![]() |
|
چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: علم و عقل در اسلام (/forum-57.html) +--- موضوع: چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ (/thread-43960.html) |
چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - سعدی - ۲۷/آبان/۹۶ ۱۳:۱۹ در برخی مواقع برخی از افراد این سوال برایشان بوجود میآید که چگونه با علم ناتمامی که معصومین(علیه السلام) داشتهاند پس چرا بعضی از وقایع در زندگی آنان تاثیرات شگرفی گذاشته است. به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی، پرسش و پاسخی پیرامون این موضوع در اختیار این سرویس خبری قرار داده است که در ادامه متن آنها میآید: پرسش: اگر امام رضا(علیه السلام) میدانستند که شربت انگور یا انگورهایی که میخورند آغشته به زهر است که خوردن آنها خودکشی محسوب میشود که در اسلام جایز نیست و اگر نمیدانستند که آن شربت یا انگورها سمی هستند که این با عالم بودن و علم کامل امامان منافات دارد که چنین مطلبی را ندانند؟ پاسخ: این سوال و اشکال در مورد سایر امامان به خصوص امام حسین(علیه السلام) در حرکت به سمت کربلا و حرکت امام علی(علیه السلام) به سمت مسجد و... هم مطرح است و منشاء این پرسش هم به علم امامان از آینده بر میگردد. در مقام پاسخ ابتدا باید دانست که دانش و آگاهی پیامبران و امامان(علیه السلام) بر دو قسم است: 1 - علمهایی که از راههای عادی فراهم میآید، که در این دانشها با مردم دیگر تفاوت زیادی ندارند. 2 - علومی که از راههای ماورای طبیعی (علم لدنی = وحی و الهام) حاصل میگردد. در کتاب "کافی" بابی(فصلی) وجود دارد با عنوان "ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا"، یعنی امامان هرگاه میخواستند که چیزی را بدانند، از آن آگاه میشدند. در این باب روایات بسیاری جمع آوری شده است.(1) پیشوایان و امامان وظیفه نداشتند در تمام موارد، طبق علومی که از راههای غیر عادی حاصل میشد عمل کنند، بلکه تکالیف دینی آنان همواره طبق علومی بود که از راههای عادی پیدا میشد. روش و رفتار آنان در زندگی، در معاملات، معاشرت، زناشویی، پوشیدن، نوشیدن، خوردن، خوابیدن، تندرستی و بیماری، صلح و جنگ، فقر و توانگری، حکومت و سیاست، مثل سایر مردم است، مثلا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان(علیه السلام) منافقان را خوب میشناختند و میدانستند که آنها ایمان واقعی ندارند، ولی هرگز با آنها مانند کفار برخورد نمیکردند، بلکه از نظر معاشرت و ازدواج و دیگر احکام با آنها مانند سایر مسلمانان بودند. همچنین هنگامی که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم می نشستند، مطابق قوانین قضایی اسلام حکم میکردند و از علم خدادادی خود استفاده نمیکردند و در موردی که دلیل شرعی مثلا بر قاتل بودن متهمی وجود نداشت، امام یا پیامبر با تکیه بر علم غیب، حکم قصاص صادر نمیکردند. معصومان(علیه السلام) میتوانستند در خود مصونیتی به وجود بیاورند که ضربه شمشیر و سم در آنها اثر نکند، یا اگر مؤثر شد، سریعا از راه اعجاز، خود را شفا بدهند، ولی این کار را نکردهاند، زیرا بشر هستند و قضای کلی الهی بر این است که در زندگی مانند سایر مردم عمل کنند. از این رو وقتی مریض میشدند، به طبیب مراجعه کرده و از دارو استفاده میکردند و درد را تحمل میکردند و در بستر بیماری میافتادند. زیرا اگر غیر از این بود امتحان، آزمایش، صبر و مقاومت در برابر مشکلات معنا نداشت. آنها در این جهت مانند مردمان عادی بودند که در معرض آزمونهای سخت قرار میگرفتند و علم لدنی آنها در اینجا هیچ دخالتی نمیتوانست داشته باشد. گرچه امامان(علیه السلام) از علم خدادادی برخوردار بودند و از گذشته و آینده خبر میدادند و از نحوه شهادت خود با خبر بودند، ولی مؤظف نبودند طبق علمشان عمل کنند، بلکه در همه موارد (مگر مصلحت ایجاب کند) مطابق آن چه علوم عادی اقتضا میکرد، عمل مینمودند. همان گونه که خداوند میتوانست در تمام برخوردهای بین کفر و توحید، پیامبران، امامان و اولیای الهی و رهروان راه حق را پیروز گرداند و کفر و کافران را مغلوب کند، ولی این کار را جز در موارد استثنایی انجام نداد، چرا که سنت الهی بر این است که جریان امور دنیوی به طور عادی و طبیعی پیش رود. در غیر این صورت دنیا بستر آزمایش برای بشر نخواهد شد. امام حسین(علیه السلام) بر اساس علم عادی خود و در پی نامههای گوناگون شیعیان کوفه و اضطرار خروج از مدینه و بر حسب مساعد دیدن اوضاع عراق به سمت کوفه حرکت میکنند، هر چند به علم امامت میدانند که این سفر به داستان کربلا منجر خواهد شد. همان طور که برای علی(علیه السلام) بر اساس علم عادی بشری شب نوزدهم رمضان سال چهلم هجری مانند سایر شبهاست. به همین جهت به سمت مسجد حرکت میکند. علم غیبی که به اذن خداوند در مورد شهادت خود دارد، برای ایشان تکلیفی ایجاد نمیکند و مأمور است که بر اساس علم عادی عمل کند. البته اگر از راه طبیعی، کسی به ایشان خبر میداد که امشب بنا است شما را در مسجد ترور کنند، حضرت از رفتن خودداری میکرد، یا احتیاط بیشتری به خرج میداد، چنان که وقتی چنین خبری به امام حسن(علیه السلام) داده شد، حضرت زیر لباس خود زره پوشیدند. دلیل این نوع سلوک و رفتار میتواند امور و دلایل مختلفی باشد از جمله: 1 - عمل بر اساس علم غیب با حکمت بعثت انبیاء(علیه السلام) و نصب ائمه(علیه السلام) منافات دارد، زیرا در این صورت جنبه اسوه و الگو بودن خود را از دست خواهند داد. افراد بشر از وظایف فردی و اصلاحات اجتماعی به بهانه برخوردار بودن آنان از علم غیب و عمل بر اساس علم خدادادی از وظیفه خود سرباز خواهند زد. 2 - عمل بر اساس علم غیرعادی موجب اختلال در نظام عالم هستی است، زیرا مشیت و اراده خداوند به جریان امور بر اساس نظام اسباب و مسببات طبیعی و علم عادی نوع بشر تعلق گرفته است. به همین جهت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه(علیه السلام) برای شفای بیماری خود و اطرافیان خویش از علم غیب استفاده نمیکردند. شاید یکی از حکمتهای ممنوع بودن تمسک به نجوم، تسخیر جن، برای غیب گویی و کشف غیر عادی حوادث آینده، همین امر یعنی اختلال در نظام عالم هستی باشد. در نتیجه؛ گرچه مورد امام رضا(علیه السلام) اصولا از این بحث خارج است و آن حضرت اختیاری در نخوردن از آن انگور یا شربت مسموم نداشته و به انجام این عمل مجبور شدند؛ اما در سایر موارد امیر مؤمنان علی(علیه السلام) جریان شهادت خود را میدانسته و قاتل خویش را میشناختند، لیکن این علم افاضی (خدادادی) بود و بر حضرت لازم نبود طبق آن عمل کند و به مسجد نرود بلکه وظیفه آن بود که طبق علم عادی رفتار کند و "ابن ملجم" هم تصمیماش مبنی بر شهادت حضرت علی(علیه السلام) را مخفی نگه داشته بود و از این امر کسی غیر از همدستانش با خبر نبود. در نتیجه موقعی که علی(علیه السلام) به مسجد تشریف بردند، در ظاهر مطلبی که دلالت کند فردی در مسجد مصمم بر قتل حضرت است، وجود نداشت. از این رو حضرت مثل سایر روزها برای اقامه نماز جماعت به مسجد تشریف برده و براساس علم عادی خود رفتار کردند و به علم غیر عادی خود ترتیب اثر ندادند، چون مکلف و مأمور نبود تا به علم غیبی خود عمل کند، این حرکت حضرت هم خودکشی نبود. چنان که در قضاوت و حکومت و تدبیر امور و انجام سایر تکالیف، طبق راهها و علمهای معمولی عمل میفرمودند، نه طبق علم غیب. اگر در ظاهر آب نبود، ولی از راه علم غیب از وجود آب اطلاع داشت، تکلیفش مثل دیگران تیمم بود.(2) امام حسین طبق تکلیف الهی عمل کردند. از بیعت سر باز زده و دعوت کوفیان را اجابت کردند و همان گونه که روش طبیعی و مرسوم اقتضا میکرد، قبل از حرکت سفیرانی را به کوفه فرستاده و سپس دست به جهاد با دشمن زده و شهید شدند. با توجه به معنای اخیر انداختن در هلاکت و خودکشی هم مورد ندارد، چون در امور عادی خود، علم و آگاهی غیبی به ماجرا نداشتند یا در این امور، اراده علم غیب نمیکردند تا از آن آگاه شوند و یا اگر علمی هم داشتند، مأمور بودند که به علم عادی رفتار کنند. در حالی که خودکشی و هلاکت به از بین بردن جان خود با اسباب عادی و از طریق علم عادی و طبیعی است. برای مطالعه بیشتر در این خصوص میتوانید به کتاب معارف دین، نوشته آیتالله لطف الله صافی گلپایگانی(ج 1، ص 120 به بعد) مراجعه کنید. پینوشتها: 1. ثقة الاسلام کلینی، الکافی، دار الکتب الإسلامیة تهران، 1365 ه ش، ج1، باب: ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا. 2. علامه مجلسی، بحارالأنوار. نشر اسلامیه، تهران بی تا، ج 42؛ ص 258 و 259. http://www.isna.ir/news/91102313020/ پاسخ به: چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - سعدی - ۹/بهمن/۹۶ ۸:۵۳ خیلی از مطالب دینی هستند که مورد تایید کارشناسان قرار میگیرند اما مورد تایید عامه مردم نیستند. این یک نمونه از همین مطالبه. ممنون میشم با این تاپیک ترکیب بشه: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44147.html پاسخ به: چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - mdroudgar - ۹/بهمن/۹۶ ۱۱:۱۰ (۲۷/آبان/۹۶ ۱۳:۱۹)سعدی نوشته است: در برخی مواقع برخی از افراد این سوال برایشان بوجود میآید که چگونه با علم ناتمامی که معصومین(علیه السلام) داشتهاند پس چرا بعضی از وقایع در زندگی آنان تاثیرات شگرفی گذاشته است.درود برشما وتشکر پیامبر گرامی اسلام ص درکلام وحی چنین فرموده اند(انا بشر مثلکم یوحی الی...) من مانند شما بشری هستم جز اینکه بمن وحی میشود. اصل آن است که پیامبر ودیگر معصومان همانند دیگر انسان ها هستند ووحی ازموارد استثناست یعنی جز مواردی که به آنان وحی میگردید درسایر امور افراد عادی بودند موفق باشید پاسخ به: چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - سعدی - ۹/بهمن/۹۶ ۱۱:۴۲ سلام درودگر گرامی بحث در این مورد بین علمای اسلامی و بین فلاسفه هم وجود داشته. طرفداران هر کدوم از نظرات هم دلایلی برای حرفشون ذکر کرده اند. اما با توجه به حساسیت این قضیه، شاید بحث پیرامون این قضیه به سادگی ممکن نباشه. سایت حوزه علمیه یه مجموعه از این بحثها رو ذکر کرده: https://hawzah.net/fa/Magazine/View/2691/6578/76581 بحث زیر از سایت askdin هم از اونجایی که در حضور کارشناسان مطرح شده می تونه خیلی کمک کننده باشه: http://www.askdin.com/showthread.php?t=41967 http://www.askdin.com/showthread.php?t=61613&p=962478#post962478 پاسخ به: چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - mdroudgar - ۹/بهمن/۹۶ ۱۱:۵۹ (۹/بهمن/۹۶ ۱۱:۴۲)سعدی نوشته است: سلام درودگر گرامیدرود برسعدی عزیز بنده کاری به تحقیقات ندارم ومخالفتی هم نمیکنم چیزی که برای من روشن است اینستکه اصل مانند سایر آدمها بودن است مگر اثبا ت شود که وحی وارد شده است . وحی هم دائمی نیست تونلی نیست که مدام ازآن خبر بیاید بلکه درمواقع لزوم ارتباط برقرار میشود بنابراین هراقدامی که معصوم میکند براساس اصل است مگر خلاف آن اثبات شود که اینهم منوط به اعلام خود معصوم است پس نیازی به تحقیقات ریشه ای وپیچیده وسردر گم نیست موفق باشید پاسخ به: چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - mahdy30na - ۹/بهمن/۹۶ ۱۲:۱۰ سلام تا زمانی که موضوع علم امام ، و اتصال این علم به حضرت باری تعالی درک نشه مشکل داریم . علم رو خدا میده ، معصوم هم چیزی جز خواست خدا انجام نمیده ، در نتیجه ؟ بسم الله الرحمن الرحیم عالِمُ الْغَيب فَلا يُظْهرُ عَلى غَيْبِه أَحداً إِلاّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول - سوره جن، آيه 26 درکنارش داریم : قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ. سوره اعراف آیه 188 این ایه اول رو نه رد میکنه نه خدشه وارد میکنه بلکه در کنار هم معنای علم غیب رو میده . ایه 102 سوره یوسف رو ببینین . ایاتی باز هست ولی فقط چند نمونه تذکر بود . اینکه علم امام بر همه غالب هست جای خودش ولی این که بحث علم غیب رو خیلی ها پیش میارن باید دقت بشه علم غیب زمان و مکان و ... داره این موضوع مطرح کردنش اینجا بدون مقدمه سنگین هست .اگه کسی میتونه بفرماد . اگه قرار باشه همیشه استفاده بشه کاربردش بی معنا میشه . از طرفی این علم غیب و ... اثاری داره بر خود معصوم . دوستان حتما روی این موضوعات خودشون هم تحقیقاتی انجام بدن و فقت به اینجا اکتفا نکنن . با تشکر . یچی هم بگم به کسی بر نخوره ، این بحث با عصمت در عرض هم هستن و اگه دقت نشه کمی راه رو خطری میکنه . یک نکته هم بگم ممکنه بگن این احادیث ضعیف و ... باشن ( سعدی در جریان این موضوع هست ) ، مراقب افراد بیکار هم باشید که با ایجاد شبهات قشنگ سعی میکنن شماها رو اغفال کنن و سرتون کلاه بزارن . پاسخ به: چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - mdroudgar - ۹/بهمن/۹۶ ۱۲:۱۹ (۹/بهمن/۹۶ ۱۲:۱۰)mahdy30na نوشته است: سلامدرود برسینای عزیز ضمن تائید موارد 1-عصمت الهی با وحی درعرض هم هستند نه دانش پیامبران (موضوع بحث)چه هرچه وحی است کاملا درست است(عصمت) ولی هر علمی وعملی غیر وحی آمیز باید اثبات شود.ممنون پاسخ به: چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - سعدی - ۹/بهمن/۹۶ ۱۳:۳۲ (۹/بهمن/۹۶ ۱۲:۱۰)mahdy30na نوشته است: یک نکته هم بگم ممکنه بگن این احادیث ضعیف و ... باشن ( سعدی در جریان این موضوع هست ) ، مراقب افراد بیکار هم باشید که با ایجاد شبهات قشنگ سعی میکنن شماها رو اغفال کنن و سرتون کلاه بزارن .سلام این که اصرار دارم مطالب فقط از سایتهای دینی کپی بشه یا لینک داده بشه، به خاطر اینه که همین شبهه پیش نیاد. اون چیزی که در پست اول تاپیک اومد، از یک کارشناس دینیه. فقط این سایتی که لینک داده شده هم چنین نظری نداره و این یک مطلب پذیرفته شده است. اگر معتقدید که بر مینای احادیث ضعیفه یا توسط افراد بیکار گفته شده، می تونید به همون سایتها پیام بدید و ازشون بخواید مطالب رو تغییر بدند. پاسخ به: چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - mahdy30na - ۹/بهمن/۹۶ ۱۷:۱۷ (۹/بهمن/۹۶ ۱۳:۳۲)سعدی نوشته است: سلام سلام بر سعدی گل . خوب خوبه که زخمت میکشی از این ادرسها میاری . من اینکه گفتم مراقب افراد بیکار باشین چون دیدم که ایراد میگیرن به این مطالب . بگم که گفتم سعدی درجریانی برای این بود که این ضعیف و ... رو قبلتر ها بحث میکریم یادتونه ؟ برای همین . چون برخی خیلی ریز میان و خردعه میگیرن و فقط میخوان بگیرن و دنبال پاسخ نیستن . (۹/بهمن/۹۶ ۱۲:۱۹)mdroudgar نوشته است: درود برسینای عزیزاحوالات شما ؟ پیامبر ایا رفتاری خلاف عصمت و علم انجام میده ؟ قول و فعل تقریر ( ماها میگیم سنت ) معصوم خارج از عصمت نیست و همه داخل در عصمت مطلق إلاّ ما خرج بدلیل که زحمتش میشه گردن کسی که ادعا داره . ایات ابتدایی سوره نجم چه بیان میکند ؟ علم نبی و رسول و معصوم از کجا هست ؟ عصمت معصوم رو شما مطلق میدونی یا مقید به قسمتی ؟ چون قسمت اخر کلامتون این برداشت میشه که مقید به قید داشتن میدونی . منتظر میمونم قید بیاریتا منم بگم قیدات چطوریاس . فقط اینو پیش خودت نگهدار : حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ، وَأَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، قَالَا: حَدَّثَنَا يَحْيَى، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ الْأَخْنَسِ، عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي مُغِيثٍ، عَنْ يُوسُفَ بْنِ مَاهَكَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو، قَالَ: " كُنْتُ أَكْتُبُ كُلَّ شَيْءٍ أَسْمَعُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ أُرِيدُ حِفْظَهُ، فَنَهَتْنِي قُرَيْشٌ، وَقَالُوا: أَتَكْتُبُ كُلَّ شَيْءٍ تَسْمَعُهُ وَرَسُولُ اللَّهِ بَشَرٌ يَتَكَلَّمُ فِي الْغَضَبِ وَالرِّضَا؟، فَأَمْسَكْتُ عَنِ الْكِتَابِ، فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَأَوْمَأَ بِأُصْبُعِهِ إِلَى فِيهِ، فَقَالَ: اكْتُبْ، فَوَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، مَا يَخْرُجُ مِنْهُ إِلَّا حَقٌّ " مصادرش همه اهل سنت هست اگه خواست خواستی سر بزنی به مثلا مسند احمد سنن دارمی و ابی داود و ... سر بزن از بخاری و ... هم خواستی برات مستند دارم که بگم فقط میخوام بدونم اون مگر رو چی میخوای توضیح بدی . لطف کن بصورت مستند و مستدل دلیل بیار که پیامبر خارج از وحی رفتاری داشته . اگه دوست داشتی به این بحث سر بزن حتما دوستان یک بار دیگه مطالب رو با حوصله بخونن توی پست قبلی شاید مطب بد بیان شد اما اینجا که لینک دادم با دقت مطالعه کنین واگه سئالی بود مطرح کنید. اینم بخونین پیامبرشناسی اهل سنت (بصورت خلاصه ) پاسخ به: چرا علم غیب امام رضا(علیه السلام) مانع از خوردن انگور زهرآلود نشد؟ - mdroudgar - ۹/بهمن/۹۶ ۱۷:۵۱ (۹/بهمن/۹۶ ۱۷:۱۷)mahdy30na نوشته است: احوالات شما ؟ درود برسینای عزیز اولا مطلب تاپیک آقا سعدی درباره علم غیب وبرخی اقدامات معصوم بود که بنده باستناد آیه قرآن عرض کردم که اصل مثل آدم بودن معصومان است واگر غیر ازاین باشد نیاز بدلیل است ثانیا شما درپاسخ به ایشان مطلب را به عصمت معصوم کشانیدنید که بحثی دیگر است وبنده هم درپاسخ عرض کردم فرق است میان عصمت الهی با دیگران ثالثا مطالب مربوط به عصمت پیامبران ومعصومان را مرور کردم و در مورد آنها نظری ندارم آنچه یرای من مطرح است این است که اگر در جهان هستی 4 موجود با جوهریت متفاوت وجودارد(خداوند-فرشتگان- موجودات ملکوتی وناسوتی)قطعا عصمت هریک ازآنان با هم متفاوت بوده وقابل مقایسه نیستند همین.(مقایسه کلام خدا با کلام معصوم) آیا موافق این امر نیستید؟ ممنونم |