![]() |
|
فلسفه قیام امام حسین (صلوات الله علیه) - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: تاریخ اسلام و تشیع (/forum-53.html) +--- موضوع: فلسفه قیام امام حسین (صلوات الله علیه) (/thread-36899.html) |
فلسفه قیام امام حسین (صلوات الله علیه) - Agha sayyed - ۲۴/آبان/۹۳ ۲۰:۳۵ بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم از زمان قیام سید الشهدا (صلوات الله علیه) تا حال ،پرسش های زیادی پیرامون این قیام و انگیزه آن در بین اندیشمندان و نخبگان و حتی مردم عادی مطرح بوده است . اینچنین پرسشهایی حاکی از نگرشها و دیدگاه های خاص افراد به این حادثه است . یکی از علل تعدد پرسشها و دیدگاه ها ، پیچیدگی خاص و چند بعدی بودن این نهضت بوده است ، نهضتی که در طول تاریخ بی نظیر است .
البته یاری نکردن مسلمانان کوفه ،مکه و مدینه و حتی صحابه و تابعین پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سوال برانگیز است و خود به مهمترین پرسشها درباره علل قیام مطرح شده است . ان شاءالله در این مقاله به دیدگاه های مختلف درباره فلسفه قیام کربلا خواهیم پرداخت . 1-دیدگاه و برداشت دنیا گرانه یکی از دیدگاه های مهم در این باره برداشت دنیا گرانه است . یعنی برخی مقصود حضرت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) از قیام را ، دنیاگرایی و طلب قدرت و بدست آوردن حکومت میدانند . این برداشت از همان آغاز حرکت ایشان از مدینه و مکه توسط بزرگان و افراد سرشناس مطرح شد و در لباس خیر خواهی کوشش نمودند تا حضرت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) را از این سفر باز دارند . عبدالله بن عمر یکی بنامترین افراد این گروه است . وی در گفت گویی که با حضرت قبل از عزیمت ایشان به کوفه داشت ، اینگونه ایشان را نصیحت میکند : " قیام نکن ،چراکه خداوند رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در انتخاب دنیا و آخرت مخیّر نمود و پیامبر آخرت را برگزید . تو پاره تن او هستی ؛ پس در طلب دنیا مباش و سرگرم آن نشو . " دیگر شخصیتی که آن زمان حضرت را از این حرکت برحذر داشت عبدالله مطیع بود . وی خطاب به حضرت اینچنین میگوید : " شما را بخدا ای پسر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ؛ مگذار حرمت اسلام شکسته شود ! شما را بخدا حرمت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حرمت عرب را حفظ کن ! به خدا سوگند ، اگر در پی آنچه در دست بنی امیه است باشی ،تو را می کشند و اگر شما را بکشند ، بعد از شما هرگز از کسی نمی هراسند. " چنین اندیشه ای منحصر به زمان و عصر حضور حضرت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه)نمیشود ؛ سالها پس از این واقعه نیز برخی از مورخان و اندیشمندان به تفسیر سطحی از حرکت و قیام حضرت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) مبادرت ورزیدند . در نتیجه به ارائه چهره ای تحریف شده و دگرگون از نهضت پرداختند . از جمله این افراد میتوان به ابن تیمیه که بر اساس اندیشه های وی فرقه وهابیت پدید آمد ، اشاره نمود . وی نظریه جواز خروج حضرت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) بر یزید را باطل میداند و بر این باور بوده است که مفسده این خروج بر مصلحتش بیشتر بوده است و توجیه دینی ندارد . وی در قیاس بین قتل عثمان و شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه)می نویسد : " بی تردید اجر و ثواب عثمان نزد خدا بیشتر است چرا که وی حاکم و زمامدار مسلمانان بوده و در این قتل صبر نمود ، اما حسین نه حاکم بود و نه زمامداری مسلمانان را به عهده داشت و برای دستیابی به حکومت خروج نمود و برای حفظ جان خویش با قاتلینش جنگید . " دیگری ابن کثیر ، شاگرد ابن تیمیه است که در کتاب معروف خود ، البدایة و الانّهایة ، به جریان کربلا پرداخته و در آن کتاب هدف حضرت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) را طلب حکومت و دستیابی به قدرت بیان نموده است و این قیام را ماهیتی سیاسی - دنیوی عنوان نموده است . ان شاء الله در ارسالهای بعدی به نقد این دیدگاه خواهیم پرداخت . موفق باشید و خدایی . پاسخ به: فلسفه قیام امام حسین (صلوات الله علیه) - Agha sayyed - ۲۶/آبان/۹۳ ۲۲:۵۹ بررسی و نقد
اول : چگونه میتوان پذیرفت ، اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) که بر طبق آیه 33 سوره احزاب که مورد وثوق شیعه و اهل سنت است، اِنّما یُریدُ اللهُ لیُذهبَ عَنکمُ الرجسَ اَهلَ البَیتِ و یُطَهّرکُم تَطهیراً و بمانند جد ،پدر ، مادر و برادرش مبرا از هر نوع پلیدیست ، به دنیا پرسیتی و ریاست طلبی روی آورد . اگر انگیزه قیام اینگونه بود ، رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امر به یاری ایشان نمیکرد . این حدیث که اهل سنت هم به آن اذعان دارند از انس بن حارث نقل شده است : اِنّ ابنی هذا یَعنی الحُسَین یُقتلُ بِارضٍ مِن العراقِ فَمَن اَدرکهُ مِنکم فَلیَنصُرهُ این فرزند من ، یعنی حسین (صلوات الله علیه) در زمینی از عراق کشته میشود .پس هرکس از شما او را درک کرد ، باید او را یاری کند اینها خود شاهد بر پاکی و قداست انگیزه اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) دارند . دوم :اگر ایشان به دنبال حکومت و ریاست بود ، بمانند بسیاری از رهبران سیاسی برای مغلوب کردن دشمن خود به هر وسیله ای چنگ میزد و از هرگونه تزویر و حیله برای پیشبرد اهدافش استفاده مینمود . باید لشگری گران به دور خود جمع می کرد و عشیره و خانواده خود را در محلی امن سکنی می داد . نه اینکه از بدو حرکت در خطبه ها و بیانات خود از شهادت خویش و اسارت خاندان خود با مردم سخن گوید و اطرافیانش را در سخت ترین لحظات از اطراف خود پراکنده نماید . و به همین دلیل بسیاری که با انگیزه دنیوی به ایشان نزدیک شده بودند ، با این سخنان از ایشان دور شدند . سوم :قبل از شروع قیام و در زمان حیان معاویه ، خطبه ها و سخنانی از ایشان نقل شده است که انگیزه قیام و فعالیتهای حضرت را بروشنی معلوم می نماید . سخنان ایشان در جمع نخبگان و دانشمندان شهرهای اسلامی که در اواخر حکومت معاویه و در مکه ایراد فرموده اند ، انگیزه دنیاگرانه را رد میکند : اللهم انّکَ تَعلَمُ انّه لم یَکُن ما کنّا مِنّا تنافساً فی سلطان و لا التماساً مِن فُضولِ الحُطام خدایا! تو میدانی که آنچه ما انجام داده ایم به سبب سبقت جویی در فرمانروایی و افزون خواهی در دستیابی به متاع ناچیز دنیا نبوده است همچنین در در وصیت نامه خود به برادرشان محمد بن حنفیه اینچنین بیان میکنند : من از روی سرمستی و گستاخی و تبهکاری و ستمگری از مدینه خارج نشدم .بلکه برای طلب اصلاح در امت جدم حرکت کرده ام ؛ میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابی طالب (صلوات الله علیه) عمل نمایم . پاسخ به: فلسفه قیام امام حسین (صلوات الله علیه) - Agha sayyed - ۳۰/آبان/۹۳ ۲۱:۲۱ 2- دیدگاه و برداشت عارفانه برای آنکه با نگرش عارفانه و صوفیانه درباره قیام اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) آشنا شویم ، لازم است نخست مکتب عرفان را مروری کرده ، نگاهی به اندیشه عرفان و تصوف بیفکنیم .
در مکتب عرفان ، عقل تحقیر میشود و آنچه ارزش می باید ، دل و عشق است ، البته عشق خدایی . عرفا عشق را محور قرار داده ، آنرا در همه چیز ساری و جاری می دانند . از سوی دیگر ، عرفا جوهره انسان را ملکوتی و نفخه الهی می دانند که از اصل خود دور افتاده و در این جهان مادی و در پیکر جسمانی زندانی شده است و همواره از درد فراق و هجران از اصل ملکوتی خود می نالند . برخی عرفا و صوفیه از این بینش که در اصل آن مناقشه ای نیست ، نتیجه ای ناقص می گیرند و از کل قیام اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) و حادثه کربلا ،ببیشتر شهادت آن حضرت را بدون توجه به مقدمات و اسباب و علل سیاسی و انگیزه های دینی آن ،کانون توجه خود قرار داده ، البته غالبا به زبان شعر و ادبیات عرفانی ، تفسیر و ترسیم می کنند و میدان کربلا و صحنه شهادت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) را ، نه صحنه "جدال حق و باطل" یا "رویارویی کفر و ایمان" ،بلکه صحنه "جدال عقل و عشق" و پیروزی عشق معرفی می کنند و شهادت آن حضرت را عشق بازی با معشوق می دانند . از جمله این افراد می توان به عمان سامانی ،عارف و صوفی (1322 ق) و نویسنده گنجینه الاسرار نام برد که در ابیات زیر عاشورا را میدانی برای سلوک سالکان و اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) را قطب عارفان و مرشد سالکان و اصحاب او را مریدان وصال دانسته : نــاز معشـــوق و نیاز عاشــقی****جــــور عــذرا و رضــای وامــقی گفت اینـک آمــدم من ای کیـــا****گفت از جــــان آرزومـــندم ، بیا گفت بـنگر، بر زدســتم آستــین****گفت من هم برزدم دامان، ببین لا جرم زد خیمه،عشق بی قرین****در فضای ملک آن عشق آفرین بی قرینی با قـرین شد هم قران**** لامـکانی را مکان شد لا مکان و نیز صفی علی شاه ، از مشهورترین مشایخ و بزرگان متصوفه (1316 ق) که در کتاب زبدة الاسرار ،شهادت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) ر ابر اساس همان دیدگاه عشق محوری اینگونه ترسیم می نماید : آفتاب عــشق میدان تاب شد****عــقل آنجا بـــرف بود و آب شد
عقل تنها نی دم از هیهات زد****عشق را هم بهت برد و مات زد پاسخ به: فلسفه قیام امام حسین (صلوات الله علیه) - Agha sayyed - ۲/آذر/۹۳ ۱۵:۵۰ بررسی و نقد نگاه صوفیانه به قیام عاشورا ، به سبب همسویی آن با "زبان دل" ، مقبولیت و جذابیت خاصی دارد . بی تردید یکی از اساسی ترین جنبه های پرجاذبه حادثه عاشورا ، جنبه پاک بازی اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) در راه معبود است که صوفیان و عارفان ،آنرا به صورتی زیبا و دلنشین تصویر کرده اند ؛ اما این نگاه پیراسته از از تأمل و اشکال نیست .
مهمترین نقدی که متوجه این نگاه است ، یکسونگری آن است ؛ زیرا ، چنان که اشاره شد ،تنها شهادت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) را در کانون توجه قرار داده است و به مقدمات و اسباب و علل سیاسی و انگیزه های دینی آن توجه نکرده است . در حالی که این حادثه بی نظیر تاریخ را باید همه جانبه و با توجه به ابعاد گوناگون آن بررسی کرد ، و نباید از اهمیت بُعد سیاسی و اجتماعی و تکلیف شرعی مربوط به آن و نیز عبرت آموزی های آن غفلت نمود .البته دیدگاه بسیاری از متصوفه در سایر امور اجتماعی هم از چنین آفتی مصون نبوده است . در هر صورت آنچه در سخنان این گروه موج میزند ، تولی است ، اما از تبری و محکوم کردن یزید و یزیدیان خبری نیست . پاسخ به: فلسفه قیام امام حسین (صلوات الله علیه) - Agha sayyed - ۸/آذر/۹۳ ۱۶:۵۲ 3- دیدگاه و برداشت مسیحیانه یا کلیسایی یکی از اصول اعتقادات مسیحیت درباره حضرت عیسی (علیه السلام) که مسیحیان آنرا آموزه نجات میخوانند ،اینست که آن حضرت به صلیب کشیده شد تا فدایی و کفاره گناهان بشر باشد . بنا بر چنین اعتقادی عیسی (علیه السلام) رنجها و مرگ خود را با آزادی کامل پذیرفت تا به نمایندگی از بشر کفاره تمام گناهانی باشد که مردم مرتکب شده و بر اثر آن به خدا بی حرمتی کرده اند .
برخی از افراد با نگرش سطحی و با تفسیری شبیه این اصل اعتقادی در مسیحیت ،میپندارند اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) برای کشته شدن قیام کرد تا خود را فدای امت جدش کند و دوستان اهل بیت (علیهم السلام) را که مرتکب گناهان شده اند، در قیامت شفاعت نماید . اینان معتقدند گریه و اندوهشان کفاره گناهانشان میشود . تفاوت این نگرش با دیدگاه مسیحیان اینست که صاحبان این پندار عامیانه گمان میکنند گریه و عزاداری بر اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) برای برخورداری از شفاعت آن حضرت در آخرت ،کافی است ؛ هرچند آنها بسیار گناهکار باشند . برخی از نویسندگان متأخر ، در آثارشان و بعضی شعرا و تعزیه خوانان در لابه لای اشعار و متون تعزیه خوانی با این نگرش به موضوع انگیزه قیام اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) پرداخته و بخشی از ادبیات عاشورا را با این اندیشه تحریف آمیز ،آلوده کرده اند . در ظاهر نوشتار برخی از علما و عرفای بنام همچون مرحوم ملا مهدی نراقی در کتاب مُحرِقُ القُلوب ، مرحوم ملا حبیب الله شریف کاشانی در تذکرة الشهدا و مرحوم میرزا محمد باقر شریف طباطبایی در اسرار شهادة آل الله ، اینگونه برداشت میشود ، ولی وجه تصحیح آنست که اینگونه عبارات را باید حمل بر تعبیرات ادیبانه کنیم . مرحوم ملا مهدی نراقی در کتاب مُحرِقُ القُلوب اینگونه نوشته است : " اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) برای رسیدن به شفاعت کُبری که مقتضی استخلاص همه محبان و موالیان باشد به شهادت راضی شد تا این مرتبه از برای او باشد و بدون شهادت وصول به این مرتبه از برای او ممکن نبود ، زیرا که رفع کدورت معاصی امت و شفاعت ایشان ، موقوف بر خون و تألم ایشان است ". با توجه به عظمت علمی این بزرگان و احاطه ایشان به مبانی دینی و علمی ،بعید است که مقصود ایشان ظاهر این عبارات باشد ، و آنچه از نوشتار ایشان برداشت میشود اینست که اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) شهادت را انتخاب کرد تا مردم به برکت ان ، حق را بشناسند و با تأثر و عزادرای در سوگ ایشان ، رابطه خود با خداوند را تقویت کنند و در سایه این عمل مستحق شفاعت کسی شوند که شهادت او منشأ هدایت آنان میگردد . اما آنچه به رواج این تفکر نادرست بیشتر دامن میزند ، سروده های تعدادی از شعرا به ویژه اشعار تعزیه است . البته شاید بتوان گفت که سراینده های اینچنین اشعاری خود به چنین نگرشی معتقد نبودند ، اما در عمل سروده های ایشان این بینش را القا میکند و میتواند آموزه ای نادرست باشد . سروش اصفهانی در قالب زبان اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) چنین میگوید : من سیرم از حیات وگرنه کنم روان****در هر قدم به روی زمین چشمه حیات بهر شفاعت گنه دوستان خویش****کردیــم ســینه را هـدف تــیر حـادثــات و یا وصال شیرازی چنین میگوید : ولی می خواست یزدان تا سرش زیب سنان گردد کـه در هـنگامه محشــر شــفیع عــاصــیان گــردد و در متون تعزیه خوانی نیز اینگونه نمونه ها را داریم . خطاب به حضرت زینب (سلام الله علیها) : اگر قـربان نسـازم جـان بـه راه خـالق رحـمت
زسویش کی نجات آید به محشر بهر این امت و خطاب به عمر سعد ملعون : نـمودم با خـدا عـهدی شـفیع امـتان گـردم عوض بدهد خدا بر من کلید خُلد و رضوان را پاسخ به: فلسفه قیام امام حسین (صلوات الله علیه) - Agha sayyed - ۱۴/آذر/۹۳ ۲۱:۵۷ بررسی و نقد چنین پنداری ناشی از برداشت نادرست و تصویر وارونه درباره مسئله شفاعت که ریشه قرآنی دارد و در متون معتبر حدیثی نیز روایات متعددی درباره اش وجود دارد ، است . شفاعت چیزی همانند واسطه گری نیست ؛ بلکه برخورداری از شفاعت ائمه (صلوات الله علیهم اجمعین) و انببا و اولیا شروطی دارد و اینگونه نیست که اگر کسی برای اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) گریه و عزاداری کند ، در روز قیامت بی هیچ قید و شرطی تمام گناهانش بخشوده شود .
از طرف دیگر گویا این گروه نظر به روایاتی دارند که در فضیلت گریستن بر حضرت سید الشهدا و تشویق و ترغیب به عزاداری بر آن حضرت صادر شده اند و پاداش آنرا آمرزش گناهان و ورود به بهشت معرفی میکنند . اما باید توجه داشته باشیم که شفاعت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) در قیامت برای عزاداران گناهکار، با کشته شدن برای بخشایش گناهان امت تفاوت بسیاری دارد . با این تفسیر به منظور بهره مندی از شفاعت آن حضرت در روز قیامت ، تنها موضوع عزاداری باید در کانون توجه باشد و چنین باوری در این باره ، منجر به مسخ کلی اهداف این نهضت شده و در نتیجه قیام عاشورا به صورت سنگر گنهکاران و کفاره اعمال بد آنان جلوه می کند ؛ یعنی اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) کشته شد تا گنهکاران از عذاب الهی بیمه شوند . این دیدگاه نوعی اباحه گری را دنبال میکند . گویا با گریه و اقامه ماتم برای اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) ،راه برای ارتکاب هر گناه و خلافی باز است . از این رو چنین بینشی موجب شده برخی زبان به طعن و استهزا درباره عزاداری باز کنند . در حالیکه هدف از گریه و عزاداری برای ایشان نگاه داشتن اساس اسلام است تا مردم با تأسی به آن امام همام به یاد خداوند بوده ، هرچه بیشتر پابند به برپایی فرایض و حدود الهی باشند . در حالیکه در چنین نگرشی هدف این نهضت ، گریستن و گریاندن در عزای اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) قلمداد میشود و در نتیجه هدف اصلی فراموش میشود و شور و حرکتی که در این حادثه وجود دارد ، به خمودی و سکوت میگراید . آنگاه نهضتی که همواره برای جباران تاریخ خطرساز بوده به عاملی برای تخدیر جوامع تبدیل میشود و دیگر تمام ستمگران یزیدی از خطر عاشورا و خاطره جان فشانی اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) مصون خواهند ماند . از این رو این دیدگاه یکی از بدترین انواع تحریف درباره هدف نهضت عاشوراست . لذا شاعرانی که میخواهند در رثای اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) شعر بسرایند باید به درستی امام و هدف ایشان از این قیام را شناخته و سپس اشعاری مناسب با مقام و شأن امام و اهدافش بسرایند . در اینصورت شعرش هدفدار ، حماسی ، عزت بخش و حرکت آفرین میشود . از جمله این شاعران می توان به کُمَیت اسدی و دِعبِل خُزاعی اشاره کرد که با بصیرت و آگاهی از این حماسه سخن گفته اند و هرکس به شعر ایشان گوش فرا میدهد بی اختیار تحت تاثیر قرار گرفته ، صحنه کربلا در ذهنش تداعی می شود . در مقابل شاعرانی هم بودند که عاطفی و احساسی سخن رانده اند و بجای حکام ستمگر اموی ، چرخ و فلک را عامل شهادت اباعبدالله الحسین (صلوات الله علیه) می دانستند . امــان زچـــرخ که یک عــهد استـــوار نــدارد کـــه بی وفـــا بـــود و هـــیچ اعــتبار نــدارد حسین که غاشیه داری اش جبرییل نمودی کنــون به وقـت ســواری رکـــاب دار نـــدارد نتیجه اینگونه اشعار سیمایی منفعل ، مجبور و بی اراده ،غیر تاثیر گذار و بی هدف از سیمای قهرمان این نهضت نشان میدهد .به تعبیر دیگر نتیجه این تفکر ،تسلیم و وادادگی است که بطور کلی و به لحاظ ماهیت با مفهوم رضا در فرهنگ اصیل اسلامی متفاوت است. این نگرش همانند زهری فلج کننده در کالبد فرهنگ عاشورا نفوذ کرده ، آنرا به رکود و انفعال می کشاند و درس آموزی و پندگیری از این واقعه و حسینی و زینبی عمل کردن را از آدمی میگیرد . |