تالار گفتگوی بیداری اندیشه
برسی نقش خائنانه روحانیت در کودتای28 مرداد - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html)
+--- بخش: تاریخ اسلام و تشیع (/forum-53.html)
+--- موضوع: برسی نقش خائنانه روحانیت در کودتای28 مرداد (/thread-42062.html)



برسی نقش خائنانه روحانیت در کودتای28 مرداد - Silence - ۳۱/مرداد/۹۵ ۲۳:۲۱

سلام
نظرتون درباره مطلب زیر چیه؟

برسی نقش خائنانه روحانیت در کودتای آمریکایی انگلیسی توده ای آخوندی 28 مرداد 1332
در کودتای 28 مرداد 1332 در 18 اوت 2011 در 8:56 ق.ظ.
[b]در روز قبل از 28 مرداد 1332 یعنی دو روز بعد از موج اول کودتا در 25 مرداد روحانیت با گرفتن مبالغی از سفارت انگلیس اقدام به بسیج کردن اوباش و راه اندازی کودتا علیه دکتر محمد مصدق کرد زیرا بیشتر روحانیون از حمله کاشانی معتقد بودند که مصدق یک فرد سکولار است و اعتقادی به مسائل دینی ندارد و حکومت شاه تنها حکومت شیعی جهان است و باید برای حفظ آن تلاش کرد.
استیون کینز در کتاب بر اندازی در این مورد می نویسد:که دولت انگلیس با پرداخت مبالغی به آخوندها و اوباش حکومت ملی دکتر مصدق را بر انداخت.
ویلیام بلوم نیز در کتاب سرکوب امید نوشته است: گذارش های گوناگون در باره نقش سیا در ایران اظهارمی کردند که سازمان مبلغی بین 1 تا 19 میلیون دلار را صرف بر اندازی مصدق کرد.مبالغ هنگفت بر اساس گذارشهایی است که سیا رشوه های سنگینی به نمایندگان مجلس روحانیون و دیگر ایرانیان منتقد پرداخت
در کتاب ” تاریخچه سری اداری سیا: سرنگون کردن مصدق نخستوزیر ایران، نوامبر 1952 – اوت 1953 ” در این باب می نویسد:« روحانیون اصلی که قرار بود مورداستفاده قرار گیرند، ظاهرا عبارت بودند از آیت الله بهبهانی، بروجردی، کاشانی،احتمالا فلسفی، همراه با نواب صفوی و “گروه تروریست” فدائیان اسلام مربوط به او.»(ص ب 21).
در فصل چهارم کتاب بازی شیطان نوشته شده است: ﺁن ﭼﻪ هرگز ﮔﺰارش ﻧﺸﺪﻩ اﺳﺖ ، اﻳﻦ واﻗﻌﻴﺖ اﺳﺖ که دوﺳﺎزﻣﺎن ﺟﺎﺳﻮﺳﯽ اﻧﮕﻠﻴﺴﯽ و ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﺋﯽ – ‪ CIAو 6‪ ، – MIﺗﻨﮕﺎﺗﻨﮓ ﺑﺎ روﺣﺎﻧﻴﺎن و ﻋﻠﻤﺎﯼ اﻳﺮانکارکردﻧﺪ که درﻣﺮﺣﻠﻪﯼ ﻧﺨﺴﺖ ، ﻣﺼﺪق را ﺗﺼﻔﻴﻪ کنند و در ﻧﻬﺎﻳﺖ ، او را ﺑﺮاﻧﺪازﻧﺪ . ﺟﻤﻌﻴﺖ اﻧﺒﻮهی از اوﺑﺎش ﺑﻪ ﺧﻴﺎﺑﺎن ها رﻳﺨﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ که ﺳﺮان ﺷﺎن را ‪ CIAﺧﺮﻳﺪﻩﺑﻮد و ﺑﻪ ﺧﻴﻠﯽ ﺷﺎن ﭘﻮل ﻧﻘﺪ دادﻩ ﺑﻮد . اﻳﻦ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻧﺎﺁﮔﺎﻩ که اﻏﻠﺐ از اراذل‫ﺑﻮدﻧﺪ ، در ﭘﻴﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﻋﻠﻤﺎ و ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪﺁﻧﺎن ﺑﻪ حرکت در ﺁﻣﺪﻩ و ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪهﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮدﻧﺪ ، و ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﺷﺎن ﺑﺮکناری ﻣﺼﺪق و‫ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺷﺎﻩ ﺑﻮد . ﺁﻳﺖ اﷲ اﺑﻮاﻟﻘﺎﺳﻢ کاشانی ، ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﻩ اﺻﻠﯽ اﺧﻮان اﻟﻤﺴﻠﻤﻴﻦ در اﻳﺮان ، و روح اﷲ ﻣﻮﺳﻮﯼ ﺧﻤﻴﻨﯽ ،ﺗﻌﺰﻳﻪ ﮔﺮدان روﺣﺎﻧﻴﻮن اﺳﻼﻣﻴﺴﺖ ، در مرکز اﻳﻦ ﺟﺪال ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪهی ﺷﺪﻩ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ‪ CIAﻗﺮار داﺷﺘﻨﺪ … ﺧﻤﻴﻨﯽ ﺁن‫زﻣﺎن ﺁﺧﻮﻧﺪ ﮔﻤﻨﺎم و ﻣﻴﺎن ﺳﺎﻟﯽ ﺑﻮد که از ﭘﻴﺮوان کاشانی ﺑﻮد و در ﺟﺮﻳﺎن ﻃﺮﻓﺪارﯼ از ﺷﺎﻩ ، ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺼﺪق در مرکز‫ﺗﻈﺎهرات ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪهﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ‪ ، CIAشرکت داﺷﺖ – م (ﻣﻘﺎم هاﯼ ﻟﻨﺪن ﺑﻪ ﻣﺎﻣﻮران ﺷﺎن در اﻳﺮان دﺳﺘﻮر دادﻧﺪ که ﻧﻘﺸﻪ کودتا را ﺑﺮﻳﺰﻧﺪ . ﭘﻴﺶ از ﺁن کهاﻧﮕﻠﻴﺴﯽ ها ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺿﺮﺑﻪ را وارد کنند ، ﻣﺼﺪق ﺑﻪ ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺁﻧﺎن ﭘﯽ ﺑﺮد . او ، ﺗﻨﻬﺎ اﻗﺪاﻣﯽ را که ﻣﯽﺗﻮاﻧﺴﺖﺑﺮاﯼ ﺣﻔﻆ دوﻟﺘﺶ اﻧﺠﺎم دهﺪ ، ﻋﻤﻠﯽ کرد . در ﺷﺎﻧﺰدهﻢ اکتبر 1952 ، دﺳﺘﻮر داد
سیاستی که مصدق به پیش گرفته بود برای به انزوا کشیدن روحانیت و خصوصا آیت الله کاشانی بود آیت الله کاشانی ابتدا در به عنوان رئیس مجلس بود نکته ی قابل توجه دیگر این است که در ابتدا قرار بود کاشانی به عنوان نخست وزیر بعد از کودتا انتخواب شود اما بعد ها این نقش به زاهدی داده شد.
کاشانی در دهم تیر 1332 با تلاش حامیان مرحوم دکتر مصدق از ریاست مجلس کنار گذاشته شد و مرحوم دکتر عبدالله معظمی از یاران مصدق به ریاست برگزیده شد و تا یک هفته قبل از کودتا که مصدق با یک رفراندوم جنجالی و زیانبار، مجلس هفدهم را منحل کرد معظمی رئیس مجلس بود.
نکته دیگری که وجود دارد این است که کاشانی در 9 اسفند 1331 که شاه می خواست به بهانه ایران را به بهانه درمان ترک کند کاشانی طی نامه ای از شاه خواست که کشور را ترک نکند.
و به احتمال زیاد کاشانی و فدائیان اسلام شعبان بی مخ را برای این کار به آمریکاییان معرفی کرده بودند زیرا قبل از کودتا شعبان بی مخ در زندان بود و بعد از آن مورد توجه شاه قرار گرفت مدرکی که برای اثبات این ادعا می شود ارائه داد تصویر یادگاری کاشانی با شعبان بی مخ است که دوماه پس از کودتا گرفته شده است.
تصویر عکس یادگاری شعبان بی مخ و کاشانی بعد از کودتای 28 مرداد
برای اثبات این موضوع نیز شعبان بی مخ در خاطرات خود نوشته است:
روز 9 اسفند خدمت شما عرض کنم که ما اول صبح رفتیم خونه کاشانی, درست یادمه. اون حاجی(محسن) محرر بود, امیر موبور بود, احمد عشقی بود و حاجی حسین عالم بود و یه عده ای دیگه. آیت الله کاشانی گفت: « برین شاه داره از مملکت بیرون میره, برین نذارین شاه بره» گفت:: « اگه شاه بره عمامه ی مام رفته!»… آیت الله کاشانی که گفت برین نذارین, من اومدم رفتم سر بازار سخنرانی کردم و اینا رو گفتم:« ایهاالناس! مغازه هاتونو ببندین, دکوناتونو ببندین, اعلیحضرت شاه داره از مملکت خارج میشه. اگه شاه بره شما زندگیتون از بین میره و اینا …» دیدم هیشکی محل نذاشت. رفتیم دومرتبه سخنرانی کردیم. دیدیم نه, بازاریا… هر چی کردیم گوش نکردن. یه محمود جواهری بود سربازار , که اینا بعد کشتنش, اونم خیلی با مصدق جور بود. محمود جواهری بود و اون دستمالچی بود و حاجی مانیان و یه عده دیگه. تکون نخوردن. اینا خیلی با مصدق نزدیک بودن. آخه بازار با مصدق بود دیگه! … بله, منم زدم و شکستم و خلاصه بازارو بستن. ما راه افتادیم رفتیم ناصرخسرو . تو ناصر خسرو که رسیدیم. دیدیم چیکار کنیم ملت دنبال ما بیان؟ اومدیم نعش درست کردیم. راستش! اومدیم نعش درست کردیم دیگه! یه چیزی گذاشتیم, متکا و فلان و اینا رو گذاشتیم رو یه تخته, و دو سه تا مرغ از اون مرغای رسمی گرفتم از اون یارو تو کوچه تکیه دولت.خوناشونو ریختیم اون رو, مرغاشم دادیم برد خونه واسه زنمون. خلاصه, اینو راه انداختیم و گفتیم : « کشتن! آی کشتن!» … راه افتادیم رفتیم در خونه شاه . خدا بیامرزدش اون وقت خونه ش تو کاخ اختصاصی روبروی کاخ مرمر بود. بله, رفتیم درِ خونه شاه و دیدیم یه عده از این افسر مفسرها اونجا وایسادن و تیمسار (سرتیپ علی اصغر) مزینی و تیمسار (سرتیپ دکتر) منزه و تیمسار (سرتیپ غلامعلی) بایندر و همین سرگرد (پرویز) خسروانی اینا همه وایساده بودن …که بعدها به خاطر قتل افشار طوس گرفتنشون. دیدم اونجا با یه جمعیتی دم خونه شاه وایسادن… گفتم : « آقای کاشانی منو فرستاده و این صحبتا»… بعد از سخنرانی و داد و بیداد رفتیم خونه مصدق. بعد دیدیم طبقه اول اون بالا افشار طوس که رییس شهربانی بود وایساده, طبقه دومشم (سرتیپ نادر) باتمانقلیچ رییس ستاد ارتش, اونم اون بالا وایساده بود. من داد زدم گفتم: « اومدیم مصدق رو ببریم نذاره اعلیحضرت بره» افشار طوس گفت: « برو خفه شو!» ولی باتمانقلیچ هیچی نگفت. افشارطوس دو سه تا داد زد سرمون. مام دو سه تا داد زدیم و دعوامون شد… بالاخره ما دیدیم هیچ جوری نمیشه, اومدیم یه جیپی اونجا بود. جیپو گرفتیم زدیم تو خونه مصدق و در آهنی بزرگی بود خراب شد…
بخشی از خاطرات شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ, در گفتگو با هما سرشار( نشر ثالث- تهران-1381) صص123-159
واقعیت تلخ ماجرا از این قرار است که سفارت انگلیس بعد از کشمکش های میان کاشانی و مصدق و با نفوظی که کاشانی داشت تصمیم گرفت از کاشانی برای این کار استفاده کند به همین دلیل پول هنگفتی به کاشانی پرداخت شده بود.و دستور داد به توصیه های کاشانی در دستگاهای اداری اجرا نشود.
کاشانی برای همراه ساختن اوباش هیچ مشکلی نداشت زیرا با پرداخت مبالغی بسیار اندک می توانست اوباش را با خود همراه کند هم چنین برای همراه ساختن روحانیون درجه دوم و سوم و روزه خوانان نیز مشکل مالی نداشت اما از میان روحانیون درجه اول فقط آیت الله بهبهانی با کاشانی همراه شد و این دو با به راه انداختن گروهای چماقدار به خیابان ها عملیات کودتا را انجام دادند
هیئت جوانان متوصلین به حضرت ابوالفضل مولوی!در حال سر دادن شعار جاوید شاه!
نکته ای که وجود دارد این است که بعدها نامه ای منتشر شد که در آن آیت الله کاشانی درشب 27 مرداد از دکتر مصدق اعلام همایت کرده بود که این نامه جعلی بوده و بعدا معلوم شد خط پسر کاشانی بوده است که بعد از مرگ او این نامه را نوشته!
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی در اعتراض به مصدق در اعلامیه ای به مردم گفته است:
« ملت غیور ایران اکنون 28 ماه است که ایشان زمامدار است و در تمام این مدت یک قدم مفید به حال شما که بتواند اسم آن را ببرد بر نداشتند. هر روز وعده‌های بزرگ می‌دهد و فردا عذر می‌آورد. ساعت به ساعت راه را برای تحکیم دیکتاتوری و حکومت فردی و خود سری هموار ساخته‌است. محمد مصدق خوب می‌داند اگر با آزادی به رأی ملت رجوع کند 97 درصد مردم علیه او رأی می‌دهند . شما هموطنان عزیز می‌بینید که تا امروز چه کسی به نفع اجانب قدم برداشته و آنچه تا امروز کرده مستقیما به مصلحت اجنبی و زیان مملکت بوده‌است.»
کاشانی همچنین محمدرضا پهلوی را «مرد تربیت شده، معقول و تحصیل کرده» خوانده و گفته است: «عقیده من این است که ایران سالیان دراز حساسیت سلطنت دارد و فی الحقیقته وجود شاه یک جهت جامعی برای جمع آوری همه طبقات مردم به دور این مرکز ثابت است.»
کاشانی همچنین پس از کودتا 28 مرداد 1332 در مصاحبه‌ای گفت: «ریاست مجلس در شأن من نبود و من از این جهت این مقام را پذیرفتم که جلو فعالیت‌هایی که مصدق می‌خواست شروع کند و یک سال بعد شروع کرد بگیرم.»
کاشانی در روز پس از پیروی کودتا طی یاداشتی پیروزی کودتا را به شاه تبریک گفت. و یاداشت تبریکی نیز به این شرح برای زاهدی ارسال کرد” پیام تبریک کاشانی به ارتشبد زاهدی:
«جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده ، تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ایران دفاع نموده و در راه صلاح و افق ملت حداکثر فداکاری را بنمایند .
در یک اظهارنظر آشکار پس از کودتا نیز کاشانی گفت:
«مصدق شاه را مجبور کرد که ایران را ترک نماید اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد بازگشت. ملت شاه را دوست دارد و رژیم جمهوری مناسب ایران نیست»
[b]همچنین در آن زمان مدارکی نیز در دسترس است که خمینی روابط نزدیک با کاشانی داشته است و در ویدئویی که در این قسمت قرار داده شده است خمینی علاوه بر فحاشی به مصدق که نشان دهنده دشمنی خمینی با مصدق است اشاره می کند که به منزل کاشانی رفت و آمد می کرده است ولی برای تبرئه شدن از اتهام کودتا گفت من منزل یکی از علمای اسلام بودم!!.
زنده یاد مهدی هائری در خاطرات خود نوشته است که :خمینی در مورد مصدق حتی با کاشانی هم مخالف بود و قرار بود آیت الله بهبهانی از آیت الله بروجردی برای کودتا فتوا بگیرد شخصی که از طرف بهبهانی به نزد بروجردی رفته بود فتوا بگیرد روح الله خمینی بود.بعدها مرحوم بروجردی نیز خودش به این مساله اشاره می کند که خمینی آمده بود در این مورد از من فتوا بگیرد.
خمینی در کتاب صحیفه نور خود نوشته: «مسلمانها بنشینند تماشاکنند یک گروهی [جبهه ملی] که از اولش باطل بودند، من از آن ریشه هایش میدانم، یک گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بودند از اولش هم مخالفبودند. اولش هم وقتی که مرحومآیت الله کاشانی دید که اینها خلاف دارند می کنند و صحبت کرد اینها کاری کردند که یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند اسمش را آیت الله گذاشته بودند. این در زمان آن [دکتر مصدق] بود که اینهافخر می کنند به او، او هم مسلم نبود.من آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زدند و به اسم آیت الله توی خیابانها می گردانند. من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص [آیت الله کاشانی] نیست، این [دکتر مصدق] سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد [سقوط بیست و هشتم مرداد] و اگر مانده بود سیلی را بر اسلام می زد. اینهاتفاله های آن جمعیت هستند که حالا قصاص را حکم ضروری اسلام را، غیرانسانی می دانند.» (صحیفه نور- ج 15 – ص 15).
از راست به چپ مهدی عراقی حسن خمینی روح الله خمینی
و در جایی دیگر می گوید: از همان اول هم ،وقتی مرحوم آیت الله کاشانی دید که اینها (مصدق)دارند خلاف می کنند و صحبت کرد. اینها کاری کردند که یک سگی را نزدیک مجلس بهش عینک زدند و اسمش را آیت الله گذاشتند.این در زمان آن بود که اینها فخر می کردند به وجود او (مصدق).اون (مصدق)هم مسلم نبود.من آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زدند و به اسم آیت الله توی خیابان ها می گردانند .من به اون آقا (روحانی تهرانی)عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست .این (مصدق) سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود سیلی را بر اسلام می زد.»
مدرک دیگری که در مورد دخالت خائنانه خمینی در کودتای 28 مرداد می توان ارائه داد شخصی به نام حاج مهدی عراقی بود که یکی از پایه گذاران فدائیان اسلام بودو در کودتای 28 مرداد همراه با سایرعناصر این سازمان بر علیه مصدق جنگید و کسی بود که بسیار به خمینی نزدیک بود که در ترور حسنعلی منصور نیز دست داشت و تا فروپاشی رژیم پهلوی در زندان بود و در سال 1358 ترور شد.مهدی عراقی در سال 1357 برای دیدار خمینی به پاریس رفته بود.
بریتانیا که تمام منابع نفت و خرید و فروش آن را در دست داشت برای مقابله با مصدق از خرید نفت ایران خودداری کرد و بحران اقتصادی در ایران به وجود آمد. آمریکا که در این میان دچار ضرر های فراوان شده بود تصمیمی گرفت تا با یک کودتا هم مصدق را بر کنار کند و هم نفت را به چنگ آورد و هم شاه را مطیع اوامر خود کند.بنابر این بر آن شد تا دست به یک کودتای نظامی در ایران بزند.یک روز قبل از انجام کودتا، حضرت آیت الله کاشانی در نامه ای به دکتر مصدق ایشان را از خبر توطئه آگاه ساخته بودند و گفته بودند که من حاضرم به شما کمک کنم و با هم جلوی این توطئه را بگیریم .اما محمد مصدق پاسخ داد که من از پشتوانه ملت برخوردارم و به شما احتیاجی نیست.
همچنین شخص دیگری که در این کودتا نقش صحنه گردانی را بازی می کرده فرزند آیت الله کاشانی به نام محمود کاشانی بود که متسفانه امروز نیز در دانشگاههای ایران به عنوان استاد دانشگاه مشغول به کار است و در رسانه های مختلف به دکتر مصدق فحاشی می کند و به تازگی ادعا کرده که کودتایی در کار نبوده است!
محمود کاشانی فرزند برحق کاشانی خائن
از طرف دیگر گروه تروریستی فدائیان اسلام که از طرف دکتر مصدق زخم خورده بود و نواب به دستور مصدق به زندان افتاده بود و یکی از گروههای تحت فرمان کاشانی بود نیز نقش خائنانه ای در اجیر کردن اوباش داشت.
فدائیان اسلام کرد که آماده عمل مستقیم بر علیه نمایندگان مصدقی مجلس و اطرافیان و اعضای دولت مصدق می باشد.
فرد دیگری که نقش خائنانه وی در این جریان قابل برسی است آیت الله بهبهانی که در زمان انقلاب مشروطه یک مشروطه خواه تمام عیار بود نقش خائنانه ای در 28 مرداد ایفا کرد آیت الله بهبانی شش روز پس از 28 مرداد یعنی در 3 شهریور با شاه ملاقات کرد.در این روز کاشانی به کاخ سعدآباد رفت. و نقش عمده ای در بسیج کردن اوباش بر علیه حکومت ملی دکتر مصدق را داشت.
نقش روحانیت در 28 مرداد مساله است که می توان برای آن کتابها نوشت اما به دلیل کمبود منابع به این مقاله کوتاه اکتفا کردیم امیدواریم که بزودی دولت بریتانیا و آمریکا تمامی اسناد مربوط به 28 مرداد را منتشر کنند تا در این مورد اطلاعات بیشتری در دست باشد.
....


پاسخ به: برسی نقش خائنانه روحانیت در کودتای28 مرداد - میثم2 - ۱/شهریور/۹۵ ۱:۰۸

سلام

اکثر این مطالب دروغه
آدم این داستان رو میخونه فکر میکنه 28 مرداد انقلاب اسلامی شده!!!، ساده ترین دلیلی که برای غلط بودن این داستان میشه آورد این هست که این کودتا به نفع کی تموم شد؟ کاملا مشخصه که این کودتا هیچ نفعی برای روحانیت نداشت و روحانیت بعد از این جریان قوی تر نشدن بلکه ضعیف تر هم شدن، پس این داستان از اساس مشکل داره
مساله دوم رابطه نظام با روحانیت هست که بهتر نشده بلکه بدتر هم شده

مساله سوم آمریکایی و انگلیسی بودن کودتا بود که همه عالم و آدم میدونن که روحانیون اصلی بخصوص آیت الله کاشانی کلا با استعمار مشکل داشتن حتی سلطنت رو به سلطه کفار ترجیح میدن پس امکان تبانی مستقیم و غیر مستقیم کاملا بعیده
نقل قول:واقعیت تلخ ماجرا از این قرار است که سفارت انگلیس بعد از کشمکش های میان کاشانی و مصدق و با نفوظی که کاشانی داشت تصمیم گرفت از کاشانی برای این کار استفاده کند به همین دلیل پول هنگفتی به کاشانی پرداخت شده بود
دروغ بودن این نوشته کاملا واضحه، پس چرا برعلیه انگلیس قیام کرد؟کفار داخلی بهتر از کفار خارجی باید باشه

دو مورد که دروغ بودن این داستان رو نشون میده
مورد اصلی اینکه اگه کودتا با کمک کاشانی بود باید قدرت کاشانی تقویت میشد ولی 2 سال بعدش نزدیک بود کاشانی رو اعدام کنن
ماجرای تصمیم به اعدام آیت الله کاشانی
پس از شکست دکتر مصدق و آیت الله کاشانی، دستگاه تصمیم به محاکمه و اعدام آیت الله کاشانی داشت. این چیزی بود که آن روزها، قرائن به خوبی نشان می داد. تنها کسی که از موضع قدرت، به مخالفت برخاست، آیت الله بروجردی بود. حتی برخی از افراد مخالفت های تشکیلات آیت الله کاشانی را به آیت الله بروجردی گوشزد کردند؛ اما ایشان در پاسخ فرمودند: «من همه اینها را می دانم، ولی اجازه نمی دهم مجتهد کشی باب شود.» آن قدر پافشاری نمودند تا جلوی مسأله را گرفتند.
http://iscq.ir/?part=menu&inc=menu&id=148

مورد دوم نامه آیت الله کاشانی به مصدق هست و جواب مصدق
آیا جواب مصدق رو هم پسر کاشانی جعل کرده؟ مشخصه که نمیتونسته دست خط هر دو رو خوب جعل کنه
دلایل رد جعلی بودن نامه : منبع

واقعیت اینه که اینجا دارن مصدق رو مظلوم و بی گناه جلوه میدن، درحالی که خرابکاری اصلی که موجب 28 مرداد شد خرابکاری خود مصدق بود
اگه مصدق مجلس رو منحل نمیکرد کودتایی هم در کار نبود، اسناد شاه دوست بودن و طرفدار نظام سلطنت بودن مصدق خیلی زیاد و غیر قابل انکاره، مصدق عامل کشتار مردم، سرلشگر وثوق رو معاون جنگ خودش کرد
قضیه کمک مصدق تو سرکوب قیام تنگستان و قضایای حمایت انگلیس تو سمت های قبلی مصدق تو تاریخ ثبت هست
نمیشه خرابکاری مصدق رو انداخت گردن دیگران


پاسخ به: برسی نقش خائنانه روحانیت در کودتای28 مرداد - Majabat - ۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۲۸

(۱/شهریور/۹۵ ۱:۰۸)میثم2 نوشته است:  ساده ترین دلیلی که برای غلط بودن این داستان میشه آورد این هست که این کودتا به نفع کی تموم شد؟
کودتا به نفع مخالفین دموکراسی (سلطنت و روحانیت) بوده .
در اینجا
به اجبار روحانیت و سلطنت کنار هم قرار می گیرند .
پس دلیل شما برا غلط بودن این داستان مردوده .


پاسخ به: برسی نقش خائنانه روحانیت در کودتای28 مرداد - Ali#59 - ۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۳۱

شاید نه تمام روحانیت اما در این که کاشانی 28 امرداد بسیار خوشحال شد شکی نیست.
به استناد نامه تبریکی که روز بعد برای محمدرضا فرستاد.


پاسخ به: برسی نقش خائنانه روحانیت در کودتای28 مرداد - میثم2 - ۱/شهریور/۹۵ ۲۲:۱۲

(۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۲۸)Majabat نوشته است:  کودتا به نفع مخالفین دموکراسی (سلطنت و روحانیت) بوده .
در اینجا
به اجبار روحانیت و سلطنت کنار هم قرار می گیرند .
پس دلیل شما برا غلط بودن این داستان مردوده .
سلام
روحانیت مخالف دموکراسی نیست مخالف دیکتاتوری و سلطه کفار استعمارگره
دیکتاتوری یعنی انحلال مجلس یعنی مقام دادن به عامل کشتار مردم، یعنی اختیار مطلق یعنی گرفتن اختیار مجلس
__________________________________________________________________________________

بازخوانی قیام 30 تیر
مصدق از مجلس هفدهم راي اعتماد گرفت مجلس سنا نيز با راي قابل قبولي به نخست‌وزيري مصدق ابراز تمايل كرد فرمان نخست‌وزيري 19 تير صادر و او مامور تشكيل كابينه شد. مصدق در 22 تير قبل از تعيين هيئت دولت از مجلس تقاضاي اختيارات ويژه براي مدت 6 ماه كرد تا قوانيني را كه خود مي‌خواهد به تصويب رساند.
تقاضاي او به معناي تعطيلي مجلس به مدت 6 ماه بود. مجلسي كه با راي قاطعي آن هم در اندازه 80 درصد به او درباره نخست‌وزيري اعتماد كرده بود، موردبي‌مهري مصدق قرار گرفت.
مصدق روز 25 تير به دربار رفت پس از سه ساعت مذاكره با شاه به طور ناگهاني و بدون مشورت با رهبران نهضت استعفا داد در حالي كه همه جا بحث معرفي وزرا و شكل‌گيري دولت جديد بود.
علت استعفا عدم موافقت شاه با وزارت جنگ او بود!
با قبول استعفاي مصدق از سوي شاه قوام السلطنه مامور تشكيل كابينه مي‌شود. عكس‌العمل مصدق در برابر واكنش شاه جالب است. او به احمدآباد مي‌رود و سكوت پيشه مي‌كند!
اما آيت الله كاشاني زير بار استعفا نمي‌رود و حمله خود را متوجه قوام و از آنجا متوجه شاه و دربار مي‌نمايد و تهديد مي‌كند اگر قوام كنار نرود كفن مي‌پوشد و به خيابان مي‌آيد و مطالبات مردم را پيگيري خواهد كرد. او قوام را خائن به ملت مي‌نامد و از مصدق مي‌خواهد براي ادامه نهضت ملي به قدرت باز گردد.
دستور بازداشت آيت الله كاشاني و انحلال مجلس هفدهم صادر مي‌شود با اعلام اين خبر در رسانه‌ها بويژه راديوهاي خارجي، كاشاني در 29 تير با انجام يك مصاحبه مطبوعاتي با قدرت مقدمات قيام تاريخي 30 تير را فراهم مي‌كند و صريحا اعلام مي‌كند: «به خداي لايزال اگر قوام كنار نرود اعلام جهاد مي‌كنم و خودم كفن مي‌پوشم با ملت در اين پيكار شركت مي‌كنم»
روز 30 تير علي‌رغم حضور تانك‌ها در شهر تهران مردم به خيابان‌ها ريختند و با خون خود يكي از صفحات زرين تاريخ مقاومت ملت ايران را ورق زدند. حضور فداكارانه مردم در صحنه باعث شد پيروزي نهضت در ساعت 12ظهر همان روز قطعي شود. شاه عقب‌نشيني كرد و قوام عزل گرديد.
[/b]
غروب 30 تير آيت الله كاشاني با انتشار اعلاميه‌اي پيروزي ملت را تبريك گفت و از شهداي 30 تير تجليل و تكريم كرد. او از مردم خواست به اعتصاب‌ها پايان دهند و قول داد با عاملين كشتار مردم برخورد كند. همان شب 30 تير دادگاه لاهه راي به حقانيت ملت ايران در خصوص مناقشات ملي شدن صنعت نفت با دولت انگليس داد.
مجلس روز 30 تير را روز قيام مقدس ملي ناميد و قوام را به خاطر كشتار مردم مفسدفي الارض شناخت و كليه اموال او را مشمول مصادره دانست. مجلس اختيارات قانونگذاري 6 ماهه به مصدق داد. آيت الله كاشاني با آنكه فرصت حضور در مجلس نداشت، به عنوان رياست مجلس انتخاب شد.
مصدق به قدرت بازگشت در حالي كه وزارت جنگ را در اختيار داشت، امتياز قانون‌گذاري به مدت شش ماه از مجلس گرفته شد.
مصدق كفالت وزارت جنگ را به عهده سرلشكر وثوق گذاشت كسي كه در كشتار 30 تير همكاري نزديك با قوام داشت. نفت را به فلاح و سهام السلطان بيات سپرد كه با شركت نفت انگليس همكاري نزديك داشتند.
فلاح جاسوس انگليسي‌ها بود ومصدق خود اسنادي عليه وي در شوراي امنيت ارائه داده بود. ديگر انتصابات مصدق در پست‌هاي كليدي از اين سنخ بود كه با اعتراضات مردم و بويژه انتقاد مشفقانه آيت الله كاشاني روبه رو شد.
او از مجازات مسببين حوادث خونين 30 تير با آنكه هم وزارت جنگ را در دست داشت و هم اختيارات قانونگذاري را، سر باز زد.
مصدق به قانون ملي شدن صنعت نفت كه خود در تصويب آن نقش مهمي داشت عمل نكرد
و به توصيه‌هاي آيت الله كاشاني بي‌اعتنا بود. او در حل و فصل مسئله نفت با انگليسي‌ها و آمريكاييها كنار آمده بود و كاشاني را مزاحم خود مي‌ديد، لذا پيشنهاد اخذ اختيارات يكساله را داد و سپس در يك رفراندوم قلابي اقدام به انحلال مجلس كرد.
كارهايي كه قرار بود قوام السلطنه براي شكست نهضت ملي شدن صنعت نفت انجام دهد، مصدق در طول حكومت يكسال و 29 روزه خود به راحتي عملياتي كرد. كودتاي 28 مرداد سال 32 در حالي انجام شد كه او وزارت جنگ را در اختيار داشت، اختيارات وسيع از مجلس گرفته بود و حتي وقتي نامه تاريخي 27 مرداد آيت الله كاشاني مبني بر خبر قطعي وقوع كودتا به او مي‌رسد هيچ اقدامي براي جلوگيري از كودتا نمي‌كند. گويي خود در توطئه كودتا عليه ملت و نهضت ملي نقش اول را بازي مي‌كرد.
فعل وقول سياسي مصدق پس از قيام تاريخي 30 تير پس از بازگشت به قدرت در جهت بازگشت استبداد و استعماربود و اين كار را هم عملي كرد. كسي كه كمترين هوش سياسي داشته باشد مي‌داند اقدامات او به نفع دربار و سياست‌هاي استعماري دولت‌هاي غربي بويژه انگليس و آمريكا بود.
مصدق در تاريخي نزديك به يك قرن در ايران نقش پيچيده‌اي ايفا كرده است كه فقط از ميان اسناد سري و محرمانه وزات خارجه دولت انگليس مي‌توان به بازخواني آن نشست. به همين دليل است كه انگليسي‌ها بعد از گذشت بيش از نيم قرن از ملي شدن صنعت نفت حاضر به افشاي آن اسناد نشده‌اند.
http://www.rajanews.com/news/79977



پاسخ به: برسی نقش خائنانه روحانیت در کودتای28 مرداد - سعدی - ۲۹/مرداد/۹۶ ۱۳:۴۱

در این مورد نظرات متضادی مطرح شده. بعضی کاشانی رو در ماجرای کودتا مقصر دونستند و برخی مصدق را. در این میان نظری هم از پسر آیت الله کاشانی منتشر شده که معتقده اصلا کودتایی در کار نبوده ...

http://fararu.com/fa/news/319639/روایت-پسر-آیت‌الله-کاشانی-از-کودتای-۲۸مرداد

به نظرم بحثهای پراکنده پیرامون این موضوع اگر در همین تاپیک باشه مناسبتره.


خودم اطلاعات تاریخی کافی ندارم و بیشتر خواننده بحثها هستم. چند وقتی هم نیستم و اگر به پستها جواب ندادم به حساب بی ادبی نگذارید.

بهتره عنوان بحث به صورت بی طرفانه در بیاد