تالار گفتگوی بیداری اندیشه
چند سوال - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html)
+--- بخش: اصول عقاید شیعه (/forum-19.html)
+--- موضوع: چند سوال (/thread-38263.html)



چند سوال - smile - ۹/اسفند/۹۳ ۱۰:۵۹

سلام،
سلام به همه ی دوستان، تو دانشگاه بین بین بچه های کلاس یه بحثی باز شده که چند سوال پرسیده شده، حالا قراره تحقیق کنیم...
اگه در مورد این سوالات اطلاعاتی دارید لطف کنید کمکم کنید:
سوالات حول دین و قرآن هیتش: خلاصه سوالات رو میذارم.
1. در اسلام اومده هر مردی میتونه تا4 تا زن داشته باشه ، در حالی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در زمان وفاتشون 9 تا همسر داشتن؟
2.چرا گفته میشه ازدواج پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با عایشه یک ازدواج سیاسی بوده؟
3.منظور آیه 24 سوره نسا چیه؟
4. یکی از بچه ها در مورد سوره ی مسد میگه چرا قرآن به این ابهت میاد به یه فردی مثل ابولهب فحش میده و میگه بریده باد دستش؟
با تشکر


پاسخ به: چند سوال - vahrakan - ۹/اسفند/۹۳ ۱۱:۴۲

شبهه : در سایت‌های اسلام ستیز، ضمن اهانت به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، مباحث بسیاری راجع به ازدواج‌های ایشان مطرح می‌کنند (که نمونه‌ی آن ارسال می‌شود). پاسخ کوبنده به آنها چیست؟
پاسخ به شبهه اول
با توجه به شیوع این گونه شبهات بی‌اساس در سایت‌ها و برخی محافل، لازم است به نکات ذیل دقت نمایید:
الف همان‌گونه که اشاره کردید، این نکات را «اسلام ستیزان» سر هم کرده و نشر می‌دهند، لذا هیچ پاسخ کوبنده‌ای در آنها اثر ندارد. چرا که مشکل آنان تعداد ازدواج‌های پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یا ... نیست، بلکه هدف و برنامه‌ی تعهدیشان، اسلام‌زدایی است. پس سعی در پاسخ دادن نیز کار عبثی است که خداوند متعال از آن پرهیز داده است و می‌فرماید:
«إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ» (البقره - 6)
ترجمه: كسانى كه كافر شدند بر ايشان يكسان است، چه ايشان را اندرز بكنى و چه اندرز نكنى ايمان نخواهند آورد.
ب – با کسی که اصلی را قبول ندارد، بحث کردن پیرامون فروعات نیز کاری غلط و عبث است. مثل این است که کسی بگوید: من وجود شخصیتی به نام فلان را قبول ندارم، اما بگویید چرا مویش مشکی است؟ یا چرا دیشت نخوابید؟ یا چرا چنین گفت و ...؟ واقعاً پاسخ او چیست؟ حال کسی در اصل خدا را قبول ندارد، چه رسد به رسول خدا، چه رسد به وحی، و چه رسد به عملکرد آن رسول! حال جواب کوبنده به وی چیست؟!
در واقع به آنها باید گفت: اگر تو به «الله» و «رسول‌الله» و «کلام‌الله»، علم، معرفت، اعتقاد و ایمانی نداری، برای تو چه فرقی می‌کند که یک نفر در 1400 سال پیش چند زن گرفته و هر کدام چند ساله بودند؟! پس، چرا اینقدر ناراحت و منفعلی و این همه تلاش می‌کنی تا او را تنقید و محکوم کنی؟! آیا غیر از این است که در قلب تو مرض است و می‌خواهی اسلام ستیزی کنی؟! آیا انتظار داری که من هم فریب این مکاری و خدعه‌ی تو را بخورم و بنشینم با تو بحث بی‌نتیجه در باره‌ی چگونگی و چرایی ازدواج‌های پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بنمایم؟! چه مشکلی از شما حل می‌شود؟ آیا اگر بفهمید ایمان می‌آورید؟! تنها مشکل اسلام آوردن شما همین بود؟! یا نه، بلکه در قهقرای خود به سرعت پیش می‌روید و این حرف‌ها بهانه است. پاسخ را هم که بدانید، بهانه‌های دیگری می‌آورید و به اسلام‌ستیزی ادامه می‌دهید:
«وَ أَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ» (التوبه - 125)
ترجمه: و اما كسانى كه در دل‌هايشان مرض بود پليدى بر پليديشان افزود، و بمردند در حالى كه كافر بودندو
به آنها باید گفت: می‌خواهید اسلام ستیزی کنید و مدعی علم و عقل هستید، عیبی ندارد. اما با بحث راجع به زنان پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هیچ مسئله‌ای نفی و اثبات نمی‌شود. مگر مشکل شما با حضرت موسی (علیه السلام) که با دو خواهر ازدواج کرد حل شد؟ مگر بنامش قصد جان حضرت عیسی (علیه السلام) نکردید و مگر به نامش صهیونیسم را به راه نیانداختید و سبب این همه ظلم و جنایت نشدید؟ مگر مشکل شما با حضرت عیسی (علیه السلام) که به قول شما اصلاً ازدواج نکرد حل شد؟ مگر برای فریب مردم او را خدا و پدر و پسر و روح‌القدس ننامیدید و مگر جنگ‌های عالم را شما به پا نکردید؟ حالا ازدواج پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه مشکلی از شما و فرهنگ منحط شیطان‌پرستی و ظلم و فسادتان حل می‌کند؟ پس، بیایید راجع به خدا و ضرورت هدایت بحث کنیم. بیایید باهم به جای بحث راجع به همسر یا همسران یک شخصیت در 1400 سال پیش، راجع به او دعوت او شعار الهی‌اش مبنی بر «لا إله الا الله» و این که «الله ولی الذین امنوا» و نیز «والذین کفروا اولیائهم الطاغوت» بحث کنیم و ببینیم واقعاً چنین هست یا نه؟ بیایید بحث کنیم که آیا «رب اعلی» فرعون شما آمریکاست، یا الله جل جلاله؟! مگر در قرآن فقط راجع به زنان حضرت بحث شده است؟ اگر از این بحث‌ها اعراض می‌کنید، پس شما مرض و غرض دارید و با چنین کسانی بحث و پاسخ روا نیست و نتیجه نمی‌دهد.
ج – لذا آن چه ذیلاً ایفاد می‌گردد، برای شخص شما و مخاطبان عزیز سایت است و نه ارسال پاسخ برای آنها و بهتر است خود را مخاطب آیات شیطانی قرار ندهید. زندگی بسیار کوتاه است و راه بسیار طولانی و خطرناک و سخت و برای شنیدن هر حرف بیهوده و پاسخ به آن وقت نداریم. خداوندی که باورش داریم به ما فرمود:
«وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا في‏ حَديثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقينَ وَ الْكافِرينَ في‏ جَهَنَّمَ جَميعاً» (النساء -140)
ترجمه: (يكى از مظاهر عزتش همين است كه در سوره انعام آيه 168) اين معنا را بر شما نازل كرد كه هر گاه شنيديد به آيات خدا كفر ورزيده مى‏شود و به آن استهزاء مى‏كنند با آنان منشينيد تا به سخنى ديگر بپردازند و گر نه شما نيز مثل آنها خواهيد بود و بدانيد كه خدا كافران و منافقان را در جهنم فراهم خواهد آورد.
ج/1 – در این که پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یک مرد کامل بوده و مانند هر مرد کامل دیگری علاقه به زن (چه به لحاظ نیاز جنسی و چه به لحاظ روحی و معنوی) داشته شکی نیست و خود ایشان نیز همین مطلب را تصریح می‌فرمایند. و قرآن می‌فرماید که برای شما زوج و زوجه را جهت تسکین قرار دادیم. پس همسر موجب تسکین روح و روان است و البته هر مردی همین‌طور است و هر زنی نیز نیاز به همسر دارد.
ج/2 – اما اگر ایشان (الیعاذ بالله) قرار بود به خاطر شهوت ازدواج کنند، در حالی که امکان ازدواج با زیباترین دختران جوان را داشتند، هرگز با زنانی که بزرگ‌تر از ایشان بودند ازدواج نمی‌کردند. پس معلوم است حکمت‌های دیگری در نظر بوده است.
ج/3 – اگر خداوند متعال برای او ازدواج با 9 زن و برای سایرین ازدواج با 4 زن را حلال نمود (البته نه محصنه محصنه یعنی زن شوهردار)، به خاطر تفاوت شرایط و ضروریات بود، چنان چه در یک مقطع دیگر هر گونه ازدواج، حتی طلاق یکی و ازدواج با دیگری را بر پیامبر حرام نمود، اما برای دیگران آزاد چنین ممنوعیتی قرار نداد. پس اگر ایشان دنبال صدور مجوز و توجیه مردم بودند، هیچ گاه ازدواج مجدد را بر خود حرام نمی‌نمود.
ج/4 – اگر چه در شرع مقدس اسلام، تنها راه مجاز برای ارضای غریزه‌ی جنسی ازدواج است، اما ضرورتی ندارد که هر ازدواجی حتماً برای رابطه‌ی جنسی باشد. ازدواج در اسلام تشکیل زیربنایی‌ترین کانون اجتماعی است و حقوق فراوانی را بر زن و شوهر و اطرافیان مترتب می‌نماید. لذاست که ایشان در عصر حرمسرایی، همسرانی بزرگسال داشت و در عصر ازدواج‌های زودرس از یک سو و کشتن دختران، دختری را به خانه می‌برد تا رسم نحس شمردن دختران و کشتن آنها بیش از پیش برچیده شود.
ج/5 – اگر خداوند به او فرمود هر زنی که مایل باشد می‌تواند با تو ازدواج کند، به شرطی که خودت بپذیری. شرطی است که خداوند برای همگان جایز نموده است. این اصل برای من و شما هم همین‌طور است. هر زنی می‌تواند تمایلش به ازدواج با ما را اعلام دارد و البته اجبار نیست، اگر ما هم متقابلاً مایل بودیم می‌پذیریم. و این امر از نمودهای دیگر حرمت اسلام برای زنان است که انتخاب و اعلام را برای آنان جایز شمرده و قبول را بر عهده‌ی مرد گذاشته است. چنان چه در خطبه‌ی نکاح رایج بین مسلمین نیز ایجاب از طرف زن و قبول از طرف مرد است.
ج/6 – اگر ایشان با زن مطلقه‌ی پسر خوانده ازدواج نمودند، چون ازدواج با هر مطلقه‌ای برای همگان جایز است. اما اعراب یک رسم سنتی «پسر خواندگی» داشتند و اسلام این سنت جاهلی را منسوخ اعلام کرد. برای همه. نه فقط برای ایشان.
ج/7 – اگر [چنان چه آیات شیطانی مدعی شده] جواز ازدواج به مثابه‌ی دور زدن حجاب است، جواز بسیار خوب، منطقی و مبارکی است. برای همه. اصلاً فلسفه‌ی حجاب همین است که زن از عامل رایگان و همگانی لذت بودن خلاص شود و فقط «محرم» از او لذت ببرد و این اصل برای همه است و نه فقط ایشان. مضاف بر این که اگر حکم خدا نباشد، ایشان چه نیازی دارد که حجاب را ضروری و واجب کند، بعد دچار مشکل شود و ازدواج کند تا حجاب را دور بزند؟!
ج/8 – اگر اسلام مبحث کنیز و اسیر را قانونمند کرد و دستور به آزادی کنیزان و غلامان یا خرید آنها و آزاد کردنشان و یا امر به اجتناب از روابط جنسی زوری با آنها یا جواز ازدواج با آنها را داد، از این رو است که تصاحب مردان، زنان و حتی کودکان در جنگ، رسم بشریت بوده و هست و خواهد بود. و این فقط اسلام است که در این زمینه قانونمند است و نه دیگر مکاتب.
آیا اکنون این رسم برچیده شده است؟ آیا این آمریکایی‌های به اصطلاح حقوق بشری، به هر کجا که وارد می‌شوند و سلطه‌ای (با جنگ یا بدون جنگ) پیدا می‌کنند، به زنان و دختران آنها تجاوز نمی‌کنند؟! آیا اسیر نمی‌گیرند؟ آیا ابوغریب و گوانتانامو ندارند. آیا از ضعفاء و اسیران خود از زن و مرد و بچه، سوء استفاه جنسی نمی‌کنند؟! حال یک قانون جامع و کامل خوب است و یا این بی‌قانونی که از اعراب جاهلیت نیز بدتر است؟!
د – البته غیر مسلمانان، به ویژه کفار و بالاخص آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها، اصلاً نباید در مورد ازدواج که معمولاً منطبق با شرایط و فرهنگ زمانی و مکانی صورت می‌گیرد، حرفی زده یا انتقادی داشته باشند.
کسانی که ازدواج با هم جنس را نیز قانونی و از مصادیق حقوق بشر می‌دانند – کسانی که با افتخار آمار می‌دهند (مثل ایتالیا و سایر کشورهای اروپایی و آمریکا) بیش از 50٪ از جوانانشان برای اولین بار با خانواده‌ی اول (و معمولاً به شکل تجاوز) رابطه‌ی جنسی را تجربه می‌کنند کسانی که اگر چه سن قانونی ازدواج را 18 سال بیان داشتند، اما دختر بالای 13 سال و باکره را سرزنش می‌کنند که مگر چه عیبی داشتی که تا کنون کسی به تو توجه نکرده است؟ کسانی که جانشینی مردان به جای زنان (همو سکسوال- گای) و جانشینی زنان به جای مردان (لزبین) در روابط جنسی و بازگشت به فرهنگ متحجرانه قوم لوط و اقوام مشابه را نه تنها جایز، بلکه نوعی افتخار می‌دانند کسانی که درآمدشان از فروش بدن و عکس و فیلم دختران زیر 9 سال در سایت‌ها است کسانی که زنای محصنه را آزادی جنسی قلمداد می‌کنند و روابط نامشروع هر کسی با هر کسی از محارم گرفته تا زن دیگران یا ... را نوعی موفقیت و رشد جنسی قلمداد می‌کنند - کسانی که هم خوابی با سگ خود را پیشرفت جنسی می‌خوانند و ...، حالا نباید نگران باشند که چرا کسی در آن زمان به جای حرم‌سراهای رسمی و غیر رسمی که در همین قرن ما بیشتر مد شده است، 9 ازدواج داشت؟ یا چرا اسلام 4 ازدواج را جایز می‌شمارد یا چرا ازدواج موقت دارد، یا چرا سن ازدواج پایین است!
وقتی پارلمان سوئد با افتخار اعلام می‌کند که بیش از 70٪ وکلای مجلس مردان هم جنس‌باز هستند، و وقتی وکیل مجلس اروپایی می‌گوید: دختران و زنان ما نقش نفت در خاورمیانه را برای ما دارند و برای کشور درآمدزا هستند (که از هر نوع آدم فروشی و کنیز فروشی بدتر است و ...، بهتر است اصلاً در مقوله‌‌هایی چون: انسان، حقوق بشر، آزادی زن، خانواده، ازدواج، تعدد و ... وارد نشوند.
آیا اگر پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فقط یک ازدواج داشت و یا اصلاً ازدواج نمی‌نمود، آنها امروز به خدا ایمان می‌آوردند؟ آیا به فلسطین و لبنان و افغانستان و عراق و ایران و ...، لشکر کشی نمی‌کردند؟!‌ آیا بمب اتمی بر سر مردم ژاپن فرو نمی‌ریختند؟ آیا جنگ‌های جهانی اول و دوم را به راه نمی‌انداختند ... و جنایاتی که قابل شمارش نیست؟
خاطره:
یک آقای هلندی به یک مسلمان ایرانی گفت: شما مسلمانان عقب افتاده هستید و هنوز چهار ازدواج را جایز می‌دانید! بدیهی است که چون اسم اسلام و مسلمان به میان آمده بود، دلیلی نداشت که راجع به توحید و نوبت و دین با او بحث شود، چون نتیجه‌ای نمی‌داد. لذا فرد مسلمان به او گفت: اولاً که تو قوانین اسلام را نمی‌دانی که ازدواج مجدد شرط عدالت دارد و می‌فرماید چون نمی‌توانید، همان یک ازدواج کافیست. اما بالاخره من نفهمیدم که ارتباط جنسی زیاد و داشتن زنان متعدد، خوب و از آثار تکامل است و یا بد و از آثار تحجر؟!
چطور شده است که وجود این همه فاحشه‌خانه و چند برابر آن فاحشه‌ی غیر رسمی در هر شهری از شهرهای بزرگ و کوچک شما نشان از مدنیت است، هفته‌ای یک بار به دیسکو رفتن و با زنی روی هم ریختن، نشان از پیشرفت است، فروش زنان و دختران در کازینوها و حتی تجارت آنان توسط باندهای کلان مافیایی، اقتصاد پیشرفته است؟! رابطه‌ی جنسی با هر زن و دختری اعم از محرم و نامحرم، حتی دختر خود یا زن مردم و به شکل مسالمت آمیز یا تجاوز، نشان از تکامل ارضای غرایض جنسی است؟ خرید و فروش دختر بچه‌ها و سوء استفاده‌ی جنسی از آنها یک روش نوین اقتصادی است ....؟ اما قانونمند شدن ازدواج و آن هم نهایتاً با چهار زن، تحجر است؟! شما (مردان آمریکایی و اروپایی) که در سال بیش از 52 زن را تجربه می‌کنید و به این تحجرها و بربریت خود افتخار هم می‌کنید؟!
فقط سرخ شد و خندید و گفت: شما ایرانی‌ها همیشه حاضر جواب هستید!

شبهه 2 -علت ازدواج پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با عایشه چه بود، مگر روابطش با ابوبکر خوب نبود که برای نزدیکی اقوام باشد؟


پاسخ به شبهه 2
از آنجا که پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صاحب عصمت الهی است، نه فقط بر اساس هوای نفس و میل شخصی کاری نمی‌کنند، بلکه هیچ قول و فعلی نیز به جز آن چه از جانب خداوند متعال به او دستور داده می‌شود ندارند. چنان چه خداوند متعال در کلام وحی فرمود:
«وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَْوَى»(النجم - 3)
ترجمه: از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید.
پس، ازدواج‌های پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز مانند سایر گفتار و اعمال ایشان که «اسوه حسنه»، یعنی بهترین الگو هستند، دارای حکمت‌های بسیاری است، اگر چه مردم به برخی پی‌ببرند و از برخی دیگر غافل باشند. و از جمله آن که:
الف – هر چند ظاهر روابط با ابوبکر خوب بود، اما باید پیوند خویشی میان دو قوم برقرار می‌گردید.
ابن خلدون در این باره می‌نویسد: در آن محيطى كه جنگ و خونريزى و غارتگرى جزو خصلت ثانوى آنان شده بود، بهترين عامل بازدارنده از جنگ‌ها و عامل وحدت و اُلفت ، پيوند زناشويى بود.
لذا شاهدیم، پيامبر(صلي الله عليه و آله) با قبايل بزرگ قريش‌، به ويژه با قبايلى كه بيش از ديگران با ایشان دشمن بودند‌، مانند بنى اميه و بنى اسرائيل‌، ازدواج نمود . اما با قبايل انصار كه از سوى آنان هيچ خطرى احساس نمی‌شد و آنان نسبت به پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دشمنى نداشتند، ازدواج ننمود.
و باید در نظر داشت که دشمنی، فقط مربوط به یک شخص و آن هم در زمان خودش نیست، بلکه آینده را نیز در نظر داشتند.
گيورگيو‌، نويسنده مسيحى می‌نويسد:
محمد (صلي الله عليه وآله وسلم) ام حبيبه را به ازدواج خود درآورد تا بدين ترتيب داماد ابوسفيان شود و از دشمنى قريش نسبت به خود بكاهد. در نتيجه پيامبر با خاندان بني اميه و هند زن ابوسفيان وساير دشمنان خونين خود خويشاوند شد و ام حبيبه عامل بسيار مؤثرى براى تبليغ اسلام در خانواده هاى مكه شد. (محمد پيامبرى كه از نو بايد شناخت، ص 207)
ب - پس، نباید در انتخاب همسران توسط پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، به شاخص‌های رایج خودمان مانند: یافتن همسری نیکو، نبودن همسر مناسب‌تر و ... استناد کرد. همسران انبیاء (علیه السلام) هیچ فضیلیتی ندارند، مگر آن که خداوند یا شخص نبی در مورد فضلیت آنان چیزی فرموده باشند. چنان چه خداوند متعال در نکوهش دو تن از همسران پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) (حفصه و عایشه) موجب آزار و اذیت ایشان شده بودند، در کلام وحی می‌فرماید:
«إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ» (التحریم - 4)
ترجمه: اگر [شما] دو تن به خدا توبه كنيد [شما را بهتر است‏]، زيرا دل‌هاى شما [به سبب عسل خوردن من در خانه زينب دختر جحش‏] برگشته است. و اگر به زيان او هم پشتى كنيد، بي‌گمان خدا ياور اوست، و جبرئيل و مؤمنان نيكوكار و فرشتگان بعد از آن، مددكار اويند.
ج – از دیگر حکمت‌های ازدواج پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با عایشه و حفصه، ضرورت اسوه و الگو بودن ایشان برای عالمیان است. شاید بتوان گفت که از صعب‌ترین رسالت‌ها و وظایف انبیاء و اوصیای الهی،‌ زندگی کردن به تمامی شرایط مردمان دیگر است، تا همگان در هر موضوعی الگو داشته باشند و در جایی تنها و بی‌الگو باقی نمانند و این چنین حجت هدایت تمام شود. کسی نمی‌تواند بگوید: من فقیر بودم، من ثروتمند بودم، من برادران حسود داشتم، من در موقعیتی قرار گرفتم که کسی خود را برای شهوت جنسی به من عرضه داشت، من همسر بد داشتم ... و انبیا و اوصیای الهی در چنین موقعیتی قرار نگرفتند تا رفتارشان الگوی من باشد. لذا شاهدیم که انبیایی چون حضرات نوح و لوط، همسرانی داشتند که هیچ گاه ایمان نیاوردند و به عذاب الهی گرفتار شدند. و البته از حکمت‌های دیگر که در دل همین معنا نهفته است، امتحان شخص پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مردمان دیگر است. چرا که هیچ کس بدون امتحان زندگی نکرده و بدون موفقیت رشد نمی‌نماید. امت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز دست کم دو بار با فتنه‌ی همسری عایشه امتحان شده و می‌شوند. یکی آن گاه که برای آزردن دل رسول‌خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به او تهمت زدند و آیه‌ای برای رفع این تهمت نازل گردید و یکی هم بعد از رحلت پیامبر عظیم‌الشأن (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و در ماجرای جنگ جمل.
و البته حکمت‌های بسیار دیگری نیز وجود دارد. و هم اکنون نیز امت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد این همسر ایشان امتحان می‌شوند. هنوز عده‌ای هستند که در عین اهانت به وجود و مقام سیدة‌النساء العالمین، ضمن «ام المؤمنین» خواندن ایشان، مخالفت با امیرالمؤمنین (علیه السلام)، به راه انداختن جنگ جمل، حمله به جسد مطهر امام حسن علیه‌السلام را توجیه می‌کنند.

پاسخ به سوال 3 .منظور آیه 24 سوره نسا چیه؟




وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَکَتْ أَيْمانُکُمْ کِتابَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْکُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَليماً حَکيماً
24


تفاسیر اعلام شده تاکنون برای این ایه به شرح ذیل در پاسخ به شما اعلام می گردد.


آیت الله مشکینی
و ( نیز بر شما حرام شد ) زنان شوهردار جز آنهایی که ( در جنگ از زنان کفار ) به بردگی شما درآمده اند ( زیرا اسارتشان بدون شوهر به حکم طلاق است ) . اینها ( احکام ) نوشته و مقرر شده خدا بر شماست. و غیر اینها ( غیر چهارده قسم گذشته ) برای شما حلال شده که با اموال خود ( به ازدواج ) بطلبید در حالی که خوددار از گناه و دور از زنا باشید. و با هر زنی از آنان ( از غیر این چهارده قسم ) که ازدواج موقت کردید مهر او را به عنوان واجب ( مالی ) بپردازید ، و بر شما گناهی نیست پس از تعیین مهر واجب در آنچه بدان توافق نمایید ( از اسقاط مهر یا کم و زیاد کردن آن ) ، و همانا خداوند همواره دانا ( به مصالح امور ) و دارای اتقان صنع ( در تشریع و تکوین ) است.
آیت الله مکارم شیرازی

و زنان شوهردار ( بر شما حرام است ) مگر آنها را که ( از راه اسارت ) مالک شده اید ( زیرا اسارت آنها در حکم طلاق است ) اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها ( که گفته شد ) ، برای شما حلال است که با اموال خود ، آنان را اختیار کنید در حالی که پاکدامن باشید و از زنا ، خودداری نمایید. و زنانی را که متعه [ ازدواج موقت ] می کنید ، واجب است مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر ، با یکدیگر توافق کرده اید. ( بعداً می توانید با توافق ، آن را کم یا زیاد کنید. ) خداوند ، دانا و حکیم است.

آیت‌الله موسوی همدانی (ترجمه‌المیزان)

و زنان شوهر دار مگر کنیزانی از شما که شوهر دارند ، - که می توانید آنان را بعد از استبرا به خود اختصاص دهید ، - پس حکمی را که خدا بر شما کرده ملازم باشید ، و اما غیر از آنچه بر شمردیم ، بر شما حلال شده اند ، تا به اموالی که دارید زنان پاک و عفیف بگیرید ، نه زناکار ، و اگر زنی را متعه کردید- یعنی با او قرارداد کردید در فلان مدت از او کام گرفته و فلان مقدار اجرت ( به او ) بدهید ، - واجب است اجرتشان را بپردازید ، و بعد از معین شدن مهر ، اگر به کمتر یا زیادتر توافق کنید گناهی بر شما نیست ، که خدا دانایی فرزانه است .

استاد الهی قمشه‌ای
و نکاح زنان شوهردار نیز ( برای شما حرام شد ) مگر آن زنانی که ( در جنگهای با کفّار ، به حکم خدا ) متصرّف شده اید. این حکم خدا بر شماست ، و هر زنی غیر آنچه ذکر شد شما را حلال است که به مال خود به طریق زناشویی بگیرید نه آنکه زنا کنید ، پس چنانچه از آنها بهره مند شوید آن مهر معیّن که حق آنهاست به آنان بپردازید ، و باکی نیست بر شما که بعد از تعیین مهر هم به چیزی با هم تراضی کنید ( و بدانید که ) البته خدا دانا و آگاه است.

استاد مهدی فولادوند
و زنانِ شوهردار [ نیز بر شما حرام شده است ] به استثنای زنانی که مالک آنان شده اید [ این ] فریضه الهی است که بر شما مقرر گردیده است. و غیر از این [ زنانِ نامبرده ] ، برای شما حلال است که [ زنان دیگر را ] به وسیله اموال خود طلب کنید- در صورتی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید- و زنانی را که مُتعه کرده اید ، مَهرشان را به عنوان فریضه ای به آنان بدهید ، و بر شما گناهی نیست که پس از [ تعیین مبلغ ] مقرّر ، با یکدیگر توافق کنید [ که مدت عقد یا مَهر را کم یا زیاد کنید ] مسلماً خداوند دانای حکیم است.

تفسیر المیزان
و زنان شوهردار نیز بر شما حرام شده است ، مگر کنیزانی که مالک آنها هستید . به احکام الهی که بر شما نوشته شده است پایدار باشید . و جز این زنان بر شما حلالند که با اموال خود که مهریه ( در مورد زنان آزاده ) یا بهای آنان ( در مورد کنیزان ) قرار می دهید آنان را طلب کنید ، در حالی که پاکدامن باشید نه آلوده به کار زشت زنا . و از زنان آنهایی را که با ازدواج موقّت به همسری خود درآورده اید ، مهرشان را که با قرار شما و آنان واجب شده است به آنان بدهید . و بر شما گناهی نیست که پس از تعیین ] مهریه و مدّت [ در آنچه با یکدیگر به توافق برسید و آن را تغییر دهید . قطعاً خدا به همه امور داناست و کارهایش از روی حکمت است .

حجت الاسلام انصاریان و [ ازدواج با ] زنان شوهردار [ بر شما حرام شده است ] مگر زنانی که [ به سبب جنگ با شوهران کافرشان از راه اسارت ] مالک شده اید [ این احکام ] مقرّر شده خدا بر شماست. و زنان دیگر غیر از این [ زنانی که حرمت ازدواج با آنان بیان شد ] برای شما حلال است ، که آنان را با [ هزینه کردن ] اموالتان [ به عنوان ازدواج ] بخواهید در حالی که [ قصد دارید با آن ازدواج ] پاکدامن باشید نه زناکار. و از هر کدام از زنان بهره مند شدید مهریه او را به عنوان واجب مالی بپردازید ، و در آنچه پس از تعیین مهریه [ نسبت به مدت عقد یا کم یا زیاد کردن مهریه ] با یکدیگر توافق کردید بر شما گناهی نیست یقیناً خدا همواره دانا و حکیم است.

تفسیر نور(قرائتی)
و(ازدواج با) زنان شوهردار (نیز بر شما حرام شده است،) مگر آنان که (به حکم خداوند، در جنگ با کفّار) مالک شده‏اید. (این احکام،) نوشته و قانون خدا بر شماست. و جز اینها (که گفته شد،) براى شما حلال است که (زنان دیگر را) به وسیله‏ى اموال خود، به قصد پاکدامنى و نکاح، نه به قصد زنا، طلب کنید. پس هرگاه از آن زنان، (به نکاح موقّت) کام گرفتید، مهرشان را به عنوان یک واجب بپردازید و پس از تعیین مهر، در (تغییر مدّت عقد یا مقدار مهر) آنچه با یکدیگر توافق کنید، بر شما گناهى نیست. همانا خداوند دانا و حکیم است.

سایت تبیان و زنانِ شوهردار [نیز بر شما حرام شده است‏] به استثناى زنانى که مالک آنان شده‏اید [این‏] فریضه الهى است که بر شما مقرر گردیده است. و غیر از این [زنانِ نامبرده‏]، براى شما حلال است که [زنان دیگر را] به وسیله اموال خود طلب کنید- در صورتى که پاکدامن باشید و زناکار نباشید- و زنانى را که مُتعه کرده‏اید، مَهرشان را به عنوان فریضه‏اى به آنان بدهید، و بر شما گناهى نیست که پس از [تعیین مبلغ‏] مقرّر، با یکدیگر توافق کنید [که مدت عقد یا مَهر را کم یا زیاد کنید] مسلماً خداوند داناى حکیم است.

پاسخ به شبهه 4
می‌گویند: خدا (العیاذ بالله) آن قدر حقیر است که در قرآن ابولهب را لعن می‌کند!



پاسخ به شبهه 4: بدیهی است آنان که با چنین لحنی در مورد خداوند متعال سخن می‌گویند و نیز با جسارت، جهالت و حماقت تمام، چنین اهانت‌هایی به او نسبت می‌دهند، نه تنها اصلاً خدا را نمی‌شناسند و قبول ندارند، بلکه بغض و دشمنی هم دارند. اینها افراد حقیری هستند که بزرگی خود را در جنگ با خدا می‌بینند و می‌خواهند خود را بدین طریق مطرح کنند! خداوند منّان خود در مورد این دسته از بندگانش می‌فرماید:
«خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ» (النحل، 4)
ترجمه: انسان را از نطفه‏اى آفريده است، آن گاه ستيزه‏جويى آشكار است.
الف – این دسته، اولین کسانی نیستند که خداوند متعال را حقیر و فقیر می‌خوانند، در دوران جاهلیت نیز کسانی بودند که خداوند متعال را حقیر و فقیر می‌خواندند. آن زمان یهودیان چنین سخنانی می‌گفتند و امروزه نیز همان صهینویسم و عواملش چنین می‌گویند. اینها همه دین کُش و پیامبر کُش بوده و هستند:
«لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيق»
ترجمه: البته خدا سخن كسانى را كه گفتند: خدا فقير است و ما توانگريم، شنيد. آنچه را كه گفتند و پيامبرانى را كه به ناحق كشتند [به حسابشان‏] خواهيم نوشت و خواهيم گفت: بچشيد عذاب سوزان را.
*- یک موقع کسی راجع به آیات قرآن کریم و یا حتی خداوند متعال سؤال، شبهه و بحث دارد، یا شاید اصلاً قبول نداشته باشد، این یک مقوله‌ی دیگری است، اما یک موقع کسی می‌گوید: خدا هست، ولی عادل نیست – خدا هست، ولی فقیر یا حقیر است – خدا هست، ولی دستش بسته است و کاری نمی‌تواند بکند (وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ ... - و يهود گفتند: دست خدا بسته است. دست‏هاى خودشان بسته باد! و به سزاى اين [ناروا] كه گفتند از رحمت خدا دور گشتند)، و ...، اینها همه چون ابلیس لعین، در وجود خدا شک ندارند، اما با او لجاج و عناد دارند، تا حدّی که وقتی نام خدای واحد و سبحان به میان می‌آید، قلب‌شان مشمئز می‌گردد، اما با یاد طواغیت محبوب خود، دلشان باز می‌شود:
«وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ» (الزّمر، 45)
ترجمه: و چون خداوند به تنهايى (وحدانیت) ياد شود، دل‏هاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند منزجر و متنفر گردد، و چون كسانى ديگر جز او (بت‏ها و طاغوت‌ها و نفسانیات) ياد شوند، به ناگاه خوشحالى مى‏كنند.
ب – این مقدمه برای آن بیان شد که عزیزان بدانند اولاً هیچ یک از این حرف‌ها جدید نیست و اعراب جاهلیت و یهودیان دین‌ستیز و پیامبر کُش نیز عیناً چنین می‌گفتند و اینها به همان‌ها تأسی می‌کنند؛ و ثانیاً این قبیل گویندگان، نه تنها شناختی از خدا و اندک ایمانی ندارند، بلکه اساساً عنود هستند و با خدای عزّوجلّ دشمنی دارند. لذا وقتی چیزی می‌گویند، نباید گمان شود که لابد شبهه‌ای مطرح کرده‌اند و حتماً باید پاسخ داده شود، چرا که اصلاً به دنبال پاسخ نیستند و چه بسا خودشان نیز پاسخ را به خوبی می‌دانند.
ج – اگر کسی وجود خداوند متعال را اصلاً قبول ندارد، پس نباید بگوید که او فقیر، ظالم یا ... هست یا نیست، اما اگر کسی قبول داشته باشد، می‌داند خدایی که سبحان «منزه از هر نیستی، کاستی و نقص» نباشد، خدا نیست. یا خدایی که حقیر، کوچک، محدود و یا فقیر و نیازمند به غیر باشد، خدا نیست، بلکه موجود و مخلوقی مانند ما انسان‌هاست که به رغم آن که سرآمد همه مخلوقات هستیم (حقیر و فقیر) می‌باشیم و او غنی و بی‌نیاز است:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» (فاطر، 15)
ترجمه: اى مردم، شما به خدا نيازمنديد (فقیر و محتاج درگاه الهی هستید)، و خداست كه بى‏نيازِ ستوده است.
د – قرآن کریم کتابی است شامل جهان‌بینی و معرف شناسی و نیز بایدها و نبایدهای منطبق با حقایق عالم هستی، برای رشد و به تکامل رسیدن بشر، «یعنی قرب الی الله که کمال محض است»؛ و حکمت نزول آن نیز نیاز بشر به این اطلاعات و معلومات می‌باشد و نه نیاز نازل کننده.
قرآن کریم، مانند کتب بشری و به ویژه جهان‌بینی‌های مادیون، کتابی نیست که اول و آخرش افتاده باشد و یا به آن چه نیاز بشر برای رشد و کمال است، اشاره ننموده باشد. لذا در قرآن هم سخن از مبدأ (اول) به میان آمده و هم از معاد (آخر) – هم سخن از ملائک به میان آمده و هم از حیوانات و جامدات و سیارات...؛ و مهم‌تر آن که قرآن کریم کتاب انسان‌شناسی است. انسانی که «عقل» دارد و باید قوه‌ی عاقله را به کار بیاندازد تا از سطح حیوانیت بدن، رشد و ترقی یابد:
«لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» (الأنبیاء، 10)
ترجمه: هر آينه به سوى شما كتابى فروفرستاديم كه در آن ياد (ذکر) شماست. آيا خرد را كار نمى‏بنديد؟
ﻫ – اصلی‌ترین مسئله‌ی مبتلابه انسان که سبب سلامت و هلاکت معنوی و حتی مادی او می‌شود، «دوست شناسی و دشمن شناسی» است. لذا هم چنان که انسان اگر سلامتی بدن را بشناسد، اما بیماری را نشناسد، در مهلکه می‌افتد، اگر دوست (عوامل رشد) و دشمن (عوامل هبوط، سقوط و هلاکت) را نشناسد نیز به هلاکت می‌افتد.
از این رو خداوند حکیم و علیم و منّان، در قرآن کریم، هم سخن از معرفی «ولایت حقه» دارد که انسان را به نور می‌برد و هم سخن از «ولایت باطل» دارد که انسان را به ظلمات می‌کشاند. هم سخن از «امام حق» دارد که به سوی او هدایت می‌کند و هم سخن از «امام باطل» دارد که به سوی آتش دعوت می‌کند – هم سخن از راه نجات و فلاح (صراط مستقیم) دارد و هم سخن از راه انحراف و سقوط (صراط الجحیم) دارد – هم با معرفی صفات مؤمنین، آنها را می‌شناساند و هم با معرفی صفات کفار، مشرکین، منافقین، فاسدین، فاسقین، فجار و مستکبرین، آنها را می‌شناساند ... تا انسان‌ با عقل، آگاهی و اراده انتخاب کند، به خوبی هدایت شده و گمراه نگردد.
«لعن» نیز نه فحش است و نه بد و بیراه. بلکه یعنی «دور از رحمت». پس انسان در «دوست شناسی و دشمن شناسی» و نیز در صراط شناسی و امام شناسی، باید بداند که چه اهدافی باطل است؟ چه راه‌هایی به سوی هلاکت است؟ کدام صفات حیوانی و شیطانی است و خلاصه آن که کدام دسته از افراد یا جریان‌ها دور از رحمت الهی هستند.
از جمله مصادیق ملعون (دور از رحمت) در کلام الهی، شخص ابلیس است، کل شیاطین جن و انس هستند، منافقین هستند، ظالمین هستند، امثال ابوجهل و ابولهب هستند، کسانی که خدا را فقیر و حقیر می‌خوانند هستند (آیه فوق)، کسانی که به زنان پاکدامن نسبت ناروا می‌دهند هستند، کسانی که حقایق را پوشانده و آیات خدا را تکفیر می‌کنند هستند ... چنان چه در مورد این گروه آخر، شدیدترین لعن‌ها در یک آیه بیان شده است:
«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ» (البقره، 159)
ترجمه: كسانى كه آنچه را ما از حجّت‌هاى روشن و رهنمونى فرو فرستاديم، پس از آنكه آن را براى مردم در كتاب بيان كرديم، مى‏پوشانند خدا و لعنت‏كنندگان لعنتشان مى‏كنند.
و از جمله، کفار عنود و لجوجی هستند که کافر زیستند و بالاخره کافر هم از دنیا رفتند. این دسته را خدا، ملائک و جمیع انسان‌ها لعنت می‌کنند:
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» (البقره، 161)
ترجمه: به يقين كسانى كه كفر ورزيدند و در حال كفر مردند لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنها باد.
پس لعن، چه در کلام وحی، چه در ادعیه یا زیارات، دشمن شناسی و اعلام مواضع است. هر کجا سخن از «لعن» به میان آمد، انسان عاقل، انسان با شعور، انسان متفکر، انسان موحد و مؤمن، می‌فهمد که این صفات، این گروه یا این دسته از افراد یا جریانات نظری و عملی، به دور از رحمت خدا هستند. پس نه تنها به آنها نزدیک نشده و تأسی نمی‌کند، بلکه آنان را دشمنان سعادت دنیا و آخرت خود می‌داند که از جمله فرعون و فرعونیان، طواغیت و ابولهب‌ها و نوچه‌هایشان در طول زمان می‌باشند.



پاسخ به: چند سوال - mahdy30na - ۹/اسفند/۹۳ ۱۴:۱۸

بسم الله تارحمن الرحیم
(۹/اسفند/۹۳ ۱۰:۵۹)smile نوشته است:  3.منظور آیه 24 سوره نسا چیه؟



وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَکَتْ أَيْمانُکُمْ کِتابَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْکُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَليماً حَکيماً

24 نساء
و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آن‌ها را که (از راه اسارت) مالک شده‌اید؛ (زیرا اسارت آن‌ها در حکم طلاق است؛) این‌ها احکامی است که خداوند بر شما مقرر داشته است. اما زنان دیگر غیر از این‌ها (که گفته شد)، برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و زنانی را که متعه (=ازدواج موقت‌) می‌کنید، واجب است مهر آن‌ها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آن‌چه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. (بعداً می‌توانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید) خداوند، دانا و حکیم است. (آیه 24)

تو این ایه منظورتون کل بحث هست یا اینکه روی نکته خاصی پرسش دارید؟
ایا بحث متعه رو دارین یا اینکه چیز خاصی
اگه این مورد هست بگین تا براتون بهتر کمک کنیم.
در این باره این ایه پیشنهاد میدم به این لینک سر بزنین چون بحث و مباحثه هست نمیشه اینجا نقل کنم ولی کلیاتش رو بصورت نقل قول براتون میارم اگه خواستین متن اصلی رو در اسک دین مطالعه بفرمایید
نقل قول:آیه « وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ» ، بحث آيه گذشته را در باره زنانى كه ازدواج با آنها حرام است دنبال مى ‏كند و اضافه مى ‏نمايد كه:" ازدواج و آميزش جنسى با زنان شوهردار نيز حرام است".
" محصنات" جمع" محصنة" از ماده" حصن" به معنى قلعه و دژ است، و به همين مناسبت به زنان شوهردار و همچنين زنان عفيف و پاكدامن كه از آميزش جنسى با ديگران خود را حفظ مى ‏كنند و يا در تحت حمايت و سرپرستى مردان قرار دارند گفته مى ‏شود.
گاهى به زنان آزاد در مقابل كنيزان نيز گفته شده، زيرا آزادى آنها در حقيقت به منزله حريمى است كه به دور آنها كشيده شده است و ديگرى حق نفوذ در حريم آنان بدون اجازه آنها ندارد، ولى روشن است كه منظور از آن در آيه فوق همان زنان شوهردار است.
اين حكم اختصاصى به زنان مسلمان ندارد بلكه زنان شوهردار از هر مذهب و ملتى همين حكم را دارند يعنى ازدواج با آنها ممنوع است.
تنها استثنايى كه به اين حكم خورده است در مورد زنان غير مسلمانى است كه به اسارت مسلمانان در جنگها درمى‏ آيند، اسلام اسارت آنها را به منزله" طلاق" از شوهران سابق تلقى كرده، و اجازه مى ‏دهد بعد از تمام شدن عده آنها1 با آنان ازدواج كنند و يا همچون يك كنيز با آنان رفتار شود (إِلَّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ).
ولى اين استثناء، به اصطلاح،" استثناى منقطع" است، يعنى چنين زنان شوهردارى كه در اسارت مسلمانان قرار مى‏ گيرند رابطه آنها به مجرد اسارت با شوهرانشان قطع خواهد شد، درست همانند زن غير مسلمانى كه با اسلام آوردن رابطه او با شوهر سابقش (در صورت ادامه كفر) قطع مى‏ گردد، و در رديف زنان بدون شوهر قرار خواهد گرفت.
از اينجا روشن مى ‏شود كه اسلام به هيچوجه اجازه نداده است كه مسلمانان با زنان شوهردار حتى از ملل و مذاهب ديگر ازدواج كنند، و به همين جهت، عده براى آنها مقرر ساخته و در دوران عده از ارتباط زناشويى با آنها جلوگيرى نموده است.
فلسفه اين حكم در حقيقت اين است كه اين گونه زنان يا بايد به محيط" كفر" بازگشت داده شوند، و يا بدون" شوهر" هم چنان در ميان مسلمانان بمانند و يا رابطه آنها با شوهران سابق قطع شود و از نو ازدواج ديگرى نمايند، صورت اول بر خلاف اصول تربيتى اسلام و صورت دوم ظالمانه است، بنا بر اين تنها راه همان راه سوم است.
از پاره ‏اى از روايات كه سند آن به ابو سعيد خدرى صحابى معروف مى ‏رسد برمى‏ آيد كه آيه فوق در باره اسراى غزوه اوطاس2 نازل گرديده و پيامبر ص بعد از اطمينان به اينكه زنان اسير باردار نيستند به آنها اجازه داد كه با مسلمانان ازدواج كنند و يا همچون يك كنيز در اختيار آنها قرار گيرند- اين حديث تفسير بالا را نيز تاييد مى‏ كند.
__________________________________________________
1. مقدار عده آنها، يك بار قاعده شدن و يا اگر باردار باشند، وضع حمل نمودن است. تفسير نمونه، ج‏3، ص: 334
2. اوطاس نام محلى است كه يكى از جنگهاى اسلامى در آنجا واقع شده است

نقل قول:اسارت در حکم طلاق است نه به معنای طلاق لذا اطلاق زنان شوهر دار بعد از اسارت برای آنها صحیح نیست به همین دلیل استثنا در «الا ما ملکت ایمانکم» همانطور که گقته شد، استثنای منقطع است از قبیل «جاء القوم الا حمارا » که حمار داخل در قوم نیست اما از قوم استثنا شده است.
حالا چند نکته جداگانه در باره این ایه به نقل از کتب تفسیری
معنای لغوی «محصنات»
کلمه «محصنات» به فتحه صاد اسم مفعول از ماده (ح - ص - ن) از مصدر باب افعالش احصان است، که به معنای منع است، حصن حصین (دژ محکم) را هم از این جهت حصن گفته‏اند، که مانع از ورود اغیار است و وقتی می‏گویند:«احصنت المراة» معنای آن این است که فلان زن عفت به خرج داد، و ناموس خود را حفظ کرد، و یا این است که از فسق و فجور امتناع ورزید، ولی در آیه مراد از محصنات زنان شوهردار است. (چه عفیف باشند و چه نباشند)
مراد از کلمه محصنات زنانی هستند که ازدواج کرده‏اند، پس غیر آن چهارده طایفه(محارم نسبی و سببی ...)، با هر زنی می‏توان ازدواج کرد، مگر محصنات یعنی شوهرداران که ازدواج با آنها حرام است(البته مادام که شوهر دارند) خواه عفیف باشند و یا نباشند.
زنانی که ازدواج کرده‏اند، و یا بگو شوهر دارند، ازدواج با آنها حرام است به استثنای کنیزان که در عین اینکه شوهر دارند ازدواج با آنها حلال است به این معنا که صاحب کنیز که او را شوهر داده می‏تواند بین کنیز و شوهرش حائل شود، و در مدت استبرا نگذارد با شوهرش تماس بگیرد، و آنگاه خودش با او همخوابگی نماید و کنیز را دوباره به شوهرش تحویل دهد، که سنت هم بر این معنا وارد شده است. و بنابراین جمله:«الا ما ملکت ایمانکم» در این مقام خواهد بود که حکم منعی که در محصنات بود از کنیزان محصنه (شوهردار) بردارد.
( ترجمة المیزان ج : 4، ص : 423 و 426 )
و مابقی رو لطفا از تفسیر نگاه کنین جون اگه بگم خیلی میشه
ولی کلیاتی که میشه از این ایه گرفت رو بصورت خلاصه خدمت شما نموونه ای میگم
1- براى ازدواج، نباید سراغ زنان شوهردار رفت. «وَ الْمُحْصَناتُ»
2- زنان اسیر در جنگ با کفّار، نباید بى‏سرپرست بمانند، یا به کفّار برگردانده شوند، بلکه به عنوان همسر یا کنیز، با مسلمانان رابطه‏ى شرعى داشته باشند.«إِلَّا ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ»
3- حرام بودن ازدواج با محارم و زنان شوهر دار و جمع میان دوخواهر، از احکام ثابت، قطعى و تغیرناپذیر الهى است. حُرِّمَتْ‏ ... کِتابَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ‏ تفسیر نور(10جلدى)، ج‏2، ص: 47
4- صرف بودجه در مسیر بى‏عفّتى و فحشا، حرام است. تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ‏ ... غَیْرَ مُسافِحِینَ‏
5- ازدواج موقّت، شرعى است و مهریه زن باید پرداخت شود. فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ‏ ... فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَ‏
6- در مهریه، رضایت طرفین شرط است. «فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ»
7- بعد از پایان مدّت در ازدواج موقّت، مى‏توان مدّت یا مهریه را با رضایت طرفین تمدید و اضافه کرد. «لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ»
8- ازدواج موقّت و احکام و قوانین ازدواج، برخاسته از علم و حکمت خداوند است. «عَلِیماً حَکِیماً»
9- علم وحکمت دو شرط لازم براى قانون‏گذار است. کِتابَ اللَّهِ‏ ... عَلِیماً حَکِیماً
منبع تفسیر نور


پاسخ به: چند سوال - smile - ۱۱/اسفند/۹۳ ۱۲:۲۷

سلام،
با تشکر از شما
جواب شما در مورد سوال دو و چهار کاملا قانع کننده بود، ممنون
درمورد سوال اول، دنبالش گشتم و اونطور که من فهمیدم ، آیه مربوط به تعداد همسران در سال هشتم هجرت نازل شده در حالی که آخرین ازدواج پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سال هفتم هجرت بوده.
از طرفی تعداد همسران دائمی پیامبر مشخص نیست. اینم از این
و در مورد سوره نسا:
منظورم اینه که چرا وقتی زنی رو تو جنگ اسیر میکنن که حالا همسر هم داشته می تونن بعنوان یک غنیمت داشته باشن ؟
و حکم همسری زن با همسرش باطل میشه وقتی به اسارت در میاد؟


پاسخ به: چند سوال - فاطمه خانم - ۱۱/اسفند/۹۳ ۱۵:۲۳

(۱۱/اسفند/۹۳ ۱۲:۲۷)smile نوشته است:  سلام،
با تشکر از شما
جواب شما در مورد سوال دو و چهار کاملا قانع کننده بود، ممنون
درمورد سوال اول، دنبالش گشتم و اونطور که من فهمیدم ، آیه مربوط به تعداد همسران در سال هشتم هجرت نازل شده در حالی که آخرین ازدواج پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سال هفتم هجرت بوده.
از طرفی تعداد همسران دائمی پیامبر مشخص نیست. اینم از این
و در مورد سوره نسا:
منظورم اینه که چرا وقتی زنی رو تو جنگ اسیر میکنن که حالا همسر هم داشته می تونن بعنوان یک غنیمت داشته باشن ؟
و حکم همسری زن با همسرش باطل میشه وقتی به اسارت در میاد؟
سلام بر شما

وقتی زنی به اسارت درمیاد این حکم در موردش اجرا بشه در واقع حقوق انسانیش رعایت میشه.
میتونه همسر کسی بشه به جای اینکه همه به عنوان غنیمت بهش نگاه کنن و هر کس خواست...
برعکس کشورهای غیرمسلمان که با اسیر شنیع ترین رفتار رو دارند.
البته این حکم درمورد زنانی هست که درجنگ حضور دارند. نه زن معمولی و شهروند.


پاسخ به: چند سوال - Ali#59 - ۱۱/اسفند/۹۳ ۱۹:۴۰

البته درباره آیه 24 نسا نکته ای هست که دوستان ضمنا گفتند،اما باید بولد بشه :
زن شوهرداری که اسیر میشه،مطلقه محسوب میشه.
نه اینکه هر کی هر زنی رو اسیر کرد به همسری خودش در بیاره Smile
این همون کاریه که داعش میکنه،
اما نمونه رفتار اسلامی،رفتار امیرالمومنین (علیه السلام) با شهربانو،دختر یزدگرد ساسانی بود که خودش همسرش رو انتخاب کرد.