تالار گفتگوی بیداری اندیشه
درخواست مشاوره برای ازدواج - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: سبک زندگی اسلامی-ایرانی (/forum-32.html)
+--- بخش: خانواده (/forum-73.html)
+--- موضوع: درخواست مشاوره برای ازدواج (/thread-41119.html)

صفحه: 1 2 3 4


درخواست مشاوره برای ازدواج - Islam - ۲۸/بهمن/۹۴ ۱۶:۴۴

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت دوستان

بنده در یک دو راهی قرار گرفتم که خیلی برام سخته.

یک خانمی رو از بچگی و حتی شاید 7 سالگی دوست داشتم. هرچقدر با خودم کلنجار میرم نمیتونم کس دیگری رو برای ازدواج تصور کنم.

ما دیروز باهم رفتیم بیرون و چند ساعت صحبت کردیم. ایشون یک مانتوی گشاد میپوشه اما خب ارایش معمولی میکنه و موهاش هم کمی بیرونه.

خیلی صادقانه با من صحبت کردند.

مثلا گفتند که جلوی یکی از شوهر خاله هاشون که مثل پدرشون میدوننش مو باز میگردن. حتی تو جمع های مختلط هم اتفاق افتاده که برقصن!

من که خیلی شوکه شده بودم گفتم این ها رو بنده قبول نمیکنم و محدودیت های اسلامی رو براشون توضیح دادم.

مثلا باید حتما اصلا بیرون ارایش نکنند و چادر سر بکنند و رابطه با نا محرم رو در چارچوب داشته باشند و...

ایشون گفتند که فکر می کنند راجع به این قضیه.

اما مسئله اینجاست که مثلا ایشون تمام معیار های بنده رو قبول کردند. اما ایا پایبند خواهند بود؟ کمی که از زندگی گذشت چطور؟

خواهش میکنم راهنماییم کنید.


پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - MohammadSadra - ۲۸/بهمن/۹۴ ۱۷:۳۷

به درد شما نمی خوره مخصوصاً اگر سنشون بالا باشه.

شما می تونید گزینه های بهتر از ایشون رو داشته باشید. افردای هستند که نگفته این معیارهای شما رو دارند در این صورت هم کلی اختلاف با اون خواهید داشت. با این شخصی که فرمودید تمام اون اختلافات به اضافه مواردی که فرمودید با هم خواهد بود بنابراین بهتر بهش فکر نکنید.


پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - عدالت - ۲۸/بهمن/۹۴ ۱۷:۵۲

به نام خدا

دوست عزیز، به عنوان یک متاهل که اکثر دوستان و آشنایان بنده هم متاهل هستند، تاکید میکنم به شما که اگر به روی مسائلی که گفتید حساس هستید، حتما با دخترخانومی ازدواج کنید که قبل از ازدواج با شما هم ملاکهای شما راجع به او صدق کند.

ببینید، عشق جوانی زودگذر است، ممکن است دو نفر یکدیگر را دوست داشته باشند یا به قولی در جوانی عاشق هم باشند و بخاطر همین از برخی از مسائل بخاطر یکدیگر بگذرند، ولی آینده معلوم نیست.

تجربه ثابت کرده که این وضع بعد از دو سه سال دگرگون میشود در اکثر مواقع و باعث ایجاد بحرانهای جدی در زندگی میشود.

یعنی مثلا خانمی که بی حجاب بوده و باحجاب شده، دوباره بی حجاب میشود و این وسط چون همسر نمیتواند تحمل کند کار به درگیری و دعوا و اختلافات جدی میکشد.

در مورد آقایان هم این قضیه کاملا صدق میکند.

یعنی

آقاپسر در اول روز عقد بخاطر علاقه به دخترخانوم، مهریه سنگین که در توانش نیست را قبول میکند، اما چند سال بعد که ممکن است خدای نکرده به مشکل بخورند، همین مهریه میشود بلای جانش !!!!!!!!!!

قبل از اینکه در قضیه ازدواج به دل خود رجوع کنید، به عقل خود رجوع کنید.

میدانم

خیلی سخت است که در سن و سال شما منطق بر احساس غلبه کند ولی اگر به آینده فکر کنید،‌ مطمئن باشید که تصمیم درست و قاطعانه خواهید گرفت هرچند سخت باشد.

البته بنده نمیگویم که این خانوم هم ممکن است در آینده تغییر کند ولی احتمالش زیاد است.

در بین آشنایان بنده هم اتفاقا بودند خانومهای بسیار بی حجابی که بخاطر همسرشان محجبه شده اند اما خوب یکسری مشکلات دیگر بوجود میآید که از حوصله بحث خارج است.

در نهایت بگویم که متاسفانه درصد کمی از افرادی که بخاطر طرف مقابلشان در ازدواج تغییر میکنند روی این تغییر باقی میمانند و به احتمال قوی اکثریت دوباره به همان چیزی که قبلا بودند بر میگردند بعد از چند وقت.

باز هم میگم اکثریت چون همیشه یک اقلیتی هم هستند که بخاطر عشق، در زندگی ثابت قدم هستند و واقعا بخاطر همسرشان تغییر میکنند تا آخر خط زندگی.

ازدواج مانند هندوانه سر بسته است اما تعقل و تفکر و آینده نگری باعث میشود که این هندوانه بعد از برش طعمش شیرینتر باشد !!!!!!!!!!!!!!



پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - Silence - ۲۸/بهمن/۹۴ ۱۷:۵۴

سلام
امان از درد عاشقی...
نمیشه یک نسخه واحد پیچید یعنی من خودم شخصا خیلیا هارو دیدم که زرنگ بودند و تونستند همسرشونو بعد از ازدواج اونجوری که خودشون میخوان بکنن ولی خیلی ها هم هستند که اینجوری نمیشن و بعد یک مدت ری ویژن! میکنن و به حالت قبل خودشون برمی گردند..
این خوبه که قبل از ازدواج درباره طرز فکر هم حرف بزنید چون مطمئن باشید اگه از نظر فکری باهم متفاوت باشید زندگیتون دوامی نخواهد داشت..
ولی اگه من تو شرایط قرار بگیرم با اجازه پدر مادر اون فرد دو سه ماهی باهاش ربطه برقرار می کردم و تو تلگرامی چیزی یا حتی بیرون حضوری باهاش حرف میزدم تا ببنیم میتونیم باهم زندگی کنیم یا نه...
اگه دیدید بهتون علاقه داره بی معطلی ازدواج کنید و سعی کنید علاقه ابراز کنید در این صورت زن کاملا از زندگی خودش راضی خواهد بود و سعی میکنه هرچی شوهرش میگه با جان دل انجام بده...
ان شالله زودتر سرسامون بگیرید ...
موفق باشید.


پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - فدايي ولايت - ۲۸/بهمن/۹۴ ۱۹:۴۶

سلام.درسته سنم در حد دوستان نیست ولی نسبتا قدیمی های تالار در جریانن که من هم یک همچین جریانی داشتم. البته شما فرمودید باهاشون حرف زدید اما بنده اصلا در سن ازدواج نبودم که کارم بخواد به اینجا بکشه... اما به هر حال بنظرم اصل موضوع "مشابهه" . خلاصه کنم حرفمو... "اصل موضوع" که گفتم ، یعنی همین نقل قول پایین:
نقل قول: یک خانمی رو از بچگی و حتی شاید 7 سالگی دوست داشتم. هرچقدر با خودم کلنجار میرم نمیتونم کس دیگری رو برای ازدواج تصور کنم.
در حد خودم چند کلام مطرح میکنم ، بقیه حرفا باشه مال بزرگترا

شما وقتی میفرمایید عاشق هستید ، باید مشخص باشه عاشق چی هستید. شما یکسری نکات منفی رو بیان کردید اما فرمودید عاشقید
به هر حال باید پاسخ این سوال یه چیزی باشه دیگه . چهره ، پول ، اخلاق ، دین ، آداب اجتماعی .....یا خلاصه یک ویژگی مثبت ، حتی اگه اسم خاصی نشه روش گذاشت.شما باید برای خودتون مشخص کنید دلیل این حس دوست داشتن چیه
من درمورد اون مورد مشابهی که عرض کردم ، برای این سوال ، به دو پاسخ رسیدم (البته در حین اون ایام پاسخی نداشتم): 1-غلیان احساسات و عواطف 2-بت ساختن از طرف مقابل و درنتیجه محو شدن نکات منفی 3-قیافه (درحالیکه اون ایام وقتی بهم تذکر میدادن میگفتم نه اصلا اینطور نیست اما بعدها فهمیدم که هست! )
اگه برای سوالی که پرسیدم ، جوابی وجود نداشته باشه ، باید احتمالا از عبارت "حس گذرا " به جای عشق استفاده کرد. چون وقتی شما علی رقم نکات منفی ، بی دلیل عاشقید ، از کجا معلوم این " اصطلاحا عشق" بعدها بی دلیل خدشه ای وارد نشه بهش؟!
"عشقِ بی دلیل و بی منت برای بعد از انتخابِ عاقلانست"
البته بنده هرگز نمیگم که شما حتما اینطور هستید و قطعا همه چیز رو باید بیخیال شید.چون من که اصلا نمیشناسم شما رو. شما هستید که باید به چند جمله بالا فکر کنید ، البته در حین این فکر کردن فکر میکنم باید چند لحظه فراموش کنید که عاشقید. و در غیر اینصورت نتیجه گیری تون جهت دار و احساسی خواهد بود!

و همچنین نباید این تفکر که "حتما خودشو طیق معیارهام تغییر میده" توی ذهن شما بی دلیل حاکم بشه .یعنی احساساتتون کاری نکنه که شما نتونید از منطق و عقلتون استفاده کنید
ایشون باید به صورت منطقی بپذیرن که "چرا چادر ، چرا حجاب ، چرا حیا؟ " اگه ایشون صرفا بر حسب علاقه به شما قبول به رعایت این مسائل بکنن ، بازهم اوضاعی مشابه جملات بالا پیش میاد البته برای ایشون. یعنی ایشون هم برای عشق به شما ، باید مصداق داشته باشن.اگه عشق ایشون بصورت یک حس باشه ، و خدای ناکرده بعدها این حس کمرنگ شه ، در حقیقت حجاب و ... هست که احتمال داره کمرنگ شه چون مبنای این حجاب ، همون حس بوده

امیدوارم تونسته باشم اشاره کنم به بعضی ابعاد این موضوع

اگه به یک مشاور متدین مراجعه کنید که خیلی خوبه.
اما اکیدا پیشنهاد میکنم ابتدا خودتون سریعا "و البته عمیقا" طبق منطق و استدلال درک کنید که چرا حجاب ، چرا حیا ، اصلا چرا تدیّن ؟ تا بتونید در این مورد باهاشون بحث کنید . منابع خلاصه و چکیده ای خدمتشون ارائه کنید ، تا خودشون این موضوع رو قبول کنن. فرای بحث علاقه

التماس دعا
یا حق


پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - Islam - ۲۸/بهمن/۹۴ ۲۰:۱۳

واقعا عجب شرایطی شده.یکی دو روزه نه میتونم بخورم نه بخوابم.

اقای پناهیان میگفت ببینید با ازدواج با چه کسی به ارامش میرسید. راستش من شک دارم که با ازدواج با ایشون به ارامش برسم.شاید برسم شاید نه...واقعا نمی دونم.

ببینید وقتی من با ایشون صحبت می کردم اصلا به من ابراز علاقه تکردند ولی از اونجایی که من اولین خواستگاری بودم که بعد از 10 ها( بدون اغراق) خواستگار حاضر شدند بیان بیرون و باهم صحبت کنیم، پس فهمیدم که ایشون هم به من علاقه داره. مادرم با خواستگارهای قبلی ایشون صحبت کرده بود و گفته بودند که وقتی رفتند خواستگاری حتی این دختر از اتاق بیرون نیومده!

تمام اطرافیان و نزدیکان این دختر میگن که بسیار بسیار خانم متین و خوبی هست.

وقتی پرسیدم که جدا چرا جلوی شوهرخالتون مو باز بودید؟ گفتند که از اول اینجوری عادت کردند و ایشون رو مثل پدرشون میدونن!

من معیارهای کمی سختگیرانه ای رو براشون تعریف کردم. ایشون خودشون تو جواب گفتند که من باید فکر کنم چرا که اگر چیزی رو الان قبول نکنم نمی تونم تو آینده رعایتش کنم. بعد من بهشون گفتم ببینید اگر چیزی رو الان قبول کردید حتی 10 سال دیگه که احساسات ضعیف تر شده و چهره ی مرد زشت تر شده (!) و...هم باید بهش عمل کنید چون اینها خطوط قرمزی برای بنده هستند که اصلا جای مانور روشون ندارم! ایشون به شدت با این حرف من موافق بودند.

دوستان یک مسئله ی مهمی که هست و باید بدونید اینه که شرایط حانوادگی ما بسیار خوبه و شاید تا حالا چندین دختر از من مستقیم و غیر مستقیم خواستگاری کردند! خواهش میکنم این ها رو به پای تعریف نگذارید بلکه میخوام شرایط رو براتون توصیف کنم. به همین دلیل یک ترسی هم از این دارم که مبادا به خاطر این شرایط ایشون قبول کنند.البته اینکه همه چیز رو با صداقت گفتند و هیچ جیز رو پنهان نکردند خودش تا حدودی این احتمال رو رد میکنه!

واقعا توی هجومی از نکات خوب بو بد موندم...دعا کنید برام


پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - مهدی2012 - ۲۸/بهمن/۹۴ ۲۰:۲۲

نقل قول:
من که خیلی شوکه شده بودم
دوست عزیز در بحث مسائل اعتقادی باید بیشتر درموردش بدونید... مثلا به نماز و روزه، نمازجماعت، نماز جمعه و... چقدر پایبند هستند؟ آیا مرجع تقلید دارند و چقدر عمل میکنند و ...
اگر ایشون به مسائل دیگه خیلی پایبند باشند قطعا بحث خیلی فرق میکنه...

و همچنین باید ببینید علت اینکه بعضی مسائل رو رعایت نمیکرده چی بوده؟ دلیلش ندانستن موضوع بوده یا اعتقاد کم یا دوست بد یا خانواده ای که زیاد معتقد نیستن و ... شاید ایشون مقصر نبوده...
مخصوصا خونواده خیلی مهم هست! مثلا اگه تو خونواده ای هست که خیلی معتقد هستند ولی ایشون اینجور نبوده این موقع باید مواظب باشید و ...
و در پایان توکل به خدا




نقل قول:
ولی اگه من تو شرایط قرار بگیرم با اجازه پدر مادر اون فرد دو سه ماهی باهاش ربطه برقرار می کردم و تو تلگرامی چیزی یا حتی بیرون حضوری باهاش حرف میزدم تا ببنیم میتونیم باهم زندگی کنیم یا نه...
Smile
دوست عزیز
Silence
افرادی بودن که یک سال باهم به خوبی زندگی کردن ولی بعدش فهمیدن به درد هم نمیخورن و طلاق گرفتن...
آیا بهتر نیست به جای دو سه ماه، یک سال با هم رابطه داشته باشید؟!!!




فدایی ولایت عزیز Wink میشه بفرمایید آدم چه جوری عاشق میشه و عاشق چه چیز یک نفر دیگه میشه و اصلا عشق یعنی چی؟ میخوام بدونم.


پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - sarallah - ۲۸/بهمن/۹۴ ۲۰:۲۴

ببینید دوست عزیز قرار نیست فقط شما با این خانوم زندگی کنید. قرار هست ایشون به عنوان شریک زندگی بچه های شما رو در آینده تربیت کنند.
اگر ایشون به طور قلبی به اعتقادات مد نظر شما ایمان نداشته باشند نمی تونن فرزندان رو اونطور که باید تربیت کنن. نتیجش میشه مثل اونهایی که مادر خودش با حجابه ولی دخترش بی حجاب، چرا که خود مادر به این ارزش ها اعتقادی نداشته و فقط از سر اجبار رعایتشون می کرده.
مراجعه به مشاور هم یه کاریه که شما باید صد درصد انجامش بدید.
پس بهتره به جای کلنجار رفتن بیشتر با خودتون به یه مشاور مراجعه کنید تا راه جلوی پاتون کمی روشن تر بشه و بتونید بهتر تصمیم بگیرید.

در آخر هم باید بگم تحمل کردن یه دوره کوتاه و زودگذر فکر نکردن و دل کندن از اون فرد بهتر از اینه که ازدواج کنید و چند ماه دیگه با فاجعه ای به نام طلاق رو به رو بشید.


پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - فدايي ولايت - ۲۸/بهمن/۹۴ ۲۰:۲۶

بنابراین بنده با تاکید بسیار بیشتری اعلام میکنم که برید پیش یک مشاور متدین که مساله دین برای خودش هم مهم باشه

اما شدیدا شدیدا ازتون درخواست دارم که توی ذهنتون مساله رو پیچ ندین و بزرگش نکنین! مغز و روح خیلی پیچیده تر از اون حرفان که راحت بشه شناختشون! شما وقتی دارید به این فکر میکنید که وای چه اتفاق بزرگی ، ذهن شما تمام تلاشش رو میکنه که روی این مساله فوکوس کنه و مصداق هاش رو بندازه توی ناخوداگاهتون.درست مثل زمانی که یه ماشین میخرید و تا چند مدت فکر میکنین همه ملت رفتن ماشین شمارو گرفتن! درحالیکه این ذهن شماست که داره از بین انبوه ماشینایی که خیلی روتین از جلوی چشمتون رد میشن ، ماشینای مثل ماشینای شمارو میاره جلوی چشمتون
من بهتون قول میدم بعد ها که این مساله ان شا الله براتون حل شد ، به این نتیجه میرسید که اونقدر ها هم پیچیده نبوده! بحث هورمونها و مسائل عصبی هم میاد وسط که باعث میشه فکر کنید اوضاع گنگ و پیچیدست درحالیکه درباره خیلیاشون بعدا (بقول دیفرانسیل) به این نتیجه میرسید که اصن شریط بحث رو برای فکر کردن نداشتهBig Grin

ولی جدای از اینها ، حس میکنم خیلی راحت از کنار بزرگ ترین سوالی که مطرح کردم عبور کردید!

نقل قول:فدایی ولایت عزیز [تصویر: wink.png] میشه بفرمایید آدم چه جوری عاشق میشه و عاشق چه چیز یک نفر دیگه میشه و اصلا عشق یعنی چی؟ میخوام بدونم.
عشق یه مفهوم پیچیده ایه که واقعا الان نمیشه مفهوم دقیقی دربارش بگم.برای هر فرد هم ممکنه فرق کنه.و همچنین مصداق های هرفرد از عشق (با توجه به سلایق و اعتقادات) ممکنه برای فرد دیگه یه جورایی مضحک به نظر بیاد
اما نکته اینجاست که مدت هاااست احساسات و عواطف و بعضافه یه سری هورمونها ، با عشق اشتباه گرفته شدن! اینکه مثلا میگن طرفو میبینم ضربان قلب میگیرم پس حتما فرد ایده آل منه! این اصن یه بحث دیگست!! تهش احتمالا میره به نا کجا آباد...
اما به هر حال فکر نمیکنم ربط مستقیمی به تاپیک داشته باشهWink منم متخصص نیستم


پاسخ به: درخواست مشاوره برای ازدواج - مهدی2012 - ۲۸/بهمن/۹۴ ۲۱:۰۷

چون هر چی فکر میکنم نمیفهمم آدم چطور میتونه قبل از ازدواج عاشق بشه! دوست داشتن طبیعیه میفهمم ولی عشق رو قبول ندارم و عشق بعد از ازدواج رو قبول دارم که خیلی کمه!
چون به نظرم از دو حالت خارج نیست(البته پیش فرض در نظر میگیریم که با فرد مقابل زندگی نکردیم و در نتیجه آشنای زیادی باهاش نداریم و همینطور هم هست):
1 یا آدم مجذوب زیبایی طرف مقابل میشه که لازم به توضیح نیست و اسم این رو نمیشه عشق گذاشت...

2 آدم وابسته به طرف مقابل میشه یعنی همون رابطه های طولانی قبل ازدواج که این هم نمیشه بهش گفت عشق چه بسا ما وابسته به چیزهایی میشیم که ازشون بدمون میاد!

البته من فقط یک عشق رو قبول دارم و اونو عشق واقعی میدونم که اون هم عشق به خدا و عشق های خدایی هست مثلا عاشق پدر و مادر بودن... عشق بعد از ازدواج هم از این نوع هست، عشق به همسری که شریک تو برای رسیدن به خدا هست...

پس نتیجه میگیریم عشق قبل ازدواج کلا بیخود هست و آدم باید عاقلانه ازدواج کند و عاشقانه زندگی کند نه بالعکسش...

لازم به ذکر که دوست داشتن زیبایی فرد مقابل هم حائز اهمیت هست...