![]() |
|
علامت فرد "راضی" به "رضای خدای متعال" چیست؟ $&# - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: اصول و عقاید شیعه (/forum-52.html) +--- بخش: اصول عقاید شیعه (/forum-19.html) +--- موضوع: علامت فرد "راضی" به "رضای خدای متعال" چیست؟ $&# (/thread-4518.html) |
علامت فرد "راضی" به "رضای خدای متعال" چیست؟ $&# - MESSENGER - ۱۴/تیر/۹۰ ۲۲:۵۵ مقام رضایت به آنچه خدا میخواهد از مقامات بسیار رفیع اخلاقی و عرفانی است و خوشا به سعادت آنانی که در این مسیر حرکت میکنند و شوق پروردگار در وجودشان زبانه میکشد. معنای راضی بودن، خوشنودی به خواست خداست و اینکه فرد از قضا وتقدیر الهی بدش نمیآید1 با زبان و در دل از مقدرات الهی راضی بوده و هیچ گله و شکایتی نداشته باشد. کسی که راضی به رضای حق است، نسبت به تک تک احکامی که خداوند تعالی در قرآن عزیزش فرموده، از ته دل راضی است؛ لذا تلاش می کند تا در عمل نیز عامل به احکام الهی باشد. امام خمینی (رحمة الله علیه)می فرمایند : رضا یعنی خوشنودی بنده از حق تعالی و اراده او و مقدرات او. کسی که - نعوذ بالله – به یکی از احکام اسلامیه در باطن قلب اعتراضی دارد، یا کدورتی از یکی از احکام اسلامیه در دل دارد یا بخواهد که یکی از احکام غیر از این که هست باشد،یا بگوید که کاش این حکم کذایی این طور بود نه آن طور،این راضی به دین اسلام نیست و نتواند این دعوای کاذب را بکند.2 قطعا یک انسان راضی به رضای خدا در ابعاد گوناگون دارای نشانههایی است که مهمترین آنها را برمیشمریم: الف: نشانههای اعتقادی: 1- مبنای اینکه انسان به مقام رضایت برسد آن است که در اعتقاد و باور خود، خدا را حکیم بداند که همه کارهایش بر اساس عدل، حکمت و رحمت است یعنی خدای مهربانی که دائما خیر بندگانش را می خواهد و همیشه بهترین گزینه را برای انها انتخاب می کند 2- همچنین خدا را همه کاره عالم بداند(توحید افعالی ) و به این مطلب باور هم داشته باشد.3 در این صورت به یک فرد راضی تبدیل می شود. توجه کنید: رفتارهای ما عمدتا از باورهای ما نشأت میگیرند. البته دقت کنید که همه افراد یکسان نیستند و در همین نشانهها هم دارای مراتب گوناگون هستند. حد اعلای این مطلب در معصومین علیهم السلام وجود دارد که خداشناسان واقعیاند و در همه حال حتی مصیبتهای بسیار بزرگ از این اعتقاد غافل نمیشوند و شما میتوانید نمونههای آن را در کلمات امام حسین علیه السلام در روز عاشورا ببینید. ب: نشانههای فکری : 1- از نشانههای اعتقادی و فکری فرد راضی که در عمل و زندگی او بروز میکند داشتن زهد است. یعنی به آنچه از دست میدهد یا مصیبتی که به او میرسد اظهار افسوس نمیکند و ناامید و افسرده نمی شود و در مقابل، برای امور دنیوی و نعمتهای آن خوشحال و بهت زده نمیشود4 2- آرامش خاطر 3- با اعتماد به نفس زندگی میکند 5 4- در تمام اختلافهای فکری، اخلاقی ، حقوقی و... تسلیم حکم خدا و رسول اوست6 5- فرد راضی به حکم خدا ، هر چند بر علیه او حکم شود آن را با روی باز میپذیرد و چون حکم خداست تسلیم آن می شود. 6- این فرد هیچ وقت طمع نمی ورزد و حسادت نمی کند 7 7- غصه روزی نمی خورد اگر چه اهل تلاش و کوشش است8 8- همیشه شکر گذار نعمت های خدا خواهد بود9 9- از دیگر نشانههای این فرد که در برخورد و تعامل با انسانها از اهمیت فوق العادهای برخوردار است آن که در غیر رضای خدا خشمگین نمی شود. 10- برای رضای خدا دوست میدارد. 11- دوست نیک انتخاب میکند 10 این ویژگی مخصوصا در دوران جوانی انسان را از دامهای شیطان صفتان حفظ میکند و عمل به آن باعث برکات بسیاری در سنین بالاتر برای فرد میشود. 12- پیشه کردن صبر از نشانههای فرد راضی است.11 او سختیها و گرفتاریها را هر چند بزرگ باشند تحمل میکند.12 ج: نشانههای رفتاری: 1- از نشانههای مهم فرد راضی در حوزه رفتاری توجه به انجام دادن اعمال خیر و شایسته است که البته با انجام آنها این فرد رضایت خداوند را نیز به دست میآورد.13 2- یکی دیگر از نشانههای رفتاری او استفاده و بهره مندی از نعمتهای خدا به انگیزه رضای اوست . اهمیت این مورد بسیار زیاد است زیرا انسان نباید خود را به بهانه زهد، از نعمتهای الهی محروم نماید حال آنکه این نعمتها برای مؤمنین آفریده شده است.14 3- انفاق در راه خدا بدون هیچ چشمداشت و حتی توقع تشکر نیز از علایم رفتاری آنهاست.15 توجه کنید: نقطه مشترک در رفتارهای فرد راضی آن است که همه اعمال خود را با اخلاص انجام میدهد و مقصد او خداست.16 خلاصه: کسی که راضی به رضا و قضای خدا باشد صاحب مقام بسیار بلندی شده است که دنیا و آخرت او را تحت تاثیر قرار می دهد و در میان مردم شاخص می گردد. 1-ر. ک: قاموس قران ، ج3 ، ص 102و 104 2-امام خمینی (ره ) / جنود عقل و جهل / صص167و161 3-ر.ک: تفسیر موضوعی قران کریم ، ایة الله جوادی آملی ، ج 11 ، صص 376-381 4-همان ؛ اشاره به آیه 23 حدید. 5-اشاره به آیات آخر سوره فجر: یَأَیَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ(27)ارْجِعِى إِلىَ رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً(28)؛همچنین ر.ک: نهج البلاغه ،حکمت 273 6-سوره نساء ، آیه 65. برای توضیح بیشتر ر.ک: تفسیر موضوعی قران کریم ، ایة الله جوادی آملی ، ج 11 ، صص 379-380 7-پیام امام شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه ، ج 2 ، صص 43و44 8-همان ، ص 48. و ر.ک: نهج البلاغه ابن ابی الحدید حکمت 273 و فرهنگ معارف نهج البلاغه ج 2 ص 793 9-ر.ک : سوره نمل آیه 19؛ سوره زمر آیه 7؛ سوره أحقاف آیه 15؛ سوره فتح آیه 29 10-ر.ک: سوره فتح آیه 29؛ سوره مجادله آیه 22 ؛ سوره ممتحنه آیه 1 11-ر.ک: تفسیر نور ، ج 5 صص 84-85. و سوره طه آیه 130 12-ر.ک: سوره حشر آیه 8 13-ر.ک: سوره طه آیه 130؛ سوره نمل آیه 19؛ سوره زمر آیه 7؛ سوره أحقاف آیه 15؛ سوره فتح آیه 29 و سوره قارعه آیه 6و7 14-ر.ک: سوره حدید آیه 27 15-ر.ک: سوره لیل آیات 18 تا آخر 16-ر.ک: نهج البلاغه صبحی صالح ، حکمت 276 RE: علامت فرد "راضی" به "رضای خدای متعال" چیست؟ - علی 110 - ۱۹/تیر/۹۰ ۲۳:۰۷ روزی شخصی میاد در محضر یکی از امامان معصوم فکر میکنم امام صادق علیه السلام بودن اون شخص میگه یه روز یکی به ابوذر میگه که تو چگونه عمل میکنی؟ ابوذر میگه: وقتی بین کاری مخیر میشم اونی رو انجام میدم که برای نفسم سخت تر هست امام علیه السلام می فرمایند: خدا رحمت کند ابوذر را ولی وقتی ما (اهل بیت) بین کاری مخیر میشیم به این نظر داریم که کدوم بیشتر مورد رضای خداست!!!!!!!!!!!! و سلمان مِنّا اهل البیت بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدایا توفیق بده در راه مِنّا اهل البیت شدن گام برداریم RE: علامت فرد "راضی" به "رضای خدای متعال" چیست؟ - ريحانه الرسول - ۱۶/شهریور/۹۰ ۴:۳۱ براي من يه سوال پيش اومده اصلا قصد جسارت و يا توهين به هيچ كدوم از كاربراي محترم سايت رو هم ندارم. من نزديك دوسال در رابطه با توكل و راههاي تحصيل توكل و... مطالعه و تحقيق كردم و الان مدتيه كه دارم تلاش ميكنم تا انسان متوكلي باشم . (اينم بگم كه توكل هم مانند ساير مقامات اخلاقي به دست آوردنش كار بسيار دشواريه.) از اونجايي كه بنا به دستور ائمه انسان بايد هر علمي رو كه به دست مياره اول در خودش پياده كنه يعني به عمل تبديل كنه بعد بره سراغ دانش ديگه. موضوعات زيادي توي سايت هست درباره خود سازي رضاي خدا ، رعايت تقوا و ... خب اگر هركسي براي نوشتن هر كدوم از اين مقاله ها حتي يك ساعت هم وقت گذاشته باشه وظيفه داره تا به اين دانشي كه كسب كرده عمل كنه. در حالي كه هركدوم از اين نكته ها شايد ماهها زمان ببره تا بتونيم واقعا عمليش كنيم. ميخوام بدونم شما چطور تما اين كارهاي سخت رو انجام ميديد؟؟ از راهنماييتون واقع ممنون ميشم. RE: علامت فرد "راضی" به "رضای خدای متعال" چیست؟ - علی 110 - ۱۶/شهریور/۹۰ ۱۱:۱۵ امکان ندارد شما بتوانید بر نفس خود قائق شوید مگر به کمک کسی که نفسش برای او خاضع شده در این راه هیچ چیز مانند توسل به 14 معصوم و همنشینی با بندگان خوب خدا و پیدا کردن کسی که 5 ویژگی رو مصاحبت با اون در شما ایجاد کنه شاید اثر نداشته باشه ویژگی 1: مصاحبت با اون شخص میل شما رو به بندگی خدا رشد بده ویژگی 2: مصاحبت با اون شخص میل شما رو به ترک گناه زیاد کنه ویژگی 3: مصاحبت با اون شخص محبت شما رو نسبت به خدا و دوستان خدا(به ویژه 14 معصوم) زیاد کنه ویژگی 4: مصاحبت با اون شخص نفرت و خشم شما رو نسبت به دشمنان خدا و دشمنان اهل بیت زیاد کنه ویژگی 5: مصاحبت با اون شخص عظمت خدا و آخرت رو در چشم شما زیاد کنه و خواری و پستی و کوچکی دنیا رو در نظرت ایجاد کنه کسی که این 5 ویژگی رو بتونه برای شما ایجاد کنه اون رو رها نکنید وگرنه هر چه قدر هم حرفهای قشنگ و منطقی حتی بر اساس آیات و روایات برای شما بگه، خیلی برای شخص شما مفید نخواهد بود داشتن ساعت خلوت با خدا اکسیری هست بی نظیر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و عمل صالح مانند خدمت به پدر و مادر و خوش اخلاقی و گره از مشکلات اطرافیان بازکردن هم خیلی در رشد انسان مهم هست و قرآن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! انس با کلام الله مجید خیلی مهم هست و باز تأکید میکنم گدایی درِ خانه ی اهل بیت و دعای عاجزانه به درگاه خدا و اقرار حقیقی در قول و عمل که من هیچی نیستم خدا به همه ی ما توفیق بندگی عنایت کنه RE: علامت فرد "راضی" به "رضای خدای متعال" چیست؟ - Abasaleh - ۱۶/شهریور/۹۰ ۱۱:۴۹ سلام. با وجود این که همه چهارده معصوم یکجور بودن،و توسل به هر کدومشون مایه سعادت دنیوی و اخروی میشه،اما توسل به امام علی و مثل امیرالمؤمنین شدن یه چیز دیگه است! یک مورد از راضی بودن حضرت به رضای خدا و کار خداوند بگم.همه تون هم شنیدید ولی تکرارش خالی از لطف نیست.در خونه شما رو چند نفر باز و بسته میکنه؟!خوب معلومه یک نفر.چند نفر باید با هم فشار بدن تا از جا بکنند؟!شاید۱۰نفر شاید۲۰نفر!در خیبر رو که به روایتی۷۲نفر باز و بسته میکرد،علی(علیه السلام)یک نفره اون رو از جا کند.حالا وقتی اومدن در خونه اش رو آتش زدند و پهلوی همسرش حضرت فاطمه رو شکاندند،مگر نه اومدند دست حضرت رو با طناب بستند و بیرونش کردند؟چه طور اون دستی که در خیبر رو کند،نمیتونست اون طناب رو پاره کنه؟ میتونست،ولی راضی بود به رضای خدا و تقدیری که خدا براش در نظر داشت.هر چی از حضرت علی بگیم هنوز کمه. یامهدی،بیا و از زبان شیرین خودت داستان های رضایت علی به رضای خدا را برایمان بگو. اللهم عجل لولیک الفرج. RE: علامت فرد "راضی" به "رضای خدای متعال" چیست؟ - Agha sayyed - ۱۵/بهمن/۹۰ ۱۸:۵۷ بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم مقدم كردن خواسته خود بر خواسته خدا «لايُؤْثِرُ عبدٌ هوائى على هواه فى شىءٍ مِنْ امر الدنيا» به عزت، جلال، عظمت و نورانيت و به بلندى مقام الوهيت و ربوبيت و خدايى قسم، در زندگى دنيا، بندهاى از بندگان من، خواستههاى مرا بر خواستههاى خودش ترجيح نمىدهد، مثلا در عبادت، دلش مىخواهد كه همه بفهمند او عبادت مىكند ولى چون من با ريا موافق نيستم، خواسته مرا مقدم مىكند و عبادت انجام مىدهد، خدمت به مردم مىكند، اما دلش مىخواهد چهره شود. ولى من به او مىگويم به من خدمت كن، خواسته مرا در همه امور دنيايى مقدم مىكند، «فى شىء من أمر الدنيا» خواستههاى مرا بر خواستههاى خودش مقدم مىكند و عملى كه انجام مىدهد عملى جامع و كامل به دست مىآيد. من در مقابل كار او چه عكسالعملى نشان مىدهم، اول «جعلت غناه فى نفسه» بىنيازى او را در خودش قرار مىدهم، تا مجبور باشد به وسيله مردم بىنياز شود، هر روز آبرو مايه بگذارد، گردن كج كند، دنبال پارتى و مقام برود، نمىگذارم بندهام خلأ حس كند كه براى پر كردن خلأ، گردن كج كند و آبرو مايه بگذارد ودست دراز كند. شاعرى گفت: قصيدهاى در مدح حضرت رضا عليه السلام گفته بودم، با خط خوب روى كاغذ عالى نوشتم و گفتم بروم و براى حاكم خراسان بخوانم و حاكم خراسان بالاخره با شنيدن اين قصيده، پول خوبى به من مىدهد. در راه كه مىرفتم، به خودم گفتم مرد حسابى، اين قصيده را در مدح حضرت رضا عليه السلام گفتى، به حاكم چه ربطى دارد. بايد براى خود حضرت رضا عليه السلام بخوانى. برو براى خودش بخوان. يا حضرت رضا عليه السلام بعد از شنيدن اين قصيده، طبق عقيده شيعه: «أنت تَسْمَعُ كلامى و تشهد مقامى» عنايتى مىكند؟ يا در آخرت جبران مىكند. اينها كسى را از در خانه خود نااميد بر نمىگردانند. از وسط راه برگشت و به حرم حضرت رضا عليه السلام رسيد، گفت: يابن رسول الله ببخشيد، ما راه را اشتباه رفتيم. من مىخواستم اين قصيده را نزد حاكم و استاندار ببرم، متوجه اشتباهم شدم. اين قصيده را براى شما گفتم، و بايد نزد شما بخوانم، يابن رسول الله شعر مرا گوش بده. آن شخص شعر را خواند. كسى در حال زيارت بود، اين فرد با صداى خوبى قصيده را مىخواند، آن زائر گفت: عجب مدح جالبى است، حالا ببينيد چگونه حضرت رضا عليه السلام مشكل را حل مىكند. اين شخص بايد قصيده را بخواند و يك اهل حالى بايد در حال زيارت باشد، قصيده را بشنود و حال زيارتش بيشتر شود، به پول آن زمان، شش تومان به اين شاعر داد و سريع لابه لاى جمعيت خودش را گم كرد. وقتى شاعر پول را ديد، متوجه شد كه مخارج دو سه ماه او است. از حضرت رضا عليه السلام تشكر كرد و گفت: از اين به بعد هم هر كارى كردم مىآيم و به شما ارائه مىكنم، من اشتباه كردم كه نزد حاكم مىرفتم. زيارت كرد و از حرم بيرون آمد، وارد مسجد گوهرشاد شد، يكى از اولياى خدا مىخواست حرم برود، به شاعر گفت: شش تومانى كه امروز حضرت رضا عليه السلام به تو حواله كرده، ده برابر مىخرم، شش تومان را داد، شصت تومان گرفت، ديد خرج سه چهار سال او تأمين شده است، شاعر به حضرت رضا عليه السلام گفت: من غلط كردم كه درِ خانه غير از شما مىرفتم. من از اين به بعد هر مشكلى داشتم مىآيم و به خودتان مىگويم. حاجى از مكه برگشته بود، خراسان آمد، در خانه حضرت رضا عليه السلام را زد، امام عليه السلام اجازه ندادند كه در را باز كنند، چون صداى در را مىداند كه مال كدام دست و كدام نيت است؟ خودشان پشت در آمدند، گفت: حاجى هستم و از سفر برگشتهام، ابن سبيل شدم، يعنى مخارجم تمام شده است، در شهر خود، وضع مالى من خوب است، در اين شهر، نمىخواستم به كس ديگر مراجعه كنم، پولى به من بدهيد، وقتى به شهر خودم برگشتم پول را براى شما مىفرستم. حضرت بدون آنکه دیده شود پول را به وی رسانیند . خدمتکار ایشان به ایشان عرض کرد : اين شخص از مكه برگشته تا جمال شما را زيارت كند، همه مكه مىروند و دلشان مىخواهد همه پول خود را خرج كنند و به كربلا بروند، شما كه الان زنده و در دنيا هستى، در را باز مىكردى و اجازه مىدادى كه نگاهى به جمال مبارك شما بيندازد، فرمود: اين شخص آبرو دارد، اگر مرا مىديد خجالت مىكشيد و عمل من از بين مىرفت. عمل بايد بىعيب باشد. سالم، صاف، جامع و كامل باشد، وقتى بنده من عمل كامل انجام داد: «جعلت غناه فى نفسه» طورى با باطنش معامله مىكنم كه احساس بىنيازى كند. منبع : پایگاه عرفان اللهم عجل لولیک الفرج موفق باشید و خدایی . |