تالار گفتگوی بیداری اندیشه
مکدونالدز! - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html)
+--- بخش: دشمن شناسی در اسلام (/forum-24.html)
+--- موضوع: مکدونالدز! (/thread-39846.html)

صفحه: 1 2 3 4 5


مکدونالدز! - MohammadSadra - ۱۰/مرداد/۹۴ ۱۳:۲۹

مک دونالد پیشقراول کدام لشکر است؟
31 تیر ماه کیهان در گزارشی با تیتر «ورق خوردن تاریخ با سیب‌زمینی سرخ کرده؟!» به واکاوی تلاش یک جریان مرموز برای تقلیل انتظارات از توافق‌ هسته‌ای به سطح افتتاح شعب مک‌دونالد در ایران پرداخت. آنچه در ادامه می‌خوانید مطلبی است به قلم یک پژوهشگر استراتژی‌های صنعتی کشورمان درباره آثار و تبعات ورود احتمالی مک‌دونالد و شرکت‌های مشابه به ایران البته کیهان نیز در گزارش خود اشاره‌ای کوتاه به جایگاه مک‌دونالد به عنوان پرچمدار سبک زندگی آمریکایی کرده بود و هدف از آن گزارش نه واکاوی این موضوع بلکه روشنگری درباره تلاش عده‌ای برای انحراف مطالبات واقعی مردم بود.
***
مک‌دونالدز تنها یک ساندویچی نیست!
ورود مک‌دونالدز نوک کوه یخی است که بقیه‌ آن در آینده‌ای میان مدت نمایان خواهد شد. نه تنها پرداختن به ورود مک‌دونالدز تلاشی برای تقلیل انتظارات از توافق نیست بلکه این پوشش خبری از سوی روزنامه‌های زنجیره‌ای، کمکی است برای ورود اسب تروایی به نام مک‌دونالدز به کشور اسلامی مان.
مک‌دونالدز یک نهاد صهیونیستی تمام عیار است که درآمد سه و نیم میلیارد دلاری در سال، برای آن‌ها، تنها از موفقیت‌های جانبی فعالیت‌شان قلمداد شده و بخش عمده‌ای از هزینه‌های عملیاتی ایشان از طریق این درآمد تامین می‌شود. هنگامی که از تاسیس یک شعبه از مک‌دونالدز صحبت می‌کنیم، باید این نکات را به صورت ویژه مورد توجه قرار بدهیم:
1- با بیش از پانصد شعبه‌ فعال در سراسر جهان، مک‌دونالدز در کنار استارباکس، عملا، یک رصدخانه‌ فوق پیشرفته‌ تحولات اجتماعی در سراسر جهان می‌باشد که با تمسک به آنالیز‌های بسیار پیشرفته‌ رفتارشناسی و بازخورد سنجی، در خوشبینانه‌ترین حالت، دست کم در مقام یک پایگاه نظرسنجی ناخودآگاه به انجام فعالیت می‌پردازد.
2- مک‌دونالدز به بهانه‌ لزوم آموزش همیشگی مدیران شعبه‌ها و صاحبان نمایندگی‌ها و کارگران و آشپز‌ها، امکان‌ آمد و شد بسیاری افراد و جاسوس‌های حرفه‌ای را به تمام کشورهای اروپایی و آسیایی در لباس مدرس و آموزنده‌ فنون‌کار و مدیریت، فراهم آورده است و همچنین، امکان فرا خواندن کارگران و خدمه و صاحبان نمایندگی‌ها را به بهانه‌ آموزش و دوره و غیره، به آمریکا و آلمان، آن هم بدون برانگیختن حساسیت نهاد‌های امنیتی کشور هدف، مهیا نموده و در این اثنا به جذب عناصر سست اندیش و ساده‌انگار برای انجام مقاصد اربابان خود می‌نماید. البته نباید هم از نهادی که با کشورهای دوست چنین برخوردی از خود نشان می‌هد، انتظار برخوردی متفاوت را نسبت به کشور ما داشت که بزرگترین دشمن آن‌ها به شمار می‌رود.
3- سیستم حسابداری آنلاین مک‌دونالدز که بدون شک، جزو بالاترین سطوح کدگذاری‌ داده‌ها در تمام دنیا می‌باشد، به صورت استندبای و به عنوان یکی از معابر امن تبادل اطلاعات محرمانه در سطح بین‌الملل، همواره آماده‌ خدمت است. همچنین، به دلیل حجم انبوه داده‌های واقعی حسابداری که به صورت روزانه از همین مجرا در حال تبادل می‌باشد، عملا ردگیری داده‌های محرمانه که ممکن است در طول سال تنها چند ده بار نیاز به تبادل آن‌ها به وجود بیاید، عملا غیر ممکن می‌شود.
4- برخلاف داشتن تکنولوژی‌های بالای اطلاعاتی، مک‌دونالدز در برخی از کشورها به صورت تعمدی از سیستم مالی شلخته‌ای بهره می‌برد. این شرکت حتی به بهای فدا کردن فاکتورهای بهره‌وری، امکان نقل و انتقال‌های نقدی پول و پولشویی‌های فراوان و پراکنده را در کشورهای مختلف پدید می‌آورد. به این ترتیب که در هنگام نیاز، حجم قابل توجهی منابع نقد را تنها در مدت چند روز، برای مثال در اختیار ایادی انقلاب رنگی در جمهوری گرجستان قرار می‌دهد.
5- با گسترش استفاده از اینترنت از طریق گوشی‌های هوشمند و اپلیکیشن‌های چک این و خدمات‌ هات اسپات‌ها، مک‌دونالدز و بسیاری دیگر از فروشگاه‌های زنجیره‌ای وابسته به نظام سلطه، با در اختیار گذاردن اینترنت و وای فای رایگان برای مشتریان و ترغیب ایشان به استفاده از گوشی‌های خود در این مکان‌ها، عملا نیاز به پرواز پرهزینه‌ پهپاد‌ها بر فراز شهرها را در کلان‌شهرها از بین برده‌اند. ایشان حتی بدون کوچک‌ترین اطلاع خدمه‌ آن شعبه و مستقیما از مرکز، اقدام به تخلیه‌ اطلاعاتی دستگاه‌های هوشمند مشتریان و حتی رهگذران می‌نمایند. پیش‌بینی می‌شود که افشاگری‌های ویکی لیکس در خصوص اتاق‌های سفیدی که بر بام سفارت‌های آمریکا در بعضی از پایتخت‌های مهم جهان قرار دارند، کم‌کم دامنه‌ بیشتری از ابعاد این اقدامات را آشکار کند. گرچه نمی‌توان کاملا هم نسبت به نیت امثال اسنودن و آسانژ خوشبین بود.
بنابراین، باید توجه ویژه داشته باشیم یک شعبه مک‌‌دونالدز، به هیچ عنوان تنها یک ساندویچی دوست داشتنی نیست که نمایندگی آن به یک فرد علاقه‌مند به کارآفرینی اعطا شده باشد. گرچه، این منافاتی با این واقعیت ندارد که بیشتر نمایندگی‌های مک‌دونالدز در سطح جهان، کاملا بدون ارتباط با موضوعات عنوان شده باشند. در واقع، باید توجه داشت که اینگونه نیست که هر شعبه از مک‌دونالدز یک پایگاه جاسوسی پیشرفته باشد. بلکه، به صورت بالقوه، امکان تبدیل شدن به یکی از آن پایگاه‌ها را دارد. همچنین، به صورت بالفعل نیز ناخودآگاه به عنوان پوششی برای این‌گونه عملیات به کار گرفته می‌شود.
هدف؛ تغییر رفتار عملی و معنادار
شاید کمی باور این موضوع سخت باشد که ورود این شرکت‌ها به ایران، بتواند قدرتی مانند جمهوری اسلامی ایران را مجبور به تغییر رفتار کند. ما عموما این‌گونه می‌پنداریم که چون در دفاع مقدس که نام آن را جنگ سخت یا جنگ کلاسیک گذارده‌ایم، سربلند بوده‌ایم، اکنون و در جنگ کنونی کاری به مراتب ساده‌تر داریم؛ شاید استدلال ما این باشد که نام این جنگ، جنگ نرم است و قاعدتا باید جنگ نرم از جنگ سخت بسیار ساده‌تر باشد. اما بهتر است این‌گونه تصور کنیم که اگر جنگ سخت را قطع کردن چند درخت با تبر تصور کنیم، باید جنگ نرم را معادل با فرسایش تدریجی چندین کیلومترمربع دشت بدانیم. بهتر است به این موارد نیز توجه ویژه شود:
1- از سال‌ها پیش و در عملیاتی از پیش طراحی شده، هالیوود به تبلیغ سبک زندگی غربی در ایران و جهان پرداخته است. از این طریق، یک تقاضای ذهنی برای مزه کردن سیب‌زمینی سرخ کرده و همبرگر مک‌دونالدز و پوشیدن شلوار لی اصل در بین مردم پدید آمده. اتفاقا بنده با این روزنامه‌های زنجیره‌ای در این مورد موافقم که در صورت نرسیدن این برندها به ایران ممکن است در بالای شهر تهران و اصفهان و تبریز و مشهد و برخی شهرهای دیگر حتی نوعی از سرخوردگی به وجود بیاید. اما نکته تاسف‌بارتر این است که در صورت ورود این برندها به ایران، آنها خود را به صورت یک قدیس دوست داشتنی به مردم معرفی خواهند کرد. ما شاهد خواهیم بود که انبوهی از اقدامات خیرخواهانه و عام‌المنفعه از سوی این شرکت‌ها و با سر و صدای زیاد به راه انداخته شود.
در چنین شرایطی، خنده‌دار خواهد بود اگر به مردم بگوییم این ساندویچ‌فروش خداپرست و خیرخواه و دوست داشتنی، یک جاسوس بی‌رحم است. فراتر از آن، در آن هنگام باید برای نشان دادن ابرویی که بالای چشم این شرکت‌ها است، نخست تلاشی دامنه‌دار را برای متقاعد نمودن افکار عمومی خود بنماییم. اگر باور این موضوع سخت به نظر می‌رسد، به نقل قولی که از مقامات روسی در پی تعطیلی اجباری چهار شعبه مک‌دونالدز در روسیه ایراد شده دقت کنید که گفتند: «این اقدام می‌تواند سرآغاز یک چرخش تاریخی باشد.» بله! در آن هنگام، ما برای بسیاری مسائل مجبور خواهیم شد که به نظرات این شرکت‌ها احترام بگذاریم. باید توجه داشته باشیم که دامنه این نفوذ به عمیق‌ترین مسائل داخلی ما نیز کشیده خواهد شد.
2- ورود این شرکت‌ها به یک کشور، نیاز به چندین پیش‌زمینه تکنیکی دارد که می‌توان از جمله آن به تسهیل در مناسبات بانکی و همسان‌سازی قوانین مالیاتی و قوانین کار و یا به رسمیت شناختن نسخه ویژه‌ای مقررات مربوط به مالکیت معنوی یا همان کپی‌رایت اشاره نمود. البته در بدو ورود، آنها در خصوص این مسائل اصلا سخت‌گیر نخواهند بود. اما رفته رفته، این شبیخون‌های اقتصادی را در قالب هدیه‌هایی ارزشمند به ما معرفی خواهند کرد و امتیاز هنگفتی را که از ما دریافت خواهند را بزک کرده و به عنوان حاتم‌بخشی ویژه‌ای از سوی اقتصاد جهانی به ایران، به ما خواهند خوراند. همان‌طور که پیشتر اشاره شد، در آن هنگام، هرگونه مقاومت در برابر این جنایات اقتصادی، مستلزم تحمل هزینه‌هایی خواهد بود که افکار عمومی بر نظام تحمیل خواهد نمود.
3- اما اینکه این تغییر رفتار دقیقا چگونه پیاده‌سازی می‌شود، خود داستانی طولانی است. به صورت بسیار فشرده می‌توان به این مصداق اشاره نمود که ممکن است ما به واسطه گشایش حساب‌های مختلط ارزی- ریالی، به عنوان یکی از لازمه‌های فعالیت شرکت‌های زنجیره‌ای چند ملیتی، نیازمند به برقراری نوع خاصی از روابط فاینانس و یا اعتباربخشی و کردیت با بانک جهانی شویم. پشت-‌بند آن، صندوق بین‌المللی پول هم در نقش دایه مهربانتر از مادر، رابطه مستقیمی را ولو با عده معدودی فعال اقتصادی بی‌بصیرت برقرار خواهد کرد.
کافی است در آن هنگام نیز مسئولینی داشته باشیم تا آب خوردن مردم هم در گرو برقراری روابط کردیت با صندوق بین‌المللی پول چه در سطح خرد و چه در سطح بانک‌های عامل بزرگ کشور تلقی شود! آنگاه، خواهید دید که چگونه و به طرفه‌العینی، ما هم به عنوان آخرین کشوری که حیثیت و شرف خود را با مصلحت صندوق بین‌المللی پول تعیین نمی‌کرد، به خیل کشور‌هایی خواهیم پیوست که همچون یونان و ارمنستان و آذربایجان و مجارستان و اوکراین، حقیقتا حتی آب خوردنشان هم منوط به جلب رضایت کدخدا خواهد بود.
مک‌دونالدز در سطح کلان بر اقتصاد کشورهای هدف تاثیر بسزایی می‌گذارد
هنگامی که شرکت مک‌دونالدز در یک کشور ریشه می‌دواند، در صورتی که با توجه به واقعیت‌های بازار، بتواند به شیوه‌ای پایدار در آن باقی بماند، تازه ابتدای کار انجام ماموریت‌های اقتصادی او فرا می‌رسد. با توجه به نکاتی که در زیر به آنها اشاره می‌شود، می‌توان متوجه شد که شرکت مک‌دونالدز به عنوان پیشقراول، و دیگر شرکت‌ها به عنوان بدنه اصلی، تا چه حد با رخنه به اقتصاد یک کشور، امکان تخریب آن اقتصاد را به دست می‌آورند.
1- با وجود اینکه بارها و بارها اثبات شده که کیفیت غذایی «مک‌دونالدز» و «برگر کینگ» و «دومینوز» و «هات» و «این اند اوت» و «ساب-وی» و «استار- باکس» و دیگر اعضای لیگ جهانی کترینگ‌ها و فست فودها بسیار نازل بوده و حتی در مقایسه با ابتدایی‌ترین روش‌های تولید مواد اولیه مورد استفاده این شرکت‌ها، فلور میکروبی گاه تا 100برابر نیز بیش از حد نرمال می‌باشد، بسیاری از این شرکت‌ها، تا حد ممکن از هرگونه تامین مواد اولیه و یا فرآوری گسترده آنها در کشورهای مصرف‌کننده، خودداری می‌کنند. بهانه همیشگی آنها هم حفظ کیفیت محصولات، مبتنی بر اصول ریتیل (Retaill) و مرچندایزینگ (Merchandising)، (فروش زنجیره‌ای مواد مصرفی) می‌باشد. این اقدام آنها مستقیما باعث خروج ارز از آن کشور و نهادینه نشدن و بومی نشدن صنایع بالادستی از جمله کشاورزی و صنایع تبدیلی کشاورزی در طیفی وسیع، از محصولات پروتئینی گرفته تا غلات می‌گردد. در واقع از این طریق، آنها از یک‌سو به تعداد فراوانی کارمند و کارگر بومی آن کشور حقوق پرداخت می‌کنند؛ اما در قبال این مبلغ تزریق شده به بازار، محصول دارای ارزش افزوده قابل توجهی به آن بازار وارد نمی‌شود. علاوه بر این، سود ناشی از فعالیت اقتصادی که در صورت بومی بودن منجر به سرمایه‌گذاری مجدد احتمالا در صنایع وابسته بالادستی و یا پایین‌دستی از جمله بسته‌بندی و چاپ و یا حمل و نقل می‌شد، از کشور هدف خارج می‌گردد.
مهم‌ترین نتیجه این اقدام‌ها عبارت خواهد بود از تورم و تبعات ناشی از خرید کالاهای با ارزش افزوده واقعی پایین، که روی دست کشور مصرف‌کننده می‌ماند.
2- از دیگر سو، باید به توان خارق‌العاده رقابتی این غول‌های صنایع زنجیره‌ای نیز کاملا توجه داشت. در حال حاضر، قیمت ارزان‌ترین و ساده‌ترین ساندویچی که می‌توان در تهران خریداری کرد دستکم دو هزار و پانصد تا سه هزار تومان است. این مبلغ در صورت سفارش یک بطری نیم لیتری نوشابه گازدار، به راحتی به سقف چهار هزار تومان هم خواهد رسید. این در حالی است که طبق محاسبه بنده، یک پکیج کومبو که توسط مک‌دونالدز ارائه می‌شود و برای مثال می‌تواند شامل یک لیتر نوشابه گازدار و یک ساندویچ همبرگر و یکصد و پنجاه گرم سیب‌زمینی سرخ کرده باشد، حتی اگر مک‌دونالدز نزدیک به هفت درصد نیز از قبل آن سود دریافت کند، باز هم نهایتا تقریبا معادل با چهار هزار و پانصد تومان خواهد بود. علاوه بر این شایان ذکر است که مک‌دونالدز برای تسخیر بازار و به اصطلاح، دانه‌پاشی برای شکار بازار، حاضر خواهد بود همین محصول را ولو با ضرر و ارزانتر نیز در ایران به فروش برساند. حال این نکته باید در نظر گرفته شود که این شرکت، تنها در حکم پیشقراول لشکر شرکت‌های زنجیره‌ای است. اگر پای مک‌دونالدز به ایران باز بشود، باید در اندک زمانی منتظر دیگر فست‌فودها و کافی‌شاپ‌ها و در زمان بسیار کوتاهی پس از آن نیز منتظر نمایندگی‌های شرکت‌های زنجیره‌ای تولید و فروش پوشاکی از قبیل «آدیداس» و «نایک» و «پومای» آلمانی و یا «گپ» و «نارت» و «لی» و «دولچه‌اند گابانا» و «لیوایز» آمریکایی و اسرائیلی و بین‌المللی باشیم. ناگفته پیدا است که اگر ما بی‌محابا درب‌های بازار کشور را به روی این غول‌های صنعتی بگشاییم، حکایت توان رقابت صنایع داخلی ما در برابر ایشان، حکایت سرخپوست‌هایی خواهد بود که بدون استفاده از اسب و توپ و تفنگ و شمشیرهای با آلیاژهای پیشرفته، در برابر لشکر تا به دندان مسلح انگلیسی و اسپانیایی و فرانسوی مقاومت می‌کردند.
نتیجه این خواهد بود که همین ته مانده صنایع کوچک و متوسط ما نیز به یغمای پنج به اضافه یک و شرکایشان خواهد رفت. ما مواجه خواهیم بود با سیل ساندویچ‌فروش‌ها و کشاورزان و دامداران و دوزندگان لباس بیکار و آنگاه باید خود را کم‌کم آماده اجرای برنامه‌های نفت در برابر غذا کنیم. اگر سر سوزنی فکر می‌کنید که این نگاه اندکی بدبینانه است، باید عرض شود که این جمله‌های آخر، تنها با تغییر ضمیر افعال آن، به پورتفولیوی شورای روابط خارجی آمریکا در خصوص اقتصاد ایران تبدیل می‌شود. این سیاست‌ها با مدیریت بیلدربرگ و با همکاری موسسه دیسیس (DISIS) تدوین گردیده است و بخشی از آن بر پایه پژوهش‌های موسسه هوور دانشگاه استنفورد می‌باشد که زیر نظر عباس میلانی روی پروژه «دموکراتیزه کردن ایران و اعطای بازار آزاد به ایران» کار می‌کند!
گفتنی است بخشی از بودجه این پژوهش‌ها توسط شرکت لاکهید مارتین و کوکاکولا و مک‌دونالدز و از طریق هدیه به موسسه دیسیس تامین شده که موضوع فعالیت آن بررسی و پژوهش بر روی راهکارهای بهبود و ارتقای امنیت منافع استراتژیک آمریکا و متحدانش در خاورمیانه و با تمرکز روی ایران می‌باشد.
د: جمع‌بندی:
مک‌دونالدز یک اسم رمز است. مک‌دونالدز یعنی مستحل شدن نظام در هزارتوی اقتصاد جهانی. افتتاح اولین شعبه مک‌دونالدز در ایران یعنی ورود اولین دز ویروسی مهلک که بدنه اقتصاد و سیاست ایران هیچ پادزهری در خود برای مقاومت و مبارزه با آن ندارد. آمدن مک‌دونالدز در ایران، یعنی کامل شدن آخرین حلقه زنجیر محاصره کشور. این حلقه همان حلقه‌ای است که تاکنون به فضل خدا و با حسن کیاست رهبر‌عظیم‌الشأن، تنیده نشده است. اما اگر به این اتفاق تن بدهیم، باید بدانیم که سنت الهی و قوانین الهی پابرجا هستند و صرفا چون دشمن ما نیت شر دارد، خداوند تلاش ایشان را بی‌نتیجه نخواهد نمود. این ما هستیم که باید هوشیار باشیم. جان کلام اینکه، چه باور بکنیم و چه نه، اگر تنها نتیجه مذاکرات ده دوازده ساله برای غرب، این باشد که بعد از چند دوره تحریم و همچنین کارشکنی‌های خیره‌کننده داخلی در خصوص زمین‌گیر کردن صنعت و کشاورزی ایران، توانسته باشند شرایط عینی و ذهنی را برای ورود امثال مک‌دونالدز گرفته تا صندوق بین‌المللی پول فراهم نمایند، تلاش‌های ایشان و عمال داخلی آنها به هیچ وجه بی‌ثمر نبوده و به موفقیت بزرگی دست یافته‌اند.

بابک نیک‌پندار



پاسخ به: مکدونالدز! - عمار94 - ۱۰/مرداد/۹۴ ۱۴:۳۹

واقعيت اينه از روزي كه شنيديم به بهانه الودگي هواي تهران توليد بنزين داخلي را به چالش كشيدند در حالي كه اصلا آن بنزين در داخل تهران توزيع نشده بود از روزي كه گفته شد توانايي رفابت در هيچ صنعتي به جز توليد قورمه سبزي و اب گوشت بز باش را نداريم از روزي كه گفته شد ........انهم نه از زبان دشمنان بلكه از زبان مجريان سياست هاي كشور پيش بيني رسيدن به اينجا چندان دور از ذهن نبود


پاسخ به: مکدونالدز! - amirabdi - ۱۰/مرداد/۹۴ ۲۱:۱۴

درود
البته غذای مک دونالد واقعا غذای خوبی نیست(حتی در مقایسه با خیلی از رستوران های ایرانی و داخلی) و به نظرم خیلی رستوران های بهتری هم وجود داره که بخواد بیاد توی ایران شعبه بزنه(امثال burger king,cheez cake factory و ...) و توی خارج هم بیشتر افراد با پول کمتر میرن مک دونالد غذا میخورن و بقیه اکثرا میرن رستوران های بهتر
ولی به نظرم شما رو خیلی توهم توطئه برداشته،اینطوری باشه باید کلا درهامون رو ببندیم نذاریم کسی بیاد داخل کشور


پاسخ به: مکدونالدز! - MohammadSadra - ۱۰/مرداد/۹۴ ۲۲:۰۳

این توهم توطئه نیست. تجربه شوروی و فروپاشی جلوی چشم ماست.

یکی از متخصص های خارجی می گفت سیستم بانکی ایران و کره شمالی تنها سیستم های بانکی هستند که تحت سلطه رتچیلدها نیست و اونها یکی از اهدافشون فتح این قله است.

مکدونالد فقط یک سیب زمینی سرخ کرده و همبرگر نیست یک فرهنگ و یک رخنه است.


یا للمسلمین!

کجا رفت

أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ

توهم توطئه جواب این آیه است؟

مگر نه اینکه تو هر رساله ای تو خونه همه ماها نوشته که تشبه به کفار حرامه؟ مگه از بچگی به ما یاد ندادند وقتی آب می خورید لیوان هاتون رو به هم نزنید خوردن آبش حرام میشه؟ لیوان به هم زدن که ربطی به حرمت آب نداره تنها دلیلیش تشبه به کفاره.

حالا بیاید با خوشی و خرمی مکدونالدز بخوریم.

راستی نویسنده یادش رفت بگه یا نه یه جایی گنگ اشاره کرد. یادتونه بعد از توافق کیا اومدن جشن و پایکوبی؟ می دونید کیا بودن؟ همون بنز سوارها. می دونید چرا؟

بذارید بگم.

بعد از توافق اولین کسی که نمایندگی فلان ماشین اروپایی رو بگیره میره رو عرش.
بعد از توافق اولین کسی که نمایندگی مکدونالد رو بگیره میره رو عرش.
بعد از توافق اولین کسی که نمایندگی مایکروسافت رو بگیره میره رو عرش.
بعد از توافق اولین کسی که نمایندگی فلان .... رو بگیره میره رو عرش.

حالا فهمیدید این بالا شهر نشین ها چرا تو پوست خودشون نمی گنجیدند.

مکدونالد بخورید خوش باشید ارزون تره.

پ.ن.
اون رفیقی که یک امتیاز دادی گفتی فکر نکنم خودشون هم اینهمه فکر کرده باشن، برای تقویت فرضیه شما باید بگم این مطلب رو از کیهان آورده بودم.


پاسخ به: مکدونالدز! - amirabdi - ۱۰/مرداد/۹۴ ۲۲:۲۰

نقل قول: راستی نویسنده یادش رفت بگه یا نه یه جایی گنگ اشاره کرد. یادتونه بعد از توافق کیا اومدن جشن و پایکوبی؟ می دونید کیا بودن؟ همون بنز سوارها. می دونید چرا؟
داداش من چهل بار گفتیم که ملت رفتن توی مکان های شلوغ شادی کردن،شما زیر بار نرفتی،باو توی محله ی ما همه موتور سوار بودن
نقل قول: یکی از متخصص های خارجی می گفت سیستم بانکی ایران و کره شمالی تنها سیستم های بانکی هستند که تحت سلطه رتچیلدها نیست و اونها یکی از اهدافشون فتح این قله است.
داداش من اقتصاد مقاومتی دیدی که جواب نداد
تنها راه اینکه اقتصادمون درست بشه روابط با خارجه
الان مک دونالد
دو روز دیگه منابع و دستگاه
سه روز دیگه سونی و اپل
شما نمیخواید خوب نگیرید،مگه بازار در انحصار شماست که میگید فلان جنس حق نداره بیاد داخل کشور
والا ما که از اول داشتیم توی بدبختی زندگی میکردیم هی میگفتن اونا میرن جهنم ما میریم بهشت
خوب مگه این همه روایت و آیه نداریم که فقر پیش زمینه همه ی مشکلاته؟
یه سوال دارم،اینایی که میگفتن اقتصاد مقاومتی،وجدانا توی هشت سال گذشته دستشون توی جیب خودشون بوده یا مال باباشون؟و اگه توی جیب خودشون بوده وجدانا حقوقشون چقدر بوده؟
اون دوستمون فکر میکنه دروغ میگن که توانایی رقابت صنعتی نداریم
بابا دوتا سر به کارخونه ها داروخونه ها بزنید
بعد بگید ما کشور توانایی هستیم
دیگه از دانشگاه های شریف و تهران که بالاتر نداریم که دانشجو هاش الان به جای فعالیت پژوهشی و علمی دارن مسافر کشی میکنن
مشکل اصلی شما اینه که فکر میکنید ما توی همه ی زمینه ها خفنیم جنس خارجی بیاد دیگه خفن نیستیم


پاسخ به: مکدونالدز! - MohammadSadra - ۱۰/مرداد/۹۴ ۲۲:۲۹

امیرآبادی جان کمی قرآن بخون خدا میگه روزیتون دست منه. با رابطه با اونها مشکل روزی ما حل نمیشه بابا مشکل از جای دیگه است.

یکی از سنت های الهی که با گوشت و پوست حس کردم و یاد گرفتم (چون خدا با کتک یادم داد) این بود که تحمل شریک رو نداره. می دونی یعنی چی؟

یعنی اگر به غیر خدا دل بستی از همون جا نا امیدت می کنه. این سنت الهیه.


حتماً باید کتک بخوریم تا یاد بگیریم؟


پاسخ به: مکدونالدز! - فدايي ولايت - ۱۰/مرداد/۹۴ ۲۲:۳۷

نقل قول:داداش من اقتصاد مقاومتی دیدی که جواب نداد
مگه چیزی به اسم اقتصاد مقاومتی اجرا شد که بخواد جواب بده ؟!

البته خب اسمش که خیلی اجرا شد !!

مثل اینکه شما بری دکتر ، بهت دارو بده بعدش نخوری بگی دیدی داروت تاثیر نداشت!؟
داروی نخورده چه تاثیری میخواد داشته باشه !


پاسخ به: مکدونالدز! - MohammadSadra - ۱۰/مرداد/۹۴ ۲۲:۴۴

اقتصاد به شدت متعصب تکرار می کنم به شدت متعصب داخلی و مقاومتی تنها راه حل ماست.

دوستان تو زمینه اقتصاد تعصب واجبه.

چین موقع رشد درهای کشورش رو بست تا تولید کننده هاش رشد کنند.

هند با وجود اینکه تو بعضی زمینه های تکنولوژی حرف اول رو میزنه برای بی کار نشدن افراد جامعه برخی جاها از صنعتی شدن عمداً جلوگیری می کنه.


بستن درها یا تعصب شدید برای محصولات داخلی واجبه. به همون خدایی که می پرستیم راه دیگه ای نداریم. ما که تجربه کفش ایرانی و پوشاک و صنعت نساجی رو داریم.

چرا از تجربه ها درس نمی گیریم؟


پاسخ به: مکدونالدز! - amirabdi - ۱۰/مرداد/۹۴ ۲۲:۴۹

نقل قول:امیرآبادی جان کمی قرآن بخون خدا میگه روزیتون دست منه. با رابطه با اونها مشکل روزی ما حل نمیشه بابا مشکل از جای دیگه است.

یکی از سنت های الهی که با گوشت و پوست حس کردم و یاد گرفتم (چون خدا با کتک یادم داد) این بود که تحمل شریک رو نداره. می دونی یعنی چی؟

یعنی اگر به غیر خدا دل بستی از همون جا نا امیدت می کنه. این سنت الهیه.


حتماً باید کتک بخوریم تا یاد بگیریم؟
سلام برادر
عبدی هستم نه آبادی
این حرف هایی که میگه برید جلو بقیش با من بیشتر رایج دهنده ی تفکرات پوپولیستی هستش که بعضی از افراد سودجود به شدت اونو توی جامعه مون دارن رواج میدن و خیلی تفکر مسخره و غلطیه
داش من از قدیم گفتن از تو حرکت از خدا برکت،ما باید یه کاری بکنیم که خدا حاصل اون کار رو به ما بده یا نه؟
وقتی وضع صنایع مون اینه،وقتی کار نیست وقتی صدهزارتا مشکل هست شما چه انتظاری داره؟
نقل قول: مگه چیزی به اسم اقتصاد مقاومتی اجرا شد که بخواد جواب بده ؟!

البته خب اسمش که خیلی اجرا شد !!

مثل اینکه شما بری دکتر ، بهت دارو بده بعدش نخوری بگی دیدی داروت تاثیر نداشت!؟
داروی نخورده چه تاثیری میخواد داشته باشه !
داداش من اجرا نشد،ولی چقدر ما آسیب دیدیم،چقدر صنایع مون آسیب دیدن؟
میومدن دوتا کاغذ میذاشتن جلومون میگفتن دانشمندای دوران اسلام از اینا هم کمتر داشتن اپتیک و ... رو همه ی فرمول هاش رو درآوردن
خب داداش من،وقتی نه دستگاه ش باشه،نه موادش،نه بودجه ش نه دانشش شما انتظار داری این اقتصاد مقاومتی از توی زمین در بیاد؟


پاسخ به: مکدونالدز! - MohammadSadra - ۱۰/مرداد/۹۴ ۲۲:۵۴

(۱۰/مرداد/۹۴ ۲۲:۴۹)amirabdi نوشته است:  سلام برادر
عبدی هستم نه آبادی
این حرف هایی که میگه برید جلو بقیش با من بیشتر رایج دهنده ی تفکرات پوپولیستی هستش که بعضی از افراد سودجود به شدت اونو توی جامعه مون دارن رواج میدن و خیلی تفکر مسخره و غلطیه
داش من از قدیم گفتن از تو حرکت از خدا برکت،ما باید یه کاری بکنیم که خدا حاصل اون کار رو به ما بده یا نه؟
وقتی وضع صنایع مون اینه،وقتی کار نیست وقتی صدهزارتا مشکل هست شما چه انتظاری داره؟
گل گفتی داداش من هم همینو میگم. راه حل اینجاست نه تو ورود شرکت های خارجی.


حرف شما دقیقاً ترجمه این آیه است. لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى


ما هم همینو میگیم. درها رو ببندید تا زخم های این اقتصاد ضعیف التیامی پیدا کنه و توان رقابت پیدا کنه.

دو بند آخر این مقاله رو بخونید ورود مکدونالد و امثالهم تنها پول وارد مملکت می کنه و هیچ کمکی به تولید محصولات داخلی نمی کنه چون اونها مواد اولیه رو با هزار بهانه مثل ریتیل و ... وارد می کنند.

باز کردن درهای مملکت شلیک تیر خلاص به تن بی جان اقتصاد نحیف ماست.

مطالبی هست که از گفتنش می ترسم ولی خدا رو شکر که دشمنان ما رو از احمق ها قرار داد چون اگر کمی عقل داشتند ............!!!!!!!