![]() |
|
ابتدای قصه مدرنيته از كجا شروع شده؟ - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: علم و عقل در اسلام (/forum-57.html) +--- موضوع: ابتدای قصه مدرنيته از كجا شروع شده؟ (/thread-43985.html) |
ابتدای قصه مدرنيته از كجا شروع شده؟ - راوی110 - ۵/آذر/۹۶ ۱۵:۲۵ اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ (سوره حجر - آيه 39)بسم الله الرحمن الرحيم گفت: پروردگارا ! به [ازای] اینکه مرا اغوا کردی، حتماً و قطعاً برایشان در زمین [چيزهایی را]زينت میدهم و حتماً و قطعاً همگیشان را اغوا میکنم. سخنان بالا، گفتههای شيطان است، پس از راندهشدن از درگاه الهی كه ناشی از تمردش از امر خداوند بر سجده بر آدم بوده است. حال بايد ديد چه چيز را قرار است زينت دهد برای گمراهی و اغوای بنی آدم: زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا... (سوره بقره - آيه 212) زندگی دنيا برای كافران زينت داده شده است... ايمان نقطه مقابل كفر است و همانگونه كه ايمان دارای مراتب است و خداوند خطاب به مؤمنين میفرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا... (سوره نساء - آيه 136) ای كسانی كه ايمان آوردهايد، ايمان بياوريد... كفر هم دارای مراتب است و به هر مقدار كه قلب شخصی در مراتب كفر به پيش برود، محبتش نيز به زندگی دنيا بيشتر خواهد شد. حال ربطش به مدرنيسم چيست كه ما قصه آغاز مدرنيسم را از زمان هبوط آدم و آغاز فعاليتهاي ابليس در راستاي اغوا كردن و گمراه كردن بني آدم از صراط مستقيم بندگي، آن هم با راهكار زينت دادن زندگي دنيا در نظرشان آغاز شده میدانيم بماند. إن شاء الله اگر عمری باشد و توفيقی ادامه دارد... پاسخ به: ابتدای قصه مدرنيته از كجا شروع شده؟ - سعدی - ۵/آذر/۹۶ ۱۶:۰۴ سلام جناب راوی یه سوال دارم از خدمتتون: آیا زیبا ساختن دنیا کار خوبیه یا بد؟ زشت کردن دنیا چطور؟ مثلاً اگر یک آدم خوب شهردار بشه، باید سعی کنه شهر رو زیبا کنه یا زشت؟ پاسخ به: ابتدای قصه مدرنيته از كجا شروع شده؟ - راوی110 - ۵/آذر/۹۶ ۱۶:۲۵ (۵/آذر/۹۶ ۱۶:۰۴)سعدی نوشته است: سلام جناب راوی ![]() آيه بعدی كه در اين خصوص قابل توجه است را تقديم میكنم توضيحاتش إن شاء الله باشد برای آينده: وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا ﴿سوره نساء - آيه 119﴾ و آنها را گمراه ميكنم و به آرزوها سرگرم ميسازم و به آنها دستور ميدهم كه گوش چهارپايان را بشكافند و خقلت خداوند را تغيير دهند. اما آيه چهارم كه در اين زمينه تقديم می كنم و توضيحاتش إن شاء الله باشد به زودي تقديم شود: فَلَمَّا جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَ حَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون (سوره مؤمن - آيه 82) و چون پيامبرانشان با دلايل روشن بهسوی آنها آمدند، آنها به آن عِلمی كه نزدشان بود خرسند (و دلخوش) بودند و سرانجام آنها را همان چيزي که مسخره ميکردند (يعني پيام انبيا كه به اتكاي علمي كه نزدشان بود آن را بيمقدار ميدانستند و به سخره ميگرفتند) فرا گرفت. و البته آيه پنجم كه آيه بسيار بسيار تأمل برانگيزي است تنها آيهاي كه در دعاي عهد امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف آمده است!! ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿۴۱﴾ فساد در خشكي و دريا آشكار شد، به واسطه آنچه مردم به دست خود كسب كردند، تا نتيجه آنچه انجام دادند را به آنان بچاشند باشد كه باز گردند. ارتباط اين آيه با ظهور چيست؟ مردم چه چيز را خود كسب كردهاند به واسطه عقل و علم بي توجه كامل به وحي كه به واسطه آن انواع فسادهاي زيست محيطي و مادي و معنوي در برّ و بحر آشكار شده و در بحران جدي قرار گرفته است؟ مظاهر اين بازگشت از اين به اصطلاح دستاوردها چيست و نهايت اين بازگشت به كجاست و به چه حقيقتي است؟ حسن ختام فعلي بخش مقدماتي مباحث را با كلامي از مولي الموحدين، اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليهما السلام بيان ميدارم كه حضرت ميفرمايند: قَالَ امیرالمومنین علی علیه السلام: مَنْ أُعْجِبَ بِرَأْيِهِ ضَلَّ وَ مَنِ اسْتَغْنَى بِعَقْلِهِ زَلَّ وَ مَنْ تَكَبَّرَ عَلَى النَّاسِ ذَلَّ هر کس عجب ورزید به نظر خودش گمراه شد، و هر کس بی نیازی جست با عقلش (و کافی دانست نظر عقل خود را) لغزید و هر کس بر مردم تکبر کرد ذلیل شد. تحف العقول: ص 88 تا اينجا مواد خام بخش نخست بحث تقديم شد شرح و تفصيلش باشد إن شاء الله اگر عمري بود و توفيقي |