![]() |
|
(C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: تاریخ اسلام و تشیع (/forum-53.html) +--- موضوع: (C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! (/thread-396.html) |
(C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - علی 110 - ۱۸/آذر/۸۹ ۱۵:۰۹ با یادگار کربلا انحطاط فکری و اخلاقی جامعه در عصر امام سجاد(علیه السلام) از نیمه¬ی دوم خلافت عثمان ، عده¬ای از اشراف قریش به دلیل بذل و بخشش خلفا از بیت المال، به مال اندوزی پراخته و در تجملات زندگی و خرید کنیزکان آوازه خوان با هم رقابت می کردند و کمکم عامه مردم نیز در این کارها به آنها اقتدا کردند و در عصر یزید حتی مکه و مدینه نیز از این آلودگی¬ها محفوظ نماندند و. چنانچه مسعودی می¬نویسد: «فساد و آلودگی یزید به اطرافیان او نیز سرایت کرد و ساز و آواز در مدینه آشکار گردید، مجالس بزم برپا شد و مردم آشکارا به شرابخواری پرداختند.» و این در حالی بود که در این شهر ها نه عالمان، آوازه خوانی را زشت میشمرند و نه عابدان با آن مخالفت میکردند. بر مردمان سلیم پوشیده نیست که سکوت و بی اعتنایی در مقابل اعمال حرام؛ به تدریج بدل به سنت اجتماعی می گردد و ریشه فجایع غیر انسانی ای است که در تمام جوامع رخ می دهد، که فجیع ترین آن در حادثه کربلا رخ داد، و با اندکی غفلت و عصیان چه بسا که من و شما و جامعه ما را نیز فراگیرد... شاید هم که فراگرفته باشد! وضعیت شیعیان در عصر امام سجاد یکی از آثار زودرس حادثه ی جانگداز کربلا این بود که در اثر تدبیر و روشنگری امام سجاد (علیه السلام)، نقاب نفاق از چهره دستگاه معاویه برچیده شد و مردم دوباره به خاندان وحی روی آوردند، و این اقبال همان چیزی بود که از روز سقیفه به طرق مختلف سعی در رخ ندادنش و به انزوا کشیدن اهل بیت شده بود و در زمان معاویه به اوج خود رسیده بود لذا پس از حادثه ی عاشورا این روند معکوس شد لذا امام به بیان فتوا و نقل احادیث پیامبر(صلوات الله علیه) پرداخته و محل رجوع مسلمین شدند و احکام دین را از نو پایه¬ریزی کردند؛ زیرا در آن دوران جهل و جعل احادیث چنان زیاد شده بود که حتی برخی نمی¬دانستند چگونه نماز بخوانند و حج انجام دهند. پند و دعا، بُرنده تر از خشم و شمشیر با توجه به شرایط معاصر امام امام سجاد (علیه السلام) نمی¬توانست آشکارا رسالت خود را انجام دهد؛ زیرا به دلیل اقبال مردم فشارهای حکومت تشدید شده و امام و یارانشان مجبور به تقیه شدند؛ از این رو ایشان از طریق پند و دعا به تبیین معارف الهی و فرهنگ و اندیشه¬ی اصیل اسلامی و زدودن غبار جهل و تحریف از چهره¬ی اسلام و ارشاد مردم پرداختند که حاصل آن یکی صحیفه سجادیه است که پس از قرآن، در کنار نهج¬البلاغه، بزرگ¬ترین و غنی¬ترین گنجینه¬¬ی معارف الهی ست، و به «اخت القرآن»، «انجیل اهل بیت(علیه السلام)» و «زبور آل محمد(صلوات الله علیه)» معروف شده است، و دیگری "رساله حقوق"است که متأسفانه بسیار ناشناخته مانده، این اثر بی نظیر، حاوی قوانین حقوقی است که ضامن حیات انسانی بشریت است و نیم نگاهی به آن، بیانگر جامعیت و اتصال آن به منبع فیض و علم الهی است. این حقوق 51 گانه در موارد ذیل قابل دسته بندی است: الف) 1.حق خدا ب) 2.حق نفس ج) حقوق اعضای هفتگانه بدن: 3.زبان 4.گوش 5.چشم 6.دست 7.پا 8.شکم 9.عورت د) حقوق افعال شامل: 10.نماز 11.حج 12.روزه 13.صدقه 14.قربانی ه) حقوق پیشوایان شامل:سلطان 16.معلم 17.مولا و) حقوق توده¬ها و زیر¬دستان شامل: 18.رعیت 19.شاگردان 20. زن 21.بنده ر) حقوق خویشاوندان شامل: 22.مادر 23.پدر 24.فرزند 25.برادر ح) حقوق اجتماعی شامل: 26.مولایی که تو را آزاد کرده 27.بنده¬ای را که آزاد کرده¬ای 28.کسی را که به تو نیکی کرده 29.مؤذن 30.پیش نماز 31.همنشین 32.همسایه 33.رفیق 34.شریک 35.مال 36.طلبکار 37.معاشر 38.خصم مدعی 39.خصم مدعی علیه 40.مشورت¬خواه 41.مشاور 42.نصیحت¬خواه 43.نصیحت¬جو 44.بزرگ¬ترها 45.کوچک¬ترها 46.سائل 47.مسئول 48.شادکننده تو 49.بدکننده به تو 50.هم¬دینان 51.اهل ذمه ادامه مبارزه ... با وجود جو خفقان، امام ، از طریق بیان تفسیر قرآن، ایراد خطبه¬ها؛ روایات و ادعیه، خود را به عنوان امام حق و یگانه کسی که لایق جانشینی پیامبر اکرم میباشد معرفی ¬کردند، برخی از مهمترین عوامل بحران های فکری زمان ایشان به قرار زیر است: 1- فاصله گرفتن جامعه از مکتب اهل¬بیت و محدودیت سیاسی برای ائمه 2- دامن¬زدن بنی¬امیه به اختلافات فکری و بهره¬برداری سیاسی از آن 3- گسترش بدون برنامه¬ی دامنه¬ی فتوحات اسلامی به نظر حقیر این سه علت در هر عصری در جامعه اسلامی میتواند موجبات انحطاط جامعه را فراهم آورد یعنی فاصله گرفتن کارگزارن و مردم از عمل به تعالیم اصیل اسلام و دامن زدن به عوامل تفرقه افکن و توسعه ی بدون توجه به مبانی مورد تأکید خدا و دین خدا. از جمله مهمترین مبارزات امام را می¬توان به مبارزه با جبرگرایی و مبارزه با عالمان درباری اشاره کرد، معاویه طلایه¬دار ترویج اعتقاد به جبر بود و با دست آویز قرار دادن آن تمام فساد و جور خود را توجیه میکرد. همچنین امام که خطر عالمان درباری را جدی می¬دیدند مرتب به انذار آنها پرداخته به عنوان نمونه در ضمن نوشتن نامه¬ای توبیخ¬آمیز فرمودند: «... خدا در کتابش از علما عهد گرفته که حجت¬ها را برای مردم آشکارا بیان نمایند و آن¬ها را کتمان نکنند. بدان کمترین چیزی که کتمان کرده و سبک¬ترین باری که برداشته¬ای اینست که (با سکوتت) وحشت ستمگران را به انس تبدیل کرده¬ای و با نزدیک شدن به آنان و اجابت دعوتشان، هرگاه خواسته¬اند راه ستمگری را بر ایشان هموار کرده¬ای... بسیار بیمناکم که تو از آن گروهی باشی که خدای متعال فرموده: نماز را ضایع کردند، به دنبال شهوت¬ها رفتند و به زودی به کیفر گمراهی خود می¬رسند...» از دیگر موارد مبارزاتی امام مبارزه با اعمال نظرهای شخصی در دین خدا و ترویج فقه ناب اسلامی بود و در این باره میفرمایند: « با عقل¬های ناقص، رای¬های باطل و قیاس¬های فاسد، نمی¬توان دین خدا را شناخت و دریافت آن جز با تسلیم، محال است. هر کس تسلیم ما شد سالم گردید و هر کس به ما اقتدا کرد هدایت شد و هر کس به قیاس و رای عمل نمود هلاک شد و ...» دوران امامتِ یادگارِ کربلا دوره¬ی اسارت: انجام رسالت افشای چهره¬ی پلید و جنایات هولناک امویان در صحرای کربلا، با ایراد خطبه¬های روشن¬گرانه در کنار عمه¬ی مکرمه¬شان حضرت زینب(سلام الله علیها) سرلوحه اقدامات ایشان گشت؛ امام در خطبه¬ی کوفه، حوادث کربلا را از دو بعد بررسی کردند: از یک سو جنایات ضد انسانی یزید و مزدورانش را برملا کردند و کوفیان را پیمان¬شکن و شریک جرم یزید معرفی نمودند و به عواقب وخیمی که در انتظارشان است آگاهی دادند و از طرفی شهادت آن حضرت و یارانش را در راه اصلاح امت جدشان و احیای دین خدا را به عنوان بزرگ¬ترین افتخار خود بیان کردند. در ورود اهل¬بیت به مجلس یزید امام به او فرمود: «تو را به خدا قسم چه گمان می¬بری به رسول خدا، اگر ما را به این حال ببیند؟» از این سخنان قلب حاضران لرزید و به گریه افتادند. یزید حیا کرد و دستور داد بند از اسرا بردارند. امام در خطبه خود بر فضائل پیامبر و اهل بیت(علیه السلام) چنان سخن راند که تا آن روز مردم شام به هیچ وجه نشنیده بودند، اقدام تبلیغاتی اسرا و حوادث شام سیمای جنایت¬کارانه ضد اسلامی یزید و عاملانش و حقانیت امام حسین(علیه السلام) و خاندانش را آشکارتر ساخت. تأثیر این سخنان چنان بود ¬که یزید ترسید مردم شورش کنند، از این رو دست به اقداماتی چند زد از جمله: 1- ترور امام سجاد (علیه السلام) را طراحی کرد ولی موفق نشد. 2- برای جلوگیری از شرکت مردم در عزاداری اهل¬بیت بازماندگان کربلا را به زندان انتقال داد. 3- دست به عوامفریبی زد و در فاجعه¬ی کشته شدن امام حسین(علیه السلام) عبیدا... بن زیاد را مقصر معرفی کرد. 4- تغییر موضع داده و از خاندان امام حسین(علیه السلام) دلجویی کرده و به اکرام آن¬ها پرداخت و آن¬ها را بین بازگشت به مدینه و ماندن در شام مخیر نمود! دوره¬ی قیامها و شورش¬ها: از جمله اقدامات مهم امام برای رهبری جامعه شیعی، موضع¬گیری¬های به جا و به موقع ایشان در برابر قیام¬ها و شورش¬های عصر خویش بود، از جمله: 1- در قیام ضد اموی مردم مدینه به رهبری عبدالله بن زبیر که با انگیزه های آمیخته به قدرت طلبی انجام شده بود، با اینکه مردان زاهدی هم در آن شرکت داشتند، اما ماهیت اصیل شیعی نداشت، از این رو امام نمی¬خواست پل پیروزی قدرت طلبان گردد و نه در آن شرکت کردند و نه آن را تأیید کردند. 2- قیام مختار: امام به نامه¬ی مختار برای پیشرفت قیامش پاسخ مثبت نداد. زیرا از نتیجه آگاه بود و در آن شرایط خاص نباید کاری می¬کرد که نابودی شیعه را در پی داشته باشد. دوره¬ی ثبات و سازندگی بعد از این ¬که امام در کوفه، شام و مدینه افکار عمومی را علیه حاکمان اموی برانگیخت، برای زنده نگه¬داشتن یاد و خاطره¬ی امام حسین(علیه السلام) و یارانش اقداماتی انجام دادند از جمله: 1- با گریه بر شهیدان به مبارزه¬ی منفی علیه حکومت وقت پرداخت و 20 یا 40 سال (تردید از ناحیه راوی است) بر مصیبت پدرشان گریستند و دیگران را نیز در این مبارزه فرا می¬خواندند. 2- تشویق به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) در کربلا 3- نگهداری تربت قبر امام حسین (علیه السلام) 4- انگشتر امام حسین (علیه السلام) را در دست داشت و روی انگشتر خود نیز این جمله را حک کرده بود: «قاتل حسین بن علی (علیه السلام)، خوار و بدبخت است.» شمه ای از کرامات اخلاقیِ زینت عابدان از اخلاق بزرگواران، دفع بدی به نیکی است، و امام در این میدان نیز پیشتاز بودند به عنوان نمونه¬ ، رفتار امام با هشام بن اسماعیل است که وقتی هشام از فرمانداری مدینه برکنار شد، با وجود ستم¬هایش نسبت به مردم مدینه و امام سجاد (علیه السلام)، امام برخلاف انتظار او، نزدیکان خویش را از آزار و بی¬احترامی نسبت به وی باز داشتند و چون بر هشام گذشتند بر او سلام کردند و هشام با مشاهده این عظمت روحی و کرامت اخلاقی گفت: «خدا داناتر است که رسالتش را کجا قرار ¬دهد.» از جمله سیره¬ی عملی آن بزرگوار که درس¬های تربیتی و اخلاقی فراوانی برای هر انسان و هر جامعه ای که از ارزش¬های الهی فاصله گرفته، دارد: عبادت و راز و نیاز، دل¬جویی و دست¬گیری از مستمندان و عشق¬ورزی به آنان، بزرگواری و گذشت از خطاکاران و ... است. باشد که خداوند ما را از شیعیان راستینشان قرار دهد. RE: با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - MAHDI59 - ۱۸/آذر/۸۹ ۱۵:۲۹ (۱۸/آذر/۸۹ ۱۵:۰۹)علی 110 نوشته است: و دیگری "رساله حقوق"است که متأسفانه بسیار ناشناخته مانده، این اثر بی نظیر، حاوی قوانین حقوقی است که ضامن حیات انسانی بشریت است و نیم نگاهی به آن، بیانگر جامعیت و اتصال آن به منبع فیض و علم الهی است. منم تا حالا اسمي از اين كتاب نشنيده بودم(البته به خاطر مطالعه كم !) انشاالله بتونم پيداش كنم. الحمدالله من مدت هاست تلويزيون نگاه نميكنم! فقط همين سريال مختارنامه رو ميبينم ( البته انتقاد هم ازش كم نيست، مثلا موسيقي انتهاي فيلم!) منم قبلا شنيده بودم كه امام سجاد (علیه السلام) قيام مختار رو تائيد نمي كنن اما توي اين فيلم داره از مختار يه قهرمان ميسازه نمي دونم چه طور مي خواد تمومش كنه. من در اين باره نتونستم اطلاعات زيادي به دست بيارم اگه شما منبعي مي شناسيد ممنون ميشم اگه معرفي كنيد RE: با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - بیداری اندیشه - ۱۹/آذر/۸۹ ۹:۵۱ من قبلا فایل ورد رساله حقوق امام سجاد علیه السلام رو پیدا کردم و فونتها رو درست کردم و یه pdf خوب ازش درست کردم. میزارم برای دانلود استفاده کنین. اما خواهشا بخونین هم مختصر هست هم مفید. دانلود رساله حقوق اما سجاد علیه السلام (250 کیلوبایت، 27 صفحه) راستی توی نمایشگاه دیدم موسسه ای از قم اومده بود مفاد این رساله رو به صورت چند کتاب شعر و نقاشی برای کودکان چاپ کرده بود. حتما ان شاءالله پدر شدین یادتون باشه از این کارها حتما استفاده کنین که هم فرزند حقوق خودش و والدین و معلم و ... طبق دین کامل اسلام و تعالیم ائمه اطهار یاد بگیره و هم اینکه از بچگی نسبت به امامان خودش معرفت پیدا کنه. RE: (C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - محمود - ۱۶/تیر/۹۰ ۹:۱۹ ويژگيهاي بارز صحيفه سجاديه از زبان نخستين مترجم آن به انگليسي «ويليام چيتيك» نخستين مترجم صحيفه سجاديه به زبان انگليسي معتقد است كه؛ صحيفه سجاديه آموزههايي را ارايه ميدهد كه در سطوح مختلفي، از خداشناسي گرفته تا مسائل اجتماعي، كاربرد دارند. ![]() پروفسور «ويليام چيتيك» در سال 1943 در شهر ملفورد در ايالت كنتيكت دركشور آمريكا زاده شد. تحصيلات دانشگاهي خود را در رشتهاي هنر آغاز كرد. خلال سالهاي تحصيل به ايران سفر كرد و دكتراي زبان و ادبيات فارسي را در سال 1974 از دانشگاه تهران گرفت. وي پنج سال در دانشگاه صنعتي شريف به تدريس تاريخ تطبيقي اديان اشتغال داشت. پس از بازگشت به آمريكا، به مدت سه سال به گروه ويرايش دائرةالمعارف ايرانيكا پيوست. چيتيك، از سال 1983 تاكنون به تدريس مطالعات ديني در دانشگاه استوني بروك اشتغال دارد. پژوهش در تاريخ تصوف، عمدهترين موضوع در كارهاي پژوهشي اوست. كتاب «من و رومي» به زبان انگليسي در ترجمه و توضيح كتاب مقالات شمس تبريزي كه در سال 2003 منتشر شد، جايزه جهاني كتاب سال جمهوري اسلامي ايران در بهمن 1383 را دريافت كرد. ترجمه انگليسي صحيفه سجاديه همراه با ملحقات، دعاهاي ايام هفته، مناجات خمسه عشر و رسالة الحقوق امام سجاد(علیه السلام) از آثار ارزشمند چيتيك است كه نقشي به سزا در معرفي صحيفه در سطح جهاني داشته است. چيتيك بر اين ترجمه، مقدمهاي نسبتا مبسوط نگاشته، و درباره امام سجاد(علیه السلام) صحيفه و نسخههاي خطي و شروح آن، دعا در اسلام، توحيد، درخواست از خدا، اسماء الحسني، شكر نعمتها و مطالبي از اين دست، سخن گفته است. اين ترجمه، ابتدا توسط بنياد محمدي در انگلستان و سپس انتشارات انصاريان قم ( بهطور افست) منتشر شد. اهميت اين گفتار، در آن است كه ديدگاهي برون ديني درباره صحيفه را نشان ميدهد. به دليل طولاني بودن اصل مقاله، تنها بخشهايي از آن را كه در مورد صحيفه بود، برگيزيدم، كه علامت {...} به اين اقتباس و انتخاب، اشاره كرد. {...} عنوان صحيفه سجاديه به معني كتاب سجاد است. سجاد يكي از القاب زين العابدين است، به معني كسي كه بهط ور دائم در نماز و دعا به سجده ميرود. اين كتاب اغلب با عنوان صحيفه كامله سجاديه ـ كتاب كامل سجاد نيز ناميده ميشود. و نقل از سعيد علي خان شيرازي، مفسر صحيفه سجاديه، واژه كامله نشان دهنده كمال سبك و مضمون اين كتاب است. برخي منابع ديگر، دليل افزوده شدن اين صفت را متمايز ساختن اين اثر از كتاب ديگري ميدانند كه نسخه ناقص صحيفه محسوب شده و در ميان زيديها رايج و شناخته شده است. اما با توجه به شيوه استفاده از اين واژه در مقدمه اثر، چنين احتمالي كمرنگ تر ميشود (بند 20) صحيفه با عناوين احترام آميز ديگري چون خواهر قرآن، انجيل اهل بيت، و مزامير آل محمد نيز خوانده ميشود. * طبق روايات و احاديث شيعه، زينالعابدين مناجاتهاي خود راجمعآوري كرده و به فرزندان خود به خصوص محمد باقر و زيد آموخت طبق روايات و احاديث شيعه، زينالعابدين مناجاتهاي خود راجمعآوري كرده و به فرزندان خود به خصوص محمد باقر و زيد آموخت. پس از مدتي اين كتاب به طور گستردهاي در ميان مذاهب مختلف شيعه رواج پيدا كرد. صاحب نظران علم حديث متن اين كتاب را متواتر مي دانند. به عبارت ديگر، متن اين كتاب از همان ابتدا مورد شناخت عموم بوده و به اشكال و طرق مختلف دست به دست شده و انتقال يافته است ولي اصالت و صحت اين اثر هرگز زير سوال نرفته است. اما به هر حال، ترتيب و نحوه قرارگيري مناجاتها به شكلي است كه به ما اجازه ميدهد با اطمينان كامل، خط تمايزي ميان پنجاه و چهار مناجات تشكيل دهنده پيكره اصلي كتاب، مناجاتهاي اضافه تشكيل دهنده ضمايم پانزده گانه ( از جمله ادعيه روزهاي هفته) و پانزده مناجات يا دعاهاي زير لب قائل شويم. تازگي و طراوت و وحدت مضمون و سبكي را كه به طور غيرقابل انكاري در پنجاه و چهار مناجات اصلي وجود دارد در بخشهاي افزوده شده ديگر به خصوص مناجاتها نميتانيم ببينيم، چرا كه هنرمندي و نظم و ترتيب آگاهانه اين مناجاتها به نحوي است كه وجود ويراستاري را در اين ميان به ذهن ميآورد. گفته ميشود كه ضمايم توسط شمسالدين محمد بن مكي، معروف به شهيد اول ـ نگارنده شهير كتاب اللمعة الدمشقيه در علم حقوق كه در سال 1384ق /786 م در حلب كشته شد جمعآوري و به كتاب افزوده شده است. پانزده مناجاتي كه در چندين ويراست جديدصحيفه افزوده شدهاند. نيز به نظر ميرسد كه توسط علامه محمد باقر مجلسي نويسنده مجموعه ماندگار و جاويدان حديث شيعه، بحارالانوار، به صحيفه اضافه شده باشند. علاوه بر مناجاتهاي اصلي صحيفه، مناجاتهاي بسيار ديگري نيز از امام زينالعابدين وجود دارند كه توسط محققين مختلف به همراه مناجاتهاي اصلي در مجموعههايي به عناوين صحيفه دوم، صحيفه سوم و به همين ترتيب جمعاوري شدهاند. صحيفه دوم كه از نظر حجم مطالب تقريبا به اندازه صحيفه اصلي است با عنوان خواهر صحيفه توسط محمد بن الحسن الحرالعاملي نويسنده كتاب معروف وسائل الشيعه در سال 1643 / 1053، جمعآوري گرديد. صحيفه سوم نيز توسط نگارنده كتاب رياض العلماء ميرزا عبدالله پسر ميرزا عيسي تبريزي معروف به افندي و شاگرد علامه مجلسي، تدوين شد. طولانيترين نسخه به چاپ رسيده از صحيفه، كتاب الصحيفه السجاديه الخامسه (پنجمين صحيفه سجاديه) ميباشد كه توسط محسن الامين، نويسنده معروف و معاصر كتاب عيان الشيعه، گردآوري شده است. اين نسخه از صحيفه شامل تمام مناجاتهاي موجود در صحيفههاي پيشين ميباشد كه از اين ميان 130 مناجات مربوط به صحيفههاي اول و دوم بوده و 52 مناجات نيز به آنها افزوده شده است. كنستانس پدويك در مطالعات دلسوزانه خود در مورد كتتب ادعيه اسلامي و عبادات مسلمانان از نسخه كامل و نهايي صحيفه پنجم كه بيش از ششصد صفحه دارد استفاده كرد. هر گونه تلاش جدي براي به دست آوردن دلايل تاريخي بر صحت هر كدام از مناجاتها و ادعيه موجود در تمام ويراستهاي صحيفه كه مبتني بر بررسيهاي انتقادي جديد نيز بايد باشد، وظيفهاي دشوار است كه در آن مسائل مهم و عمدهاي نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. نتيجه چنين بررسياي البته اگر كسي بتواند با مطالعه ساير متون قديمي تصميمگيري و قضاوت كند احتمالا چنين است كه،پس از سالها تلاش سخت و طاقتفرسا تنها يك دسته فرضيه در اختيار داريم كه با درجات گوناگوني مورد شك و ترديد قرار دارند. اين موضوع ميتواند براي محققين غربي و مسلمانان امروزي، كه هر دو گروه به هر صورت هيچگونه دخالت و ارتباط مشخصي با مضامين و آموزههاي صحيفه ندارند، جالب توجه باشد. اما شيوه بيشتر مسلمانان بر اين است كه به مضمون و محتواي متوني كه به صورت احاديث و روايات باشند توجه ميكنند و چندان توجهي به اينكه براساس حقايق تاريخي چه كسي واقعا آن متن را نوشته، از خود نشان نميدهند. در اين رابطه ميتواند به جمله معروف [امام] علي اشاره كرد كه: به آنچه گفته شده است توجه كن و نه به اينكه چه كسي آن را گفته است، زيرا تنها حقيقت بودن يا نبودن كلمات است كه واقعا اهميت دارد. با عنايت بر اين نظراگر نويسنده صحيفه كامله، امام سجاد نبوده باشد، نويسنده آن در هر صورت يك مقام و مرجع معنوي است و يا جايگاهي در اين سطح دارد. با توجه به تمام اين مطالب، دوباره به نقطه آغازين باز ميگرديم كه: با اثري روبرو هستيم كه والاترين الهامات را به روح و جان مسلمانان عرضه ميكند. * صحيفه و معنويت اسلامي (...) مايلم بگويم كه كتابي مانند صحيفه بعد دروني و داخلي اسلام را آشكار ميكند كه حتي ممكن است فهم و درك آن در ساير متون اوليه دشوارتر نيز بوده باشد. هنگامي كه دانشمندان و ساير افراد ناآشنا به اسلام به آن مينگرند به طور طبيعي آنچه را كه در نگاه اول ديده باشند درك ميكنند كه از آن جمله ميتوان به وقايع، گزارشها و اسناد مكتوب، روابط اجتماعي و غيره اشاره كرد. آگاهي يافتن از درون قلب مردم و يا اصرار بر فهميدن رابطه شخصي افراد با پروردگار كار آساني نيست، اگر چه بيشتر مردم نيز علاقهاي به اين امر ندارند. اگر راهي به درون قلب مردم وجود داشته باشد، يافتن آن مستلزم مطالعه و بررسي درونيترين نگرانيها و دغدغههاي افراد است كه در فعاليتهاي بيروني و نوشتههاي ايشان منعكس ميشوند. اما ابعادي از اسلام كه بيشتر توجه نظارهكنندگان بيروني را به خود جلب كردهاند ابعاد بيروني و مشخص آن هستند كه نسبتا خالي از عشق و حرارتي هستند كه در غرب از معنويت و روحانيت سراغ دارند. تمدن اسلامي به طور كلي بسيار شبيه به يك شهر مسلماننشين قديمي است: ديوارهاي بيروني حكايت از گرفتگي و كسالت و غم بار بودن آن ميكنند و ورود به اين دنياي پشت ديوار نيز آسان نيست؛ اما اگر شخصي بتواند با اهالي اين شهر صميمي شود، به او حياطها و باغهاي دلانگيز و زيبايي نشان داده خواهد شد كه مملو از گلهاي خوشبو، درختان ميوه، و فوارههاي جوشان هستند. آنهايي كه در رابطه با تاريخ اسلام، وقايع سياسي، و بنياديهاي آن مطلب مينويسند تنها با ديوارها سر و كار دارند، زيرا راهي به درون باغهاي پشت ديوار ندارند. برخي از اين باغها از طريق مطالعه صوفيگري، هنر و معماري، شعر و موسيقي به روي افراد باز ميشوند، اما از آنجا كه تمام اين موارد در اشكال تاريخي ويژه و تحت تأثير محيط پيرامون خود به ظهور رسيدهاند، ريشههاي عميق اسلامي آنها به راحتي از چشم افراد دور ميماند. قديميترين، اصيلترين و دشوارترين باغهاي اين شهر براي ورود، قلبهاي بزرگترين نمايندگان اين تمدن است. اينجاست كه دعاهاي رسيده از ستونهاي اسلام اوليه تصوير كاملا جديدي را از روح زنده و پوياي اسلام نشان ميدهند، چرا كه اين دعاها دسترسي مستقيم به انواع رفتارها و ويژگيهاي بشري كه پيش نياز شكوفايي كامل آرمان اسلامي هستند را فراهم ميكنند. * ابعاد ديگر شايد به نظر برسد كه اين مقدمه به طور اختصاصي به معنويت و روحانيت در اسلام ميپردازد، اما صحيفه به ساير قلمروها نيز ميپردازد. همانطور كه در بالا گفته شد نمايندگان بزرگ اسلام نيز همانند قرآن و حديث تمام سطوح تعاليم اسلامي را با همديگر و به طور همزمان مورد توجه قرار دادهاند. اگر در مباحثي كه در مورد صحيفه آورده شده است همواره به روحانيت و معنويت اشاره شده است به واسطه اين حقيقت است كه اين اثر مجموعهاي از ادعيه است و اين دعاها بر رفتارهاي مشخصي در برابر حقيقت الهي پروردگار دلالت ميكنند كه بدون قرار گرفتن در يك زمينه معنوي و روحاني قابل فهم و اداراك نيستند. * صحيفه سجاديه آموزههايي را نيز ارائه ميدهد كه در سطوح مختلفي، از خداشناسي گرفته تا مسائل اجتماعي، كاربرد دارند اما صحيفه آموزههايي را نيز ارائه ميدهد كه در سطوح مختلفي، از خداشناسي (در گستردهترين مفهوم آن) گرفته تا مسائل اجتماعي، كاربرد دارند. البته بررسي جامع و كامل اين سطوح نيازمند نگارش كتابي است كه بسيار قطورتر از خود صحيفه خواهد بود. اميدوارم كه با انتشار اين ترجمه از صحيفه سجاديه، دانشمندان به مطالعه و بررسي محتواي دعاهاي موجود در صحيفه (و همچنين دعاهايي كه از ساير اركان اسلام آغازين به خصوص امامان شيعه به جاي مانده است) ترغيب شوند تا تمام سطوح آموزههاي اين ادعيه را آشكار كنند. بيشترين كاري را كه ميتوان در اينجا انجام داد اين است كه به برخي از ساير عناوين مهم و مورد توجه صحيفه اشاره كنيم و برخي پرسشهاي مهمي را كه از بررسي اين عناوين بدست ميآيند ذكر كنيم. * اسلام وقعيتي طبيعي و سازمند است كه داراي سه بعد بنيادين است اسلام وقعيتي طبيعي و سازمند است كه داراي سه بعد بنيادين است: عمل يا شريعت (اسلام)، اعتقاد (ايمان) شامل مكتب و آموزههاي انديشمندانه، و معنويت( (احسان). اين ابعاد در نمونه زندهاي از يك جامعه به طور بسيار نزديكي به هم پيوستهاند، حتي اگر اشكال بنيادين مختلفي بخواهند به طور جداگانه با آنها ارتباط برقرار كنند. منابع اوليه مانند احاديث پيامبر يا نهجالبلاغه علي (علیه السلام) با هر سه اين ابعاد سر و كار دارند. البته بخشهاي مختلفي را نيز از اين منابع مي توان جدا كرد كه تنها به موضوع خاصي ميپردازند. اما اثري همانند نهجالبلاغه يا صحيفه تفاوت بسيار زيادي دارد، چرا كه در اين كتاب بياناتي در تمام زمينهها، از ماوراءالطبيعه گرفته تا ماهيت دولت سالم و يا تا اشتباهات شخصي برخي هم عصران علي، يافت ميشود. اگر چه معنويت يكي از ابعاد اسلام است، ولي در نهجالبلاغه هيچ تأكيدي بر آن وجود ندارد، اما اين نكته را نبايد فراموش كرد كه در تمام گفتههاي علي معنويت و تقدس عميقي نهفته است. * در مقايسه با نهجالبلاغه،صحيفه سجاديه با شكل و محتواي دعايي خود بر درونيترين و خصوصيترين بعد اسلام تأكيد ميكند در مقايسه با نهجالبلاغه،صحيفه سجاديه با شكل و محتواي دعايي خود بر درونيترين و خصوصيترين بعد اسلام تأكيد ميكند. اما بايد توجه داشت كه صحيفه به طور همزمان به ساير ابعاد اسلام نيز گوشه چشمي دارد. به عنوان مثال دسته سنتي و قديمي «ايمان» با موضوعاتي چون خدا، فرشتگان، پيامبران، كتابهاي مقدس، روز قيامت، و «اندازهگيري» (قدر) خير و شر در ارتباط است. اين عناصر ايمان موضوع اصلي بيشتر تفكرات اسلامي در كلام، فلسفه، و صوفيگري نظري را تشكيل ميدهند. امام زينالعابدين اين عناصر و موضوعات را گاهي به طور خلاصه و گاهي به صورت مشروح مورد بحث قرار داده است. او اغلب از فرشتگان ياد ميكند و جمله «سلام و درود بر حاملان عرش» (شماره 3) كه او در رابطه با فرشتگان بيان ميكند بهترين خلاصه عقايد مسلمانان در مورد آنهاست. امام همچنين به طور پيوسته به حوزه و قلمرو اعمال اسلامي يا شريعت در معناي گسترده آن اشاره ميكند. او بر نياز به پيروي از راهنماييها و دستورات خداوند كه در قرآن و حديث، هم براي زندگي فردي دو هم براي زندگي اجتماعي، آمده است تأكيد ميكند. بسياري از آموزههاي اجتماعي ويژه و همچنين احكام و دستورات عمومي از جمله نياز به برقراري عدالت در جامعه نيز در صحيفه به خوبي ديده ميشوند. اما از آنجا كه آموزههاي اجتماعي با حوزه عمل، بيرونترين بعد اسلام، در ارتباط هستند بايد در قالب آموزههاي نظري و معنوي اما نگريسته شوند. همانگونه كه امام (علیه السلام) در «رساله حقوق» خويش به روشني بيان كرده است، سلسله مراتب اولويتها بايد همواره مورد توجه قرار گيرد: فردي پيش از اجتماعي، معنوي پيش از عمل، و علم و آگاهي پيش از اقدام. هر انساني مجموعهاي طولاني از وظايف اجتماعي را برعهده دارد. اما اين وظايف بستگي به وظايف ضروريتر وي دارند كه در درجه اول، ايمان به خدا و در درجه دوم، قرار دادن خود در رابطهاي مناسب با حقيقت الهي است. منبع:فارس نیوز RE: (C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - Hadith - ۲۹/شهریور/۹۰ ۱۸:۱۳ کتاب رساله حقوق چاپ نشده اصلا"؟ RE: (C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - علی 110 - ۳۰/شهریور/۹۰ ۲۳:۴۶ لینک خرید اینترنتی کتاب رساله ی حقوق امام سجاد علیه السلام عنوان: رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) نوع جلد: شومیز قطع: رقعی قیمت(ریال): 14000 تعداد صفحات: 104 RE: (C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - mahdy30na - ۲۶/اردیبهشت/۹۱ ۰:۳۶ با سلام به تمام دوستان یک نکته رو دقت کنید ای رساله حقوقی برخلاف اسمش نباید انتظار داشته باشین کتاب قطور یا .... باشه . بلکه این کتاب شامل پنجاه ویک بند میباشد و اساتیدی شرح و تفسیر کاملی بر این رساله نوشته اند. اگر دوستان ، یا کسی متن این کتاب رو بخواد لینکشو میدم. ولی بخاطر اینکه کتاب یچیز دیگست بهتر هستش خود کتاب رو تهیه کنین. http://forum.bidari-andishe.ir/thread-10927.html همکار گرامی " منتقم زهرا " متن بند های این رساله رو قرار دادن که به امید خدا کامل میشه . و اگر دوستان مایل بودن از شرح و تفسیر این رساله مطلع بشند میتونن در پست http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16576.html به مطالعه بپردازن . تازه شروع به کار شده و دوستان با صبر خودشون مارو همراهی کنن. RE: (C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - mahdy30na - ۲/خرداد/۹۱ ۱۶:۱۹ چرا امام سجاد (علیه السلام) به مبارزات سیاسی نپرداخت ؟ امام سجاد (علیه السلام) با شش خلیفه معاصر بود که هیچ یک بااهل بیت (علیهم السلام) مهر نورزیدند . این خلفا عبارتند از : 1- یزید بن معاویه 2- عبدالله بن زبیر 3- معاویه بن یزید 4- مروان بن حکم 5- عبدالملک بن مروان 6- ولیدبن عبدالملک امام سجاد (علیه السلام) پس از شهادت پدر ، درایام اسارت و در شرایط اختناق ، امامت را به عهده گرفت . این شرایط سخت تا پایان امامت وی ادامه یافت . مسعودی نوشته است : «قام ابومحمد علی بن الحسین (علیه السلام) بالامر مستخفیا علی تقیه شدیده فی زمان صعب . »حضرت سجاد (علیه السلام) امامت را به صورت مخفی و با تقیه شدید و درزمانی دشوار عهده دار گردید . در چنین مقطع زمانی ، آیا امام (علیه السلام) می توانست دست به مبارزات سیاسی و فعالیتهای گسترده فرهنگی و اجتماعی بزند ؟ به نظر می رسد پاسخ منفی است ; به دو دلیل : 1- جو اختناق و کنترل شدیدی که حکومتها پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) به وجود آورده بودند ; این اختناق سبب شد مبارزات سیاسی یا مسلحانه نتیجه ای جز هدر رفتن نیروها نداشته باشد . چنان که مبارزات زمان آن حضرت تماما به شکست انجامید . برای درک این وضعیت اسفبار ، توجه به دو روایت زیر سودمند است : الف) «سهل بن شعیب » ، یکی از بزرگان مصر ، می گوید :روزی به حضور علی بن الحسین (علیه السلام) رسیدم و گفتم : حال شماچگونه است ؟ فرمود : فکر نمی کردم شخصیت بزرگی از مصر مثل شما نداند که حال ما چگونه است ؟ اینک اگر وضع ما را نمی دانی ، برایت توضیح می دهم : وضع ما ، در میان قوم خود ، مانند وضع بنی اسرائیل در میان فرعونیان است که پسرانشان را می کشتند و دخترانشان را زنده نگه می داشتند . امروز وضع ما چنان دشوار است که مردم با ناسزاگویی به بزرگ و سالار ما بر فراز منبرها ، به دشمنان ما تقرب می جویند.» ب) زراره بن اوفی می گوید : دخلت علی علی ابن الحسین (علیه السلام) فقال : یازراره الناس فی زماننا علی ست طبقات : اسد و ذئب و ثعلب و کلب و خنزیر و شاه فاما الاسد فملوک الدنیا یحب کل واحد منهم ان یغلب و لا یغلب واما الذئب فتجارکم یذمو (ن) اذا اشتروا و یمدحو (ن) اذاباعوا و اما الثعلب فهولاءالذین یاکلون بادیانهم و لایکون فی قلوبهم ما یصفون بالسنتهم و اما الکلب یهر علی الناس بلسانه ویکرمه الناس من شر لسانه و اما الخنزیر فهولاءالمخنثون واءشباههم لایدعون الی فاحشه الا اءجابوا و اما الشاه بین اءسد وذئب و ثعلب و کلب و خنزیر .» حضرت در این روایت ، حاکمان را به شیران درنده و مسلمانان رابه گوسفندان اسیر در چنگ درندگان ، تشبیه کرده است . 2- شرایط نا سالم فرهنگی آن روزگار; براثر فعالیتهای ناسالم حکومتهای وقت و انگیزه های مختلفی که در آن زمان وجود داشت مردم به طرف بی بندوباری سوق داده شدند و با چنین مردمی هرگزنمی شد کارهای بنیادی انجام داد مگر این که تحولی معنوی در آنان به وجود آید . در این موقعیت ، تمام تلاش حضرت سجاد (علیه السلام) این بود که شعله معنویت را روشن نگه دارد و این جز از راه دعاها ونیایشها و تذکارهای مقطعی حضرت به خوبی از عهده آن برآمد . ممکن نبود . در مورد رواج فرهنگ غلط بی بندوباری و فحشا در آن عصر ، یکی از محققان می نویسد : «در مدینه مجالس غنا و رقص برپا می شد و چه بسا زنان ومردان با یکدیگر بودند و هیچ پرده ای نیز در میان نبود . (الشعر والغنافی المدینه و مکه ، ص 250) . . . عایشه دختر طلحه مجالس مختلط از مردان و زنان برپامی کرد و در آن مجالس با فخر و مباهات آواز می خواند . (الاغانی ، ج 10 ، ص 57) . . . مدینه پر از زنان آوازه خوان شده بود و آنها نقش فعالی در آموزش غنا به دختران و پسران و گسترش آوازه خوانی و اشاعه بی بندوباری و فساد داشتند . . . .» در تاریخ الادب العربی ، ج 2 ، ص 347 چنین آمده است : «گویی این دو شهر بزرگ حجاز (مکه و مدینه) را برای خنیاگران ساخته بودند ، تا آنجا که نه تنها مردمان عادی ، بلکه فقیهان و زاهدان نیز به مجالس آنان می شتافتند .» در این موقعیت ، امام سجاد (علیه السلام) برای تبیین معارف اسلام وبرپاداشتن شجره اسلام و زنده نگه داشتن مشعل معنویت ، از سلاح دعا استفاده کرد و بذر معنویت پاشید تا در موقعیت مناسب ثمردهد . یکی از نویسندگان معاصر در باره صحیفه سجادیه که در بردارنده دعاهای امام (علیه السلام) است . می نویسد : «. . . صحیفه سجادیه اساس اندیشه انقلابی را تشکیل داده وامت اسلامی نیز نیاز به تکیه گاهی کامل و انقلابی داشته است . نیاز امت در آن هنگام ، سخن و یا اشعار کینه برانگیز و عواطف لحظه ای و زودگذر نبود ، بلکه به یک نظریه کامل و انقلابی نیازداشته است . امام زین العابدین (علیه السلام) این نظریه را تنها درصحیفه سجادیه که چکیده اصول تربیتی امام (علیه السلام) است . تبیین نکرده ، بلکه خود امام زبور ناطق بوده است .» این نویسنده در مورد تاثیر صحیفه سجادیه در هدایت انقلابیان و حرکتهای اسلامی می نویسد : «من گمان نمی کنم که پس از قرآن کتابی همچون صحیفه سجادیه باشد که این گونه قلب محرومان را تسلی بخشد و خون انقلاب را دررگهای مستضعفان به جوش آورد و دلهای مجاهدان را به درخشش خودروشن کند و هدایتگر انقلابیون در راه مبارزه باشد . . .» ادامه دارد ... . RE: (C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - mahdy30na - ۴/خرداد/۹۱ ۰:۲۱ بخش اخر چرا امام سجاد (علیه السلام) به مبارزات سیاسی نپرداخت ؟ عنوان صحیفه ، دعا و نیایش است ; اما از موضوعات مبارزاتی وسیاسی تهی نیست . موارد زیر بر درستی این سخن گواهی می دهد : دعای چهل و هشتم صحیفه : حضرت در این دعا به صراحت از مسایل زیر که جنبه سیاسی دارد یاد می کند : الف) مقام خلافت مخصوص خلفا و اصفیای الهی است . ب) مقام خلافت مورد یورش و غصب قرار گرفته است . ج) احکام خدا تبدیل گشته و کتاب خدا مورد غفلت قرار گرفته است . د) واجبات الهی تحریف شده است . ه) سنت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) متروک گشته است . متن دعا چنین است : «. . . اللهم ان هذا المقام لخلفائک و اصفیائک و مواضع امنائک فی الدرجه الرفیعه التی خصصتهم بها قد ابتزوها و انت المقدر لذلک لایغالب امرک و لا یجاوز المحتوم من تدبیرک کیف شئت و انی شئت و لما انت اعلم به غیر متهم علی خلقک و لا لارادتک حتی عاد صفوتک و خلفاوک مغلوبین مقهورین مبتزین یرون حکمک مبدلا وکتابک منبوذا و فرائضک محرفه عن جهات اشراعک و سنن نبیک متروکه اللهم العن اعداءهم من الاولین و الاخرین و من رضی بفعالهم واشیاعهم و اتباعهم اللهم صل علی محمد و آل محمد انک حمید مجیدکصلواتک و برکاتک و تحیاتک علی اصفیائک ابراهیم و آل ابراهیم وعجل الفرج و الروح و النصره و التمکین و التاییدلهم . . .» دعای چهل و هفتم : درزمانی که اهل بیت (علیهم السلام) در فشار به سر می بردند وامیرمومنان (علیه السلام) بر فراز منبرها لعن می شد ، حضرت در دعای چهل و هفتم (دعای روز عرفه) به مسایل مهم زیر اشاره می کند : الف) مقام امارت و رهبری از آن اهل بیت (علیهم السلام) است ب) ائمه (علیهم السلام) از هر پلیدی پیراسته و شایسته وساطت بین خالق و خلق اند . ج) دین به وسیله امام منصوب از سوی خداوند تقویت می شود . د) خدا اطاعت از ائمه را واجب ساخته است . فرازی از دعای عرفه آن حضرت چنین است : «رب صل علی اءطائب اهل بیته الذین اخترتهم لامرک و جعلتهم خزنه علمک و حفظه دینک و خلفائک فی ارضک و حججک علی عبادک وطهرتهم من الرجس و الدنس تطهیرا بارادتک و جعلتهم الوسیله الیک و المسلک الی خبتک . . .» «. . . اللهم انک ایدت دینک فی کل اوان بامام اقمته علمالعبادک و منارا فی بلادک بعد ان وصلت حبله بحبلک و جعلته الذریعه الی رضوانک و افترضت طاعته و حذرت معصیته و امرت بامتثال اوامره . . . و اته من لدنک سلطانا نصیرا وافتح له فتحا یسیرا . . . .» دعای چهاردهم : این دعا سراسر شکوه از ستمگران است که در نظر آن حضرت مصداقی جز حکام وقت ندارد . دعای بیستم : (دعای مکارم الاخلاق) حضرت در این دعا از خداوند می خواهد او را از سلطه ستمگران نجات بخشد و پیروزش سازد : «اللهم صل علی محمد و آل محمد و اجعلنی یدا علی من ظلمنی ولسانا علی من خاصمنی و ظفرا بمن عاندنی وهب لی مکرا علی من کایدنی و قدره علی من اضطهدنی . . .» دعای چهل و نهم : حضرت در این دعا از فراوانی دشمنانش و از برنامه های حساب شده آنان جهت آزار و حتی قتل امام به خدا شکوه می کند : «فکم من عدو انتضی علی سیف عداوته و شحذلی ظبه مدیته وارهف لی شباحده و داف لی قواتل سمومه و سدد نحوی صوائب سهامه ولم تنم عنی عین حراسته و اضمر ان یسومنی المکروه و یجر عنی زعاق مرارته فنظرت یا الهی . . . .» بارخدایا ! چه بسا دشمنی که شمشیر عداوت آخت و بر من تاخت وبرای کشتن من خنجر خویش تیز کرد و با دم برنده آن آهنگ جان من نمود و زهر کشنده به آب من بیامیخت و خدنگ جان شکار خویش درکمان نهاد و مرا نشانه گرفت و چون پاسبانان همواره بیدار ،دیده از من برنمی گرفت و در دل داشت که مرا گزندی سخت رساند وشرنگ کینه خویش به کامم ریزد ; آنگاه ای خداوند من ! دیدی که ... .» كوثر :: دی 1378، شماره 34 RE: (C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!! - mahdy30na - ۳۰/مرداد/۹۱ ۱:۴۹ سلام عید همه مبارک امام سجاد (علیه السلام) و نهضت خدمت رسانی مجله کوثر بهار 1382، شماره 57 ابعاد شخصیتی معصومان علیهم السلام از جمله امام سجاد علیه السلام چنان گسترده است که در هر بعدی از نیازهای بشری می توان الگوی کاربردی، ارائه و تشنگان هدایت را از سرچشمه های فضائل آنان سیراب کرد . بی شک یکی از مشخصه های بشر از آغاز خلقت تاکنون - و قطعا تا پایان جهان - زندگی جمعی اوست; اجتماعی که در آن هر کس بر اساس استعدادها و نحوه برخورداری از امکانات، موقعیتی می یابد و در تعامل با دیگران نیازمندی های خود را رفع می کند و در مقابل آن، نیازهای دیگران را برطرف می سازد . اعضای جامعه بشری - که ما هم عضوی از آن هستیم - هیچ کدام به تنهایی توان رفع نیازهای ضروری برای تداوم حیات را ندارند . از این رو با رو آوردن به «زندگی جمعی » هر کدام بنابر استعداد و توان خود، بخشی از نیازهای دیگران را تامین می کند تا در برابر، آنان هم نیازهای وی را رفع کنند . امام سجاد علیه السلام به خوبی می دانست که بی نیاز مطلق، خداست و غیر او، همه به هم نیازمندند . لذا وقتی شنید مردی می گوید: خدایا! مرا از خلق خود بی نیاز کن . فرمود: «لیس هکذا، انما الناس بالناس ولکن قل: اللهم اغننی عن شرار خلقک (تحف العقول عن آل الرسول، ص 278 .) ; این گونه نیست، مردم به مردم نیازمندند . اما بگو: خدایا! مرا از مردم بد کیش بی نیاز کن .» به این دلیل ما باید به یک حقیقت مهم و در عین حال فراموش شده توجه کنیم و آن، حقی است که جامعه (و افراد آن) به دلیل ایفای نقش در تداوم زندگی ما دارند . و این، همان حقی است که امام زین العابدین علیه السلام در کنار دو حق دیگر (حق خدا و حق خود) در رساله حقوق از آن یاد می کند و حقوق گروههایی مثل رهبران، زیردستان، خویشان، نیکوکاران و توده های مردم مانند همسایه، رفیق، شریک، سائل و نیازمند و حتی حقوق اموال و ... را تذکر می دهد . و از همین جایگاه است که انسانها جهت ادای این حقوق موظف به «خدمت » به هم هستند . در واقع اسلام با این دید دقیق و عمیق، خاستگاه «خدمت به خلق » را «حق خلق » می داند و معتقد است مردم باید خادم هم باشند چون به گردن هم حق دارند . این حق گاه چنان روشن است که مردم را به پاسخگویی متقابل وادار می کند، مانند حق پدر، معلم، و گاه به واسطه و پنهان است مانند حق نیازمندان، مستضعفان و ... که با دقت در زنجیره اجتماع می توان حقوق آنها را نسبت به خود کشف کرد و آنگاه است که خدمت به آنان نیز ضروری می شود . درک این تحلیل وقتی راحت تر خواهد شد که بدانیم مردی از امام زین العابدین علیه السلام درباره «حق معلوم » در آیه شریفه «والذین فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم » (معارج/24 و 25 .) سؤال کرد و امام فرمود: «حق معلوم، چیزی است که شخص از مال خود بیرون می کند و آن غیر از زکات و صدقه واجب است .» آن مرد پرسید: با این مال چه بکند؟ امام فرمود: «با آن صله رحم می کند و به ضعیفان کمک می نماید و رنج ایشان را برطرف می سازد و یا به برادر دینی اش محبت می کند و گرفتاری او را برطرف می سازد .» ( وسایل الشیعه، ج 6، ص 69 .) امام سجاد علیه السلام با تعابیر دیگر نیز این پیوند و علقه اجتماعی بشر به هم را یادآور و «حق خدمت » ناشی از آن را هم متذکر می شود . از جمله با عنوان «برادری مردم » چنین می فرماید: «بئس الاخ یرعاک غنیا و یقطعک فقیرا (زندگانی امام زین العابدین علیه السلام، عبدالرزاق موسوی مقرم، ص 316نقل ازلواقع الانوار، شعرانی، ص 28 .) ; بد برادری است که در وقت توانگری به تو توجه دارد و در وقت نیازمندی از تو می برد .» براساس برادری دینی و اجتماعی، مؤمنان موظف به رعایت و دمت به هم هستند و ترک وظیفه امری مذموم شمرده می شود و به معنای ضایع کردن حقوق دیگران است . 1 - آثار خدمت به خلق از نگاه امام سجاد علیه السلام خدمت به خلق، هم اثر دنیایی دارد و در معادلات اجتماعی تاثیرگذار است و هم دارای آثار اخروی است . نمونه هایی از هر دو گروه را مرور می کنیم . الف: آثار خدمت در دنیا یاری مردم طبیعی ترین اثر خدمت، یاری مددجو و گیرنده خدمت است . امام سجاد علیه السلام می فرمود: «در دنیا هیچ چیز یاری دهنده تر از نیکی به برادران نیست .» (همان) بقا و فزونی نعمت «لینفق الرجل بالقصد و بلغه الکفاف و یقدم الفضل منه لآخرته . فان ذلک ابقی للنعمة و اقرب الی المزید من الله تعالی و انفع فی العاقبة; (تحلیلی اززندگانی امام سجاد علیه السلام، قرشی، ج 2، ص 218 .) انسان باید به مقدار اعتدال و به قدر کفاف خرج کند و زیادی اش را برای آخرت بفرستد . زیرا چنین رفتاری باعث بقای بیشتر نعمت گشته و به فزونی نعمت از جانب خدا نزدیک تر و در عاقبت سودمندتر است .» آقایی و بزرگی در دنیا «سادة الناس فی الدنیا الاسخیاء و سادة الناس فی الآخرة الاتقیاء; (تحف العقول، ص 409 .) سروران مردم در دنیا، سخاوتمندان و در آخرت، پرهیزگاران هستند .» «گرامی ترین انسانها نزد مردم، کسی است که زیاد خیرش به آنها برسد و نیازی به آنها نداشته باشد و ...» (تحف العقول، ص 409 .) سرور قلبی خدمت رسان «الکریم یبتهج بفضله و اللئیم یفخر بملکه; (اعلام الدین، ص 299 .) شخص کریم با بخشندگی خود شادمان است و فرومایه به ثروتش می بالد .» ب: آثار خدمت در آخرت و نتایج معنوی امام سجاد علیه السلام در روایاتی متعدد به آثاری چون: افزایش درجه خدمت رسانان در آخرت (10) ، آمرزش گناهان (11) ، یاور روز تنگدستی (قیامت) (12) ، مقامات و قصرهای بهشتی (13) ، پوشش در آخرت (14) و ... (15) تصریح می کند . * * 10 تا 15 . زندگانی امام زین العابدین علیه السلام، مقرم، به ترتیب: ص 226، 274، 271، 275، 269 و 245 . که به ترتیب از: تفسیر برهان، ج 1، ص 44، وافی، ج 3، ص 88، مشکاة الانوار، ص 233، لئالی الاخبار، ص 214، مشکاة الانوار، ص 224 و حلیة الاولیاء، ج 3، ص 159 نقل کرده است . جهت اختصار، تنها به روایتی از آن حضرت که شرح جامع از آثار اخروی خدمت را بیان می نماید، توجه می کنیم: ابوحمزه ثمالی از امام علی بن الحسین علیه السلام چنین نقل کرد: «من قصی لاخیه حاجة فبحاجة الله بدا ... ; کسی که یک حاجت برادرش را برآورد خداوند صد حاجت او را برآورد . کسی که اندوهی را از دل برادرش بردارد، خداوند اندوه روز قیامت را از او برطرف سازد; هر قدر هم که زیاد باشد . و هر کس برادرش را که در مقابل ستمکار قرار گرفته است، یاری دهد، خدا او را هنگام عبور از صراط یاری می کند، در وقتی که قدمها می لغزد . و کسی که به دنبال نیاز برادر مؤمنش برود و با برآوردن حاجتش او را شاد کند، چنان است که رسول خدا را مسرور کرده است . و هر کس او را سیراب کند، خدا او را از شراب سر به مهر بهشتی سیراب می سازد . و هر کس گرسنگی او را با طعام برطرف کند، خدا او را از میوه های بهشتی سیر می کند . و هر کس برهنگی او را بپوشاند خدا او را با جامه های زربافت و حریر می پوشاند . و اگر با اینکه برهنه نیست، او را لباسی بپوشاند، پیوسته در حفظ خدا است تا هنگامی که نخی از آن جامه بر تن او باشد . و کسی که کار مهم برادرش را کفایت کند، خداوند پسران بهشتی را خدمتگزار او می سازد . و کسی که او را بر مرکبی سوار کند، خدا او را در قیامت بر ناقه ای بهشتی سوار می کند که فرشتگان به آن می بالند . و هر کس مؤمنی را هنگام مردنش دفن کند، گویا او را از ولادت تا مرگ پوشانده است . و هر کس او را همسری دهد که مایه انس و آرامش باشد، خداوند برای او در قبر مونسی به شکل محبوب ترین افراد خانواده اش قرار می دهد . و کسی که برادر مؤمن بیمارش را عیادت کند، فرشتگان دور او را می گیرند و دعا می کنند تا وقتی که از آنجا بیرون رود و به او می گویند: «خوشا به حالت و بهشت گوارایت!» به خدا سوگند برآوردن حاجت مؤمن در پیشگاه خدا محبوب تر از دو ماه روزه پی در پی با اعتکاف آن دو ماه در ماه حرام است .» ( ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 325 .) چنان که مشاهده می شود، امام سجاد علیه السلام در شرح آثار معنوی و اخروی خدمت به مؤمن، انواع متنوعی از خدمت را هم برشمرده است; از خدمت مالی تا آبرویی و از خدمت روحی تا غریزی و این، نشانگر آن است که خدمت در تمام ابعاد آن مورد توجه است و تنها در امور اقتصادی و کمکهای مادی به نیازمندان خلاصه نمی شود . |