![]() |
|
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: مهدویت (/forum-18.html) +--- بخش: امام زمان و وظایف منتظران (/forum-20.html) +--- موضوع: مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... (/thread-38269.html) |
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... - آوا - ۹/اسفند/۹۳ ۱۹:۳۲ بسم الله الرحمن الرحیم مولای من مرا که غربت پاییز بال و پر بشکست تو راه دادی و بردی به آشیان بهار سری که شور تو دارد،دلی که خانه ی توست کرم نما و همه عمر دست خود بسپار کودکان،آنگاه که پدر یا مادر خویش باز شناسند، آغوش می گشایند و بی محابا به سویش می دوند. کرم کردی مرا با خود آشنا کردی. دستم بگرفتی و پا به پا آوردی. حال که تو را یافته ام، دست از مهر تو بر نمی دارم. مگر نه این است که یتیم واقعی کسی است که امامش را نشناسد؟ ...پس ای آشنای غریب! تو را نشناختن چه عذابی و چه نقمتی است؟ وای بر ما اگر بر خوان معرفتت نشسته ایم و روی از تو برتافته ایم! چگونه مردمانی هستیم،اگر دم از دوستی تو میزنیم و فرمان از تو نمیبریم؟! از تو جدا شده ایم و خواستار وصل توایم؟! در آن صورت حق داری ما سیه سیرتان را رها کنی و در مجلس نیک سیرتان و دلباختگانت نشینی. حق داری ما را واگذاری تا در این شوربختی بمانیم. رهایمان کنی تا بدانیم که هر لحظه میان دستان گرم و پر محبت توست که میتوانیم بمانیم... ولی تو رهایمان نمیکنی و از یادمان نمیبری و به ما اجازه میدهی که دوستت بداریم و آن را اظهار کنیم. اللهم عجل لولیک الفرج ادامه دارد... پاسخ به: مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... - آوا - ۱۰/اسفند/۹۳ ۷:۲۵ ...ولی تو رهایمان نمیکنی و از یادمان نمیبری و به ما اجازه میدهی که دوستت بداریم و آن را اظهار کنیم. چرا که اقیانوس مهرت به وسعت هستی،امواج رحمتت به بلندای آسمان و اعماق بخششت،به ژرفای سینه های صبورست و تابش مهر بی کرانت،جلوه ای دارد،مادرانه و ساحتی دارد،پدرانه. ای بهترین پدر،ای مهربانتر از مادر،ای خوبترین یاور ما را دریاب. اگر چه تو را فراموش کرده ایم و از مسیر اطاعتت دور افتاده ایم؛ولی سخت درمانده گشته ایم و پریشان و در بازار مکاره ی دنیا سرگشته و حیران. اینک تنها به لطف و بخشش تو دل بسته ایم و آمده ایم تجدید کنیم عهد و پیمان. ای مهربان پدر! مگر نه این است که فرزند،اگر بد کند و بگریزد، آنگاه که شب، خیمه ی خویش استوار کرد، به خانه باز میگردد و در کنار در مینشیند و دست مقابل صورت میکشد و... آغوش مادر باز است و نگاه خشم آلود پدر،مهری شیرین در پس خود دارد. پس دستی به نوازش برآر، ای ماه دلپذیر، ای مژده ی بهار... و گرد پریشانی را از سرهای ما بزدای. و در این شب های سرد زمستانی غیبت،ما را در آغوش پر مهرت بفشار؛ که ما سخت نیازمند محبت و نوازش پدرانه ی تو هستیم. ما به دنبال طریق وصل تو میگردیم،تا پیوندی ناگسستنی با مهر بیکرانت برقرار سازیم و چون راه گم کردگان و سرگشتگان، فریاد میزنیم که: "يَا اَبَاصَالِح! اَرشِدونَا اِلَى الطَّريقِ يَرحَمُكُمُ اللّه" ای اباصالح (مهدی) ما را به راه (دوستی و محبتت) هدایت کن،رحمت خدا بر شما باد. اللهم عجل لولیک الفرج ادامه دارد... پاسخ به: مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... - آوا - ۱۱/اسفند/۹۳ ۷:۱۰ ~~~ آب گوارا در ذهن و اندیشه ی خود چنین تصور میکنم که: بیابان است و تا چشم کار میکند خاک میبینم و خار. آفتاب چه مستقیم و ظالمانه بر جسم نحیف و بی جانم شلاق میزند. چشمانم کم سو و دستانم بی رمق و لرزان است. پاهایم نا ندارد. گلویم خشک است و لبهایم ترک برداشته. به سختی تعادل خود را حفظ میکنم. مدتی است که در این بیابان،خسته و درمانده، تشنه و بی رمق، به این سو و آن سو می روم و به دنبال چند قطره آب گوارا میگردم. عرق های پیشانی ام بیش از حد شده و از بس که با انگشت اشاره آنها را جمع کرده و بر زمین جاری کرده ام، خسته شده ام. تنهایم و بی کس، گاه گاهی کنجکاوانه و در حالیکه دستم را سایبان چشمانم کرده ام، اطراف صحرا را ورانداز میکنم؛ ولی اثری از جنبنده ای نمیابم... سراب را میشناسم و میدانم که آب نیست؛ ولی گاهی به شک می افتم و چند قدمی به طرفش میدوم اما بلافاصله عقلم مانع شده و مأیوسانه می ایستم و به زمین زانو میزنم. سراب تخیل مرا نسبت به آب بیشتر میکند. احساس میکنم که کنار دریا هستم و در حال نوشیدن ظرف بزرگی از آب، یا در اقیانوسی شناکنان پیش میروم. لحظه ای احساس میکنم سیراب شده ام، ولی خیلی زود میفهمم که اینها فریبی بیش نیست. بیابان بی رحم است،بی رحم. اگر چه هر از گاهی نسیمی در فضای ساکن و بی روح آن شروع به وزیدن میکند؛ ولی جز آنکه گرمایی همانند فوران آتش تنور را روی پوست صورتم ایجاد کند، برایم فایده ای ندارد. لبانم را حتی برای گفتن یک "یا الله" نیز نمیتوانم حرکت دهم. صدای خس خس نفس کشیدن خود را میشنوم. شمارش معکوس آغاز میشود. آری شمارش معکوس...ده...نه...هشت...هفت...شش...پنج...چهار...سه... دو...یک مرتبه صدای مهیبی به گوشم میرسد!... اللهم عجل لولیک الفرج ادامه دارد... پاسخ به: مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... - آوا - ۱۲/اسفند/۹۳ ۹:۵۱ ~~~ آب گوارا خدایا! این صدای چیست؟ به سرعت پلکهایم را باز کرده و با چشمان کم سو تصویر تار و ناموزون بیابان را میبینم که زیر سایه ی گسترده ای، مهربانتر و کم آزارتر به نظر میرسد. به سختی سر خود را از زمین بلند کرده و به آسمان مینگرم. خدایا چه میبینم؟ ابر !!!؟ ابر،آن هم در بیابان؟ دوباره نگاه میکنم،شاید خیال است یا خواب میبینم. صدای رعد دوم که از اولی بلندتر است،تصور ابر را برایم قطعی میکند. بارقه ی امیدی در دلم جان میگیرد. جستی میزنم و از خاک برمیخیزم. دوباره زنده میشوم و با همه ی بی جانی بالا و پایین پریده و شکسته و لرزان فریاد میزنم، آ...آب آ...آب، آب آب انگار امید به جسم مرده روح می دمد، او را نیرو میبخشد و زنده اش میکند. دستهایم را به شکل گدایان دراز کرده و صورتم را رو به آسمان نگاه میدارم، چشمانم را بسته و منتظر میمانم. آه! انتظار چه شیرین است... کم کم خنکی قطره های باران را روی پوست دست و صورتم حس میکنم. شروع به شمارش آنها می نمایم یک،دو،سه،چهار،پنج،شش،هفت،هشت،نه و... دیگر قادر به شمارش آنها نیستم. باران تند و تندتر میشود. از شادی در پوست خود نمیگنجم و شروع به چرخیدن مینمایم. گرد خود میچرخم و فریاد میزنم: خدایا شکر... شکر... شکر... آری این باران رحمت است که بر سر و صورتم میبارد و پوستم را نوازش میدهد و مهربانی را به قلبم الهام میکند. باران مهربان است و خدا خالق همه ی مهربانیها. "امام" همان ابر بارنده ی آسمان هدایت و آب گوارایی برای تشنگان راه حقیقت است. خدای عزیز "امام" را همانند ابر رحمت،خلق نموده تا باران هدایتش را از طریق او بر سر بندگانش ببارد... اللهم عجل لولیک الفرج ادامه دارد... پاسخ به: مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... - آوا - ۱۳/اسفند/۹۳ ۱۵:۲۹ ~~~ آب گوارا خدای عزیز "امام" را همانند ابر رحمت،خلق نموده تا باران هدایتش را از طریق او بر سر بندگانش ببارد. او بندگان را هدایت و از علمش سیراب میکند تا در بیابان گمراهی و جهل از پا در نیایند و به ورطه ی هلاکت و نابودی نیفتند. آری او مصداق بارز رحمت و مهربانی خداست. "او همان آب گوارای معنوی است که هدایت میکند، امید میدهد و جان میبخشد." قُل اَرَأَيتُم اِن اَصبَحَ ماؤُكُم غَوراََ فَمَن يَأتيكُم بِماءِِ مَعينِِ" سوره ملک/ 30 بگو به من خبر دهید،اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی میتواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟ درباره ی تأويل این آیه از امام محمد باقر (علیه السلام) روایت است که میفرمایند: این آیه درباره ی امام قیام کننده ی به حق (حضرت مهدی علیه السلام) نازل شده است. و میفرماید: اگر امام شما پنهان گردد و ندانید کجاست، چه کسی برای شما امامی میفرستد که اخبار آسمان ها و زمین و حلال و حرام خدا را برای شما شرح دهد؟ سپس فرمود: تأويل این آیه نیامده است؛ ولی سرانجام خواهد آمد... اللهم عجل لولیک الفرج چه کسی را میتوان یافت که در بیابان بی رحم دوران غیبت،زندگی کرده و ضربه های شلاق ظالمانه ی آن را بر روح و روان خود حس نکرده باشد؟ چه کسی را میتوان یافت که ارزش و جایگاه امام (علیه السلام) را بشناسد و بتواند بر این رنج و سختی جانکاه (دوری از امام) خو کرده یا آن را تحمل کند و خواستار بارش مستقیم آن آب حیات معنوی نباشد؛آبی که گواراست، نه آلوده است و نه چون سراب فریبنده. آری ارتباط معنوی با امام در دوران غیبت، در زیر سایه ی ابر رحمت الهی قرار گرفتن و بارش باران هدایت را بر روح و روان خود حس کردن است. این حرفها برای کسانی دلچسب است که امام را تنها برای رسیدن به خواسته های مادی و رفع مشکلات و گرفتاری های شخصی نمی خواهند؛بلکه احساس میکنند از مهربان پدر خود دور افتاده اند و از دوری اش غم عالمی بر قلبشان سنگینی میکند. چنانچه امام رضا (علیه السلام) در این باره میفرمایند: چه بسیار زنان و مردان با ایمانی که در زمان غیبت آب گوارا (حضرت مهدی علیه السلام) متاسف،تشنه (از لحاظ معنوی) و محزون میگردند. اللهم عجل لولیک الفرج ادامه دارد... پاسخ به: مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... - آوا - ۱۴/اسفند/۹۳ ۹:۲۹ سلام در ادامه ی ارسال ها، ان شاء الله شرایطی را فراهم میکنیم تا ارتباط و پیوند معنوی خود را با امام زمان (ارواحنا فداه) محکم تر کرده و در این اوضاع آشفته و دلهره آور روزگار که همه مشوش و نگران و پریشانند، احساس آرامش کرده و به سر منزل مقصود که همان لقاء الله و رضوان پروردگار است،برسیم. چنانچه در دعای وصلش چنین میخوانیم: "و رافت و مهربانی و دعای خیر و برکت وجود مقدس ایشان (امام زمان ارواحنا فداه) را به ما موهبت فرما تا بدین واسطه ما به رحمت واسعه و فوز سعادت در نزد تو نایل شویم" ان شاء الله (بخش انتهای دعای ندبه) √√ اهمیت و ضرورت ارتباط و پیوند معنوی با امامان معصوم (علیهم السلام) آورده اند: شاعر بود و محب اهل بیت (علیهم السلام) اما شرابخوار! از سر محبت و ارادتی که به ایشان داشت،هرگاه امام صادق (علیه السلام) را میدید به حضرتش سلام میکرد و جویای حال ایشان میشد. روزی که تازه جام شرابی سر کشیده و در کوچه های شهر به راه افتاده بود،امام را دید که از روبرو به سمت او در حرکتند،چاره ای نداشت جز اینکه با ایشان روبرو شده و طبق معمول همیشه با حضرت سلام و احوالپرسی نماید. دهانش بوی شراب میداد. با خود فکر کرد که مسلما حضرت متوجه این امر خواهند شد؛لذا خجالت کشید که با آن حال به حضرت سلام کند،پس رویش را به طرف دیوار گرداند و انگشتان دستش را مشغول بازی با گوشه ای از لباسش کرد. وقتی حضرت به او رسیدند،نزدش رفته و پس از سلام،آرام و درگوشی فرمودند: "در هر حالی که هستید،از ما روی نگردانید و هیچگاه به ما پشت نکنید" این برخورد امام او را منقلب ساخت. توبه کرد و از یاران ایشان شد. کمی به ارتباط خود و امام زمانمان فکر کنیم،همین حالا... اللهم عجل لولیک الفرج ادامه دارد... پاسخ به: مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... - آوا - ۱۵/اسفند/۹۳ ۷:۴۶ ~~~ اهمیت و ضرورت ارتباط و پیوند معنوی با امامان معصوم(علیهم السلام) امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)میفرمایند: "ما خاندانی هستیم که دانش ما از دانش خداوند ناشی شده،از حکومت راستین خداوند،حکومت یافته ایم، سخن راست سرچشمه ی شنود ماست،اگر پیروی مان کنید با نشانه های نور ما هدایت شوید و اگر از ما روی گردانید،خداوند شما را به دستهای ما و یا به هرچه بخواهد عذاب میکند." معنای این عبارات این است که روی گرداندن از امام معصوم(علیه السلام)روی گرداندن از راه راست و هدایت الهی است و باعث گمراهی و هلاکت در دین و باعث پشیمانی و افسوس میشود. همانطور که در روایت دیگری امام صادق(علیه السلام)از قول امیرالمؤمنین(علیه السلام)میفرمایند: "اگر خداوند متعال میخواست؛بی واسطه خود را به بندگانش می شناساند؛ولی ما را باب(در)،صراط و راه خود قرار داده است. ما همان جهت و سویی هستیم که(از طریق آن)باید به خدا رو کرد.هر که از ولایت ما روی برتابد یا دیگری را بر ما برتری دهد محققا از راه (درست)خارج شده و(در دره ی هلاکت و بدی ها) سقوط کرده است." همانطور که ما از روی گردانیدن ودورشدن ازولایت ومحبت ائمه معصومین(علیهم السلام)نهی شده ایم، نسبت به اتصال وپیوند معنوی با آنها بسیار امر شده ایم. روزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله)در محفلی این آیه را تلاوت کرد "یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونو مع الصادقین"(توبه 19 )ای کسانیکه ایمان آورده اید،فرمان خدا را اطاعت کنید و باصادقان باشید. سلمان که درآن مجلس حضورداشت سوال کردکه یارسول الله، آیا حکم این آیه عام است یا اینکه اختصاص به افراد خاصی دارد؟ حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)فرمودند: همه ی مومنین مامورند که به آن عمل کنند(با صادقان باشند)اما صادقان اختصاص دارد به برادرم علی(علیه السلام)و اوصیای من بعد از او،تا روز قیامت. البته پر واضح است که این معیت و همراهی یک همراهی معنوی است و به معنای آن است که ما رضایت و عدم رضایت آنها را بشناسیم و به آن عمل کنیم و به طریقی که آنها می پسندند و جایز میدانند،دوستی و محبتمان را به آنها ابراز کنیم. اللهم عجل لولیک الفرج ادامه دارد... پاسخ به: مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... - آوا - ۱۶/اسفند/۹۳ ۷:۱۳ ~~~ دعا برای معیت و همراهی معنوی با اهل بیت (علیهم السلام) اللّهُمَّ اجعَلني مَعَ مُحَمَّدِِ وَ آلِ مُحَمَّدِِ في كُلّ عَافِيَةِِ وَ بَلاءِِ وَ اجعَلني مَعَ مُحَمَّدِِ وَ آلِ مُحَمَّدِِ في كُلّ مَثوىََ وَ مُنقَلَبِِ اللّهُمَّ اجعَل مَحياىَ مَحياهُم وَ مَماتي مَماتَهُم وَ اجعَلني مَعَهُم في المَواطِنِ كُلّها وَ لا تُفَرِّق بَيني وَ بَينَهُم اَبَدا اِنَّكَ عَلى كُلّ شَى ءِِ قَديرِِ (ترجمه کتاب اصول کافی/جلد سوم) خدایا در زمان عافیت و سلامتی و هنگام سختی و نزول بلا مرا با محمد و آل محمد همراه ساز و در هنگام سکونت و آرامش و زمان تغییر و دگرگونی مرا با محمد و آل محمد همراه ساز. خدایا زندگی مرا مانند زندگی ایشان و مرگ مرا مانند مرگ ایشان قرار ده و در هر مکانی همراه آنانم ساز و هرگز از آنها جدایم نکن. به درستی که تو بر هر کاری توانایی. الهی آمین دوستان بزرگوار میتونید این دعا رو یادداشت کنید و بعد از هر نماز واجب بخونید. اللهم عجل لولیک الفرج ادامه دارد... پاسخ به: مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم.... - آوا - ۱۷/اسفند/۹۳ ۷:۰۸ >> میگفت نیمه شبی برای نوشیدن آب از خواب برخاستم و کلید برق را فشار دادم ولی لامپ روشن نشد.چند بار این کار را کردم ولی...فهمیدم برق رفته است. ناچار شدم که کورمال خود را به آشپزخانه برسانم تا وسیله ای برای روشنایی بیابم. اما در راه به صندلی گیرکردم و افتادم. پایم چه ساده شکست!و الان چند روزی است که گچ گرفتم. در این چند روز به چیزهای مختلفی فکرکردم. از جمله اینکه اگر به منبع نور و انرژی متصل نباشی برای طی مسافت کوتاهی،مثل اتاق خواب تا آشپزخانه هم ایمن نیستی و خطرهای زیادی تهدیدت میکند. ممکن است به زمین بیفتی و پایت بشکند.وممکن است سرت به جایی اصابت کند و... این در امور مادی است،در امور معنوی هم اگر کسی به منبع نور و هدایت الهی متصل نباشد هرلحظه در معرض سقوط یا خطر گمراهی است و بعد این جمله از زیارت روز جمعه به یادم افتاد که میخوانیم: ** السلام علیک یا نور الله الذی یهتدی به المهتدون ** سلام برشما ای نور و روشنایی خدا که به واسطه ی شما،هدایت خواهان هدایت میشوند. باخود عهد بستم که... اللهم عجل لولیک الفرج ادامه دارد... |