کنیم، چون اون زمان نبودیم یا مستندات کافی در این زمینه نیست. به جای اینکه گذشته هارو به گذشته بسپاریم ، نشستیم زخم کهنه رو تازه میکنیم و میوفتیم به جون هم. تو این شرایط نمیتونیم پیشرفت کنیم.
انگلیس و فرانسه برای قرن ها با هم در جنگ بودند. تا همین 200 سال پیش در جنگ بودند ولی این ها آشتی کردند و کدورت هارو کنار گذاشتند و به فکر پیشرفت خودشون افتادند. یکی از بلایایی که به جان مسلمانان افتاده اینه که خودمون درباره یک گروه مردم قضاوت میکنیم. اصلا آیا ما صلاحیت قضاوت داریم؟
ایران سیاست خوبی داره نسبت به بقیه . اسرائیل قوم غاصبی هست و داره جنایات انجام میده؛ وظیفه ما اینه که باهاشون مخالفت کنیم. آمریکا داره جنایات انجام میده و وظیفه ما به عنوان یک مسلمان اینه باهاشون مخالفت کنیم. ولی آیا اعراب با ما کاری دارند؟ الآن اون ها با ما در یک سمت قرار دارند و مهم تر از همه مسلمان و برادر ما هستند.
این حرف ها را ملی گرایان میزنند که بوی تفرقه میده. ملی گرایی یک چیز مخرب هست . شاید همه فکر کنند که ملی گرایی چیز خوبیه ولی اصلا اینطور نیست.
خود امام خمینی گفته است که :

"اسلام آمده است که بگوید همه نژادها با هم اند، هیچ کدام بر هیچ کدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترک بر هیچ یک از اینها و نه هیچ نژادی بر دیگری و نه سفید بر سیاه و نه سیاه بر سفید، هیچ کدام بر دیگری فضلیت ندارند. فضیلت با تقوا است، فضیلت با تعهد است..."/ [1]
بر این اساس ملی گرایی یکی از دلایل مهم تفرقه است.
همچنین امام خمینی میفرمایند:

"آن چیزی که آنها اصرار دارند این است که ما با هم مجتمع نشویم، ما با هم برادر نباشیم، مسلمان ها در هر کجا که هستند با اشکال مختلفه (باشند)، یک شکل آن ملی گرایی، آن می گوید ملت فارس، آن می گوید ملت عرب، آن می گوید ملت ترک، این ملی گرایی که به این معنا است که هر کشوری، هر زبانی بخواهد مقابل کشور دیگر و زبان دیگر بایستد، این امری است که اساس دعوت پیامبران را به هم می زند" [2]
"این تبلیغات که این عرب است، آن ترک است و یا فارس یا کرد، تبلیغاتی است که اجانب برای چپاول مخازنی که در این ممالک است رواج می دهند که مسلمانان را از هم جدا کنند" [3]

کلام آخر این که اروپایی ها سال ها پیش ملی گرایی و ناسیونالیست بودن رو کنار گذاشتن . چرا ما نتونیم؟
--------------------
پی نوشت میگن؟
1 - همان، ج 13، ص 88، سخنرانی درجمع اعضای کنگره آزادی قدس 18/5/59.
2- همان، ج 15، ص471، سخنرانی در جمع اقشار مردم به مناسبت هفته وحدت 20/10/60.
3- همان، ج 5، ص 187، مصاحبه، 16/9/57.